۱۴۰۴-۱۱-۲۵

بازداشت دستکم ۳ شهروند از جمله یک نوجوان در رابطه با اعتراضات

۲۴ بهمن ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – سارا کاوندی در کرج، عباس نیو (باجی‌زهی) در آزادشهر و کیان قیصربیگی، دانشجو در ایلام، در رابطه با اعتراضات سراسری بازداشت شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سارا کاوندی در کرج بازداشت شد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانم کاوندی روز جمعه ۱۹ دی ماه در جریان اعتراضات کرج در منزل شخصی خود بازداشت شده است. همزمان منزل وی مورد تفتیش قرار گرفت و شماری از لوازم شخصی این شهروند توسط ماموران ضبط شده است. لازم به ذکر است پیشتر بازداشت خواهر و همسر خواهرش گزارش شده بود.

حال وش نیز از بازداشت یک نوجوان در آزادشهر خبر داد. هویت وی، عباس نیو (باجی‌زهی)، ۱۶ ساله، فرزند خدانظر، اهل زاهدان و ساکن شهرستان آزادشهر استان گلستان، گزارش شده است. بر اساس این گزارش، بازداشت این نوجوان توسط ماموران اطلاعات سپاه در ۲۰ دی ماه صورت گرفته است و در کانون اصلاح و تربیت گرگان نگهداری می‌شود.

از سوی دیگر، کانال دانشجویان متحد اعلام کرد که کیان قیصربیگی، دانشجوی ۱۹ ساله رشته مهندسی عمران دانشگاه آزاد ایلام و اهل سرابله، ۲۱ بهمن‌ماه توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده است.

تا لحظه تنظیم این گزارش، از محل نگهداری و اتهامات مطروحه علیه این دو تن از این شهروندان اطلاعی حاصل نشده است. لازم به ذکر است که تجمعات و اعتصابات کسبه و بازاریان از روز یکشنبه ۷ دی‌ماه در تهران آغاز شد و پس از دو روز، دامنه آن از بازارها و مراکز تجاری فراتر رفت. این اعتراضات با پیوستن دانشجویان، شهروندان و اقشار مختلف اجتماعی، به یکی از گسترده‌ترین اعتراضات چند سال اخیر تبدیل شد. در پی سرکوب اعتراضات توسط نیروهای انتظامی-امنیتی، هزاران نفر کشته و مجروح شده و ده‌ها هزار نفر نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت و یا احضار شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر، می‌توانید به گزارش تفصیلی هرانا در روز چهل‌وهفتم از آغاز اعتراضات که شامگاه گذشته منتشر شد، مراجعه کنید.

تفتیش منزل مهسا گلزار، شهروند بهائی در شهرکرد

۲۴ بهمن ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – روز گذشته، منزل مهسا گلزار، شهروند بهائی ساکن شهرکرد توسط نیروهای امنیتی مورد تفتیش قرار گرفت. ماموران شماری از لوازم شخصی این شهروند را ضبط کردند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، منزل مهسا گلزار، شهروند بهائی در شهرکرد مورد تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفت. یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند بهائی در تماس با هرانا ضمن تایید این خبر گفت: «روز پنجشنبه ۲۳ بهمن‌ماه، نیروهای امنیتی با شکستن درب ورودی، وارد منزل خانم گلزار شده و شماری از اموال شخصی او راضبط کردند.»

و‍ی افزود: «پس از این اقدام نیروهای امنیتی، خانم گلزار با دریافت ابلاغیه ای به نهاد امنیتی احضار شده است.»

در دهه گذشته، جامعه بهائیان در ایران بیش از هر اقلیت مذهبی دیگری هدف برخوردهای امنیتی و قضایی قرار گرفته است. بررسی گزارشات سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نشان می‌دهد که طی سال گذشته، به‌ طور میانگین ۶۲.۴۱٪ از گزارش‌های مربوط به اقلیت‌های مذهبی، به نقض حقوق شهروندی بهائیان اختصاص داشته است.

گزارشی از بازداشت سارا کاوندی، ملیکا کاوندی و محمد نصرتی در کرج و بیجار

۲۴ بهمن ۱۴۰۴-هه نگاو

ملیکا کاوندی از بازداشت‌شدگان جنبش «ژن، ژیان، ئازادی» به همراه خواهرش سارا کاوندی، توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران در کرج بازداشت و به زندان کچویی این شهر منتقل شده‌اند. محمد نصرتی، همسر ملیکا کاوندی نیز به مدت یک ماه تحت بازداشت بوده و یک روز قبل از بازداشت شدن همسرش، آزاد  شده است.
بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز یکشنبه ۱۹ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (۸ فوریه ۲۰۲۶)، ملیکا کاوندی، ۳۸ ساله و خواهر او سارا کاوندی، ۴۷ ساله در جریان هجوم نیروهای حکومتی به منزل ملیکا کاوندی بازداشت و به زندان کچویی کرج منتقل شدند.

به گفته منابع آگاه، ملیکا کاوندی با اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «متواری شدن» مواجه شده است و عناوین اتهامی سارا کاوندی تا کنون نامشخص مانده است. ملیکا کاوندی پیشتر نیز بازداشت و به مدت یک‌ ماه در زندان سنندج محبوس بوده است.

قابل ذکر است که، محمد نصرتی همسر ملیکا کاوندی و از بازداشت‌شدگان جنبش ژن، ژیان، ئازادی نیز جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ (۹ ژانویه ۲۰۲۶)، در پی هجوم نیروهای حکومتی به منزل خانوادگی‌اش در بیجار بازداشت و ۱۸ بهمن‌ماه، یک روز قبل از بازداشت ملیکا و سارا کاوندی، آزاد شد.

بازداشت این دو خواهر در شرایطی صورت گرفته که در سوگ از دست دادن پدرشان بوده‌اند و وضعیت روحی نامساعدی را سپری می‌کنند.

هه‌نگاو مطلع شده است که، ملیکا کاوندی شب بازداشت همسرش در بیجار، بدلیل حاضر نبودن در منزل و رفتن به تهران در پی وخامت وضعیت پدرش، با اتهام متواری شدن روبرو شده است.

گزارشی از بازداشت دست‌کم شش کودک در شهرهای نیشابور، قزوین، اصفهان، آزادشهر، اهواز و گنبدکاووس

۲۴ بهمن ۱۴۰۴-هه نگاو

دست‌کم شش کودک زیر ۱۸ سال  به‌نام‌های امیرحسین دارابی، سارینا رضایی، مبینا آشوری، عباس نیو (باجی‌زهی)، عماد حمیدی و ایلتای آخوندی، توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران در شهرهای نیشابور، قزوین، اصفهان، آزادشهر، اهواز و گنبدکاووس بازداشت شده یا در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار دارند و در شماری از موارد، خانواده‌ها از سرنوشت و محل نگهداری آنان بی‌اطلاع هستند. با احتساب این موارد تاکنون هویت ۲۳۲ کودک زیر ۱۸ سال که در جریان اعتراضات دی‌ماه بازداشت شده‌اند برای هه‌نگاو احراز شده است.

بازداشت‌شدگان نیشابور؛

امیرحسین دارابی، کودک ۱۵ ساله اهل نیشابور، روز یکشنبە ۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی این شهر توسط نیروهای حکومتی بازداشت شده است. بنا بر اطلاعات دریافتی، او در دوران بازجویی تحت شکنجه قرار گرفته و از وی اعترافات اجباری اخذ شده است. این کودک سه هفته پیش به یکی از مراکز نگهداری نوجوانان در مشهد منتقل شده و بدون ارائه دلیل مشخص از حق تماس و ملاقات با خانواده محروم شده است.

بازداشت‌شدگان قزوین؛

سارینا رضایی، کودک ۱۷ ساله تُرک و دانش‌آموز پایه یازدهم، اهل قزوین، در جریان اعتراضات مردمی این شهر توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت و بە زندان این شهر منتقل شدە است. بنا بر اطلاعات دریافتی، مادر این دانش‌آموز نیز در زندان چوبیندر قزوین در بازداشت به‌سر می‌برد.

بازداشت‌شدگان اصفهان؛

مبینا آشوری، کودک ١٧ سالە و دانش‌آموز پایه دوازدهم اهل اصفهان، روز ۱۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ در میدان نقش‌جهان این شهر توسط نیروهای حکومتی همراه با خشونت بازداشت شدە و از آن زمان تاکنون در وضعیت ناپدیدسازی قهری قرار دارد. با وجود پیگیری‌های خانواده، هیچ نهاد امنیتی یا قضایی پاسخ‌گوی وضعیت سلامت و محل نگهداری او نبوده است.

بازداشت‌شدگان آزادشهر؛

عباس نیو (باجی‌زهی)، نوجوان ۱۶ ساله بلوچ، اهل زاهدان و ساکن آزادشهر استان گلستان، روز جمعە ۲۰ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات مردمی این شهر توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شده است. به گفته منابع نزدیک به خانواده، این نوجوان پس از انتقال به بازداشتگاه اطلاعات سپاه به مدت چند روز تحت شکنجه شدید قرار گرفته و سپس بە یکی از مراکز نگهداری نوجوانان در گرگان منتقل شده است. این کودک تاکنون از دسترسی به وکیل محروم بوده‌ و اتهام «لیدری اعتراضات» به وی نسبت داده شده است.

بازداشت‌شدگان اهواز؛

عماد حمیدی، کودک ۱۵ ساله عرب اهل اهواز، از حدود سه هفته پیش توسط نیروهای حکومتی بازداشت شده و تاکنون هیچ اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت او در دسترس نیست.

بازداشت‌شدگان گنبدکاووس؛

ایلتای آخوندی، کودک ۱۴ ساله تُرکمن و اهل گنبدکاووس، روز جمعە ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای حکومتی بازداشت و به یکی از مراکز نگهداری نوجوانان در گرگان منتقل شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، این کودک در دوران بازداشت تحت فشارهای روحی و روانی، شکنجه و اخذ اعترافات اجباری قرار گرفته است.

بازداشت یک زوج در کرج؛ جهانگیر کاظمی و فاطمه گل‌محمدی کجا هستند؟

۲۴ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر

بر اساس تازه‌ترین اطلاعات ایران‌وایر، «فاطمه گل‌محمدی»، همسر میلاد (جهانگیر) کاظمی، برقکار ساده ساکن «گوهردشت» کرج،‌ چند روز پس از بازداشت همسرش، روز سه‌شنبه ۷ بهمن به‌طرز وحشیانه‌ای در گوهردشت بازداشت شده است. این زوج در اختیار اطلاعات سپاه کرج قرار دارند و در تماس‌تلفنی با خانواده اظهار کرده‌‌اند که از محل بازداشت خود اطلاعی ندارند. پیش‌تر ایران‌وایر خبر بازداشت میلاد ۳۷ ساله، پدر دو دختر  ۲ و ۹ ساله را منتشر کرده بود. میلاد نیمه‌شب چهارشنبه ۲۴ دی‌ماه با حمله نیروهای لباس شخصی به منزلش در گوهردشت کرج منطقه«محمودآباد» دستگیر شد. این زوج تا این لحظه از داشتن وکیل محروم مانده‌اند. 

میلاد یک برقکار ساده و همسرش با ماشین شخصی سرویس مدرسه است.

یحیی کاظمی پدر میلاد به دلیل فشار ناشی از بازداشت پسر و عروش‌اش در بیمارستان بستری شده است.

***

فردای روزی که فاطمه بازداشت می‌شود، میلاد پس از چند روز بی‌خبری در تماسی کوتاه که فقط یک دقیقه زمان به او داده شده است با فرزندان خود احوال پرسی کرده و گفته «نمی‌دانم کجا و در بازداشت چه کسانی هستم». نزدیکان او گفته‌اند در زمان این تماس تلفنی فرد یا افرادی آنسوی خط به او می‌گفته‌اند چه بگوید چه نگوید.

از محل نگهداری میلاد وهمسرش فاطمه و اتهامات آن‌‌ها هیچ اطلاعاتی در دست نیست. در تماس‌های تلفنی پیشین فاطمه اعلام می‌شد که این تماس از ندامتگاه «فردیس» است ولی در آخرین تماس او با فرزندان خردسالش، محل برقراری تماس مشخص نبوده و اطلاعی از مکان نگهداری فعلی او در دست نیست.

تا پیش از بازداشت فاطمه،‌ بازجوهای میلاد مدعی شده‌بودند که او در زندان قزلحصار کرج نگهداری می‌شود. همسرش  فاطمه پیش از اینکه خودش  بازداشت شود، به قزلحصار مراجعه کرده بود اما مسوولان زندان گفته بودند میلاد در آن‌جا نیست.

میلاد (جهانگیر) کاظمی، در یک واحد صنفی فروش رنگ و ابزارآلات در منطقه گوهردشت شاغل است. او تجربه کار در پروژه‌‌های برق صنعتی و ساختمانی هم دارد ولی با هیچ سازمان یا ارگان دولتی سابقه همکاری نداشته است.

اطرافیان‌اش می‌گویند فرد موفق و بسیار آرامی است که سرش به کار و زندگی خودش گرم است. متولد ۸ تیر ۱۳۶۷دارای مدرک تحصیلی دیپلم برق که سال‌ها شغل خانوادگی و پدری‌اش را ادامه داده است.

۲۴دی، گوهردشت؛ در خانه میلاد و فاطمه چه گذشت؟

نیروهای امنیتی ساعت ۱۲ نیمه شب ۲۴دی ماه با شکستن درِ منزل یک خانواده چهارنفره در گوهردشت کرج وارد منزل شده، پدر خانواده را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. دو فرزند خردسال خانواده در جریان یورش شبانه شاهد خشونت زیاد با پدر و مادرشان بودند.

ماموران با چندین خودروی امنیتی بدون داشتن حکم قضایی به خانه میلاد و فاطمه حمله کرده و میلاد کاظمی را با خود بردند. فضای حاکم بر خانه به‌قدری ملتهب و دلهره‌آور بوده که به گفته فاطمه، شمارش دقیق ماموران ممکن نبوده، اما تعداد آنان «ده‌ها نفر» برآورد شده است.

ماموران وارد منزل شده و علاوه بر بازرسی کامل، دستگاه کامپیوتر و همچنین حافظه دستگاه دوربین مداربسته که تصاویر را ضبط می‌کرده، با خود برده‌اند.

در پی این اتفاقات، صاحبخانه نیز دچار نگرانی شده و به خانواده اعلام کرده است که باید ملک را تخلیه کنند؛ زیرا بیم آن دارد که ادامه حضور آنان برای او نیز تبعاتی به همراه داشته باشد.

خانواده می‌گویند نحوه یورش به خانه به‌گونه‌ای بوده که گویی قصد بازداشت یک «مجرم حرفه‌ای» را داشته‌اند. به گفته نزدیکان، در شبی که ماموران به خانه حمله کردند، تلاش داشتند همسر او را نیز بدون ارایه حکم قضایی با خود ببرند، اما به دلیل بی‌تابی و اضطراب کودکان، در نهایت از انتقال او صرف‌نظر کردند.

منبع مطلع ایران وایر می‌گوید: «زمانی که برای بازداشت میلاد مراجعه کرده‌اند چارچوب در ورودی خانه را با دیلم کنده‌اند، تلفن همراه میلاد و همسر او  نیز در زمان حمله به منزل توقیف شده است. ماموران با بررسی موبایل فاطمه ویدئویی از شب‌های اعتراضات پیدا کرده‌اند و دلیل بازداشت و بازجویی از او را همین مورد عنوان کرده‌اند».

همان شب و همزمان با بازداشت میلاد، نیروهای امنیتی به خانه پدر و مادر ۸۵ ساله‌ و منزل خواهرش که در طبقه پایین خانه پدری زندگی می‌کرد و همچنین خانه برادرش یورش برده‌اند.

تلفن‌های همراه، لپ‌تاپ‌ها و سایر وسایل صوتی، تصویری و الکترونیکی از جمله لپ‌تاپ خواهر میلاد نیز توقیف شده است.

ربایش فاطمه گل‌محمدی در خیابان

پس از بازداشت میلاد، صبح هفتم بهمن، فردی از یک شماره ناشناس با منزل پدری میلاد تماس گرفته و سراغ فاطمه را می‌گیرد. تماس‌گیرنده گفته بود: «میلاد می‌خواهد با فاطمه گل‌محمدی صحبت کند». خانواده گفته‌اند خانم گل‌محمدی برای کار از خانه خارج شده است. از مادر و پدر میلاد زمان بازگشت خانم گل‌محمدی را جویا شده‌اند.

همسر میلاد صبح آن روز حدود ساعت ۶ برای کار در سرویس مدرسه از خانه خارج شده و پس از رساندن دانش‌آموزان و فرزند خود به دبستان، در مسیر بازگشت در خیابان توسط نیروهای امنیتی متوقف و با خشونت بازداشت شده است.

فاطمه گل‌محمدی، حدود ساعت ۱۰:۳۰ همان روز در تماسی کوتاه اطلاع می‌دهد که بازداشت شده است.

خانم گل‌محمدی، همسر میلاد چند سالی است که با ماشین خود سرویس مدرسه است و چند دانش‌آموز را جابجا می‌کند.

خانواده میلاد(جهانگیر) کاظمی به شدت تهدید شده و نهادهای امنیتی آنها را ترسانده اند که تحت هیچ شرایطی با کسی در ارتباط نباشند و خبر بازداشت میلاد وهمسرش رسانه‌ای نشود.

یک منبع مطلع به ایران‌وایر گفته است: «خانواده پس از بازداشت فاطمه، پیگیری‌های خود را آغاز می‌کنند. پس از پیگیری‌های بسیار و آزار و اذیت خانواده نهایتا بازپرس گفته است ۱۵ میلیارد تومان وثیقه بیاورید تا آزادش کنیم. خانواده این وثیقه را تهیه کرده‌اند ولی باز حرف خود را تغییر داده‌ و گفته‌اند وثیقه ۳۰ میلیاردی هم بیاورید آزادشان نمی‌کنیم این پرونده «مبهم» است».

به گفته این فرد مطلع: «زن و شوهر همچنان در بازداشت به‌سر می‌برند و این وضعیت، فشار روحی سنگینی بر خانواده تحمیل کرده است. فرزندانشان نیز در شرایط روانی مناسبی قرار ندارند؛ دختر ۹ ساله آن‌ها از رفتن به مدرسه خودداری می‌کند و می‌گوید تا زمانی که پدر و مادرش آزاد نشوند، به کلاس درس باز خواهد گشت».

خانم گل‌محمدی در تماس‌های کوتاهی که داشته  گفته است هنوز اتهامش به‌طور رسمی اعلام نشده و در وضعیت نامشخصی به‌سر می‌برد.

بازجویی از خانواده و پرس و جو از همسایه‌ها

دیگر اعضای خانواده میلاد از جمله خواهر و برادر و داماد خانواده، شوهر خواهر کوچک میلاد نیز مورد بازجویی قرار گرفته اند. در جریان بازجویی‌ها از او پرسیده‌اند که آیا میلاد در آتش‌زدن مسجدی در گوهردشت در شب‌های اعتراضات نقش داشته‌ است یا خیر.

نیروهای امنیتی، همزمان، تحقیقات محلی نیز انجام داده و از کاسبان و ساکنان محل درباره این خانواده پرس‌وجو کرده‌اند. این خانواده بیش از ۴۲ سال‌ است که در همان محله زندگی می‌کنند و به گفته آشنایان، در منطقه چهره‌هایی شناخته‌شده هستند.

نزدیکان میلاد و فاطمه برای پیدا کردن آن‌ها به هر ارگان و زندانی مراجعه کردند اثری از آن‌ها  نبوده و هیچ اسمی از آن‌ها ثبت نشده است. خانواده تاکید دارند که هیچ مدرکی علیه این زوج وجود ندارد و نگران‌اند که با فشار و اخذ اعترافات اجباری، برای آن‌ها پرونده‌سازی شود. بازجو به مادر میلاد گفته است ما خیلی دوست داریم به آن‌ها کمک کنیم ولی همکاری نمی‌کنند.

۱۴۰۴-۱۱-۲۴

او هم خواهر کسی بود؛ برای فهیمه نجارعجم، پریسا جهانی، مریم محمدظاهری

۲۲ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر

جمهوری اسلامی از شروع اعتراضات مردمی در دی۱۴۰۴ این اعتراضات را به «سرویس‌های جاسوسی و امنیتی خارجی» نسبت داده است. در تبلیغات نظام، نیز مردم معترض همواره «فریب‌خورده» یا «عامل بیگانه» خطاب شده‌اند. اما بررسی‌های «ایران‌وایر» و سازمان‌های حقوق‌بشری نشان می‌دهند که اکثریت قریب‌به‌اتفاق جان‌باختگان از مردم عادی هستند که فقط برای اعتراض به شرایط موجود دست به اعتراض زده‌اند. در بسیاری مواقع هم جان‌باختگان کودکانی بوده‌اند یا افرادی که در مجاورت تظاهرات زندگی می‌کرده‌اند یا فقط برای دیدن آن به خیابان رفته بودند. این گزارش روایت جان‌باختن سه زن جوان در سه شهر مختلف ایران است. زنانی که حالا خواهرانشان غرق اندوه و سوگواری‌اند. 

خواهران در اندوه کشته شدن خواهرشان جور دیگری سوگواری می‌کنند. سوگ خواهر اندوهی است آمیخته به شرم زنده ماندن «چرا او رفت و من ماندم.» 

این گزارش درباره سه زن جوان است که در اعتراضات ۱۸ و ۱۹دی در سه شهر ایران با هدفی مشترک قدم به خیابان گذاشتند؛ «آزادی ایران.»

«فهیمه نجار عجم» در آزادشهر گلستان، «پریسا جهانی» در مشهد و «مریم محمد ظاهری» در تهران هر سه بعد از آن شب به خانه‌هایشان باز نگشتند و اگرچه فرزندان، همسران و دیگر اعضای خانواده آن‌ها غمگین و سوگوارند اما خواهرانشان سوگ را عمیق‌و حل نشده تجربه می‌کنند.

***

روایت فهیمه نجارعجم؛ گفت نهایتش ساچمه می‌خورم

شامگاه ۱۸دی۱۴۰۴، آزادشهر در استان گلستان حوالی ساعت ۱۰:۳۰ شب است که فهیمه و خواهرش پا به خیابان می‌گذارند. سرد است و شهر شبیه هیچ وقت دیگری نیست.

یک منبع آگاه به ایران‌وایر می‌گوید:‌ «فهیمه فکر نمی‌کرد قرار است مردم را به رگبار ببندند. خواهرش بارها به او گفت برگردیم. سپاه با مردم شوخی ندارد جمعیت از میدان مرکزی به سمت خیابان گرگان که سپاه آنجا بود می‌رفت. خواهرش تلاش می‌کرد منصرفش کند. نگران بود. شاید تجربه‌ چند سال بیشتر زندگی یادش داده بود مراقب باشد. فهیمه اما آرزوهای بزرگ داشت و سر نترس و قلب شجاع.»

به گفته این منبع شامگاه ۱۸دی۱۴۰۴ خیابان شاهرود و گرگان مملو از جمعیت بود و سپاه هم تیراندازی می‌کرد: «قبل از این‌که بچه‌ها بروند به سمت خیابان گرگان مقابل دادگستری شهر یکی از جوانان معترض تیر خورد به پایش. فهیمه شالش را به مردم داد تا پای پسر جوان را ببندند. عزمش جزم بود. هرچه خواهرش گفت ببین تیر می‌زنند خطرناک است اما او می‌گفت نهایتش ساچمه‌ای می‌زنند. نباید مردم را تنها بگذاریم.»

تنها ۵۰قدم مانده بود تا برسند به جایی که مد نظر بود که صدای رگبار فضا را شکافت: «خواهرش ناخودآگاه فهیمه را به جهت مخالفی که می‌روند هل داد اما همان لحظه تیری به کسی خورد و دو قدمی خواهرش به زمین افتاد. شوکه شده بود. خواهرش اشک می‌ریزد و می‌گوید فقط ۲۰دقیقه از فهیمه غافل شد که او هم مثل برگ خزان روی زمین افتاد.»

خواهر گمان می‌کند فهیمه زمین خورده اما تیر پای دختر را هدف گرفته بود: «خواهرش به سمت جمعیت می‌دود و کمک می‌خواهد. با خودش می‌گوید تیر به پا نمی‌کشد. برمی‌گردد که نجاتش بدهد. می بیند سه جوان دارند فهیمه را توی ماشین می‌گذارند برای این‌که ببرند بیمارستان.»

توی ماشین که می‌نشیند متوجه می‌شود که فهیمه حرف نمی‌زند. راوی می‌گوید: «حال خواهرش را نمی‌توانم برایتان وصف کنم. تصور کنید صندلی عقب ماشین چند غریبه، توی دل تاریکی. فهیمه را صدا می‌کند. دستش را می برد به سمت سینه و قلب فهیمه و تکانش می‌دهد و می‌بیند دستش از خون گرم و خیس شده. تازه آن‌لحظه می‌فهمد تیر فقط به پای خواهرش نخورده. شاید چون لباس فهیمه سراپا سیاه بود همان لحظه اول متوجه نشده بود. جوان‌ها از صدای جیغ و فریادهایش می‌فهمند کار از کار گذشته اما با این‌حال آن‌ها را می‌رسانند بیمارستان. فهیمه نجارعجم را جلوی چشم خواهر توی کاور سیاه خواباندند و بردند.»

پیکر فهیمه را یک‌هفته بعد به خانواده‌اش تحویل دادند. اجازه ندادند هیچ مراسمی برایش برگزار شود. غریبانه ساعت ۶صبح توی تاریکی با حضور ده‌نفر از اعضای خانواده در آزادشهر استان گلستان به خاک سپرده شد.

منبع آگاهی که با ایران‌وایر گفتگو کرده است می‌گوید: «فهیمه ۲۹ساله بود. دانش‌آموخته حسابداری. پر از آرزوهای بزرگ بود. چند سالی بود که خودش را برای مهاجرت آماده می‌کرد. رویاهایش را می‌نوشت و به در و دیوار اتاقش می‌چسب به برادرش در شیرینی‌فروشی که داشت کمک می‌کرد. خیلی شجاع بود و زیر بار حرف زور نمی‌رفت. خواهرش مدام می‌گوید چرا او رفت و من ماندم.»

پریسا جهانی؛ هم خواهر بود هم مادر و برای آزادی رفت

ویدیوهای منتشر شده در رسانه‌ها از شامگاه پنجشنبه ۱۸دی۱۴۰۴ در مشهد سیل جمعیتی را نشان می‌دهد که شعار می‌دهند. در برخی مناطق انتهای جمعیت را نمی‌شود دید. «پریسا جهانی» آن شب درمیان جمعیت بود و هرگز به خانه برنگشت. او  ۳۲ ساله و مادر دو کودک ۱۵ و ۹ ساله بود. ماموران سرکوب جمهوری اسلامی ۱۸دی او را در اعتراضات «الهیه» مشهد با شلیک مستقیم به سر کشتند.

یکی از نزدیکان پریسا جهانی به ایران‌وایر می‌گوید: «پریسا دختر شوخ و خوش‌مشربی بود. همه فکرش این‌بود فرزندانش زندگی راحتی داشته باشند.»

به گفته این فرد آگاه پریسا آن‌روز یکی از دوستانش را ملاقات کرده است: «از دوستش که خداحافظی می‌کند احتمالا در راه بازگشت به خانه بوده که هدف شلیک گلوله قرار گرفته است.»آخرین تماسی که دختر و همسر پریسا با او داشتند ۱۱:۴۰دقیقه شب ۱۸دی بود. بعد از آن تماس تلفنی قطع شد. خانواده تا صبح خیابان‌های اطراف را گشت اما هرچه گشت کمتر یافت.»

پیکر پریسا جهانی اما ۴روز بعد در «بهشت رضوان» پیدا شد: «چهار روز تمام بیمارستان‌ها،آگاهی، دادگاه، بهشت رضا و بهشت رضوان را گشتند. او را در بهشت رضا با گلوله‌ای در سر یافتند. سه‌شنبه ۲۳دی۱۴۰۴ هم او را به خاک سپردند.»

این فرد آگاه درباره حال پریشان خواهر پریسا می‌گوید: «پریسا توی هر جمع و دورهمی باعث خنده و حال خوب بقیه بود. خیلی دلسوز بود. با خواهرش ساعت‌ها حرف می‌زدند. دخترش می‌گوید او هم مادرم بود هم دوستم. پریسا تحمل نداشت یک‌روز بی‌کار و منفعل در خانه بنشیند برای هر روزش یک برنامه‌ای داشت. خواهرش شیون می‌کرد و می‌گفت چطور ۴روز توی بهشت رضوان تنها ماند.»

مریم محمدظاهری؛ دو تیر جنگی و صدها ساچمه به تن جوانش زدند

از «نظام‌آباد» در ۱۸و ۱۹دی تصاویر زیادی منتشر شد. تصاویری از مقاومت مردم در برابر نیروی سرکوب منتشر شد. نام کشته‌شدگان و روایت‌های آن‌ها حالا یک‌ماه بعد آشکار می‌شود و ما می دانیم یکی از صدها نفری که آن شب‌ها در نظام‌آباد در خیابان بود زن ۲۷ساله‌ای به نام «مریم محمدظاهری» بوده است.

مریم مهندس عمران و طلاساز بود. او از شب اول اعتراضات در خیابان بود اما ۱۹دی حوالی ساعت ۸:۳۰ شب در خیابان نظام‌آباد هدف گلوله جنگی سرکوبگران قرار گرفت و او را کشتند.

یک منبع نزدیک به خانواده مریم محمدظاهری می‌گوید: «شب ۱۹دی به‌قدر هجدهم شلوغ نبود. جمعیت حوالی ۸ شب تازه داشت شکل می‌گرفت. همه شعار می‌دادند که یک‌هو یگان ویژه از سه طرف به جمعیت حمله کرد و شروع به تیراندازی کردند.»

مریم و خواهرش در کنار هم بودند: «خواهرش می‌خواست مراقبش باشد. وقتی مریم کنارش به زمین خورد فقط گفت تیر خوردم و از هوش رفت. خواهرش فکر می‌کرد تیر ساچمه‌ای است اما از پشت سر دوتا تیر جنگی به او زده بودند.»

به گفته این فرد آگاه بدن مریم از کمر به بالا پر از ساچمه بود: «آن شب در اعتراضات نظام‌آباد خشونتی توصیف نشدنی رخ داد. به زخمی‌ها تیر می‌زدند و آن‌ها را می‌کشتند. ده دقیقه بی‌وقفه شلیک کردند. وقتی تمام شد مردم ماشین پیدا می‌کردند. مریم را هم به بیمارستان رساندند اما او در آغوش خواهرش جان داد.»

عذاب وجدان بازمانده چیزی است که حالا بسیاری از اعضای خانواده جان‌باختگان تجربه می‌کنند. منبع آگاهی که با ایران‌وایر گفتگو کرده است می‌گوید: «خواهرش مدام می‌گوید نتوانستم برایش هیچ‌کاری بکنم. مدام یاد جمله آخر که گفته بود تیر خوردم می‌افتد و حال روحی‌اش خیلی بد است.»

مریم مجرد بود. بعد از تمام کردن دانشگاه در مقطع لیسانس رشته عمران در رشته طلاسازی مهارت کسب کرده بود و عاشق کارش بود. نزدیکانش او را فردی «سخت‌کوش و پرتلاش و سرشار از آرزو» توصیف می‌کنند.

به گفته فرد آگاهی که با ایران‌وایر گفتگو کرده است او از نظر اقتصادی مشکلی نداشت و می‌گفت «به خاطر مردم باید همراهی کنیم.»

پیکر مریم را صبح روز ۲۰دی در کهریزک یافتند: «از صبح روز ۲۰دی ده نفر از اعضای خانواده به کهریزک رفتند. از ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر طول کشید تا پیدایش کنند. پیکرش را مثل بسیاری از کشته‌شدگان در فضایی امنیتی به خاک سپردند.»

وضعیت بند زنان زندان اوین: اکثر بازداشتی‌ها زیر ۳۰ سال هستند

۲۲ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر

مریم سادات یحیویی، زندانی سیاسی سابق، در حساب کاربری‌اش در شبکه اجتماعی اینستاگرام نوشت: « اکثر بازداشتی‌ها زیر ۳۰ سال هستند.»

او ادامه داد: «اکثر زنانی که به بند نسوان زندان اوین منتقل شدند، بین یک شب تا یک هفته در بازداشتگاه‌ها حبس بودند. تعدادی از این زنان با وثیقه آزاد شدند و حدود ۸۰ نفر باقی ماندند.»

به نوشته این فعال سیاسی امروز چهارشنبه ۲۲ بهمن ۲۰ بازداشتی از زندان قرچک به بند زنان اوین منتقل شدند و گفته شده ۴۰ نفر دیگر را هم قرچک به اوین خواهند آورد. بند فعلی زنان، همان بند ۳۵۰ قدیم است و بازداشتی‌های جدید در طبقه بالا نگهداری می‌شوند و تعدادی هم کف خواب هستند.

بازداشت دستکم ۳ شهروند از جمله یک نوجوان در رابطه با اعتراضات

۲۴ بهمن ۱۴۰۴-هرانا خبرگزاری هرانا – سارا کاوندی در کرج، عباس نیو (باجی‌زهی) در آزادشهر و کیان قیصربیگی، دانشجو در ایلام، در رابطه با اعترا...