۱۴۰۵-۰۳-۱۷

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی نرگس تربتی در زندان وکیل آباد مشهد

۱۵ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – نرگس تربتی، شهروند ساکن مشهد، بیش از ۲۰ روز است که بازداشت شده و هم اکنون به صورت بلاتکلیف در زندان وکیل آباد این شهرستان نگهداری می‌شود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نرگس تربتی، در بازداشت به‌سر می‌برد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، این شهروند ۱۹ ساله در تاریخ ۲۵ اردیبهشت‌ماه، در یکی از پایگاه‌های ایست و بازرسی مشهد توسط نیروهای امنیتی پس از بررسی تلفن همراهش، بازداشت شده است.

یک منبع مطلع ضمن تایید این خبر به هرانا گفت: “ماموران در ایست و بازرسی تلفن همراه نرگس را بررسی کردند. پس از آنکه متوجه شدند چند رسانه خارج از کشور را دنبال می‌کند، او را بازداشت و به زندان وکیل‌آباد مشهد منتقل کردند.”

نرگس تربتی هم‌اکنون در بند آرامش زندان وکیل‌آباد نگهداری می‌شود و بیش از سه هفته است که در وضعیت بلاتکلیفی قضایی قرار دارد. همچنین تاکنون امکان آزادی وی با تودیع وثیقه فراهم نشده است.

تا لحظه تنظیم این گزارش، از اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی حاصل نشده است.

هرانا پیشتر در گزارشی به وضعیت زنان زندانی در بند آرامش و قرنطینه زندان وکیل آباد مشهد پرداخته بود. بندهایی که با کمبود امکانات اولیه از جمله تهویه مناسب، سرویس بهداشتی و حمام استاندارد، تخت و دسترسی مناسب به خدمات پزشکی مواجه‌اند.

زندان اوین؛ تداوم محرومیت از درمان لیلا آفرین با وجود ابتلا به تومور مغزی

۱۵ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – لیلا آفرین، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین که به تومور مغزی و بیماری های مفصلی مبتلاست، کماکان از رسیدگی تخصصی پزشکی محروم مانده است. این زندانی سیاسی اخیرا برای درمان به بیمارستان اعزام شده و پس از مدتی کوتاه، بدون دریافت رسیدگی پزشکی مناسب به زندان بازگردانده شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، لیلا آفرین همچنان از دسترسی به خدمات درمانی مورد نیاز خود محروم است. براساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانم آفرین به تومور بدخیم مغزی و بیماری های مفصلی مبتلا است. وضعیت جسمانی این زندانی وخیم گزارش شده، به طوری که در حال حاضر از علائمی همچون عدم تعادل، لرزش دست‌ها و پاها و کاهش بینایی رنج می‌برد و گاه تنها با کمک سایر زندانیان یا تکیه بر دیوار قادر به حرکت است. یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفت: “پزشک زندان بر ضرورت رسیدگی فوری پزشکی به وضعیت خانم آفرین تاکید کرده بود. با این حال، وی هفته گذشته پس از اعتراض خانواده و هم‌بندیانش به بیمارستان شهدای تجریش اعزام شد، اما بدون انجام آزمایش‌های لازم و اقدامات درمانی مورد نیاز به زندان بازگردانده شد.” به گفته این منبع مطلع، اعزام وی به بیمارستان با هدف انجام تصویربرداری MRI و سایر آزمایش‌های تخصصی صورت گرفته بود، اما این اقدامات انجام نشد. همچنین با وجود اینکه زمان آزادی مشروط او رسیده، ولی با مخالفت آقای نیری دادیار ناظر بر زندان مواجه شده است. درخواست‌های مکرر این زندانی برای استفاده از مرخصی درمانی نیز تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

چندی پیش هرانا در گزارشی از عدم رسیدگی پزشکی این زندانی سیاسی خبر داده بود.

لیلا آفرین، متولد ۱۳۷۲، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۱۹ آذر ۱۴۰۴، به بند زنان زندان اوین منتقل شد. وی سپس توسط دادگاه انقلاب تهران، به یک سال حبس محکوم شد.

علیرغم نیاز به رسیدگی پزشکی؛ تداوم بازداشت آزاده یعقوبی در زندان وکیل آباد مشهد

۱۵ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – آزاده (معصومه) یعقوبی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، بیش از چهار ماه است که به صورت بلاتکلیف در زندان وکیل آباد مشهد محبوس است. وی علیرغم شرایط نامناسب جسمی ناشی از بیماری‌ کرون و نیاز به رسیدگی تخصصی پزشکی، از اعزام به مراکز درمانی خارج از زندان محروم مانده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آزاده (معصومه) یعقوبی بیش از ۱۲۰ روز است که بازداشت شده و در بند قرنطینه زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری می‌شود. یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این زندانی ضمن تایید این موضوع به هرانا گفت: “آزاده به بیماری کرون (التهاب مزمن روده) مبتلا است و به دلیل عدم دسترسی به داروهای مورد نیاز و شرایط نامناسب نگهداری، از وضعیت جسمانی مطلوبی برخوردار نیست. همچنین به دلیل کیفیت پایین غذا در زندان و محدودیت در تهیه مایحتاج ضروری، روند بیماری خانم یعقوبی تشدید شده است. وی نیازمند رسیدگی پزشکی تخصصی و انجام کولونوسکوپی است، اما تاکنون از اعزام او به بیمارستان خارج از زندان ممانعت به عمل آمده است.” بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانواده این زندانی با مراجعه به دادگاه انقلاب و همچنین پیگیری از طریق مراجعه به مراجع قضایی مربوطه، خواستار رسیدگی به وضعیت درمانی و پرونده او شده‌اند، اما تاکنون نتیجه‌ای حاصل نشده است.

معصومه یعقوبی با نام مستعار «آزاده»، در تاریخ ۴ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی در مشهد بازداشت شد. او مدتی را در سلول انفرادی بازداشتگاه امنیتی وزارت اطلاعات سپری کرد و سپس به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شده است.

تا لحظه تنظیم این گزارش از اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی حاصل نشده است.

هرانا پیشتر در گزارشی به وضعیت زنان زندانی در بند آرامش و قرنطینه زندان وکیل آباد مشهد پرداخته بود. بندهایی که با کمبود امکانات اولیه از جمله تهویه مناسب، سرویس بهداشتی و حمام استاندارد، تخت و دسترسی مناسب به خدمات پزشکی مواجه‌اند.

لازم به ذکر است اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ از تاریخ ۷ دی‌ماه در تهران آغاز شد و به‌سرعت به دیگر شهرها گسترش یافت. در پی سرکوب این اعتراضات، شمار زیادی از شهروندان کشته و مجروح شده و ده‌ها هزار نفر نیز بازداشت یا احضار شدند. برای اطلاعات بیشتر، می‌توانید به گزارش جامع هرانا تحت عنوان «زمستان سرخ» که پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات سراسری ایران (۷ دی تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴) را مستند می‌کند، مراجعه کنید.

گزارشی از اجرای حکم اعدام افسانه زندآبادی در زندان مرکزی تبریز

۱۵ خرداد ۱۴۰۵-هه نگاو

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران اواخر اردیبهشت ماه امسال حکم اعدام یک زن جوان به نام افسانه زندآبادی را که از بابت اتهامات مربوط به «مواد مخدر» به اعدام محکوم شده بود، در زندان مرکزی تبریز به اجرا در آورده است.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، سحرگاه روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۸ می ۲۰۲۶)، حکم اعدام افسانه زندآبادی شهروند ۲۲ ساله تُرک و اهل تبریز در زندان مرکزی این شهر به اجرا درآمده است.

به گفته منابع آگاه، افسانه زندآبادی حدود سه سال پیش، در سال ۱۴۰۲ و زمانی که تنها ۱۹ سال سن داشت، بازداشت و متعاقباً توسط دادگاه انقلاب به اتهام‌های مرتبط با مواد مخدر به اعدام محکوم شد.

سازمان حقوق بشر ایران در باره این پرونده نوشته است که، این زن جوان در تمامی مراحل بازجویی، بازپرسی و دادرسی در دادگاه صراحتاً اعلام کرده بود که از دوران کودکی قربانی اغفال تدریجی و آماده‌سازی برای سوءاستفاده (گرومینگ)، آزار مکرر، تهدید و تجاوز جنسی به دست ناپدری خود بوده و با اجبار و اکراهِ وی وارد چرخه قاچاق و حمل مواد مخدر شده است. با این حال، نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی بدون توجه به وضعیت آسیب‌پذیری و دفاعیات این قربانی، او را به چوبه دار سپردند؛ این در حالی است که ناپدری وی به عنوان عامل اصلی جنایت و سوءاستفاده، با هیچ‌گونه پیگرد یا پیامد قضایی روبرو نشده است.

مرجان ساتراپی؛ هنرمند منتقدی که از «عشق» مرد

۱۵ خرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

روز پنچ‌شنبه ۱۴خرداد۱۴۰۵، خبری جامعه هنری، به‌ویژه هنرمندان در تبعید ایرانی را تکان داد. رسانه‌های فرانسه به نقل از خانواده «مرجان ساتراپی» نویسنده و کارگردان ایرانی-فرانسوی خبر دادند که او در منزل شخصی‌اش در ۵۶سالگی درگذشته است. مرگ «ناشی از اندوه» عبارتی بود که در گزارش‌ها به‌عنوان دلیل این فقدان مطرح شد. مرجان ساتراپی یکی از راویان سرکوب زنان ایرانی در دوران معاصر و از معدود هنرمندانی بود که موفق شد تاریخ معاصر ایران را از طریق روایت‌های شخصی به جامعه جهانی بشناساند.

مرجان ساتراپی یک‌سال قبل، «ماتیاس ریپا»، یار و شریک ۳۰ساله‌اش در زندگی، نویسنده و کارگردان را بر اثر بیماری از دست داده بود و حالا دوستان نزدیکش می‌گویند که او از «عشق» مرده است.

***

مرجان ساتراپی؛ از پرسپولیس تا زن، زندگی‌، آزادی

بسیاری از ایرانیان نام مرجان ساتراپی را زمانی شنیدند که انیمیشن «پرسپولیس» اکران شد.

زندگی‌نامه‌ای که روایت سرکوب سیاسی دوران پهلوی و همچنین دوران تاریک و دردناک سال‌های آغازین جمهوری اسلامی را به تصویر می‌کشید.  با این‌همه او در تمامی سال‌های فعالیتش منتقد جدی جمهوری اسلامی بود و حتی گامی فراتر نهاده و در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» صریح و روشن علیه سیاست‌ مماشات دولت فرانسه با جمهوری اسلامی موضع گرفته بود.

«مانا نیستانی»، کارتونیست ساکن فرانسه یکی از هنرمندانی است که در تهیه کتاب «زن‌، زندگی، آزادی» با او همکاری کرده است.

این کارتونیست شناخته‌شده به ایران‌وایر می‌گوید: «همکاری من با مرجان ساتراپی هیچ‌وقت رو در رو و از نزدیک نبود، با این که هر دو پاریس بودیم، لااقل من از ۲۰۱۱ به پاریس آمدم، شاید یک‌بار همان سال‌های اول مرجان را در یک پنل سه‌نفره درباره ادبیات مهاجران همراه با عتیق رحیمی دیدم. او بیشتر با توکا (برادر بزرگ‌تر مانا نیستانی) دوست بود، توکا به آتلیه کارش در پاریس رفته بود، اما من اواخر ژانویه ۲۰۲۳ ایمیلی از مرجان دریافت کردم که خیلی مودب و مهربان دعوت به مشارکت در تهیه کتاب “زن زندگی آزادی” به کارگردانی خودش کرده بود.»

به گفته مانا نیستانی تعدادی هنرمند ایرانی و غیرایرانی در این پروژه مشارکت می‌کردند و او نیز با خرسندی این پیشنهاد مرجان ساتراپی را پذیرفته بود: «ساتراپی هنرمند مهمی بود. کسی بود که به تنهایی توانست مسیر دشواری در صنعت نشر کمیک اروپا باز کند و اعتماد ناشر اروپایی را جلب کند، آن‌ها را متوجه کند که ما هم استعدادها و قصه‌هایی برای گفتن داریم.»

مانا نیستانی همچنان اتوبیوگرافی مصور «پرسپولیس» را اثر مهمی که توسط مرجان ساتراپی خلق شد، می‌داند و می‌گوید: «او  زمانی که هیچ منبعی درباره وضعیت زندگی زیر پرچم جمهوری اسلامی وجود نداشت، اتوبیوگرافی مصور خودش “پرسپولیس” را عرضه کرد، مقامات فرهنگی جمهوری اسلامی همیشه صفت ضد ایرانی نثار کتاب ساتراپی می‌کردند چون افشاگر بخشی از کثافت‌کاری‌های اجتماعی سیاسی نظام مقدس‌شان بود، خاطراتی که می‌گفت اکثرا خاطره جمعی نوجوانان و جوانان ایرانی دهه شصت و هفتاد است. ساتراپی این خاطره جمعی را در روایت شخصی خودش ثبت و ماندگار کرد، نه فقط برای مخاطب غیر ایرانی که برای نسل‌های بعد ایرانیان.»

مانا نیستانی درباره تجربه همکاری با مرجان ساتراپی در کتاب «زن، زندگی، آزادی» می‌گوید: «ساختار کتاب توسط مرجان و دو روزنامه‌نگار دیگر طراحی شده بود، فصل‌‌ها و کانسپت‌ها (مفاهیم) مشخص بود و من تصمیم گرفتم دو فصل «زندان» و «جنگ روانی» را از میان محتوای مشخص شده برای کار انتخاب کنم.»

به گفته این کارتونیست ساتراپی کاملا به او «اعتماد» داشت: «من هم کار خودم را انجام دادم. کتاب، بین مخاطبان ایرانی بحث و انتقاد زیادی ایجاد کرد، کار بی‌نقصی نبود و در بخش‌هایی نقص اطلاع یا اشتباه داشت اما برای شناساندن بسیاری از جزییات و ریزه‌کاری‌های سیاسی-اجتماعی ایرانیان به مخاطب غیرایرانی نقش مهمی بازی کرد.»

مانا نیستانی می‌گوید بعد از انتشار کتاب، دوست فرانسوی او به فصل‌های مرتبط با «آقازاده‌ها» و «ریچ‌کیدز» اشاره می‌کرد که تابه‌حال درباره‌شان نشنیده بود:

«کتاب بابت اطلاعات اساسی که می‌داد بسیار مورد توجه مخاطب اروپایی قرار گرفت و تیراژ بالایی داشت. بعدتر در یکی از تجدید چاپ‌ها خواستند فصلی اضافه کار کنم من هم پذیرفتم و در آن بخش از خجالت محور مقاومت و ارتباطش با رژیم ایران درآمدم، تقریبا همان زمان‌ها بود که ناشر خبر داد همسر ساتراپی در گذشته و او را سخت افسرده و سوگوار کرده، سوگی که گوشه‌نشین‌اش کرد.»

مرجان ساتراپی سال‌ها مشی مشخصی در مخالفت با جمهوری اسلامی و دیکتاتوری‌ حاکم بر ایران داشت. مانا نیستانی با اشاره به رد نشان «لژیون دونور» از سوی ساتراپی می‌گوید: « او آدم مهم و شناخته‌شده‌ای بود. اصلا نیازی نداشت از طریق گرافیک نوول دیده شود. جلب سینما شده بود و کارگردانی می‌کرد. بعد از کشته شدن مهسا (ژینا) امینی به جهان کمیک برگشت تا از شهرت خود استفاده کند برای جلب توجه غربی‌ها به سمت تحولات ایران. نشان لژیون دونور را هم به‌خاطر دورویی دولت فرانسه در برخورد با کشورهایی مثل ایران رد کرد.»

مرجان ساتراپی در سال ۱۴۰۳، از دریافت نشان لژیون دونور، بالاترین نشان افتخار دولت فرانسه خودداری کرد و دلیل آن را «سیاست ریاکارانه» دولت فرانسه در قبال ایران دانست.

مانا نیستانی در پاسخ به این پرسش که هنرمندی که موضع‌گیری سیاسی دارد چه رنج‌های تحمل می‌کند، می‌گوید: «مرجان هنرمندی بود که نگاه سیاسی داشت و در دایره توجه بود، طبعا خوب و بدش را زیاد می‌گفتند، ستایش بسیار می‌شد و هدف حمله نیز هم. می‌شود در سکوت فقط نگاه کرد و آرام و بی‌دردسر گذراند، وقتی عقیده را بیان میکنی طبعا همه را خوش نخواهد آمد و اگر قلمت توجه جلب کند، فحش هم خواهی خورد. ذات این ماجراست.»

زندگی در تبعید و تصویرسازی از رنج‌

مرجان ساتراپی، سال‌ها منتقد صریح حکومت ایران بود. او پس از ورود به فرانسه در ۱۹۹۴ و انتشار کتاب کمیک و فیلم «پرسپولیس» به شهرتی جهانی دست یافت. رُمانی مصور که  داستان دوران کودکی و نوجوانی زندگی او در تهران را روایت می‌کند؛ دورانی سرشار محدودیت‌های اعمال‌شده در ایران پس از انقلاب اسلامی؛ رنج‌هایی که موجب شد والدین مرجان او را در نوجوانی به اروپا بفرستند.

این رمان مصور موفق شد در سال ۲۰۰۷ جایزه بزرگ منتقدان فیلم در جشنواره کن و در سال ۲۰۰۸ جایزه سزار بهترین فیلمنامه اقتباسی را از آن خود کند.

از مرجان ساتراپی آثار متعددی به‌جا‌مانده است. او عمدتا با کتاب‌ها و فیلم‌های «پرسپولیس»، «خورش آلو با مرغ» و «گل‌دوزی‌ها» شناخته شده بود، اما همچنان پرسپولیس، نقش مهمی در معرفی او به جهان کرد چرا که علاوه بر جوایز متعدد به ۲۰زبان ترجمه شد و فروش آن از مرز ۴۰۰هزار نسخه در جهان از مرز یک میلیون و ۲۰۰ هزار نسخه گذشت.

کتاب مصور «زن، زندگی، آزادی» نیز نخستین اثر مصور خانه‌ نشر «ایکونوکلاست» در فرانسه است؛ کتابی مصور که با همکاری بیش از ۲۰ تصویرگر ایرانی و غیرایرانی در دو نسخه فرانسه و فارسی منتشر شده، با شرحی کوتاه از مبارزات زنان و اشاره به پیشینه مردسالاری و زن‌ستیزی در تاریخ ایران.

مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ (۱۹۶۹) در رشت به دنیا آمد ولی در تهران بزرگ شد. مادرش از نوادگان «ناصرالدین شاه قاجار» بود. در چهارده سالگی برای ادامه تحصیل به اتریش فرستاده شد. پس از پایان دوران دبیرستان به ایران بازگشت و وارد دانشگاه شد.

او سپس به فرانسه رفت و در آن‌جا کار نقاشی و خلق کتاب‌های مصور را آغاز کرد.

واکنش‌ها به مرگ مرجان ساتراپی

«امانوئل مکرون»، رییس‌جمهور فرانسه، روز پنج‌شنبه ۱۴خرداد۱۴۰۵ در پیامی مرجان ساتراپی را «یک هنرمند بزرگ» توصیف کرد که دوران کودکی‌اش را «به یک افسانه جهانی تبدیل کرد.»

مکرون در ادامه گفت که این هنرمند «با نگاه کودکانه‌اش، طنزش، مهربانی‌اش، و شیاطین درونی‌اش، نویسنده‌ای جهانی خیره‌کننده خلق کرد که خوانندگان در آن خود را پیدا کردند.»

«ژوان سفار»، طراح فرانسوی مشهور نیز  در اینستاگرام نوشت: «تو با کمیک‌ها جهان را تغییر دادی و خودت به کمیک‌ها اهمیتی نمی‌دادی. من خواهر دوقلویم را از دست دادم.»

«ریاض سطوف»، نویسنده فرانسوی-سوری کتاب معروف «عرب آینده» نیز نوشت: «اثر او راهی را گشود که بسیاری از آن پیروی کردند، و در درجه اول من.»

۱۴۰۵-۰۳-۱۶

کرمان؛ گزارشی از بازداشت و بلاتکلیفی فاطمه روهنده، وکیل دادگستری

۱۴ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – فاطمه روهنده، وکیل دادگستری، اواخر اردیبهشت‌ماه امسال توسط نیروهای امنیتی در کرمان دستگیر و همچنان به صورت بلاتکلیف در بازداشت به سر می‌برد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از امتداد، فاطمه روهنده، در بازداشت است.

براساس این گزارش، خانم روهنده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت امسال توسط نیروهای امنیتی در کرمان بازداشت شده است. علت بازداشت او «نقض قرار ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی» عنوان شده است.

این وکیل دادگستری در جریان بازداشت پیشین خود، با قرار بازپرس پرونده به تعلیق اشتغال در حرفه وکالت و ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی ملزم شده بود. امتداد در گزارش خود آورده است که پس از اعتراض به دستور تعلیق اشتغال در حرفه وکالت، دادگاه انقلاب این محدودیت را لغو کرد و خانم روهنده مجدداً به فعالیت حرفه‌ای خود بازگشته بود.

فاطمه روهنده، وکیل دادگستری در اسفند سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از حدود یک ماه آزاد شده بود. این بازداشت به دلیل نشر مطالبی در حمایت از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ صورت گرفت و اتهام او «نشر اکاذیب» عنوان شده بود.

لغو اجرای «آرش‌خوانی» پانته‌آ بهرام

۱۴ خرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

برنامه «آرش‌خوانی» با اجرای پانته‌آ بهرام که قرار بود بر اساس نمایشنامه آرش اثر بهرام بیضایی برگزار شود، لغو شد.

پانته‌آ بهرام با انتشار متنی در صفحه اینستاگرام خود خبر لغو این برنامه را اعلام کرد و نوشت: «آرش‌خوانی ما لغو شد؛ آخر “آرش” ساکت‌اش خوب است؛ این را می‌توانید از میدان ونک بپرسید.»

نمایشنامه «آرش» یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار بهرام بیضایی است که با الهام از اسطوره آرش کمانگیر نوشته شده و در سال‌های مختلف به شکل‌های گوناگون در قالب نمایش‌خوانی و اجراهای صحنه‌ای مورد توجه هنرمندان قرار گرفته است. لغو تازه‌ترین برنامه مرتبط با این اثر، بار دیگر موضوع محدودیت‌های فرهنگی و هنری در ایران را به کانون توجه بازگردانده است.

پانته‌آ بهرام بازیگر سینما و تئاتر توضیح بیشتری درباره دلیل لغو برنامه ارائه نکرده، اما او پیش‌تر نیز از اعمال محدودیت‌های حرفه‌ای علیه خود خبر داده بود. این هنرمند تیر ۱۴۰۳ اعلام کرده بود که حراست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وی را از فعالیت و تدریس منع کرده است.

پانته‌آ بهرام در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ نیز در حمایت از معترضان و در اعتراض به جان‌باختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، حجاب اجباری را کنار گذاشت. پس از آن گزارش‌هایی درباره تشکیل پرونده قضایی و اعمال محدودیت‌های شغلی علیه او منتشر شد.

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی نرگس تربتی در زندان وکیل آباد مشهد

۱۵ خرداد ۱۴۰۵-هرانا خبرگزاری هرانا – نرگس تربتی، شهروند ساکن مشهد، بیش از ۲۰ روز است که بازداشت شده و هم اکنون به صورت بلاتکلیف در زندان و...