۱۴۰۵-۰۲-۲۸

ارومیه؛ بازداشت فروزان اسلامی، مدرس زبان انگلیسی توسط نیروهای حکومتی

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵-هه نگاو

فروزان اسلامی، شهروند کورد اهل ارومیه، مدرس زبان انگلیسی و مسئول آکادمی زبان «نوجوان» توسط نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هەنگاو، روز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ (۱۳ می ۲۰۲۶)، فروزان اسلامی، شهروند اهل ارومیه و مدرس زبان انگلیسی توسط نیروهای حکومتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

به گفته منابع آگاه، بازداشت این شهروند بدون ارائه هرگونه برگه‌ی قضایی صورت گرفته است.

تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاع دقیقی از دلایل بازداشت، اتهامات انتسابی و محل نگهداری این شهروند کورد در دسترس نیست.

 

اطلاعیه ۱۶۶۲ کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر با موضوع روز جهانی کارگر

اطلاعیه ۱۶۶۲ کمیته دفاع از حقوق کار و کارگر

 

 

 

با پایان دوران محکومیت؛ فهیمه سلطانی آزاد شد

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – فهیمه سلطانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان دستگرد اصفهان، با پایان دوران محکومیت آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فهیمه سلطانی آزاد شد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، آزادی خانم سلطانی در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ماه، با پایان دوران محکومیت وی از زندان دستگرد اصفهان صورت گرفته است.

فهیمه سلطانی در تاریخ  ۷ خرداد ۱۴۰۳ جهت اجرای حکم حبس بازداشت و به زندان منتقل شده بود.

او پیشتر توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی محمد توکلی به یک سال حبس تعزیری، دو سال حبس تعلیقی، دو سال منع خروج از کشور و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی محکوم شده بود. تشویق به جنگ و کشتار از جمله اتهامات مطروحه علیه وی عنوان شد.

خانم سلطانی در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۳ با قرار کفالت از زندان دستگرد اصفهان آزاد شد. وی مورخ ۱۸ فروردین ماه همان سال، پس از احضار به اداره اطلاعات سپاه اصفهان بازداشت شده بود.

او که پیشتر به واسطه فعالیت های خود، سابقه بازداشت داشته است، در خردادماه سال ۱۴۰۲ نیز توسط کمیته انضباطی دانشگاه اصفهان، به منع موقت از تحصیل به مدت دو نیم ترم محکوم شده بود.

گلرخ ایرایی در نامه‌ای به انجمن قلم آمریکا: «می‌نویسیم حتی اگر آزادی‌مان به بند کشیده شود»

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵-کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی زندان اوین، در نامه‌ای خطاب به انجمن قلم آمریکا، از وضعیت آزادی بیان، سرکوب نویسندگان و نقش نوشتن در مقابله با استبداد سخن گفته است. او در این نامه، «قلم» را صدای مردم تحت ستم، بازتاب رنج محرومان و ابزاری برای مقابله با حذف و سرکوب توصیف می‌کند.
آنچه در ادامه می‌آید، متن کامل نامه گلرخ ایرایی است که بدون هیچ حذف یا تغییری منتشر می‌شود.

نامه‌ای از بند زنان اوین به انجمن قلم آمریکا

گلرخ ایرایی که سال‌هاست به دلیل فعالیت‌های سیاسی و مدنی در زندان به‌سر می‌برد، این نامه را در اردیبهشت ۱۴۰۵ از بند زنان زندان اوین نوشته است. او در این نامه از نقش نوشتن و آزادی بیان در مقابله با سرکوب سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که حاکمیت، از «قلم» و افشای حقیقت هراس دارد.

در بخش‌های مختلف نامه، او به سرکوب سیستماتیک، فقر، اعدام، خیزش‌های مردمی، اعتراضات و رنج خانواده‌های دادخواه اشاره کرده و «قلم» را ابزاری برای شکستن سکوت توصیف می‌کند.

متن کامل نامه گلرخ ایرایی

«از راهی دور به شما که برای گرامی‌داشت «آزادی نوشتن» در کنار هم ایستاده‌اید، سلام می‌گویم. از جهانی که در آن حقایق مجال آشکار شدن ندارند و شکستن اختناق و انقیاد، نه یک حق ساده، بلکه در رویارویی با حاکمانی که منافع‌شان با ترسی که بر زبان و عمل سایه می‌اندازد میسر می‌شود.

اینجا بی‌پروا نوشتن از رنج مردمانی که ستم را به پیکار برمی‌خیزند، مجرمانه است و «آنان که با قلم تباهی درد را به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند»، در سکوت فرسوده می‌شوند و مجرم‌اند و سزاوار محاکمه!

نوشتن از رنج مردم تحت ستم، از فقر و نابرابری و سرکوب و کشتار سیستماتیک ـ که همواره بخشی از زندگی‌مان بوده است ـ اگرچه بی‌دغدغه نیست، اما روزنه‌ی امیدی است بر انگیزه‌ی مبارزه و محرکی خواهد بود بر غلیان خشم مردمی که خفگی را زندگی می‌کنند و خروش خشم آگاهانه و هدفمندشان، به گواه تاریخ، تنها شیوه‌ی برچیدن ستم خواهد بود.

ارتجاع حاکم، آزادی اندیشه و جسارت بیان را برنمی‌تابد، آنگاه که «قلم» بر چوبه‌های دار افراشته حمله می‌برد و از فقر و نابرابری روایت می‌کند و بازتابی می‌شود از سفره‌های خالی و قیام گرسنگان را نوید می‌دهد.

پس به شکستن قلم ایستادند. «قلم» که واقعیت تلخ موجود را به افق روشن فردا پیوند می‌زند و سکوت را که از سرکوب بی‌امان بیش از یک قرن سلطه‌ی «شیخ و شاه» به آن وادار می‌شویم، با آگاهی اجتماعی، آگاهی سیاسی و آگاهی طبقاتی که رهایی‌بخش محرومان و توده‌های تحت ستم است، در هم می‌شکند.

می‌نویسیم برای مقابله با حذف فیزیکی انسان، نادیده انگاشتن اندیشه و حذف باور و حقوق سیاسی و ایدئولوژیک و اجتماعی. برای مقابله با حذف ارزش‌ها و عقایدی که همواره وادار به طرد و گوشه‌نشینی بوده‌اند.

می‌نویسیم حتی اگر آزادی‌مان به بند کشیده شود. حتی اگر مورد تهدید و تحدید قرار بگیریم و وادار به تبعید و فدای جان شویم. ما این مبارزه را طی سالیان سلطه‌ی بی‌امان دیکتاتورها، زیر یوغ استثمار و ارتجاع، بر فراز کوه‌ها، از دل جنگل‌ها و در خیابان‌های شهرهامان، در خاورمیانه‌ی مورد چپاول استعمار و مورد تهاجم ارتجاع، به شعر و شعار، با جان و خون سرودیم و نقش‌آفرینی کردیم.

آنگاه که «قلم» نوشتن می‌آغازد تا از رنج مردم بگوید، نه در مرز می‌گنجد، نه در نژاد و ملیت، نه در جنس و رنگ.

«قلم» فریاد رنجی مشترک می‌شود در برابر ستم، برای ما که در نبردی نابرابر پا به میدان گذاشتیم…

«قلم» فریاد می‌شود بر سفره‌های بی‌نان. فریاد می‌شود بر زبان مادران اندوه، آنگاه که جنازه‌های آن سربداران رشید را بر ارابه‌های مرگ به سوی گورهایی بی‌نشان اشک می‌ریزند.

فریاد می‌شود با کودکان فلسطین، آنگاه که خشم اشغال را در کوله‌بار آوارگی بر دوش کشیدند و رویاهایشان با خاکستر برجای‌مانده از درختان زیتون سوخته از کین دژخیم، دود شد و به هوا رفت.

فریاد می‌شود در آن آخرین نگاه ترسیده‌ی دختران میناب، در غبار و خون و گیس‌های آشفته‌ی ماسیده بر گردن‌های نحیف‌شان.

فریاد می‌شود در دادخواهی ماه‌منیر مولایی‌راد، مادر کیان پیرفلک، آنگاه که از میان بازی کودکانه‌ی کیان، فرزند کشته‌شده‌اش در اعتراضات ایذه، اندوهی بی‌پایان را به یاد می‌آورد و می‌نویسد ظلم پایدار نیست و ظالم به سزای عملش خواهد رسید.

«قلم» فریاد می‌شود بر هر رنجی و بر هر ستمی در هر گوشه‌ی جهان و اگر جز این و به مصلحت بچرخد، رسالت خود را فرو گذاشته است.

و شما عزیزانم که قلب‌هاتان برای افشای حقیقت می‌تپد و دغدغه‌تان بی‌دغدغه نوشتن از واقعیت است، شما که «قلم» و مبارزه در راه برابری و رهایی را گرامی می‌دارید، تلاش آگاهانه و مسئولانه‌تان برای مردم تحت ستم که برای «حق» می‌جنگند، انعکاس صدای بی‌صدایان خواهد بود.

ما از خفگی رها خواهیم شد و می‌دانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود.

برای برقراری عدالت و برابری ـ تا رهایی بشر از اختناق و انقیاد حاکمان

گلرخ ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۵
بند زنان زندان اوین»

ما از خفگی رها خواهیم شد

گلرخ ایرایی در پست دوم خود به دریافت جایزه از انجمن قلم آمریکا اشاره کرده و نوشته بود:

انجمن قلم آمریکا در مراسم سالانه ادبی خود در نیویورک، جایزه «آزادی نوشتن» سال ۲۰۲۶ را به گلرخ ایرایی، نویسنده و زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، اهدا کرد. فریبا راد، فعال حقوق بشر، در غیاب گلرخ در این مراسم حضور یافت.
‏بخشی از نامه گلرخ ایرایی، نویسنده و زندانی سیاسی خطاب به انجمن قلم آمریکا: ‏«ما از خفگی رها خواهیم شد و می‌دانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود».

گلرخ ایرایی و سال‌ها زندان و فشار امنیتی

گلرخ ایرایی از زندانیان سیاسی شناخته‌شده در ایران است که طی سال‌های گذشته بارها بازداشت، محاکمه و زندانی شده است. او به دلیل فعالیت‌های مدنی، نوشتن، حمایت از زندانیان سیاسی و اعتراض به مجازات اعدام، بارها با پرونده‌سازی امنیتی روبه‌رو شده است.

گلرخ ایرایی در سال‌های گذشته بخش زیادی از دوران محکومیت خود را در زندان اوین و تبعیدگاه‌های مختلف سپری کرده و بارها از حق درمان، تماس و ملاقات محروم شده است. نام او در سال‌های اخیر به یکی از چهره‌های شناخته‌شده زندانیان سیاسی زن در برابر فشارهای امنیتی و قضایی تبدیل شده است.

از سرگیری دادگاه‌های «حجاب» در اصفهان

۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵-ایران وایر

در حالی‌که تصاویر حضور زنان بدون پوشش اجباری در تجمعات شبانه حامیان حکومت، شائبه عقب نشینی حکومت از اعمال حجاب اجباری را به ذهن متبادر می‌کرد، دادگاه‌های حجاب در شهرهای مختلف از سر گرفته شده است.

برای نمونه بر اساس تصویر این ابلاغیه که مربوط به شعبه ششم اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب اصفهان است، برای یک زن به اتهام «حضور زنان در معابر و انظار عمومی بدون حجاب شرعی» اخطاریه صادر شده و از او خواسته شده ظرف ۱۰ روز برای پرداخت جزای نقدی اقدام کند.

در متن این ابلاغیه آمده است که در صورت پرداخت جریمه نقدی، فرد مشمول «۲۰ درصد معافیت» خواهد شد؛ موضوعی که نشان می‌دهد روند صدور و اجرای احکام مرتبط با حجاب اجباری همچنان به‌صورت فعال در جریان است.

این در حالی است که طی ماه‌های گذشته و هم‌زمان با جنگ، بسیاری از شهروندان در شبکه‌های اجتماعی از ادامه فشارهای امنیتی و قضایی بر زنان، فعالان مدنی و شهروندان عادی انتقاد کرده‌اند و می‌گویند اولویت نهادهای حکومتی همچنان بر کنترل اجتماعی و اجرای قوانین مرتبط با پوشش متمرکز مانده است.

اصفهان در سال‌های اخیر یکی از استان‌هایی بوده که برخوردهای قضایی و امنیتی مرتبط با حجاب اجباری در آن بارها خبرساز شده است.

۱۴۰۵-۰۲-۲۷

سه شهروند از جمله یک زن در شاهین‌شهر بازداشت شدند

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – جانشین فرماندهی انتظامی استان اصفهان از بازداشت سه شهروند از جمله یک زن در شاهین‌شهر به دلیل آنچه «ارسال اطلاعات و همکاری با شبکه معاند» عنوان کرده است، خبر داد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از خبرگزاری دانشجو، سه شهروند در شاهین‌شهر بازداشت شدند.

جانشین فرماندهی انتظامی استان اصفهان در این رابطه مدعی شد: یک زوج جوان و یک فرد دیگر در شاهین‌شهر با یکی از رسانه های مستقر در خارج از کشور ارتباط داشته و اقدام به ارسال اطلاعات و همکاری با این شبکه می کردند.

احمد‌علی گودرزی در ادامه ادعا کرد که این افراد تصاویر اماکن نظامی را برای شبکه معاند ارسال و خواستار بمباران این اماکن شده بودند. همچنین این سه نفر در زمان خاکسپاری کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ در بهشت معصومه شاهین‌شهر، “علیه نظام جمهوری اسلامی ایران جو‌سازی و فضای روانی منفی” ایجاد کرده بودند.

در این گزارش به جزییات بیشتر اعم از تاریخ بازداشت، هویت و محل نگهداری این شهروندان اشاره‌ای نشده است.

مشهد؛ زهرا موسوی شهروند ایرانی‌ـ‌افغانستانی به ۱۰ سال و شش ماه حبس محکوم شد

۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵-هه نگاو

زهرا موسوی، شهروند ۲۱ ساله ایرانی‌ـ‌افغانستانی ساکن شهرستان فریمان استان خراسانر ضوی و و از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران مجموعاً به ۱۰ سال و ۶ ماه حبس محکوم شد.

 که بر اساس قانون تجمیع احکام، مجازات اشد یعنی ۴ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا خواهد بود. مابقی حکم (۶ سال و ۶ ماه) به صورت تعلیقی صادر شده است.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، زهرا موسوی اخیراً توسط یکی از شعب دادگاه انقلاب مشهد از بابت اتهاماتی نظیر؛ «تشکیل گروه»، «آموزش و ساخت مواد محترقه (کوکتل مولوتوف)» و «ترغیب افراد به برهم زدن امنیت ملی» در مجموع به ۴ سال حبس تعزیری و همچنین ۶ سال و ۶ ماه حبس تعلیقی محکوم شده است.

زهرا موسوی روز سه‌شنبه ۳۰ دی ۱۴۰۴ (۲۰ ژانویه ۲۰۲۶) در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای حکومتی بازداشت و هم‌اکنون در بند آرامش زندان وکیل‌آباد مشهد محبوس است.
هه‌نگاو پیشتر گزارش داده بود که،  نهادهای حکومتی اقدام به ابطال شناسنامه ایرانی زهرا موسوی کرده و وی را به «سلب تابعیت» و «تبعید» تهدید کرده‌اند. این اقدام در حالی صورت می‌گیرد که وی متولد ایران بوده و پیش از بازداشت، به عنوان صندوق‌دار در یک رستوران در شهرستان فریمان مشغول به کار و سرپرست خانواده خود بوده است.

ارومیه؛ بازداشت فروزان اسلامی، مدرس زبان انگلیسی توسط نیروهای حکومتی

۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۵-هه نگاو فروزان اسلامی، شهروند کورد اهل ارومیه، مدرس زبان انگلیسی و مسئول آکادمی زبان «نوجوان» توسط نیروهای حکومتی جمهوری ...