
۲ مرداد ۱۴۰۵-ایران وایر
«شادی (خدیجه) شادمان»، زنی ۴۱ساله و مادری تنهاست. او دختری ۹ساله دارد و در جریان اعتراضات دیماه در ملارد بازداشت و حالا با رای شعبه ۲۸دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی «عموزاد» مجموعا به هشت سال حبس تعزیری محکوم شده است. اتهامات انتسابی به شادی شادمان، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است. یک منبع نزدیک به شادی شادمان به ایرانوایر میگوید او در بند برای بیپناهی فرزندش نگران است و ضجه میزند.
«شادی شب ۲۰دیماه۱۴۰۴ در ملارد بازداشت شد. مثل خیلی از شهروندان بازداشتشده دیگر، شبانه به منزل همسر سابقش ریختند و او را که رفته بود فرزندش را پیش پدرش بگذارد با خود بردند.»
اینها را یک منبع آگاه نزدیک به شادی شادمان میگوید. زنی که حالا برای اتهاماتی که به او نسبت داده شده به هشت سال حبس محکوم است و فرزند ۹سالهاش بیپناه باقی مانده: «شادی از همسرش جدا شده اما مدتی قبل از این اتفاقها همسرش از او خواست که فرصت دوبارهای برای زندگی به او بدهد. با اینحال الان که شادی زندانی است همسر سابقش مسوولیت بچه را بر عهده نگرفته و فرزندشان را به منزل خواهرش در مشهد فرستاده است.»
به گفته این منبع آگاه شادی شادمان پس از بازداشت از ملارد به بازداشتگاهی در شرق تهران منتقل شد: «۹بهمنماه او را به زندان اوین آوردند.»
شادی شادمان، زنی است که برای گذران زندگی بسیار تلاش کرده است. پیش از بازداشت، از طریق خیاطی و شیرینیپزی هزینههای زندگی خود و فرزندش را تامین میکرد. منبع نزدیک به او میگوید: «او حتی پرستاری سالمندی را برعهده داشت که آلزایمر داشت و با دخترش در خانه او زندگی میکردند و صفر تا صد کارهای خانه و آن خانم سالمند را انجام میداد.»
با ادامه بازداشت و حبس شادی شادمان، فرزندش شرایط نامناسبی دارد. منبع آگاهی که با ایرانوایر گفتگو کرده است میگوید: «متاسفانه او زنی تنهاست که از هیچ حمایتی برخوردار نیست و حتی نزدیکانش هم چنان که باید هوای او را ندارند. همبندیان شادی شاهد بیقراریهای اوبرای دخترش بودهاند. گاهی شبها توی بند از نگرانی برای دخترش گریه میکرده و تنها پاسخی که مقامات میدادند تهدید بیشتر و تحقیر او بود.»
او میگوید به محض اینکه شادی بیقرار میشده ماموران با ادبیات تهدید سراغ زندانیان همبند او میرفتند: «به مادر بیقراری که بهواقع حق داشته نگران دلبندش باشد، میگفتند اینطوری ادامه بدهی میروی انفرادی. حتی همبندیها و زندانیان دیگری را که سعی میکردند از او حمایت کنند یا آرامش کنند تهدید میکردند و میگفتند شما را هم میفرستیم انفرادی.»
نگرانیهای شادی شادمان در زندان برای فرزندش بر مقامات زندان و همچنین قاضی عموزاد پوشیده نیست. او زنی معمولی است که گرایش سیاسی ندارد و تنها بهدلیل فشارهای اقتصادی و با فکر ساختن آیندهای بهتر برای فرزند خردسالش به خیابان آمده بود اما قاضی شعبه ۲۸دادگاه انقلاب چشم بر تمامی این حقایق بسته است: «با اینکه وکیل و افرادی که کارهای شادی را دنبال میکنند درباره شرایط دشوار فرزندش به قاضی و مقامات زندان اطلاعرسانی کردهاند اما درخواستهای متعدد برای آزادی یا اعطای مرخصی به شادی تاکنون مورد موافقت قرار نگرفته است. فقط آرزو میکنیم شرایط برایش بهتر پیش برود و بتواند هرچه زودتر در کنار فرزندش باشد.»
به گفته منبع آگاهی که با ایرانوایر گفتوگو کرده است، بازداشتشدگان اعتراضات که بهدلیل تورم و گرانی و ویران شدن زیرساختهای اقتصادی کشور به خیابان آمده بودند اغلب با احکام سنگین یا بلاتکلیفی در بازداشت مواجه هستند اما متهمان و مفسدان اقتصادی که یک پایه وضع موجود هستند پس از زمان کوتاهی از زندان آزاد میشوند. او بر لزوم اطلاعرسانی درباره زندانیان گمنام تاکید میکند و میگوید: «افرادی مثل شادی که از حمایت خانوادگی برخوردار نیستند را نباید فراموش کرد. از ما همین برمیآید که از تریبونی که میتوانیم صدای بازداشتشدگان گمنام اعتراضات باشیم. امیدوارم برای شادی روزهای بهتری پیش رو باشد.»



