۱۴۰۵-۰۸-۰۵

انتقال مونا دباغ، مدرس زبان انگلیسی، به زندان برای اجرای حکم حبس

۲ آبان ۱۴۰۵-کردستان

مونا دباغ، شهروند کُرد و مدرس زبان انگلیسی در چندین مؤسسه آموزش زبان در سنندج، برای اجرای حکم ۳ سال و ۶ ماه حبس تعزیری به زندان زنان سنندج (کانون اصلاح و تربیت) منتقل شد.

بر اساس اطلاع شبکه حقوق بشر کردستان، این شهروند در روزهای گذشته به دفتر اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب سنندج احضار شد و روز شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵، پس از مراجعه به این نهاد قضایی، برای اجرای حکم حبس به زندان زنان سنندج منتقل شد.

مونا دباغ، مدرس زبان انگلیسی و مادر یک کودک ۴ ساله، در تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، توسط نیروهای اداره اطلاعات در محل کار خود در سنندج بازداشت و به سلول انفرادی زندان زنان سنندج (کانون اصلاح و تربیت) منتقل شد. وی پس از ۱۲ روز بازداشت، با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی به‌صورت موقت آزاد شد.

پرونده این شهروند پس از صدور کیفرخواست به شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج ارجاع شد و وی از سوی این شعبه به اتهام «فعالیت تبلیغی در راستای تقویت رژیم صهیونیستی» به ۲ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران» به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.

پس از اعتراض به حکم صادره، پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان کردستان ارجاع شد و در شهریور ۱۴۰۵، شعبه چهارم دادگاه تجدید نظر استان کردستان، حکم ۲ سال و ۶ ماه به اتهام «فعالیت تبلیغی در راستای تقویت رژیم صهیونیستی» را یک سال افزایش و به ۳ سال و ۶ ماه تبدیل کرد.

بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد، یعنی ۳ سال و ۶ ماه حبس تعزیری، قابل اجراست.

با پایان ایام مرخصی؛ فاطمه تدریسی به زندان کچویی کرج بازگشت

۳ آبان ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – فاطمه (مژگان) تدریسی، زندانی سیاسی، روز جاری با پایان ایام مرخصی به زندان کچویی کرج بازگشت.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فاطمه (مژگان) تدریسی به زندان کچویی کرج بازگشت. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، بازگشت به زندان خانم تدریسی امروز یکشنبه ۳ آبان‌ماه، با پایان ایام مرخصی وی صورت گرفته است. این زندانی سیاسی در تاریخ ۲۵ مهرماه، به مرخصی اعزام شده بود. یک منبع مطلع نزدیک به خانواده وی در گفتگو با هرانا اظهار داشت که با وجود فرارسیدن موعد برخورداری وی از آزادی مشروط، مسئولان مربوطه تاکنون با درخواست‌های آزادی مشروط و مرخصی متصل به آزادی او موافقت نکرده‌اند.

این منبع مطلع افزود: «مرجع قضایی مربوطه پیشتر با تغییر نحوه اجرای حکم حبس خانم تدریسی به رأی باز موافقت کرده بود، اما این تصمیم با مخالفت قاضی سید موسی آصف الحسینی، که پیشتر حکم حبس این زندانی سیاسی را صادر کرده بود، مواجه شد. این زندانی سیاسی مادر یک دختر ۱۵ ساله به نام ریحانه محمدزاده است که در پی درگذشت پدر خود و محبوس بودن مادرش در زندان از داشتن والدین محروم مانده است.»

خانم تدریسی اواخر دی ماه ۱۴۰۲، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی سید موسی آصف الحسینی، به شش سال حبس و دو سال تبعید به شهرستان زنجان محکوم شده بود.

از جمله اتهامات مطروحه علیه وی “اغوا و تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر به قصد برهم‌ زدن امنیت کشور، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و تشکیل گروه با هدف بر هم زدن امنیت کشور” عنوان شده است.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم تدریسی به همراه دو متهم دیگر به نام های مریم جلال حسینی و سیامک نصیری در تاریخ ۱۳ دی ۱۴۰۲، در شعبه قضایی مذکور برگزار شده بود.

فاطمه (مژگان) تدریسی اوایل شهریورماه ۱۴۰۲، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان کچویی کرج منتقل شد.

فاطمه (مژگان) تدریسی پیش از این نیز سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است.

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی ۳ شهروند بهائی در زندان عادل‌آباد شیراز

۳ آبان ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – سارینا زائری، باربد سپهری و ارشیا جابری، سه شهروند بهائی ساکن شیراز، علیرغم گذشت ۴۲ روز از زمان بازداشت، به‌صورت بلاتکلیف در زندان عادل‌آباد شیراز نگهداری می‌شوند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سارینا زائری، باربد سپهری و ارشیا جابری کماکان در بازداشت به‌سر می‌برند. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، این سه شهروند بهائی با وجود گذشت ۴۲ روز از زمان بازداشت، کماکان به‌صورت بلاتکلیف در بازداشت به‌سر می‌برند. این شهروندان روز پنجشنبه ۳۰ مهرماه، به زندان عادل‌آباد شیراز منتقل شده‌اند. با این حال، پیگیری‌های خانواده‌های آنان برای تعیین تکلیف پرونده و آزادی موقت آنها با تودیع وثیقه، تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۴۰۵، سارینا زائری، ۲۰ ساله، باربد سپهری، ۲۱ ساله و ارشیا جابری، ۱۹ ساله به صورت جداگانه توسط نیروهای امنیتی در منازل خانوادگی خود در شیراز بازداشت شدند. آنان سپس به بازداشتگاه سروش شیراز انتقال یافتند.

تا لحظه تنظیم این گزارش از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروندان بهائی اطلاعی حاصل نشده است. در دهه گذشته، جامعه بهائیان در ایران بیش از هر اقلیت مذهبی دیگری هدف برخوردهای امنیتی و قضایی قرار گرفته است. بررسی گزارشات سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نشان می‌دهد که طی سال میلادی گذشته، به‌ طور میانگین ۶۲.۴۱٪ از گزارش‌های مربوط به اقلیت‌های مذهبی، به نقض حقوق شهروندی بهائیان اختصاص داشته است.

انتشار تصاویر خصوصی زنان این‌بار در جوانرود و پاوه؛ زندگی‌های ناتمام

۴ آبان ۱۴۰۵-ایران وایر

بنابر اطلاعاتی که به‌ ایران‌وایر رسیده است، جمع‌آوری و انتشار تصاویر شخصی و خصوصی زنان، این‌بار در شهرهای «جوانرود» و «پاوه» به‌ فاجعه‌هایی انسانی منجر شده است. ایجاد کانال‌های تلگرامی برای انتشار تصاویر زنان و معرفی آن‌ها به‌عنوان «کارگران جنسی» و اتهام‌زنی‌های جنسی، این‌بار در این شهرها قربانی‌ به‌همراه داشته است.

اگرچه بررسی‌های ایران‌وایر نشان می‌دهد که در کانال‌های تلگرامی در میان تصاویر زنان، از تصاویر تعدادی از مردان هم، استفاده شده است، اما گزارش‌ها و اسنادی که به ایران‌وایر رسیده، حاکی از آن‌ است که تعدادی از زنان قربانی این اقدام، تلاش کرده‌اند که به زندگی خود پایان دهند. در میان آن‌ها، دست‌کم یک زن زندگی‌اش پایان یافته است. هویت این زن، نزد ایران‌وایر محفوظ است. 

«داکسینگ (Doxxing)» نوعی آزار دیجیتال است که در آن اطلاعات هویتی یا خصوصی افراد، بدون رضایت آن‌ها و معمولا با هدف تهدید، تحقیر، ارعاب، اخاذی یا آسیب‌رساندن به اعتبار و امنیت‌شان، در اینترنت منتشر می‌شود. اقدامی که این‌بار در جوانرود و پاوه صورت گرفته، داکسینگ نام‌گذاری می‌شود که برخی از قربانیان آن هنوز تحت درمان و در بیمارستان بستری هستند. 

*********

«در جوانرود، وقتی این کانال‌ها لو رفتند و عکس زنان منتشر شدند، پدر یکی از دخترها، موهای سر دخترش را تراشید»، «خانواده نخواستند که چیزی منتشر شود، برای همین اطلاع‌رسانی هم درست انجام نشد و اخبار مدام ضدونقیض منتشر شدند، دختر را به‌خاک سپردند. خودش زندگی‌اش را تمام کرد.»

این دو نمونه روایت‌ها، مربوط به همین داکسینگ اخیر در جوانرود و پاوه است. بنابر اطلاع‌ ایران‌وایر، بسیاری از خانواده‌ها نیز مقرراتی سخت‌گیرانه برای رفت‌وآمد و ارتباطات فرزندان دختر خود تعیین کرده‌اند؛ همان دخترانی که قربانی انتشار تصاویر خصوصی‌شان شده‌اند. مساله انتشار تصاویر زنان بدون حجاب و استفاده از عباراتی در توصیف آن‌ها که به‌ کارگری جنسی مربوط می‌شود، وسیع‌تر از یک یا دو اتفاق بوده است.

معلمی که در یکی از همین شهرها به‌ تدریس مشغول است، به «ایران‌وایر» می‌گوید: «بعد از انتشار خبر در سطح شهر، اصلا کلاس درس برگزار نشد، فقط مشغول چک کردن کانال‌ها بودیم که مطمئن شویم عکس بچه‌ها یا خانواده‌های‌ خودمان منتشر نشده باشد. مدام در تماس با خانواده‌ها بودیم که اگر مساله‌ای پیش آمد، چطور برخورد کنند. عکس‌ مردها هم منتشر شده، اما مردی اقدام به پایان دادن زندگی‌اش نکرده، تعداد دخترانی که چنین کردند اما زیاد است. مردم در شهر به ماجرا مشکوک هستند. به‌نظرشان مساله بیشتر از اقدام یک انسان روانی است.»

مشابه این تحلیل را در استان‌های دیگر هم شنیده‌ایم. شهروندان و حتی روزنامه‌نگارانی که در استان‌های مختلف در مواجهه با اخبار انتشار تصاویر زنان به‌سبک داکسینگ، حتی پای حکومت را به‌میان می‌آورند و به‌دنبال اقدامی هدفمند هستند. اگرچه شواهدی برای این مساله وجود ندارد، اما نبود اطلاع‌رسانی شفاف، فقدان اقدامی جدی از سوی نهادهای ناظر در کنار تمرکز حکومت بر مساله «حجاب» و «آرایش» زنان، دست‌دردست سنت‌های جاری در بسیاری از خانواده‌ها و مناطق، در نهایت به قربانی شدن زنان ختم می‌شود. اگر برخوردی هم با عاملان صورت بگیرد، اطلاع‌رسانی شفاف و دقیق انجام نمی‌شود. از سوی دیگر، اطلاع‌رسانی درباره پایان بخشیدن خودخواسته به زندگی هم، از خط قرمزهای نانوشته رسانه‌های رسمی است. در حالی‌که سند رسمی سازمان جهانی بهداشت درباره چگونگی اخبار مربوط به خودکشی به‌صراحت توضیح می‌دهد که با اطلاع‌رسانی مسوولانه بخشی از پیشگیری است و می‌تواند به کاهش این موارد کمک کند.

در کنار روایت‌هایی که به‌ ایران‌وایر رسیده است، اسنادی هم در اختیار ما قرار گرفته است که نشان می‌دهد زنان دیگری هم از شهرهای جوانرود و پاوه، بعد از انتشار تصاویرشان در کانال‌های تلگرامی به‌روش‌های گوناگون تلاش کرده‌اند که زندگی خود را پایان دهند. منابع ایران‌وایر از شمار دست‌کم ۲۰ زن که دست به این اقدام زده‌اند، خبر می‌دهند.

این مساله به شبکه‌های اجتماعی هم کشیده شده است. از جمله «سعید سوزنگر» مدرس شبکه و امنیت با انتشار پستی در صفحه خود در شبکه‌های مجازی، با اشاره به شهر پاوه و جوانرود نوشت: «کانال‌های انتشار عکس و فیلم‌های خصوصی در پاوه به جاهای سیاهی کشیده شده، تا امروز ۷-۸ مورد خودکشی داشتن که آخرینشون دیروز یک دختر ۲۷ ساله در شهرستان جوانرود به زندگیش پایان داد. برای بستن کانال ها به کمک‌تون نیاز دارم. خواهش میکنم بی‌تفاوت نباشید.» او همچنین در کانال تلگرامی خود، توضیح داد که چطور کاربران می‌توانند در بستن کانال‌هایی که جان زنان را به‌خطر انداخته‌اند، کمک کنند.

ایران‌وایر تایید می‌کند که زن ۲۷ساله مورد اشاره سعید سوزنگر، طبق اسناد و اطلاعات ما، به زندگی‌اش پایان داده است. بنابر بررسی‌های ایران‌وایر، در ارتباط با کانال تلگرامی که تصاویر زنان شهرهای «کرمانشاه» را منتشر کرده است تلاش برای مسدودسازی کانال انجام شده و کانال اصلی از دسترس خارج شده است، اما در کم‌تر از ۲۴ ساعت، بیش از چهار کانال تلگرامی با نام و محتوای مشابه کانال اصلی باز شده و صدها نفر به آن پیوسته‌اند. همچنین اقدام موثری از سوی نهادهای ناظر در این خصوص انجام نشده یا اطلاع‌رسانی نشده است.

در تابستان گذشته، نمونه دیگری از این نوع داکسینگ و قربانی‌های آن اتفاق افتاده بود. در آن نمونه، زنان استان «لرستان» مورد اخاذی و اتهام‌جنسی قرار گرفته بودند. دست‌کم دو زن از میان قربانیان این آزارگری دیجیتال، به زندگی‌شان پایان دادند.

در آن زمان، یکی از کنش‌گران حوزه زنان در لرستان به روزنامه شرق گفته بود که انتشار تصویر زنان در برخی شهرهای استان می‌تواند پیامدهای سنگینی برای آن‌ها داشته باشد. به گفته او، بسیاری از زنان به دلیل محدودیت‌های خانوادگی حتی بدون اطلاع اعضای خانواده در شبکه‌های اجتماعی فعالیت می‌کنند و انتشار تصاویرشان ممکن است آن‌ها را با تهدیدهای جدی روبه‌رو کند. او همچنین می‌گوید پس از انتشار تصاویر در این کانال‌ها، بسیاری از زنان عکس پروفایل خود را از پیام‌رسان‌ها حذف کرده یا حساب‌های کاربری‌شان را غیرفعال کرده‌اند.

یکی از کنش‌گران حقوق‌بشری اهل لرستان هم در گفت‌وگو با ایران‌وایر گفته بود: «وقتی پیگیری کردیم، با برخورد متعصبانه خانواده‌ها روبه‌رو شدیم. برخی به ما گفتند که دست از پیگیری بردارید، این دختران در حال حاضر از سوی خانواده‌های‌شان تحت فشار قرار دارند و اگر خودشان به زندگی‌شان پایان ندهند، پدر یا برادرشان اقدام می‌کنند!»

بازداشت و اخذ اعترافات اجباری از چند شهروند در استان هرمزگان

۳ آبان ۱۴۰۵-ایران وایر

سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، روز یکشنبه سوم آبان ۱۴۰۵، از بازداشت شماری از شهروندان در استان هرمزگان به اتهام ارسال تصاویر و ویدیو برای رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور خبر داد.

اطلاعات سپاه مدعی شده این افراد در جریان درگیری‌های نظامی، تصاویری از محل اصابت موشک‌ها و استقرار نیروهای نظامی تهیه کرده و برای شبکه ایران اینترنشنال فرستاده‌اند.

صداوسیما نیز  ویدیویی از اعترافات اجباری منتسب به این شهروندان منتشر کرده است که در آن چهار نفر، از جمله سه زن، دیده می‌شوند.

تاکنون هویت بازداشت‌شدگان، زمان دقیق بازداشت آن‌ها و محل نگهداری‌شان اعلام نشده است.

۱۴۰۵-۰۸-۰۴

اتهامات امنیتی علیه مادر ابوالفضل جغتایی، بلاگر محیط‌زیست اهل مشهد

۳۰ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر

«ابوالفضل جغتایی» بلاگر محیط‌زیست که خود را «پسر سبز ایران» معرفی می‌کند از بازداشت مجدد مادرش و انتساب اتهامات امنیتی علیه او خبر داده است.

بر اساس یادداشتی که در حساب اینستاگرام این فعال حوزه حیات‌وحش منتشر شده او، پدر و مادرش در روز پنجشنبه آخر سال در اسفند ۱۴۰۴ هنگامی که بر مزار پدربزرگ و مادربزرگش در آرامستان بهشت‌رضای مشهد حاضر شده‌ بودند به دست ماموران لباس شخصی بازداشت شدند.

ابوالفضل جغتایی می‌گوید در ابتدا مادرش بازداشت نشده و تنها به‌دلیل ابراز نگرانی برای وضعیت فرزند و همسرش اصرار کرده بود که همراه آن‌ها باشد.

به گفته این فعال محیط‌زیست هر سه آن‌ها به اتهام حضور در مراسم کشته‌شدگان دی‌ماه بازداشت شده و در فروردین ماه با قرار وثیقه آزاد شدند.

او تایید کرده است که شهریور ماه ۱۴۰۵ مادرش «زهره قدیمی» بار دیگر برای دفاع احضار و با اتهاماتی سنگین مواجه شده است.

او در یادداشت خود تایید کرده که مادرش از ۵۲روز پیش به زندان وکیل آباد منتقل شده است.

زهره شریفی متولد ۱۳۶۰، منسی آموزشگاه زبان و کارشناس ادبیات فارسی است و سال‌ها معلم بوده است.

ابوالفضل جغتایی در این یادداشت به عناوین اتهامی انتسابی به مادرش اشاره نکرده اما نوشته است که مبنای این اتهامات «گفتگوهای خصوصی و دو نفره» او و مادرش بوده و آن‌ها هرگز هیچ اقدامی علیه «امنیت ملی» نکرده‌اند.

زن‌کشی در تهران؛ زینب به دست شریک عاطفی سابقش کشته شد

۳۰ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، صبح روز ۱۸مهرماه۱۴۰۵، زن جوان ۲۸ساله‌ای به‌نام «زینب» که به ‌عنوان منشی و بازاریاب در یک شرکت در طبقه چهارم پاساژ سعدی تهران کار می‌کرد، با شلیک گلوله به دست شریک عاطفی سابق‌اش کشته شد.

شریک عاطفی سابق زینب مردی ۳۰ساله معرفی شده که پس از شلیک به او، با شلیک گلوله به سر به زندگی خود نیز پایان داده است.

او پس از قطع ارتباط عاطفی از سوی زینب اسلحه‌ای تهیه کرد و بعد از ورود به محل کار ابتدا زینب را به قتل رساند و سپس به زندگی خود پایان داد.

حوالی ساعت ۹:۳۰صبح روز ۱۸مهر، ماموران کلانتری ۱۰۹ بهارستان گزارشی از کشف دو پیکر بی‌جان در دفتر یک شرکت واردات و پخش لوازم یدکی در پاساژ سعدی دریافت کردند. به گفته یک منبع مطلع تیم اعزام شده پیکر زینب را در نزدیکی میز کارش و پیکر مرد جوان را در چند متری ورودی دفتر پیدا کردند درحالی که یک قبضه سلاح کمری نیز در کنارش افتاده بود.

زینب مجرد و دارای مدرک کاردانی بود و در این شرکت به‌عنوان بازاریاب فعالیت می‌کرد. صاحب شرکت در اظهارات اولیه خود تایید کرده است که زینب حدود سه سال در مجموعه او مشغول به کار بوده و بسیار وقت شناس، بی‌حاشیه و محترم بوده است. صاحب شرکت همچنین اعلام کرده بود که پیش از این حادثه، مرد مهاجم را ندیده و او را نمی‌شناسد.

تصاویر دوربین‌های مداربسته پاساژ نشان تصاویر مرتبط با ورود زینب به ساختمان را در حدود ساعت ۸:۳۰ صبح ثبت کرده و مرد جوان نیز دقایقی بعد به دفتر شرکت وارد شده است. بررسی صحنه جرم تایید کرده است که مرد ابتدا به زینب شلیک کرده و سپس به زندگی خود پایان داده است.

یک منبع آگاه می‌گوید زینب پس از مشاجره با مرد جوان، با خواهر مدیرعامل شرکت تماس گرفته و به او اطلاع داده که نامزد سابقش به دفتر آمده و درحال مشاجره با اوست و هرکاری می‌کند نمی‌تواند او را از دفتر بیرون کند. مدیرعامل نیز پس از اطلاع از اتفاق، به سمت شرکت حرکت کرد؛ اما پیش از رسیدن او، همسایگان ساختمان صدای شلیک دو گلوله را شنیده و به پلیس و آتش‌نشانی خبر دادند.

در صحنه جرم، یک قبضه سلاح کمری، دو خشاب، ۱۰ فشنگ جنگی، یک پوکه و یک مرمی کشف شد. گلوله به قفسه سینه زینب اصابت کرده بود و مرد جوان نیز از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفته بود.

یک منبع نزدیک به زینب گفته است این دو حدود یک‌سال با هم ارتباط داشتند اما مدت کوتاهی پیش از حادثه زینب اعلام کرده بود که تمایلی به ادامه رابطه نداشت. بررسی‌های ایران‌وایر نشان می‌دهد از ۸۴ مورد قتل زنان که در سال ۱۴۰۵ صورت گرفته ۸۲ مورد، با اعمال انواع خشونت‌های فیزیکی همراه بوده است؛ مثله کردن، آسیب به اندام‌های جنسی، سوزانده شدن، ضربات کشنده چاقو و تبر به بدن و جمجمه، خفگی از مهمترین دلایل مرگ عنوان شده است. بررسی انگیزهٔ قتل‌ها نشان می‌دهد که حداقل در ۱۰ پرونده رد درخواست رابطه یا ازدواج و یا تصمیم زن برای جدایی از دلایل قتل گزارش شده است. هفت مورد از این ۱۰ قتل‌ با استفاده از سلاح گرم انجام شده است.

حق زنان برای پایان دادن به یک رابطه، بدون آنکه مجبور به پرداخت بهای آن با جان خود باشند یکی از مواردی است که فعالان حقوق زنان برای آن تلاش می‌کنند.

قتل زنان در بستر روابط عاطفی صرفاً یک مشاجره یا اختلاف شخصی نیست و با حق بنیادین زنان برای امنیت، استقلال و تصمیم‌گیری درباره زندگی خود پیوند دارد.

انتقال مونا دباغ، مدرس زبان انگلیسی، به زندان برای اجرای حکم حبس

۲ آبان ۱۴۰۵-کردستان مونا دباغ، شهروند کُرد و مدرس زبان انگلیسی در چندین مؤسسه آموزش زبان در سنندج، برای اجرای حکم ۳ سال و ۶ ماه حبس ت...