‏نمایش پست‌ها با برچسب جوانان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جوانان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸-۰۲-۱۱

100 هزار دانش‌آموز در خطر اعتیاد

ربطی ندارد چه سالی بوده باشد و کدام مدیر، گویا کار مسئولان دفتر آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش انکار اعتیاد دانش‌آموزان است و دادن آمار ناچیز که «ببینید از هر دوهزار دانش‌آموز یک نفر درگیر اعتیاد به مواد‌مخدر است، کلا روی هم 10هزار نفر هم نمی‌شوند». به گزارش سلامت نیوز به نقل از رزنامه همشهری ،اما کوچه‌ها و نیمکت‌های پارک و کافه‌های سطح شهر عیان و بی‌پروا چیز دیگری می‌گویند؛ پسران نوجوانی که هنوز پشت لبشان سبز نشده اما سیگار دستشان است و دور هم بنگ می‌کشند و دخترکانی که تازه صورتشان از جوش دوره بلوغ ورم کرده اما در تولدها و دورهمی‌هایشان گل می‌زنند و قرص روانگردان بالا می‌اندازند.

حتی کار به جایی کشیده که دخترکان 13، 14ساله بدون ترس و واهمه از قوانین و مقررات سختگیرانه در دستشویی مدرسه‌ای قرص روانگردان می‌خورند و کارشان به بیمارستان می‌کشد و از کیف 2پسر در یکی از مدارس دیگر در شهری دورتر هروئین و کوکایین پیدا می‌شود و از آنها اعتراف می‌گیرند که «مجبوریم بعد از مدرسه برویم کمک برادر و پدرمان موادفروشی».
هشدار پلیس، انکار آموزش و پرورش
حالا بیش از 15سال است که ستاد مبارزه با مواد‌مخدر روی اعتیاد نوجوانان متمرکز شده و جامعه هدف خود را مدارس قرار داده است، بهزیستی هم به‌عنوان یک دستگاه متولی در کنار این ستاد نقش متولی و برنامه‌ریز برای پیشگیری از شیوع بیشتر این اپیدمی را به عهده دارد.

پلیس با اینکه نهاد نظامی-امنیتی است اما بی‌پرواتر از آموزش و پرورش در این‌باره صحبت می‌کند و هشدارهای جدی را به خانواده‌ها می‌دهد. به‌طور نمونه سردار مسعود زاهدیان، رئیس پلیس مبارزه با مواد‌مخدر در فروردین‌ماه امسال گفته بود: «20هزار خرده‌فروش در اطراف 2هزار مدرسه دستگیر شدند و 3هزار تن مواد‌مخدر از آنها گرفتیم.»

یا سرهنگ محمد بخشنده، رئیس پلیس مبارزه با مواد‌مخدر تهران بزرگ نسبت به مصرف بالای گل در میان نوجوانان هشدار داده و از خانواده‌ها خواسته بود نظارت خود را بر فرزندانشان بیشتر کنند؛ «مصرف گل در بین نوجوانان رو به افزایش است و آنها می‌توانند از طریق برخی اپلیکیشن‌ها به‌راحتی به مواد‌مخدر دست پیدا کنند، بنابراین به خانواده‌ها توصیه می‌کنم برای نوجوانان زیر ۱۸سال یا گوشی موبایل تهیه نکنند یا اینکه بر گوشی آنها نظارت بیشتری داشته باشند.»
آموزش و پرورش: 100هزار دانش‌آموز در خطر اعتیاد
آموزش و پرورش تحت فشار این نهادهای متولی و در نهایت وزارت کشور، دفتر آسیب‌های اجتماعی که در طول دهه80 فعالیت کمرنگی داشت و عملا بدون کاربرد مانده بود را دوباره در داخل معاونت تربیت‌بدنی رونق داد تا بتواند بازوی شناخت و پیشگیری در برابر آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد در بین دانش‌آموزان باشد.

آنها سپس با کمک معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، بهزیستی و ستاد مبارزه با مواد‌مخدر و 6نهاد دیگر طرح نماد «نظام مراقبت اجتماعی دانش‌آموزان» را در سال95 به‌صورت پایلوت در نظرآباد استان البرز آغاز کردند و در سال سوم طرح یعنی 1397، آنطور که رستم وندی، رئیس سازمان امور اجتماعی کشور به ایسنا گفته 27میلیارد تومان برای اجرای نماد به آموزش و پرورش اختصاص دادند.

نتایج بیرون‌آمده از این طرح درخصوص اعتیاد -آن‌طور که منصور کیایی، مدیرکل دفتر مراقبت از آسیب‌های اجتماعی وزارت آموزش و پرورش گفته- این است: «حدود ۱۰۰هزار نفر از دانش‌آموزان کشور در معرض خطر اعتیاد هستند؛ به‌طوری که برخی از این دانش‌آموزان یا تجربه مصرف را داشته یا در معرض این آسیب قرار دارند. اما حدود ۱۰هزار نفر از دانش‌آموزان کشور از نظر اعتیاد در مرحله‌ای قرار دارند که پس از تجربه مصرف اولیه به مصرف خود
ادامه داده و امروزه نیازمند درمان هستند.»

این آمار سال96 را بگذارید در کنار آمار سال86 که ستاد مبارزه با مواد‌مخدر آمار دانش‌آموزان در معرض اعتیاد را 30هزار نفر عنوان کرده بود.
کمبود مشاوره برای پیشگیری از اعتیاد در مدارس
اما آیا واقعا آموزش و پرورش آموزش پیشگیری از اعتیاد را در مدارس جدی گرفته است یا نه؟ نوع آموزش‌ها چگونه است؟ از روی کتاب یا با متد آموزشی جدید و مدارس چقدر در این زمینه موفق عمل می‌کنند؟

سیدمحمد مرد، مدیر دبیرستان پسرانه و دارای دکترای علوم تربیتی در این‌باره به همشهری توضیح می‌دهد: «با تغییر نظام آموزشی جدید به 6-3-3، در کتاب‌های مهارت زندگی و علوم اجتماعی به بحث مواد‌مخدر و اعتیاد و برخی دیگر از آسیب‌های اجتماعی اشاره شده و معلمان هم موظفند در کلاس درس به این موضوعات بپردازند.

اما این به‌تنهایی کافی نیست و باید آموزش‌ها در این زمینه گسترده‌تر و با برنامه مستمر و دقیق‌تر اجرا شود. واقعیت این است که مسائل و آسیب‌های دوره بلوغ متعدد است اما اغلب مدارس نیروی مشاوره ندارند یا اگر دارند یک نفر است که نمی‌تواند به همه مسائل نوجوانان بپردازد. این کمبود نیرو و امکانات دقیقا همان نقطه‌ضعف آموزش و پرورش در آسیب‌های اجتماعی است که باید آن را برطرف کند.»
فقط مدارس در بحث اعتیاد مقصر نیستند
سیدمحمد مرد، معتقد است مسئله‌ای مانند اعتیاد چندوجهی است و از درون خانواده و جامعه آغاز می‌شود و آثار آن در مدرسه هم نمایان می‌شود. اینکه ما تک‌بعدی مدرسه را در این زمینه مقصر بدانیم قطعا اشتباه است و چاره راه نیست. باید در این زمینه دستگاه‌های متولی مراقب نهاد خانواده و سایر بسترهای اجتماعی هم باشند و البته در کنارش از پتانسیل آموزش و پرورش برای نگهداری و مراقبت بیشتر و بهتر هم استفاده کنند.»
خانواده‌های درگیر کنکور دغدغه اعتیاد فرزندشان را ندارند
او باور به آموزش پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در مدارس را یکی از نقاط قوت آموزش و پرورش در سال‌های اخیر دانست و گفت که امکان ورود مدارس به طرح مسائلی مانند اعتیاد در کلاس‌های درس نسبت به گذشته بهتر شده است؛ «ما در سال‌های قبل در این زمینه کم‌فروغ و با ترس و لرز ورود پیدا می‌کردیم اما حالا نه، ولی مشکل جدی اینجاست که همچنان سیستم آموزشی کشور و خانواده‌ها مسائل درسی را جدی‌تر از موارد تربیتی می‌بینند.

به‌طور مثال آنقدر که خانواده‌ها به‌واسطه کنکور دغدغه به‌کارگیری معلم خوب و مطرح در زمینه ریاضی و زیست و شیمی و… در مدرسه را دارند، نگران مسائل تربیتی فرزندانشان و حضور یک مشاوره خوب و مجرب نیستند.

یا اگر ما برای مسائل درسی جلسه‌ای برگزار کنیم، از 100نفر والدین 90نفر شرکت می‌کنند و به‌شدت مطالبه‌گر هم هستند اما اگر جلسه‌ای درخصوص بهداشت روانی و سلامت دانش‌آموزان برگزار کنیم، فقط 10نفر از والدین شرکت می‌کنند. آموزش و پرورش با اصلاح سیستم آموزشی باید کمک کند تا سلامت روحی و جسمی دانش‌آموزان در اولویت خانواده‌ها قرار گیرد.»
دسترسی دوساعته به یک یا 2نوع ماده مخدر
نرگس طلایی، مشاور خانواده و دارای دکترای روانشناسی 3سال روی 25دبیرستان دخترانه و پسرانه منطقه3، 7 و 15 تحقیقات میدانی حول محور اعتیاد نوجوانان داشته و پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود را در این زمینه نوشته است.

او می‌گوید اعتیاد به مواد‌مخدر و الکل در صدر آسیب‌های اجتماعی این 25مدرسه که جمعا 5300دانش‌آموز داشته، قرار دارد؛ «از 10دانش‌آموز، 4نفر حداقل تجربه دوبار مصرف مشروبات الکلی و سیگار را داشتند. جمعا 211نفر دوبار در میهمانی یا دورهمی‌های دوستانه ماده مخدر گل و شیشه را استفاده کرده بودند. 574دانش‌آموز عنوان کردند که در کمتر از 2ساعت می‌توانند به یک یا 2نوع ماده مخدر دست پیدا کنند.»
مشروبات الکلی و گل در صدر اعتیاد نوجوانان
این مشاور خانواده با تأکید بر اینکه ترس نوجوانان در استفاده از مواد‌مخدر کاهش پیدا کرده، توضیح داد: « از 5300دانش‌آموز این مدارس، 72نفر به مواد‌مخدر و مشروبات الکلی اعتیاد داشتند؛ 22نفر به گل، 18نفر به کراک و شیشه، 14نفر به الکل و بقیه به سیگار. البته 176نفر هم مصرف حداقل یک‌بار قلیان در هفته را تأیید کردند و 55دانش‌آموز هم گفتند که در میهمانی‌ها و دورهمی‌های دوستانه قرص روانگردان استفاده می‌کنند. لازم به توضیح است که از این 25مدرسه 9مورد آن غیردولتی بودند.»
امن‌ترین اماکن استفاده از مواد‌مخدر در بین نوجوانان
طلایی بیشترین حجم مراجعه خانواده‌ها برای مشاوره را در زمینه اعتیاد دانست و گفت که این مختص یک منطقه یا طبقه خاص در خانواده نیست؛ «اگرچه میزان مصرف مواد بین نوجوانان مناطقی مانند شوش، خاک سفید، اتابک، برخی مناطق استان البرز، دره فرحزاد و چند نقطه دیگر بالاست اما بسیاری از مراجعان ما از مناطق مرفه‌نشین تهران هستند که فرزندانشان مبتلا به اعتیاد هستند و نیاز به درمان دارند.

دسترسی به مواد به‌خصوص قرص‌های روانگردان، شیشه و گل از طریق موبایل بسیار آسان شده و مناطق در معرض خطر فقط روی نقشه جغرافیایی محدود نمی‌شود.»

او محل امن استفاده از مواد‌مخدر را پارک‌های در سطح شهر معرفی کرد: «در این تحقیق مشخص شد که در ابتدا پارک‌ها، سپس میهمانی‌های خانوادگی و دوستانه، دستشویی‌های عمومی و اتاق خواب بیشترین مکان‌هایی هستند که نوجوانان برای مصرف مواد انتخاب می‌کنند.»
مداخلات پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در مدارس
علی محمد زنگانه، مدیرکل پیشگیری‌های فرهنگی و اجتماعی معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه
چند سال قبل به این جمع بندی رسیدیم که برنامه‌های مناسب برای پیشگیری‌های رشد مدار ذیل پیشگیری‌های اجتماعی، مغفول مانده است؛ از این‌رو با کمک دانشگاه علوم بهزیستی، کارگاه رشدمدار مستقر و در آن کارگاه‌ها، خلأها شناسایی شد.پیشگیری رشدمدار جامعه هدف مشخص دارد و جامعه هدف آن همه آحاد جامعه زیر 18سال است. مداخلات پیشگیری رشدمدار به 3 دسته مدرسه محور، خانواده محور و جامعه محور تقسیم می‌شود.

در ادامه این سؤال مطرح شد که آموزش را از کجا شروع کنیم مدرسه، جامعه یا خانواده و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که اگر پیشگیری رشدمدار از مدرسه آغاز شود، از مدرسه محور می‌توان به جامعه محور و خانواده محور هم رسید.پیشگیری رشدمدار مدرسه محور همان نماد (نظام مراقبت اجتماعی دانش‌آموزان) است که مدلی برای آن توسط مرکز مطالعات جرم شناسی دانشگاه تهران تهیه و طراحی شده است.

یک مدل ائتلافی هم در کمیته علمی اجرایی تعریف شده که سند پروژه است. این طرح در 72مدرسه کشور در 6استان به‌صورت آزمایشی اجرا شد و با توجه به بازخورد گرفته شده، قرار شد پایلوت جامع در کل مدارس یک شهرستان با مداخلات نظام ارجاع انجام شود که در شهرستان نظرآباد استان البرز در سال تحصیلی 97-96این طرح پیاده شد.

در سال تحصیلی جاری هم از هر استان در یک مدرسه طرح اجرا شد و تا پایان برنامه ششم توسعه 105هزار مدرسه تحت پوشش نظام مراقبت اجتماعی قرار می‌گیرند. در این نظام دانش‌آموزان در معرض آسیب‌های اجتماعی شناسایی و سپس درصورت لزوم در اختیار اورژانس قرار می‌گیرند. عمده خدمات مشاوره‌ای با کمک مشاور و مربی مدارس انجام می‌شود.

عمده مداخلات معلم محور است که در حوزه تربیت دانش‌آموزان بسیار تأثیرگذار است و آنان موارد را به مشاور ارجاع می‌دهند. موارد مورد نیاز مربوط به خانواده هم به مراکز مشاوره انجمن اولیا و مربیان که 350مرکز است، فرستاده می‌شود. اگر مداخلات به داخل آموزش و پرورش حل شود، نیاز به ارجاع به عضو ائتلاف نخواهد بود درغیر این صورت پرونده به مراکز دستگاه‌های همکار مانند اورژانس و بهزیستی ارجاع داده می‌شود.

این سامانه کاملا هوشمند است و با وجود اینکه در کشور گروهی کار کردن را بلد نیستیم و بیشتر کارها به‌صورت فردی انجام می‌شود، در این طرح شاهد کار شبکه‌ای و ائتلافی هستیم.
با تغییر نظام آموزشی جدید به 6-3-3، در کتاب‌های مهارت زندگی و علوم اجتماعی به بحث مواد‌مخدر و اعتیاد و برخی دیگر از آسیب‌های اجتماعی اشاره شده و معلمان هم موظفند در کلاس درس به این موضوعات بپردازند. اما این به‌تنهایی کافی نیست و باید آموزش‌ها در این زمینه گسترده‌تر و با برنامه مستمر و دقیق‌تر اجرا شود
حدود ۱۰۰هزار نفر از دانش‌آموزان کشور در معرض خطر اعتیاد هستند و حدود ۱۰هزار نفر از دانش‌آموزان کشور از نظر اعتیاد در مرحله‌ای قرار دارند که پس از تجربه مصرف اولیه به مصرف خود ادامه داده و امروزه نیازمند درمان هستند


۱۳۹۸-۰۱-۱۴

این یک بحران اجتماعی نیست؟ برای یادآوری

این یک بحران اجتماعی نیست؟ سلفی ۴جوان با جسد سوخته دوستشان؛

مریم صیامی نمین کارشناس علوم اجتماعی

 چهار جوان دوست خود را کشتند، جسدش را سوزاندند و از تمام صحنه فیلم گرفتند؛ خبر تکان دهنده ست و غیر قابل باور.
چهار نفر که در قالب دوستی با هم سوار ماشین شده اند و خیلی عادی رفته اند دوری در اطراف شهر زده اند، یکی از خودشان را زخمی کرده اند و بعد همو را آتش زده اند و با چاقو و ساطور به جانش افتاده اند و در همین حین همدیگر را به ضربه زدن به دوست خود دعوت کرده اند و دست آخر هم یک سلفی با جسد سوخته دوستشان گرفته اند و سه نفری سوار ماشین شده اند و به خانه هایشان برگشته اند و شب را در بسترهایشان آرام گرفته اند و خستگی یک روز هیجان انگیز را از تن به در کرده اند!
باور می کنید؟
می توانید این حجم از قساوت را تصور کنید؟
چرا و چگونه؟
چکار کرده ایم؟
کجای راه را اشتباه رفته ایم؟
به همین راحتی و به این دم دستی قاتل پرورش داده ایم، آنقدر راحت که اگر دستمان را دراز کنیم می توانیم یکیشان را از طاقچه برداریم، قاتل ستایش، قاتل، آتنا، قاتلین بنیتا، قاتل محمد امین، قاتل ابوالفضل، قاتل ملیکا، قاتل…
از عادی شدن اسیدپاشی به روی دخترانی که جوانی را به همسری نخواسته اند بگیرید تا سلفی گرفتن با قربانیان حوادث دردناک و ناخوشایند، از به اشتراک گذاشتن عکس اجساد سر بریده و بدن دریده شهدا تا صحنه های تاب خوردن اعدامی ها در آسمان به مدد دوربینهای دم دستی و دم گوشی هرچه که ناهنجاری بود را به هنجار بدل کرده ایم و هر کداممان خبرنگاری شده ایم که می توانیم جهت لایک گرفتن صحنه های دلخراش تری را به نمایش بگذاریم.
به جایی رسیده ایم که دیگر قبحی در میان نیست که بازمان بدارد از تماشای صحنه های دلخراش وهرروز دریغ از دیروز، امروز صحبت از این ناهنجاری ها،کودکانه تلقی می شود.
در میان آن چه که درباره دم دستی شدن و عادی بودن قتلهای فجیع در جوامع کوچک و در میان جماعت کاملا معمولی می بینیم؛ به این نتیجه می رسیم که از تماشا گذشته و به خلق صحنه های دلخراش رسیده ایم.
با این مردم چه کرده ایم که امروز خروجی اش عادی شدن کشتن بچه همسایه، تجاوز به کودک همبازی فرزندانمان و آتش زدن دوست هم کلاسیمان شده است؟
آیا واقعا این یک بحران اجتماعی نیست؟
آیا وقت آن نرسیده که به این معضل اخلاقی و انسانی با نگاه جدی تر، مسئولانه تر بنگریم؟
آیا غیر از اظهار تاسف و در خوشبینانه ترین حالت ممکن، دسنگیری و قصاص مجرم یا مجرمین، اقدام دیگری نباید؟
زمان دست روی دست گذاشتن ها به پایان نرسیده است؟
حواستان هست که اخلاق را زنده به گور کرده ایم و درخت گناه، خطا و جرم و جنایت را بارور؟
اثری از انسانیت مانده است؟
از اخلاق بویی به مشام می رسد؟
از گذشت و فداکاری و ایثار خبری هست؟
آیا این اخلال در نظم عمومی و امنیت ملی نیست؟ آیا کودک آزاری و قتل، برادرکشی و سوزاندن جسد دوست، توهین به مقدسات نیست؟
به راستی آیا راهی برای مقابله با این همه رذالت و جنایت وجود ندارد؟
آیا تامین امنیت فرزندان سرزمین‌مان کمتر از دفاع از مرزهای ایران عزیزمان است؟
آیا خطر مرگ انسانیت، زنده به گوری اخلاق و رواج جنایت های عمومی نیاز به عزم ملی و بسیج همگانی ندارد؟
کار از چراغ گذشته است، شیخ این روزها باید ذره بین به دست بگیرد در پی انسان!

۱۳۹۷-۰۴-۳۰

پوشش اخبار مرتبط با آزار جنسی

در مواردی که خبر آزار جنسی تیتر است، رسانه‌ها از هر طیف و گرایشی، بارها و در اشکال مختلف اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری درباره‌ی چگونگی پوشش این گونه اخبار را نقض می‌کنند. از انتشار نام افرادی که مورد آزار قرار گرفته‌اند تا چاپ تصاویر نوجوان آزاردیده، از دوغ و دوشابی که درهم و برهم به خورد مخاطب می‌دهند تا کمبود جدی راستی‌آزمایی و تحقیق و تفحص. ظاهراً هنوز هیچ آموزش حرفه‌ای و منابع درستی برای نحوه‌ی پوشش اخبار مربوط به آزارجنسی در دسترس روزنامه‌نگاران در ایران نیست. شاید هم هنوز پوشش درست و انسانی این اخبار دغدغه‌ی برخی تحریریه‌ها و سردبیران در ایران نباشد.

برعکس اما در روزنامه‌نگاری انگلیسی‌زبان و فضای دانشگاهی ژورنالیسم، سال‌های زیادی‌ است که با جزئیات و دقتِ بسیار درباره‌ی نحوه‌ی پوشش اخبار مرتبط با آزار جنسی بحث و تعامل در میان است و جزوه‌ها و کتاب‌های بسیاری منتشر شده است.
زمانی که دانشجوی فوق‌لیسانس مطالعات رسانه در هلند بودم، دو ترم مفصل درباره‌ی نحوه‌ی پوشش خبرهای آزارجنسی ‌خواندیم و از تجربیات کهنه‌کارهای این حوزه بهره بردیم. یادم مانده که در یکی از اولین درس‌ها وقتی فهمیدم که در مصاحبه با فرد آزاردیده، کمتر از هر وقت باید زبان باز کنی و بپرسی و بیشتر از همیشه باید سکوت کنی و گوش شنوا باشی چقدر جا خوردم. آموختم که باید بسیاری از سؤال‌ها و راستی‌آزمایی‌هایم را قبل و بعد از مصاحبه و از منابع دیگر جستجو کنم، نه این‌که مستقیم سؤال‌های جزئی‌ام را به سوی آزاردیده پرتاب کنم.
یا آموختم چقدر مهم است از کلمه‌ی «قربانی» پرهیز کنم و به جای آن از واژه‌هایی مثل «فرد آزاردیده» یا «نجات‌یافته» استفاده کنم. چرا که در استفاده از واژه‌ی «قربانی»، روزنامه‌نگار است که تصمیمی گرفته و برچسبی زده که دیگر زبان یک روایت‌گرِ بی‌طرف نیست.
اینجا می‌خواهم بعضی از مهم‌ترین اصولی را که در پوشش و بازنشر اخبار آزار جنسی آموخته‌ام با شما مرور کنم:‌

چطور برای مصاحبه با فرد آزاردیده آماده شویم؟‌
یک‌بار تمام‌وکمال درباره‌ی شرایط محلی و منطقه‌ای و قومی و مذهبیِ جغرافیایی که آزار رخ داده است، مطالعه کرده و واژه‌ها را با دقت تمام و برمبنای حساسیت‌های احتمالی منطقه انتخاب کنیم. درعین‌حال از واژه‌ی «سکس» یا «رابطه‌ی جنسی» یا «رابطه» برای بیان آن‌چه بر فرد رفته، استفاده نکنیم. آزارجنسی یا چرخه‌ی خشونت، هرگز «سکس»، «رابطه‌ی جنسی» یا «رابطه» نیست. استفاده از این واژه‌ها همه به‌نوعی «عادی‌سازی» واقعه است و اسباب درد و رنج بیشتر برای فردی که آزار دیده می‌شود.
تنها در صورتی مجازیم از واژه‌ی «قربانی» استفاده کنیم که خودِ فردِ آزار دیده در توصیف وضعیت خود از این واژه استفاده کند؛ در غیر این‌صورت گزارش‌گر مجاز نیست از واژه‌ی «قربانی» استفاده کند.
همواره و هرلحظه به حق فرد آزاردیده برای نه گفتن و پا پس ‌کشیدن احترام بگذاریم. تجاوز و چرخه‌ی آزار و خشونت، وضعیتی پیچیده است و اغلب زخم‌هایی عمیق برجا می‌گذارد. در بسیاری مواقع فرد آزاردیده قبول می‌کند که مصاحبه کند و صدایش را بلند کند، اما بعد در میانه‌ی راه به هزارویک‌ دلیل می‌ترسد، پشیمان می‌شود، درد می‌کشد و تصمیم خود را عوض می‌کند. ممکن است اصلاً خودش پا پیش گذاشته باشد تا روایت خود را فریاد کند، اما یک روز مانده به انتشار مصاحبه پا پس‌ بکشد. به‌عنوان روزنامه‌نگار ما اجازه نداریم این فرد را مؤاخذه کنیم یا طلبکار بشویم که چرا یک روز مانده به انتشار خبر پا پس می‌کشد؛ و مجاز نیستیم برمبنای توافق قبلی پیش‌ برویم و مصاحبه یا نقل‌قول از این فرد را در چنین شرایطی منتشر کنیم.
به‌عنوان خبرنگار وظیفه داریم با دقت بررسی کنیم که آیا گفتگو خطر، ناامنی و تهدید بیشتری برای فرد آزاردیده به وجود می‌آورد یا نه. یادمان نرود که در بعضی جوامع، اصلاً همین که زمزمه‌ای بپیچد که به فردی تجاوز شده، امنیت جانی و روانی خود او به خطر می‌افتد. در چنین مواقعی حتماً باید در ابتدا سراغ افرادی برویم که درباره‌ی این جغرافیای مشخص، دانش و تجربه و شناخت کافی دارند. نظر دقیق آنها را با سؤال‌های شفاف جویا شویم:‌ آیا درست است که با فرد آزاردیده گفتگوی مستقیمی صورت گیرد یا اسم او ذکر شود؟
در چنین وضعیتی هرگز گزارش‌گر به‌عنوان «کارشناس» وارد نمی‌شود و برای این‌که بتواند کار خودش را پیش ببرد، نباید از مشوق‌های کلی و نادرست متداول استفاده کند و مثلاً بگوید:«مصاحبه و صدای خود را بلند کردن، کمک می‌کند که متجاوز به سزای عمل خود برسد یا حال روانی‌ات بهتر شود.» روزنامه‌نگار نه آن فضا را به‌درستی می‌شناسد، نه روان‌کاو و مددکار اجتماعی است، نه مسئول قضایی است که بداند گفتگو به عدالت و حق‌خواهی منجر می‌شود، و نه می‌داند هر فردی آزار را دقیقاً چطور و با چه پیچیدگی‌ای تجربه می‌کند.

در طول مصاحبه چه نکاتی را رعایت کنیم؟‌
باید محیط امنی را برای مصاحبه فراهم کنیم. سعی کنیم همیشه نظر فرد آزاردیده را جویا شویم و ترجیح او برای محل مصاحبه را رعایت کنیم. اگر گفت ترجیح می‌دهد مصاحبه تلفنی باشد، اصرار نکنیم که مصاحبه را رودررو انجام دهیم. انتخاب محل را برعهده او بگذاریم.
اگر برای انجام مصاحبه نیاز به مترجم داریم، قبل از مصاحبه با مترجم گفتگوی شفاف و دقیقی داشته باشیم و به او توضیح بدهیم که اجازه ندارد احساسات خود را علنی نشان بدهد، مثلاً ابرو بالا بیندازد یا دستی از سرِ هم‌دردی به تن آزاردیده بکشد. در گفت‌وگو با کسی که آزار جنسی را پشت‌سر گذاشته، حضور افراد دیگر (از فیلم‌بردار و صدابردار گرفته تا مترجم) باید در حداقلی‌ترین شکل ممکن باشد. شلوغ بودن فضا، اغلب هیجان، اضطراب و هراس بیشتری برای فرد آزاردیده به همراه دارد. هرگز برای چنین مصاحبه‌هایی «مدت زمان مشخص» تعیین نکنیم. بگذاریم فرد آزاردیده هرچقدر که می‌خواهد یا نمی‌خواهد حرف بزند و روایت کند.
اگر قرار باشد فقط یک‌جا خبرنگارِ کم‌حرفی باشیم و بیشتر از آن‌که بپرسیم، گوش بدهیم، همین‌جاست. شاید به‌نظر آسان برسد، اما تجربه نشان داده سخت‌ترین قسمت مصاحبه در چنین حوزه‌ای، همین مورد است. باید شش دانگ حواس‌مان جمع باشد که نه تنها کلمه‌ای که بوی قضاوت بدهد به زبان نیاوریم، بلکه حرکات دست و پا و چشم و ابرو و لب و دهانِ ما نیز کوچک‌ترین اثری از قضاوت نداشته باشد.
یادمان باشد که آزار جنسی اغلب می‌تواند برای فرد آزاردیده با احساس گناه، شرم و تقصیر همراه باشد. به همین دلیل لازم است هیچ‌وقت سؤال‌های خودمان را به شیوه‌ای مطرح نکنیم که مستقیم یا غیرمستقیم به احساس تقصیر، گناه یا شرم او دامن بزند. در چنین مصاحبه‌هایی اغلب سؤال‌هایی که با «چرا؟» پرسیده می‌شود، نابجا و غیرحرفه‌ای است. «چرا» معمولاً سوال محبوب بازجوها در چنین مواردی است!
هرگز نگوییم که «احساست را درک می‌کنم». چون حتی اگر خودمان هم روزگاری آزارجنسی را تجربه کرده باشیم، احساس او را درک نمی‌کنیم. چرا که هر فرد، آزار این چنین را به شیوه‌ای کاملاً منحصربه‌فرد و متفاوت از دیگری تجربه می‌کند.
متعجب یا کلافه نشویم که روایت فرد همیشه شفاف و روشن نیست یا چیزی آن وسط می‌لنگد. در بسیاری مواقع، بخشی از مکانیسم دفاعی ذهن برای آن‌ها که آزار دیده‌اند، فراموشی و مدفون کردن آن خاطره‌ی تلخ و دردناک است. ممکن است فرد چه یک هفته بعد از تجاوز چه چندسال بعد، بخشی از آن‌چه گذشت را به یاد نیاورد. اصرار و پافشاری نکنیم که به یاد بیاورد. این قطعات پازل را با جستجوی دیگر منابع و مصاحبه با دیگر افراد تکمیل کنیم.
همیشه در پایان چنین مصاحبه‌هایی از فرد بپرسیم که آیا می‌خواهد چیز دیگری هم اضافه کند و بگوید؟ به او فضا و امکان این را بدهیم که گفتگو را آن‌طور که می‌خواهد و با بیان آن‌چه ته دلش مانده تمام کند. بعد از چنین مصاحبه‌هایی، غیب نشویم. ایمیل یا تلفن خود را در اختیار فرد قرار بدهیم تا اگر بعد از مصاحبه پشیمان شد یا خواست چیزی را اضافه یا حذف کند، بتواند با ما تماس بگیرد. اگر به او گفتیم که مصاحبه و یا گزارش‌ خودمان را بعد از انتشار برای او می‌فرستیم، به این قول خودمان حتماً پایبند بمانیم. سهل‌انگاری در پایبندی به این گفته، برای افرادی که آزار را تجربه کردند، معنایی بیشتر از فراموشی و سهل‌انگاری دارد و نمک بر روی زخم و درد آن‌هاست.

چطور گزارش یا مصاحبه را تنظیم کنیم؟‌
باید دوباره و صدباره در انتخاب واژه‌ها دقت کرد. در توصیف آن‌چه گذشت، نه تمام جزئیات را به‌تمامی و طول و تفصیل بنویسیم و نه زیادی مختصر و کوتاه. توصیف موبه‌مو به درد و رنجِ آزاردیده بیشتر دامن می‌زند، توصیف مختصر و کوتاه روایت و ادعای او را ضعیف و کم‌اثر می‌کند.
کار هیچ‌وقت از محکم‌کاری عیب نمی‌کند. برای بار دهم که شده بپرسیم که آیا مصاحبه‌شونده می‌خواهد نامش ذکر شود؟ مطمئن است؟ ‌هرلحظه به او این امکان را بدهیم که نظرش را عوض کند. اغلب تحریریه‌های حرفه‌ای ترجیح می‌دهند که اگر فرد آزاردیده هنوز زیر ۱۸سال سن دارد و کودک محسوب می‌شود، نام او را حتی اگر می‌خواهد یا والدین‌اش اصرار دارند، ذکر نکنند.
لحظه‌ای از یاد نبریم که به عنوان خبرنگار در برابر امنیت و تهدیدهای احتمالی علیه شخص آزاردیده مسئولیت داریم. در اکثر موارد، قاعده‌ی تحریریه‌ها این است که نباید گزارش را قبل از انتشار برای فردی بفرستیم که با او مصاحبه کرده‌ایم اما در این‌گونه موارد بسیاری از تحریریه‌های حرفه‌ای، استثنا قائل می‌شوند. ایرادی ندارد که با فرد آزاردیده یا خانواده یا وکلای او تماس بگیریم، آن بخش از گزارش خودمان را که درباره‌ی آن‌هاست برایشان بفرستیم یا بخوانیم و تمام جزئیات را به‌دقت بررسی کنیم تا از هرگونه آسیب و تهدید احتمالی علیه آزاردیده جلوگیری شود.
همه‌ی ماجرا و پیش‌زمینه را روایت کنیم. در اکثر موارد، رسانه‌ها صرفاً بر خودِ خبرِ هولناک آزارجنسی تأکید می‌کنند و پیش‌زمینه یا پیچیدگی‌های ناگفته را کاملاً نادیده می‌گیرند.
یک گزارش‌گر حرفه‌ای و خوب در چنین وضعیتی می‌داند که باید پیش‌زمینه‌ی جغرافیایی و فرهنگی را هم روایت کند، حواسش به درگیری قومی و مذهبی باشد. یادش نرود که تجاوز و آزار گاهی ریشه‌ی طولانی‌ و دردناکی در درگیری‌های قبیله‌ای و مذهبی، جنگ، نابرابری، ظلم، سلطه و فساد دارد. تجاوز گاهی صرفاً تجاوز نیست، جلوه‌ای از هزار مشکل ریشه‌دار دیگر است که در به خشم آمدن احساسات عمومی از خبر تجاوز، نادیده گرفته می‌شود. مشکلاتی که اگر به آن‌ها پرداخته نشود، دوباره و صدباره منجر به وقایعی دردناک در اشکال مختلف آزار و از جمله آزار جنسی خواهد شد.

با هماهنگی سردبیر خود، در اکثر مواقع خوب است که در انتهای گزارش یا مصاحبه‌های این چنین، فهرستی از سازمان‌ها، تلفن‌های تماس اضطراری یا جزوه‌های کمک به آزاردیدگان را نام ببریم و مشخصات تماس با آن‌ها را ذکر کنیم.
و نکته‌ی آخر این که پژوهش‌ها نشان می‌دهد اغلب کسانی که آزار جنسی دیده‌اند (چه زن، چه مرد) به خبرنگاران زن، اعتماد بیشتری دارند و با آن‌ها در امنیت و اطمینان بیشتری می‌توانند گفتگو کنند. بهتر است در پوشش اخبار این چنین، تحریریه‌ها بیشتر از نیروهای خبری زن خود استفاده کنند.

تحت نظارت پابند الکترونیکی؛ سمیه کریمی‌نژاد از زندان اوین آزاد شد

۲۰ مرداد ۱۴۰۵-هرانا خبرگزاری هرانا – سمیه کریمی‌نژاد، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، روز چهارشنبه ۱۴ مردادماه، تحت نظارت پابند الکترونی...