۱۴۰۴-۱۲-۰۶

بازداشت و بی‌خبری از سرنوشت نرگس محمدی، هنرمند ساکن تبریز

۵ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

طبق اطلاع ایران‌وایر، نرگس محمدی، هنرمند و دی‌جی ۳۲ ساله، از روز ۲۶ بهمن در تبریز بازداشت شده و تاکنون اطلاعی از وضعیت او در دست نیست.

بر اساس اطلاعات دریافتی، پنج نفر روز ۲۶ بهمن با ورود به خانه نرگس محمدی در تبریز، او را بازداشت کرده‌اند. این شهروند بازداشتی در مدت بازداشت تنها یک بار موفق به تماس تلفنی شده و در آن تماس گفته است که نمی‌داند در کجا نگهداری می‌شود.

پیگیری‌های نزدیکان نرگس محمدی برای اطلاع از وضعیت او بی‌نتیجه مانده و تا لحظه تنظیم این خبر، نهاد بازداشت‌کننده، اتهام انتسابی و محل نگهداری او اعلام نشده است.

افسون علیمرادیان و وفا صالحی، زوج بازداشت شده در انتظار دادگاه

۵ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، «افسون علیمرادیان» و «وفا صالحی» زوج فعال مدنی و اجتماعی بازداشت شده در تهران  به بندهای عمومی دو زندان متفاوت منتقل شده و توانسته‌اند با خانواده‌های خود تماس بگیرند.

افسون علیمرادیان، فعال مدنی، به همراه همسرش وفا صالحی از تاریخ ۲۸دی۱۴۰۴ بازداشت شده وسایل الکترونیکی آنها و دو فرزندشان ضبط شده بود.

ایران‌وایر دریافته است که افسون در بند عمومی زندان اوین و وفا همسرش به بند عمومی در زندان «تهران بزرگ» منتقل شده‌اند.

فرزندان این زوج موفق به ملاقات آن‌ها شده‌اند اما این ديدار بسیار دردناک بوده است.

منابع نزدیک به خانواده این زوج شناخته شده و فعال مدنی می‌گویند پیگیری‌ها برای آزادی موقت آن‌ها با وثیقه ادامه دارد و آن دو در انتظار تعیین وقت دادگاه هستند.

این زوج سابقه روشنی در فعالیت‌های انسانی و اجتماعی دارند.

افسون علیمرادیان، کارآفرین نمونه و فعال اجتماعی، متولد سال ۱۳۵۳ و اهل نهاوند است و بیش از ۱۵ سال سابقهٔ فعالیت مستمر در حوزه‌های مدنی و اجتماعی دارد.

این فعال مدنی در زمینه‌هایی چون کمک‌رسانی به مناطق آسیب‌دیده از بلایای طبیعی، کارآفرینی برای زنان، حمایت از کودکان نیازمند و آزادسازی زندانیان جرائم غیرعمد نقش فعالی ایفا کرده است.

افسون علیمرادیان از طریق گروه «یاران نجات» طی ۹ سال، زمینهٔ آزادی بیش از ۱۰۰ زندانی و تحقق صلح و سازش در پرونده‌های متعدد را فراهم کرده است.

همچنین تمرکز او بر اشتغال‌زایی و آموزش، منجر به ارائهٔ کمک‌های قابل‌توجهی از جمله توزیع لوازم‌التحریر و تجهیزات آموزشی میان دانش‌آموزان نیازمند شده است.

علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل این دو فعال مدنی، در گفت‌وگو با شرق درباره آن‌ها گفته است: «افسون علیمرادیان و وفا صالحی تمام عمرشان را وقف فعالیت‌های خیرخواهانه کرده‌اند و همیشه در کنار محرومان قرار داشته‌اند. افسون علیمرادیان یکی از پایه‌گذاران گروه یاران نجات است که برای جمع‌آوری دیه برای محکومان به قصاص فعال بود و جان ۴۰ نفر را در این راه نجات داد. علیمرادیان در این مسیر همچنین مدتی به‌عنوان صلح‌یار در دادسرای جنایی مشغول به کار بود و در زمینه پرونده محکومان به قصاص برای صلح و سازش قدم برمی‌داشت».

زنکشی؛ قتل سیده زینب رزمجو توسط داماد خود در اردکان

۵ اسفند ۱۴۰۴-هه نگاو

یک زن ۶۳ ساله با هویت سیده زینب رزمجو، در شهر اردکان از توابع استان یزد است توسط داماد خود به قتل رسید.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۴(١٩ فوریە ٢٠٢٦)، سیده زینب رزمجو، ۶۳ ساله و اهل دهدشت از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد، در منزل دختر خود واقع در شهر اردکان استان یزد توسط داماد خود با وارد کردن ضربات متعدد چاقو و آجر به قتل رسید.

یک منبع نزدیک به خانواده رزمجو در این‌باره به هه‌نگاو اعلام کرد که قاتل، داماد او بوده که پس از خروج این زن از مسجد و در پی چند دقیقه مشاجره، با استفاده از چاقو و آجر و با وارد کردن ضربات متعدد به سر و بدن وی، او را به قتل رسانده است.

این منبع افزود کە سیدە زینب رزمجو برای دیدن دختر خود بە اردکان رفتە و در منزل آنان مهمان بودە است.

قابل ذکر است کە صحنه‌های این قتل در دوربین‌های مداربسته ثبت شده و قاتل نیز تحت بازداشت قرار گرفتە است.

ستاره افشون آزاد شد

۵ اسفند ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – ستاره افشون، نمایش‌نامه‌ نویس و کارگردان تئاتر ساکن رشت، دقایقی پیش با تودیع وثیقه از بازداشتگاه اطلاعات سپاه این شهر آزاد شد. وی روز گذشته توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ‏ستاره افشون، هنرمند بازداشتی آزاد شد.

بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، آزادی خانم افشون، دقایقی پیش با تودیع وثیقه از بازداشتگاه اطلاعات سپاه رشت صورت گرفته است.

ظهر روز دوشنبه ۴ اسفندماه، ‏ستاره افشون در منزل شخصی خود واقع در رشت بازداشت شد. ماموران پس از ورود به منزل وی، اقدام به تفتیش کامل محل سکونت کرده و تمامی لوازم الکترونیکی او را ضبط کردند.

تا لحظه تنظیم این گزارش، از اتهامات مطروحه علیه این شهروند، اطلاعی حاصل نشده است.

‏ستاره افشون نمایش‌نامه‌ نویس و کارگردان تئاتر ساکت رشت است.

گرگان؛ سایه امیرخانی آزاد شد

۵ اسفند ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – رقیه (سایه) امیرخانی، شهروند ساکن گرگان که چندی ‍پیش توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت شده بود، شامگاه گذشته آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رقیه (سایه) امیرخانی آزاد شد.

یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند ضمن تأیید این خبر به هرانا گفت: «نیروهای امنیتی شامگاه دوشنبه ۴ اسفندماه، خانم امیرخانی را در یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی با چشم‌بند سوار خودرو کرده و در یکی از خیابان‌های گرگان از خودرو پیاده کردند. آزادی او بدون تودیع وثیقه و بدون اخذ هرگونه قرار تأمین صورت گرفته است.»

رقیه (سایه) امیرخانی به همراه پسرش نیروانا تربتی نژاد، روز یکشنبه ۳ اسفندماه، توسط ماموران پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان گلستان در جریان مراسم چهلم حسین سلیمانی از جانباختگان اعتراضات دی ماه، در شهر گرگان بازداشت شدند. همزمان یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این شهروند به هرانا گفت: “بازداشت نیروانا ارتباطی با پرونده پیشین وی ندارد.”

نیروانا تربتی نژاد، در آذرماه سال جاری توسط شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.

نیروانا تربتی نژاد و مادرش رقیه (سایه) امیرخانی ساکن گرگان هستند. لازم به ذکر است که تجمعات و اعتصابات کسبه و بازاریان از روز یکشنبه ۷ دی‌ماه در تهران آغاز شد و پس از دو روز، دامنه آن از بازارها و مراکز تجاری فراتر رفت. این اعتراضات با پیوستن دانشجویان، شهروندان و اقشار مختلف اجتماعی، به یکی از گسترده‌ترین اعتراضات چند سال اخیر تبدیل شد. در پی سرکوب اعتراضات توسط نیروهای انتظامی-امنیتی، هزاران نفر کشته و مجروح شده و ده‌ها هزار نفر نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت و یا احضار شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر، می‌توانید به گزارش جامع هرانا تحت عنوان «زمستان سرخ» که پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات سراسری ایران (۷ دی تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴) را مستند می‌کند، مراجعه کنید.

۱۴۰۴-۱۲-۰۵

سارا برومند را موتورسوار یگان‌ويژه کشت؛ در آغوش مادر جان داد

۳ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

جمهوری اسلامی از شروع اعتراضات مردمی در دی۱۴۰۴ این اعتراضات را به «سرویس‌های جاسوسی و امنیتی خارجی» نسبت داده است. در تبلیغات نظام، نیز مردم معترض همواره «فریب‌خورده» یا «عامل بیگانه» خطاب شده‌اند. اما بررسی‌های «ایران‌وایر» و سازمان‌های حقوق‌بشری نشان می‌دهند که اکثریت قریب‌به‌اتفاق جان‌باختگان از مردم عادی هستند که فقط برای اعتراض به شرایط موجود دست به اعتراض زده‌اند. در بسیاری مواقع هم جان‌باختگان کودکانی بوده‌اند یا افرادی که در مجاورت تظاهرات زندگی می‌کرده‌اند یا فقط برای دیدن آن به خیابان رفته بودند. این گزارش روایت قتل «سارا برومند» است؛ زن جوان جان‌باخته‌ای که می‌گویند مثل گلی بود که خدا آورده باشد. 

 روی سنگ مزارش نوشته‌اند: «اندوهگین مباش سرزمین من، در شکاف زخم‌های تو، بذر گل کاشته‌ام، تو روزی گلستان خواهی شد» و تصویری از سارا بر بالای سنگ مزار نصب شده است با بال‌هایی گشوده. «سارا برومند» متولد سال ۱۳۷۶ بود. جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ با مادرش از درمانگاه به خانه بازمی‌گشت که مامور موتورسوار یگان‌ویژه دنبالش کرد، از فاصله‌ای حدودا پنج متری، با سلاح ساچمه‌ای سر و گردنش را هدف گرفت و سارا، مادر پسر خردسال سه‌سال‌ونیمه را کشت. در آغوش مادرش جان داد. زن جوانی که دو سال مانده بود تحصیل خود را در رشته «حقوق» به پایان برساند، هنرمند بود. نزدیکان و رفقایش، شامگاه پنج‌شنبه ۳۰بهمن، در محل کشته‌شدن سارا، برایش شمع روشن کردند، گل ریختند و یادش را گرامی داشتند.

سارا مادر بود. مادر یک پسر خردسال سه‌سال‌ونیمه که حضانتش با پدرش بود اما حالا مادرش را بیش از پیش کم می‌آورد. در رشته ژنتیک تحصیل می‌کرد. اما شغل پدرش که وکالت است، باعث شد که تغییر رشته دهد و در دانشگاه «زرقان» به تحصیل در رشته حقوق بپردازد. دو ترم مانده بود که تحصیلاتش به پایان برسد. صبح‌ها درس می‌خواند، شب‌ها برای مبل‌سازان، رومبلی می‌دوخت. دوره بافت مو هم دیده بود. در میانه تحصیل و هنر، در سالن زیبایی به بافت مو مشغول بود.

جمعه شب وقت دکتر داشت. با مادرش راهی «درمانگاه شرکت نفت»  شیراز شد. ساعت ۱۹:۰۱ دقیقه توسط پزشک درمانگاه شرکت نفت معاینه شد و داروهایش را هم گرفت. داروخانه یکی از داروهایش را نداشت، با مادرش به‌دنبال دارو در شهر به‌ راه افتادند. رسیدند به ابتدای بلوار نصر، کلبه. تجمع اعتراضی شروع شده بود. سارا و مادرش همان‌جا متوقف می‌شوند. ده خودروی شخصی و ضدشورش به همراه ده موتور یگان‌ویژه از راه می‌رسند. تک‌سوارهای موتور پیاده می‌‌شوند. موتورسواران با اسکورت پیاده‌نظام‌ها به آرامی حرکت می‌کردند. نیروهای پیاده‌ یگان‌ويژه زیر خودروها سرک می‌کشیدند تا مبادا معترضی پنهان شده باشد. تیراندازی‌ها شروع می‌شود. سارا به سمت ایستگاه اتوبوسی که سر «کلبه» است می‌دود، یکی از موتورسوارهای سبزپوش یگان‌ویژه او را دنبال می‌کند، حدودا به پنج متری سارا که می‌رسد، سلاح ساچمه‌ای را در می‌آورد و از ناحیه راست، او را هدف قرار می‌دهد. ساچمه‌ها پیشانی، گردن و سینه سارا را می‌شکافند.

مادر سارا همان‌جا بود، دخترش خونین روی زمین افتاده بود. خطاب به ضارب می‌گوید که لااقل دخترش را به درمانگاه «مهر» در همان نزدیکی، برسانند. ضارب پاسخ می‌دهد: «اگر می‌خواستم برسانمش درمانگاه که نمی‌زدمش.»

سارا در آغوش مادرش جان می‌دهد.

از لحظه شلیک به سارا تا وقتی چند نفر به کمک می‌آیند، شش دقیقه زمان می‌گذرد. سارا را به درمانگاه مهر منتقل می‌کنند و از آن‌جا به بیمارستان. مادر سارا، خودش پیکر دخترش را تا بیمارستان می‌برد، به این امید که شاید بتوان او را نجات داد. اما سارا تمام کرده بود. بیمارستان پیکر سارا را تحویل می‌گیرد و در سردخانه جای می‌دهد.

برادر سارا با شنیدن جان دادن خواهر، حالش رو به وخامت می‌گذارد. او را هم زیر اکسیژن بستری می‌کنند.

پنج روز دوندگی برای تحویل پیکر، جواز دفن و خاکسپاری 

سارا از آغوش مادر به بیمارستان تحویل داده شد، اما دریافت پیکرش، روزها و ساعت‌ها دوندگی در پی داشت. نه پیکرش را تحویل می‌دادند و نه جواز دفن صادر می‌شد. دادستانی، کلانتری، شورای تامین، دادسرا، پزشکی قانونی، بیمارستان، آگاهی، و هر آن مرجعی را که وجود داشت، زیر پا گذاشتند. از گرفتن تعهد برای برگزاری مراسم بدون جمعیت زیاد و به‌شرط سر ندادن شعار، تا پیشنهاد ثبت نام سارا به‌عنوان «شهید»، آن‌ها فقط پیکر دخترشان را می‌خواستند تا به خاک بسپارند.

حتی آمبولانس هم نبود. تنها پاسخی که دریافت می‌کردند، تماس با سامانه ۱۵۳۰ بود. از این سامانه هم جواب می‌شنیدند که باید مجوز داشته باشند. مجوز را هم که نهادهای امنیتی باید صادر می‌کردند. برای انتقال پیکر سارا از سردخانه به پزشکی قانونی هم نیاز به مجوز نهادهای امنیتی بود. پیکر سارا پنج روز در سردخانه بیمارستان ماند. پنج روز خانواده و نزدیکانش بی‌پیکر و بی‌مزار سوگواری کردند.

بالاخره سه‌شنبه ۲۳دی، مجوز داده شد، آمبولانس پیکر سارا را از بیمارستان به پزشکی قانونی منتقل کرد. در شورای تامین نیروهای امنیتی گفتند خاکسپاری نباید به پنج‌شنبه و جمعه بیافتد. می‌خواستند خاکسپاری را باز هم به تعویق بیاندازند. نیمه‌شب شده بود که مجوز دفن صادر شد. تا بالاخره، پیکر سارا برومند، چهارشنبه ۲۴دی به خاک سپرده شود.

نیروهای امنیتی اجازه خاکسپاری سارا را در شیراز و مرودشت زادگاه پدرش، صادر نکردند. پیکرش را ۴۵کیلومتر دورتر از شیراز، در روستای «دودج» داریان که «امام‌زاده ابراهیم» در آن‌جاست، به خاک سپردند. بر مزارش دف نواختند، برایش دست زدند، و بالاخره سارا در خاک آرمید.

شکایت، پاسخگو نبودن مراجع، حضور نیروهای امنیتی سپاه بر مزار 

بنابر اطلاع «ایران‌وایر»، ضارب سارا برومند، نیروی موتورسوار یگان‌ویژه است. با لباس سبز و کلاه‌. چهره‌اش دیده شده و قابل شناسایی است. اما مرجعی در مقابل ادله موجود پاسخگو نیست. سارا به‌عنوان معترض هم در اعتراضات شرکت نداشت. مدارک پزشکی او که در چه ساعتی مورد معاینه پزشک قرار گرفته و چه زمانی داروهایش را از کدام داروخانه تحویل گرفته هم موجود هستند.

نام سارا برومند در نخستین فهرست دولت «مسعود پزشکیان» که از کشته‌شدگان اعتراضات منتشر کرده است، وجود ندارد. پرونده سارا ابتدا در شعبه ۸ دادسرای جرایم امنیتی جریان داشت. قرار عدم صلاحیت زدند. سپس پرونده به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای نظامی ارسال شد. هفته گذشته ابلاغیه ارسال شد. در نهایت بازپرس پرونده به صراحت گفت که امکان احضار، بازجویی و محاکمه وجود ندارد: «به‌هر حال آن شب شرایط جنگی بوده. در جنگ هر اتفاقی ممکن است بیفتد.»

یعنی پیگیری نکنید و محلی برای شناسایی قاتل نیست. پرونده سارا همچنان باز است اما طبق اطلاع ایران‌وایر، هیچ قراری تاکنون صادر نشده است.

با گذشت چهل روز از کشته‌شدن سارا، هنوز حضور سنگین نیروهای امنیتی حتی بر مزار او هم احساس می‌شود. پنج‌شنبه‌ها، دوستان و نزدیکان سارا به مزار او می‌روند. نیروهای امنیتی هم حضور دارند.

بنابر اطلاع ایران‌وایر، نیروهای امنیتی از سوی نهاد سپاه پاسداران با حکم ماموریت، وظیفه دارند که حتی مزار او را هم سرکشی کنند و فیلم بگیرند. وقتی برای سارا در مسجد مراسم سوگواری برگزار شد، نیروهای امنیتی پیاده و سواره، از آغاز تا پایان مراسم، گرداگرد مسجد چرخ می‌زدند.

برای سارا برومند، زنی هنرمند و سخت‌کوش

از همان کشته‌شدن سارا، اساتید دانشگاه، هم‌کلاسی‌هایش و نزدیکانش برایش سنگ‌تمام گذاشتند. از روز نخست تا همین چهلمی که گذشت، هم در خانه، هم سر مزارش، هم حتی برای تشییع پیکرش حضور داشتند.

می‌گویند سارا سخت‌کوش بود. درس می‌خواند و همیشه معدلش ۲۰ بود. یک صفحه اینستاگرام داشت که در آن مدل‌های بافت‌مو را منتشر می‌کرد. دختری مودب، باشخصیت و بسیار مهربان که حتی در فامیل هم می‌گفتند «گلی بود که خدا او را آورد.»

در آن شب کشتار اما،‌ نیروی یگان‌ویژه دستور داشت که بکشد. سارا را  هم کشت. پسرش را بی‌مادر، برادرش را بی‌خواهر، خانواده‌اش را بی‌دختر کرد. حالا جای خالی او کنار رفقایش، در کلاس‌های دانشگاه تا خانه خانوادگی‌اش، آغوش مادرش و آغوش مادری‌اش برای پسرش، به داغ و سوگی عمیق تبدیل شده است.

بازداشت توام با خشونت خاله‌ها و دیگر نزدیکان سورنا گلگون در شهسوار

۳ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، روز یک شنبه ۳اسفند۱۴۰۴ نیروهای امنیتی لباس شخصی با صورت‌های پوشیده با ماسک و اسلحه به منزل و محل کار دو خاله «سورنا گلگون» یورش برده و با اعمال خشونت، ضرب و شتم، تهدید حاضران با سلاح گرم و خسارت به محل آن دو را بازداشت کرده‌اند.

ماموران حکم دادستانی برای بازداشت «سمیرا کردی» و «آذین کردی» داشتند.

هر دو خاله سورنا پرستار هستند. ماموران به بیمارستان محل کار آذین کردی یورش برده و او را بازداشت کرده‌اند.

سمیرا کردی، خاله دیگر سورنا نیز با یورش ماموران به منزلش بازداشت شده و ماموران در زمان بازداشت ضمن ضرب و شتم اعضای خانواده آن‌ها را با سلاح گرم تهدید کرده‌اند.

هم‌زمان ماموران با حکم دادستانی به منزل مادربزرگ سورنا گلگون یورش برده و با شکستن در شماری از اعضای خانواده گلگون را بازداشت و تلفن‌های همراه ایشان را ضبط کرده‌اند.

«سورنا گلگون» جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ در اعتراضات شهسوار با تیر جنگی به قتل رسید.

پیشتر ایران‌وایر دریافته بود که خانواده او به شدت تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته‌اند.

دو عموی سورنا گلگون از کشته شدگان جنگ ایران و عراق هستند.

روز جمعه اول اسفند امام جمعه شهسوار خواهان اعمال فشار بر خانواده گلگون شده بود به این بهانه که چرا تصویر سورنا که به گفته او «اغتشاش‌گر» بوده را در کنار تصاویر عموهای او که از آن‌ها با عنوان «شهدا» یاد شده قرار داده‌اند.

نهادهای امنیتی پیش از این به خانواده گلگون اعلام کرده بود که سورنا را «عوامل موساد» کشته‌اند.

خانواده سورنا تحت فشارهای امنیتی بودند تا مقابل دوربین‌ جمهوری اسلامی طی اعترافی اجباری اعلام کنند که این روایت را تایید کنند.

خانواده گلگون پیشتر اعلام کرده بودند: «هر مصاحبه‌ای با خانواده درجه یک سورنا در جهت اعلام این شهیدسازی به‌نفع نظام جمهوری اسلامی، صرفا یک اعتراف اجباری است.»‌

بازداشت و بی‌خبری از سرنوشت نرگس محمدی، هنرمند ساکن تبریز

۵ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر طبق اطلاع ایران‌وایر، نرگس محمدی، هنرمند و دی‌جی ۳۲ ساله، از روز ۲۶ بهمن در تبریز بازداشت شده و تاکنون اطلاعی از و...