۱۴۰۵-۰۳-۲۲

محمدرضا مراد بهروزی و سوری بابائی چگینی به دادسرا احضار شدند

۲۰ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – محمدرضا مراد بهروزی و سوری بابائی چگینی، زوج ساکن قزوین با دریافت ابلاغیه‌ای به شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان محمدیه احضار شدند. این امر در حالی است که سوری بابائی چگینی در حال سپری کردن محکومیت خود در زندان قزوین است.

به گزارش خبرگزای هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمدرضا مراد بهروزی و سوری بابائی چگینی احضار شدند. براساس اطلاعات دریافتی هرانا، این زوج با دریافت ابلاغیه‌ای که روز دوشنبه ۱۸ خردادماه، توسط شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان محمدیه صادر شده است، باید ظرف مدت پنج روز جهت دفاع از بابت اتهامات «ارسال فیلم یا تصاویر یا اطلاعات به شبکه‌ها، انسان‌ رسانه‌ها یا صفحات مجازی یا بیگانه برخلاف امنیت ملی» و «هرگونه اقدام عملیاتی و فعالیت اطلاعاتی برای اسرائیل، کشورها، گروه‌های متخاصم یا هریک از عوامل وابسته به آن‌ها بر خلاف امنیت کشور» در شعبه مذکور» حاضر شوند.

این درحالی است که خانم بابائی چگینی در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در زندان قزوین است. وی اخیرا با یک پرونده قضایی دو بخشی مواجه شد. وی در بخش نخست این پرونده، توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب قزوین از بابت اتهام «توهین به رهبری» به دو سال حبس و از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است. همچنین در بخش دوم این پرونده، شعبه ۱۰۵ دادگاه کیفری دو قزوین، وی را از اتهام «اخلال در نظم و آسایش عمومی» تبرئه کرده است.

این زندانی سیاسی در تاریخ ۱۱ فروردین ماه سال جاری در دادگاه انقلاب محاکمه شد و حکم وی در تاریخ ۱۸ فروردین ماه صادر شد. همچنین، جلسه دادگاه کیفری او، در تاریخ ۸ فروردین ماه برگزار و رای مربوطه مورخ ۲۶ اردیبهشت ماه صادر شده است.

سوری بابایی چگینی مورخ ۱۶ دی در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در قزوین بازداشت و به زندان این شهرستان منتقل شد.

محمدرضا مراد بهروزی و سوری بابائی چگینی پیشتر نیز به دلیل فعالیت های خود سابقه برخوردهای قضایی را دارند.

زندان لاکان رشت؛ تینا دلجو به مرخصی اعزام شد

۲۰ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – امروز چهارشنبه ۲۰ خردادماه، تینا دلجو، فعال حقوق زنان از زندان لاکان رشت به مرخصی اعزام شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تینا دلجو به مرخصی اعزام شد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، اعزام به مرخصی تینا دلجو امروز چهارشنبه ۲۰ خردادماه به مدت پنج روز و از زندان لاکان رشت صورت گرفته است.

خانم دلجو در تاریخ ۹ خردادماه، پس از حضور در شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب رشت بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان لاکان رشت منتقل شده بود.

تینا دلجو مورخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۴ از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» توسط شعبه سوم دادگاه انقلاب رشت، به تحمل یک سال حبس محکوم شده است.

این فعال حوزه زنان، در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۳، تینا دلجو به‌منظور تحمل دوران محکومیت هفت‌ ماه حبس خود در ارتباط با پرونده پیشین، بازداشت و به زندان لاکان رشت منتقل شده بود. وی اواسط مردادماه سال گذشته با پایان دوران حبس از این زندان آزاد شد.

تینا دلجو، فعال مدنی و مدافع حقوق زنان، ساکن گیلان است. وی پیش از این نیز از بابت فعالیت های خود سابقه بازداشت و تحمل حبس را داشته است.

ممانعت از آزادی آذر یاهو، زن زندانی سیاسی در زندان وکیل‌آباد مشهد

۲۰ خرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

کمیته پیگیری بازداشت‌شدگان اعلام کرد با وجود صدور قرار وثیقه برای آذر یاهو، زندانی سیاسی محبوس در زندان وکیل‌آباد مشهد، مقام‌های امنیتی و مسئولان زندان از آزادی او جلوگیری کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، آذر یاهو از ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ با اتهام‌هایی از جمله «توهین به رهبری» و «ارتباط با اسرائیل» در بازداشت به‌سر می‌برد. کمیته پیگیری بازداشت‌شدگان همچنین اعلام کرده است که او اکنون در بند آرامش زندان وکیل‌آباد نگهداری می‌شود و با وجود نامناسب بودن وضعیت جسمی و روحی، از دسترسی به خدمات درمانی مورد نیاز محروم مانده است.

به گفته این نهاد، آذر یاهو پیش از بازداشت تحت عمل جراحی قرار گرفته و به ادامه روند درمان و اعزام به مراکز درمانی نیاز دارد، اما تاکنون اقدامی از سوی مسئولان زندان برای رسیدگی به وضعیت پزشکی او انجام نشده است.

اخراج فروغ خسروی، معلم بهبهانی پس از تعلیق حکم زندان

۲۱ خرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

«فروغ خسروی» معلم پیمانی اهل بهبهان که در آموزش و پرورش شهرستان آغاجاری در استان خوزستان مشغول به کار بوده با تماسی تلفنی از سوی کارگزینی این اداره مطلع شده که حکم پیمان استخدامی او یک سویه لغو و  قرارداد او یک‌طرفه فسخ شده است.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده این تصمیم روز ۱۶اردیبهشت۱۴۰۵  به او به‌صورت تلفنی اعلام شده و هرچند که این معلم خواهان ارسال نامه رسمی هسته گزینش شده اما مقامات کارگزینی با استناد به «محرمانه بودن» نامه از ارایه آن خودداری کرده و اعلام کردند که او می‌تواند حکم جدید خود را از سامانه اداری دریافت کند.

در حکم صادر شده از سوی کارگزینی تاریخ لغو قرارداد استخدام پیمانی ۱۵اردیبهشت۱۴۰۵ و مبلغ حقوق دریافتی او صفر ریال درج شده است. در متن حکم نیز تاکید شده که این اقدام بر اساس نامه هسته گزینش آموزش و پرورش استان خوزستان صورت گرفته است.

فروغ خسروی معلم مقطع ابتدایی و فارغ‌التحصیل رشته تعلیم و تربیت در مقطع دکتراست. او پیش از این  از سوی دادگاه انقلاب این شهر به اتهاماتی نظیر «تبلیغ علیه نظام»، «ارتباط با رسانه‌های وابسته به اسرائیل»، «توهین به رهبری»، «توهین به بنیان‌گذار نظام» و «توهین به مقدسات»  به ۱۵ سال حبس محکوم شد.

به گفته منابع آگاه پیامک‌های شخصی و چند استوری قدیمی در صفحه اینستاگرام مصداق این اتهامات و مبنای صدور این حکم بوده‌اند.

اجرای حکم حبس صادر شده برای این معلم تعلیق شده اما همزمان  پرونده او به هیات تخلفات اداری رفته و به دلیل فعالیت در فضای مجازی و ابراز عقیده، به چهار ماه انفصال موقت از خدمت محکوم شده بود که رای قطعی آن در ۱۷ دی ۱۴۰۴ صادر شد.

حالا به نظر می‌رسد برای این معلم مقطع ابتدایی پرونده‌سازی تازه‌ای صورت گرفته که به لغو قرارداد استخدامی او در میانه دوران اجرای حکم انفصال موقت منجر شده است.

فروغ خسروی پس از مراجعه به هسته گزینش آموزش و پرورش خوزستان در اهواز، به صورت شفاهی با این توضیح روبه‌رو شده که موج لغو قرارداد و اخراج شماری از معلمان از اواخر اسفند ۱۴۰۴ و بنا بر دستور یکی از نهادهای امنیتی آغاز شده و روند ابلاغ این تصمیم‌ها به دیگر معلمان همچنان ادامه دارد.

افزایش نگرانی‌ها درباره سلامت دو خواهر بهائی در زندان شیراز

۲۱ خرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

بنا بر اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، «مهسا ستوده» و «ماندانا ستوده»، دو خواهر بهایی ساکن شیراز، بیش از ۷۰ روز است که در زندان عادل‌آباد این شهر در بازداشت به سر می‌برند و همچنان در وضعیت بلاتکلیف نگهداری می‌شوند.

این دو شهروند بهایی از زمان بازداشت تاکنون از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم بوده‌اند. همچنین خانواده آنان هیچ‌گونه اطلاعی از اتهام‌های مطرح‌شده و مدت قرار بازداشت فرزندان خود ندارند.

یک منبع مطلع در گفت‌وگو با ایران‌وایر با ابراز نگرانی از وضعیت این دو خواهر گفت: «آنچه بیش از همه موجب نگرانی خانواده شده، وضعیت جسمانی ماندانا است. او که ۳۸ سال دارد، در دوران بازداشت دچار مشکلات قلبی شده و به درمان فوری نیاز دارد. مهسا، خواهر ۲۵ ساله او نیز در زندان دچار بیماری شده و نیازمند دریافت دارو و رسیدگی پزشکی است.»

مهسا ستوده روز ۹ فروردین ۱۴۰۵ و ماندانا ستوده روز ۱۲ فروردین ۱۴۰۵ توسط ماموران سازمان اطلاعات سپاه شیراز در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت شدند. با وجود گذشت بیش از دو ماه از زمان بازداشت، مقام‌های مسئول تاکنون توضیحی درباره دلایل بازداشت، وضعیت پرونده یا امکان آزادی موقت این دو شهروند بهایی ارائه نکرده‌اند.

۱۴۰۵-۰۳-۲۱

آمنه بیرقداری در وضعیت بحرانی؛ فشار مضاعف زندان در سایه کمای همسر و بیماری سرطان فرزند

۱۹ خرداد ۱۴۰۵-کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، سه‌شنبه ۱۹ خردادماه ۱۴۰۵ – گزارش‌های رسیده از زندان وکیل‌آباد مشهد حاکی از وخامت وضعیت جسمی و روحی آمنه بیرقداری، زندانی سیاسی ۶۱ ساله اهل فریمان است. این زندانی سیاسی در شرایطی با حمله عصبی و مشکلات جدی جسمی مواجه شده که همسرش پس از آخرین بازداشت او دچار سکته مغزی شده و ماه‌هاست در حالت کما به سر می‌برد. همزمان بیماری سرطان مغز استخوان فرزند او نیز تشدید شده است. مجموعه این شرایط، فشار روانی سنگینی را بر آمنه بیرقداری تحمیل کرده و نگرانی‌ها درباره سلامت و جان او را افزایش داده است.

آمنه بیرقداری چگونه با این بحران خانوادگی روبه‌رو شد؟

آمنه بیرقداری، مادر چهار فرزند و از فعالان سیاسی باسابقه، سال‌هاست به دلیل فعالیت‌های مدنی و سیاسی تحت فشار نهادهای امنیتی قرار دارد. او پیش‌تر نیز در سال ۱۳۹۶ بازداشت و بیش از ۲۰۰ روز را در زندان وکیل‌آباد مشهد سپری کرده بود.

اما تازه‌ترین بحران زندگی او از دی‌ماه ۱۴۰۳ آغاز شد؛ زمانی که مأموران اطلاعات سپاه و نیروهای انتظامی با یورش به منزلش در فریمان، او را به همراه پسرش ایمان انبایی فریمانی و یکی از دخترانش بازداشت کردند.

به گفته منابع مطلع، مأموران در جریان این عملیات با خشونت رفتار کرده و اعضای خانواده را مورد ضرب‌وشتم قرار دادند. اگرچه دختر خانواده همان شب آزاد شد، اما آمنه بیرقداری و پسرش به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در مشهد منتقل شدند.

بازداشت، شکنجه و محرومیت از ارتباط با خانواده

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، آمنه بیرقداری و فرزندش در دوران بازداشت تحت فشارهای شدید روحی و جسمی قرار گرفتند. منابع آگاه از اعمال شکنجه روانی، بازجویی‌های طولانی‌مدت و فشار برای پذیرش اتهامات خبر داده‌اند.

این مادر و فرزند پس از انتقال به زندان وکیل‌آباد مشهد نیز به مدت ۷۰ روز از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانواده محروم بودند؛ اقدامی که از منظر نهادهای حقوق بشری یکی از مصادیق رفتار غیرانسانی با زندانیان محسوب می‌شود.

سرانجام در اوایل سال ۱۴۰۴ آمنه بیرقداری با وثیقه چهار میلیارد تومانی آزاد شد و مدتی بعد فرزندش نیز با وثیقه مشابه و پرداخت مبلغی نقدی از زندان خارج شد.

بازداشت مجدد و آغاز فاجعه خانوادگی

در حالی که خانواده امیدوار بود بتواند دوران دشوار پس از بازداشت را پشت سر بگذارد، آمنه بیرقداری در ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ بار دیگر بازداشت شد.

بر اساس اطلاعات موجود، دادستان پرونده پس از آنکه متوجه شد وی همچنان در فریمان حضور دارد، دستور بازداشت مجدد او را صادر کرد.

تنها چند روز پس از این بازداشت، همسر او علی انبایی فریمانی، معلم بازنشسته و جانباز شیمیایی جنگ ایران و عراق، دچار سکته مغزی شد. شدت سکته به حدی بود که وی به کما رفت و از آن زمان در بیمارستان قائم مشهد بستری است.

این رویداد ضربه روحی شدیدی به آمنه بیرقداری وارد کرد. منابع نزدیک به خانواده می‌گویند او از زمان اطلاع از وضعیت همسرش دچار فشارهای عصبی گسترده شده و سلامت جسمی و روانی‌اش به شدت آسیب دیده است.

سرطان فرزند؛ نگرانی دیگری که بر دوش این زندانی سنگینی می‌کند

فشارهای روحی آمنه بیرقداری تنها به وضعیت همسرش محدود نمی‌شود. ایمان انبایی فریمانی، فرزند او که از بیماری سرطان مغز استخوان رنج می‌برد، پس از بازداشت، بازجویی‌ها و فشارهای امنیتی با وخامت بیشتر وضعیت جسمی مواجه شده است.

منابع مطلع می‌گویند شرایط روحی و جسمی این جوان پس از تحمل بازداشت و شکنجه‌های روانی به شکل محسوسی رو به وخامت گذاشته است.

برای مادری که همسرش در کما به سر می‌برد و فرزندش با بیماری خطرناک دست‌وپنجه نرم می‌کند، ادامه حبس و محرومیت از حضور در کنار خانواده فشار روانی طاقت‌فرسایی ایجاد کرده است.

تنها سه روز مرخصی؛ آیا این با قوانین موجود سازگار است؟

پس از بستری شدن همسر آمنه بیرقداری، مسئولان زندان تنها سه روز مرخصی به او اعطا کردند؛ مرخصی کوتاهی که پس از پایان آن وی ناچار شد به زندان بازگردد.

این در حالی است که حتی بر اساس آیین‌نامه سازمان زندان‌های حکومت، در موارد اضطراری از جمله بیماری شدید یا فوت بستگان درجه یک، امکان اعطای مرخصی و استفاده از تسهیلات قانونی برای زندانیان پیش‌بینی شده است.

حقوقدانان معتقدند محدود کردن مرخصی این زندانی به سه روز، آن هم در شرایطی که همسرش در کما قرار دارد و فرزندش با سرطان دست‌وپنجه نرم می‌کند، با موازین انسانی و حتی برخی مقررات داخلی مرتبط با حقوق زندانیان در تعارض قرار دارد.

حصر غیررسمی و فشارهای امنیتی ادامه‌دار

گزارش‌ها نشان می‌دهد که خانواده آمنه بیرقداری حتی در دوران آزادی موقت نیز با محدودیت‌های گسترده مواجه بوده‌اند. منابع نزدیک به خانواده می‌گویند این خانواده بدون حکم رسمی قضایی و صرفاً تحت فشار نهادهای امنیتی و قضایی، در عمل تحت نوعی نظارت دائمی و محدودیت رفت‌وآمد قرار داشته‌اند.

فعالان حقوق بشر این وضعیت را نوعی حصر غیررسمی توصیف می‌کنند؛ وضعیتی که بدون حکم شفاف قضایی اعمال شده و آزادی‌های اساسی اعضای خانواده را محدود کرده است.

صغری حاتمی؛ زن ۷۳ساله‌ای که به اعتراضات رفت و هرگز بازنگشت

۱۹ خرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، «صغری حاتمی» ۷۳ساله ساکن فردیس کرج، در تاریخ ۱۹دی۱۴۰۴ با شلیک گلوله ماموران سرکوب‌گر جمهوری اسلامی هدف شلیک مستقیم از فاصله نزدیک قرار گرفت و کشته شد.

منابع نزدیک به خانواده حاتمی می‌گویند او شجاعانه در صف اول اعتراضات فردیس در میان خیل جمعیت ایستاده بود که با تیر جنگی به سرش شلیک کردند و در دم جان باخت. این روایت یکی دیگر از مادران مهربان و فداکار ایران است.

***

شاید یکی از خون‌بارترین سرکوب‌های شامگاه ۱۹دی۱۴۰۴ در فردیس کرج رخ داده باشد، آن‌چنان هولناک و خونین که تا سال‌ها شوک ناشی از دیدن ویدیوهای شهروندان برزمین افتاده که جوی خون‌شان جاری شده با ما بماند.

ما هم باید سهم خودمان را بدهیم   

«صغری حاتمی» مادری ۷۳ساله بود. او روز ۱۹دی، قصد کرد برای فراخوان اعتراضات به خیابان برود. یک منبع آگاه به ایران‌وایر می‌گوید: «برای یکی از همسایه‌های صغری خانم که سال قبل از دنیا رفته بود مراسم سالگرد گرفته بودند. صغری خانم آنجا به همسایه‌ها گفته بود قصد رفتن به اعتراضات دارد. شاهدان می‌گویند یکی از همسایه‌ها به او گفته کسی از من و شما انتظاری ندارد اما صغری خانم گفته بود من بنشینم تا یک جوان برود دستگیر و اعدام و کشته شود و بعد که کشور آزاد شد من بهره‌اش را ببرم؟ من نمی‌توانم.»

همه فکر می‌کردند تا شب هوای رفتن به اعتراضات از سر صغری خانم می‌افتد. شب هنگام اما او دوباره یادآوری کرد: «من امشب می‌روم.» منبع آگاهی که با ایران‌وایر گفتگو کرده است می‌گوید: «دخترش می‌ترسید. به او گفته بود مامان این‌ها رحم ندارند. خیابان غرق خون شده. می‌زنند. گفته بود مادر برای آزادی باید خون داد. خون من که از خون این‌همه جوان رنگین‌تر نیست.»

غروب صغری خانم با یکی از دخترانش که بیشتر با هدف مراقبت از او همراهش شده بود به خیابان رفت. اولش در خیابان فرعی بودند و صدای شعارها و شلیک گلوله را از دور می‌شنیدند. صغری خانم به دخترش گفت باید به خیابان اصلی برویم. سر خیابان چند تا جوان داشتند شعار می‌دادند. یکی‌شان ماسک نداشت. صغری خانم ماسکی از کیفش درآورد و به او داد.  به چشم بر هم زدنی در میان سیل جمعیت بودند. جمعیت شعار می‌داد و هر لحظه به تعداد آن‌ها افزوده می‌شد. اشک شوق از شور جمعیت و احساس هوای آزادی صغری خانم را به وجد آورده بود. پیشاپیش جمعیت دست می‌زد و شعار می‌داد. در کسری از ثانیه اما صدای صفیر گلوله هوا را شکافت و نشست توی سر صغری خانم.

منبع مطلعی که با ایران‌وایر گفتگو کرده است می‌گوید: «اصلا باور اینکه تیر خورده برای دخترش سخت بود. گمان کرده بود کسی وقت فرار خورده به مادرش و تعادلش به هم خورده اما وقتی صورت غرق در خونش را دید فهمید که به او شلیک کرده‌اند. دخترش با همه توان جیغ می‌زد و کمک می‌خواست. شاهدان می‌گویند نوجوانی به کمکشان آمده و او را به پارکینگ یک ساختمان برده‌اند.»

پارکینگ پر از پیکرهای زخمی و بی‌جان و خون دلمه بسته بر زمین بود. کسی شال دختر صغری خانم را گرفت و زخم سر زن شجاع این قصه را بست: «به دخترش گفته بودند نترس چیزی نیست ساچمه است. دو جوان ماشینی آورده بودند و در آن هنگامه محشر صغری خانم را سوار ماشین کردند تا به بیمارستان برسانند. وقتی به بیمارستان رسیدند پزشک گفته بود در همان لحظه شلیک جان باخته و هیچ دردی نکشیده.»

به یادش سرو کاشتند، سروها را بریدند

منبع آگاهی که با ایران‌وایر گفتگو کرده است می‌گوید: «صغری خانم را در آرامستان اشتهارد به خاک سپردند. ماموران امنیتی اجازه ندادند خانواده‌اش در آرامستان فردیس او را به خاک بسپارند. همسایه‌ها به یاد شهامت و شجاعت این بانوی ۷۳ساله مقابل خانه شان سروی کاشتند اما چند روز بعد آتش‌ به اختیارها سرو را از جا کندند. غافل که ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند. بالاخره روزی همه می‌فهمند که از پیر و جوان در این مملکت برای رسیدن به آزادی جان فدا شدند.»

محمدرضا مراد بهروزی و سوری بابائی چگینی به دادسرا احضار شدند

۲۰ خرداد ۱۴۰۵-هرانا خبرگزاری هرانا – محمدرضا مراد بهروزی و سوری بابائی چگینی، زوج ساکن قزوین با دریافت ابلاغیه‌ای به شعبه اول بازپرسی دادس...