۱۴۰۴-۱۱-۲۸

تهران؛ دنیا حسینی جهت تحمل حبس راهی زندان اوین شد

۲۶ بهمن ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – امروز یکشنبه، دنیا حسینی (آزاد)، شهروند ساکن تهران جهت تحمل دوران محکومیت حبس خود به زندان اوین منتقل شد. وی روز گذشته توسط ماموران امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دنیا حسینی بازداشت شد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانم حسینی روز گذشته توسط نیروهای امنیتی در محل سکونت خود در تهران بازداشت شد. این شهروند نهایتا امروز یکشنبه ۲۶ بهمن ماه، جهت تحمل دوران محکومیت حبس خود به زندان اوین منتقل شد.

خانم حسینی در تاریخ ۹ آذر ماه با انتشار مطلبی اعلام کرده بودند که با دریافت ابلاغیه‌ای برای اجرای حکم حبس احضار شدم و در تاریخ ۱۰ آذر ماه پیامک ممنوع‌الخروجی خود را دریافت کردم.

در آبان ماه سال جاری، خانم حسینی توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران با ریاست قاضی خجسته از بابت اتهام تبلیغ علیه نظام در راستای تحکیم و تقویت رژیم اسرائیل به سه سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.

این حکم پیشتر در مرحله بدوی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب استان تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر شده بود.

دنیا حسینی در تاریخ ۲۶ خردادماه امسال، توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و در تاریخ ۱۲ مرداد ماه، با تودیع وثیقه سه میلیارد تومانی از زندان قرچک ورامین آزاد شد.

خانم حسینی در سال ۱۴۰۲، در پرونده ای جداگانه به پنج سال حبس تعلیقی و جریمه نقدی محکوم شده بود.

دنیا حسینی با نام مستعار “دنیا آزاد”، متولد ۲۸ بهمن ۱۳۶۷، فرزند غلامحسین و شهروند ساکن تهران است.

زینب احمدی؛ در پارکینگ خانه ما زنی با کاپشن سفید کشته شد

۲۷ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر

جمهوری اسلامی از شروع اعتراضات مردمی در دی۱۴۰۴ این اعتراضات را به «سرویس‌های جاسوسی و امنیتی خارجی» نسبت داده است. در تبلیغات نظام، نیز مردم معترض همواره «فریب‌خورده» یا «عامل بیگانه» خطاب شده‌اند. اما بررسی‌های «ایران‌وایر» و سازمان‌های حقوق‌بشری نشان می‌دهند که اکثریت قریب‌به‌اتفاق جان‌باختگان از مردم عادی هستند که فقط برای اعتراض به شرایط موجود دست به اعتراض زده‌اند. در بسیاری مواقع هم جان‌باختگان کودکانی بوده‌اند یا افرادی که در مجاورت تظاهرات زندگی می‌کرده‌اند یا فقط برای دیدن آن به خیابان رفته بودند. این گزارش روایت جان‌باختن «زینب احمدی» است؛ معترض ۴۴ساله‌ای که حامی حقوق حیوانات بود و نزدیکانش می‌گویند «نوری بود که در زندگی ما خاموش شد.»

«آخرین باری که صدایش را شنیدم ظهر روز ۱۹دی بود. گفتم وضعیت خطرناک است. جایی نروی، اگر هم رفتی تنها نرو. گفت نگران نباش دیشب رفتم و زود برگشتم. اما این‌بار برنگشت.»

این‌ها را یک فرد نزدیک به «زینب احمدی» می‌گوید. زن جوانی که بعد از اینکه پدر و مادرش از دنیا رفتند به‌تنهایی  زندگی می‌کرد. زینب متولد  ۲۸آذرماه۱۳۶۰ بود. او سرپرست دو سگ بود و در آپارتمانی در ملارد سکونت داشت.

حوالی شش و نیم بعدازظهر روز ۱۹دی۱۴۰۴ زینب از خانه برادرش در فردیس خارج شد و عزم خانه کرد. در همان دقایق اول در فلکه چهارم فردیس گلوله جنگی ماموران سرکوب به بالای زانویش اصابت می‌کند: «خودش را کشانده بود داخل کوچه و پارکینگ یک ساختمان. اهالی زخمش را با چادر یکی از همسایه‌ها بسته بودند با این حال خونریزی شدید بود، خواستند او را به بیمارستان برسانند اما ماموران بسیج رو به مردم شلیک کردند و تهدید کردند از خانه بیرون بیایید کشته خواهید شد.»

شاید اگر شرایط به‌گونه‌ای پیش می‌رفت که زینب را به بیمارستان می‌رسانند خانواده‌اش حالا این غم عظیم را به دل نمی‌کشیدند.

اما زینب در پارکینگ همان خانه جانش را از دست داد و وقتی هیاهوی خیابان فرونشست توسط آدم‌هایی ناآشنا به بیمارستان منتقل و تحویل سردخانه شد.

زینب احمدی حامی حیوانات بود و خودش هم دو سگ داشت. صبح فردا سگ‌ها از نیامدن زینب کلافه خانه را گذاشته بودند روی سرشان «یکی از همسایه‌ها فهمیده بود حتما زینب برنگشته و تماس گرفته بود. خانواده گشتن را شروع می‌کنند. یکی از نزدیکان زینب درباره گم شدن زینب به دوستانش می‌گوید، دختری از میان دوستانش می‌گوید دیشب در پارکینگ خانه ما زنی با کاپشن سفید کشته شد. وقتی عکس زینب را دیدند او را شناختند.»

زینب احمدی بعد از اینکه والدینش را از دست داد تنها زندگی می‌کرد. چند سال سابقه کار در شرکت «ژاله نور» داشت اما چند سالی بود به‌صورت خویش‌فرما بیمه رد می‌کرد. فرد نزدیک به او می‌گوید: «۱۷ سال سابقه بیمه داشت که به هیچ دردش نخورد. حتی پول کفن و دفن ندادند.»

صحنه‌هایی دور از شان و کرامت انسانی در بهشت سکینه دیدیم

آنچه خانواده زینب احمدی بعد از مراجعه به «بهشت سکینه» در کرج برای یافتن پیکر او شاهد بوده‌اند تکان دهنده است: «صحنه‌هایی که دیدیم ضدانسانی بود. آدم‌ها را مثل گوسفند، لخت و فقط با یک شورت بیرون از یخچال و بیرون از سوله روی هم انداخته بودند. وقتی اعتراض کردیم گفتند چه کنیم؟ خودمان هم غافلگیر شده‌ایم. ساعتی ۳۵۰ تا۴۰۰ پیکر می‌آید کاری از دستمان بر نمی‌آید.»

خانواده زینب با دل داغدار و چشم خون‌بار از میان پیکرها او را می‌یابند: «پزشکی قانونی در گواهی که صادر کرد علت مرگ را اصابت گلوله سلاح گرم به اندام‌های تحتانی قید کرد. بعد برای جواز دفن اذیت‌ها شروع شد. هیچ‌کدام از آرامستان‌ها قبول نکردند آنجا به خاک بسپاریم. فقط برای «بهشت علی» مجوز می‌دادند. هرچقدر گفتیم پدر و مادرش در آرامستان ملارد به خاک سپرده شده‌اند، محله‌شان هم همانجاست اما گفتند مجوز نمی‌دهیم. مجبور شدیم بهشت علی را قبول کنیم.»

آزار و اذیت‌ها اما اینجا به پایان نرسید: « شش تا پیکر را داخل یک آمبولانس روی هم می‌گذاشتند و تحویل می‌دادند. مسجد برای برگزاری مراسم نمی‌دادند. می‌گفتند اگر تیر خورده توی خانه عزاداری کنید. در نهایت یک حسینیه توی ملارد اجازه داد مراسم برگزار کنیم آن‌هم به شرط اینکه در سکوت فقط میهمان راه بیاندازیم.»

فضای خاک‌سپاری در بهشت علی در روز ۲۱دی۱۴۰۴ به گفته خانواده زینب احمدی امنیتی بوده است: «جلوی در ورودی بهشت علی چهار تا ماشین پر از پلیس مستقر بود. همه قبرها با هم فاصله داشتند که مبادا مردم یکی بشوند و سر و صدایی بکنند. حتی اجازه نصب سنگ قبر هم تا امروز نداده‌اند و می‌گویند خودمان برایشان نصب می‌کنیم.»

این عضو نزدیک به خانواده زینب می‌گوید: «بعد از خاکسپاری چندین بار از بنیاد شهید و دادگستری و معاونت اجتماعی و غیره تماس گرفتند که این‌ها شهید هستند اجازه بدهید برای مصاحبه بیاییم. قبر نمی‌دادند پیکرش را به خاک بسپاریم حالا می‌خواهند دلجویی کنند. جواب نداده‌ایم و نخواهیم پذیرفت.»

سگ‌های زینب محزون و غمگین چشم به در خانه مانده‌اند برای بازگشت زنی که به گفته نزدیکانش «درآمد چندانی نداشت» اما هرچه هم داشت غذای سگ و گربه می‌خرید: «خیلی حامی حیوانات بود. الان هم که به خانه‌اش سر می‌زنیم  گربه‌های محله جلوی در و هره دیوار برای غذا صف می‌کشند.»

شکیلا قاسمی، شهروند بهایی بازداشت شده، کجاست؟

۲۶ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر

«نه که قبل این، آدم‌های سالمی بودیم و زندگی عادی داشتیم، ولی حتی به آن نکبت قبل از این هم نمی‌توانیم برگردیم. قیافه‌ها همه بهت‌زده، شهر مرده. هر روز صبح از زیر آوار بیدار می‌شوی، خیره می‌شوی به جایی در هوا و فکر می‌کنی چه احمقانه که باید بروی سر کار که دیرت نشود، درس بخوانی که امتحانت را نیفتی. چه دغدغه‌های مضحک و پوچی… »

این عبارات، آخرین پست منتشر شده از سوی شکیلا قاسمی، شهروند بهایی ۲۶ ساله، پیش از بازداشت اوست. شکیلا بیش از سه هفته پیش در منزل خود در شهر کرمان بازداشت شد و خانواده‌اش در این مدت در بی‌خبری و نگرانی شدید از وضعیت او به سر می‌برند. این بازداشت در ادامه فشارهای گسترده بر شهروندان بهایی در ایران رخ داده است؛ فشاری که طی سال‌های گذشته در حوزه‌های آموزشی، شغلی و اجتماعی نیز گزارش شده است.

شکیلا قاسمی کیست؟

شقایق قاسمی، خواهر دوقلوی شکیلا، در توصیف خواهرش می‌گوید شکیلا دختری پرانرژی، بااستعداد و مصمم است که همواره تلاش کرده محدودیت‌های تحمیل‌شده را به فرصتی برای رشد شخصی تبدیل کند. به گفته او، شکیلا به دلیل اعتقادات دینی‌اش از ادامه تحصیل در دانشگاه محروم بود، اما این محرومیت مانع پیشرفت او نشد. او با پس‌انداز شخصی خود در کلاس‌های هنری و حرفه‌ای ثبت‌نام می‌کرد تا مسیر آموزشی و تخصصی‌اش را به‌طور مستقل دنبال کند. به گفته خانواده، این تلاش‌ها بخشی از تلاش گسترده‌تر او برای ساختن آینده‌ای مستقل و پایدار بوده است.

به گفته خواهرش، شکیلا به زبان‌های انگلیسی و ترکی تسلط دارد و پیش از بازداشت، در حال یادگیری زبان آلمانی بود. او به عنوان گرافیست فعالیت می‌کرد و هم‌زمان در یک کلینیک پزشکی نیز مشغول به کار بود. همکاران او، بنا بر گفته خانواده، از نظم کاری، دقت و روحیه همکاری او یاد می‌کنند.

شقایق قاسمی همچنین از ویژگی‌های شخصیتی خواهرش چنین یاد می‌کند: «شکیلا دختری اجتماعی، پرشور و سرزنده است. حضورش به جمع انرژی می‌دهد و به همین دلیل دوستان زیادی دارد.» او می‌افزاید که حدود یک سال همراه با شکیلا در ترکیه زندگی کرده‌اند و در آن مدت شکیلا توانسته بود شبکه‌ای گسترده از دوستان برای خود ایجاد کند. به گفته او ، پس از بازداشت شکیلا، دوستانشان در ترکیه همچنان با انتشار پیام‌ها و تصاویر در شبکه‌های اجتماعی، حمایت خود را از او ابراز می‌کنند. شکیلا علاقه زیادی به ایران داشت و پس از یک سال اقامت در ترکیه، به دلیل دلتنگی برای کشورش، به کرمان بازگشت.

چگونگی بازداشت شکیلا قاسمی

شقایق قاسمی در تشریح نحوه بازداشت خواهرش گفت: «ساعت ۱۲ ظهر روز دوشنبه ۳بهمن، ۱۲ مامور مقابل منزل ما حاضر شدند. پیش از ورود، از طریق آیفون ساختمان به مادرم گفتند در را باز کند و تهدید کردند در غیر این صورت در را خواهند شکست. مادرم چندین بار درخواست ارایه حکم قضایی کرد، اما ماموران هیچ حکمی ارایه ندادند و تنها پاسخ دادند که «خودِ ما حکم هستیم»

به گفته او، ماموران بلافاصله پس از ورود، بازرسی منزل را آغاز کردند. مادر خانواده از آنان پرسید به دنبال چه چیزی هستند که پاسخ دادند: «دنبال اسلحه می‌گردیم.» او در واکنش گفته است: «ما هیچ سلاحی نداریم و حتی نمی‌دانیم اسلحه چه شکلی است.»

شقایق قاسمی همچنین افزود دو مامور زن، شکیلا را مورد بازرسی بدنی قرار داده و او را مقابل دوربین نشاندند. به گفته وی، مأموران از شکیلا خواستند روسری بر سر کند، اما او مخالفت کرده و گفته است: «اینجا خانه و حریم خصوصی من است. شما بدون حکم وارد خانه من شده‌اید و حالا از من می‌خواهید مطابق خواست شما رفتار کنم و روسری سر کنم.»

به گفته خواهر شکیلا، یکی از ماموران با لحنی تهدیدآمیز خطاب به او گفته است: «همه از ما می‌ترسند، تو نمی‌ترسی؟ همکاری نکردن برایت دردسر خواهد داشت.» شکیلا نیز در پاسخ تاکید کرده است: «من کاری نکرده‌ام که بخوام بترسم. حکم قانونی را نشان بدهید تا با شما همکاری کنم.»

بنا بر اظهارات شقایق قاسمی، ماموران پس از حدود چهار ساعت حضور در منزل، ضمن توقیف برخی وسایل الکترونیکی متعلق به شکیلا و دیگر اعضای خانواده، محل را ترک کرده و شکیلا را با دستبند با خود بردند.

بی‌خبری خانواده از وضعیت بازداشت

پدر و مادر شکیلا قاسمی در جست‌وجوی دخترشان به نهادهای مختلف قضایی و امنیتی در شهر کرمان مراجعه کرده‌اند، اما تاکنون هیچ پاسخ روشنی درباره اتهامات مطرح‌شده علیه او، محل نگهداری و نهاد بازداشت‌کننده دریافت نکرده‌اند. عدم دسترسی وکیل به پرونده نیز بی‌خبری از وضعیت او را تشدید کرده است.

شکیلا دو تا سه روز پس از بازداشت، در یک تماس تلفنی کوتاه از خانواده‌اش خواست شارژر لپ‌تاپ او را تحویل دهند. با این حال، زمانی که خانواده برای تحویل شارژر مراجعه کردند، به آن‌ها گفته شد فردی با این نام در بازداشت نیست و از تحویل گرفتن شارژر خودداری شد. یک روز پیش از ۲۲ بهمن، شکیلا در تماسی حدوداً ۳۰ ثانیه‌ای، در حالی صدایش انرژی همیشگی را نداشت،  به خانواده‌اش گفت: «من خوبم، نگران نباشید.»

سرانجام، چند روز پیش خانواده قاسمی مطلع شدند که شکیلا توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در کرمان بازداشت شده است.

خانواده شکیلا این روزها به‌شدت نگران سلامت جسمی و روانی دخترشان هستند و بیم آن دارند که او برای گرفتن اعترافات اجباری و نادرست تحت فشار قرار گرفته باشد.

نگرانی‌های گسترده‌تر درباره وضعیت بهاییان

در روزهای اخیر، جامعه جهانی بهایی با انتشار بیانیه‌ای نسبت به افزایش فشارها علیه بهاییان در ایران ابراز نگرانی کرده است. در این بیانیه آمده است که در شرایط بحران‌های اجتماعی، فشار بر اقلیت‌های مذهبی افزایش یافته و تلاش شده است از طریق رسانه‌های حکومتی، بهاییان به عنوان عامل مشکلات معرفی شوند.

در این بیانیه همچنین به افزایش دستگیری‌ها در شهرهای مختلف، پخش اعترافات اجباری و طرح اتهامات بی‌اساس علیه بهاییان اشاره شده است. از جمله، به پخش برنامه‌ای از شبکه دو تلویزیون دولتی اشاره شده که در آن‌ها روایت‌هایی علیه جامعه بهایی مطرح شده است.

فعالان حقوق بشر بارها تاکید کرده‌اند که بازداشت افراد بدون اطلاع‌رسانی شفاف درباره اتهامات، عدم دسترسی سریع به وکیل و فشار برای اعتراف، از مواردی است که موجب نگرانی جدی درباره وضعیت بازداشت‌شدگان می‌شود.

در حال حاضر، خانواده شکیلا قاسمی همچنان در انتظار دریافت اطلاعات دقیق درباره وضعیت دخترشان هستند. آنان امیدوارند که امکان دسترسی او به وکیل، تماس منظم با خانواده و رسیدگی شفاف به پرونده‌اش فراهم شود. خانواده می‌گویند تنها خواسته‌شان این است که از وضعیت سلامتی و محل نگهداری او اطلاع داشته باشند.

ماموران سمیه بهرامی را در ایست و بازرسی برازجان کشتند

۳۷ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر

بنابر اطلاع «ایران‌وایر»، «سمیه بهرامی»، ۳۳ ساله، پنجشنبه ۱۸دی۱۴۰۴ در اعتراضات برازجان بوشهر به ضرب گلوله ماموران کشته شد.

سمیه بهرامی، در حالی کشته شد که به عنوان سرنشین یک خودرو در حال عبور از یک ایست و بازرسی مقابل فرمانداری برازجان بود.

یکی از شهروندان برازجان درباره چگونگی کشته شدن سمیه به ایران‌وایر می‌گوید: «یکی از خودروهایی که از محل ایست و بازرسی در حال عبور بود به دستور توقف ماموران توجه نکرد و همین باعث شد آنها شروع به تیراندازی کنند. این شلیک‌های کور باعث شد گلوله‌ها به خودروها و حاضران در محل نیز اصابت کند.»

به گفته او سمیه بر صندلی عقب یک سواری در حال عبور از ایست و بازرسی نشسته بود و هیچ اقدامی از سوی آن خودرو صورت نگرفته بود که مورد حمله قرار گیرد.

براساس آنچه در برگه فوت سمیه قید شده، اصابت جسم سخت به ریه و کبد به عنوان علت مرگ او قید شده‌است.

این شهروند اهل برازجان همچنین به ایران‌وایر توضیح می‌دهد: ‌«ماموران امنیتی پیکر سمیه را تحویل نمی‌دادند و از همه خانواده او تعهد گرفتند تا هم در مراسم تعداد کمی حضور پیدا کنند و هم از عنوان جاویدنام در آگهی فوت استفاده نشود».

براساس این اطلاعات، فشار نیروهای امنیتی بر خانواده سمیه همچنان ادامه دارد. او مجرد بود و ۲ خواهر و ۲ برادر دارد.

به گفته این شهروند برازجانی، پیکر سمیه ۲۱دی۱۴۰۴ نیمه‌شب به خانواده تحویل شد و اجازه دفن با کمترین تعداد حاضرین در روز بعد به آنها داده شد.

مراسم چهلمین روز درگذشت سمیه روز پنجشنبه ۳۰دی۱۴۰۴ در آرامستان برازجان برگزار می‌شود

بازداشت‌شدگان در خطر؛ محمد امین بیگلری و محدثه عرب

۲۶ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، «محمد امین بیگلری» ۱۹ ساله از تاریخ ۱۸دی۱۴۰۴ در محدوده خیابان گرگان در تهران بازداشت شده در روندی غیرشفاف محاکمه شده است.

گزارش‌های رسیده حاکی از آن است که شعبه ۱۵دادگاه انقلاب به ریاست قاضی «صلواتی» برای این جوان ۱۹ ساله حکم «اعدام» صادر کرده و پرونده در حال حاضر به دیوان عالی کشور ارسال شده است.

او از زمان بازداشت تا پیش از صدور حکم هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است.

محمدامین تک‌فرزند خانواده است و مادرش پیش از این از دنیا رفته است. پدرش در طول روزهای گذشته حتی در میان پیکرهای کهریزک به‌دنبال او گشته و پیگیری‌های خانواده از نهادهای امنیتی درباره او بی‌پاسخ مانده بود.

ایران‌وایر همچنین دریافته است که زن جوان ۲۷ساله‌ای به نام «محدثه عرب» در جریان اعتراضات ۱۸دی شهر اصفهان بازداشت و هم‌اکنون در زندان دستگرد اصفهان نگهداری می‌شود.

او از حق دسترسی به وکیل محروم بوده و بر اساس اطلاعاتی که به نزدیکانش داده شده قرار است روز ۲۷بهمن۱۴۰۴ در دادگاه انقلاب محاکمه شود.

به گفته نزدیکان محدثه عرب نهادهای امنیتی اتهاماتی همچون «لیدری در اعتراضات» را به او نسبت داده‌اند. آن‌ها نگرانند که در شرایطی که او به وکیل دسترسی ندارد و وضعیت نامناسب بازداشت‌شدگان در زندان دستگرد، نیروهای امنیتی او را با فشار و تهدید به پذیرش اتهامات انتسابی وا بدارند.

۱۴۰۴-۱۱-۲۷

مشهد؛ گزارشی از بازداشت و آزادی ۱۲ شهروند بهائی از جمله پنج نوجوان/ تداوم بازداشت یک تن

۲۶ بهمن ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – در تاریخ ۲ بهمن‌ماه، برسا مالکی، پارسا نوازی، بهراد براتی، بشیر امری، ترانه تبریزی، ستاره آزادی، آرتین رضایی و پنج نوجوان به نام‌های سرور تبریزی، روشا شهیدی، فرهام رضایی، مرجان بلوچ قرائی و رخشان روحی، شهروندان بهائی ساکن مشهد در منزل یک خانواده بهائی توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شدند. در حال حاضر برسا مالکی همچنان در بازداشت به‌سر می‌برد و ۱۱ تن از این افراد پس از بازجویی و انتقال به زندان یا کانون اصلاح و تربیت، آزاد شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۱۲ شهروند بهائی از جمله پنج نوجوان در مشهد بازداشت شدند.

بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، شامگاه ۲ بهمن‌ماه، ۱۲ شهروند بهائی در منزل خانوادگی پارسا نوازی در مشهد توسط ماموران اطلاعات سپاه ضمن تفتیش محل و وسایل شخصی افراد، بازداشت شدند. برسا مالکی، پارسا نوازی، بهراد براتی، بشیر امری، ترانه تبریزی، ستاره آزادی، آرتین رضایی و پنج نوجوان زیر ۱۸ سال به نام‌های سُرور تبریزی، روشا شهیدی، فرهام رضایی، مرجان بلوچ قرائی، رخشان روحی به بازداشتگاه این نهاد امنیتی منتقل شدند. برخی از آنها پس از بازجویی‌های مداوم با چشم‌بند، به زندان یا کانون اصلاح و تربیت منتقل شده بودند. تاکنون ۱۱ تن از این شهروندان با قرار تامین آزاد شده‌اند و برسا مالکی همچنان در بازداشت به‌سر می‌برد.

یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفت: بازداشت این افراد که بین ۱۶ تا ۲۴ سال سن دارند، در یک مهمانی خانوادگی مربوط به سالروز تولد یک تن از آنها، صورت گرفته است. ماموران مراجعه‌کننده به منزل شامل هشت مرد و چهار زن بودند که نقاب و ماسک داشتند و برخی از آنان مسلح بوده‌اند. همچنین حدود ۱۰ نفر دیگر از ماموران در بیرون از منزل حضور داشته‌اند.

هرانا پیشتر گزارش بازداشت ستاره آزادی را منتشر کرد که جزییات بازداشت او توسط هرانا در دست بررسی بود.

تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروندان اطلاعی حاصل نشده است.

در دهه گذشته، جامعه بهائیان در ایران بیش از هر اقلیت مذهبی دیگری هدف برخوردهای امنیتی و قضایی قرار گرفته است. بررسی گزارشات سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نشان می‌دهد که طی سال گذشته، به‌ طور میانگین ۶۲.۴۱٪ از گزارش‌های مربوط به اقلیت‌های مذهبی، به نقض حقوق شهروندی بهائیان اختصاص داشته است.

گزارشی از بازداشت چهار دانشجو در شهرهای ایلام، تهران، نجف‌آباد و مشهد

۲۶ بهمن ۱۴۰۴-هه نگاو

چهار دانشجو به‌نامهای زهرا آقایی، طاها کاظمی‌راد، کیان قصربیگی و آریا اداوی توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران در شهرهای ایلام، نجف‌آباد، تهران و مشهد بازداشت و به مکان‌های نامعلومی منتقل شده‌اند.

بر اساس گزارشات رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، چهار دانشجو توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند و کماکان اطلاعی از سرنوشتشان در دسترس نیست. اسامی این دانشجویان در ادامه این گزارش می‌آید؛

طاها کاظمی‌راد، دانشجوی ۲۱ ساله رشته ادبیات نمایشی دانشگاه فردوسی مشهد، روز چهارشنبه ۲۲ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (۱۱ فوریه ۲۰۲۶)، توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد.

کیان قصربیگی، شهروند ۱۹ ساله کورد اهل سرابله ایلام و دانشجوی رشته مهندسی عمران دانشگاه آزاد ایلام، سه‌شنبه ۲۱ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (۱۰ فوریه ۲۰۲۶)، توسط نیروهای حکومتی بازداشت شد.

آریا اداوی، دانشجوی ۲۰ ساله رشته صنایع فلز دانشگاه ساری، شنبه ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ (۱۰ ژانویه ۲۰۲۶)، توسط نیروهای حکومتی در قرچک تهران بازداشت شد.

زهرا آقایی، دانشجوی ترم سوم رشته حقوق دانشگاه نجف‌آباد، از حدود یک ماه پیش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاع دقیقی از اتهامات وارده، محل نگهداری و سرنوشت این شهروندان در دسترس نیست.

تهران؛ دنیا حسینی جهت تحمل حبس راهی زندان اوین شد

۲۶ بهمن ۱۴۰۴-هرانا خبرگزاری هرانا – امروز یکشنبه، دنیا حسینی (آزاد)، شهروند ساکن تهران جهت تحمل دوران محکومیت حبس خود به زندان اوین منتقل ...