۱۴۰۵-۰۷-۰۴

قتل فاطمه‌سادات طباطبایی در بم؛ همسرش به‌عنوان متهم اصلی پرونده بازداشت شد

۲ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر

در ادامه زن‌کشی در ایران، «فاطمه‌سادات طباطبایی»، زن جوان ساکن شهرستان بم، به قتل رسیده و همسرش به‌عنوان متهم اصلی پرونده بازداشت شده است. پدر همسر او نیز به اتهام مشارکت در این قتل تحت پیگرد قضایی قرار دارد.

«حمید حسنی‌نیا»، دادستان بم، گفته است پس از آغاز تحقیقات قضایی و انتظامی، همسر طباطبایی بازداشت و به زندان منتقل شد. به‌گفته او، برای متهمان قرار تامین کیفری صادر شده و تحقیقات درباره ابعاد دیگر پرونده ادامه دارد.

هرانا خبر داد جسد فاطمه‌سادات طباطبایی در چاهی به عمق حدود ۷۰ متر در اطراف بم پیدا شده است.

خانواده این زن گفته‌اند او حدود هفت سال با همسرش زندگی کرده و در این مدت با رفتارهای کنترل‌گرانه و محدودیت برای دیدار با خانواده‌اش روبه‌رو بوده است. طباطبایی مدتی پیش از قتل به خانه مادرش بازگشته و درخواست طلاق کرده بود.

به‌گفته خانواده او، طباطبایی حتی از مهریه خود صرف‌نظر کرده بود و تنها می‌خواست حضانت دخترش را بر عهده بگیرد. بااین‌حال، حدود ۴۰ روز بعد و در پی درخواست همسرش، روز هفتم شهریور به خانه مشترک بازگشت.

طباطبایی بامداد ۱۵ شهریور ۱۴۰۵، تصویری از یک قبضه سلاح برای یکی از بستگانش فرستاد و از او خواست آن را به‌عنوان مدرک نگهداری کند. منابع محلی گفته‌اند او ساعاتی بعد کشته شد، اما مقام‌های قضایی هنوز زمان و شیوه دقیق قتل را اعلام نکرده‌اند.

اتهام‌های مطرح‌شده علیه همسر و پدر همسر فاطمه‌سادات طباطبایی تاکنون در دادگاه اثبات نشده است. انگیزه قتل، علت دقیق مرگ و میزان نقش هر یک از متهمان نیز هنوز به‌طور رسمی اعلام نشده است.

قتل طباطبایی در ادامه گزارش‌های متعدد درباره زن‌کشی و خشونت خانگی در ایران رخ داده است. براساس آمار مجموعه فعالان حقوق بشر، در سال ۲۰۲۵ دست‌کم ۱۱۵ مورد زن‌کشی، ۱۱ قتل موسوم به «ناموسی» و ۱۷۹ مورد خشونت خانگی در ایران گزارش شده بود. این آمار تنها موارد ثبت‌شده و رسانه‌ای‌شده را دربر می‌گیرد.

خانواده الهام علیزاده پس از ۱۸ روز هنوز از وضعیتش بی‌خبرند

۲ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر

با گذشت بیش از ۱۸ روز از بازداشت «الهام (سهیلا) علیزاده»، شهروند کُرد اهل مهاباد، خانواده او همچنان از محل نگهداری، وضعیت و دلیل بازداشتش بی‌خبر هستند.

براساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، نیروهای اداره اطلاعات مهاباد روز ۱۵شهریور۱۴۰۵ الهام علیزاده را در منزل مادرش بازداشت کردند. او همان روز به اداره اطلاعات ارومیه منتقل شده است.

یک منبع آگاه به ایران‌وایر می‌گوید خانواده و بستگان این شهروند طی بیش از دو هفته گذشته بارها برای اطلاع از وضعیت او به نهادهای قضایی و ادارات اطلاعات مهاباد و ارومیه مراجعه کرده‌اند، اما تاکنون پاسخی درباره دلیل بازداشت، اتهامات احتمالی یا وضعیت پرونده او دریافت نکرده‌اند.

به گفته این منبع، مادر و شماری از بستگان الهام علیزاده در یکی از این پیگیری‌ها، سه شبانه‌روز مقابل اداره اطلاعات ارومیه منتظر ماندند تا خبری درباره وضعیت او دریافت کنند.

این منبع می‌گوید با وجود پیگیری‌های خانواده، مسئولان اداره اطلاعات ارومیه از ارائه توضیح درباره دلیل بازداشت و وضعیت این شهروند خودداری کرده‌اند.

تا زمان انتشار این خبر، اطلاعاتی درباره اتهام یا اتهامات احتمالی علیه الهام علیزاده منتشر نشده و مشخص نیست آیا او طی این مدت به وکیل دسترسی داشته یا امکان تماس و ملاقات با خانواده برایش فراهم شده است.

ادامه بی‌خبری از وضعیت علیزاده در حالی است که خانواده او از زمان بازداشت تاکنون در تلاش برای مشخص شدن محل دقیق نگهداری و وضعیت پرونده‌اش بوده‌اند.

شیدا صابری در شیراز بازداشت شد

۳ مهر ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – شیدا صابری، شهروند ساکن شیراز، روز یکشنبه ۲۹ شهریورماه، توسط ماموران پلیس امنیت بازداشت و به زندان عادل‌آباد این شهر منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شیدا صابری در شیراز بازداشت شد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانم صابری روز یکشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۵ توسط ماموران پلیس امنیت در شیراز بازداشت و سپس به زندان عادل آباد این شهر منتقل شده است.

تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی کسب نشده است.

شیدا صابری، پیش از این نیز به واسطه فعالیت‌های خود سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است. وی در تاریخ ۱۶ مهرماه ۱۴۰۱ در جریان اعتراضات سراسری، توسط نیروهای امنیتی در یاسوج بازداشت و در مورخ ۱۹ مهرماه همان سال از زندان این شهر آزاد شده بود.

مردان در کمپین یک میلیون امضا و آزمون برابری‌خواهی/ کاوه کرمانشاهی

۳ مهر ۱۴۰۵-هرانا

ماهنامه خط صلح – بیست سال از آغاز کمپین «یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز» می‌گذرد. حرکتی که به ابتکار فعالان جنبش زنان شکل گرفت و برای بسیاری از جوانان، نخستین تجربه‌ی فعالیت اجتماعی و آشنایی نزدیک با مبارزه برای برابری جنسیتی بود. در میان این جوانان، مردانی هم بودند. برخی از قبل سابقه‌ی فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی داشتند و برخی نخستین تجربه‌ی فعالیت خود را در کمپین آغاز می‌کردند. آنان با شرکت در کارگاه‌های آموزشی کمپین، درباره‌ی قوانین تبعیض‌آمیز می‌آموختند، امضا جمع می‌کردند و به‌تدریج خود را بخشی از جنبش برابری‌خواهی می‌دانستند. حضور آنان از نظر تعداد با زنان قابل مقایسه نبود، اما تجربه‌ای موفق از مشارکت مردان در حرکتی به ابتکار زنان شکل داد و پرسش‌هایی را پیش روی کمپین گذاشت که هنوز هم در بحث مشارکت مردان در جنبش برابری‌خواهی اهمیت دارند.

مردان با چه انگیزه‌ای وارد این حرکت شدند و چه نقشی در آن داشتند؟ آیا همراهی با زنان و دفاع از حقوق آنان، به‌خودی‌خود برای برابری‌خواه دانستن یک مرد کافی است؟ مردی که علیه قوانین تبعیض‌آمیز فعالیت می‌کند، با امتیازهایی که همان قوانین و فرهنگ مردسالار در اختیارش گذاشته‌اند چه می‌کند؟ این‌ها از جمله پرسش‌هایی بود که چند سال پیش در پژوهشی درباره‌ی حضور و نقش مردان در کمپین، با تعدادی از فعالان زن و مرد این جنبش اجتماعی در میان گذاشتم. بازگشت به آن گفتگوها در بیستمین سالگرد کمپین، فرصتی است برای دیدن دستاوردها و نقد کاستی‌های تجربه‌ای که خود نیز بخشی از آن بودم.

نقل‌قول‌ها و دیدگاه‌های مصاحبه‌شوندگان در این مقاله برگرفته از همان گفتگوهای پژوهشی است و تجربه‌ها و ارزیابی‌های آنان را در زمان انجام مصاحبه‌ها بازتاب می‌دهد. ارزیابی امکان ادامه‌ی این تجربه در شرایط امروز نیز برداشت نویسنده از آن گفتگوهاست.

مردان در حرکتی با ابتکار و رهبری زنان

کمپین در پنجم شهریور ۱۳۸۵ با هدف جمع‌آوری یک میلیون امضا در اعتراض به قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان آغاز شد. گفتگوی چهره‌به‌چهره با مردم، اساس فعالیت و آگاهی‌بخشی هدف اولیه‌ی آن بود. اعضا ضمن توضیح قوانین و تاثیرشان بر زندگی زنان، از مخاطبان می‌خواستند بیانیه را امضا کنند و در صورت تمایل به این حرکت بپیوندند. به این ترتیب، فاصله‌ی میان مخاطب و داوطلب چندان زیاد نبود. کسی که در یک گفتگو با خواسته‌های کمپین آشنا می‌شد، می‌توانست پس از شرکت در کارگاه آموزشی، خود به جمع‌آوری امضا بپردازد.

این شیوه‌ی کار به گسترش حضور مردان نیز کمک کرد. کمپین فضایی کم‌سابقه در جنبش زنان ایران فراهم آورد تا گروهی از مردان جوان برابری‌خواه در حرکتی با رهبری زنان و با محوریت مطالبات برابری‌خواهانه مشارکت کنند. هرچند شمار مردان در مقایسه با زنان بسیار کم‌تر بود، این تجربه از نظر شکل و زمینه‌ی همکاری اهمیت داشت. در فهرست ۵۴ عضو اولیه‌ی کمپین، تنها ۲ مرد حضور داشتند و از میان ۲۵ چهره‌ای که به‌عنوان حامیان اولیه معرفی شدند، ۸ نفر مرد بودند. در فهرست حدود ۲۰۰ نفره‌ی اعضای جدیدی که در شش ماه نخست به کمپین پیوستند نیز نام ۳۰ مرد دیده می‌شد. هم‌چنین بنا بر یکی از گزارش‌های داخلی کمپین، از ۳۷۰ داوطلب نخست کارگاه‌های تهران، ۵۰ نفر مرد بودند. در شهرهای دیگر نیز مردان در کارگاه‌ها و فعالیت‌های کمپین حضور داشتند. این آمارها از موفقیت کمپین در جذب تدریجی مردان خبر می‌دهند، هرچند به‌تنهایی برای ارزیابی کیفیت و تداوم مشارکت آنان کافی نیستند.

پیش از کمپین هم مردانی با جنبش زنان همکاری می‌کردند. تفاوت این تجربه در فرصتی بود که برای فعالیت مستمر و یافتن جایگاهی مشخص‌تر فراهم شد. «پروین اردلان»، کنشگر فمینیست و یکی از بنیان‌گذاران کمپین، این تغییر را گسترش نقش مردان از «حامی» به «فعال» توصیف می‌کند. مردان در حرکتی مشارکت می‌کردند که زنان طراح و گرداننده‌ی آن بودند و مطالباتش را تعیین کرده بودند. پذیرفتن چنین موقعیتی در جامعه‌ای که معمولاً رهبری و تصمیم‌گیری را حق مردان می‌داند، خود بخشی از تجربه‌ی یادگیری بود.

به گفته‌ی «اردلان»، در آغاز توجه کمپین بیش‌تر بر حضور و فعالیت زنان متمرکز بود، اما گرفتن امضا از زنان و مردان و دعوت آنان به همکاری، به حضور بیش‌تر مردان انجامید. این حضور به‌تدریج پذیرفته شد، بااین‌حال بی‌دشواری نبود. برگزاری نشست‌ها در خانه‌ها، نگرانی‌های امنیتی و اختلاف‌نظر درباره‌ی میزان نقش‌آفرینی مردان، مسائلی بودند که فعالان کمپین با آن‌ها روبه‌رو می‌شدند.

استقبال و نگرانی در کنار هم

واکنش فعالان زن به این حضور یکسان نبود. «سوسن طهماسبی»، فعال مدنی و از بنیان‌گذاران کمپین، از سه نوع برخورد سخن می‌گوید. گروهی، از جمله خود او، مشارکت مردان را مثبت می‌دانستند، چون تغییر نقش‌های جنسیتی را نیازمند حضور و همکاری زنان و مردان می‌دیدند. گروهی دیگر نگران بودند مردان همان قدرتی را که در جامعه دارند، در فضای جنبش نیز اعمال کنند و امکان بازیابی اعتمادبه‌نفس و استقلال را از زنان بگیرند. برخی هم موضع مشخصی در موافقت یا مخالفت نداشتند.

نگرانی گروه دوم را نمی‌توان صرفاً بی‌اعتمادی به مردان یا مخالفت با همکاری مشترک دانست. زنانی که برای به‌دست‌آوردن فضایی مستقل تلاش کرده بودند، حق داشتند نگران از دست رفتن آن باشند. حمایت مردان از حقوق زنان، همیشه به معنای پذیرفتن قدرت تصمیم‌گیری زنان نبوده است. ممکن است مردی از مطالبات زنان دفاع کند، اما هم‌چنان خود را برای سخن‌گفتن، تعیین اولویت‌ها یا هدایت فعالیت‌ها شایسته‌تر بداند. در چنین وضعیتی، نیت خوب به‌تنهایی مانع بازتولید سلطه نمی‌شود.

«طهماسبی» البته تاکید می‌کند که این اختلاف دیدگاه‌ها، در مجموع به مانعی جدی برای حضور مردان در کمپین تبدیل نشد. «اردلان» نیز محدود بودن تعداد مردان در مقایسه با زنان را در جلوگیری از شکل‌گیری سلطه‌ی آنان موثر می‌داند. کنار هم گذاشتن این دو دیدگاه نشان می‌دهد پذیرفته‌شدن مردان، در بستر مشخصی از روابط و توازن نیروها اتفاق افتاد. کمپین توانست در همین شرایط، میان فراهم‌ کردن امکان مشارکت مردان و حفظ نقش محوری زنان، تجربه‌ای عملی از همکاری شکل دهد. شناخت این شرایط می‌تواند برای تداوم و گسترش چنین همکاری‌هایی راهگشا باشد.

 کمیته‌ی مردان و پرسش از جایگاه خود

مدتی پس از آغاز فعالیت کمپین، کمیته‌ی مردان تشکیل شد. به روایت اعضای این کمیته، دلیل اولیه‌ی این تصمیم، فشارهای امنیتی و به‌ویژه اتهام‌زنی‌های اخلاقی درباره‌ی فعالیت مشترک زنان و مردان بود. چنین فشارهایی برگزاری کارگاه‌ها و نشست‌های مشترک را دشوار می‌کرد. تفکیک برخی فضاهای کاری در این شرایط، راهی برای ادامه‌ی فعالیت بود، هرچند خود بحث‌هایی درباره‌ی بازتولید جداسازی جنسیتی به همراه داشت.

«ع»، یکی از اعضای کمیته‌ی مردان کمپین، توضیح می‌دهد که اگر برگزاری کارگاه‌های مشترک ممکن بود، شاید اصلاً ایده‌ی گروه مردان مطرح نمی‌شد. اما تجربه‌ی کارگاه‌های جداگانه، نیازهای دیگری را آشکار کرد. مردان برای شناخت موقعیت و رفتار خود به آموزش‌هایی نیاز داشتند که لزوماً با نیاز زنان یکسان نبود. از سوی دیگر، برخی زنان ترجیح می‌دادند تجربه‌های خود از خشونت را در فضایی زنانه در میان بگذارند. به این ترتیب، تصمیمی که ابتدا زیر فشار امنیتی گرفته شده بود، به فرصتی برای توجه به تفاوت موقعیت‌ها تبدیل شد.

فعالیت کمیته به جمع‌آوری امضا محدود نبود. جلسات مطالعاتی درباره‌ی زنان و فمینیسم، تهیه‌ی مطلب و آموزش داوطلبان مرد نیز بخشی از کار آن بود. «ک»، یکی دیگر از اعضای کمیته‌ی مردان کمپین، می‌گوید یکی از دغدغه‌های اصلی این بود که ضرورت حضور مردان در مبارزه برای برابری، با زبانی روشن و مرتبط با زندگی روزمره توضیح داده شود. اعضا می‌خواستند بدانند تغییر قوانین تبعیض‌آمیز علیه زنان چه نسبتی با زندگی مردان دارد و چرا باید برای آن فعالیت کنند. بخشی از زمینه‌های شکل‌گیری هویت «مردان فمینیست» در همین بحث‌ها فراهم شد.

درباره‌ی معنای تشکیل این کمیته نیز اتفاق‌نظر وجود نداشت. «اردلان» در کنار ظرفیت آن برای جذب مردان و گسترش برابری‌خواهی، این احتمال را مطرح می‌کند که در برخی موارد، تلاش برای جبران موقعیت حاشیه‌ای مردان در جنبش زنان هم موثر بوده باشد. «طهماسبی» برداشت دیگری دارد. او می‌گوید قدرت زنانه در کمپین چنان آشکار بود که عملاً فضایی برای قدرت‌نمایی مردان باقی نمی‌گذاشت و خود نیز نشانه‌ای از تلاش آنان برای گرفتن جای زنان در نمایندگی کمپین ندیده است.

«ک» از زاویه‌ی دیگری به موضوع نگاه می‌کند. به نظر او، کمیته‌ی جداگانه هم به مردان امکان می‌داد جایگاه خود را پیدا کنند و هم از پیامدهای اعتمادبه‌نفسی می‌کاست که تربیت اجتماعی به آنان داده بود. ارتباط با مجموعه‌ی کمپین نیز از طریق نشست‌های عمومی و حضور نمایندگان در گروه‌های هماهنگی ادامه داشت. این اختلاف‌نظرها بخشی از واقعیت تجربه‌اند و توجه به آن‌ها کمک می‌کند عوامل موفقیت و زمینه‌های بهبود چنین مشارکتی را بهتر بشناسیم.

 آگاهی‌رسانی به دیگران و نقد خود

یکی از پرسش‌های انتقادی که به‌ویژه با گذشت سال‌ها و بازنگری در آن تجربه مطرح می‌شود، به جایگاه مردان در آگاهی‌رسانی به زنان مربوط است. بسیاری از مردان جوان هنگام ورود به کمپین، شناخت محدودی از مسئله‌ی زنان داشتند و به گفته‌ی خودشان در حال یادگیری بودند. بااین‌حال، پس از آموزش‌های اولیه در جایگاه توضیح‌دهنده‌ی تبعیض به زنانی قرار می‌گرفتند که با پیامدهای آن زندگی کرده بودند. این به معنای بی‌فایده‌بودن آموزش حقوقی یا نفی مشارکت مردان نیست. مسئله آن است که دانستن چند ماده‌ی قانونی، نباید به این تصور بینجامد که مردان تبعیض را بهتر از زنانی می‌شناسند که هر روز با آن زندگی می‌کنند.

تازه‌کاربودن البته مختص مردان نبود. بسیاری از زنان هم نخستین تجربه‌ی فعالیت اجتماعی خود را در کمپین آغاز می‌کردند. اما تفاوت مهمی وجود داشت. مردان از همان جایگاهی به تبعیض نگاه نمی‌کردند که زنان آن را تجربه کرده بودند. آنان، حتی بدون آن‌که شخصاً مرتکب خشونتی شده باشند، از امتیازهایی برخوردار بودند که خانواده، جامعه و قانون به جنسیت‌شان داده بود. مشارکت در جنبش زنان این موقعیت را خودبه‌خود از بین نمی‌برد.

به همین دلیل، نقد فرهنگ مردسالار و قوانین تبعیض‌آمیز بدون شناخت جایگاه خود در آن‌ها ناقص می‌ماند. مردی می‌تواند علیه نابرابری بنویسد، اما در خانه یا جمع دوستان، تصمیم خود را مهم‌تر بداند. می‌تواند از استقلال زنان دفاع کند، اما در رابطه‌ی شخصی انتظار داشته باشد خواست او مقدم باشد. برای ما مردانی که خود را برابری‌خواه می‌دانیم، روبه‌روشدن با این تناقض‌ها معمولاً دشوارتر از اعلام مخالفت با یک قانون است. در این‌جا باید درباره‌ی رفتار خود پاسخ بدهیم.

به نظر من، توجه به چنین امتیازهایی در نوشته‌ها و موضع‌گیری‌های مردان فعال در آن زمان به اندازه‌ی کافی جدی گرفته نشده بود. مردان اغلب در کنار زنان و از موضعی ظاهراً مشترک سخن می‌گفتند، بی‌آن‌که تفاوت موقعیت خود را روشن کنند. کارگاه‌ها و بحث‌های کمیته‌ی مردان تا حدی به این موضوع پرداخت و فضایی برای نقد و بازنگری فراهم کرد، اما صرف حضور در آن‌ها را نمی‌توان نشانه‌ی حل مسئله دانست. برابری‌خواهی باید در شیوه‌ی همکاری، شنیدن نقد و رفتار روزمره نیز قابل مشاهده باشد.

در عین حال، روایت‌هایی از تغییر وجود دارد. «ع» در توصیف تجربه‌ی خود می‌گوید: «رویکرد من در ابتدا تنها تلاش برای رفع تبعیض از زنان بود ولی به مرور زمان پاسخ‌های بهتری یافتم و شروع کردم به نقد افکار، گفتار و رفتارهای خودم در زندگی شخصی و اجتماعی و تغییر آن‌ها که البته کار آسانی هم نبود.» اهمیت این روایت در توجهی است که به تاثیر جنبش زنان بر خود مردان دارد. چنین تجربه‌ای از دستاوردهای مهم کمپین است، هرچند برای شناخت دامنه و پایداری این تغییرها به بررسی بیش‌تری نیاز داریم و نمی‌توان تجربه‌ی یک نفر را به همه تعمیم داد.

زندان لاکان رشت؛ تینا دلجو به مرخصی اعزام شد

۳ مهر ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – روز شنبه ۲۸ شهریورماه، تینا دلجو، فعال حقوق زنان از زندان لاکان رشت به مرخصی اعزام شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تینا دلجو به مرخصی اعزام شد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، اعزام به مرخصی تینا دلجو روز شنبه ۲۸ شهریورماه به مدت ۱۰ روز و از زندان لاکان رشت صورت گرفته است.

خانم دلجو در تاریخ ۹ خردادماه، پس از حضور در شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب رشت بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان لاکان رشت منتقل شده بود.

تینا دلجو مورخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۴ از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» توسط شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت، به تحمل یک سال حبس محکوم شده است.

این فعال حوزه زنان، در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۳، به‌منظور تحمل دوران محکومیت هفت‌ ماه حبس خود در ارتباط با پرونده پیشین، بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل شده بود. وی اواسط مردادماه سال گذشته با پایان دوران حبس از این زندان آزاد شد.

تینا دلجو، فعال مدنی و مدافع حقوق زنان، ساکن گیلان است. وی پیش از این نیز از بابت فعالیت های خود سابقه بازداشت و تحمل حبس را داشته است.

۱۴۰۵-۰۷-۰۳

گزارشی از آخرین وضعیت نجمه امینی، زندانی محکوم به اعدام در زندان وکیل‌آباد مشهد

۲ مهر ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – نجمه امینی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، در زندان وکیل‌آباد مشهد به سر می‌برد. این دانشجوی ۲۳ ساله در دو پرونده جداگانه در دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری مشهد به بیش از ۱۲ سال حبس و اعدام محکوم شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نجمه امینی در زندان وکیل‌آباد مشهد به سر می‌برد. یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند ضمن تأیید این موضوع، در خصوص روند رسیدگی قضایی به پرونده‌های خانم امینی به هرانا گفت: «او پس از بازداشت با دو پرونده قضایی جداگانه مواجه شد؛ یکی از این پرونده‌ها در دادگاه انقلاب مشهد و دیگری در دادگاه کیفری یک مورد رسیدگی قرار گرفت. در پرونده‌ای که در دادگاه کیفری یک مورد رسیدگی قرار گرفته، وی از بابت اتهام سب‌النبی به اعدام محکوم شده است. اتهام مطرح‌شده علیه خانم امینی در مراحل ابتدایی این پرونده توهین به ائمه عنوان شده بود، اما در ادامه روند رسیدگی، عنوان اتهامی وی تغییر کرد.» وی افزود: «همچنین خانم امینی در پرونده‌ای دیگر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد از بابت اتهاماتی از جمله اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام مجموعا به ۱۲ سال و شش ماه و یک روز حبس محکوم شده است.»

چندی پیش، خانم امینی در یک پیام صوتی از زندان وکیل‌آباد مشهد اعلام کرده بود که دستگاه قضایی در تاریخ ۲۵ شهریورماه حکم اعدام وی را صادر کرده است. او در این پیام خواستار بررسی پرونده خود توسط سازمان ملل، وکلا، فعالان و نهادهای حقوق بشری و برخورداری از حق دادرسی عادلانه شده بود.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم امینی در مردادماه امسال در دادگاه انقلاب مشهد برگزار شد. وی از بابت اتهامات اجتماع و تبانی و توهین به مقدسات و ائمه محاکمه شده بود.

در تاریخ ۱۱ بهمن‌ ۱۴۰۴، نجمه امینی در جریان اعتراضات دی‌ماه در پاساژ فردوسی مشهد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و نهایتا پس از چندی به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل شد.

نجمه امینی، ۲۳ ساله، دانشجوی رشته حسابداری و شهروند ساکن مشهد است.

پیشینه اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

تجمعات و اعتصابات کسبه و بازاریان از روز یکشنبه ۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ در تهران آغاز شد و پس از دو روز، دامنه آن از بازارها و مراکز تجاری فراتر رفت. با پیوستن دانشجویان، شهروندان و اقشار مختلف اجتماعی، این تجمعات به یکی از گسترده‌ترین اعتراضات سال‌های اخیر در ایران تبدیل شد. در جریان سرکوب این اعتراضات توسط نیروهای انتظامی و امنیتی، هزاران نفر کشته یا مجروح شدند و ده‌ها هزار تن نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت یا احضار شدند.

برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ابعاد این اعتراضات و پیامدهای انسانی و حقوق بشری آن، می‌توان به گزارش جامع هرانا با عنوان «زمستان سرخ» مراجعه کرد. این گزارش، پنجاه روز نخست اعتراضات سراسری ایران، از ۷ دی‌ماه تا ۲۶ بهمن‌ماه ۱۴۰۴، را مستند کرده است.

اهواز؛ ۹ فعال زن عرب در مجموع به ۴۵ سال حبس و شرکت در دوره‌های اجباری «تفتیش عقاید» محکوم شدند

۲ مهر ۱۴۰۵-هه نگاو

دادگاه انقلاب اهواز ۹ زن فعال عرب اهل اهواز را به نام‌های سعیده حیدری‌راد، امل دحیماوی، کوثر عساکره، آیات محمدی، فاطمه سواری، خدیجه حوالی، افتخار رستمی‌زاده، سیده فاطمه حسینی و آمنه بیت‌سیاح در مجموع به ۴۵ سال حبس تعزیری (هر کدام ۵ سال حبس) و همچنین شرکت در دوره اجباری «اصلاح فکری یا عقیدتی-سیاسی» محکوم کرد.

بر اساس گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، اخیراً هر یک از سعیده حیدری‌راد، امل دحیماوی، کوثر عساکره، آیات محمدی، فاطمه سواری، خدیجه حوالی، افتخار رستمی‌زاده، سیده فاطمه حسینی، آمنه بیت‌سیاح از بابت اتهاماتی نظیر «عضویت در گروه‌ها و دسته‌جات به قصد برهم زدن امنیت»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

این ۹ زن روز یک‌شنبه ۲۹ شهریور ماه (۲۰ سپتامبر) به دادگاه انقلاب اهواز احضار و احکام صادره برای آنها ابلاغ شده است.

به نوشته کانال تلگرامی موج،  قاضی پرونده اعلام کرده است در صورت گذراندن یک دوره اجباری و یک‌ساله تحت عنوان «اصلاح فکری یا عقیدتی-سیاسی»، حکم حبس هر یک از آنان به ۱ سال حبس کاهش خواهد یافت. این حکم اولیه و قابل تجدیدنظرخواهی است.

قابل ذکر است که،  این ۹ فعال زن عرب پیشتر در رابطه با فعالیت‌های شغلی و مدنی خود در فضای مجازی توسط نهادهای امنیتی بازداشت شده بودند و پس از ماه‌ها تحمل بازجویی، سلول انفرادی و فشارهای روانی و جسمی در بازداشتگاه‌های امنیتی، با تودیع وثیقه تا زمان پایان مراحل دادرسی آزاد شده بودند.

قتل فاطمه‌سادات طباطبایی در بم؛ همسرش به‌عنوان متهم اصلی پرونده بازداشت شد

۲ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر در ادامه زن‌کشی در ایران، «فاطمه‌سادات طباطبایی»، زن جوان ساکن شهرستان بم، به قتل رسیده و همسرش به‌عنوان متهم اصلی پ...