۱۴۰۵-۰۱-۰۷

یزد؛ یاسمین رهمردە شهروند بهایی بازداشت شد

۵ فروردین ۱۴۰۴-هه نگاو

یاسمین رهمردە، شهروند زن بهایی اهل یزد توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز شنبه ١ فروردین ١٤٠۵ (٢١ مارس ٢٠٢٦)، یاسمین رهمرده، ۳۶ ساله، مادر دو فرزند و اهل یزد بازداشت شد.

یاسمین رهمرده ابتدا به قرنطینه بند زنان زندان یزد و روز دوشنبه ۳ فروردین ماه، از زندان یزد به مکانی نامعلوم منتقل شده است.

تا زمان تنظیم این خبر، همچنان از دلایل بازداشت و اتهامات انتسابی به این شهرند بهایی اطلاع دقیقی در دسترس نیست.

تداوم بازداشت و بی‌خبری از سرنوشت بهاره گلچین، نوجوان ۱۷ ساله در مشهد

۵ فروردین ۱۴۰۵-هه نگاو

با گذشت بیش از ۴۰ روز از بازداشت بهاره گلچین، نوجوان ۱۷ ساله ساکن مشهد، هیچ اطلاعی از سرنوشت و محل نگهداری وی در دست نیست و نهادهای حکومتی  از پاسخگویی به خانواده ایشان خودداری می‌کنند.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، بهاره گلچین، ۱۷ ساله و ساکن مشهد، در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ (۱۴ فوریه ۲۰۲۶)، توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده است.

به گفته منابع آگاه،  بازداشت این نوجوان در حین پخش اعلامیه‌های مربوط به مراسم چهلم جان‌باختگان اعتراضات دی‌ماه صورت گرفته است.

با وجود پیگیری‌های مستمر خانواده گلچین از مراجع قضایی و امنیتی مشهد، تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاع دقیقی از اتهامات مطروحه و محل دقیق بازداشت وی حاصل نشده است.

لیست کتابهای جدید منتشر شده در کتابخانه اینترنتی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در ماه مارس ۲۰۲۶

لیست کتابهای جدید منتشر شده در کتابخانه اینترنتی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران در ماه مارس ۲۰۲۶

 

 

 

برنامه شماره ۷۰۴ رادیو هفتگی اینترنتی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

https://radio.bashariyat.org/?p=7957

برنامه شماره ۷۰۳ رادیو هفتگی اینترنتی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

 

برنامه شماره ۷۰۳ رادیو هفتگی اینترنتی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

https://radio.bashariyat.org/?p=7954

https://soundcloud.com/vvmiran/sets/703a1

۱۴۰۵-۰۱-۰۶

بیست‌و‌سومین روز حمله آمریکا و اسرائیل به ایران؛ بیش از ۱۵ درصد کشته‌شدگان کودک هستند

۳ فروردین ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا دست‌کم ۲۰۶ حمله در قالب ۱۱۲ رویداد در ۱۵ استان کشور را ثبت کرده است. این رویدادها در ۲۴ ساعت اخیر در مجموع منجر به ۴ تلفات انسانی (شامل کشته و زخمی نظامی و غیرنظامی) شده‌اند. با توجه به کشته شدن یک کودک در روز جاری، برآورد میشود دست کم ۱۵ درصد از کل تلفات انسانی در ایران تا کنون، کمتر از ۱۸ سال سن داشته باشند.

بر اساس اطلاعات ثبت و راستی‌آزمایی‌شده توسط خبرگزاری هرانا، از نخستین دقایق تا پایان روز ۲ فروردین ۱۴۰۵، دست‌کم ۱ غیرنظامی کشته و ۳ غیرنظامی زخمی شده‌اند.

داده‌های تجمیعی از آغاز درگیری ۹ اسفندماه تا زمان انتشار این گزارش – بر اساس رویدادهای ثبت‌شده و با در نظر گرفتن مقادیر حداقلی برای ارقامی که با «بیش از» مشخص شده‌اند:

• کشته‌شدگان غیرنظامی: ۱۴۰۷ نفر (از جمله دست‌کم ۲۱۴ کودک)
• کشته‌شدگان نظامی: ۱۱۶۷ نفر
• کشته‌شدگان نامشخص (غیرنظامی/نظامی): ۶۵۷ نفر

یادداشت درباره بیانیه‌های رسمی: در کنار گزارش‌های مستقل خبرگزاری هرانا، چند آمار تجمیعی رسمی نیز امروز از رسانه‌های رسمی ثبت شده است، از جمله:

• وزیر بهداشت گفت: “در جنگ تحمیلی اخیر تا کنون حدود ۲۱۰ کودک به شهادت رسیده‌اند. تعداد مجروحان کمتر از ۱۸ تا کنون بالغ بر ۱۵۱۰ نفر بوده. به ۳۰۰ مرکز بهداشتی، درمانی و اورژانس از ابتدای جنگ تحمیلی آسیب وارد شده.”

• استاندار استان مرکزی گفت: “بیش از ۲۰ واحد صنعتی و ۹۰۰منزل مسکونی در این استان تاکنون ‌دچار خسارت شده‌اند که با پیگیری‌های انجام ‌شده‌ کارگران واحدهای آسیب‌دیده تحت پوشش بیمه بیکاری قرار می‌گیرند و کار بازسازی واحدها در حال آغاز است.”

۱. نمای کلی رویدادها در ۲۴ ساعت گذشته
رویدادهای ثبت‌شده امروز پراکندگی جغرافیایی قابل توجهی را نشان می‌دهند. در بخش قابل توجهی از رویدادها، روش یا نوع حمله هنوز تأیید نشده و با عنوان «نامشخص» ثبت شده است. در مواردی که نوع حمله قابل شناسایی بوده، حملات هوایی و حملات پهپادی در عمده موارد گزارش شده‌اند.

تحلیل اولیه نشان می‌دهد که استان تهران با تحمل ۳۹ درصد از کل حملات صورت گرفته، در صدر استانهایی که مورد حمله قرار گرفتند فهرست بندی می شود. استان هرمزگان با ۱۹ درصد و اصفهان با ۱۰ درصد در رده های بعدی قرار می گیرند. در ادامه این لیست، استانهای بوشهر، خوزستان و البرز به ترتیب قرار می گیرند.

۲. فهرست اهداف گزارش‌شده مورد اصابت / آسیب‌دیده
در ۲۴ ساعت گذشته، حملات ثبت شده منجر به آسیب به ۲۱ شیء یا تأسیسات منحصربه‌فرد شده است. این موارد طیفی از اهداف را شامل می‌شوند. در برخی موارد نیز خسارات ناشی از حملات مجاور یا پیامدهای ثانویه گزارش شده است.

نمونه‌هایی از اهداف ثبت‌شده در ۲۴ ساعت گذشته:

۱- پادگان گرمدره (گرمدره)
2- پایگاه هوایی (بوشهر)
3- پایگاه دریایی ارتش (بوشهر)
4- پایگاه هوایی (بندرعباس)
5- پایگاه هوانیروز (اصفهان)

برای تعدادی از اهداف فهرست‌شده، ماهیت دقیق هدف (غیرنظامی/نظامی/دوگانه) همچنان در حال بررسی است و ممکن است با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات بیشتر، طبقه‌بندی‌ها بازبینی شوند.

۲.۱ تأسیسات تحت حفاظت حقوق بین‌الملل بشردوستانه
بر اساس حقوق بین‌الملل بشردوستانه، مراکز درمانی و خدمات اورژانس، مراکز بشردوستانه و مکان‌های مسکونی از وضعیت حفاظت ویژه برخوردار هستند. در ۲۴ ساعت گذشته، خبرگزاری هرانا به طور مقدماتی موارد زیر را ثبت کرده است:

۱- یک ساختمان مسکونی (تبریز)
2- شش واحد مسکونی (محمد شهر)
3- مجموعه ورزشی شهدای کارگر (مسجد سلیمان)
4- نیروگاه سیکل ترکیبی (بندرعباس)
5- نیروگاه گنو (بندرعباس)

۳. تلفات غیرنظامیان
در ۲۴ ساعت گذشته، دست‌کم ۱ کودک کشته و ۳ غیرنظامی از جمله ۱ زن مجروح شده‌اند. تمامی طبقه‌بندی‌ها مقدماتی هستند و در صورت در دسترس قرار گرفتن اطلاعات جدید ممکن است به‌روزرسانی شوند.

۴. تلفات نظامی
در بازه این گزارش، هیچ گزارشی از تلفات نظامی به دست نیامده است. تلفات نظامی عمدتاً در چارچوب حمله به پایگاههای ارتش و سپاه پاسداران گزارش می شوند. در صورت امکان، وابستگی سازمانی و زمینه عملیاتی در حال ارزیابی است؛ با این حال، تمامی جزئیات به‌طور مستقل راستی‌آزمایی نشده‌اند. در برخی رویدادها، افرادی در نزدیکی اهداف نظامی کشته شده‌اند، اما وضعیت رسمی آنان هنوز به‌طور قطعی مشخص نشده است. این موارد همچنان در دست بررسی هستند و در صورت دستیابی به اطلاعات معتبر دال بر وضعیت متفاوت، طبقه‌بندی ممکن است اصلاح شود.
تصور می شود تلفات نیروهای نظامی بسیار بالاتر از ارقام ذکر شده در این گزارشات باشد اما به دلیل ماهیت امنیتی اطلاعات نظامی و عدم دسترسی گروههای حقوق بشری و رسانه ها به محل حضور آنان این بخش عمدتا گزارشات تلفات افسران ارشد یا نیروهای نظامی که در مناطق شهری حضور داشته اند را در برمیگیرد.

۵. تلفات نامشخص اما تایید شده
دفن‌ها: امروز ۱۹ مورد دفن که ناشی از حملات روزهای گذشته بوده ثبت شده است.

یادداشت درباره روش‌شناسی خبرگزاری هرانا
اطلاعات این گزارش از طریق شبکه مستندسازی خبرگزاری هرانا جمع‌آوری شده است. داده‌ها از ترکیبی از گزارش‌های میدانی، منابع محلی، منابع پزشکی و اورژانس، شبکه‌های جامعه مدنی و منابع عمومی شامل تصاویر، ویدئوها و بیانیه‌های رسمی مرتبط گردآوری می‌شوند. هر رویداد گزارش‌شده پیش از انتشار تحت یک فرایند بازبینی داخلی قرار می‌گیرد.

با توجه به ماهیت در حال تحول درگیری، اطلاعات به طور مستمر جمع‌آوری می‌شوند و وضعیت مستندسازی در زمان انتشار را منعکس می‌کنند.

ارقام ارائه‌شده در این گزارش ممکن است بازتاب‌دهنده دامنه کامل خسارات نباشند. ادامه درگیری، آسیب به زیرساخت‌ها، اختلال در ارتباطات، دسترسی محدود به مناطق آسیب‌دیده و خطرات امنیتی برای منابع می‌تواند توانایی مستندسازی جامع رویدادها را محدود کند.

تأخیر در گزارش‌های پزشکی، دشواری در تأیید هویت‌ها و دسترسی محدود به برخی استان‌ها ممکن است به برآورد کم موقت آمار منجر شود. با بهبود دسترسی یا ظهور شواهد بیشتر، آمار تلفات و طبقه‌بندی رویدادها ممکن است بر همین اساس بازنگری شوند.

خبرگزاری هرانا همچنان متعهد به شفافیت، دقت روش‌شناختی و به‌روزرسانی مستمر یافته‌های خود با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات تأییدشده جدید است.

لازم به ذکر است که خبرگزاری هرانا، بر اساس روش کاری خود، صرفاً بر گزارش رویدادها در داخل مرزهای کشور تمرکز دارد و گزارش‌های آن شامل اطلاعاتی درباره تلفات یا رویدادهای خارج از مرزهای ایران نمی‌شود.

پیوستن به سکوتِ تیم ملی فوتبال زنان ایران/ مولود سلیمانی

۳ فروردین ۱۴۰۵-هرانا

ماهنامه خط صلح – خبر، از کنشِ سکوتِ اعضای تیم ملی فوتبال زنان ایران در مسابقه با کره‌ ‌جنوبی در جام ملت‌های آسیا در استرالیا آغاز می‌شود. در ابتدای مسابقه، سرود ملی جمهوری اسلامی پخش می‌شود. دوربین روی چهره‌ی زنان فوتبالیست حرکت می‌کند؛ روی لب‌هایی که نمی‌جنبدند و چشم‌هایی که خیره شده‌اند به روبه‌رو. سرود ملی، بی‌همراهی صدای زنان ادامه پیدا می‌کند. دوربین می‌چرخد روی چهره‌ی مرضیه جعفری، سرمربی تیم، که با افتخار به زنان نگاه می‌کند. زنان پابرجا ایستاده‌اند و هنوز سکوت کرده‌اند. صدای تشویق تماشاچیان می‌آید. سرود ملی تمام می‌شود و سکوت زنان باقی می‌ماند.

در این متن قصد دارم به کنش‌مندی سکوت بپردازم. اگر سرود ملی، مخاطبان را دعوت می‌کند به خواندن تاریخ پرافتخار ملت‌ها و اعتبارش را از بازیکنان و تماشاچیانی می‌گیرد که روی موسیقی زمینه، کلام می‌گذارند، سکوت، دعوت‌گر است به خواندن تاریخ و سرکوب نظام‌مند ملت‌ها و امتناع از به رسمیت شناختن آن. سکوت، آن موسیقی زمینه‌ی پر افتخار را رسوا می‌کند. شاید برای همین است که کنش‌گر را در معرض خطر قرار می‌دهد. سکوت، خود نیز از آن خطر آگاه است. سکوت، تهی نیست اما می‌خواهد در برابر ترجمه شدن مقاومت کند. اگرچه رسانه همواره ترجمه‌اش می‌کند. در این مورد از آن‌جایی که اعضای تیم ملی در برابر خواندن سرود ملی سکوت می‌کنند، این ترجمه به شکل‌های متنوع در خدمت روایت‌های ملت‌محور قرار می‌گیرد، چه از جانب جمهوری اسلامی، چه مخالفینش و چه دولت‌های استرالیا و آمریکا.

روند مواجهه‌ی جمهوری اسلامی با این کنش، قابل پیش‌بینی است. مجری صداوسیما، محمدرضا شهبازی، سکوت‌کنندگان را خائنان به وطن، بی‌شرف و بی‌وطن می‌نامد و خواهان برخورد شدید با آن‌ها می‌شود؛ تهدیدی که موجب نگرانی امنیت اعضای تیم‌ِملی می‌شود. سی‌ان‌ان به نقل از یکی از منابع نزدیک به تیم می‌نویسد: «بازیکنان تحت تدابیر امنیتی شدید هستند و مقام‌ها آن‌ها را به دقت زیر نظر دارند؛ از جمله شخصی که گفته می‌شود به سپاه پاسداران نزدیک است». در اظهارنظری دیگر، دادستانی کل کشور از اعضای تیم می‌خواهد به کشور برگردند تا« علاوه بر رفع دغدغه‌های خانواده‌ی خود» در« صف مقابله با توطئه‌ی دشمنان کشور نباشند». در این‌جا، سکوت بلافاصله به‌عنوان خیانت بازرمزگذاری می‌شود. ارجاع به «نگرانی‌های خانوادگی» تصادفی نیست. این ارجاع نشان می‌دهد که حاکمیت چگونه خویشاوندی را به‌مثابه سازوکاری برای کنترل به‌کار می‌گیرد. بازیکنان فقط ورزشکار نیستند؛ آن‌ها زن‌اند، و دقیقاً از خلال این موقعیت است که فشار اعمال می‌شود.

در اظهارنظری دیگر، احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان جمهوری اسلامی ادعا می‌کند که دولت استرالیا با «پیشنهادهای اغوا کننده» تلاش کرده تا بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان را از بازگشت به کشور پشیمان کند. مهدی تاج نیز استرالیا را به «گروگان گرفتن زنان فوتبالیست ایران» متهم می‌کند. کمی قبل از این اظهارات، مستندی از شبکه‌ی نیوز۱۰ استرالیا پخش شد که در آن یکی از اعضای حراست وزارت ورزش و جوانان به نام محمدرحمان سالاری، در راه پله‌ی هتل محل اقامت ملی‌پوشان، زنان فوتبالیست را تعقیب می‌کرد که مانع خروجشان از هتل شود. در نهایت، در بازی بعدی با فیلیپین، بازیکنان هنگام پخش سرود، همراه با خواندن سرود، سلام نظامی دادند؛ فرآیندی که شباهت بسیاری با آن‌چه در اعترافات اجباری توسط جمهوری اسلامی شاهد بوده‌ایم، دارد؛ فرآیندی که کنش‌گر را از طریق خلق تصویری متضاد در لحظه‌ی کنش‌مندی، دوباره در زمین جمهوری اسلامی می‌نشاند.

رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ –که با سیاست‌های شدیداً ضدمهاجرتی شناخته می‌شود— در واکنش به این شرایط از دولت استرالیا خواست به بازیکنان پناهندگی بدهد و گفت در صورت بازگشت به ایران ممکن است با آزار مواجه شوند. دولت استرالیا نیز در پی آن، به پنج نفر از بازیکنان این تیم ویزای بشردوستانه اعطا کرد. تونی برک کنش سکوت و درخواست پناهندگی این زنان را به «بودنِ در استرالیا» نسبت داد و گفت: «استرالیایی‌ها باید افتخار کنند که در کشور ما بود که این زنان کشوری را تجربه کردند که گزینه‌های واقعی پیش رویشان قرار دارد». در این‌جا نیز سکوت مصادره می‌شود؛ این‌بار در قالب روایتی لیبرال از نجات و آزادی. کنش بازیکنان به‌عنوان نشانه‌ای از برتری اخلاقی یک دولت-ملت دیگر تعبیر می‌شود. آن‌چه در این چارچوب حذف می‌شود، نظم نابرابر جهانی است که هم سرکوب و هم پناه را شکل می‌دهد. همان رژیم‌هایی که ادعای حمایت و حفاظت دارند، اغلب خود در اشکال دیگری از خشونت، طرد، و مرزبندی مشارکت می‌کنند.

در تمام این فرایندها، گروهی از ایرانیان خارج از ایران نیز تلاش کردند از بازیکنان حمایت کنند. ایرانیان مقیم استرالیا، جلوی اتوبوس حامل بازیکنان به فرودگاه سپر انسانی تشکیل دادند. در ویدئوی منتشر شده در آن روز می‌توان شنید که مردم کنار اتوبوس ایستاده‌اند و فریاد می‌زنند «دختر شیر‌وخورشید»؛ نمادی دیگر از روایت ملت‌محور. در روایت یکی از شاهدان عینی در فرودگاه سیدنی در اینستاگرام، ایرانیانی که در فرودگاه سیدنی جمع شدند، با وجود اخطار پلیس بین گیت یک تا هشت فرودگاه سیدنی سرگردان بودند تا بتوانند زنان فوتبالیست را پیدا کنند. با شنیدن این خبر که مادر گلنوش خسروی از دخترش خواسته به ایران بازنگردد، یکی روی لباس سفیدش پیام را می‌نویسد، یکی پاکت کاغذی می‌خرد و رویش می‌نویسد: «گلنوش، مامانت گفته بمون». یکی اسپیکر می‌خرد تا صدای مادر گلنوش را پخش کند. روایت این شاهد عینی با این صحنه تمام می‌شود که جماعت ایرانیانی که به فرودگاه سیدنی رفتند خبر ماندن گلنوش را می‌شنوند و آن‌گاه «پرچم شیر و خورشید به رقص درآمد».

در این متن قصد ندارم من نیز معنایی دیگر بر آن سکوت تحمیل کنم. بلکه می‌خواهم به این پرسش برسم: چگونه می‌توان به اعتراضی که در سکوت شکل می‌گیرد پیوست، بی‌آن‌که معنایی یا نمادی از بیرون بر آن الصاق کرد، و بی‌آن‌که آن را کنشی تهی پنداشت؟ چگونه می‌توان عاملیت کنشگران سکوت را از آنان سلب نکرد و سکوت را و تنها سکوت را به‌مثابه‌ کنش به رسمیت شناخت؟ و چگونه می‌توان از کنشگران سکوت مراقبت کرد، بی‌آن‌که از موضعی بالا به پایین، به جای آنان سخن گفت؟

شاید بر خلاف ادعای این متن، خبر از آن‌جا شروع نشد که این زنان سکوت کردند. خبر از آن‌جا شروع شد که تیم ملی فوتبال زنان ایران، با وجود همه‌ی نابرابری‌های ساختاری علیه زنان فوتبالیست، موفق شد تنها تیم خاورمیانه باشد که به این مسابقات راه یافته است. یا آن روز که زهرا قنبری به‌خاطر افتادن روسری‌اش هنگام شادی پس از گل، در معرض محروم شدن از فوتبال بود. یا آن روز که عاطفه رمضانی‌زاده، در جشن قهرمانی تیمش، خاتون بم، جام پیروزی را با چهره‌ای غمگین به احترام کشته‌شدگان به بالای سر برد. یا شاید خبر این بود که فوتبالیست‌های زن زمین تمرین ندارند؛ چنان‌چه گلنوش خسروی نوشته بود: «خیلی وقت‌ها حتی زمین چمن برای تمرین به‌ما ندادند، مثل شرایط خیلی از فوتبالیست‌های دختر ما». یا شاید خبر این بود که از مجموع ۵۱ فدراسیون ورزشی فعال در ایران، در سال‌های اخیر، فقط ریاست ۲ فدراسیون را زنان برعهده داشته‌اند. یا این‌که فدراسیون‌های کشتی، فوتبال، تکواندو و وزنه‌برداری، با بیش‌ترین سهم از بودجه‌ ورزش ایران، کم‌ترین سهم از حضور زنان را در بخش‌های مدیریتی داشته‌اند. یا این‌که شکاف درآمد یک سال بهترین فوتبالیست زن برابر با درآمد یک پنجم پایین‌ترین قرارداد یک بازیکن نیمکت‌نشین در لیگ مردان است. چنان‌چه زهرا خواجوی، دروازه‌بان تیم ملی فوتبال زنان، به رسانه‌های ایران گفته بود: «دستمزد فوتبالیست‌های زن یک دهم بازیکنان مرد نیست. قراردادهای فوتبال زنان به‌هیچ‌وجه قابل مقایسه با مردان نیست و بسیاری از بازیکنان مجبورند شغل دوم داشته باشند». یا شاید خبر کشته شدن زهرا آزادپور، بازیکن لیگ برتر، با شلیک گلوله‌ی نیروهای جمهوری اسلامی بود. یا آن روز که در مراسم چهلمش، دوستان و هم‌تیمی‌هایش بر سر مزارش ترانه خواندند.

از بین بازیکنان، عاطفه رمضانی‌زاده و فاطمه پسندیده در محل تمرین فوتبال زنان «بریزین روز» حضور یافتند و بدون ‌حجاب اجباری به تمرین پرداختند. مونا حمیدی، زهرا سربالی و محدثه پناهی از پناهندگی انصراف دادند. باقی زنان به ایران بازگشتند. فدراسیون فوتبال در بیانیه‌ای از رسیدن «سه فرزند ایران به مالزی» خبر داد و گفت که فریده شجاعی، نایب رئیس زنان فدراسیون، و مرضیه جعفری، سرمربی تیم، از آن‌ها استقبال کردند: «مونا حمودی و زهرا سربالی و زهرا مشکین‌کار، سه عضو تیم ملی فوتبال بانوان ایران، که در تصمیمی وطن‌پرستانه به پیشنهاد اغواکننده و سیاسی استرالیا برای پناهندگی پشت پا زدند، دقایقی پیش به مالزی رسیدند».

در پاسخ، بازمی‌گردم به ابتدای متن و به سکوت زنان فوتبالیست هنگام خواندن سرود جمهوری اسلامی می‌پیوندم.

یزد؛ یاسمین رهمردە شهروند بهایی بازداشت شد

۵ فروردین ۱۴۰۴-هه نگاو یاسمین رهمردە، شهروند زن بهایی اهل یزد توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است. ...