۱۴۰۵-۰۳-۲۸

مشهد؛ طیبه نظری به ۵ سال حبس محکوم شد

۲۶ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – طیبه نظری مکی آبادی، از بازداشت‌شدگان مراسم هفتم خسرو علیکردی در مشهد، توسط دادگاه انقلاب این شهر به پنج سال حبس محکوم شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، طیبه نظری مکی آبادی، به حبس محکوم شد. براساس حکمی که در تاریخ ۲۳ خردادماه توسط شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی غلامرضا اکبری مقدم صادر و به این شهروند ابلاغ شده،‌ او به پنج سال حبس محکوم شده است. چهار سال از این میزان محکومیت بابت اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و یک سال در خصوص «تبلیغ علیه نظام» صادر شده است.

جلسه رسیدگی به اتهامات خانم نظری در تاریخ ۱۱ خردادماه در این شعبه برگزار شده بود.

یک منبع مطلع در خصوص روند رسیدگی به پرونده خانم نظری به هرانا گفت: «در جلسه دادگاه، به خانم نظری فرصتی برای ارائه دفاعیات داده نشد. همچنین وکیل او نیز تنها زمان محدودی برای دفاع از موکل خود در اختیار داشت.»

طیبه نظری مکی آبادی، معلم بازنشسته در مراسم هفتم خسرو علیکردی در مشهد بازداشت و پس از یک ماه با تودیع وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

این شهروند پیشتر نیز بواسطه فعالیت‌های خود سابقه بازداشت داشته است.

گزارشی از آخرین وضعیت پروین میرآسان، زندانی ۶۹ ساله در زندان اوین

۲۶ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – پروین میرآسان، زندانی سیاسی ۶۹ ساله محبوس در زندان اوین، با وجود ابتلا به بیماری‌های متعدد از جمله بیماری پارکینسون و تشدید مشکلات جسمانی، همچنان در حال تحمل دوران محکومیت خود است. با وجود آنکه حدود سه ماه از دوران محکومیت این زندانی سالخورده باقی مانده، تاکنون با درخواست‌های آزادی مشروط یا مرخصی متصل به آزادی وی موافقت نشده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پروین میرآسان، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، از بیماری‌های متعددی رنج میبرد. یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی ضمن تایید این موضوع به هرانا گفت: «وضعیت جسمی خانم میرآسان در شرایط نامناسبی قرار دارد. او از بیماری‌های متعدد از جمله بیماری پارکینسون رنج می‌برد و در ماه‌های اخیر مشکلات قلبی وی تشدید شده است. همچنین دردهای شدید مفصلی، لرزش و اختلال در تعادل موجب شده که وی به‌سختی قادر به راه رفتن باشد و در انجام امور روزمره با مشکلات جدی مواجه شود.» این منبع در ادامه با اشاره به اینکه خانم میرآسان از بیماری‌های دیگری از جمله دیابت و عارضه چسبندگی روده نیز رنج می‌برد، گفت: «با وجود آنکه حدود سه ماه از دوران محکومیت خانم میرآسان باقی مانده، تاکنون با درخواست‌های مربوط به آزادی مشروط یا مرخصی متصل به آزادی وی موافقت نشده است.»

پیشتر یک منبع مطلع به هرانا گفته بود: «پروین میرآسان گاهی دچار فراموشی و کم‌حرفی شدید می‌شود و به نقطه‌ای خیره می‌ماند، در حالی که در مواقع دیگر به‌طور ناگهانی پرحرف می‌شود.»

پروین میرآسان در تاریخ ۱۳ آبان‌ماه ۱۴۰۱، همزمان با اعتراضات سراسری، توسط نیروهای اطلاعات سپاه در شیراز بازداشت و به زندان عادل‌آباد این شهر منتقل شد. وی در بهمن‌ماه همان سال به تهران اعزام شد و نهایتا پس از پایان مراحل بازجویی، در تاریخ ۲۸ اسفندماه ۱۴۰۱ به بند زنان زندان اوین انتقال داده شد.

او پس از ۱۷ ماه بلاتکلیفی در فروردین ماه سال ۱۴۰۳، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، از بابت اتهامات اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام به چهار سال حبس محکوم شد.

پروین میرآسان، متولد ۱۳۳۶، دو فرزند پسر وی در جوانی فوت کرده اند و هم اکنون تنها یک دختر دارد که ساکن ایران نیست.

سمانه ابراهیمی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد

۲۶ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – سمانه ابراهیمی نوایی، شهروند ساکن آمل، روز شنبه ۲۳ خردادماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ساری منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سمانه ابراهیمی نوایی، شهروند ساکن آمل بازداشت شد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانم ابراهیمی نوایی روز شنبه ۲۳ خردادماه توسط نیروهای امنیتی در آمل بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ساری منتقل شده است.

یک منبع مطلع نزدیک به خانواده ابراهیمی نوایی، ضمن تایید این موضوع به هرانا گفت: «سمانه در مقابل منزل شخصی خود، مادامی که قصد عزیمت به محل کار خود را داشت، بازداشت شد. خانم نوایی طی این مدت یکبار امکان برقراری تماس با خانواده خود را داشت و آنها را از وضعیت خود مطلع کرد.»

تا لحظه تنظیم این گزارش، اطلاعی از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند، حاصل نشده است.

سمانه ابراهیمی نوایی، ۴۶ ساله و شهروند ساکن آمل است.

زنکشی؛ گزارشی از قتل یک زن ۱۸ ساله توسط نامزدش در استان فارس

۲۶ خرداد ۱۴۰۵-هه نگاو

یک زن ۱۸ ساله توسط نامزد خود و بوسیله سلاح گرم در مرودشت از توابع استان فارس به قتل رسید. انگیزه قاتل از ارتکاب جرم در رسانه‌های حکومتی تحت عنوان «اختلافات خانوادگی» گزارش شده است.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز یکشنبه ۲۴ خردادماه ۱۴۰۵ (۱۴ ژوئن ۲۰۲۶)، یک دختر ۱۸ ساله در یکی از روستاهای بخش سیدان از توابع شهرستان مرودشت، بر اثر اصابت گلوله توسط نامزدش به قتل رسید.

قابل ذکر است که، برادر ۲۲ ساله متهم نیز هدف شلیک گلوله قرار گرفته و جان باخته است.

به نوشته‌ی ایسنا، متهم پس از ارتکاب جرم از محل متواری شده و ساعاتی بعد در حوالی کوه‌های تنگ خشک بازداشت شده است.

سمیرا ساکی فقط می‌خواست طلاق بگیرد، همسرش او را در دانشگاه کشت

۲۶ خرداد ۱۴۰۵-هه نگاو

صبح روز ۱۱خرداد۱۴۰۵ «سمیرا ساکی»، مثل هر روز کاری دیگر وارد بخش تشخیص دهان دانشکده دندانپزشکی قزوین شد، روپوش سفید خود را به تن کرد و اولین بیمار در انتظار را روی یونیت دندانپزشکی پذیرش کرد. هنوز ساعتی از آغاز به کارش نگذشته بود که «حسن ساکی» همسر و پسرعموی سمیرا به‌رغم اینکه گفته بودند اجازه ورود به دانشکده را ندارد وارد محل کار او شد و از سمیرا خواست با هم محل را ترک کنند. سمیرا تلاش کرد آرامش محیط درمان را حفظ کند و از او بخواهد بدون درگیری از آن‌جا برود؛ نتیجه شلیک چهار گلوله به تن سمیرا بود و بعد ضارب با شلیک یک گلوله به سر خود به زندگی‌اش پایان داد.
این خلاصه روایت دردناک یک زن‌کشی، نه در خیابان، در محیط دانشگاه است. نه به دست انسانی تحت تاثیر مواد مخدر یا دچار جنون و بیماری آنی، توسط فردی که دانشجوی دندانپزشکی بوده و بارها همسر و خانواده همسرش را به قتل تهدید کرده بود.

اما بین خطوط این روایت چیست؟ چرا به‌رغم سابقه تهدید و خشونت از سوی حسن ساکی هیچ‌کس چنین گزارش‌هایی را جدی نگرفت؟ این گزارش تلاش می‌کند به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

*** 

سمیرا ساکی متولد ۱۳۷۵ در شهر «هویزه» خوزستان بود. شیفته تحصیل و پیشرفت در زندگی. او تحصیلات خود را در رشته میکروبیولوژی آغاز کرد اما بعد از مدتی تصمیم گرفته بود رشته خود را تغییر بدهد و در رشته دندانپزشکی ادامه تحصیل بدهد.

مادر سمیرا درباره او به ایران‌وایر می‌گوید: «دخترم از همان سال‌های جوانی درس‌خوان، پرتلاش و سرشار از آرزو بود. ۱۹ یا ۲۰سالش که بود در رشته میکروبیولوژی پذیرفته شد. یک‌سال بیشتر نخوانده بود که پسرعمویش به خواستگاری آمد. ما تصور می‌کردیم چون از خانواده خودمان است، زندگی آرام و مطمئنی خواهند داشت. پدربزرگ سمیرا فرد فرهنگی است. قرار شد ازدواج کنند و با هم بروید خارج درسشان را بخوانید. تصمیم گرفتند بروند مسکو درس بخوانند.»

به گفته مادر سمیرا قرار بر این شد که این زوج برای ادامه تحصیل بروند و هزینه‌های تحصیل هرکس را پدر خودش بدهد: «بچه‌ها که رفتند مدتی بعد خانواده شوهر سمیرا گفتند ما پول نداریم بدهیم خرج‌ها آنجا خیلی گران است. پسر ما برگردد همینجا درس بخواند و سمیرا بماند. این موضوع فشار زیادی به آن‌ها آورد. شوهر سمیرا از این وضعیت درمانده بود. سمیرا هم از رشته خودش انصراف داده بود و داندانپزشکی رویایش بود ما هم موافق نبودیم سمیرا در کشور غریب تنها بماند برای همین هردو برگشتند.»

به‌رغم تمام این دشواری‌ها و تغییرات شدید سمیرا بعد از برگشت دوباره در آزمون دندانپزشکی شرکت کرد و بعد از تطبیق واحدهای گذرانده شده در دانشکده دندانپزشکی قزوین تحصیل خود را آغاز کرد اما رفتارهای خشونت‌آمیز همسرش خیلی زیاد و جدی شده بود.

بر اساس گفته‌های مادر سمیرا، دخترش چه پس از مهاجرت به روسیه و چه پس از بازگشت و از سر گرفتن تحصیل در دانشگاه قزوین، بارها از رفتارهای خشونت‌آمیز همسرش گلایه کرده بود: «دست بزن داشت. به هر بهانه با مشت به صورت دخترم می‌کوبید. مدام سمیرا را تهدید می‌کرد. در نهایت سمیرا تصمیم گرفت پیگیر کارهای طلاق باشد. بهمن ۱۴۰۴ سمیرا تصمیم خودش را اعلام کرد و گفت دیگر به خانه حسن برنمی‌گردم.»

 اما همین که مساله جدایی مطرح شد شکل و شدت تهدیدها ابعاد وسیع‌تری به خود گرفت. مادر سمیرا می‌گوید: «او به صورت مستقیم و غیرمستقیم تهدیدمان می‌کرد. به خانواده‌اش گفته بود اگر سمیرا طلاق بگیرد اسلحه جنگی خریده‌ام هم خودش را می‌کشم هم مادر و خواهرش را چون می‌دانست ما از تصمیم سمیرا حمایت می‌کنیم. چندین بار رفته بود دانشگاه و سمیرا را تهدید کرده بود. اولش فکر کردیم تهدید الکی است و می‌خواهد سمیرا را بترساند.»

هشدارهایی که جدی گرفته نشد

مادر سمیرا می‌گوید پیش از اقدام به قتل یک بار دیگر هم همسر دخترش به دانشگاه رفته بود و سعی کرده بود سمیرا را با خود ببرد که با مداخله دوستان سمیرا مجبور شده بود محل را ترک کند: «به سمیرا گفته بودیم مدتی مرخصی بگیرد و پیش خودمان بیاید اما قبول نکرد می‌گفت این راه حل نیست من مرخصی بگیرم ترم بعد چه؟ تا آخر عمرم فرار کنم؟»

سمیرا رفت‌و آمدهایش را محدود کرده بود و فقط به دانشگاه می‌رفت و به خوابگاه برمی‌گشت. شب قبل از فاجعه هم تا ساعات پایانی شب با مادرش در تماس بود. مادرش می‌گوید: «حسن همان شب به خانواده‌اش زنگ زده و حلالیت طلبیده بود گفته بود فردا می‌خواهم تصمیمی که گرفتم، عملی کنم. هیچکدامشان دهان باز نکردند به ما بگویند به این بچه اطلاع بدهیم که جانش را نجات بدهد. اگر خبر داشت شاید حالا زنده بود.»

شدت جراحات وارد شده به سمیرا پس از شلیک ۴گلوله به حدی بود بلافاصله جانش از دست رفت. حسن پس از شلیک به سمیرا به حیاط دانشکده رفت و به زندگی خود پایان داد.

چگونه یک فرد مسلح وارد دانشگاه شد؟

دادستان عمومی و انقلاب قزوین اعلام کرده است که تحقیقات درباره ابعاد مختلف این پرونده، از جمله چگونگی تهیه سلاح و ورود آن به دانشگاه در دست بررسی است.

یکی از دانشجویان دانشگاه قزوین که همکلاسی سمیرا ساکی است در حساب کاربری خود در اینستاگرام نوشت: «دختری به آرامی و مهربانی سمیرا ندیدم. حراست دانشگاه اگر موی دخترها پیدا باشد یا ناخنشان لاک داشته باشد مثل پلنگ زخمی عمل می‌کنند چطور این آقا اسلحه وارد دانشگاه کرد و آب از آب حراست تکان نخورد؟»

آگهی ترحیم سمیرا؛ قاتل و مقتول یا عاشق و معشوق

خبر قتل سمیرا ساکی در محیط دانشگاه به قدر کافی شوکه‌کننده و هولناک بود اما انتشار آگهی ترحیمی که با المان‌های عاشقانه و عبارت «دو ستاره خاموش اما تا همیشه در قلب ما» بر آن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد شوک دیگری به جامعه وارد کرد.

اگر روایت این قتل را ندیده باشید با دیدن این آگهی احتمالا گمان می‌کنید یک زوج عاشق قربانی یک تصادف رانندگی بوده‌اند.

«فرانک فردوسی» فعال حقوق زنان ساکن ایران بر این باور است که انتشار چنین آگهی ترحیمی محصول سازوکاری سیستماتیک است که نه تنها تهدیدهای جانی علیه زنان در زمان حیاتشان را نادیده می‌گیرد که خشونت‌ حتی منجر به قتل یک زن را رمانتیزه و لاپوشانی می‌کند.

به گفته این فعال حقوق زنان وقتی تصویر زنی که بارها مورد تهدید و خشونت قرار گرفته و در نهایت توسط خشونت‌گر به قتل رسیده در کنار قاتل منتشر می‌شود در واقع مرز میان قربانی و عامل خشونت را حذف می‌کند: «این همان چیزی است که در اغلب پرونده‌های زن‌کشی می‌شود رد پایش را دید. تبدیل قتل زنان به یک اختلاف خانوادگی یا محصول یک عشق آتشین.»

۱۴۰۵-۰۳-۲۷

گزارشی از آخرین وضعیت تکتم گل مکانی در زندان اوین

۲۴ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – تکتم گل مکانی، زندانی سیاسی، در حال گذراندن دوران محکومیت خود در بند زنان زندان اوین است. وی پیشتر توسط دادگاه انقلاب به پنج سال حبس محکوم شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تکتم گل مکانی، دوران محکومیت حبس خود را در زندان اوین سپری می کند. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانم گل مکانی پس از بازداشت و تشکیل پرونده، در دادگاه انقلاب محاکمه شد. در نهایت، دادگاه مذکور او را به پنج سال حبس از بابت اتهامات سیاسی محکوم کرد. یک منبع مطلع ضمن تایید این خبر به هرانا گفت: “بازداشت و محکومیت تکتم گل‌ مکانی در ارتباط با فعالیت‌های وی در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) صورت گرفته است.”

تکتم گل مکانی در خردادماه ۱۴۰۴ توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

وی سپس در تاریخ ۲ تیرماه همان سال، در پی حمله هوایی اسرائیل به زندان اوین، به همراه شماری از زندانیان محبوس در این بند به زندان قرچک ورامین انتقال یافت.

این زندانی سیاسی مورخ ۴ تیرماه همان سال، از زندان قرچک ورامین به یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی موسوم به «خانه امن وزارت اطلاعات» منتقل و تحت بازجویی قرار گرفت. این زندانی سیاسی نهایتاً در تاریخ ۳۱ تیر ۱۴۰۴، به بند زنان زندان اوین بازگردانده شد.

تداوم بازداشت و بلاتکلیفی اشرف محمدی در زندان دولت‌آباد اصفهان

۲۴ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – اشرف محمدی نجف‌آبادی، فعال محیط زیست ساکن نجف آباد اصفهان نزدیک به چهار ماه است که بازداشت شده و کماکان به صورت بلاتکلیف در زندان دولت‌آباد اصفهان نگهداری می شود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اشرف محمدی نجف‌آبادی، فعال محیط زیست همچنان در بازداشت به‌سر می‌برد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، ۱۱۶ روز است که از بازداشت خانم محمدی می‌گذرد و او به‌صورت بلاتکلیف در زندان دولت‌آباد اصفهان نگهداری می‌شود. این فعال محیط زیست با اتهام تبلیغ علیه نظام مواجه شده است. همچنین تاکنون امکان آزادی موقت این شهروند با وثیقه نیز فراهم نشده است.

یک منبع مطلع نزدیک به خانواده اشرف محمدی با تایید این خبر به هرانا گفت: “خانم محمدی به فشار خون بالا مبتلا است. همچنین به دلیل گرفتگی عصب در ناحیه کتف، از درد در این ناحیه نیز رنج می‌برد. او نیازمند رسیدگی پزشکی است.”

اشرف محمدی نجف‌آبادی، مورخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، هنگام بازگشت از مراسم چهلم محمد محمدی، یکی از جانباختگان اعتراضات دی ماه در نجف‌آباد توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شد.

وی پس از بازداشت به یکی از بازداشتگاه‌های اطلاعات سپاه منتقل و نهایتا با اتمام مراحل بازجویی به زندان دولت‌آباد اصفهان انتقال یافت.

خانم محمدی پیشتر نیز به واسطه فعالیت های خود سابقه بازداشت و برخوردهای قضایی را داشته است. این فعال محیط زیست در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ بازداشت و نهایتا به دنبال صدور بخشنامه «عفو» از زندان آزاد شده بود.

اشرف محمدی نجف‌آبادی، فعال محیط زیست، متولد سال ۱۳۵۳، مادر یک فرزند و شهروند ساکن شهرستان نجف آباد است.

مشهد؛ طیبه نظری به ۵ سال حبس محکوم شد

۲۶ خرداد ۱۴۰۵-هرانا خبرگزاری هرانا – طیبه نظری مکی آبادی، از بازداشت‌شدگان مراسم هفتم خسرو علیکردی در مشهد، توسط دادگاه انقلاب این شهر به ...