۱۳۹۹ مهر ۴, جمعه

زنان تاثیرگذار ایران: مژگان روستایی؛ کارآفرینی با کروکودیل‌های ۳ متری

تاریخ ایران و جهان به زندگی و سرنوشت چهره‌ها گره خورده است. هر یک خشتی گذاشته‌اند تا سقفی پدیدار شود؛ خشت‌هایی که گاه به قیمت زندگی و جان‌شان تمام‌ شده است. در این معماری عظیم، زنان و مردان بسیاری نقش آفریده‌اند.

از سوی دیگر، در تاریخ جهان بسیاری از زنان و مردان نیز به دلیل استعداد شگرف‌شان برای تخریب و نابودی ساخته‌های دیگران، «تأثیرگذار» نام‌گرفته‌اند.
زنان ایرانی، نویسنده برگ‌های بسیاری از کتاب تاریخ ۲۰۰ سال اخیر ما بوده‌اند؛ چه به دلیل تأثیر مثبت بسیاری از آن‌ها در افزایش آگاهی عمومی، کاهش تبعیض علیه زنان، ارتقای سواد و موقعیت اجتماعی، مقابله با فشارهای مذهبی، مشارکت در پروژه‌های علمی، سیاست‌ورزی، موسیقی و سینما و چه به دلیل تأثیر بعضی از آن‌ها در تشویق به خشونت، گسترش جهل و جزم‌اندیشی و سوءاستفاده از قدرت مالی و اقتصادی در جهت منافع خود.
مجموعه «زنان تأثیرگذار» «ایران‌وایر» یک مقدمه است. افرادی که نام‌شان در این فهرست آمده است، نماینده برخی اقشار جامعه هستند که هر روز در ایران و کشورهای دیگر بر زندگی خانواده و اجتماع خود تأثیر می‌گذارند. بدیهی است که همه فعالیت‌ها و یا تمام افراد حاضر در این مجموعه مورد تأیید «ایران‌وایر» نیستند اما تأثیرگذاری هیچ‌یک از افراد این لیست را نمی‌شود کتمان کرد.
این لیست، دومین سری سلسله بیوگرافی‌های زنان تأثیرگذار ایران است که به‌مرور تکمیل می‌شود. از مخاطبان «ایران‌وایر» درخواست داریم تا پیشنهادات خویش را برای غنای این مجموعه با ما در میان بگذارند.

***

کروکودیل حیوان عجیبی است؛ یک جور اسرارآمیز و ترسناک. با شنیدن نامش اغلب به یاد ویدیوهایی می‌افتیم از حمله ناگهانی یک موجود غول‌پیکر با چشمانی تیزبین و دهانی که آن‌قدر باز می‌شود که انسان یا حیوانات تشنه‌ای که برای خوردن آب نزدیک دریاچه یا رودخانه‌ شده‌اند را ببلعد بی‌این که حتی لرزشی کوچک بر سطح آب ایجاد کند.

«مژگان روستایی» اما تصویرهای دهشتناک از کروکودیل‌ها را به یکباره تغییر داد؛ زنی جوان، پرشور و مصمم از اهالی اصفهان و متولد سال ۱۳۶۲ که با همکاری همسرش در جزیره قشم، به تولید و پرورش بزرگ‌ترین گونه کروکودیل در جهان مشغول است.

او در ۲۳ سالگی موفق شد عنوان جوان‌ترین کارآفرین کشور را به خود اختصاص دهد. مژگان و همسرش حالا اولین و تنها مزرعه پرورش کروکودیل در ایران را مدیریت می‌کنند و امیدوارند که با افزایش این مجموعه‌ها، تولیداتشان را در عرصه جهانی عرضه کنند.

مژگان روستایی فارغ‌التحصیل رشته جانورشناسی است. او و همسرش تا هفت سال قبل، هر دو در تهران کارمند بودند اما به این نتیجه رسیدند که زندگی کارمندی چیزی نیست که در پی‌ آن باشند: «سال ۱۳۸۵ تصمیم گرفتیم کاری خلاقانه در حوزه تخصص من شروع کنیم. بعد از مدتی به ایده پرورش کروکودیل رسیدیم. ایده داشتیم اما منبع مطالعاتی فارسی در این مورد نداشتیم. وقتی درباره‌اش با کسی صحبت می‌کردیم، فکر می‌کردند شوخی می‌کنیم و درنهایت هم ما را می‌ترساندند.»

مژگان اما ترس‌ها را در پناه اراده، خلاقیت و پشتکار جا گذاشت. سال ۱۳۸۵ که آن‌ها تصمیم گرفتند ایده خود را عملیاتی کنند، هیچ طرح و دستورالعمل مشخص و معینی برای حمایت از کسانی که قصد چنین کارهایی داشتند، وجود نداشت. حتی مشخص نبود برای گرفتن مجوز این کار چه باید کرد.

بروکراسی اداری بزرگ‌ترین مشکل همه کسانی است که می‌خواهند کاری نو و خلاق در ایران انجام بدهند. از وقتی طرح ارایه می‌شود تا لحظه‌ای که مجوز صادر شود، زمانی طولانی طی خواهد شد. گاهی پروسه آن قدر طاقت‌فرسا می‌شود که عطای راه انداختن حرفه تازه را به لقایش می‌بخشند. شاید اگر علاقه، همت و همراهی مژگان و همسرش در میان نبود، سرنوشت «نوپک» هم همان می‌شد که شرحش رفت.

نوپک مخفف نام شرکتی است که مژگان روستایی و همسرش راه‌اندازی کرده‌اند. بنابر آن چه او در شرح نوپک گفته است، این نام مخفف کلمات «نوآوری»، «پویایی» و «کوشش» است. همان‌سه اصلی که در این‌ سالها سرلوحه فعالیت‌های آن‌ها بوده است.

سرمایه اولیه برای راه‌اندازی چنین طرحی اندک نبود. مژگان و همسرش اما عزم‌شان را جزم کرده بودند: «با پدرم صحبت کردیم و خانه و ماشین و هر چه داشتیم را فروختیم تا پولش را سرمایه کارمان کنیم. حدود ۱۰۰ میلیون تومان هم بانک کشاورزی به عنوان وام به این پروژه اختصاص داد. برای تسهیلات ۱۰۰ میلیون تومانی، سند دو خانه، یکی در تهران و دیگری در اصفهان را در رهن بانک گذاشتیم. حدود ۴۰۰ میلیون تومان سرمایه‌گذاری به مدد وام و پس‌انداز و کمک‌های خانواده‌ها جمع شد.»

مژگان روستایی در قدم بعدی تصمیم می‌گیرد یک شرکت ثبت کند. می‌گوید: «سال ۱۳۸۶ شرکتی به نام “نوآوران پویا کیمیا قشم” تاسیس کردیم که الان مجری مزرعه و پارک پرورش کروکودیل نوپک قشم است و به عنوان طراحی نوآورانه و کارآفرین در ایران شناخته می‌شود. من مدیرعامل هستم و همسرم، مهندس “بهروز سالاروند” کارهای طراحی و نظارت بر احداث و مدیریت مزرعه را برعهده دارد.»

پس از آن، مژگان و همسرش تصمیم گرفتند برای گذراندن دوره صلاحیت حرفه‌ای پرورش کروکودیل، به خارج از کشور بروند. مقصد کشورهایی بود که در زمینه پرورش کروکودیل صاحب نظر بودند؛ یعنی مالزی و تایلند. دوره‌های مربوطه یک سالی طول کشید و حالا وقت پوشیدن کفش‌های آهنین بود.

مژگان روستایی با سازمان‌ها و نهادهای متعددی که به شکلی با ایده او مرتبط بودند، ارتباط گرفت و طرح خود را ارایه کرد؛ سازمان‌هایی هم‌چون شیلات، حفاظت محیط‌‌زیست و دام‌پزشکی. در نهایت در سال ۱۳۸۷ نخستین پروانه تاسیس مزرعه پرورش تمساح در ایران برای شرک نوپای مژگان روستایی و همسرش صادر شد: «مزرعه را در جزیره هنگام احداث کردیم و اولین تمساح‌ها بهمن ۱۳۸۹ وارد مزرعه شدند. بهار سال ۱۳۹۰ تصمیم گرفتیم بخش گردش‌گری مزرعه را هم راه بیاندازیم. این‌طوری پارک کروکودیل نوپک در جزیره قشم به عنوان اولین پارک کروکودیل خاورمیانه آغاز به کار کرد.»

حالا وقتی به جزیره هنگام بروید و سراغ پارک کروکودیل‌ها را از هر کس بگیرید، شما را راهنمایی خواهد کرد. هزاران گردش‌گر داخلی و صدها گردش‌گر خارجی از این پارک دیدن و از خدمات آموزشی و مشاوره‌هایی که در مورد چگونگی پرورش کروکودیل ارایه داده می‌شود، استفاده کرده‌اند.

سال ۱۳۹۲ مژگان روستایی موفق شد سری اول تخم‌ریزی و تکثیر کروکودیل زنده را در نوپک انجام دهد. حالا او و همسرش به خاطر مزرعه جذاب‌شان، به عنوان کارآفرینان برتر استان هرمزگان و ایران شناخته می‌شوند.

آن‌ها در چهارمین دهه زندگی خود، دختری به نام «آنیسا» دارند. در مزرعه این زوج، ۲۰ کارگر مشغول به کار هستند و۲۰۰ سر کروکودیل را نگه‌داری می‌کنند و محل کارشان به یکی از مقصدهای گردش‌گری دیار تاریخی و جذاب هرمزگان تبدیل شده است؛ جایی که می‌توانید رخ به رخ کروکودیل‌های ۵۰ سانتی، تا سه متری عمق آب را تماشا کنید و خیال‌تان راحت باشد که بلعیده نخواهید شد.

صفحه اینستاگرامی نوپک در اینستاگرام که چندهزار فالوئر دارد، آخرین خبرهای مربوط به کروکودیل‌های ساکن در مزرعه را به علاقه‌مندان اطلاع می‌دهد.

مژگان روستایی اهداف بزرگی برای توسعه کارش در سر دارد: «ما برنامه ۱۰ ساله‌ای داریم که در حال حاضر یک و نیم تا دو سال از آن جلو هستیم. هدف اصلی راه‌اندازی، واردات، تکثیر و پرورش کروکودیل بود که همه این‌ها با این‌که نخستین مجموعه در ایران بوده‌ایم، با موفقیت انجام شده است. هدف نهایی مجموعه ما، داشتن مزرعه با هزار سر کروکودیل است که با تکثیر بیشتر در آینده محقق خواهد شد.»

مژگان روستایی مانند بسیاری از کسانی که ایده‌های نو در سر داشته‌اند، برای اجرا با مشکلات متعددی مواجه شده ‌است. یکی از مشکلات، تغییر قیمت ناگهانی ملک در ایران بوده است: «زمانی که قصد داشتیم این پروژه را اجرا کنیم، قیمت ملک در ایران ناگهان دو ‌برابر شده بود. حتی افراد بسیاری توصیه کردند که از انجام این طرح انصراف دهیم. می‌گفتند به جای اجرای این ایده، خانه بخرید و پول‌تان را در بازار مسکن سرمایه‌گذاری کنید. شاید اگر در آن زمان توصیه اطرافیان‌مان را به اجرا در می‌آوردیم، سود بیشتری عایدمان می‌شد. اما نام سرمایه‌گذاری در بخش ملک و مستغلات، کارآفرینی و اشتغال‌زایی نبود. دوست داشتیم کاری را انجام دهیم که در کنار ما دیگران هم بهره‌مند شوند. ریسک آن بالا بود اما با برنامه پیش رفتیم و خوش‌بختانه موفق شدیم.»​



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40256

بیانیه مادران پارک لاله؛ جلوی جنایت های حکومت را بگیریم، جان زندانیان سیاسی در خطر است!

مادران پارک لاله، با انتشار بیانیه ای خواستار لغو احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی و همچنین آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی شدند.

مادران پارک لاله، در این بیانیه ضمن محکوم کردن جان باختن نادر مختاری با ضربات باتوم ماموران امنیتی در بازداشتگاه کهریزک و اعدام نوید افکاری از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری مرداد ماه ۱۳۹۷، نگرانی خود را از اجرای حکم اعدام حیدر قربانی و ۴ زندانی عرب اهوازی ابراز کردند.

آنها همچنین مقامات حکومت ایران را مسئول جان و سلامتی نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی در حال اعتصاب غذا دانسته و خواستار لغو احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی و آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی شدند.

متن کامل بیانیه مادران پارک لاله با عنوان «جلوی جنایت های حکومت را بگیریم، جان زندانیان سیاسی در خطر است!» به شرح ذیل است:

«شاید بتوان گفت که این روزها، سرنوشت ساز ترین روزهای مبارزات تاریخی مردم ایران علیه حکومت فاسد و جابر و جنایت کار اسلامی ایران است. از سویی حکومت راه نفس را بر تمام شریان های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامعه بسته است و کمر مردم را زیر باز فقر، تبعیض و نابرابری‌های اجتماعی، بیماری اپیدمیک و نبود امکانات حمایتی دولتی خم کرده و با گسترش فساد، اعتیاد و تبعیض در جامعه، مردم را به سمت خودکشی و زن کشی سوق داده است، از سویی دیگر سرکوب و قساوت را به حد نهایت رسانده تا شاید بتواند جلوی اعتراض ها، اعتصاب ها، ایجاد تشکل های مستقل و مردمی و اتحاد و مبارزه برای رهایی از بیدادگری حاکم را سد کند.

با این وجود، زنان و مردان شجاعی هستند که بدون ترس از عواقب مبارزات شان در برابر این حکومت جنایت کار و فاسد ایستاده‌اند و صدای اعتراض شان را هر روز بلند و بلندتر می‌کنند و می‌رود که چون سیلی جوشان و خروشان به راه افتند و تمامی بنیان‌های این حکومت ستم کار را زیر و رو کنند. زنان و مردان مقاوم و شجاعی که در مبارزه با تبعیض و بی‌عدالتی و جنایت های این حکومت آرام و قرار ندارند و از جان مایه می‌گذارند تا حقوق انسانی خود و دیگران را طلب کنند. حکومت نیز آن‌ها را به بند می‌کشد و به شرم آورترین شکل ممکن زیر ضرب قرار می‌دهد و انواع شکنجه های وحشیانه را بر روی آن ها و خانواده‌های شان اعمال می کند تا مقاومت آن‌ها را در هم شکند یا تسلیم خواسته های پلید نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و بازجو و قاضی شوند و در حقیقت علیه خود و آرمان های خود گواهی دروغ دهند.

حکومت سال هاست که با انواع و اقسام وسایل سرکوب و شکنجه سعی کرده است که مردم آگاه و مبارز را یا در خفا سر به نیست کند یا به سکوت بکشاند، یا با تطمیع برخی فعالان را علیه خود و دیگری به میدان بیاورد یا اگر موفق نشد برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه، آشکارا “گردنی را برای طناب دارشان بیابد”. همان کاری که در تازه ترین نمونه از جنایت های بی شمارشان مرتکب شدند و جوانی برومند و شجاع به نام نوید افکاری را با توجیه اعترافات اجباری که زیر شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی از او گرفتند، با عجله و بدون شفاف سازی و پاسخ‌گویی به خانواده و مردم به دار آویختند و در خفا به خاک سپردند. با این خیال که این جنایت را نیز چون جنایت های دهه ی شصت می‌توانند تا ابد انکار کنند و زیر پرده ی ابهام و بدون پاسخ‌گویی بر آن سرپوش بگذارند و جامعه را به سکوت بکشانند. جنایت کاران غافل اند که همین خانواده‌های زخم خورده و دادخواه، روزی نه چندان دور با هم متحد خواهند شد و با همراهی مردم مبارز و آزادی خواه، دادخواهی را به سرانجام خواهند رساند.

در همین روزها سایت کلمه وابسته به اصلاح طلبان خبر داد که جوانی از معترضان آبان ۹۸ به نام «نادر مختاری» که به علت ضربات باتوم چند ماه در کما بوده، در «بازداشت گاه سروش ۱۱۱» در زندان کهریزک در جنوب تهران کشته شده است، زندانی که قرار بود پس از جنایت های سال ۸۸ تعطیل شود. از سوی دیگر قوه قضاییه ایران که رئیس آن ابراهیم رییسی، جزو جنایت کاران بزرگ است با تأیید مرگ نادر مختاری در زندان، ارتباط او را با اعتراضات آبان رد کرده است. در این میان ما مردم هنوز نمی‌دانیم که چه بلایی بر سر نادر مختاری و دیگر معترضانی که در طی این سال‌ها بازداشت شده‌اند و در زندان های رسمی و غیر رسمی سراسر کشور زیر انواع و اقسام شکنجه های وحشیانه هستند، یا آن‌هایی که با وثیقه های سنگین به ظاهر آزادند، ولی گردن شان زیر تیغ گیوتین حکومت درگیر است، در چه شرایط اسف باری بسر می برند.

در این شرایط وحشتناک، حکومت از سویی با سرکوب شدید اعتراضات و اعتصاب های مداوم مردم جان به لب رسیده و صدور احکام اعدام و صدور احکام سنگین زندان و شکنجه های وحشیانه در زندان ها، می‌خواهد جلوی حرکت پیش رونده ی مردم را بگیرد و هم‌اکنون حیدر قربانی و چهار زندانی عرب اهوازی و تعدادی دیگر در خطر اجرای احکام اعدام هستند، از سوی دیگر زندانیان را آن‌چنان زیر فشار طاقت فرسا قرار می‌دهند که گاه ناچار می‌شوند برای بدیهی ترین حق و خواسته، زندگی‌شان را به داو بگذارند و وارد اعتصاب غذا شوند. در طی این سال‌ها نمونه‌های بسیاری از زندانیان سیاسی بوده‌اند که با اعتصاب غذا، جان یا سلامتی شان را از دست داده‌ اند.

هم‌اکنون نیز تعدادی از زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا هستند و خبری از وضعیت آن‌ها نداریم و به شدت نگران سلامتی شان هستیم. نسرین ستوده حقوق دادن، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر یکی از آن هاست. او در مجموع به ۳۸ سال زندان با ۱۴۸ ضربه شلاق برای ۲ پرونده باز محکوم شده است. وی از آخرین بازداشت در ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ در منزل شخصی‌اش در تهران، تاکنون زندانی بوده و از تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۹۹، در اعتراض به برخوردهای فراقانونی و بی‌اعتنایی متولیان امر به حق آزادی مشروط زندانیان، اعتصاب غذا کرده است. این سومین اعتصاب غذای طولانی مدت اوست.

این زن مبارز و خستگی ناپذیر نیز هم‌اکنون با وضعیتی نگران کننده و وخیم در بخش سی سی یو بیمارستان طالقانی تهران بستری است و هیچ اطلاعی از او داده نمی‌شود. او نیز چون بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی در اعتراض به بی عدالتی و تبعیض بارها بازداشت شده، ولی قاطعانه و شجاعانه بر راهی که به درستی آن ایمان دارد، ایستاده است. رضا خندان همسر نسرین ستوده گفته است: «او در بدترین شرایط ممکن در سی‌سی‌یو بستری است. شدیدترین و غیرانسانی‌ترین شرایط را برای او به کار بسته‌اند تا کسی نتواند با او تماس بگیرد و تحت فشارهای روحی تسلیم خواسته‌های شان شود. یکی از بدترین افرادشان را مسئول تیم امنیتی کرده‌اند و به ما به عنوان خانواده‌ی بیمار اجازه ورود و نظارت به پروسه درمان داده نمی‌شود. از مشاهده نتایج آزمایشات جلوگیری می‌کنند. تهدید به بازداشت و توهین توسط سرپرست تیم عملیات می‌شویم.».

این شرایط طاقت فرسا و تحمیلی از طرف حکومت و ایستادگی ها و مقاومت‌ زندانیان سیاسی مخصوص امروز و دیروز نیست، ولی از سویی خوشحال ایم که در این سال‌ها با وجود ابزارهای مختلف رسانه ای، صدای زندانیانی چون نسرین ستوده لحظه به لحظه در ایران و جهان پخش و شنیده می‌شود و به اشکال مختلف از مبارزات او قدردانی می‌کنند، ولی از سویی دیگر به شدت نگرانیم که مقاومت های کم نظیر و جانانه ی دیگر زندانیان سیاسی که سال هاست بر آرمان‌های خود برای آزادی و عدالت و برابری ایستاده اند، نادیده گرفته شده یا کم‌رنگ می شود. زندانیان گمنامی که در بدترین شرایط در زندان ها در حبس و زیر شکنجه های وحشیانه حکومت ایستاده‌اند ولی کسی را ندارند که صدای آن ها را به این سوی دیوار زندان ها برساند. در همین روزها صبا کرد افشاری با محکومیت ۲۴ سال حبس دچار بیماری شده و او را به بیمارستان طالقانی بردند و دوباره به زندان باز گرداندند و به شدت نگران سلامتی او هستیم. باز صدای امثال صبا شنیده می شود، ولی صدها یا شاید هزاران زندانی سیاسی دیگر داریم که از حال و روزشان بی خبریم. بخصوص زندانیان سیاسی که در شهرستان‌ها محبوس اند. زندانیانی چون زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد که از آذر سال ۱۳۸۶ با بالاترین محکومیت زندان، یعنی «حبس ابد» بدون مرخصی در زندان است و زیر انواع و اقسام شکنجه های جسمی و روحی قرار دارد تا مقاومت او را بشکنند و به شدت نگران سلامتی‌ او و دیگر زندانیان هستیم.

در این میانه کمترین وظیفه ما پی جویی و پیگیری وضع این زندانیان و پشتیبانی از آن‌ها با انعکاس و انتشار خواسته‌ها و وضعیت شان است. تا به این وسیله هم به زندانیان و فعالان سیاسی روحیه دهیم که ما نیز در کنارشان ایستاده‌ایم و هم به مردمی که به خاطر شقاوت و جنایت های هر روزه حکومت خسته شده و اعتماد به نفس خود را از دست داده‌اند و فکر می کنند که این حکومت تا به ابد پابرجاست، نوید دهیم که به قدرت خود ایمان بیاوریم. آری برماست که مدام یادآوری کنیم که فعالان بسیاری هستند که به خاطر اعتقادشان به برقراری آزادی، برابری و عدالت اجتماعی محکم ایستاده اند و با وجود تمام دشواری ها حاضر به سکوت نیستند. امید که با پایداری و همبستگی بیشتر با زندانیان سیاسی و تمامی مردم شریف و آزاده ایران که در برابر جهل و جنایت این حکومت ایستاده اند، این قفس را بشکنیم و هم چنان ققنوس که می سوزد تا از خاکسترش ققنوسی دیگر برآید، آتشی بر این بساط بی عدالتی و تبعیض بزنیم تا از خاکستر آن ایرانی آزاد بر پایه عدالت اجتماعی بسازیم و اجازه ندهیم که به نام حقوق بشر اسلامی یا دیگر انواع حقوق بشر که دیکتاتوری و تبعیض و کشتن آزادی سر لوحه ی آن است، بر ما فرمانروایی کنند.

ما مادران پارک لاله ایران به عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، این چرخه ی آزادی کشی، سرکوب، قساوت،‌بازداشت، شکنجه، شلاق، اعترافات اجباری، تبعیض، بی‌عدالتی و اعدام را به دشت محکوم می‌کنیم و خواهان: ۱) لغو مجازات شکنجه و اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۲) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنات‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین اعتقاد عمیق داریم که این خواسته ها با اتحاد و همبستگی و مبارزات پیگیر ما دادخواهان به دست خواهد آمد و تردیدی نیست که برای رسیدن به این خواسته ها باید برای؛ ۴) آزادی بیان و اندیشه، ۵) حق داشتن تجمع و اعتصاب و تشکل و احزاب مستقل، ۶) رفع هرگونه تبعیض و ۷) جدایی دین ازحکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی عدالتی ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز حکومت جنایت کار اسلامی ایران می دانیم.

ما به شدت نگران جان زندانیان محکوم به اعدام هم چون حیدر قربانی و ۴ زندانی عرب اهوازی و هم چنین نگران سلامتی نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی مقاوم در حال اعتصاب غذا یا زندانیان بیمار در زندان های سراسر ایران هستیم و تاکید می کنیم که مسئولیت جان و سلامتی آن ها با حکومت است و باید هر چه زودتر تمام احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی لغو و زندانیان سیاسی بدون قید و شرط آزاد شوند.»

مادران پارک لاله ایران



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40254

محرومیت از حق درمان و ملاقات برای سهیلا حجاب وکیل دادگستری؛ پرونده جدید با وجود ۱۸ سال حکم زندان!

– سهیلا حجاب در زندان به بیماری تاربینی مبتلا شده و قادر به کنترل تعادل جسمانی خود نیست و طی این مدت چندین مرحله بر اثر از دست دادن تعادل به علت تاربینی و سرگیجه به زمین خورده است.
– سهیلا حجاب روز شنبه سوم خردادماه پس از مراجعه به دادگاه تجدید نظر تهران و دریافت تایید حکم ۱۸ سال زندان خود به محض خروج از دادگاه توسط سپاه ثارالله تهران و همراه با ضرب و جرح بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

سهیلا حجاب وکیل دادگستری و فعال مدنی محبوس در زندان قرچک ورامین دچار بیماری شده اما از ابتدای خردادماه تا کنون از حق ملاقات با خانواده و همچنین حق درمان محروم مانده است.سهیلا حجاب وکیل دادگستری و فعال مدنی پیشتر از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۸ سال زندان محکوم شده بود. بر اساس قوانین جمهوری اسلامی اشد مجازات یکی از ردیف‌های اتهامی اجرا می‌شود و در نتیجه این زندانی سیاسی باید ۷ سال و ۶ ماه به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام» در زندان بماند.

سهیلا حجاب روز شنبه سوم خردادماه پس از مراجعه به دادگاه تجدید نظر تهران و دریافت تایید حکم ۱۸ سال زندان خود به محض خروج از دادگاه توسط سپاه ثارالله تهران همراه با ضرب و جرح بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

این فایل صوتی روایت شیوه بازداشت سهیلا حجاب از سوی نیروهای اطلاعات سپاه از زبان خودش طی تماسی از زندان قرچک ورامین است:

سازمان اطلاع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از زندانی شدن سهیلا حجاب پرونده دیگری برای او گشوده که هنوز دادگاه رسیدگی به این پرونده برگزار نشده است.

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز ۱۷ تیر ماه ۱۳۹۹ با انتشار گزارشی مدعی شد سهیلا حجاب در دورانی که به مرخصی رفته بود در صدد برنامه‌ریزی برای انفجار محل سکونت امام جمعه کرمانشاه بوده است. این خبر نشان از پرونده‌سازی تازه‌ای علیه سهیلا حجاب دارد و به نظر می‌رسد وی به شدت زیر فشارهای امنیتی قرار دارد و محرومیت از حق درمان و ملاقات با خانواده نیز بر اساس همین پرونده‌سازی جدید است.

سازمان اطلاعات سپاه جمهوری اسلامی پس از آن این پرونده را به جریان انداخته که سهیلا حجاب و زینب جلالیان ۲۷ خرداد ماه ۱۳۹۹ در زندان قرچک ورامین دست به اعتصاب غذا زدند.

این دو زندانی سیاسی سوم تیرماه سال جاری در نامه‌ای سرگشاده به رفتارهای توهین‌آمیز مسئولان این زندان و همچنین محرومیت‌ها و محدودیت‌های شدید زندانیان سیاسی محبوس در این زندان اشاره کردند.

در این نامه آمده بود: «بازرسی‌های وحشتناک بدنی و غیرانسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوه‌های قرون وسطایی و مطابق اصول برده‌داری، بخشی از رنجنامه‌های ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضدزن وحشت به همراه دارد که برای جابجایی ما از محافظان متعدد، همراه در غل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود؟ علیرغم اینکه در سیاه‌چاله‌های قرون وسطایی این افراد نگهداری می‌شویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابجایی بین زندان‌ها یا حضور در بیدادگاه‌ها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات بسر برده‌ایم، ما را مورد بازرسی‌های بی‌شرمانه خود قرار می‌دهند. مگر در سیاه‌چاله‌ها توسط دوربین‌ها و ماموران سرکوبگر رصد نمی‌شویم؟»

سهیلا حجاب و زینب جلالیان در این نامه تأکید کرده بودند «جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکرده‌ایم و نخواهیم کرد چرا که فردی طلب بخشش و عفو می‌کند که مرتکب اشتباهی شده باشد.» آنها نوشته بودند: «ما پژواک خواسته‌ها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بودیم. رژیم دیکتاتوری که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه‌های مختلف باشد و هم در دادگاه‌های ملی محاکمه شود.»

یک منبع مطلع در گفتگو با وبسایت «حقوق بشر در ایران» گفته است: «خانم حجاب در بند قرنطینه زندان قرچک ورامین به بیماری تاربینی مبتلا شده و قادر به کنترل تعادل جسمانی خود نیست و طی این مدت چندین مرحله بر اثر از دست دادن تعادل به علت تاربینی و سرگیجه به زمین خورده است. این زندانی سیاسی ۵ ماه است که از حق ملاقات با مادر و خانواده خود محروم مانده و مسئولان زندان قرچک به هدایت اطلاعات سپاه اعلام کردند در صورتی می تواند با خانواده‌اش ملاقات کند که ماموران در زمان انجام ملاقات در کنار این زندانی سیاسی باشند. خواسته سهیلا حجاب، اعزام به مرکز درمانی برای درمان مشکل بینایی و همچنین ملاقات با خانواده است.»



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40252

اطلاعیه ۱۳۳۰ کمیته دفاع از حقوق ورزش و ورزشکاران در خصوص حق ورزش زنان

ورزش و زنان : حضورشان در کنار هم، برای جمهوری اسلامی ایران قابل تحمل نیست.

همانطور که در سایر موارد حقوق زنان پایمال شده است و می شود، در ورزش نیز محدودیت ها به حدی رسیده است که از ابتدای سال جاری (۱۳۹۹) دوچرخه سواری در اماکن عمومی نیز حرام شده است و با هر مرکزی که دوچرخه ای دراختیارشان قرار دهد برخورد قضائی خواهد شد برغم آنکه هیچ مصوبه ی قانونی در ممنوعیت دوچرخه‌سواری یا موتور سواری زنان وجود ندارد اما  مقامات، مسئولان و یا روحانیت با استفاده از نام هائی مثلایجاد مفسده یا فعل حرام از حضور بانوان و دوشیزگان ایرانی در جامعه ورزشی ممانعت کرده، عوامل تحت فرمان را برای سرکوب و بازداشت آنان گسیل می کنند، شرایط بانوان علاقمند به ورزش باستانی هم بر همین روال است و طبق مصوب۲۴/۳/۱۳۹۹هیئت پهلوانی و زورخانه ای تهران، زورخانه ها نباید بانوان را ثبت نام کند.
علاوه بر این همه سخت گیری مسئله پوشش و حجاب کامل بانوان که در همه ورزش‏ها باید رعایت شود معضل دیگری است و مانعی شد برای عدم حضور دختران فوتبالیست ایران در بازی های مقدماتی المپیک ۲۰۱۲ لندن در منطقه آسیا که به میزبانی اردن انجام ‌شد، به دلیل استفاده همزمان از کلاه و مقنعه و به تشخیص نماینده فیفا، تا از ادامه رقابت‌ها کنار گذاشته شوند.
فقدان چترحمایتی دولت از بانوان ورزشکار، پیش گیری از پخش زنده مسابقات آنان، عدم تخصیص بودجه های برابر با ورزشکاران مرد و ممنوعیت حضور مربیان و مدیران مرد از جمله مشکلاتی است که گریبانگیر بانوان ورزشکار ایرانی شده است.
بر این مجموعه بیفزائیم: قانون کسب اجازه از همسر برای خروج از کشوربرای بانوان و حضور آنها در میادین ورزشی را که بدون آن امکان پذیر نیست و تا کنون آسیب های بسیاری را متوجه خانم های ورزشکار ایرانی ساخته است مثل نیلوفر اردلان، از ملی ‌پوشان باسابقه فوتبال ایران که از همراهی اولین حضور تیم ملی فوتسال ایران در جام ملت‌های آسیایی سال ۲۰۱۵بازماند چون همسرش مخالف خروج او از کشور بود.
گویا اساسنامه کمیته ملی المپیک جمهوری اسلامی ایران بخش دوم بند « ر» که از کمک به ارتقاء سطح کمی و کیفی                     ورزش زنان در همه ابعاد و زمینه ها سخن می گوید تنها شعاری بیش نیست.
بدن سازی بانوان هم از جمله ورزش های «خلاف شرع» است تا بدانجا که فدراسیون بدن‌سازی برای دوری از هجوم و حملات نیرو های سرکوبگر و آتش به اختیار، اعلام می کند که:
زنان می‌توانند در باشگاه‌های بدن‌سازی فقط تمرین کنند اما حق شرکت در مسابقات را ندارند.
ناصر پورعلی فرد رئیس این فدراسیون در شهریور ماه ۱۳۹۶ هرگونه رقابت زنان در این رشته را هم قاطعانه منع کرد و تهدید نمود که با متخلفان شدیدا برخورد خواهد کرد و همین امر موجب خروج بانوان این رشته و پیوستن آنان به دیگر باشگاه های خارج از ایران گردیداز جمله خانمها هدی جراح و مونا پورصالح.
بگفته خانم مهرانگیز کار وکیل و فعال حقوق زنان: بر مبنای اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و دیگر قوانین نشأت گرفته از آن، هر نوع آزادی و حقوق زنان مشروط به رعایت موازین دین اسلام است و لاجرم باید برای کار و فعالیت های بانوان، از حوزه های فقهی مجوز دریافت شود، با مفهومی ساده تر اینکه افراد حق اتخاذ تصمیم برای خود را ندارند مثل تصمیم گیری در مورد دوچرخه سواری زنان که در اصل هیچ منع قانونی ندارد اما به هر طریقی فقها و روحانیون استدلال های فقهی و احکامی را برای ممانعت از آن می یابند
اما:برخورداری از یک زندگی سالم و انجام هرگونه ورزش متناسب با علاقه و نیاز فرد، یک حق ذاتی است که هیچ قدرتی اجازه ندارد با کلیشه های فرهنگ سنتی و جنسیتی با آن برخورد نماید در حالیکه دولت جمهوری اسلامی ایران با قوانین جاری اما نانوشته ای که پیوسته با هدف محدودیت بیشتر بانوان ورزشکار ایران تغییر میکند و هر مسئول جدید، یک ماده دیگررا بدان می افزاید، موانع بسیاری را در در برابر بانوان ایران قرار داده که قاطعانه محکوم می کنیم چرا که موجب عدم انگیزه برای تلاش و رقابت، افسردگی، کاهش اعتماد به نفس و فقدان سلامتی در بین زنان ایران زمین شده است. ضمن توجه به اصل ۳ بند ۳ و  اصل ۲۰ قانون اساس جمهوری اسلامی ایران و طبق منشور حقوق بشر بویژه مواد ۱ و ۲ از منشور جهانی حقوق بشر و فارغ از هرگونه قضاوت، پیش داوری و اعمال قوانین سلیقه ای و تبعیض آمیز، راه تمام دختران سرزمینمان هموارتر شود و بتوانند در زمینه ای مختلف و در میادین و مسابقات بین المللی حضور یابند.

1330

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

کمیته دفاع از حقوق  ورزش و ورزشکاران



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40250

۱۳۹۹ مهر ۳, پنجشنبه

طرح بحث حجاب اجباری در ایران

به تازگی ارسال انبوه پیامک‌های تذکر درباره بی‌حجابی در خودروها، و احضار مالکان به پلیس برای پاسخگویی، خبرساز شد. موضوعی که واکنش پلیس تهران را هم به دنبال داشتحجاب اجباری در ایران، اعتراف رژیم به عدم تمایل اکثریت زنان - کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

و این ارگان، آن را ناشی از آنچه «نقص فنی چند روزه» خواند، دانست! بحث حجاب اجباری اما، هفته گذشته، سوژه یکی از برنامه‌های تلویزیون رسمی ایران هم بود؛ جائی که یکی از میهمانان، صراحتا، این سیاست را، محکوم به شکست دانست! اما، موضوع حجاب، بحث امروز و دیروز نیست و نزدیک به چهار دهه است که در جامعه ایران، بعنوان موضوعی روزمره، مطرح بوده است. چرا این موضوع، تا این حد برای مسئولان جمهوری اسلامی مهم است؟ چرا برای جمهوری اسلامی، حجاب دختران، بیشتر از کار، تحصیل، موفقیت، یا حتی سیری شکم‌شان مهم است؟ گزارشی از شهریار صیامی​



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40247

نسرین ستوده «در بدترین شرایط جسمی» از بیمارستان به زندان بازگردانده شد

چند روز بعد از بستری شدن نسرین ستوده، وکیل و مدافع حقوق بشر، در بخش «سی‌سی‌یو» بیمارستان طالقانی، همسر وی می‌گوید که خانم ستوده به زندان بازگردانده شد.گروهی از ایرانیان مقیم پاریس سال گذشته با در دست داشتن پوسترهای نسرین ستوده خواستار آزادی این وکیل و مدافع حقوق بشر شدند.

خانم ستوده بیش از شش هفته است که دست به اعتصاب غذا زده است و وضعیت جسمی او بحرانی گزارش شده است.

رضا خندان همسر خانم ستوده روز چهارشنبه دوم مهر با انتشار توئیتی نوشت: «عصر امروز پس از پنج روز حبس در بیمارستان امنیتی طالقانی، نسرین در بدترین شرایط جسمی بدون هرگونه اقدام درمانی به زندان برگردانده شد».

آقای خندان می‌گوید این اقدام چیزی جز قرار دادن خانم ستوده در معرض خطر جانی هیچ معنای دیگری ندارد.

مورگان اورتگاس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، نیز روز چهارشنبه با انتشار توئیتی گفت که ایالات متحده همچنان عمیقأ نگران سلامت نسرین ستوده است که به تازگی در بیمارستان زندان بستری شده.

وی در ادامه نوشته است: «ما در کنار نسرین و مبارزه پایدار او برای حقوق بشر در ایران ایستاده‌ایم و خواستار آزادی او هستیم. ما استفاده وحشیانه رژیم از حبس ناحق را محکوم می‌کنیم».

در روزهای اخیر چندین نهاد بین‌المللی از جمله جشنواره بین‌المللی فیلم برلین و آکادمی فیلم اروپا، همراه با جمعی از هنرمندان و نویسندگان مشهور از جمهوری اسلامی خواستند که خانم ستوده را فورا آزاد کند. نخست‌وزیر کانادا نیز درخواست مشابهی از حکومت ایران داشته است.

یالات متحده همچنان عمیقأ برای سلامت نسرین ستوده، که به تازگی در بیمارستان زندان بستری شده است، نگران است. ما در کنار نسرین و مبارزه پایدار او برای حقوق بشر در ایران ایستاده ایم و خواستار آزادی وی هستیم. ما استفاده وحشیانه رژیم از حبس ناحق را محکوم می کنیم.میان مدافعان حقوق بشر برانگیخته است.

انجمن قضات آلمان ۱۳ شهریور جایزه حقوق بشر خود را به خانم ستوده اعطا کرد.

آقای خندان ۲۹ شهریورماه گفته بود خانم ستوده که در پی بروز «مشکل قلبی و تنگی نفس، فشار خون بسیار پایین و ضعف عمومی شدید» به اورژانس بیمارستان طالفانی منتقل شده بود، به خاطر وخامت حال خود «به بخش سی‌سی‌یو همان بیمارستان منتقل شد».

خانم ستوده از ۲۰ مرداد گذشته با انتشار نامه‌ای، ضمن درخواست آزادی زندانیان سیاسی، در اعتراض به شرایط زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کرده است. او شرایط این زندانیان را «ناعادلانه» توصیف کرده و تاکید داشته که وضعیت زندان به‌دنبال شیوع ویروس کرونا «بدتر» نیز شده است.

وی اسفند پارسال نیز دست به اعتصاب غذا زده بود.

نسرین ستوده که وکالت بسیاری از فعالان سیاسی، زنان و دانشجویان را بر عهده داشته است، بابت اتهاماتی نظیر «اقدام علیه امنیت ملی»، «تشویش اذهان عمومی» و اهانت به مقامات حکومت ایران در مجموع به ۳۳ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است که بر اساس قانون مجازات اسلامی ۱۲ سال از این حکم اجرا می‌شود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40245

انتقاد دیدبان حقوق بشر از بازگرداندن ستوده و کردافشاری به زندان

دیدبان حقوق بشر به نقل از خانواده‌های نسرین ستوده و صبا کرد افشاری نوشت که مقام‌های جمهوری اسلامی پیش از بهبود آنها، این دو زندانی سیاسی را از بیمارستان به زندان بازگردانده‌اند.

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، مدافع حقوق بشر و وکیل که از دست‌کم شش هفته پیش دست به اعتصاب غذا زده، هفته گذشته اعلام کرد خانم ستوده که در سی‌سی‌یو بستری بود، «در بدترین شرایط جسمی بدون هرگونه اقدام درمانی به زندان برگردانده شد».

نسرین ستوده که وکالت بسیاری از فعالان سیاسی، زنان و دانشجویان را بر عهده داشته است، بابت اتهاماتی نظیر «اقدام علیه امنیت ملی»، «تشویش اذهان عمومی» و اهانت به مقامات حکومت ایران در مجموع به ۳۳ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است که بر اساس قانون مجازات اسلامی ۱۲ سال از این حکم اجرا می‌شود.

در بیانیه دیدبان حقوق بشر آمده است که مقام‌های جمهوری اسلامی نه تنها ستوده و کرد افشاری را «ناعادلانه» زندانی کرده‌اند، بلکه آنها را از دسترسی به مراقبت‌های حیاتی بهداشتی محروم کرده و «ظلم مضاعفی» بر آنها روا می‌دارند.

صبا کردافشاری که از فعالان کمپین «چهارشنبه‌های سفید» بود، خرداد ۹۸ در تهران بازداشت و پس از چند روز به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران، به ریاست قاضی ایمان افشاری، در حکم اولیه خود صبا کرد افشاری را به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» به ۱۵ سال حبس، به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به هفت‌ونیم سال حبس و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به یک‌ونیم سال حبس محکوم کرد.

مطابق «قانون مجازات اسلامی»، از این ۲۴ سال بیشترین حکم که ۱۵ سال حبس است قابل اجرا بود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40243

زنان تاثیرگذار ایران: مژگان روستایی؛ کارآفرینی با کروکودیل‌های ۳ متری

تاریخ ایران و جهان به زندگی و سرنوشت چهره‌ها گره خورده است. هر یک خشتی گذاشته‌اند تا سقفی پدیدار شود؛ خشت‌هایی که گاه به قیمت زندگی و جان‌شا...