میلاد یک برقکار ساده و همسرش با ماشین شخصی سرویس مدرسه است.
یحیی کاظمی پدر میلاد به دلیل فشار ناشی از بازداشت پسر و عروشاش در بیمارستان بستری شده است.
***
فردای روزی که فاطمه بازداشت میشود، میلاد پس از چند روز بیخبری در تماسی کوتاه که فقط یک دقیقه زمان به او داده شده است با فرزندان خود احوال پرسی کرده و گفته «نمیدانم کجا و در بازداشت چه کسانی هستم». نزدیکان او گفتهاند در زمان این تماس تلفنی فرد یا افرادی آنسوی خط به او میگفتهاند چه بگوید چه نگوید.
از محل نگهداری میلاد وهمسرش فاطمه و اتهامات آنها هیچ اطلاعاتی در دست نیست. در تماسهای تلفنی پیشین فاطمه اعلام میشد که این تماس از ندامتگاه «فردیس» است ولی در آخرین تماس او با فرزندان خردسالش، محل برقراری تماس مشخص نبوده و اطلاعی از مکان نگهداری فعلی او در دست نیست.
تا پیش از بازداشت فاطمه، بازجوهای میلاد مدعی شدهبودند که او در زندان قزلحصار کرج نگهداری میشود. همسرش فاطمه پیش از اینکه خودش بازداشت شود، به قزلحصار مراجعه کرده بود اما مسوولان زندان گفته بودند میلاد در آنجا نیست.
میلاد (جهانگیر) کاظمی، در یک واحد صنفی فروش رنگ و ابزارآلات در منطقه گوهردشت شاغل است. او تجربه کار در پروژههای برق صنعتی و ساختمانی هم دارد ولی با هیچ سازمان یا ارگان دولتی سابقه همکاری نداشته است.
اطرافیاناش میگویند فرد موفق و بسیار آرامی است که سرش به کار و زندگی خودش گرم است. متولد ۸ تیر ۱۳۶۷دارای مدرک تحصیلی دیپلم برق که سالها شغل خانوادگی و پدریاش را ادامه داده است.
۲۴دی، گوهردشت؛ در خانه میلاد و فاطمه چه گذشت؟
نیروهای امنیتی ساعت ۱۲ نیمه شب ۲۴دی ماه با شکستن درِ منزل یک خانواده چهارنفره در گوهردشت کرج وارد منزل شده، پدر خانواده را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. دو فرزند خردسال خانواده در جریان یورش شبانه شاهد خشونت زیاد با پدر و مادرشان بودند.
ماموران با چندین خودروی امنیتی بدون داشتن حکم قضایی به خانه میلاد و فاطمه حمله کرده و میلاد کاظمی را با خود بردند. فضای حاکم بر خانه بهقدری ملتهب و دلهرهآور بوده که به گفته فاطمه، شمارش دقیق ماموران ممکن نبوده، اما تعداد آنان «دهها نفر» برآورد شده است.
ماموران وارد منزل شده و علاوه بر بازرسی کامل، دستگاه کامپیوتر و همچنین حافظه دستگاه دوربین مداربسته که تصاویر را ضبط میکرده، با خود بردهاند.
در پی این اتفاقات، صاحبخانه نیز دچار نگرانی شده و به خانواده اعلام کرده است که باید ملک را تخلیه کنند؛ زیرا بیم آن دارد که ادامه حضور آنان برای او نیز تبعاتی به همراه داشته باشد.
خانواده میگویند نحوه یورش به خانه بهگونهای بوده که گویی قصد بازداشت یک «مجرم حرفهای» را داشتهاند. به گفته نزدیکان، در شبی که ماموران به خانه حمله کردند، تلاش داشتند همسر او را نیز بدون ارایه حکم قضایی با خود ببرند، اما به دلیل بیتابی و اضطراب کودکان، در نهایت از انتقال او صرفنظر کردند.
منبع مطلع ایران وایر میگوید: «زمانی که برای بازداشت میلاد مراجعه کردهاند چارچوب در ورودی خانه را با دیلم کندهاند، تلفن همراه میلاد و همسر او نیز در زمان حمله به منزل توقیف شده است. ماموران با بررسی موبایل فاطمه ویدئویی از شبهای اعتراضات پیدا کردهاند و دلیل بازداشت و بازجویی از او را همین مورد عنوان کردهاند».
همان شب و همزمان با بازداشت میلاد، نیروهای امنیتی به خانه پدر و مادر ۸۵ ساله و منزل خواهرش که در طبقه پایین خانه پدری زندگی میکرد و همچنین خانه برادرش یورش بردهاند.
تلفنهای همراه، لپتاپها و سایر وسایل صوتی، تصویری و الکترونیکی از جمله لپتاپ خواهر میلاد نیز توقیف شده است.
ربایش فاطمه گلمحمدی در خیابان
پس از بازداشت میلاد، صبح هفتم بهمن، فردی از یک شماره ناشناس با منزل پدری میلاد تماس گرفته و سراغ فاطمه را میگیرد. تماسگیرنده گفته بود: «میلاد میخواهد با فاطمه گلمحمدی صحبت کند». خانواده گفتهاند خانم گلمحمدی برای کار از خانه خارج شده است. از مادر و پدر میلاد زمان بازگشت خانم گلمحمدی را جویا شدهاند.
همسر میلاد صبح آن روز حدود ساعت ۶ برای کار در سرویس مدرسه از خانه خارج شده و پس از رساندن دانشآموزان و فرزند خود به دبستان، در مسیر بازگشت در خیابان توسط نیروهای امنیتی متوقف و با خشونت بازداشت شده است.
فاطمه گلمحمدی، حدود ساعت ۱۰:۳۰ همان روز در تماسی کوتاه اطلاع میدهد که بازداشت شده است.
خانم گلمحمدی، همسر میلاد چند سالی است که با ماشین خود سرویس مدرسه است و چند دانشآموز را جابجا میکند.
خانواده میلاد(جهانگیر) کاظمی به شدت تهدید شده و نهادهای امنیتی آنها را ترسانده اند که تحت هیچ شرایطی با کسی در ارتباط نباشند و خبر بازداشت میلاد وهمسرش رسانهای نشود.
یک منبع مطلع به ایرانوایر گفته است: «خانواده پس از بازداشت فاطمه، پیگیریهای خود را آغاز میکنند. پس از پیگیریهای بسیار و آزار و اذیت خانواده نهایتا بازپرس گفته است ۱۵ میلیارد تومان وثیقه بیاورید تا آزادش کنیم. خانواده این وثیقه را تهیه کردهاند ولی باز حرف خود را تغییر داده و گفتهاند وثیقه ۳۰ میلیاردی هم بیاورید آزادشان نمیکنیم این پرونده «مبهم» است».
به گفته این فرد مطلع: «زن و شوهر همچنان در بازداشت بهسر میبرند و این وضعیت، فشار روحی سنگینی بر خانواده تحمیل کرده است. فرزندانشان نیز در شرایط روانی مناسبی قرار ندارند؛ دختر ۹ ساله آنها از رفتن به مدرسه خودداری میکند و میگوید تا زمانی که پدر و مادرش آزاد نشوند، به کلاس درس باز خواهد گشت».
خانم گلمحمدی در تماسهای کوتاهی که داشته گفته است هنوز اتهامش بهطور رسمی اعلام نشده و در وضعیت نامشخصی بهسر میبرد.
بازجویی از خانواده و پرس و جو از همسایهها
دیگر اعضای خانواده میلاد از جمله خواهر و برادر و داماد خانواده، شوهر خواهر کوچک میلاد نیز مورد بازجویی قرار گرفته اند. در جریان بازجوییها از او پرسیدهاند که آیا میلاد در آتشزدن مسجدی در گوهردشت در شبهای اعتراضات نقش داشته است یا خیر.
نیروهای امنیتی، همزمان، تحقیقات محلی نیز انجام داده و از کاسبان و ساکنان محل درباره این خانواده پرسوجو کردهاند. این خانواده بیش از ۴۲ سال است که در همان محله زندگی میکنند و به گفته آشنایان، در منطقه چهرههایی شناختهشده هستند.
نزدیکان میلاد و فاطمه برای پیدا کردن آنها به هر ارگان و زندانی مراجعه کردند اثری از آنها نبوده و هیچ اسمی از آنها ثبت نشده است. خانواده تاکید دارند که هیچ مدرکی علیه این زوج وجود ندارد و نگراناند که با فشار و اخذ اعترافات اجباری، برای آنها پروندهسازی شود. بازجو به مادر میلاد گفته است ما خیلی دوست داریم به آنها کمک کنیم ولی همکاری نمیکنند.