۱۳۹۸-۰۱-۳۰

کودک همسری؛ گفتگو با مردی که با یک دختر ۱۲ ساله ازدواج کرده است «دختربچه‌ها حرف‌شنوتر هستند»

 مسعود مردی است که در ۳۴ سالگی با دختری ۱۲ ساله ازدواج کرده است. او دلیل ازدواج خود را حرف شنوی و کم توقع بودن کودکان عنوان می‌کند
می‌گوید همسرم در اوایل ازدواج به جای کارهای خانه بازی می‌کرد، اما من توانستم او را تربیت کنم. مقصود وی از تربیت کتک زدن است که چندین بار به آن اشاره می‌کند. همسر این فرد در ۱۳ سالگی باردار شده و یک سال بعد مادر شده است. می‌گوید “الآن ۳ تا بچه دارم، ۲ تا پسر و یک دختر”.
به گزارش خبرگزاری هرانا، روزنامه ایران با مردی که با دختری ۱۲ ساله ازدواج کرده گفتگویی انجام داده است.  آسیب‌های جسمی و روانی ناشی از کودک همسری ضربات جبران‌ناپذیری را بر زندگی دختران به‌ویژه بارداری‌های زیر ۱۸ سال، مرگ‌ومیر مادران، افسردگی، و بعضاً اقدام به خودکشی در کنار آسیب‌هایی مانند طلاق بازماندن از تحصیل و پایداری چرخه فقر فرهنگی و اقتصادی است.
در مقدمه این گفتگو می‌خوانیم: پای درد دلشان که می‌نشینیم باورهای کهنه و قدیمی، سلطه‌طلبی بر همسر و حتی لذت‌جویی جنسی را دلیل ازدواج مردانی می‌یابیم که همسران خود را از میان دختربچه‌ها انتخاب می‌کنند. هرچند سخن گفتن از دشواری‌های زندگی برای قربانیان کودک همسری دشوار است اما دختران راحت‌تر از مردان از زندگی خود می‌گویند و کمتر مردی را می‌توان یافت که از دلایلش برای ازدواج بگوید. در این میان اما مسعود مردی است که حاضر شده بدعت شکنی کند و از زندگی و ازدواج خود با دختری بگوید که در ۱۲ سالگی بر سر سفره عقد او نشسته است

متن کامل این مصاحبه را در ادامه بخوانید:

چند سالتان است و اهل کجا هستید؟

متولد سال ۵۰ هستم و اهل بوشهرم.

یعنی ۴۷ سال دارید، چند ساله بودید که ازدواج کردید؟ همسرتان هنگام ازدواج چند ساله بودند؟

من حدود ۳۴ ساله بودم و همسرم ۱۲ سال داشت.

۲۲ سال اختلاف سنی با دختری که هنوز کودک بود! به چه دلیل تصمیم گرفتید با یک دختربچه زندگی مشترک را آغاز کنید؟

دخترانی که سن و سال زیادی ندارند حرف شنوی بیشتری دارند، کم‌توقع هستند و با غر زدن اعصابت را خرد نمی‌کنند.

به نظر شما حرف شنوی و کم توقعی برای همسر بودن کافی است؟

بله. دخترهای کم سن و سال جرئت ندارند روی حرف همسرشان حرف بزنند و این یعنی آرامش. می‌دانی خانم، مادر من هم تقریباً در همین سن و سال با پدرم ازدواج کرد و من هیچ وقت نشنیدم که حتی پدرم را با اسم کوچک صدا بزند. پدرم تا لحظه مرگ آقای خانه بود و حرفش قانون اول و آخر در خانه. اما در مقابل عمویم همیشه برای ساده‌ترین امور هم از زنش اجازه می‌گرفت بیچاره حسابی زن ذلیل بود.

شما از انتخاب و زندگی خود راضی هستید؟

بله البته اوایل خیلی اذیت شدم؛ هیچ چیز نمی‌دانست و یک کم هم دست و پا چلفتی بود. اما دختر باهوشی بود و توانستم کم کم او را آنطور که دوست داشتم بار بیاورم.

منظورتان این است که آنطور که دوست داشتید او را تربیت کردید؟

بله، اوایل فکر می‌کرد زندگی یعنی خاله بازی و خیلی از موضوع‌ها را جدی نمی‌گرفت، مثلاً یک روز دیدم به جای اینکه خانه را تمیز کند یا لباس‌های مرا بشوید عروسک بازی می‌کند. من که برای فردا لباس تمیز نداشتم از کوره در رفتم و حسابی کتکش زدم از آن روز فهمید که زمان بازی تمام شده و باید حواسش به زندگی باشد. البته نه اینکه دوست داشته باشم دست رویش بلند کنم اما گاهی مجبور می‌شوی.

چطور می‌توان از دختربچه‌ای که هنوز تجربه سختی‌های زندگی را نداشته و حتی برای گذران برخی از امور زندگی وابسته پدر و مادرش است و به قول خودتان از ترس سکوت می‌کند توقع داشت بتواند وظایف همسری را بدرستی انجام دهد؟

خودتان می‌دانید که خدا دختران را ۶ سال زودتر از مردان مکلف کرده یعنی آنها در ۹ سالگی به بلوغ می‌رسند پس نباید به آنها به چشم کودک نگاه کرد. هرچند بعضی از دختران نازپرورده هستند و به قول معروف مادرانشان زیادی نازشان را می‌کشند اما همه آنها می‌توانند وظایف زن بودن خود را انجام دهند هرجا هم که نفهمیدند چه باید بکنند خوب ما راهنمایی شان می‌کنیم.

منظورتان از راهنمایی همان کتک زدن است؟

همیشه نه اما خوب بعضی وقت‌ها آدم مجبور می‌شود که کمی جدیت به خرج بدهد. قدیمی‌ها بی‌خود نگفتند که جنگ اول به از صلح آخر است.

همسر شما هم جزو کودکانی بوده که باید در جریان بازی و وقت گذراندن با هم سن و سالانش خیلی از مناسبات اجتماعی را یاد می‌گرفت و در سایه حمایت پدر و مادر برای زندگی بزرگسالی آماده می‌شد اما از همه این موارد محروم شده و به یکباره وارد زندگی مشترکی شده که در آن به جای نصیحت مادر، همسرش با جدیت و کتک وظایفش را به او آموزش داده. فکر نمی‌کنید اگر او در خانه پدری می‌ماند امروز خوشبخت‌تر بود؟

نخیر این حرف ها فقط برای داستان‌هاست. زندگی واقعی با این داستان‌ها فرق دارد خود شما وقتی نان نداری شکم دخترت را سیر کنی با محبت می‌توانی مانع مردنش از گرسنگی بشوی چه برسد به اینکه مناسبات اجتماعی یادش بدهی؟ نخیر اصلاً این طور نیست دختربچه یعنی چه من با شما موافق نیستم.

هیچ وقت به این فکر افتادید که‌ ای کاش به جای این دختربچه با دختر جوانی ازدواج می‌کردید که از پس مسائل زندگی بربیاید؟

از خدا که پنهان نیست از شما چه پنهان، این اتفاق افتاده، اما فقط در حد فکر بوده چون همسر من دختری باهوش بود که وظایفش را خیلی سریع یاد می‌گرفت. به همین دلیل تصمیم گرفتم کمی تحمل کنم و شکر خدا صبر من نتیجه داد.

از صحبت هایتان معلوم است که از ازدواج خود راضی هستید، درست متوجه شده‌ام؟

بله هرچند اوایلش سخت بود مانند هر کار دیگری اما نتیجه مهم است و من حالا از تصمیم و زندگی خود راضی هستم.

همسرتان چطور، او هم راضی است؟

بله از خدایش هم باشد. وقتی هم سن و سالانش مجبورند برای یک لقمه نان از صبح تا عصر کار کنند او خانم خانه خودش است. نه تنها سرپناه دارد، نان و بوقلمونی هم بر سر سفره‌اش هست. خدا رو شکر بچه‌های خوبی هم داریم پس چرا راضی نباشد.

ناراحتی نمی‌کرد، بی‌قرار نبود وقتی به او سخت می‌گرفتید نمی‌خواست به خانه پدرش برگردد؟

نه، چرا باید چنین کاری بکند. دختران ما می‌دانند که با لباس سفید به خانه شوهر می‌روند و با همان لباس سفید هم باید از خانه شوهر بیرون بیایند از این خبرها نیست که تا اوضاع بر وفق مراد نبود شال و کلاه کنند و به خانه پدر برگردند.

از بچه هایتان بگویید، چند تا بچه دارید؟

۳ تا بچه دارم ۲ تا پسر و یک دختر.

اولین فرزندتان چند سال بعد از ازدواج به دنیا آمد؟

حدود یک سال و نیم از ازدواجمان گذشته بود که پسر اولم به دنیا آمد.

یعنی همسرتان هنوز ۱۴ ساله نشده بود که مادر شد. یک مادر ۱۴ ساله توانسته به نحو احسن موجود دیگری را بدرستی پرورش دهد و تربیت کند؟

بچه‌ها را همان طور که دوست دارم تربیت کرده‌ام همان طور که همسرم بی‌چون و چرا مطابق خواسته‌ام رفتار می‌کند پسرها هم حرف شنوی خوبی از من دارند. دخترم هم که عزیز دلم است و از او راضی ام.

فکر نمی‌کنید اگر پدرتان همیشه حرف اول و آخر را در خانه نمی‌زد، امروز حرف شنوی بی‌چون چرای همسر و فرزندانتان این قدر برایتان مهم نمی‌شد؟

نه. چه ربطی دارد.

دخترتان چند سال دارد؟

۸ ساله است عزیز دل بابا.

حاضرید سه یا ۴ سال دیگر او را به عقد مردی که چندین سال از او بزرگتر است دربیاورید؟

این یک موضوع کاملاً شخصی است. من علاقه‌ای به ازدواج دخترم ندارم. شاید دخترم هم دوست داشته باشد ادامه تحصیل بدهد و برای خودش دکتر یا مهندسی شود.

یعنی مثل خیلی از خانم‌ها برای یک لقمه نان ساعت‌ها بیرون از خانه کار کند؟

نه چرا این طوری به قضیه نگاه می‌کنید ممکن است دختر من دوست داشته باشد برای دل خودش کار کند شاید هم نه. تا آن زمان کی مرده کی زنده؟

اگر دخترتان بخواهد برای دل خودش درس بخواند و ازدواج نکند، یکی مثل زن عمویتان نمی‌شود؟

خوب بشود.

از حرف‌هایتان این طور تصور کردم از رفتار او و مداخله و اظهارنظرهایش در تصمیمات عمویتان خوشتان نمی‌آید؟

نگفتم خوشم نمی‌آید.

اما گفتید بیچاره عمویم زن ذلیل بود چون باید برای ساده‌ترین امور هم با همسرش مشورت می‌کرد این طور نیست؟

زندگی هرکس به خودش مربوط است. من و همسرم از زندگی خود راضی هستیم همان‌طور که پدر و مادرم و عمو و زن عمویم راضی بودند. زندگی بقیه آدم ها به من ربطی ندارد. به دخترم هم اجازه می‌دهم خودش برای زندگی‌اش تصمیم بگیرد.

اگر او خواست در ۱۲ سالگی مانند مادرش ازدواج کند چه؟

دختر من از نظر مالی چیزی کم ندارد که در ۱۲ سالگی ازدواج کند.

یعنی همسرتان به دلیل نیاز خانواده‌اش قبول کرد با شما ازدواج کند؟

دلیلش هر چه بود الآن زن من است و از زندگی‌اش هم راضی است.

مطمئن هستید؟

همین شما‌ها هستید که دخترها را پر رو کرده اید. این حرف‌هایی که شما می‌زنید فقط آمار طلاق را بالا می‌برد. حیف وقتی که برای مصاحبه با شما گذاشتم…

لازم به یادآوری است که مدتی پیش علی کاظمی، مشاور معاون حقوقی قوه قضائیه با اشاره به ازدواج ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار کودک در یک سال، گفت که این‌ها به طور رسمی ازدواج کرده‌اند، اما مشکل عمده ما افرادی هستند که خارج از فرآیند رسمی ازدواج می‌کنند. از سوی دیگر ازدواج مردان سن بالا با دختران کم سن و سال کودک آزاری محسوب می‌شود. دی ماه امسال کمیسیون حقوقی قضایی مجلس طرح ممنوعیت کودک-همسری را رد کرد. علاوه بر صدمات شدید جسمی و روحی یکی دیگر از عواقب ازدواج کودکان مواجه شدن با پدیده طلاق در این سنین است.

ازدواج کودکان یا کودک همسری در ایران در سال‌های اخیر روز به افزایش است. فعالان حقوق کودک می‌گویند این پدیده در آینده بر سلامت خانواده‌های ایرانی تاثیر منفی خواهد گذاشت.
آمار بالای ازدواج کودکانی که پیش از رسیدن به بلوغ فکری و ذهنی ازدواج می‌کنند از گستردگی این پدیده در ایران حکایت دارد. سن ازدواج در ایران بر مبنای “بلوغ جنسی” تعیین شده در حالی که به گفته کارشناسان، بلوغ جنسی تنها بخشی از ابعاد بلوغ  کامل انسان است. رشد، آگاهی، آموزش و آزادی در انتخاب، اساسی‌ترین و انسانی‌ترین شروط برای تشکیل خانواده است.
آسیب‌های جسمی و روانی ناشی از کودک همسری ضربات جبران‌ناپذیری را بر روی زندگی دختران به‌ویژه بارداری‌های زیر ۱۸ سال، مرگ‌ومیر مادران، افسردگی، و بعضاً اقدام به خودکشی در کنار آسیب‌هایی مانند طلاق بازماندن از تحصیل و پایداری چرخه فقر فرهنگی و اقتصادی است.

بر اساس آمار منتشر شده بالغ بر ۹۵ هزار مورد طلاق زنان زیر ۱۹ سال در فاصله سال‌های ۹۰ تا ۹۴ ثبت شده که حدود ۵ هزار و ۷۶۰ مورد از این طلاق‌ها مربوط به ازدواج‌هایی است که سن زوجین کمتر از ۱۵ سال است.

محکومیت ویدا موحد، “اولین دختر خیابان انقلاب” به یک سال زندان

پیام درفشان وکیل مدافع ویدا موحد، از معترضان به حجاب اجباری و معروف به دختر خیابان انقلاب از محکومیت موکلش توسط شعبه ۱۰۹۱ دادگاه کیفری دو استان تهران به اتهام “تشویق مردم به فساد و فحشا از طریق کشف حجاب” به یک سال حبس تعزیری خبر داد.
وی با بیان اینکه موکلش علاوه بر آزادی مشروط، مشمول دو عفو اخیر نیز می‌شود، گفت “با وجود پیگیری‌ها در زندان و اینکه موکل چندین مرتبه درخواست آزادی مشروط و عفو برای قاضی اجرای احکام ارسال کرده اما هیچ درخواستی از زندان شهر ری برای اجرای احکام ارسال نشده است”.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایرنا، امروز یکشنبه ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۸، پیام درفشان، وکیل دادگستری با اعلام این خبر گفت که این حکم در تاریخ ۱۱ اسفندماه ۱۳۹۷ صادر شده است.
این وکیل دادگستری با بیان اینکه موکلش مشمول عفوبه مناسب عید مبعث و آزادی مشروط قرار گرفته است، در توضیح این پرونده گفت: بنا بر گزارش پلیس (کلانتری انقلاب) که در پرونده موجود است، هفتم آبان سال ۹۷، موکل بالای گنبد فیروزه‌ای میدان انقلاب رفته و تعدادی بادکنک رنگی در دست داشته که به سبب گردآمدن جمعیت و ایجاد اخلال در عبور و مرور خودروها، بازداشت و به مرجع قضائی برای رسیدگی اعزام می‌شود.
وی افزود: با توجه به اینکه برای مرتبه دوم این امر توسط ویدا موحد انجام می‌شد و مرتبه اول منجر به ایجاد مجموعه اقدامات مشابه شده بود، در نتیجه مرجع دادسرا وارد انجام تحقیقات برای بررسی ابعاد امر شد و قرار بازداشت صادر کرد تا تحقیقات انجام شود.
درفشان اضافه کرد: قاضی دادگاه به خاطر اینکه موکل نقش برنامه ریزی نداشته و ابراز کرده صرفا می خواسته ابراز شادمانی شخصی کند و به سبب اینکه فعل شخصی‌اش متصف به سایر اشخاصی که خارج از کشور رفتند و سعی کردند از مساله استفاده سیاسی کنند نشود، حتی از هرگونه ابراز نظر در رسانه های خارجی پرهیز کرده است که مبادا مورد بهره برداری سیاسی و جنجال توسط اشخاص شود.
این وکیل دادگستری گفت: موکلم ابراز کرده قبول دارد با توجه به تبعات منفی مساله برای خودش و فرزند دو ساله‌اش این شیوه ابراز نظرش صحیح نبوده و متعهد شد که تکرار نخواهد کرد و در نتیجه قاضی برای اینکه مادر است و طفل خردسال دارد، جهت تسریع در امور آزادی اش حتی شخصا در همان جلسه دادرسی اقدام به صدور و تایپ دادنامه کرد و به خاطر رعایت نکات انسانی به مسئولین دفتر دستور داد پرونده خیلی سریع برای طی روال قانونی به اجرای احکام و زندان ارسال شود تا موارد آزادی مشروط و عفو که شامل حال پرونده می شود، اجرا شود.
وی با بیان اینکه موکلش علاوه بر آزادی مشروط، مشمولعفو اخیر به مناسبت عید مبعث می شود، افزود: با وجود پیگیری‌ها در زندان و اینکه موکل چندین مرتبه درخواست آزادی مشروط و عفو برای قاضی اجرای احکام ارسال کرده اما هیچ درخواستی از زندان شهر ری برای اجرای احکام ارسال نشده است.
این وکیل دادگستری تاکید کرد: متاسفانه با وجود پیگیری های مکرر ملاحظه می‌شود بنا بر روالی که باید صورت پذیرد، درخواست زندانی مبنی بر آزادی مشروط و عفو از زندان به قاضی اجرای احکام با وجود گذشت بیش از یک ماه از ابلاغ دادنامه ارسال نشده و نمی‌شود و این در حالی است که طبق فصل دوم آئین نامه اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور، در خصوص ارسال مراسلات پستی زندانی، این تکلیف قانونی وجود دارد که توسط زندان باید درخواست زندانی به مقامات قضائی پرونده اش ارسال شود.
درفشان اضافه بیان داشت: اقدامات غیرقانونی زندان منجر به بروز شایعاتی در فضای مجازی مبنی بر صدور حکم محکومیت ۲۰ سال حبس توسط دادگاه یا محبوس بودن موکل در بازداشت نیروهای امنیتی و نهایتاً تشویش اذهان عمومی شده است.
ویدا موحد دی ماه ۱۳۹۶ روی سکویی در تقاطع خیابان انقلاب و وصال در مرکز تهران روسری سفید خود از سر برداشت و با نصب آن روی شاخه‌ای که در دست داشت، اعتراض خود را به حجاب اجباری در ایران نشان داد. بعد از ویدا موحد، گروهی از زنان ایرانی در اعتراض به حجاب اجباری، در همان نقطه روسری‌هایشان را از سر برداشتند. این گروه از افراد به “دختران خیابان انقلاب” مشهور شدند. پس از آن در برخی نقاط تهران و شهرهای دیگر، دخترانی با برداشتن روسری و گرفتن آن بر یک چوب، به حجاب اجباری اعتراض کردند. این حرکت با حمایت بسیاری از مردان در سراسر کشور نیز همراه شد.

مرد زندانی، همسرش را در زمان ملاقات در زندان به قتل رساند

تغییر قانون و تقلیل حکم اعدام مرد زندانی به حبس ابد باعث برگشت او به زندگی نشد. این مرد که مدعی است “از بی مهری های همسرش خسته شده بود”، همسرش را به ملاقات شرعی در زندان فرا می خواهند و در سایه غفلت مسئولین نظارتی زندان بوسیله شیء برنده او را به قتل می رساند.
بی نظارتی در زندان تا جایی نمود داشته است که خود متهم نیز پس از قتل بوسیله حلق آویز کردن اقدام به خودکشی ناموفق کرد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از روزنامه ایران، ساعت  یک ظهر چهارشنبه ۲۱ فروردین مأموران زندان قزل حصار در تماس با بازپرس کشیک قتل پایتخت از قتل زن جوانی به دست شوهر زندانی‌اش خبر دادند.
به دنبال اعلام این خبر بازپرس جنایی به همراه تیم بررسی صحنه جرم راهی زندان قزل حصار شدند. در بررسی‌های صورت گرفته مشخص شد یکی از زندانیان که محکوم به حبس ابد بوده هنگامی که با همسرش ملاقات حضوری داشته وی را به قتل رسانده و سپس اقدام به حلق آویزی کرده است. اما با حضور پرسنل زندان از مرگ نجات یافته است. بدین ترتیب تحقیقات از مرد جوان به دستور بازپرس دشتبان از شعبه نهم دادسرای امور جنایی تهران صورت گرفت و وی به قتل همسرش اعتراف کرد.
بر اساس این گزارش، متهم ۳۳ سال سن دارد، به جرم قاچاق هروئین محکوم به اعدام بوده اما ۷ ماه قبل مورد عفو قرار گرفت و اعدام او به حبس ابد تقلیل یافته است. روزنامه ایران در خصوص انگیزه متهم از قتل همسرش و چگونگی آن گفتگویی با وی انجام داده است. متن کامل این مصاحبه را در ادامه بخوانید:

به چه جرمی به زندان افتادی؟

پنج سال قبل به جرم حمل یک و نیم کیلو هروئین به اعدام محکوم شدم. اما ۷ ماه قبل مورد عفو قرار گرفتم و حکمم شکست و به حبس ابد تبدیل شد. البته سال ۸۵ هم به اتهام حمل مواد بازداشت شدم اما بعد از ۸ ماه حبس آزاد شدم.

چرا همسرت را کشتی؟

به خاطر بی‌مهری‌هایش. به خاطر اینکه هر کاری می‌گفتم انجام بده او مخالفش را انجام می‌داد. مثلاً به او گفتم در تهران بماند اما بدون اینکه به من حرفی بزند وسایلش را جمع کرد و به شهرستانی که خانواده‌اش در آنجا زندگی می‌کردند رفت. برادرش همکار من بود ولی هیچ قدمی برای آزادی من برنداشت. زمانی که به اعدام محکوم شدم همسرم ناراحت نشد. من اگر خلاف کردم به خاطر او بود. می‌خواستم او و پسر ۱۰ ساله‌ام در رفاه و آسایش زندگی کنند وگرنه خودم که نیاز به پول نداشتم.

در این مدت با همسرت ملاقات داشتی؟

خودم به او گفتم نیاید. از بس که رفتارهایش سرد بود. از دستش ناراحت بودم. من به خاطر او به زندان افتادم و روزهای سختی بر من گذشت ولی همسرم اصلاً این موضوع را درک نمی‌کرد. از او  نفرت پیدا کرده بودم، باید او را می‌کشتم تا آرام می‌شدم. الان احساس آرامش دارم.

از کی تصمیم به قتل همسرت گرفتی؟

یک هفته‌ای می‌شد. به او گفته بودم که به ملاقاتم نیاید. اما برای اجرای نقشه‌ام به همسرم زنگ زدم و گفتم از زندان خسته شده‌ام و می‌خواهم خودکشی کنم. از او خواستم به ملاقاتم بیاید. او هم پذیرفت. می‌خواستم او را خفه کنم اما زمانی که سوار اتوبوس حمل زندانیان شدم چشمم به یک تیزی افتاد. آن را برداشتم و زمانی که همسرم را دیدم او را با چند ضربه به قتل رساندم. برای اینکه صدایش را کسی نشنود دستم را روی دهانش گذاشته بودم.

چرا او را طلاق ندادی؟

طلاق نمی‌گرفت. چند سال قبل با همسرم دچار اختلاف شدم و درخواست طلاق داد ولی با وساطت فامیل و خانواده‌ها آشتی کردیم. این بار هر چه به او گفتم از بی‌مهری‌هایت خسته شده‌ام و طلاق بگیر قبول نمی‌کرد. نمی‌دانم هدفش از این کار چه بود.

چرا دست به خودکشی زدی؟

خسته شده بودم. می‌دانستم که به خاطر کاری که انجام داده‌ام اعدام می‌شوم. به همین خاطر با کش شلوار خودم را حلق آویز کردم.

چطور با همسرت آشنا شدی؟

دختر خاله‌ام بود. سال ۸۳ باهم ازدواج کردیم. آن موقع‌ها زندگی خوبی داشتیم و من برای بهتر شدن زندگی‌ام خیلی تلاش می‌کردم. شغلم آزاد بود اما وقتی دیدم که درآمدم کفاف زندگی‌ام را نمی‌دهد تصمیم گرفتم در کنارش مواد فروشی کنم. خودم هم گاهی اوقات تریاک مصرف می‌کردم.

کودک همسری؛ ثبت ۱۴۰۰ ازدواج زیر ۱۴ سال در استان زنجان

مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان از ثبت سالانه ۳۶ هزار ازدواج زیر ۱۴ سال در ایران خبر داد و گفت که هزار و ۴۰۰ مورد از این ازدواج‌ها در استان زنجان اتفاق افتاده است.
این در حالی است که پیشتر آمار ازدواج های رسمی کودکان در یک سال ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار مورد اعلام شده بود. علاوه بر صدمات شدید جسمی و روحی یکی دیگر از عواقب ازدواج کودکان مواجه شدن با پدیده طلاق در این سنین است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، ظهر امروز سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸، مسیح‌الله سلطانی، مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان در کارگروه امور اجتماعی و فرهنگی از ثبت سالانه ۳۶ هزار ازدواج زیر ۱۴ سال در کشور خبر داد.
سلطانی همچنین با اشاره به اینکه به ازای هر  ۳ و ۸ دهم ازدواج، یک طلاق صورت می‌گیرد، گفت: نرخ ازدواج در استان زنجان ۸ و ۹ دهم ثبت شده است و از این بابت، رتبه هفتم کشوری را داریم. البته پارسال شاهد کاهش ۱۱ درصدی در آمار ازدواج بودیم.

وی در خصوص مقوله کودک همسری گفت: متاسفانه از ۳۶ هزار 

ازدواج زیر ۱۴ سال ثبت شده در کشور، هزار و ۴۰۰ مورد در 

زنجان اتفاق افتاده است و زنجان در این مورد در رتبه‌های اول 

قرار دارد.

لازم به یادآوری است که در اسفندماه سال گذشته، علی کاظمی، مشاور معاون حقوقی قوه قضائیه از ازدواج ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار کودک در یک سال خبر داده و گفته بود که این‌ها به طور رسمی ازدواج کرده‌اند، اما مشکل عمده افرادی هستند که خارج از فرآیند رسمی ازدواج می‌کنند.
در دی ماه سال گذشته، شهناز سجادی، دستیار حقوق شهروندی معاونت رئیس جمهور در امور زنان و خانواده از رد طرح افزایش سن ازدواج از سوی مجلس خبر داد و اعلام کرد که این معاونت قصد دارد بار دیگر افزایش سن ازدواج را به عنوان لایحه در مجلس مطرح کند. پیش از آن نیز طیبه سیاوشی عضو فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی از رد طرح ممنوعیت کودک-همسری در کمیسیون حقوقی قضایی مجلس خبر داده و گفته بود: “آمار ازدواج زیر ۹ سال بیش از ۳۰۰ نفر و آمار ازدواج زیر ۱۳ یا ۱۴ سال در دختران ۳۰ هزار تا ۴۰ هزار نفر اعلام شده است که یکی از تبعات منفی این گونه ازدواج‌ها شکل نگرفتن فیزیولوژی زن هنگام بارداری است”.

ازدواج کودکان یا کودک همسری در ایران در سال‌های اخیر روز 

به افزایش است. فعالان حقوق کودک می‌گویند این پدیده در 

آینده بر سلامت خانواده‌های ایرانی تاثیر منفی خواهد گذاشت.

آمار بالای ازدواج کودکانی که پیش از رسیدن به بلوغ فکری و ذهنی ازدواج می‌کنند از گستردگی این پدیده در ایران حکایت دارد. سن ازدواج در ایران بر مبنای “بلوغ جنسی” تعیین شده در حالی که به گفته کارشناسان، بلوغ جنسی تنها بخشی از ابعاد بلوغ  کامل انسان است. رشد، آگاهی، آموزش و آزادی در انتخاب، اساسی‌ترین و انسانی‌ترین شروط برای تشکیل خانواده است.
آسیب‌های جسمی و روانی ناشی از کودک همسری ضربات جبران‌ناپذیری را بر روی زندگی دختران به‌ویژه بارداری‌های زیر ۱۸ سال، مرگ‌ومیر مادران، افسردگی، و بعضاً اقدام به خودکشی در کنار آسیب‌هایی مانند طلاق بازماندن از تحصیل و پایداری چرخه فقر فرهنگی و اقتصادی است.

بر اساس آمار منتشر شده بالغ بر ۹۵ هزار مورد طلاق زنان زیر 

۱۹ سال در فاصله سال‌های ۹۰ تا ۹۴ ثبت شده که حدود ۵ هزار و 

۷۶۰ مورد از این طلاق‌ها مربوط به ازدواج‌هایی است که سن 

زوجین کمتر از ۱۵ سال است.

۱۳۹۸-۰۱-۲۳

جنگل خواری به بهانه سیل گلستان


دکتر زهرا ارزجانی: 

یکی از مشکلات عصر حاضر کشور، مسأله جنگل خواری است که در اقتصاد کشور بی نظمی ایجاد کرده و به سرعت در حال پیشروی است. در ایران، طی دوره‌های تاریخی مساحت جنگل‌ها بسیار بیشتر از امروز بوده است. آن‌گونه که در اسطوره‌ها آمده، ایختوویگو پادشاه ماد دستور داده بود که نوزاد دخترش در جنگلی رها و طعمه‌ی درندگان شود، اما آن نوزاد به دست جنگل‌بانی پرورش یافت و کورش نام گرفت و بعدها پادشاه بزرگ ایران شد. از این اسطوره برمی‌آید که اطراف همدان امروز که هیچ پوشش درختی طبیعی انبوه ندارد، در حدود 2500 سال پیش، جنگلی و پر از جانوران درنده بوده است. در اواخر دهه‌ی پنجاه خورشیدی، هنگام کوه‌نوردی در دره‌های “سه‌هزار” و “دوهزار” در شمال تنکابن، جنگل‌های بسیار انبوهی می‌دیدیم
که امروزه بر اثر توسعه‌ی جاده‌ها و سکونتگاه‌ها تا بالادست و اجرای طرح‌های “جنگل‌داری”، بی اغراق دو سوم آن‌ها نابود یا به شدت تخریب شده است. ، این روند تخریب جنگلها در حالیست که جنگلها از مظاهر زیبای خلقت هستند که طبیعت با وجود آنها معنا می یابد و در تعیین ثروتمند ترین کشورها و بهترین شهرها نیز وجود جنگلها، بعنوان بهترین و اصلی ترین و ضروری ترین امتیاز تلقی می شود.
اما شوربختانه برخی همچنان با بهانه های مختلف جنگل‌خواری می کنند تا به جایش جاده و برج و هتل بسازند و متولیان جنگل ها و اراضی ملی نیز در سکوت، به کار آنان صحه می گذارند. . از مهمترین پیامدهای چالش جنگل ها و مراتع، علاوه بر تلفات این منابع ارزشمند، فرسایش شدید خاک و بروز سیلاب های ویرانگر است.که در شرایط کنونی، تبدیل هر منطقه جنگلی حتی جنگل دست‌کاشت می‌تواند مشکلات آب وهوا و خاک کشور را چند برابر کند .
کاهش پنجاه درصدی جنگل های هیرکانی طی نیم قرن اخیر در سطح و عمق، آماری بود که چندی پیش از سوی موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور منتشر شد. علت اصلی این کاهش، الگوی توسعه ناپایداری است که به نام پیشرفت مناطق و ایجاد اشتغال کلید می خورد؛ اما نه باعث پیشرفت می شود و نه درمان بیکاری. تنها منابع آب و خاک و هوا را از بین می برد و منطقه را با چالش‌های جدید و غیرقابل درمان مواجه می‌کند. اکنون نیز قرار است تله کابین گرگان به نام جذب گردشگر و سرازیر شدن پول به منطقه، جنگل‌های چندمیلیون ساله هیرکانی را در استان گلستان به چالشی جدید بکشد. این در حالی است که سیل، نزدیک به دو دهه به علت کاهش پوشش جنگلی-مرتعی، همه ساله خسارات جانی و مالی فراوانی را به استان می‌زند و شهروندان را عزادار و بیکار می‌کند. مسوولان منابع طبیعی می‌گویند که هنوز مجوزی برای ساخت تله کابین در مکان ناهارخوران صادر نکرده اند و مساله در دست مطالعه ژئوتکنیک است اما شهرداری گرگان اعلام آغاز فاز اجرایی عملیات را کرده و دو روز گذشته نیز روابط عمومی این تشکیلات خبر از بازدید و بررسی مدیرعامل تله کابین ایران از مسیرهای مطالعه شده تله‌کابین گرگان به منظور ارزیابی و تایید نهایی داده است. انگار فراموش کرده اند استقرار هر صنعتی در عرصه‌های جنگلی و ملی، مجوز سازمان جنگل ها،مراتع و آبخیزداری را می طلبد
موقعیت این تله‌کابین 250 متر بالاتر از «مجتمع باباطاهر» از یال غربی به سمت جنوب بوده و با نصب 14 پایه دکل در طول مسیر، 48 کابین را به ارتفاع 900 متری از سطح زمین می رساند». پس از آن و در اخباری ضد و نقیض درباره عملیات اجرایی و ورود ماشین های سنگین به جنگل و همچنین قطع دو اصله درخت در منطقه موردنظر مطرح شد.جانمایی پروژه تله کابین گرگان مورد اعتراض ماست و مکان آن صدمات جبران ناپذیری را به جنگل های هیرکانی چندمیلیون ساله ایران وارد می‌کند. ساخت تله‌کابین مشکلی ندارد اما می توان آن را در نقاط دیگر مثل “هزارپیچ” اجرا کرد. علاوه بر مخاطرات زیست محیطی مثل تخریب جنگل و تخلیه زباله گردشگران در آن، مکان حتی از نظر اقتصادی هم برای سرمایه گذار سوددهی ندارد؛ چرا که مخاطب چشم انداز خاصی را نمی تواند ببیند
سخن پایانی این که اگر از آسیب‌رسانی‌ها به جنگل در دوران پیش از سده‌ی سیزدهم خورشیدی بگذریم، چرا از دوره‌ی ناصرالدین شاه تا دهه اخیر به احیای موثر جنگل‌های کشورمان اقدام نکرده‌ و حتی آهنگ جنگل‌زدایی را بیشتر و بیشتر ساخته‌ایم؟ در دو دهه گذشته سالانه حدود یکصد هزار هکتار از جنگل‌های کشور نابود شده، به همین خاطر طرح تنفس جنگل باید اجرا شود، زیرا مانع برداشت‌های غیرقانونی و قانونی به بهانه‌های مختلف می‌شود. آن هم در شرایطی که فقط در دو سه دهه‌ی اخیر، کشورهایی مانند کره‌ی جنوبی و ترکیه، مساحت جنگل‌هایشان را چند برابر کرده‌اند. انتظار می‌رود مسوولا‌ن محترم سازمان‌های مسوول توجه بیشتری به ذخایر جنگلی و ژنتیکی بومی ‌این کشور مبذول دارند.

۱۳۹۸-۰۱-۲۱

گزارش صوتی و تصویری جلسه ماهیانه نمایندگی نیدرزاکسن6 آپریل 2019


جلسه ماهیانه نمایندگی نیدرزاکسن در تاریخ شنبه ۶ آپریل ۲۰۱۹ ساعت ۱۲:۱۵ به وقت اروپای مرکزی با حضور اعضاء نمایندگی و همچنین جمعی از فعالان حقوق بشر و همکاران سایر نمایندگی ها در دفتر نمایندگی و دیگر اعضا کانون در اتاق پالتاک برگزار گردید .در این جلسه پس از از گزارش و تحلیل موارد نقض حقوق بشر در ماه گذشته وهمچنین در مورد بررسی ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشرو مقایسه آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز سخنرانی شد و در بخش دوم جلسه سخنرانی در مورد روز جهانی ایمنی و سلامت در محیط کار ( سازمان بین المللی کار) و همچنین سخنرانی در مورد روز بین المللی زمین انجام شد و در آخر انجام شد و در بحث آزاد در مورد سیل و چرائی ان انجام پذیزفت که علاقه مندان می توانند گزارش جلسه فوق را از طریق فایلهای ضبط شده زیر شنوا باشند:

۱۳۹۸-۰۱-۲۰

حجاب اجباری زنان بند ناف جمهوری اسلامی است

گزاف نيست كه بگوييم از ميان همه‌ی گروه‌ها و لايه‌های اجتماعی، «زنان» بيش از همه در حكومت جمهوری‌اسلامی ستم ديده‌اند و زجر كشيده‌اند. از همان آغاز انقلاب پنجاه و هفت، انقلابيان مسلمان كه رفته‌رفته بر همه‌ی پای‌گاه‌ها و جای‌گاه‌های قدرت چنگ می‌انداختند به يك نشانه‌ی تصويری گويا نياز داشتند تا تفاوت خود با دوره‌ی شاهنشاهی پيشين و اصلن تفاوت خود با همه‌ی جهان را به رخ جهانيان بكشانند. هر چند در سخنان پيش‌گامان آن انقلاب، رخ‌داد پنجاه و هفت قرار بود يك دگرگونی ژرف در ارزش‌ها و اخلاق و فرهمگ و روابط انسانی به بار آورد و الگوی تازه‌ای از حكومت و فرمان‌روايی به جهانيان بنماياند اما اين ادعا هنگامی باورپذيرتر می‌شد كه با يك دگرگونی ظاهری بسيار چشم‌گير و فراگير اجتماعی هم‌راه شود. قرعه‌ی فال به نام زنان افتاد و پيكر زنان جای‌گاه اثبات تفاوت جمهوری‌اسلامی با همه‌ی الگوهای سياسی پيشين شد. زنانی كه در اين سال‌ها در جمهوری‌اسلامی زيستند محكوم شدند كه با تن خود بار سنگين و كلافه‌كننده‌ی «اثبات تفاوت جمهوری‌اسلامی» را در جای‌جای اجتماع به دوش بكشند.


البته اين متفاوت‌نمايی در پهنه‌های ديگر هم دنبال شد و مثلن برچيدن می‌خانه‌ها و كاباره‌ها و روسپی‌خانه‌ها، برنشاندن هنجارهای نو در رابطه‌ی ميان زنان و مردان و حتا نسخه‌پيچی الگوهای ظاهری نو برای پوشش مردان (ريش، فرق موهای يك‌وری، انداختن پيرهن روی شلوار، دگمه‌های بسته يقه، شلوار خاكی يا شش‌جيب) را می‌توان از نمودهای اين تلاش انقلابيان دانست. اما رفته‌رفته حكومت از همه‌ی آن‌ها پا پس كشيد. ريش‌های پُر و انبوه دولت‌مردان سال‌های آغازين انقلاب رفته‌رفته جای خود را به ته‌ريش يا صورت ماشين‌شده داد،‌ دگمه‌ی بسته‌ی يقه‌ها باز شدند و پيرهن‌ها هم بی‌سر و صدا برگشتند به داخل شلواری كه هم اتو داشت و هم رنگ‌بندی‌های بيش‌تر. سخت‌گيری در رابطه‌ی زنان و مردان هم كم‌كم فروكش كرد و نگاه غضب‌ناك و نسبت‌پُرس انقلابيان دوآتشه به هم‌كناری هر زن و مرد جوان در اجتماع،‌ جای خود را به نگاهی بی‌تفاوت داد و آن چشم‌ها كه هنگام گفت و گو با زن نامحرم به زمين خيره می‌شدند سرانجام نظرباز از كار درآمدند! حتا سر و كله‌ی روسپی‌خانه‌های نو و اسلامی هم پيدا شد و خانه‌هايی برای گسترش فرهنگ صيغه و عفاف بنيان گذاشتند. خريد و فروش مشروبات الكلی نيز به دست كسانی از درون خود نظام به شكلی پنهانی اما بسيار فراگير از سر گرفته شد. اما حكومت هم‌چنان از حجاب اجباری زنان پا پس نكشيده و دودستی به اين واپسين نشانه‌ی بازمانده از آن ادعای كلان و گوش-‌فلك-‌كر-كُن آغاز انقلاب چسبيده است. آن شعارها و وعده‌های اصلی انقلاب، (آزادی، برابری، ستم‌ستيزی، كرامت انسان، رفاه مادی) يك به يك پوچ و توخالی از آب درآمدند و حكومت كنونی‌ كمابيش به همان حكومتی تبديل شده كه برای نابودی‌اش انقلاب كرده بود: ستم و خفقان و لجن‌مال‌كردن و به بند كشيدن انسان، نابرابری و فقر برآمده از حكومت پيشين با شدتی بيش‌تر بازتوليد شده است. و اينك توجيه‌گران «جمهوری‌اسلامی» در برابر خرده‌گيرانی كه می‌پرسند به‌راستی هدف‌های انقلاب پنجاه و هفت چه بود و كدام‌شان برآورده شد،‌ هيچ دست‌آويز و نشانه‌ی ديگری ندارند مگر آن كه فريب‌كارانه انگشت خود را به سوی زنان دراز كنند و بگويند: «بنگريد بر حجاب اجباری زنان!».
البته ستم به زنان در جمهوری‌اسلامی تنها در حجاب اجباری خلاصه نمی‌شود و حق شغلی و تحصيلی و اجتماعی و مادری و خانوادگی آن‌ها و در يك‌كلام حقوق بشر زن هم پای‌مال شد و اين ستم حتا شكل قانون به خود گرفت اما به لحاظ نشانه‌شناسی، ‌حجاب اجباری زنان در ايران پس از انقلاب نمادين‌ترين چهره‌ی ستم‌كاری بر زنان بوده است. اينك كه حكومت جمهوری‌اسلامی از درون تهی شده و از گنده‌گويی‌های آرمان‌گرايانه‌ی انقلابيان به دروغ‌بافی‌ها و دسيسه‌چينی‌های اين‌جهانی ِ حكومت‌چی‌های فروكاسته شده، گمان می‌كنم كه راهی برايش نمانده كه حجاب اجباری، اين يادگاری روزهای خوش از دست رفته را به هر قيمتی برقرار نگاه دارد. يادگاری اصولن جای خالی چيزی يا كسی را پر می‌كند كه ديگر نيست ولی ياد آن و خاطره‌ی آن هنوز زنده است. پرستش و ستايش حجاب اجباری نيز اكنون تنها چاره‌ی به جای مانده است برای ارضای يادگارپرستی و فتيشيسم انقلابيان پشيمان و شكست‌خورده. مساله‌ی مرگ و زندگی است، پای آبرو و حيثيت نظام و رهبری در ميان است. اگر اجبار حجاب را برداشتيم و از ما پرسيدند در اين سال‌ها، روحانيت معظم چه تاثير مثبتی بر زندگی و اخلاق و فرهنگ ايرانيان گذاشت، چه پاسخی داريم كه بدهيم؟ نع، نمی‌شود!
جمهوری‌اسلامی توان آن را ندارد كه از حجاب اجباری دست بكشد و همين ناتوانی جبهه‌ی تازه‌ای خواهد گشود برای كوشندگان جنبش اعتراضی مردم. در اين دوسالی كه از زندگی جنبش سبز می‌گذرد زنان همواره در خط مقدم پيكار با اين حكومت انسان‌ستيز و زن‌ستيز بوده‌اند،‌ از ندا گرفته تا نسرين و هاله، همواره پيكر زخم‌خورده‌ی زنان سنگری شده است برای آتش گشودن بر ستم‌كاران حاكم. زنان برای رهاندن خود از تجاوز سيستماتيك جمهوری‌اسلامی به كرامت وشرافت انسانی آنان، هم‌چنان از خون و جان و پيكر و زندگانی خود مايه می‌گذارند تا ديگر نشانه‌ای توخالی نباشند كه با حجاب اجباری خود مهر تاييدی بزنند بر ادعاهای توخالی جمهوری‌اسلامی.

تازه‌ترين كارتون مانا نيستانی هم  گويای همين پيش‌گامی و از خودگذشتگی زنان در پيكار با جمهوری‌اسلامی و رسيدن به رهايی است. زنان پيشاپيش مردان پای به ميدان می‌نهند و با پيكر خود به پيكار حاكم زورگوی تفنگ‌انديشی می‌شتابند كه با سيمايی بی‌مانند به انسان، بر لبه‌ی پرتگاه نشسته و داروغه‌وار هم زنان و هم مردان را به بند كشيده است. همان پيكر زنانه‌ای كه در جمهوری‌اسلامی با حجاب اجباری به بند كشيده شده بود افزار نيرومندی می‌شود برای ويران‌كردن شالوده‌ی اين نظام و زدن ضربه‌ی پايانی. پيكر زنانه بازی‌گر اصلی «باله‌ی رهايی» مردم ايران است.

تحت نظارت پابند الکترونیکی؛ سمیه کریمی‌نژاد از زندان اوین آزاد شد

۲۰ مرداد ۱۴۰۵-هرانا خبرگزاری هرانا – سمیه کریمی‌نژاد، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، روز چهارشنبه ۱۴ مردادماه، تحت نظارت پابند الکترونی...