۱۴۰۵-۰۷-۲۷

زنکشی؛ نیلوفر مجاور، زن جوان اهل پیرانشهر، پس از شکنجه و ضرب‌وشتم شدید دچار مرگ مغزی شد

۱۳ شهریور ۱۴۰۵-هه نگاو

نیلوفر مجاور، ۲٧ ساله و اهل پیرانشهر، پس از آنکه توسط یک مرد مورد خشونت شدید جسمی، شکنجە و تجاوز قرار گرفتە، به بیمارستان منتقل و در نهایت دچار مرگ مغزی شد. با وجود اینکە خانواده مجاور از این فرد شکایت کرده‌اند، اما تاکنون بازداشت نشده و بنا بر گزارش‌ها متواری است.

بر اساس اطلاعاتی که به دست هەنگاو رسیده است، نیلوفر مجاور در جریان انجام کار فصلی با مردی با هویت سید عزت الدین سید طاهری ٤١ ساله آشنا شده بود. پس از یک ماه ارتباط تلفنی، این مرد با وعده ازدواج، شبانە نیلوفر را از منزل خانوادگیشان خارج کرده و او را بە یک مکان دورتر منتقل کردە است، این فرد با فریب خانوادە مجاور مبنی بر اینکە طی روزهای آیندە برای ازدواج رسمی اقدام خواهد کرد، نیلوفر را از دسترس خانوادەاش مخفی نگەداشتە و او را مورد خشونت و آزار شدید جسمی قرار داده است.

پس از گذشت حدود ١٢ روز از ربودن نیلوفر و در پی شدت جراحات وارده بە او، در روز ٩ شهریور ماه این مرد نیلوفر را به یک مرکز درمانی در روستای اندیزی از توابع شهر پیرانشهر منتقل کرده و در آنجا مدعی شده بود که آنها همسر قانونی همدیگر هستند و وی در یک حادثه رانندگی دچار آسیب شده است. با این حال، پس از انتقال نیلوفر به بیمارستان، فرد مذکور بە بهانەی تهیە مدارک، بیمارستان را ترک کرده و متواری شده است.

پس از آن، مسئولان بیمارستان با خانواده نیلوفر تماس گرفته‌اند و حضور و جراحت دخترشان را بە این خانوادە اعلام میکنند، در بیمارستان بنا بر گفته خانواده، آثار شدید ضرب‌وشتم و سوختگی بر بدن او مشاهده شده است. پزشکان نیز به خانواده اعلام کرده‌اند که مرگ مغزی نیلوفر در پی وارد شدن ضربه شدید به سر او رخ داده است.

بنابر ویدیوهایی کە نزد هەنگاو نیز محفوظ است، آثار شدید ضرب و شتم بر بدن نیلوفر کاملا مشهود است.

پس از اینکە پزشکان تایید کردەاند کە نیلوفر دچار مرگ مغزی شدە و هیچ امیدی بە زندە ماندنش نیست، خانوادەاش تصمیم گرفتند اعضای بدن او را بە بیماران نیازمند اهدا کنند.

بر اساس اطلاعات دریافتی، قرار است اعضای بدن نیلوفر روز جمعه، ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ (۴ سپتامبر ۲۰۲۶)، در یکی از بیمارستانهای ارومیه به بیماران نیازمند اهدا شود.

خانواده نیلوفر از فرد متهم به خشونت علیه وی شکایت کرده‌اند، با این حال تا زمان تنظیم این گزارش، وی بازداشت نشده و همچنان متواری است.

لاهیجان؛ بازداشت نزهت میرراضی، مادر دادخواه علی شوش و عماد شوش از جان‌باختگان اعتراضات ژن ژیان ئازادی و دی‌ماه

۱۳ شهریور ۱۴۰۵-هه نگاو

نزهت میرراضی، معروف به «مامان نزهت»، از مادران دادخواه گیلک و مادر دو تن از جان‌باختگان اعتراضات سراسری به نام‌های علی شوش و عماد شوش، توسط نیروهای حکومتی در شهر لاهیجان استان گیلان بازداشت شد.

بر اساس گزارش‌ رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ (۴ سپتامبر ۲۰۲۶)،  نزهت میرراضی (معروف به مامان نزهت)، اهل لاهیجان که دو فرزند وی در جریان اعتراضات سال‌های ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ کشته شده‌اند، توسط نیروهای حکومتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل گردید.

به گفته منابع آگاه،  بازداشت این مادر دادخواه یک روز پس از آن صورت گرفت که وی با انتشار ویدئویی به پیشواز زادروز فرزند جان‌باخته‌اش، عماد شوش، رفته بود.

همچنین بازداشت وی هم‌زمان با تشدید فشارهای امنیتی در گیلان و جلوگیری نیروهای اطلاعاتی و انتظامی از برگزاری مراسم زادروز «هومن صباغ» بر سر مزارش در لاهیجان انجام گرفته است.

علی شوش شاعر، بازیگر تئاتر و نوازنده اهل لاهیجان، که در جریان جنبش اعتراضی «ژن، ژیان، ئازادی» در سال ۱۴۰۱ در اصفهان توسط نیروهای حکومتی کشته‌شد.

عماد شوش  برادر علی شوش و از اعضای فعال خانواده‌های دادخواه که پیشتر در جریان جنبش ۱۴۰۱ بازداشت شده بود. وی در جریان اعتراضات دی‌ماه در روز ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ در لاهیجان، با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی و اصابت چهار گلوله جان خود را از دست داد.

تا زمان تنظیم این گزارش، از نهاد بازداشت‌کننده، محل نگهداری دقیق و اتهامات مطروحه علیه این مادر دادخواه اطلاع دقیق و روشنی در دست نیست.

ناهید فلاحتی، دو ماه و نیم بازداشت و بلاتکلیفی در زندان عادل‌آباد

۱۳ شهریور ۱۴۰۵-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، «ناهید فلاحتی»، شهروند بهایی ساکن شیراز، با گذشت حدود دو ماه و نیم از بازداشت، همچنان در زندان عادل‌آباد این شهر نگهداری می‌شود و در هفته‌های اخیر از تماس و ملاقات با خانواده‌اش محروم بوده است.

مسوولان زندان و نهادهای امنیتی تاکنون توضیحی درباره دلیل اعمال این محدودیت‌ها ارایه نکرده‌اند.

ادامه بی‌خبری از وضعیت فلاحتی، نگرانی خانواده او را افزایش داده است.

ناهید فلاحتی روز دوم تیرماه ۱۴۰۵ توسط ماموران سازمان اطلاعات سپاه در منزل مسکونی خود در شیراز بازداشت شد. پس از بازداشت، او به زندان عادل‌آباد شیراز منتقل شد و همچنان در این زندان به سر می‌برد.

بر اساس اطلاعات موجود، از جمله اتهامات مطرح‌شده علیه این شهروند بهایی «تبلیغ علیه نظام»است اما جزییات بیشتری درباره پرونده و روند رسیدگی قضایی به اتهامات او منتشر نشده است.

بازداشت و محرومیت ناهید فلاحتی از تماس و ملاقات با خانواده در حالی ادامه دارد که طی ماه‌های گذشته، فشارها و اقدامات امنیتی علیه شهروندان بهایی در نقاط مختلف ایران تشدید شده است.

بنا بر آخرین گزارش جامعه جهانی بهایی، در حال حاضر ۶۹ شهروند بهایی به دلیل اعتقادات مذهبی خود در زندان‌های ایران به سر می‌برند؛ از این میان، ۳۹ نفر زن و ۳۰ نفر مرد هستند.

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی سیما سبتو، شهروند بهایی پس از ۷۵روز

۱۳ شهریور ۱۴۰۵-ایران وایر

اطلاعات رسیده به ایران‌وایر حاکی است که سیما سبتو، شهروند بهایی ۵۴ ساله ساکن شیراز، پس از حدود ۷۵ روز بازداشت همچنان در وضعیت نامشخص و بلاتکلیف در زندان عادل‌آباد شیراز به سر می‌برد.

بر اساس این اطلاعات، سبتو از زمان بازداشت تاکنون از تماس و ملاقات با خانواده‌اش محروم بوده و مسئولان مربوطه توضیحی درباره علت این محدودیت‌ها ارائه نکرده‌اند. خانواده او نیز از دلایل ادامه این وضعیت بی‌اطلاع هستند.

سیما سبتو روز دوم تیرماه، پس از تفتیش منزل و توقیف برخی وسایل شخصی‌اش، توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. او متاهل و مادر دو دختر ۱۹ و ۲۴ ساله است و بنا بر اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، با اتهام «تبلیغ علیه نظام» روبه‌رو است.

در حال حاضر، شش شهروند بهایی در زندان عادل‌آباد شیراز محبوس هستند.

پرونده‌سازی علیه پری سامانی و رویا سامانی با اتهام تبلیغ علیه نظام

۱۴ شهریور ۱۴۰۵-کردستان

پری سامانی و رویا سامانی، دو خواهر کُرد اهل مهاباد، روز شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب این شهرستان مورد تفهیم اتهام «تبلیع علیه نظام» قرار گرفته‌ و با قرار وثیقه آزاد شدند. ادعای عضویت این دو خواهر در یک گروه تلگرامی به عنوان مصداق برای این اتهام عنوان شده است.

بر اساس اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، این دو خواهر در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۵ به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران مهاباد احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند. ماموران امنیتی اعلام کرده بودند پرونده‌ای علیه آنان تشکیل و به دادگاه مهاباد ارسال خواهد شد.

روز شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ این دو شهروند پس از احضار به شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب مهاباد مورد تفهیم اتهام «تبلیع علیه نظام» قرار گرفته و پس از تشکیل پرونده با قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شدند.

روز ۴ شهریور ۱۴۰۵، سازمان اطلاعات سپاه با مراجعه به منزل خانوادگی پری و رویا سامانی در محله گمرک مهاباد، تلفن همراه پری سامانی و تلفن همراه و لپ‌تاپ رویا سامانی را ضبط و با خود بردند.

ماموران امنیتی همچنین از این دو شهروند خواسته بودند روز ۷ شهریور به ستاد خبری سازمان اطلاعات سپاه مهاباد مراجعه کنند.

با وجود طرح این اتهام و انجام بازجویی از پری و رویا سامانی، تاکنون هیچ مستند یا مدرکی از سوی نهادهای امنیتی برای اثبات ادعای عضویت این دو خواهر در این گروه تلگرامی ارائه نشده است.

۱۴۰۵-۰۷-۲۶

پریود و بازگشت به روزگار مادربزرگ‌ها؟ روایت از فقر قاعدگی در ایران

۲۴ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر

قیمت محصولات بهداشت قاعدگی و پریود در ماه‌های گذشته به شکلی فزاینده افزایش یافته و زنان بسیاری، حتی در شهرهای بزرگ، دیگر نمی‌توانند برای برخی اقلام بهداشتی در دوران قاعدگی هزینه کنند. تصور کنید این وضعیت در مناطق محروم و در حاشیه تا چه اندازه بغرنج است. وب‌سایت «آتیه آنلاین» روز نهم مهرماه۱۴۰۵ در گزارشی اعلام کرد یک بسته نوار بهداشتی سایز بزرگ در شهریور امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل، حدود دوبرابر و نیم افزایش داشته است.

بر اساس این گزارش، تورم نوار بهداشتی حتی از تورم کل هم بیشتر بوده است. برخی شهروندان از اجبار به استفاده از محصولات بی‌کیفیت و ارزان بهداشتی در دوران قاعدگی خبر داده‌اند. برخی اما می‌گویند به دوران «مادربزرگ‌ها» برگشته‌اند؛ روزگاری که زنان برای تامین نیاز خود در دوران قاعدگی، از پارچه‌های نخی به‌جای نوار بهداشتی یک‌بار مصرف استفاده می‌کردند. اما این تغییرات چه تاثیری بر سلامت زنان دارد؟ آیا راهی برای حل این مشکل وجود دارد؟

***

 «دل‌مان که نمی‌خواهد پارچه استفاده کنیم. مجبوریم. نوار بهداشتی حتی نوع خیلی ارزانش هر بسته ۸تایی تقریبا ۱۴۰هزار تومان است. من در هر دوره قاعدگی سه بسته نوار بهداشتی مصرف می‌کنم. حقوقم کفاف نمی‌دهد.» این‌ها را «زهره» می‌گوید. زن ساکن شهر «سراوان» که سه فرزند مدرسه‌‌ای دارد و یکی از دخترانش هم به‌تازگی عادت ماهیانه را تجربه کرده است.

زهره می‌گوید: «ترجیح می‌دهم به جای خودم، برای دخترم نوار بهداشتی بخرم. نسل ما تا چند سال قبل پد پارچه‌ای استفاده می‌کرد. دخترم اما نوجوان است. تجربه ندارد و باید بیشتر مراقب بهداشتش باشد. اگر بخواهیم هر دو استفاده کنیم خرج‌مان به بقیه زندگی نمی‌رسد.»

عادت ماهیانه اتفاقی طبیعی و بیولوژیک است. برای این چرخه مهم نیست که شما در کدام نقطه از جهان زندگی می‌کنید، به چه منابعی دسترسی دارید. زمانش که برسد آغاز می‌شود.

این روزها اما بحران‌های اقتصادی در ایران بسیاری از زنان را واداشته مثل زهره میان حفظ سلامت خود و تامین هزینه‌های زندگی یکی را انتخاب کنند.

نوار بهداشتی پیدا نمی‌شود

«ستاره» در «قلعه خواجه» زندگی می‌کند. جایی در دل «اندیکا» از توابع «مسجدسلیمان» در استان خوزستان. او به ایران‌وایر می‌گوید قبلا نوار بهداشتی را از مرکز بهداشت محل سکونت خود تهیه می‌کرده اما حالا مدتی است که مرکز بهداشت می‌گوید نوار بهداشتی ندارند: «هفته پیش زن‌عمویم به ایذه رفت و از آن‌جا چند بسته برای من و خواهرم آورد دل‌مان نمی‌آید استفاده کنیم.»

به گفته ستاره خواهرش وضعیت سخت‌تری دارد: «من می‌توانم دیرتر نوار بهداشتی را عوض کنم. خیلی خون‌ریزی شدید ندارم اما خواهرم در سه روز اول باید هر یک ساعت عوض کند الان بیشتر پد پارچه‌ای می‌گذارد و فقط اگر بخواهد بیرون برود از نوار بهداشتی استفاده می‌کند.»

به گفته این زن جوان کاش مشکل فقط با جایگزین کردن نوار بهداشتی با پدهای پارچه‌ای حل می‌شد: «ما مشکل آب داریم. در جایی که هستیم آب در همه ساعت‌ها وصل نیست و ما سال‌هاست از تانکر پشت‌بام‌ها یا حیاط خانه‌ها استفاده می‌کنیم. آب اینجا ارزشمند است و شستن و اتو کردن پدهای پارچه‌ای باعث می‌شود آب هدر برود و پول برق زیاد بیاید.»

او می‌گوید در شش ماه گذشته او و خواهرش هر دو به‌دلیل عدم دسترسی به نوار بهداشتی به عفونت واژینال مبتلا شده‌اند.

دستمال کاغذی‌ و روزنامه به جای نوار بهداشتی

«ساجده» ۱۸ سال دارد و ساکن «دیشموک» از توابع ایلام است. او تنها دختر خانه و آخرین فرزند خانواده‌اش است. ساجده می‌گوید وضع مالی‌شان خیلی خوب نیست اما بد هم نیست: «جوری نیست که بگویم نمی‌توانم نوار بهداشتی بخرم. اما الان جوری گران شده که خودم رعایت می‌کنم.»

او می‌گوید از لباس‌های کهنه به جای پد استفاده می‌کند: «این‌جا اغلب دخترها و زن‌ها مشکلات قارچ و عفونت دارند چون حتی تهیه چند متر پارچه نخی مناسب به‌عنوان پد دشوار است. اغلب دخترها وقتی به عروسی یا مراسم عزا می‌روند دستمال کاغذی‌های مراسم را برای روزهای پریود نگه می دارند.»

به گفته ساجده برخی دخترها حتی کاغذ باطله و روزنامه را هم دور نمی‌اندازند: «بعضی از دوستانم لباس زیر به‌قدر کافی ندارند و تمام دوره پریود همان یک لباس زیر را می‌شویند و دوباره می‌پوشند. بعضی‌وقت‌ها لباس زیر کامل خشک نشده. وضع اینجا هیچ‌وقت خوب نبود اما حالا خیلی بدتر است.»

هشدار درباره فقر قاعدگی در ایران

کارشناسان در ایران نسبت به گسترده شدن «فقر قاعدگی» هشدار می‌دهند. بر اساس قیمت‌های موجود در سایت «دیجی‌کالا»، بسته‌های نوار بهداشتی ایرانی با کیفیت متوسط تا خوب بین ۱۲۰ تا ۲۰۰ هزار تومان قیمت دارند و محصولات خارجی نیز در برخی موارد از ۲۵۰ تا ۵۵۰ هزار تومان عرضه می‌شوند.

ساجده می‌گوید برخی از خانواده‌ها در دیشموک تنها منبع درآمدشان «یارانه دولت» است: «ماهی ۴۰۰تومن به هر نفر می‌دهند. این‌ها هرکدام دو بسته هم نوار در ماه بخواهند کل پولی که دریافت می‌کنند تمام می‌شود.»

مشکل فقط قیمت نیست، کیفیت هم فاجعه است

بحران اقتصادی و تورم فزاینده کالاها در ایران موجب شده کیفیت محصولات تولیدی در ایران هر سال نسبت به سال قبل افت پیدا کرده و موجب بروز بیماری‌های جدی و حساسیت‌های پوستی در زنان شده است.

زن‌کشی در زرند کرمان؛ زهرا نورالدینی به دست همسرش کشته شد

۲۴ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر» در روزهای پایانی شهریور ۱۴۰۵ زنی ۳۲ ساله به‌نام «زهرا نورالدینی» پس از ۱۵سال زندگی توسط همسرش به قتل رسیده است.

یک منبع آگاه که نامش نزد ایران‌وایر محفوظ است می‌گوید:‌«زهرا صبح روزی که به قتل رسید به مادرش درباره این‌که همسرش با او و فرزندانش به شدت بدرفتاری می‌کند صحبت کرده بود. همسرش بعد از اینکه او را کشت تلاش کرده بود مرگ زهرا را ناشی از تصادف جلوه دهد و صحنه‌سازی کرده بود.»

 بر زهرا نورالدینی چه گذشت؟

۱۵سال قبل زمانی که زهرا نورالدینی دانشجو بود در جریان رفت و آمد به دانشگاه توسط پدر شوهرش که راننده آژانس بود به پسرش معرفی شد. او به پسرش پیشنهاد کرد که زهرا دختر خوبی است و به خواستگاری او بروند. خانواده زهرا نیز با این ازدواج موافقت کردند و زندگی مشترک آن دو آغاز شد.

زهرا در زمان ازدواج دانشجو بود و در کنار تحصیل، خانه‌داری می‌کرد؛ اما به گفته نزدیکانش، همسر او پس از جاری شدن عقد اجازه نداد تحصیلاتش را ادامه دهد. این محدودیت یکی از معدود جزییاتی است که نزدیکان زهرا از زندگی خصوصی او می‌دانند چرا که این زن هرگز در طول ۱۵سال زندگی مشترک درباره رنج‌ها و مشکلاتش با دیگران به‌شکل واضح صحبت نکرده بود.

منبعی که با ایران‌وایر صحبت کرده است می‌گوید: «همسر زهرا از همان ابتدا به او بسیار سخت می‌گرفت. اجازه نداد درسش را تمام کند. بعدها که صاحب فرزند شدند بسیار با فرزندانشان بدرفتاری می‌کرد و خشن بود. زهرا پیش از قتل به مادرش گفته بود زندگی به‌سامانی ندارد اما کسی نمی‌دانست که او برای طلاق هم اقدام کرده بود. بعد از قتلش همه مطلع شدند.»

صبح روز حادثه

ساعت ۷:۴۰ صبح روز ۲۸شهریور۱۴۰۵ همسر زهرا به منزل مشترکشان آمد. خانه‌ای که از وجود زهرا و سه فرزندشان خالی بود. او ابتدا یک‌ساعتی در خانه ماند، چند باری با تلفن زهرا تماس گرفت، دور و بر خانه کشیک داد و بعد به خانواده زهرا زنگ زد و گفت از او خبر ندارد و نمی‌داند زهرا و بچه‌ها کجا رفته‌اند.

خانواده زهرا همراه با همسرش شهر را به‌دنبال آن‌ها زیر پا گذاشتند. از منزل دوستان و آشنایان تا کوچه و بازار و بیمارستان.

در این میان، فرزند کوچک و ۱۲ساله زهرا از تلفن همراه مادرش با پدر زهرا تماس گرفت و پرده از رازی هولناک برداشت: «بابا ما و مامان را گذاشت توی ماشین و گفت برویم تفریح ولی ما را برد نزدیکی پرتگاه و بعد درهای ماشین را قفل و ما را به پایین پرت کرد.»

پلیس برای جستجو وارد عمل می‌شود و در تمام این مراحل همسر زهرا که از گمان نمی‌کرد فرزند کوچکش زنده مانده و از تلفن مادرش با پدربزرگش تماس گرفته خبر نداشت در همه مراحل جستجو در کنار آن‌ها بود اما پس از پیدا شدن پیکر زهرا و انتقال فرزندان به بیمارستان در همان محل بازداشت شد.

منبع آگاهی که با ایران‌وایر گفتگو کرده است می‌گوید همسر زهرا بعد از سال‌ها رنج و آزار او تصمیم گرفته بود ازدواج مجدد کند: «بعد از بازداشت و پذیرفتن قتل زهرا گفت که زهرا برای ازدواج مجدد او رضایت نمی‌داده و عزم جدایی کرده بود.»

فرزندان زهرا نه تنها آسیب جدی جسمی دیده‌ و دچار شکستگی استخوان شده‌اند که از نظر روحی و روانی به شدت تحت تاثیر این اتفاق قرار گرفته‌اند. روی گلو گردن زهرا آثار کبودی و خراش‌های عمیق وجود داشته اما مشخص نیست که همسرش پیش از اقدام به پرت کردن ماشین از کوه او را مورد ضرب و شتم قرار داده یا پیش‌تر و در روزهای قبل با هم درگیر شده بودند چرا که فرزندان زهرا درباره درگیری پدر با مادرشان اظهارنظری نکرده‌اند

خانواده زهرا پیش‌ از این از او حمایت می‌کردند. پدر زهرا خانه‌ای در اختیارشان گذاشته و در تامین زندگی به دخترش کمک می‌کرد اما به کشته شدن او حالا سه‌فرزند زهرا نزد عمه خود هستند.

زنکشی؛ نیلوفر مجاور، زن جوان اهل پیرانشهر، پس از شکنجه و ضرب‌وشتم شدید دچار مرگ مغزی شد

۱۳ شهریور ۱۴۰۵-هه نگاو نیلوفر مجاور، ۲٧ ساله و اهل پیرانشهر، پس از آنکه توسط یک مرد مورد خشونت شدید جسمی، شکنجە و تجاوز قرار گرفتە، به بیم...