۱۴۰۴-۱۱-۲۳

برنامه شماره ۶۹۸ رادیو هفتگی اینترنتی کانون دفاع از حقوق بشر در ایران

 

https://radio.bashariyat.org/?p=7927

زهرا ایراندوست با تودیع وثیقه از زندان چوبیندر قزوین آزاد شد

۲۲ بهمن ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – روز جاری، زهرا ایراندوست، خواهرزاده جواد حیدری، یکی از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، با تودیع وثیقه از زندان چوبیندر قزوین آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زهرا ایراندوست با تودیع وثیقه آزاد شد. محمد حیدری، دایی خانم ایراندوست با انتشار مطلبی اعلام کرد که آزادی خواهرزاده اش روز جاری، با تودیع وثیقه یک میلیارد و پانصد میلیون تومانی از زندان چوبیندر قزوین صورت گرفته است.

بازداشت خانم ایراندوست در تاریخ ۵ بهمن ماه در منزل خود در تهران صورت گرفته بود. وی سپس مورخ ۱۶ بهمن ماه به زندان چوبیندر قزوین انتقال یافت.

تا لحظه تنظیم این گزارش از اتهامات مطروحه علیه وی اطلاعی حاصل نشده است.

زهرا ایراندوست، خواهرزاده جواد حیدری، یکی از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ است.

گزارشی از بازداشت چهار شهروند تُرک توسط نیروهای حکومتی

۲۲ بهمن ۱۴۰۴-هه نگاو

دست‌کم چهار شهروند تُرک به‌نامهای جواد صفری، فاطمه صفری، سید صدرالدین موسوی، و سید خلیل موسوی توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران در شهرستان طارم از توابع استان زنجان بازداشت شده‌اند.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز شنبه ۴ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (۲۴ ژانویه ۲۰۲۶)، جواد صفری و فاطمه صفری، دو معلم بازنشسته اهل طارم بازداشت و به زندان زنجان منتقل شدند.

همچنین طی موج اخیر بازداشت‌های گسترده شهروندان، سید خلیل موسوی به همراهبرادرش، سید صدرالدین موسوی، دو شهروند اهل طارم توسط نیروهای حکومتی بازداشت شدند و اطلاعی از سرنوشتشان در دسترس نیست.

تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاع دقیقی از اتهامات انتسابی و سرنوشت این شهروندان در دسترس نیست.

او هم خواهر کسی بود؛ برای فهیمه نجارعجم، پریسا جهانی، مریم محمدظاهری

۲۲ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر

جمهوری اسلامی از شروع اعتراضات مردمی در دی۱۴۰۴ این اعتراضات را به «سرویس‌های جاسوسی و امنیتی خارجی» نسبت داده است. در تبلیغات نظام، نیز مردم معترض همواره «فریب‌خورده» یا «عامل بیگانه» خطاب شده‌اند. اما بررسی‌های «ایران‌وایر» و سازمان‌های حقوق‌بشری نشان می‌دهند که اکثریت قریب‌به‌اتفاق جان‌باختگان از مردم عادی هستند که فقط برای اعتراض به شرایط موجود دست به اعتراض زده‌اند. در بسیاری مواقع هم جان‌باختگان کودکانی بوده‌اند یا افرادی که در مجاورت تظاهرات زندگی می‌کرده‌اند یا فقط برای دیدن آن به خیابان رفته بودند. این گزارش روایت جان‌باختن سه زن جوان در سه شهر مختلف ایران است. زنانی که حالا خواهرانشان غرق اندوه و سوگواری‌اند. 

خواهران در اندوه کشته شدن خواهرشان جور دیگری سوگواری می‌کنند. سوگ خواهر اندوهی است آمیخته به شرم زنده ماندن «چرا او رفت و من ماندم.» 

این گزارش درباره سه زن جوان است که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹دی در سه شهر ایران با هدفی مشترک قدم به خیابان گذاشتند؛ «آزادی ایران.»

«فهیمه نجار عجم» در آزادشهر گلستان، «پریسا جهانی» در مشهد و «مریم محمد ظاهری» در تهران هر سه بعد از آن شب به خانه‌هایشان باز نگشتند و اگرچه فرزندان، همسران و دیگر اعضای خانواده آن‌ها غمگین و سوگوارند اما خواهرانشان سوگ را عمیق‌و حل نشده تجربه می‌کنند.

***

روایت فهیمه نجارعجم؛ گفت نهایتش ساچمه می‌خورم

شامگاه ۱۸دی۱۴۰۴، آزادشهر در استان گلستان حوالی ساعت ۱۰:۳۰ شب است که فهیمه و خواهرش پا به خیابان می‌گذارند. سرد است و شهر شبیه هیچ وقت دیگری نیست.

یک منبع آگاه به ایران‌وایر می‌گوید:‌ «فهیمه فکر نمی‌کرد قرار است مردم را به رگبار ببندند. خواهرش بارها به او گفت برگردیم. سپاه با مردم شوخی ندارد جمعیت از میدان مرکزی به سمت خیابان گرگان که سپاه آنجا بود می‌رفت. خواهرش تلاش می‌کرد منصرفش کند. نگران بود. شاید تجربه‌ چند سال بیشتر زندگی یادش داده بود مراقب باشد. فهیمه اما آرزوهای بزرگ داشت و سر نترس و قلب شجاع.»

به گفته این منبع شامگاه ۱۸دی۱۴۰۴ خیابان شاهرود و گرگان مملو از جمعیت بود و سپاه هم تیراندازی می‌کرد: «قبل از این‌که بچه‌ها بروند به سمت خیابان گرگان مقابل دادگستری شهر یکی از جوانان معترض تیر خورد به پایش. فهیمه شالش را به مردم داد تا پای پسر جوان را ببندند. عزمش جزم بود. هرچه خواهرش گفت ببین تیر می‌زنند خطرناک است اما او می‌گفت نهایتش ساچمه‌ای می‌زنند. نباید مردم را تنها بگذاریم.»

تنها ۵۰قدم مانده بود تا برسند به جایی که مد نظر بود که صدای رگبار فضا را شکافت: «خواهرش ناخودآگاه فهیمه را به جهت مخالفی که می‌روند هل داد اما همان لحظه تیری به کسی خورد و دو قدمی خواهرش به زمین افتاد. شوکه شده بود. خواهرش اشک می‌ریزد و می‌گوید فقط ۲۰دقیقه از فهیمه غافل شد که او هم مثل برگ خزان روی زمین افتاد.»

خواهر گمان می‌کند فهیمه زمین خورده اما تیر پای دختر را هدف گرفته بود: «خواهرش به سمت جمعیت می‌دود و کمک می‌خواهد. با خودش می‌گوید تیر به پا نمی‌کشد. برمی‌گردد که نجاتش بدهد. می بیند سه جوان دارند فهیمه را توی ماشین می‌گذارند برای این‌که ببرند بیمارستان.»

توی ماشین که می‌نشیند متوجه می‌شود که فهیمه حرف نمی‌زند. راوی می‌گوید: «حال خواهرش را نمی‌توانم برایتان وصف کنم. تصور کنید صندلی عقب ماشین چند غریبه، توی دل تاریکی. فهیمه را صدا می‌کند. دستش را می برد به سمت سینه و قلب فهیمه و تکانش می‌دهد و می‌بیند دستش از خون گرم و خیس شده. تازه آن‌لحظه می‌فهمد تیر فقط به پای خواهرش نخورده. شاید چون لباس فهیمه سراپا سیاه بود همان لحظه اول متوجه نشده بود. جوان‌ها از صدای جیغ و فریادهایش می‌فهمند کار از کار گذشته اما با این‌حال آن‌ها را می‌رسانند بیمارستان. فهیمه نجارعجم را جلوی چشم خواهر توی کاور سیاه خواباندند و بردند.»

پیکر فهیمه را یک‌هفته بعد به خانواده‌اش تحویل دادند. اجازه ندادند هیچ مراسمی برایش برگزار شود. غریبانه ساعت ۶صبح توی تاریکی با حضور ده‌نفر از اعضای خانواده در آزادشهر استان گلستان به خاک سپرده شد.

منبع آگاهی که با ایران‌وایر گفتگو کرده است می‌گوید: «فهیمه ۲۹ساله بود. دانش‌آموخته حسابداری. پر از آرزوهای بزرگ بود. چند سالی بود که خودش را برای مهاجرت آماده می‌کرد. رویاهایش را می‌نوشت و به در و دیوار اتاقش می‌چسب به برادرش در شیرینی‌فروشی که داشت کمک می‌کرد. خیلی شجاع بود و زیر بار حرف زور نمی‌رفت. خواهرش مدام می‌گوید چرا او رفت و من ماندم.»

پریسا جهانی؛ هم خواهر بود هم مادر و برای آزادی رفت

ویدیوهای منتشر شده در رسانه‌ها از شامگاه پنجشنبه ۱۸دی۱۴۰۴ در مشهد سیل جمعیتی را نشان می‌دهد که شعار می‌دهند. در برخی مناطق انتهای جمعیت را نمی‌شود دید. «پریسا جهانی» آن شب درمیان جمعیت بود و هرگز به خانه برنگشت. او  ۳۲ ساله و مادر دو کودک ۱۵ و ۹ ساله بود. ماموران سرکوب جمهوری اسلامی ۱۸دی او را در اعتراضات «الهیه» مشهد با شلیک مستقیم به سر کشتند.

یکی از نزدیکان پریسا جهانی به ایران‌وایر می‌گوید: «پریسا دختر شوخ و خوش‌مشربی بود. همه فکرش این‌بود فرزندانش زندگی راحتی داشته باشند.»

به گفته این فرد آگاه پریسا آن‌روز یکی از دوستانش را ملاقات کرده است: «از دوستش که خداحافظی می‌کند احتمالا در راه بازگشت به خانه بوده که هدف شلیک گلوله قرار گرفته است.»آخرین تماسی که دختر و همسر پریسا با او داشتند ۱۱:۴۰دقیقه شب ۱۸دی بود. بعد از آن تماس تلفنی قطع شد. خانواده تا صبح خیابان‌های اطراف را گشت اما هرچه گشت کمتر یافت.»

پیکر پریسا جهانی اما ۴روز بعد در «بهشت رضوان» پیدا شد: «چهار روز تمام بیمارستان‌ها،آگاهی، دادگاه، بهشت رضا و بهشت رضوان را گشتند. او را در بهشت رضا با گلوله‌ای در سر یافتند. سه‌شنبه ۲۳دی۱۴۰۴ هم او را به خاک سپردند.»

این فرد آگاه درباره حال پریشان خواهر پریسا می‌گوید: «پریسا توی هر جمع و دورهمی باعث خنده و حال خوب بقیه بود. خیلی دلسوز بود. با خواهرش ساعت‌ها حرف می‌زدند. دخترش می‌گوید او هم مادرم بود هم دوستم. پریسا تحمل نداشت یک‌روز بی‌کار و منفعل در خانه بنشیند برای هر روزش یک برنامه‌ای داشت. خواهرش شیون می‌کرد و می‌گفت چطور ۴روز توی بهشت رضوان تنها ماند.»

مریم محمدظاهری؛ دو تیر جنگی و صدها ساچمه به تن جوانش زدند

از «نظام‌آباد» در ۱۸و ۱۹دی تصاویر زیادی منتشر شد. تصاویری از مقاومت مردم در برابر نیروی سرکوب منتشر شد. نام کشته‌شدگان و روایت‌های آن‌ها حالا یک‌ماه بعد آشکار می‌شود و ما می دانیم یکی از صدها نفری که آن شب‌ها در نظام‌آباد در خیابان بود زن ۲۷ساله‌ای به نام «مریم محمدظاهری» بوده است.

مریم مهندس عمران و طلاساز بود. او از شب اول اعتراضات در خیابان بود اما ۱۹دی حوالی ساعت ۸:۳۰ شب در خیابان نظام‌آباد هدف گلوله جنگی سرکوبگران قرار گرفت و او را کشتند.

یک منبع نزدیک به خانواده مریم محمدظاهری می‌گوید: «شب ۱۹دی به‌قدر هجدهم شلوغ نبود. جمعیت حوالی ۸ شب تازه داشت شکل می‌گرفت. همه شعار می‌دادند که یک‌هو یگان ویژه از سه طرف به جمعیت حمله کرد و شروع به تیراندازی کردند.»

مریم و خواهرش در کنار هم بودند: «خواهرش می‌خواست مراقبش باشد. وقتی مریم کنارش به زمین خورد فقط گفت تیر خوردم و از هوش رفت. خواهرش فکر می‌کرد تیر ساچمه‌ای است اما از پشت سر دوتا تیر جنگی به او زده بودند.»

به گفته این فرد آگاه بدن مریم از کمر به بالا پر از ساچمه بود: «آن شب در اعتراضات نظام‌آباد خشونتی توصیف نشدنی رخ داد. به زخمی‌ها تیر می‌زدند و آن‌ها را می‌کشتند. ده دقیقه بی‌وقفه شلیک کردند. وقتی تمام شد مردم ماشین پیدا می‌کردند. مریم را هم به بیمارستان رساندند اما او در آغوش خواهرش جان داد.»

عذاب وجدان بازمانده چیزی است که حالا بسیاری از اعضای خانواده جان‌باختگان تجربه می‌کنند. منبع آگاهی که با ایران‌وایر گفتگو کرده است می‌گوید: «خواهرش مدام می‌گوید نتوانستم برایش هیچ‌کاری بکنم. مدام یاد جمله آخر که گفته بود تیر خوردم می‌افتد و حال روحی‌اش خیلی بد است.»

مریم مجرد بود. بعد از تمام کردن دانشگاه در مقطع لیسانس رشته عمران در رشته طلاسازی مهارت کسب کرده بود و عاشق کارش بود. نزدیکانش او را فردی «سخت‌کوش و پرتلاش و سرشار از آرزو» توصیف می‌کنند.

به گفته فرد آگاهی که با ایران‌وایر گفتگو کرده است او از نظر اقتصادی مشکلی نداشت و می‌گفت «به خاطر مردم باید همراهی کنیم.»

پیکر مریم را صبح روز ۲۰دی در کهریزک یافتند: «از صبح روز ۲۰دی ده نفر از اعضای خانواده به کهریزک رفتند. از ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر طول کشید تا پیدایش کنند. پیکرش را مثل بسیاری از کشته‌شدگان در فضایی امنیتی به خاک سپردند.»

وضعیت بند زنان زندان اوین: اکثر بازداشتی‌ها زیر ۳۰ سال هستند

۲۲ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر

مریم سادات یحیویی، زندانی سیاسی سابق، در حساب کاربری‌اش در شبکه اجتماعی اینستاگرام نوشت: « اکثر بازداشتی‌ها زیر ۳۰ سال هستند.»

او ادامه داد: «اکثر زنانی که به بند نسوان زندان اوین منتقل شدند، بین یک شب تا یک هفته در بازداشتگاه‌ها حبس بودند. تعدادی از این زنان با وثیقه آزاد شدند و حدود ۸۰ نفر باقی ماندند.»

به نوشته این فعال سیاسی امروز چهارشنبه ۲۲ بهمن ۲۰ بازداشتی از زندان قرچک به بند زنان اوین منتقل شدند و گفته شده ۴۰ نفر دیگر را هم قرچک به اوین خواهند آورد. بند فعلی زنان، همان بند ۳۵۰ قدیم است و بازداشتی‌های جدید در طبقه بالا نگهداری می‌شوند و تعدادی هم کف خواب هستند.

۱۴۰۴-۱۱-۲۲

ویدا ربانی، روزنامه‌نگار زندانی از ۱۷بهمن در اعتصاب غذاست

۲۰ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر

«حسن اسدی زیدآبادی»، وکیل دادگستری در توییتی از اعتصاب غذای «ویدا ربانی»، روزنامه‌نگار زندانی خبر داد.

​​بر این اساس، او درپی انتقال به زندان تنکابن، از ۱۷بهمن دراعتراض به حبس، در شهر غیرمحل اقامت، دست به اعتصاب غذا زده است.

پیش‌تر، «حمیدرضا امیری» همسر ویدا ربانی، خبر داده که این روزنامه‌نگار در بازداشت مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته است.

او در استوری اینستاگرام خود نوشته بود: «امروز برای ملاقات با ویدا به زندان تنکابن رفتم. ملاقات کابینی بود. آثار کبودی روی بدن ویدا بسیار زیاد و آشکار بود؛ او را به شدت کتک زده بودند. چون حجاب اجباری را نپذیرفته بود، موهای سرش را کشیده بودند.»

حمیدرضا امیری در ادامه نیز گفته بود که ویدا ربانی «با مشتی از موهای کنده شده خودش یک دستبند ساخته بود. دستبندی از موهای خودش، در کنار کبودی های دستش، صحنه ای عجیب و تکان دهنده ساخته بود.»

ویدا ربانی، روزنامه‌نگار، از جمله امضا کنندگان بیانیه ۱۷ تن است که همراه با «مهدی محمودیان» و «عبدالله مومنی» بازداشت شد. در پی کشتار بی سابقه معترضان توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در دی ۱۴۰۴، هفده نفر از کنش گران مدنی و سیاسی در بیانیه‌ای، «علیه خامنه ای» رهبر جمهوری اسلامی را مسوول اصلی این کشتار دانسته و خواستار محاکمه آمران و عاملان این سرکوب مرگبار و همچنین پایان جمهوری اسلامی شدند.

اعتراضات دی ماه؛ گزارشی از بازداشت ۹ شهروند در شهرهای مختلف

۲۱ بهمن ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – ۹ شهروند با هویت های آرتین پریوش (دولت‌آبادی) در تهران، داود عباسی، فیلم‌ساز در کرج، افسون علیمرادیان و وفا صالحی، در تهران، میلاد ابراهیمی و برادر او حامد ابراهیمی در کامیاران، ملیکا کاوندی و محمد نصرتی، در کرج و یزدان هاشمی خشکبیجاری در رشت، در روزهای مختلف توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دو شهروند در تهران و کرج بازداشت شدند. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، آرتین پریوش (دولت‌آبادی)، در تاریخ ۱۰ بهمن ماه در تهران بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است. همچنین داود عباسی، فیلم‌ساز متولد سال ۱۳۶۰، مورخ ۲۰ دی ماه در کرج بازداشت و سپس به زندان قزلحصار منتقل شده است.

آقای عباسی با اتهامات امنیتی مواجه شده و پرونده وی در دادسرای کرج مفتوح است. بازداشت او با اعمال خشونت صورت گرفته و موجب آسیب‌دیدگی این شهروند شده است؛ او از رسیدگی پزشکی مناسب نیز محروم مانده است.

از سوی دیگر، علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل دادگستری، در گفت‌وگو با شرق از بازداشت افسون علیمرادیان و وفا صالحی خبر داده است. وی با بیان اینکه این دو فعال مدنی با اتهامات تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی روبه‌رو هستند، افزوده است: افسون و وفا به دو زندان تهران بزرگ (فشافویه) و قرچک (زندان زنان) منتقل شده‌اند؛ دو زندان که مناسب زندانیان سیاسی نیست. آنها پس از ۲۰ روز با خانواده خود تماس گرفته‌اند.

همچنین به گزارش کولبرنیوز، شامگاه  ۱۲ بهمن‌ماه، نیروهای امنیتی میلاد ابراهیمی را در منزل خانوادگی‌اش در کامیاران بدون ارائه حکم قضایی بازداشت کرده‌اند. این بازداشت در حالی انجام شده است که وی در روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه، در جریان اعتراضات مردمی کامیاران هدف تیراندازی قرار گرفته و دچار جراحت شده بود. هم‌زمان، برادر کوچک‌تر او، حامد ابراهیمی، نیز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است. اطلاعی از محل نگهداری و اتهامات مطروحه علیه آنان حاصل نشده است.

در گزارشی دیگر از کولبرنیوز آمده است که شامگاه یکشنبه ۱۹ بهمن‌ماه، ملیکا کاوندی با حکم و نیابت قضایی صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب بیجار، توسط نیروهای امنیتی در کرج بازداشت شد. پس از آن وی به زندان مرکزی سنندج انتقال داده شده و نهادهای امنیتی هیچ توضیح روشنی درباره دلایل بازداشت و روند پرونده او ارائه نکرده‌اند. همچنین، محمد نصرتی، همسر خانم کاوندی از روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه بازداشت شده است. این زوج پیشتر نیز سابقه برخوردهای امنیتی و بازداشت را داشته اند.

به گزارش هیرکانی، یزدان هاشمی خشکبیجاری، ۲۷ ساله و ساکن خشکبیجار حدود ۱۰ روز پیش، پس از تماس تلفنی از سوی سپاه لشت‌نِشا در شهرستان رشت، به این نهاد مراجعه کرد و از همان زمان بازداشت شده است. آقای هاشمی خشکبیجاری در حال حاضر در زندان لاکان رشت نگهداری می‌شود. اطلاعی از اتهامات منتسب به او در دست نیست. لازم به ذکر است که تجمعات و اعتصابات کسبه و بازاریان از روز یکشنبه ۷ دی‌ماه در تهران آغاز شد و پس از دو روز، دامنه آن از بازارها و مراکز تجاری فراتر رفت. این اعتراضات با پیوستن دانشجویان، شهروندان و اقشار مختلف اجتماعی، به یکی از گسترده‌ترین اعتراضات چند سال اخیر تبدیل شد. در پی سرکوب اعتراضات توسط نیروهای انتظامی-امنیتی، هزاران نفر کشته و مجروح شده و ده‌ها هزار نفر نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت و یا احضار شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر، می‌توانید به گزارش تفصیلی هرانا در روز چهل‌وچهارم از آغاز اعتراضات که شامگاه گذشته منتشر شد، مراجعه کنید.