
۱۹ خرداد ۱۴۰۵-کانون حقوق بشر ایران
کانون حقوق بشر ایران، سهشنبه ۱۹ خردادماه ۱۴۰۵ – گزارشهای رسیده از زندان وکیلآباد مشهد حاکی از وخامت وضعیت جسمی و روحی آمنه بیرقداری، زندانی سیاسی ۶۱ ساله اهل فریمان است. این زندانی سیاسی در شرایطی با حمله عصبی و مشکلات جدی جسمی مواجه شده که همسرش پس از آخرین بازداشت او دچار سکته مغزی شده و ماههاست در حالت کما به سر میبرد. همزمان بیماری سرطان مغز استخوان فرزند او نیز تشدید شده است. مجموعه این شرایط، فشار روانی سنگینی را بر آمنه بیرقداری تحمیل کرده و نگرانیها درباره سلامت و جان او را افزایش داده است.
آمنه بیرقداری چگونه با این بحران خانوادگی روبهرو شد؟
آمنه بیرقداری، مادر چهار فرزند و از فعالان سیاسی باسابقه، سالهاست به دلیل فعالیتهای مدنی و سیاسی تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارد. او پیشتر نیز در سال ۱۳۹۶ بازداشت و بیش از ۲۰۰ روز را در زندان وکیلآباد مشهد سپری کرده بود.
اما تازهترین بحران زندگی او از دیماه ۱۴۰۳ آغاز شد؛ زمانی که مأموران اطلاعات سپاه و نیروهای انتظامی با یورش به منزلش در فریمان، او را به همراه پسرش ایمان انبایی فریمانی و یکی از دخترانش بازداشت کردند.
به گفته منابع مطلع، مأموران در جریان این عملیات با خشونت رفتار کرده و اعضای خانواده را مورد ضربوشتم قرار دادند. اگرچه دختر خانواده همان شب آزاد شد، اما آمنه بیرقداری و پسرش به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در مشهد منتقل شدند.
بازداشت، شکنجه و محرومیت از ارتباط با خانواده
بر اساس گزارشهای منتشرشده، آمنه بیرقداری و فرزندش در دوران بازداشت تحت فشارهای شدید روحی و جسمی قرار گرفتند. منابع آگاه از اعمال شکنجه روانی، بازجوییهای طولانیمدت و فشار برای پذیرش اتهامات خبر دادهاند.
این مادر و فرزند پس از انتقال به زندان وکیلآباد مشهد نیز به مدت ۷۰ روز از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم بودند؛ اقدامی که از منظر نهادهای حقوق بشری یکی از مصادیق رفتار غیرانسانی با زندانیان محسوب میشود.
سرانجام در اوایل سال ۱۴۰۴ آمنه بیرقداری با وثیقه چهار میلیارد تومانی آزاد شد و مدتی بعد فرزندش نیز با وثیقه مشابه و پرداخت مبلغی نقدی از زندان خارج شد.
بازداشت مجدد و آغاز فاجعه خانوادگی
در حالی که خانواده امیدوار بود بتواند دوران دشوار پس از بازداشت را پشت سر بگذارد، آمنه بیرقداری در ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ بار دیگر بازداشت شد.
بر اساس اطلاعات موجود، دادستان پرونده پس از آنکه متوجه شد وی همچنان در فریمان حضور دارد، دستور بازداشت مجدد او را صادر کرد.
تنها چند روز پس از این بازداشت، همسر او علی انبایی فریمانی، معلم بازنشسته و جانباز شیمیایی جنگ ایران و عراق، دچار سکته مغزی شد. شدت سکته به حدی بود که وی به کما رفت و از آن زمان در بیمارستان قائم مشهد بستری است.
این رویداد ضربه روحی شدیدی به آمنه بیرقداری وارد کرد. منابع نزدیک به خانواده میگویند او از زمان اطلاع از وضعیت همسرش دچار فشارهای عصبی گسترده شده و سلامت جسمی و روانیاش به شدت آسیب دیده است.
سرطان فرزند؛ نگرانی دیگری که بر دوش این زندانی سنگینی میکند
فشارهای روحی آمنه بیرقداری تنها به وضعیت همسرش محدود نمیشود. ایمان انبایی فریمانی، فرزند او که از بیماری سرطان مغز استخوان رنج میبرد، پس از بازداشت، بازجوییها و فشارهای امنیتی با وخامت بیشتر وضعیت جسمی مواجه شده است.
منابع مطلع میگویند شرایط روحی و جسمی این جوان پس از تحمل بازداشت و شکنجههای روانی به شکل محسوسی رو به وخامت گذاشته است.
برای مادری که همسرش در کما به سر میبرد و فرزندش با بیماری خطرناک دستوپنجه نرم میکند، ادامه حبس و محرومیت از حضور در کنار خانواده فشار روانی طاقتفرسایی ایجاد کرده است.
تنها سه روز مرخصی؛ آیا این با قوانین موجود سازگار است؟
پس از بستری شدن همسر آمنه بیرقداری، مسئولان زندان تنها سه روز مرخصی به او اعطا کردند؛ مرخصی کوتاهی که پس از پایان آن وی ناچار شد به زندان بازگردد.
این در حالی است که حتی بر اساس آییننامه سازمان زندانهای حکومت، در موارد اضطراری از جمله بیماری شدید یا فوت بستگان درجه یک، امکان اعطای مرخصی و استفاده از تسهیلات قانونی برای زندانیان پیشبینی شده است.
حقوقدانان معتقدند محدود کردن مرخصی این زندانی به سه روز، آن هم در شرایطی که همسرش در کما قرار دارد و فرزندش با سرطان دستوپنجه نرم میکند، با موازین انسانی و حتی برخی مقررات داخلی مرتبط با حقوق زندانیان در تعارض قرار دارد.
حصر غیررسمی و فشارهای امنیتی ادامهدار
گزارشها نشان میدهد که خانواده آمنه بیرقداری حتی در دوران آزادی موقت نیز با محدودیتهای گسترده مواجه بودهاند. منابع نزدیک به خانواده میگویند این خانواده بدون حکم رسمی قضایی و صرفاً تحت فشار نهادهای امنیتی و قضایی، در عمل تحت نوعی نظارت دائمی و محدودیت رفتوآمد قرار داشتهاند.
فعالان حقوق بشر این وضعیت را نوعی حصر غیررسمی توصیف میکنند؛ وضعیتی که بدون حکم شفاف قضایی اعمال شده و آزادیهای اساسی اعضای خانواده را محدود کرده است.





