۱۴۰۵-۰۵-۲۶

فاطمه تدریسی از زندان کچویی کرج به مرخصی اعزام شد

۲۴ مرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – صبح امروز، فاطمه (مژگان) تدریسی، زندانی سیاسی از زندان کچویی کرج به مرخصی اعزام شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فاطمه (مژگان) تدریسی به مرخصی اعزام شد. براساس اطلاعات دریافتی هرانا، اعزام به مرخصی خانم تدریسی، صبح امروز شنبه ۲۴ مردادماه، در پی فوت همسر این زندانی سیاسی صورت گرفته است.

خانم تدریسی اواخر دی ماه ۱۴۰۲، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی سید موسی آصف الحسینی، به شش سال حبس و دو سال تبعید به شهرستان زنجان محکوم شده بود.

از جمله اتهامات مطروحه علیه وی “اغوا و تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم‌ زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و تشکیل گروه با هدف بر هم زدن امنیت کشور” عنوان شده است.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم تدریسی به همراه دو متهم دیگر به نام های مریم جلال حسینی و سیامک نصیری در تاریخ ۱۳ دی ۱۴۰۲، در شعبه قضایی مذکور برگزار شده بود.

فاطمه (مژگان) تدریسی اوایل شهریورماه ۱۴۰۲، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان کچویی کرج منتقل شد.

فاطمه (مژگان) تدریسی پیش از این نیز سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است.

ارومیه؛ تداوم بازداشت و بی‌خبری از سرنوشت پروین راسق قزلباش شهروند کورد و اهل ماکو

۲۵ مرداد ۱۴۰۵-هه نگاو

با گذشت نزدیک به ۵۰ روز از بازداشت پروین (اختر) راسق قزلباش، شهروند کورد و اهل ماکو توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در ارومیه، همچنان هیچ‌گونه اطلاعی از سرنوشت، اتهامات مطروحه و محل نگهداری وی در دست نیست.

بر اساس گزارش‌ رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، پروین راسق قزلباش  ۳۳ ساله روز یک‌شنبه ۷ تیرماه ۱۴۰۵ (۲۸ ژوئن ۲۰۲۶) توسط نیروهای اطلاعات سپاه در شهر ارومیه بازداشت شده است.

علی‌رغم مراجعات مکرر و پیگیری‌های مداوم خانواده پروین راسق قزلباش به مراجع امنیتی و قضایی ارومیه و ماکو، این نهادها از دادن هرگونه پاسخ درباره وضعیت سلامت، اتهامات انتسابی و محل نگهداری وی خودداری می‌کنند.

امجد امینی در واکنش به توهین نماینده مجلس: زبانت بریده باد آریایی‌نژاد

۲۵ مرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

امجد امینی، پدر ژینا (مهسا) امینی، در واکنش به اظهارات توهین‌آمیز احمد آریایی‌نژاد، نماینده ملایر در مجلس شورای اسلامی، نوشت که سخنان این نماینده چیزی از «ارزش و جایگاه رفیع» دخترش کم نمی‌کند.

او در مطلبی که در حساب اینستاگرام خود منتشر کرده، با اشاره به نزدیک شدن چهارمین سالگرد جان‌باختن ژینا امینی نوشته است: «حدود یک ماه دیگر چهارمین سالگرد آسمانی شدن ژینا است؛ فرشته‌ای که میلادش زیبایی، برکت و روشنایی به ارمغان آورد. زندگی‌اش جز مهربانی و دلسوزی برای اطرافیانش نبود و همچون بسیاری از هم‌نسلان خود می‌خواست آینده‌ای بسازد.»

امجد امینی در ادامه نوشته است که جان‌باختن دخترش «به جان همه ما آتشی انداخت که هنوز شعله‌های آن خاموش نشده است» و میراث زندگی کوتاه او را نه «هشت ماه»، بلکه «سال‌ها آزادی و آزادگی و معجزه‌ای برای مردم کردستان و ایران» توصیف کرده است.

پدر ژینا امینی سپس به اظهارات احمد آریایی‌نژاد اشاره کرده و نوشته است: «مطلع شدم احمد آریایی‌نژاد، نماینده ملایر در مجلس، با لفظی چنان‌که سزاوار و شایسته خود و اسلاف ایشان است و با کلماتی که در هیچ آیین، مرام و معرفتی جای ندارد، به دختر ما، خانواده ما و تمام مردم کردستان و ایران توهین کرده است.»

او افزوده است: «توهین او چیزی از ارزش و جایگاه رفیع دختر ما کم نمی‌کند.»

امجد امینی همچنین با اشاره به وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران، خطاب به این نماینده مجلس نوشته است: «عجیب است در شرایطی که مردم این مملکت به‌خاطر تصمیمات امثال آقای نماینده در اوج فقر و فلاکت هستند و هزاران دختر و پسر هم‌سن‌وسال ژینا در افسوس آینده‌ای که ایشان به آتش کشیده‌اند می‌سوزند، باز هم سراغ دختر ما رفته‌اند.»

او در بخش دیگری از نوشته خود آورده است: «می‌گویید فرشته نازنین ما به درک واصل شد؛ بریده باد زبان شما که یک مملکت را به درک واصل کردید و نه‌تنها از عقل و خرد، بلکه از سر سوزنی شرم نصیبی نبرده‌اید.»

پدر ژینا امینی در پایان نوشته است: «نام دخترمان در کنار هزاران انسان بی‌گناه دیگر تا ابد در تاریخ این کشور جاودان است.»

پیش‌تر ویدیویی از مناظره احمد آریایی‌نژاد، نماینده ملایر و عضو شورای مرکزی «شریان»، با محمدرضا طالبی‌نژاد، دبیر «جمعیت پیشرفت و عدالت تهران»، در رسانه همشهری منتشر شده بود. آریایی‌نژاد در بخشی از این مناظره گفته بود: «دیدید که مهسا امینی به درک واصل شد.» او اعتراضات پس از جان‌باختن ژینا امینی را نیز رویدادی با «هشت ماه تبعات» برای جمهوری اسلامی توصیف کرده بود.

ژینا (مهسا) امینی، زن ۲۲ ساله اهل سقز، ۲۲شهریور۱۴۰۱ به‌دست ماموران گشت ارشاد بازداشت شد و سه روز بعد در بیمارستان کسری تهران جان باخت. جان‌باختن او آغازگر اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» شد. هیات حقیقت‌یاب سازمان ملل در گزارش خود اعلام کرده است که خشونت فیزیکی ماموران حکومت در زمان بازداشت به جان‌باختن او منجر شده است.

 

پنج آرایشگاه زنانه به‌دلیل انتشار تصاویر مشتریانشان در فضای مجازی پلمب

۲۵ مرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

پنج آرایشگاه زنانه در شهرستان گالیکش پلمب و متصدیان آن‌ها به‌دلیل انتشار تصاویر مشتریان در شبکه‌های اجتماعی بازداشت شدند.

خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گزارش داده است که این پنج آرایشگاه در شهرستان گالیکش، واقع در استان گلستان، پلمب شده‌اند.

غلامرضا کهساری، فرمانده انتظامی گالیکش، گفته است متصدیان این واحدهای صنفی، تصاویر مشتریان را با عنوان «مدلینگ» در فضای مجازی منتشر می‌کردند.

او توضیح نداده است که تصاویر منتشرشده چه محتوایی داشته‌اند یا آیا انتشار آن‌ها با رضایت مشتریان انجام شده است. مبنای قانونی توصیف این تصاویر به‌عنوان محتوای «غیراخلاقی» نیز اعلام نشده است.

به گفته کهساری، متصدیان آرایشگاه‌ها پس از «هماهنگی قضایی» بازداشت شدند و پرونده آن‌ها برای رسیدگی به مرجع قضایی فرستاده شد.

فرمانده انتظامی گالیکش گفته است بازداشت‌شدگان هدف خود از انتشار این تصاویر را «تبلیغ و کسب درآمد بیشتر» عنوان کرده‌اند. بااین‌حال، اطلاعاتی درباره شرایط اخذ این اظهارات منتشر نشده است.

هویت بازداشت‌شدگان، محل نگهداری آن‌ها و اتهام‌های رسمی مطرح‌شده در پرونده اعلام نشده است. مقام‌های قضایی نیز تاکنون درباره وضعیت این افراد و ادامه فعالیت آرایشگاه‌ها توضیحی نداده‌اند.

تشدید فشار حجاب؛ تلویزیون شهرداری تهران خواستار برخورد با زنان شد

۲۵ مرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

در ادامه تشدید فشارها بر زنان در ایران بر سر حجاب اجباری، برنامه «پارک وی» از مجموعه برنامه‌های تلویزیون اینترنتی «همشهری»، ارگان رسانه‌ای شهرداری تهران، در چند قسمت متوالی به موضوع پوشش زنان پرداخته و خواستار برخورد با زنانی شده است که پوشش مورد تایید جمهوری اسلامی را رعایت نمی‌کنند.

در یکی از این برنامه‌ها، تصاویری محو از «باغ هنر» در مجموعه عباس‌آباد تهران پخش شد؛ مکانی که به‌عنوان بازارچه‌ای برای عرضه و خرید محصولات دست‌ساز و کالاهای قدیمی فعالیت می‌کند. در این برنامه، حضور زنان بدون پوشش مورد تایید حکومت «هنجارشکنی» توصیف شد و بر برخورد با آنها تاکید شد.

سیامک شادکام، مدیر روابط عمومی مجموعه عباس‌آباد، نیز در این برنامه حضور داشت و اعلام کرد برخی غرفه‌هایی را که به گفته او مشتریان زن «بدحجاب» داشتند، تعطیل کرده‌اند.

در برنامه‌ای دیگر، تصاویری از ورزش گروهی شهروندان در فضای عمومی پخش شد که در آن زنان با لباس‌های ورزشی حضور داشتند. این برنامه نیز با طرح موضوع پوشش زنان، خواستار برخورد با زنانی شد که لباس مورد تایید جمهوری اسلامی را رعایت نمی‌کنند.

این رویکرد در حالی دنبال می‌شود که طی ماه‌های اخیر و در جریان جنگ چهل روزه، آغاز دوران رهبری سوم جمهوری اسلامی و حضور مداوم برخی از حامیان جمهوری اسلامی در خیابان‌ها، مجددا «حجاب اجباری» زنان به رغم ادعا‌ی عدم اجرای «قانون صیانت» در دستور کار قرار گرفته است. در هفته‌های اخیر اخبار متعددی از برخورد با کسب‌وکارها به دلیل پذیرش زنان بدون حجاب معیار جمهوری اسلامی منتشر می‌شود.

۱۴۰۵-۰۵-۲۵

ایران در آینه اینستاگرام؛ آواز، دستفروشی و مهدکودکی برای بزرگسالان

۲۱ مرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

گاهی برای دیدن تصویری از زندگی امروز ایران لازم نیست سراغ آمارهای رسمی، سخنرانی مقام‌ها یا گزارش‌های سیاسی رفت. چند دقیقه چرخیدن در اینستاگرام فارسی، تصویر دیگری از کشور نشان می‌دهد؛ تصویری که در آن یک زن برای تحقق آرزوی ساده آواز خواندن در خیابان به تشویق غریبه‌ها نیاز دارد، زنان تحصیل‌کرده برای گذران زندگی بساط دستفروشی پهن می‌کنند و بزرگسالانی که از فشار زندگی روزمره خسته‌اند، پول می‌دهند تا چند ساعت در «مهدکودک بزرگسالان» دوباره بازی کنند.

«برو بخون، ما هواتو داریم»

در جمهوری اسلامی، زنان همچنان اجازه تک‌خوانی برای مخاطبان مختلط را ندارند؛ محدودیتی که بیش از چهار دهه از عمر آن می‌گذرد. با این حال، آنچه در خیابان‌ها و شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، فاصله‌ای روزافزون میان قواعد رسمی و زندگی واقعی بخشی از جامعه ایران است.

در یکی از ویدئوهایی که در اینستاگرام فارسی مورد توجه قرار گرفته، زنی در کنار نوازندگان خیابانی ایستاده و آواز می‌خواند. اما شاید بیش از خود آواز، روایت پشت ویدئو تصویر گویاتری از ایران امروز ارائه کند.

او نوشته است که ابتدا زیر لب با موسیقی همراهی می‌کرده تا اینکه زنی که در کنارش ایستاده بود متوجه صدایش می‌شود و همراه همسرش از او می‌خواهد جلو برود و بخواند. پاسخ اولیه زن این بوده: «خجالت می‌کشم»؛ جمله‌ای که خودش می‌گوید «سال‌ها به گفتنش عادت کرده بودم».

اما این بار چند غریبه جواب دیگری به او می‌دهند: «برو بخون، ما هواتو داریم.»

و زن می‌رود و می‌خواند.

عنوانی که برای ویدئو انتخاب شده شاید به‌اندازه خود تصویر معنادار باشد: «امشب در ایران یک زن به آرزویش رسید.»

آرزویی که در بسیاری از نقاط جهان اتفاقی کاملاً معمولی است، در ایران هنوز می‌تواند موضوع یک ویدئوی پربازدید باشد: زنی در خیابان، مقابل زن و مرد، صدایش را بلند کند و آواز بخواند.

این تصاویر البته به معنای از میان رفتن محدودیت‌ها نیست. زنان خواننده همچنان با احضار، بازداشت و بسته‌شدن صفحاتشان روبه‌رو می‌شوند. آنچه تغییر کرده، بیشتر رفتار بخشی از جامعه است: زنانی که منتظر تغییر مقررات نمانده‌اند و مخاطبانی که به‌جای ساکت‌کردنشان می‌گویند: «ما هواتو داریم.»

مدرک دانشگاهی کنار بساط خیابان

اما تصویر دیگری که این روزها در اینستاگرام دیده می‌شود، کمتر شاعرانه است.

در چند ویدئو، زنانی مقابل دوربین از تحصیلات و حرفه اصلی خود می‌گویند و بعد محصولی را نشان می‌دهند که حالا برای تأمین هزینه‌های زندگی می‌فروشند. یکی وکیل است، دیگری معمار؛ اما شغل و مدرک دانشگاهی دیگر الزاماً درآمدی برای ادامه زندگی فراهم نمی‌کند. نتیجه را می‌توان در بساط‌های کوچک دید: غذای خانگی، شیرینی، صنایع دستی و محصولاتی که گاهی در خیابان و گاهی از طریق همین اینستاگرام فروخته می‌شوند. یک معمار و یک مهندس صنایع غذایی کنار پارکی در شیراز اسنک میفروشند. دو دوست دیگر که به دلیل جنگ بی‌کارشدند بساط دستفروشی به راه انداخته‌اند. یا زنی دیگر که زیورآلات دست‌ساز می‌فروشد.

دستفروشی در ایران پدیده تازه‌ای نیست؛ اما حضور زنان متخصص و تحصیل‌کرده در این تصاویر، وجه دیگری از فشار اقتصادی را نشان می‌دهد. فاصله میان عنوان شغلی و کاری که برای زنده‌ماندن انجام می‌شود، گاهی فقط به اندازه یک جمله است: «من معمارم، اما حالا اینها را می‌فروشم.»

مهدکودکی برای فرار چندساعته بزرگسالان

و بعد نوبت به تصویری می‌رسد که در نگاه اول شاید فقط بامزه به نظر برسد: «مهدکودک بزرگسالان».

فضا شبیه جایی است که برای کودکان ساخته شده؛ بازی، نقاشی، کاردستی و فعالیت‌هایی که آدم‌ها را برای مدتی از تلفن همراه، کار و اخبار دور می‌کند. تفاوت این است که کسانی که وارد آن می‌شوند کودک نیستند.

این مفهوم مدتی است در شبکه‌های اجتماعی ایران دیده می‌شود: بزرگسالانی که برای چند ساعت پول می‌دهند تا بازی کنند، نقاشی بکشند و از نقش‌ها و مسئولیت‌های معمول زندگی فاصله بگیرند.

فیلم «بی‌داد»؛ روایتی بدون مجوز و حجاب اجباری با صدای پرستو احمدی

۲۱ مرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

فیلم سینمایی «بی‌داد»، ساخته سهیل بیرقی، پس از ساخت در ایران بدون دریافت مجوزهای حکومتی و با حضور زنانی بدون حجاب اجباری، در یوتیوب منتشر شد. در بخش‌های آواز این فیلم نیز صدای «پرستو احمدی»، خواننده ایرانی، شنیده می‌شود.

«بی‌داد» چهارمین فیلم بلند سهیل بیرقی است. سروین ضابطیان، امیر جدیدی و لیلی رشیدی در آن بازی می‌کنند. داستان فیلم درباره «ستی»، خواننده جوانی است که محدودیت اجرای عمومی زنان در ایران را نمی‌پذیرد و برای شنیده‌شدن صدایش، در خیابان آواز می‌خواند و انتشار ویدیوهای این اجراها در شبکه‌های اجتماعی، او را به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل می‌کند.

این فیلم به‌دلیل نمایش زنان بدون حجاب اجباری، آوازخوانی یک زن و اعتراض به محدودیت‌های حکومتی، بدون مجوز رسمی ساخته شد.

فیلم بی‌داد نخستین‌بار در پنجاه‌ونهمین دوره جشنواره کارلووی واری به نمایش درآمد و جایزه ویژه هیات داوران بخش مسابقه گوی بلورین را دریافت کرد.

این جشنواره بین‌المللی فیلم اعلام کرده بود که «بی‌داد» به‌صورت مستقل ساخته شده و به‌دلیل لحن انتقادی آن، امکان عبور از سانسور جمهوری اسلامی را نداشته است. نام فیلم نیز تا ۴ تیر ۱۴۰۴ محرمانه مانده بود تا اعضای گروه بتوانند بدون مواجهه با محدودیت‌های امنیتی از ایران خارج شوند.

سهیل بیرقی پیش‌تر گفته بود سه فیلم قبلی خود را با مجوز نهادهای حکومتی ساخته، اما برای تولید «بی‌داد» از دریافت مجوز صرف‌نظر کرده است. به گفته او، انتخاب این شیوه با داستان فیلم و تلاش شخصیت اصلی برای فعالیت مستقل ارتباط داشته است.

ساخت «بی‌داد» بدون مجوز، به تشکیل پرونده قضایی برای کارگردان و شماری از عوامل آن منجر شد. براساس گزارش‌ها، ماموران هنگام تولید فیلم به دفتر گروه یورش بردند و تلفن‌های همراه، رایانه‌ها، حافظه‌ها و بخشی از تجهیزات و تصاویر ضبط‌شده را با خود بردند.

سهیل بیرقی در این پرونده با اتهام‌هایی ازجمله «تشویق مردم به فساد» و «تولید محتوای مبتذل» به چهار سال و سه ماه حبس محکوم شده بود، اما حکم زندان او به جزای نقدی تبدیل شد. لیلی رشیدی و سروین ضابطیان نیز به حبس، جزای نقدی و محرومیت‌های اجتماعی محکوم شدند. امیر جدیدی، علی ملاقلی‌پور و پیمان شادمان‌فر از اتهام‌های مطرح‌شده تبرئه شدند.

پرستو احمدی پیش‌تر نیز به‌دلیل آوازخوانی بدون حجاب اجباری با برخورد قضایی روبه‌رو شده بود. او پس از انتشار «کنسرت کاروانسرا» در آذر ۱۴۰۳ همراه با دو نوازنده این اجرا بازداشت شد. دادگاه کیفری استان قم در خرداد ۱۴۰۵، احمدی و هشت نفر از نوازندگان و عوامل این کنسرت را به اتهام «جریحه‌دار کردن عفت عمومی» به ۷۴ ضربه شلاق تعزیری، دو سال ممنوعیت فعالیت هنری و دو سال ممنوع‌الخروجی محکوم کرد.

فاطمه تدریسی از زندان کچویی کرج به مرخصی اعزام شد

۲۴ مرداد ۱۴۰۵-هرانا خبرگزاری هرانا – صبح امروز، فاطمه (مژگان) تدریسی، زندانی سیاسی از زندان کچویی کرج به مرخصی اعزام شد. به گزارش خبرگزار...