۱۴۰۵-۰۶-۲۵

گزارشی از آخرین وضعیت لیلا ابوالحسنی زندانی سیاسی محکوم به اعدام

۲۴ شهریور ۱۴۰۵-هه نگاو

لیلا ابوالحسنی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه سال گذشته در شاهین‌شهر کە از بیش از هفت ماه گذشته در زندان دولت‌آباد اصفهان محبوس است، توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، لیلا ابوالحسنی، شهروند ۴۳ ساله، آرایشگر و مادر دو دختر نوجوان و محبوس در زندان دولت‌آباد اصفهان توسط شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست وحید همت‌نژاد بابت اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد.

پرونده این شهروند پس از اعتراض به حکم صادره جهت رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال شده و در حال بررسی است.

لیلا ابوالحسنی ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در حال عکس‌گرفتن از آتش‌سوزی یکی از شعب فروشگاه افق کوروش در شاهین‌شهر بازداشت شد و تاکنون در زندان دولت‌آباد اصفهان نگه‌داری می‌شود.

اتهام مشارکت در آتش‌سوزی فروشگاه افق کوروش به این شهروند منتسب شده و به صدور حکم اعدام علیه وی انجامیده است.

قابل ذکر است که، تاکنون در مورد مستندات دادگاه در خصوص اتهام وارده در دست نیست.

نام ایران مدرن، ژینا امینی است

۲۴ شهریور ۱۴۰۵-ایران وایر

نام ایران مدرن ژینا امینی است.

یک؛ چرا به این نام‌گذاری اصرار دارم؟ ایران مدرن تا پیش از ظهور «ژینا مهسا امینی» زیر ابرهای سانسور از چشم جهان پنهان بود. چالش با حکومت بر سر آزادی‌های بنیادی از اول انقلاب توسط انقلابیون سرخورده، شروع شد و با شیوه‌هایی متناسب با شرایط روز ادامه یافت. ولی این بازیگران نمی‌توانستند سازمان‌دهی کنند و شگردهای مبارزانی خود را با جهان در میان بگذارند. جهان خریدار آن‌ها نبود و «خمینی» با انبوه پیروان، پر جاذبه‌‌ترین سوژه خبری به شمار می‌رفت. خبرنگاران خارجی سواد سیاسی کافی نداشتند تا تصاویر درستی از آن‌چه می‌گذشت، انتشار دهند. تصاویر نصفه‌ و نیمه به چاپ می‌رسید. در میان «شاه» و «خمینی- خامنه‌ای» سرگیجه گرفته بودند و در مصاحبه‌ها چند پرسش کلیشه‌ای را بارها با الفاظ مختلف تکرار می‌کردند و پاسخ‌های کلیشه‌ای می‌شنیدند. مثلا می‌پرسیدند: «در این باره که وضعیت زنان در جمهوری‌ اسلامی بهتر از عربستان سعودی‌ است، نظرتان چیست؟»

قتل ژینا امینی، جهان را با سیمایی از ایران آشنا ساخت که تا پیش از آن، دیده نمی‌شد. تکنولوژی مدرن ارتباطی کمک حال بود. ایران مدرن با تمناهای مدرن. ایران قشنگ با دختران و پسران خدنگ، زنانی که حجاب‌ اجباری را به شعله‌های آتش می‌سپردند و می‌دانستند بهای سنگینی حاصل این اقدام است. هزینه‌اش را می‌پرداختند و آتش را روشن نگاه می‌داشتند. مردان جوان برای نخستین بار در تاریخ تحولات اجتماعی ایران، هم‌سو و حامی آن‌ها کنارشان بودند. 

رژیم ابتدا جنبش را آسان گرفت. جنبش، اجتماعی بود و نخستین جنبش ایرانی و جوان که می‌خواست پیش‌ رو را بی‌منت پز دادن به گذشته، صاف کند. در نوع خود یگانه بود، نگاه به آینده داشت. از هر گذشته‌ای عبور کرده بود. از صدر اسلام، از ایران باستان، از انقلاب مشروطه، از دکتر «محمد مصدق»، از «جبهه ملی»، از دکتر «علی شریعتی»، از حزب «توده» و دیگر احزاب و دسته‌جات چپ‌ و راست سیاسی که انقلاب ارتجاعی ۵۷ را تیز کرده بودند. جنبش به‌صورت خردمندانه و برهنه‌ای، تا سه ماه بدون سر دادن شعارهای خاص سیاسی، و با ترک اعتیاد به «زنده‌باد- مرده‌باد» گویی، خواسته‌ها را فریاد می‌زد. از حقوق بنیادی انسان می‌سرود. انگار اعلامیه جهانی حقوق بشر را تبدیل به ترانه و رقص و آواز کرده بودند.

دو؛ «شروین حاجی‌پور»، در ترانه‌ای ماندگار می‌خواند که جوان‌ها «برای» یک زندگی ساده راهی خیابان شده‌اند. این جا باید درنگ کرد: مگر دست‌یابی به زندگی ساده در ظرف و ساختار متعفن و زنگ‌زده و کهنه ممکن است؟ سازمان‌دهی لازم بود که به هر دلیل، ممکن نشد. قابل فهم بود که «زندگی ساده» نتیجه‌ای است بر تغییری که ایران مدرن و مطالبه‌گر را متقاعد کند. حکومت مال عهد عتیق بود، وگرنه می‌توانست به کمک عقل و تدبیر سیاسی، تا حدودی برای خواسته‌ها فضاسازی کند. به‌خصوص که جنبش به قدر کافی گسترده و در برگیرنده همه اقشار اجتماعی نبود.

سه؛ دشمنان ایران مدرن، کشتند و کور کردند و زندان بردند. گورها مسلحانه محاصره شد تا مبادا بدن‌های تکه‌پاره، باری دیگر گریبان‌شان را بگیرند و چشم بر چشم‌شان خیره کنند. قلب ژینا که از کار افتاد، ایران مدرن، نفس تازه کرد و به خون‌خواهی او به پا خاست. به نیروی خون‌ او، ایران زبان باز کرد؛ بی‌لکنت.

چهار؛ ایران مدرن چگونه محتوایی دارد که بازیگران در جنبش «زن، زندگی، آزادی» آن را پررنگ ترسیم کردند؟ آیا: زیاده‌خواه است؟ نه. بی‌بند و بار است؟ نه. تبعیض مثبت جنسیتی‌ می‌طلبد؟ نه. دعوتی است به قانون‌شکنی؟ نه. دعوت به کفر و الحاد است؟ نه. دعوت از نیروهای نظامی خارجی برای رهایی است؟ نه. پس چیست که رژیم را با وجود فعال کردن ماشین سرکوب و استفاده از نیروهای نظامی، در حد مرگ ترساند؟

پنج؛ ایران مدرن، مجموعه‌ای از شهروندان جوان، خسته و نومید است که حکومت را به‌خصوص در امر حقوق اجتماعی و شهروندی پاسخگو می‌خواهند. ایران مدرن، مجموعه‌ای است از شهروندانی که زیر بار زور در امر انتخاب سبک زندگی نمی‌روند. در ایران مدرن، زنان و مردانی زندگی می‌کنند که به قوانین تبعیض از هر نوع اعتراض دارند. به این قوانین پایبند نیستند. آن‌چه را نهادهای معتقد به تبعیض از تصویب می‌گذرانند، آشکار و پنهان زیر پا می‌گذارند. تن به قانون‌مندی در این ساختار نمی‌دهند. قانون‌گذاری را در تضاد با کرامت انسانی خود می‌بینند. می‌دانند که قانون هرگاه محتوای تبعیض‌آمیز داشته باشد و اخلاق‌گرایی و سبک زندگی را زیربنای رفتار خشونت‌آمیز قرار دهد، از نگاه محافل حقوقی امروزی، قانون نیست. لازم‌الاجرا نیست.

شش؛ ایران مدرن، مجموعه‌ای از شهروندان با حقوق برابر است که اصل «برائت» بی‌کم‌وکاست، شامل حال‌ همه می‌شود. ایران مدرن، مجموعه‌ای از شهروندان است که می‌خواهند نماینده در نهاد قانون‌گذاری داشته باشند. اگر همه گرایش‌های سیاسی نتوانند نماینده به این نهاد بفرستند، شهروندان زیر سلطه این قوانین، تکلیفی بر اجرای آن‌ها ندارند. حکومت با چهره‌ای از ایران مدرن که از ۲۵شهریور۱۴۰۱ پس از مرگ مظلومانه ژینا، خود را کف خیابان تعریف کرد، چگونه برخوردی داشت؟ برای نخستین بار، حکومت اقتدارگرا رفتار و برخورد دوگانه از خود نشان داد: زد و کشت و تجاوز کرد و ساچمه زد و زخمی‌ها را تیر خلاص زد، زیر شکنجه جوان کشت و زندانی کرد. هم‌زمان زیر فشار داخل و خارج و محافل فرهنگی و هنری جهانی، یاد گرفت و مجبور شد چشم بر موهای افشان زنان و بدن‌ رها شده از اسارت آنان ببندد.

شکنجه معترضان دی‌ماه به روایت سپیده قلیان

۲۴ شهریور ۱۴۰۵-ایران وایر

«سپیده قلیان»، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق که هفت‌سال گذشته عمرش را غالبا در زندان بوده به‌تازگی در برنامه «میدان» با اجرای «فهیمه خضر حیدری» که از تلویزیون بخش فارسی «صدای آمریکا» پخش شده از شرح شکنجه‌های خود و دیگر زندانیان سیاسی و بازداشتی‌‌های اعتراضات گفته است.

 

سپیده در بخشی از این گفت‌وگو به دختر جوانی اشاره می‌کند که در زندان وکیل‌آباد مشهد او را دیده است. او می‌گوید که این زن جوان همراه دوستش در حال نصب پرچم شیر و خورشید بر بلندای پلی در بلوار وکیل‌آباد بوده که دوستش را که پسر جوانی بوده با گلوله جنگی می‌کشند و وقتی به او می‌رسند تا بازداشتش کنند، او را مجبور می‌کنند که خون رفیق‌اش را بمکد. 

او در بخش دیگری از گفت‌وگویش به تعرض جنسی و تجاوز به بازداشتی‌های اعتراضات اشاره می‌کند و بازداشت خشونت‌آمیز «نرگس محمدی»، برنامه جایزه نوبل صلح در مراسم هفتم «خسرو علیکردی»، وکیل خانواده‌های دادخواه را نیز «تعرض جنسی» می‌خواند. سپیده می‌گوید که وقتی برگشته و دیده که چگونه نرگس را با خشونت هرچه تمام می‌زنند و مورد تعرض قرار می‌‌دهند، با خود فکر کرده، اگر این جایزه نوبل صلح است، با بازداشتی‌های کم‌سن و سالی که هیچ صدایی ندارند، چه می‌کنند؟! 

این گزارش بر اساس شهادت‌ها، دیده‌ها و شنیده‌های سپیده قلیان تنظیم شده است.

***

فریاد زدم شما به ما تعرض کردید

سپیده قلیان شرح شکنجه‌های خود و دوستانش را از بازداشت در ۲۱آذر۱۴۰۴ در مراسم هفتم خسرو علیکردی شروع می‌کند؛ وکیل زندانیان سیاسی و خانواده‌های دادخواه که اواسط آذرماه به‌طرز مشکوکی در دفتر کارش در مشهد جان باخت. جمهوری اسلامی گفت او «سکته» کرده ولی منابع آگاه همان‌زمان به جمهوری اسلامی گفتند که مرگ او «مشکوک» است و نیروهای امنیتی همان صبح فیلم تمام دوربین‌های مداربسته را با خود برده و به خانواده هم پاسخی نداده‌اند.

او می‌گوید که آن‌ها برای پناه بردن به مسجد اشتباه کرده‌اند و توضیح می‌دهد: «در مشهد، ما جلوی مسجد بازداشت شدیم. ما رفته بودیم توی مسجد، به این معنا که این‌ها توی مسجد نمی‌توانند به ما تعرض کنند. اما اولین اشتباه ما همین‌جا بود. جایی که بازداشت می‌شدیم تندروهایش را نمی‌شناختیم. مردم را به شکل وحشیانه‌ای قلع و قمع کردند، یعنی هر چقدر بگویم کم گفتم. یک جایی برگشتم عقب موقعی که داشتم بازداشت می‌شدم دیدم یک جایی مثل تونل شکنجه درست کردند. نرگس محمدی را که داشتند بازداشت می‌کردند و هر کس با هر ابزاری که دستش بود توی سر و کله او می‌کوبید.»

سپیده قلیان با تاکید بر این‌که شکنجه‌گران‌شان، «اراذل و اوباش» بودند، می‌گوید: «یکی با پایش زد به پشت نرگس محمدی. می‌زد به زانویش خم می‌شد، دوباره می کوبیدند به پشت نرگس، دوباره وارونه‌اش می‌کردند و دوباره می‌زدند. من با خودم فکر کردم این‌ها با برنده جایزه صلح نوبل جلوی در مسجد دارند این کار را می‌کنند، با آدم‌های دیگر چه‌کار می‌کنند؟!»

این فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق که در خردادماه بعد از تحمل شش ماه حبس دیگر از زندان وکیل آباد آزاد شد، می‌گوید که به محض ورود به اتاق بازجویی شروع به داد و فریاد کرده است: «همه ما همه تجربه ضرب و شتم را در سوگواری خسرو علیکردی داشتیم. من شروع کردم به فریاد زدن که شما به ما تعرض کردید. پسرها را وحشتناک می‌زدند.»

او در پاسخ به این سوال که منظورش از تعرض چیست، می‌گوید که تعرض تعریف جهانی دارد، ساخته او نیست و ادامه می‌دهد: «وقتی نقاط حساس بدنت را دست می‌زنند. وقتی با پا می‌کوبد به رحم و باسن و کمرت و تو را خم می‌کند تو کله‌پا می‌شوی و دوباره تو را می‌زند، این اسمش تعرض است. وقتی می‌آید به بهانه بازرسی بدنی، زندانبان زن نیست، مرد می‌آید دست می‌زند به بدن تو، این اسمش تعرض است و لاغیر. این تعرض جنسی است. به بازجو گفتم به ما تعرض کردند این کارها را با نرگس محمدی کردند، آن‌جاهایی که مصداق تعرض جنسی بود را برایش گفتم. گفت حالا ازت می‌پرسم ولی بدان وقتی نهاد غیررسمی تو را می‌گیرد ممکن است تجاوز هم به تو بکند. قلیان تو که پیر این‌کاری!»

سپیده قلیان در ادامه می‌گوید که از بازجویش پرسیده، نهاد غیررسمی چیست و او پاسخ داده: «مثلا بسیج آن مسجد. لباس شخصی، ۱۴۰۱ ما زیاد داشتیم بعضی‌ها را پیگیری می‌کردیم بعضی‌ها را نه.»

در راه دستشویی آگاهی فریمان، مامور به او تجاوز کرده بود

سپیده قلیان درباره تعداد زندانیان زن ثابت محبوس در وکیل‌آباد می‌گوید که شمار آن‌ها منهای افرادی که وثیقه شدند و رفتند، ۵۵ الی ۶۰ نفر بوده است. خانم قلیان با تاکید بر این‌که روایت ۴۴نفر را از بازداشت شنیده و راستی‌آزمایی کرده، می‌گوید که دست‌کم سه نفر از این ۴۴ نفر با تجاوز جنسی حین بازداشت تا انتقال به زندان روبه رو شده‌اند: «دارم درباره وکیل‌آباد حرف می‌زنم. شهر به شهر خراسان رضوی زندان دارد. چنارو و فریمان زندان ندارند و می‌آمدند وکیل‌آباد. بازداشتی‌های اطلاعات و اطلاعات سپاه و فراجا را هم می‌گذارم کنار. سه نفر تجاوز داشتیم. دو نفر از فریمان مشهد بود. بازداشتی های فریمان توی آگاهی فریمان مورد تجاوز قرار گرفته بودند. یک مورد توی خیابان هم داشتیم که توی ون و کنار همسرش به او تجاوز شده بود. سه مامور دست و پای همسرش را می‌بندند و توی ون به او تجاوز می‌کند. این زن آمده بود زندان و ما روایتش را ثبت کردیم.»

سپیده قلیان به یکی از زنان بازداشت شده در اعتراضات فریمان که در مقر پلیس آگاهی این شهر به او تجاوز شده، اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی از بازداشتی‌های فریمان قدرت عجیبی در روایت‌گری داشت. فریمان یک شهر کوچک، سنتی و مذهبی است. این خانم عزیز از لحظه اول که وارد زندان شد، از لحظه اول گفت به من تجاوز شده من ۲۴ساعت وقت دارم، من را ببرید پزشکی قانونی. زندان هی دست به سرش می‌کرد، می‌گفت بدتر می‌شود برایت، سکوت کن. دقیق هم می‌دانست کجا بوده. در آگاهی فریمان که گزارش شکنجه هم داشته. مامور زن نبوده و مامور مرد او را می‌برد سرویس بهداشتی و در مسیر به او تجاوز می‌کند و بعد این شروع می‌کند به روایت کردن.»

سپیده می‌گوید که این زن روایت خود را حتی برای معاون دادستان هم گفته ولی معاون دادستان به او گفته بوده، «طبیعی است وقتی بازیگوشی می‌کنی توی خیابان، این اتفاق هم برایت می‌افتد.» در پاسخ این زن با گفتن «طبیعی نیست، طبیعی نیست» در محوطه زندان فریاد می‌زده: «خیلی‌ها هم همراهش شدند و تلفن خیلی‌ها را قطع کردند. موارد تعرض هم زیاد داشتیم. تعرض به ناحیه گردن یا سینه‌ بازداشتی‌ها. خواستم بگویم برنده جایزه نوبل صلح را باهاش این‌کار را کردند با کارگر فست فودی فریمان چه‌کار می‌کنند؟!»

 

اعتصاب غذای چهار زندانی سیاسی کُرد هم‌زمان با اعتصاب عمومی در کردستان

۲۴ شهریور ۱۴۰۵-ایران وایر

چهار زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان‌های اوین و یزد اعلام کرده‌اند هم‌زمان با چهارمین سالگرد کشته‌شدن «ژینا امینی» و در حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی در کردستان، روز چهارشنبه ۲۵شهریور۱۴۰۵ دست به اعتصاب غذا خواهند زد.

بر اساس گزارش «شبکه حقوق بشر‌ کردستان»، «زینب جلالیان»، «ور‌یشه مرادی»، «سکینه پروانه» و «مطلب احمدیان» با انتشار پیامی مشترک، اعتصاب غذا را «مدنی‌ترین شیوه بیان اعتراض» توصیف کرده و گفته‌اند با این اقدام به اعتصاب عمومی در کردستان می‌پیوندند.

این چهار زندانی سیاسی در پیام خود با اعلام حمایت از فراخوان اعتصاب عمومی نوشته‌اند که در اعتراض به شرایط موجود و در همراهی با این حرکت مدنی، روز ۲۵شهریور اعتصاب غذا خواهند کرد.

اعتصاب غذای این زندانیان هم‌زمان با فراخوان «مرکز هم‌پیمانی نیروهای سیاسی کردستان ایران» برای اعتصاب عمومی در شهرهای کردستان انجام می‌شود.

این مرکز از شهروندان خواسته است روز چهارشنبه ۲۵شهریور، هم‌زمان با چهارمین سالگرد کشته‌شدن ژینا امینی و آغاز خیزش «ژن، ژیان، ئازادی»، با تعطیل‌کردن محل‌های کسب‌وکار و پیوستن به اعتصاب عمومی، در این حرکت اعتراضی شرکت کنند.

ژینا امینی، زن ۲۲ ساله اهل سقز، شهریور۱۴۰۱ پس از بازداشت از سوی گشت ارشاد در تهران جان باخت. کشته‌شدن او به آغاز اعتراضاتی سراسری در ایران منجر شد که با شعار «زن، زندگی، آزادی» شناخته شد و در مناطق کُردنشین با شعار کُردی «ژن، ژیان، ئازادی» گسترش یافت.

فراخوان اعتصاب عمومی در چهارمین سالگرد کشته‌شدن ژینا امینی در شرایطی منتشر شده که در روزهای منتهی به این سالگرد، گزارش‌هایی از افزایش فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و سیاسی در شهرهای کُردستان منتشر شده است.

زینب جلالیان، ور‌یشه مرادی، سکینه پروانه و مطلب احمدیان پیش‌تر نیز از داخل زندان به حرکت‌های اعتراضی پیوسته‌اند. این چهار زندانی در دی۱۴۰۴ نیز همراه با «پریسا کمالی»، هم‌زمان با اعتصاب عمومی در مناطق کُردنشین، اعلام اعتصاب غذا کرده بودند.

بیانیه انجمن پرواز در چهارمین سالگرد مهسا؛ سرکوب اعتراض را خاموش نمی‌کند

۲۴ شهریور ۱۴۰۵-ایران وایر

انجمن خانواده‌های جان‌باختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در آستانه چهارمین سالگرد کشته‌شدن مهسا (ژینا) امینی اعلام کرد جمهوری اسلامی همچنان با بازداشت، زندان، اعدام و تهدید خانواده‌های دادخواه و فعالان مدنی می‌کوشد «صدای اعتراض» مردم را خاموش کند.

این انجمن در بیانیه‌ای که دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ منتشر شد، نوشت گزارش‌های اخیر نهادهای بین‌المللی، از جمله هیئت حقیقت‌یاب مستقل سازمان ملل متحد درباره ایران، نشان می‌دهند سرکوب شهروندان نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در ماه‌های اخیر شدت گرفته است.

خانواده‌های جان‌باختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ با اشاره به پیامدهای جنبش «زن، زندگی، آزادی» تأکید کردند: «ایران امروز، ایران پیش از شهریور ۱۴۰۱ نیست.» به گفته آن‌ها، تغییری که این جنبش در جامعه ایران ایجاد کرد، با سرکوب، بازداشت و تهدید از میان نرفته و مطالبه آزادی، برابری و عدالت به بخشی جدایی‌ناپذیر از گفت‌وگوی عمومی جامعه تبدیل شده است.

در این بیانیه آمده است خانواده‌های دادخواه خواهان پایان‌یافتن چرخه سرکوب و مصونیت از مجازات هستند؛ چرخه‌ای که به باور آن‌ها، در نبود پاسخ‌گویی آمران و عاملان، زمینه تکرار جنایت را فراهم می‌کند.

این انجمن خود را بخشی از شبکه گسترده دادخواهی در ایران، از خانواده‌های قربانیان خاوران و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ گرفته تا جان‌باختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، جنبش «زن، زندگی، آزادی» و اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، معرفی کرده است. خانواده‌ها می‌گویند مطالبه مشترک این گروه‌ها روشن‌شدن حقیقت، محاکمه آمران و عاملان و پایان‌دادن به مصونيت ناقضان حقوق بشر است.

در بخش دیگری از بیانیه، از جامعه جهانی خواسته شده است از سازوکارهای پاسخ‌گویی، فعالیت هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل و پرونده‌های حقوقی در حال رسیدگی حمایت کند. انجمن همچنین به تمدید ماموریت هیات حقیقت‌یاب در زمستان ۱۴۰۴ و گسترش حوزه تحقیقات آن به موارد نقض حقوق بشر پس از اعتراضات سال ۱۴۰۱ اشاره کرده است.

پرواز پی‌اس۷۵۲ شرکت هواپیمایی اوکراین بامداد ۱۸ دی ۱۳۹۸، دقایقی پس از برخاستن از فرودگاه تهران، با شلیک دو موشک سپاه پاسداران سرنگون شد و همه ۱۷۶ سرنشین آن جان باختند. جمهوری اسلامی پس از سه روز انکار، مسئولیت شلیک را پذیرفت. خانواده‌های قربانیان از آن زمان برای روشن‌شدن ابعاد این رویداد و پاسخ‌گوکردن مقام‌های جمهوری اسلامی، پیگیری‌های حقوقی و بین‌المللی خود را ادامه داده‌اند.

۱۴۰۵-۰۶-۲۴

سه شهروند بهائی از زندان تیرکلا ساری آزاد شدند

۲۲ شهریور ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – طی روزهای اخیر، ثریا منوچهرزاده، فاخره زاهدی و شیما سنایی، شهروندان بهائی، با تودیع وثیقه از زندان تیرکلا ساری آزاد شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ثریا منوچهرزاده، شیما سنایی و فاخره زاهدی آزاد شدند. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانم زاهدی در تاریخ ۱۶ شهریورماه ۱۴۰۵، خانم سنایی در تاریخ ۱۷ شهریورماه و خانم منوچهرزاده در تاریخ ۱۹ شهریورماه از زندان تیرکلا ساری آزاد شده‌اند. آزادی هر یک از این شهروندان با تودیع وثیقه ملکی به ارزش دو میلیارد تومان صورت گرفته است.

این سه شهروند در تاریخ ۳۱ مردادماه سال جاری، توسط نیروهای امنیتی در ساری بازداشت شده بودند. آنان پس از بازداشت ابتدا به بازداشتگاه اداره اطلاعات ساری موسوم به «کشویی» و سپس به زندان تیرکلا ساری منتقل شدند.

بازداشت ثریا منوچهرزاده و فاخره زاهدی با حضور شمار قابل توجهی از نیروهای امنیتی انجام شده و در جریان بازداشت و تفتیش منازل، شماری از وسایل شخصی و الکترونیکی آنان ضبط شده بود. همچنین در زمان بازداشت شیما سنایی، منزل پدری وی مورد تفتیش قرار گرفته و تعدادی از کتاب‌ها، مدارک و لوازم شخصی او ضبط شده بود.

هرانا پیشتر گزارش داده بود که امین نصرالله‌چمانی، بازپرس شعبه هفتم دادسرای انقلاب ساری، برای هر یک از این سه شهروند نیز قرار وثیقه صادر کرده بود. با وجود تهیه وثیقه و معرفی وثیقه‌گذار، در مقطعی دبیرخانه مرجع قضایی از ثبت وثیقه آنان خودداری کرده بود.

ثریا منوچهرزاده مربی مونته‌سوری، شیما سنایی فروشنده لوازم بهداشتی و فاخره زاهدی، متاهل، مادر دو کودک خردسال و خانه‌دار است.

تا زمان تنظیم این گزارش، از اتهامات مطروحه علیه این سه شهروند و وضعیت ادامه روند قضایی پرونده آنان اطلاعات حاصل نشده است. در دهه گذشته، جامعه بهائیان در ایران بیش از هر اقلیت مذهبی دیگری هدف برخوردهای امنیتی و قضایی قرار گرفته است. بررسی گزارشات سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نشان می‌دهد که طی سال گذشته، به‌ طور میانگین ۶۲.۴۱٪ از گزارش‌های مربوط به اقلیت‌های مذهبی، به نقض حقوق شهروندی بهائیان اختصاص داشته است.

رضوانه صادقی، دیانا طاهرآبادی و نرگس علیشاهی؛ بی‌خبری از وضعیت سه زن زندانی در فردیس کرج

۲۲ شهریور ۱۴۰۵-کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، یک‌شنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵ – اطلاعات رسیده از زندان فردیس کرج از بی‌خبری نسبت به وضعیت سه زندانی به نام‌های رضوانه صادقی، دیانا طاهرآبادی و نرگس علیشاهی حکایت دارد. دسترسی این افراد به خانواده، وکیل و خدمات درمانی مشخص نیست و درباره روند رسیدگی به پرونده‌های آنان نیز اطلاعات شفافی وجود ندارد.

بر اساس این اطلاعات، رضوانه صادقی و نرگس علیشاهی در سالن پنج زندان فردیس نگهداری می‌شوند. دیانا طاهرآبادی نیز در بخشی موسوم به «مهدکودک» محبوس است؛ بخشی که برای نگهداری زندانیان کم‌سن در نظر گرفته شده است.

وضعیت اورژانسی رضوانه صادقی

رضوانه صادقی از دی‌ماه ۱۴۰۴ در بازداشت به سر می‌برد و در میان این سه زندانی، وخیم‌ترین وضعیت جسمی را دارد. سه ساچمه ناشی از شلیک همچنان در ناحیه سر او باقی مانده و تاکنون اقدامی برای خارج‌کردن آنها انجام نشده است.

باقی‌ماندن ساچمه در سر می‌تواند خطر عفونت، خونریزی، آسیب عصبی، سردردهای شدید و دیگر عوارض ماندگار را افزایش دهد. وضعیت رضوانه صادقی نیازمند معاینه فوری توسط پزشک متخصص، تصویربرداری پزشکی و تصمیم‌گیری درباره خارج‌کردن ساچمه‌هاست؛ با این حال، اطلاعاتی درباره انتقال او به بیمارستان یا دسترسی منظمش به پزشک متخصص در دست نیست.

نام بیمارستان یا مرکزی که رضوانه صادقی پیش یا پس از بازداشت در آن معاینه شده، مشخص نشده است. همچنین معلوم نیست مسئولان زندان چه پرونده پزشکی برای او تشکیل داده‌اند و آیا دارو یا مراقبت متناسب با وضعیتش در اختیار او قرار گرفته است.

بی‌توجهی به شرایط اورژانسی یک زندانی و جلوگیری از درمان مؤثر می‌تواند سلامت و جان او را در معرض خطر قرار دهد. مسئولیت تأمین درمان رضوانه صادقی بر عهده مدیریت زندان، سازمان زندان‌ها و مقام قضایی ناظر بر پرونده است.

دیانا طاهرآبادی؛ نوجوان ۱۶ساله در معرض مجازات سنگین

دیانا طاهرآبادی، نوجوان ۱۶ساله، در بخش موسوم به «مهدکودک» زندان فردیس نگهداری می‌شود. اتهام مطرح‌شده علیه او به آتش‌زدن یک کانکس پلیس در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ مربوط است.

پرونده این نوجوان با عنوان «محاربه» پیگیری شده؛ اتهامی که در قوانین کیفری حاکمیت می‌تواند مجازات‌های بسیار سنگین، از جمله اعدام، به همراه داشته باشد. با این حال، اطلاعاتی درباره شعبه رسیدگی‌کننده، مستندات پرونده، زمان برگزاری دادگاه و دسترسی دیانا طاهرآبادی به وکیل منتخب منتشر نشده است.

اطلاعات موجود نشان می‌دهد رسیدگی به پرونده او به دلیل ۱۶ساله‌بودنش متوقف شده و احتمال دارد تصمیم‌گیری نهایی به زمان رسیدن وی به سن قانونی موکول شود. چنین اقدامی نمی‌تواند سن دیانا طاهرآبادی هنگام وقوع اتهام را تغییر دهد. ملاک ممنوعیت مجازات اعدام برای کودکان، سن فرد در زمان وقوع عمل منتسب‌شده است، نه سنی که در زمان محاکمه یا اجرای حکم دارد.

نرگس علیشاهی؛ ادامه بی‌خبری از وضعیت پرونده

نرگس علیشاهی همراه با رضوانه صادقی در سالن پنج زندان فردیس محبوس است. با وجود مشخص‌شدن محل نگهداری او، اطلاعاتی درباره زمان بازداشت، اتهامات، وضعیت جسمی، شعبه دادگاه و امکان دسترسی او به وکیل و خانواده وجود ندارد.

نبود اطلاعات درباره پرونده نرگس علیشاهی، نگرانی از نگهداری او در شرایط نامشخص قضایی را افزایش داده است. مشخص نیست آیا دادگاهی برای رسیدگی به پرونده او تشکیل شده یا همچنان در بازداشت و بلاتکلیفی به سر می‌برد.

ابهام درباره حق تماس، ملاقات و دسترسی به وکیل

تا زمان تنظیم این گزارش، هیچ اطلاعات روشنی درباره تماس تلفنی یا ملاقات این سه زندانی با خانواده‌هایشان منتشر نشده است. همچنین معلوم نیست آنان به وکیل دسترسی دارند یا از امکان مطالعه پرونده و دفاع در برابر اتهامات برخوردار شده‌اند.

خانواده‌های زندانیان حق دارند از محل نگهداری، وضعیت سلامت و روند قضایی بستگان خود مطلع شوند. مسئولان زندان نیز موظف‌اند امکان تماس، ملاقات، دریافت خدمات درمانی و دسترسی به وکیل را برای زندانیان فراهم کنند.

گزارشی از آخرین وضعیت لیلا ابوالحسنی زندانی سیاسی محکوم به اعدام

۲۴ شهریور ۱۴۰۵-هه نگاو لیلا ابوالحسنی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه سال گذشته در شاهین‌شهر کە از بیش از هفت ماه گذشته در زندان دولت‌آب...