۱۳۹۷-۰۴-۲۰

روز دخترتجاربشان از فضای مجازی باشیم؛



استفاده از فضای مجازی دختر و پسر، پیر و جوان ندارد. با این وجود بیشتر استفاده کنندگان از این فضا جوانان از جمله دختران هستند، حال آنکه ناآگاهی می‌تواند دختران را در معرض سوءاستفاده‌های مختلف قرار دهد.

روز دختر بهانه‌ای شد تا پای صحبت عده‌ای از آنها نشسته و شنوای تجاربشان از فضای مجازی باشیم؛ همچنین از دکتر
نسرین طهرانی (روانشناس) درباره راهکارهای کاهش آسیب‌های فضای مجازی پرسیدیم که مشروح آن در پی می‌آید.

«زهرا، 36 ساله» می‌گوید: در بعضی گروه‌های تلگرام برخی مردان شروع به چت خصوصی می‌کنند و ایجاد ارتباط را از سلام و علیک آغاز می‌کنند، حتی با وجود دریافت جواب رسمی، به چت کردن ادامه می‌دهند و سعی می‌کنند رابطه را حفظ کرده و به مرور نیت واقعی خود را از ایجاد ارتباط آشکار می‌کنند.

وی ادامه می‌دهد: این مردان در وهله اول خود را مایل به ادامه دوستی در فضای مجازی نشان می‌دهند و در مرحله بعد عکس‌های نامربوط و غیراخلاقی می‌فرستند. چون من عکس خودم را روی پروفایلم نگذاشته‌ام از من درخواست ارسال عکسم را می‌کنند و در مرحله بعد عکس بی‌حجاب مرا می‌خواهند.

زهرا اضافه می‌کند: سپس شماره‌ام را می‌خواهند تا ارتباط تلفنی برقرارکنند. این ارتباط تا دیدار حضوری ادامه می‌یابد. اولین دیدارحضوری، معمولی و رسمی است اما به مرور درخواست ارتباط نزدیکتر داده می‌شود و این زنجیره تا جایی که دختر اجازه بدهد، ادامه دارد.

به اعتقاد «مژده، 25 ساله» گاهی برخی افراد گمان می‌کنند در فضای مجازی می‌توانند روابط رسمی و جدی را به شوخی و یا راهی برای شروع دوستی تبدیل کنند.

وی نیز می‌گوید: بارها اتفاق افتاده رابطه‌ای کاری و درسی و بسیار رسمی در دانشگاه یا مراکزی که فعالیت می‌کنم با مردان داشته باشم اما در فضای مجازی همکاران یا همکلاسی‌های مردی که به هر دلیلی دوست نداشتم در فضای واقعی به آنها نزدیک شوم، سعی در صمیمی شدن دارند و با شوخی‌های نامربوط و یا تعریف از زندگی و تجربیات تلخ زندگی شخصی خود برای جلب نظرم تلاش کرده‌اند؛ کاری که هم وقت من را گرفته و هم به نوعی موجب آزار من شده است زیرا مجبورم بر خلاف میل باطنی شنوای حرفهای آنها باشم و بعضا با اینکه تمایل خود را به پایان دادن مکالمه‌ای خاص در فضای مجازی با جواب دادن‌های کوتاه در پاسخ به صحبتهایی به طول چندین پاراگراف نشان دادم اما باز هم فرد بدون توجه به این المانها کار خود را ادامه می‌دهد. این ارتباط ها در پایان به پیشنهادهای عجیبی منجر می‌شود که من را مجبور می‌کند واکنشی نشان دهم تا فرد بفهمد پایش را نباید از گلیمش درازتر کند.

او ادامه می‌دهد: اتفاق دیگری که در فضای مجازی من را ناراحت می‌کند و چندی پیش باعث شد که حضور زیادی در شبکه‌های اجتماعی نداشته باشم، انتشار جوکها، شوخیها، سوالات یاعکسهایی بدور از شان است که متاسفانه به وفور در گروه‌های شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود؛ به ویژه رواج جکهایی با هدف قرار دادن دختران به عنوان جنس دوم و کسی که نمی‌فهمد، می‌خندد. همچنین در این جوکها دختران را افرادی جلوه می‌دهند که به هرنحوی به دنبال ازدواج هستند و به نظر من این یک خشونت علنی علیه دختران است، آنهم در جامعه‌ای که بعضا پسران آن ادعای روشنفکری دارند. بنابراین من از اکثر گروهها انصراف داده‌ام و سعی کنم کمتر در معرض این پیامها قرار گیرم.

«فریده ،34 ساله» هم می گوید: به دلیل شغلم (خبرنگاری) افراد غریبه را هم در صفحه‌ام در فیس بوک راه می‌دهم البته قبل از پذیرش درخواست دوستی، صفحه درخواست کننده را می‌بینم اگر موارد غیر اخلاقی نداشته باشد درخواستش را قبول می‌کنم. در اوایل عضویت در فیس بوک چتم باز بود و هر وقت وارد می‌شدم، حتما چند تا سلام و خوبی؟ دریافت می‌کردم و وقتی پاسخ نمی‌دادم بلافاصله آن‌فرند می‌شدم. مواردی هم بود که طرف دیگر لایکم نمی‌کرد. الان چتم را برای غریبه‌ها بسته‌ام ولی مزاحمتها تمام نشده و فقط کم شده است.

او اضافه می‌کند: یک بار یکی از همکارانم که البته مرا به درستی نمی‌شناخت تلاش می کرد با من دوست شود و من را از پافشاریش ناراحت می‌کرد. کلا چت کردن آدم‌هایی که نمیشناسم اذیتم می‌کند. این مدل رابطه پنهانی را در فضای مجازی نمی‌پسندم. به همین خاطر چندین بار آن‌فرند شدم و یا مجبور شدم آن‌فرند کنم . از طرف دیگر یکی دو مورد کامنت و عکس‌هایی از جانب افرادی خارج از "اد لیستم" داشتم که انقدر ناراحتم کرد که مجبور به بلاک شدم.

«فاطمه، دختری 26 ساله» است که او هم از مزاحمت‌های فضای مجازی ناراحت است.

او می‌گوید: الان دو هفته هست یک پسر مدام بهم در تلگرام پیام می‌دهد و حال و احوال می‌کند. من صفحه‌اش را باز نکرده‌ام. این پسر مدام پیام می‌دهد که چرا جوابش را نمی‌دهم و می‌پرسد پیامهایش به من می رسد یا نه؟.

وی معتقد است چنین آدمهایی بی‌شخصیت هستند چون لزومی ندارد مدام به کسی پیام بدهد که نه او را دیده‌ و نه می‌شناسد حال آنکه این افراد در خیلی از گروه‌ها عضو هستند.

«یلدای، 24 ساله» تجارب متفاونی در فضای مجازی داشته است.

اومی‌گوید: من از جمله دخترهایی هستم که تحت چارچوب‌ها و خط قرمزهای خانواده‌ام و نظارت مادرم وارد فضای مجازی شدم. مادرم در عین اینکه به فعالیت من نظارت می کرد، نحوه رفتار درست، برخورد مناسب و استقلال در این فضا را بهم آموزش می‌داد بنابراین من، به عنوان یک دختر، تحت شرایط کنترل شده وارد فضای مجازی شدم و رفتار یا عکس نامناسبی در این فضا نداشتم. با این وجود از همان ابتدا و حتی قبل از اینکه شبکه‌های اجتماعی مجازی توسط تلفن‌های همراه به‌راحتی قابل دستیابی باشد، در فضای «چت روم» در هر ساعتی با پیشنهادهایی تحت عنوان «چت درمورد مسایل جنسی» رو به رو می‌شدم. برخی از این افراد با «نه» شنیدن به این پیشنهاد اصرار نمی‌کردند اما برخی دیگر انقدر پافشاری می‌کردند که مجبور به بلاک کردن آن‌ها می‌شدم. این مساله هم اکنون در شبکه‌های مجازی گوناگون به شکل‌های مختلف رخ می‌دهد.

یلدا ادامه می‌دهد: در گروه‌های مختلفی عضویت دارم. برخی از اعضای آن‌ها که هیچ اشتراکی جز همگروهی با آن‌ها ندارم، به صورت شخصی پیغام می‌فرستند و خواستار آشنایی بیشتر می‌شوند، البته این امر غیرطبیعی نیست و اذیت به شمار نمی رود، این امر هنگامی ناراحت کننده می شود که با مطرح کردن بحث ازدواج و خواستگاری، من را یک فرد ساده لوح فرض می‌کنند. یکی از تلخ‌ترین تجربیاتم در فضای مجازی هنگامی بود که فردی که بر اساس عکس پروفایلش مردی ۴۰ساله می‌آمد بی هیچ مقدمه‌ای شروع به ارسال عکس‌های مستهجن کرد.

به اعتقاد وی برای کاهش این مزاحمت‌ها فرهنگ سازی لازم نیست چون سالهاست که افراد از فضای مجازی استفاده می کنند. نحوه استفاده از این فضا به فهم افراد برمی گردد البته با افراد مزاحم، قانونی هم می توان برخورد کرد البته نکته اینجاست که رسیدگی به این موارد چه قدر برای مراجع قانونی اهمیت دارد.

«مریم، 31 ساله» با مزاحمتی در فضای مجازی روبرو نبوده و درباره استفاده بهینه از این فضا معتقد است: برای ورود به فضای مجازی مثل سایر محیط هایی که ما در آن قرار می گیریم باید تربیت بشویم و با آن آشنا باشیم و تفاوتهایش را با یک فضای واقعی بشناسیم.

«مژده» هم معتقد است: مزاحمت‌های مجازی برای دختران یک موضوع فرهنگی است یعنی همان تفکرات سنتی الان در قالب مدرن عرضه می‌شود. لازم است آموزش‌هایی به جوانان ارائه شود. این آموزش‌ها باید ریشه‌ای باشد و از خانواده و مدرسه شروع شود.

او ادامه می‌دهد: در جامعه ما هم دختران و هم پسران به طرق مختلفی آسیب دیده‌اند و نتیجه آن وضعیتی است که الان می‌بینیم. نقش دختر و پسر باید با حفظ شان هر دوجنس باز تعریف شود و جامعه قبول کند که زن علاوه بر شوهرداری و بچه داری می‌تواند کارهای بزرگی انجام دهد و نه تنها برخلاف باور قبولانده شده بلکه به لحاظ سطح شعور و درک و هوش چیزی از مرد کم ندارد بلکه همپا و گاهی بالاتر نیز هست.

به اعتقاد «یلدا» بهترین راه‌حل برای کاهش این قبیل آسیب‌ها فرهنگ‌سازی در زمینه چگونگی استفاده از فضای مجازی است و نقش والدین از همه گروه‌ها پررنگ‌تر است بنابراین لازم است فرهنگ رفتار درست در فضای مجازی ابتدا به خانواده‌ها و والدین آموزش داده شود. اقداماتی مانند فیلتر کردن شبکه ها، اجتناب از آن‌ها و...راه حل مناسبی نیست، زیرا حضور درست در این شبکه‌ها به یکی از ابزار توسعه ارتباط، پیشرفت، افزایش آگاهی و...تبدیل شده است بنابراین فرهنگ سازی و آموزش رفتارهای درست در این فضا بهترین راه حل است.

«فریده» هم بر فرهنگ‌سازی در زمینه فضای مجازی تاکید می‌کند و می‌گوید: فرهنگ‌سازی با زبانی اثرگذار باید انجام شود. دختری را می شناسم که ۳۰ ساله است و از طریق فضای مجازی دلبسته پسری شد و ماه‌ها طول کشید تا شخصیت واقعی پسر را بشناسد.

دکتر نسرین طهرانی (روانشناس) می‌گوید: دختران جوان قشر آسیب پذیری از جامعه هستند. سبک زندگی دختران امروز با یکی و دو نسل پیش متفاوت شده است و همواره باید راه‌های پیشگیری از آسیب این قشر از افراد جامعه نیز متفاوت و متناسب با دنیای امروز شود.

به گفته او در نسل‌های پیشین یکی از روش‌های پیشگیری از آسیب دختران در خانه ماندن بود چون خانه به عنوان مکانی امن همواره مطرح است اما در دنیای امروز مرزی برای ارتباط با بیرون از این خانه می توان گفت واقعا وجود ندارد. ما می توانیم با هر سیستمی به فضای مجازی متصل شویم و در این فضا هیچ حد و مرزی وجود ندارد. عملاً کنترل هیچ معنایی ندارد مگر اینکه تدبیر خاصی برای حفظ قشر جوان بخصوص دختران جوان اندیشیده شود.

این روانشناس اضافه می‌کند: یا نیازی واقعی وجود دارد که دختران ما برای ارضای آن در فضای مجازی به‌دنبال آن هستند یا نیازی کاذب؛ چه نیاز واقعی باشد و چه کاذب، حدود نیازهای یک دختر جوان مشخص است و باید برای این نیازها برنامه داشته باشیم. یعنی باید برای دیدن، پوشش دادن و نحوه‌های صحیح مدیریت، تعدیل، کنترل و یا حتی ارضای آن راهکارهای عملیاتی داشته باشیم در غیر این دختر از دست می‌رود.

او تاکید می‌کند: امروزه امکان حذف فضای مجازی از زندگی هیچ کس نیست چه برسد به جوانان از جمله دختران جوان. آنان در برخی از موارد بیش از پسران به سمت دنیای مجازی روی می‌آورند بنابراین لازم است به دختران آموزش‌های صحیح و به‌موقعی در زمینه استفاده از فضای مجازی بدهیم.

هم دختران و هم کارشناسان بر آموزش و فرهنگسازی در زمینه ضرورت استفاده از فضای مجازی تاکید می‌کنند. آیا با وجود آنکه هر از گاهی خبرهایی از آسیب‌های وارد شده بر دختران به علت استفاده ناآگاهانه از فضای مجازی منتشر می‌شود و در مقابل موارد بسیار بیشتری از زخمی شدن روح و جسم دختران در این فضا مسکوت می‌ماند، وقت آن نرسیده متولیان دولتی و سازمان‌های غیردولتی اقدامی برای فرهنگ‌سازی انجام دهند؟

گزارش نقض حقوق طبیعی محیط زیست ایران در ادریبهشت 1397

در ماه دوم از سال 1397 شاهد ان هستیم که بازداشت فعالان محیط زیست در ایران به صورت یک عادت روزمره در آمده است، با به زندان انداحتن حامیان حیات وحش آمار شکار این حیوانات سیر صعودی به خود گرفته است و همچنین شاهد کشتار دسته جمعی اسبها به دلایل امنیتی و اقتصادی هستیم از سویی دیگر علارغم بروز پدیده وزش ریزگردهای نمکی از دریاچه ارومیه باز شاهد ادامه سد سازی جهت تامین منافع سازمان پیمانکار سدها هستیم.

 

بازداشت بیش از ۴۲ فعال محیط زیست و محیط بان در استان هرمزگان
در ا ماه جاری حدود چهل نفر از افراد محلی و فعالان محیط زیست و دو نفر از محیط‌بانان بندر لنگه در استان هرمزگان بازداشت شده اند. خانه‌های بازداشت شدگان تفتیش شده و وسایل ارتباطی بازداشت شدگان و حتی کسانی که بازداشت نشده‌اند هم جمع آوری شده است. برخی دیگر از فعالان محیط زیست هم ضمن ابراز نگرانی از بازداشت این افراد در پیام‌هایی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کردند که ۱۰ روز قبل هم محمد رضا صالح احمدی، فعال محیط زیست شهر جناح در استان هرمزگان، بازداشت شده است. گفته می شود که با بازداشت های اخیر در استان هرمزگان، تعداد فعالان زیست محیطی و کارشناسان این حوزه که توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شده اند، به ۵۵ نفر رسیده است. موج بازداشت فعالان حفاظت از محیط زیست دی ماه سال 96 گذشته آغاز شد. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اتهام بازداشت شدگان را جاسوسی اعلام کرده. صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم در گزارشی مدعی شد فعالان محیط زیست با استفاده از دوربین‌ های عکس‌برداری از یوزپلنگ، اقدام به تصویربرداری از سایت‌های موشکی سپاه کرده و اطلاعات این سایت‌ها را در اختیار سازمان‌های اطلاعاتی خارجی قرار داده‌اند.رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست اما این اتهام را وارد ندانسته و گفت این دوربین‌ها قادر به تصویربرداری از محیط محدودی در اطراف خود هستند.

کشتن اسب‌های کولبران و کاسبکاران
فیلم کشتار نزدیک به ۹۰ اسب باربر در جنگل‌های امیرآباد شهرستان اشنویه واکنش‌های مختلفی را ازسوی مردم بدنبال داشته است.این تعداد اسب به گفته کریم علی‌زاده فعال محیط زیست آذربایجان غربی در طول یک ماه گذشته و در سه نوبت کشتار شده‌اند. همچنین عبدالکریم حسین‌زاده عضو مجمع نمایندگان استان کردستان نیز در توئیتر خود نوشته: “مسئولان باید هر چه سریع‌تر از کشتن اسب‌های کولبران دست بردارند.”او این کشتار را پاک‌کردن صورت مسأله دانسته است.عثمان مزین وکیل دادگستری هم در این‌باره گفته: “چرا به جای کشتار اسب‌ها، با حکم قضایی حیوان را به نفع دولت ضبط نمی‌کنند؟”
“اسب” وسیله ایاب و ذهاب در مناطق کردنشین غرب کشور (مناطق کوهستانی و صعب‌العبور) است و کشاورزان در این مناطق برای حمل از اسب استفاده می‌کنند. ” استدلال مأموران نیروی انتظامی این است که این اسب‌ها برای حمل کالای قاچاق استفاده می‌شوند. کشتار اسب‌ها بدون اینکه کالای قاچاقی توسط آنها حمل شود انجام گرفته و این در واقع نسل کشی،تعرض به حقوق حیوانات و پاک کردن صورت مسئله است.در این مسئله اولاً جرمی اتفاق نیفتاده است. چون اسب‌ها و قاطرها خارج از روستاها در حال چرا بودنده اند. حتی بعضی از آنها با طناب بسته شده بودند و کالایی توسط اسب‌ها حمل نمی‌شده. بنابراین ما نمی‌توانیم قصاص قبل از جنایت کنیم. از طرفی اگر جرمی اثبات بشود، مجازات آن ضبط کالا و پرداخت جزای نقدی است.”
“پیش از این لاشه سه قاطر کشته‌شده ۱۱ روز در روستای «دولا بید» روی زمین ماند و بوی تعفن آن اجازه گردوچینی (در فصل برداشت محصول) را به روستاییان نمی‌داد. حتی بهداشت منطقه حاضر به انتقال لاشه اسبها نشده بود. تا اینکه در نهایت مردم روستا مجبور شدند لاشه‌شان را بسوزانند.”او این قاطرها را وسیله کار و حمل و نقل اعضای یک خانواده دانست و گفت: “تلف‌شدن این قاطرها نتیجه‌ای جز بیکاری و ضرر و زیان مالی برای صاحبان آنها ندارد.”کشتار اسبهای باربر در مناطق مرزی نه تنها از نظر شرعی، اخلاقی و انسانی ناپسند است و وجهه ایران را در مجامع بین‌المللی تخریب می‌کند بلکه به لحاظ بهداشتی خطری جدی برای سلامتی جامعه محسوب می‌شود.

ازدیاد گزارشات در مورد شکار یوز پلنگ در ایران
در طی هفته های گذشته مرتب گزارشات در مورد شکار یوز پلنگ در ایران در رسانه ها منعکس شده این در حالی است که حامیان این حیوانات بالاخص امیرحسین خالقی ،هومن جوکار ،سپیده کاشانی و سایر فعالین با اتهام ناروا در بازداشت اطلاعات سپاه بسر می برند.گزارشات مربوط به پیدا شدن پوست و لاشه این حیوان در ایذه خوزستان، سرو آباد کردستان و سواد کوه مازندران می باشد ، اگر چه در این موارد قطعا افراد و شکارچیان سودجو مقصر اصلی هستند ولی کوتاهی بخش دولتی در اداره و عدم کنترل صحیح شکاربانی و محیط زیست نیز مقصر هستند بخش بزرگی از دلایل شکار حیوانات وحشی و پرندگان ناشی از عدم آموزش و آگاه سازی، بیکاری مفرط یا درآمد کم اقتصادی است وگرنه احتمالا بعضی شهروندان بجای لذت بردن از بازدید حیات وحش اقدام به کشتن و از بین بردن آنها نمی کردند.

استعفای کاوه مدنی متخصص و فعال محیط زیست از پست خود و خروج وی از ایران
کاوه مدنی معاون سازمان حفاظت محیط زیست،ایران را ترک کرد. همسر او نیز که ممنوع الخروج شده بود با رفع ممنوع الخروجی کشور را ترک کرده و این در عمل درس عبرتی برای نخبگان ایرانی مقیم خارج از کشور شد. مخالفت معاون سازمان محیط‌ زیست با اجرای طرح‌های کلان بدون پشتوانه علمی از جمله ‌سدسازی‌های بی‌رویه و تلاش برای مدیریت بحران آب، خوشایند نهادهای فعال در این زمینه از جمله شرکت‌های وابسته به سپاه پاسداران نبود و به چالشی جدی برای کاوه مدنی تبدیل شده بود همچنین انتشار تصویر کاوه مدنی در نشست رئیس‌ سازمان محیط‌ زیست ایران با سفیر آلمان در حساب کاربری سفیر آلمان با اشاره به حضور کاوه مدنی و پررنگ شدن نام او در رسانه‌ها برای روشنگری در مورد فعالیت‌هایش، نشان دهنده کشمکشی پنهان میان حامیان دولتی کاوه مدنی و مخالفان حضور “یک غیرخودی” در یکی از حساس‌ترین نهادهای دولتی ایران بود. کاوه مدنی احتمالا گمان نمی‌کرد پیش از پایان سال بازداشت و به جاسوسی متهم شود. او ۲۲بهمن ۹۶ در ارتباط با پرونده “جاسوسی فعالان محیط‌ زیست” توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شده بود.

سونامی نمک در مرگ دریاچه
اقدامات ستاد احیا، روند هیدرولوژیکی طبیعی دریاچه ارومیه را برهم زده و خسارت‌های بسیاری به پوشش گیاهی آن منطقه وارد کرده . با انتقال آب از دریاچه خزر و وان ترکیه نمی‌توان مشکل دریاچه ارومیه را به صورت پایدار حل کرد. این روش‌ها تنها یک مسکن کوتاه مدت است. از یک سو آب وردی به دریاچه را برای تولید سیب هدر می‌دهند و از سوی دیگر سالانه هزاران تن سیب به‌دلیل عدم برنامه‌ریزی مناسب در بخش اقتصاد کشاورزی و قیمت پایین خرید، دور ریخته می‌شوند که به سیب زیر درختی معروف است. توفان نمک، زندگی 6 میلیون ایرانی را تهدید می‌کند. این دیگر تنها هشدار کارشناسان و فعالان محیط‌زیست ایران نیست بلکه مردم محلی شاهد آن هستند و با آن دست و پنجه نرم می کنند. سالانه هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری می شود تا دریاچه ارومیه را از خشک شدن نجات یابد. در سال‌های گذشته بدون در نظر گرفتن حقابه تالاب‌ها مجددا سد سازی کرده اند و توسعه کشاورزی و صنعتی صورت گرفته است و حالا ۶ میلیون نفر با بحران ریزگردهای نمکی مواجه هستند. بحران نمک به‌دلیل مدیریت اشتباه بر منابع آبی ایران رخ داده است و این مدیریت اشتباه همچنان ادامه دارد.

خوزستان در سال گذشته ۴ روز هوای پاک داشت
خوزستان در سال گذشته تنها چهار روز هوای پاک داشت که قطعاً همه آن به گازها برنمی‌گردد و سهم عمده آن به وجود ریزگردها و غبارآلود بودن هوا برمی‌گردد. سال گذشته همچنین ۱۰۸ روز هوای نا سالم، هفت روز بسیار ناسالم و ۱۴ روز هوای خطرناک را در استان خوزستان تجربه شده است.

تفکیک زباله‌های تهران بر دوش کودکان مستضعف و آسیب پذیر
بار اصلی تفکیک زباله‌های تهران بر دوش کودکانی است که در معرض ابتلا به بیماری‌های عفونی و آزار جنسی قرار دارند. سود این کار پرمشقت نصیب کسانی می‌شود که رسانه‌ها و برخی مسئولان ایران آنها را “مافیای زباله” می‌خوانند. سال‌هاست که درباره جمع‌آوری و تفکیک زباله‌های کلان‌شهر تهران و نقش کودکان کار در آن گزارش‌های انتقادی و افشاگرانه‌ای منتشر می‌شود، اما مسئولان اقدام موثری برای سامان دادن به این وضعیت انجام نمی‌دهند. الهام فخاری، عضو شورای شهر تهران، چندی پیش با اشاره به اقامت کودکان زباله‌گرد در محل تفکیک زباله‌ها به ایلنا گفته است: “اغلب این کودکان بیماری دارند، اما مسئله بیماری نسبت به سایر مشکلات این کودکان در اولویت نیست، چرا که از اغلب این کودکان سوءاستفاده‌های جنسی می‌شود”.
بر پایه این گزارش ساکنان پایتخت روزانه ۹ هزار تن زباله تولید می‌کنند و شهرداری تهران توانایی تفکیک تنها 3 درصد زباله های پایتخت را دارد.

کانون دفاع از حقوق بشر در ایران 

کمیته دفاع از محیط زیست

۱۳۹۷-۰۴-۱۹

حق زن بر بدنش


  این جلسه توجه داده می شود که حق انسان بر بدن یک حق بنیادی است. انسان حق لذت بردن و کامیابی جنسی با انتخاب خود را دارد. با توجه به دامنه وسیع این حق که به خصوص در سال های اخیر از سوی مدافعان حقوق زن بر آن تاکید می شود، قوانین ایران را مرور می کنیم و مواد و تبصره هایی را که در این مورد برای زنان محدودیت ایجاد کرده است به بررسی می گذاریم. مثال های مشخص عبارت است از سلب حق زن برای انتخاب پوشاک که در اجباری بودن حجاب،خود را نشان می دهد. الزام زن به تمکین از شوهر بدون درنظر گرفتن آمادگی روانی، عاطفی و جسمی زن. برخی معتقدند این الزام قانونی به رابطه جنسی زن و شوهر می تواند صدمه بزند و زن در شرایطی که آمادگی ندارد احساس کند به او تجاوز می شود.در قوانین ایران که نفقه و هزینه زندگی خانوادگی به عهده شوهر است، چنانچه زن تمکین نکند، دادگاه او را "ناشزه" می نامد و مجازات زن ناشزه، محرومیت از دریافت نفقه است. در این جلسه مدرس شیوه های مردان را برای خودداری از پرداخت نفقه بر پایه تجربه های وکالتی خود روشن می کند و همچنین چگونگی برخورد دادگاه های خانواده در ایران را. ضمنا به زنان در این باره آموزش هایی داده می شود و نتایج تلخ احکام دادگاه ها که گاهی به مرگ یا معلولیت زنان منجر شده شرح داده می شود. همچنین مجازات زنان همجنسگرا بررسیشود.
همچنین در جزوه قتل های ناموسی، ختنه دختران و سقط جنین به عنوان مسایل مطروحه در حیطه حق بر بدن، مورد بحث قرار می گیرد.
حق انسان بر بدن خویش بدین معنا است که هر انسانی این حق را دارد که در آزادی کامل راجع به وضعیت بدنی خویش تصمیم گیری نماید. به موجب این حق، هر انسانی می‌بایست از هر نوع فشار خارجی (وارده از سوی افراد دیگر) که بدن او را تحت تاثیر قرار می‌دهد، مصون باشد. حق بر بدن این اجازه را به شخص می‌دهد تا او نسبت به بدن خویش حس استقلال داشته به طوری که بدن به عنوان حریم خصوصی فرد درآمده و هرگونه تعرض به این حریم، نقض یکی از حقوق بنیادین بشر شناخته می‌شود. حق بر بدن به صورت‌های گوناگون در اسناد بین المللی اشاره شده که از ماحصل آن‌ها چنین می‌توان نتیجه گرفت که هر نوع تغییر در وضعیت ظاهری و داخلی بدن انسان می‌باسیت با رضایت خود شخص باشد.
در این جلسه مهم‌ترین مسایل مطروحه در خصوص حق بر بدن که به زنان مربوط می‌شود، مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد.
۱.     حجاب:
 «پس از سقوط رژیم شاه رهبران دینی یکی پس از دیگری بر ضرورت شرعی حجاب پا فشردند... از هنگامی که ضرورت مراعات حجاب اعلام شد تا زمانی که زنان یک دست با حجاب شدند و به آن توده سیاه پیوستند یک فاصله زمانی چند ساله قابل تصور است. مانکن‌های زنانه اولین گروه از زنان بودند که زیر ضرب رفتند و به حجاب تن دادند.» پس از مانکن‌ها این بار نوبت زنان بود تا آن‌ها نیز چهره رنگ پریده مانکن‌ها را به خود گیرند. قانون بی‌حجابی را جرم شمرد و حکومت ابزارهای اجرایی برای مقابله با زنان را در دست گرفت.
 «زنان ایرانی نسبت به انتخاب پوشاک خود آزادی عمل ندارند. تبصرهٔ ذیل مادهٔ ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۵ – بخش تعزیرات دستور داده است:» زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد. «برای پوشش مردان قانونی مشابه از تصویب نگذشته است. از طرفی ضوابط برای تشخیص دقیق حجاب شرعی و پوشاک و آرایش مناسب تعیین نشده است. درنتیجه جرایم منکراتی و مرتبط با اخلاق اسلامی که هرکس به سلیقهٔ خود آن را تعریف می‌کند، زنان را که از لحاظ تاریخی بیش از مردان زیر سلطهٔ کنترل اجتماعی و دینی و فرهنگی به سر می‌برند در معرض آزار و اذیت قرار می‌دهد و امنیت قضایی را از آن‌ها سلب می‌کند. در قوانین ایران عنوان مجرمانه‌ای به نام» بد حجابی «سراغ نداریم. ولی چون حجاب اسلامی و پوشاک و آرایش مناسب در قوانین ایران به دقت تعریف نشده است، سال هاست زنان ایرانی که عموما با حجاب هستند را، به بهانهٔ بد حجابی بازداشت و تحقیر می‌کنند. مأمورین و پلیس منکراتی و گاهی قضات بر پایهٔ سلیقه‌های شخصی برخی زنان را متهم به بد حجابی کرده و آن‌ها را محاکمه و محکوم می‌کنند. زنان ایرانی هنوز نمی‌دانند تعریف» بد حجابی «چیست. اما بابت آن سال هاست کاملا غیر قانونی مجازات می‌شوند.»
۲. خشونت:
در اینجا ابتدا اشاره‌ای می‌‌شود به موضع حقوق بین الملل در خصوص مساله خشونت و سپس به تعریف و انواع خشونت می‌پردازیم. 
مطابق مقدمه سیدا «... اجرای موثر کنوانسیون کمک خواهد کرد به رفع خشونت علیه زنان... و خشونت علیه زنان نمونه‌ای است از روابط قدرت نا‌برابر تاریخی میان مردان و زنان.» کمیته سیدا در یکی‌ از توصیه‌های خود چنین می‌گوید «یک استراتژی جامع جهت پیشگیری و مبارزه با انواع خشونت علیه زنان باید به کار گرفته شود...» به این نکته به طور خلاصه اشاره می‌‌کنم که اگر چه ایران سیدا را امضا ننموده ولی‌ این چیزی از وظیفه‌اش برای مبارزه با خشونت کم نمی‌کند چرا که طی‌ اعلامیه حقوق بشر و میثاق‌های بین المللی، دولت موظف است به از بین بردن تبعیض جنسی‌، احترام به حق زندگی، ‌ تمامیت جسمی‌ و سلامت جسمی‌ که در خشونت فیزیکی‌ نقض می‌شوند.
 خشونت، رفتاری است که با هدف آسیب رساندن به دیگری، به‌گونه‌های جسمی، روانی، تحمیل محدودیت‌های مالی، ممانعت از پیشرفت‌های شغلی و ارتقای توانایی‌های فردی، بی‌اعتنایی به دیگری – درصورتی‌که می‌دانیم او به توجه و حمایت ما نیازمند است – و... گفته می‌شود. خشونت علیه زنان در اشکال مختلف جسمی‌، روحی‌، روانی‌، اقتصادی... جلوه می‌‌نماید و حوزه خصوصی و عمومی‌ زنان را از هر قشر و طبقه که باشند در بر می‌گیرد. تمام اشکال خشونت از قدرت طلبی و سلطه‌گری فرد آزاررسان ناشی می‌شود. در گزارش‌های مربوط به خشونت در خانواده معمولاً زنان و کودکان به عنوان قربانیان اصلی و مردان به عنوان افراد خاطی قید می‌شوند. فرهنگ جامعه که در آن مردسالاری به صورت یک ارزش درمی آید، عامل اساسی خشونت علیه زنان می‌باشد. در این میان قانون می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای ایفا کند به طوری که با رعایت تساوی حقوقی زنان و مردان رفتارهای تبعیض آمیز و خشونت بار تحت کنترل قرار گیرد. متاسفانه در ایران حکومت با وضع قوانین تبعیض آمیز این گونه رفتارهای خشونت بار علیه زنان را شدت بخشیده به طوری که لایه‌های مختلف زندگی زنان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. تمامی قوانین تبعیض آمیز که به طور مثال سن مسیولیت کیفری دختران را ۹ سال در نظر گرفته و یا مردان را مجاز به ازدواج موقت می‌دارد، خود عامل خشونت علیه زنان به حساب می‌آیند. وقتی در چارچوب یک ارتباط نزدیک میان دو فرد، رفتار مرد با زن خشونت آمیز و سلطه گرانه است، نتیجه آن خشونت خانگی خواهد بود. این نوع از خشونت از سوی نزدیکان ذکور – معمولا شوهر، پدر، برادر... - علیه زن اعمال می‌گردد. خشونت خانگی می‌تواند جسمانی، جنسی، روانی یا عاطفی باشد. سوء استفاده مالی و محدود کردن فرد نیز از جمله مشخصه‌های دیگر خشونت خانگی است. خشونت می‌تواند عملاً یا فقط با تهدید صورت بگیرد؛ همچنین همیشگی یا موقتاً اتفاق بیفتد.‌‌ همان طور که پیش‌تر اشاره شد، عامل اصلی خشونت علیه زنان را می‌توان در تبعیضی یافت که مانع از برابری زن با مرد در زندگی می‌شود. خشونت هم در تبعیض ریشه دارد و هم به آن دامن می‌زند. از آنجایی که بسیاری از دختران و زنان حاضر نیستند خشونت خانگی را به پلیس گزارش دهند یا نیروی قضایی در برخی کشور‌ها به شکایات در این زمینه ترتیب اثر نمی‌دهد و آن را موضوعی خصوصی قلمداد می‌کند، آمار خشونت خانگی دقیق و منعکس کننده واقعیات نیست. «می‌-توان خشونت‌های خانگی را در لایه‌های اقتصادی – اجتماعی خانواده‌ها به دو گونه کلی نیز تقسیم کرد؛ خشونت‌های کبود و قرمز و خشونت‌های سفید. منظور از خشونت‌های کبود و قرمز آن بخش از رفتارهائیست که اثری از خود به جای می‌-گذارند، و بیشتر بصورت فیزیکی بروز می‌یابد ولی خشونت‌های سفید آن بخش از خشونت‌هایی را در برمی‌گیرد که بصورت» روانی «بر فرد قربانی تحمیل می‌شود و متأسفانه بدلیل نامری بودن آن، فرد قربانی نمی‌تواند با نشان دادن آن به» پزشکی قانونی «، طول درمان و خسارتی را دریافت نماید و یا حتی موجب برانگیختن» احساس همدلی «در سایرین گردد. علاوه بر آن به نظر می‌رسد که خشونت‌های سفید بیشتر در طبقات فرادست اقتصادی – اجتماعی و خشونت‌های کبود و قرمز بیشتر در طبقات فرودست شایع باشد.»
از آنجا که در این جلسه خشونت‌های ناقض حق بر بدن مورد بررسی قرار می‌گیرد، در اینجا به دو نوع از مهم‌ترین خشونت‌های خانگی فیزیکی که در قانون مجاز شمرده شده- خشونت‌های قانونی- اشاره می‌کنیم.
 الف- الزام به تمکین:
لزوم زن به تمکین منجر به بیماری‌های روحی روانی در او گردیده چرا که دیگر همسر وی شریک عشقی او در شادی‌ها و غم‌هایش نیست بلکه متجاوزی است که در قالب قانون و شرع بدون رضایت وی به حریم شخصی وی وارد گشته و او را تبدیل به ابزاری می‌کند صرفا جهت ارضا امیال جنسی خویش به طور یک طرفه. در چنین شرایطی یا زن تحمل کرده و خود را در معرض تجاوز قرار می‌دهد یا در ‌‌نهایت به ترک زندگی خانوادگی پرداخته. «بنا به گفته رضوانی، مدیرکل امور اجتماعی استانداری تهران، ۵۰ درصد طلاق‌ها به دلیل تمکین نشدن زن و مرد از مسائل زناشویی رخ می‌دهد، او می‌گوید: بیشترین طلاق‌های رخ داده در جامعه توافقی است و زنان بیشترین دلیل خود را برای طلاق، نفرت از همسرشان عنوان می‌کنند. همچنین به گفته رئیس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده تهران اکثر مراجعان برای طلاق، زوج‌های جوانی هستند که ۲ الی ۳ سال بیشتر از زندگی مشترکشان نمی‌گذرد.»
در خصوص تمکین ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی مقرر می‌دارد: «هر‌گاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند، مستحق نفقه نخواهد بود.» طبق ماده مزبور، زنی که از شوهرش تمکین نمی‌کند حق مطالبه نفقه [هزینه یک زندگی حداقلی] از او سلب می‌شود.
تمکین زن به معنای فرمان برداری بی‌چون و چرای زن از شوهر می‌باشد. تمکین دو نوع می‌باشد: عام، خاص. مفهوم تمکین خاص اطاعت از نیازهای غریزی مرد از طرف زن می‌باشد و مفهوم تمکین عام فرمانبرداری در تمام امور کلی زندگی می‌باشد و زن موظف به پیروی و اطاعت از شوهر است. قانون هم اشاره کرده ریاست خانواده از خصائص مرد است. تعلق نفقه وابسته به تمکین کامل است یعنی تمکین عام و خاص بهمراه هم باید محقق شود. لذا با تحقق تمکین عام و سرپیچی از تمکین خاص و یا بر عکس نفقه تعلق نمی‌گیرد و هر کدام از شرایط یاد شده معنای تمکین کامل را تداعی نمی‌کند و بنابر این حق نفقه زوجه ساقط می‌شود.
طبق نظر فق‌ها، اموری که زن باید شرعا از شوهر تمکین نماید، عبارت‌اند از:
۱- زن بدون اذن شوهر از منزل خارج نشود (به نظر آیت الله سیستانی و آیت الله فاضل در مواردی که ضرورت ایجاب کند مانند آنکه ماندن در منزل حرجی باشد یا برای طبابت نیاز به بیرون رفتن داشته باشد، می‌تواند بدون اذن شوهرخارج شود) بنابراین اگر بدون رضایت شوهرش از خانه بیرون رود، ناشزه خواهد بود، مگر در مواردی که استثنا شده است.
۲- خود را برای هر لذتی که شوهر می‌خواهد، در اختیار او قرار دهد.
۳- بدون عذر شرعی - مثل ایام عادت ماهیانه و یا در صورتی که برای زن ضرر مهم داشته باشد- از نزدیکی کردن شوهر ممانعت نکند. البته مقصود نزدیکی از راه معمول می‌باشد، اما نزدیکی از راه غیر معمول بر زن واجب نیست. به فتوای برخی از فق‌ها، در صورت عدم رضایت زن، حرام می‌باشد. اصطلاح تمکین این مورد را شامل نمی‌شود.
۴- از چیزهایی که موجب نفرت شوهر باشد، خودداری کند.
درقانون مدنی ایران درکتاب نکاح راجع به طرح واقامه دعوی الزام به تمکین ازطرف مرد به طرفیت زوجه بحثی نشده است وهمچنین درباره نشوزوامتناع زن ازتمکین بطور صریح مطلبی درقانون مذکورعنوان نگردیده است وفقط ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی، حکم نشوز را مقرر می‌دارد. این تنها ماده ومطلبی است که قانون مدنی ایران درباره تمکین زن متعرض شده است. ولی محاکم ایران عملا دعاوی التزام به تمکین راکه ازناحیه مرد‌ها به طرفیت زنان خوداقامه می‌شود می‌پذیرند و موردرسیدگی قرار می‌دهند واغلب حکم به الزام زنان ممتنع ازتمکین راصادر می‌نمایند.
مردی که تمکین زن رامورد دعوی خودقرار داده ظاهراه‌مان تسلیم وتمکین قانونی وهمیشگی را می‌خواهد ودرحقیقت می‌خواهد دادگاه باحکم خودویا اجرای آن یک نوع علاقه ومحبت ویا لااقل حالت تسلیم مطلق درزن ایجادکند. روابط خانوادگی و به خصوص روابط زن وشوهررانمیتوان به اعمال جبر وصدور حکم واجباریکی ازطرفین ویاهردوی آن‌ها ثابت وبرقرارنگهداشت وبین آنهاعشق وعلاقه ومحبت ایجادنمود. اگر شوهر به نزد قاضی برود و بگوید که همسرم از من تمکین نمی‌کند، قاضی به راحتی حکم به تمکین زن می‌دهد و حتی اگر زن التماس کند که نمی‌تواند با این مرد ادامه دهد، قاضی به صحبت او اهمیتی نمی‌دهد و زن را مجبور می‌کند حتما باید علی رغم میل باطنیش با آن مرد همبستر شود و به خواسته‌های او تن در دهد. حتی پلیس آنان را تا منزل همراهی نموده و هر دو را در منزل وارد نموده و مطلب را صورتجلسه می‌نماید!!! آیا این چیزی جز تجاوز است؟
 ب. قتل‌های ناموسی:
 «جنایت‌های ناموسی یا قتل ناموسی به ارتکاب خشونت و اغلب قتل زنان یک خانواده به دست مردان خویشاوند خود گفته می‌شود. این زنان به علت «ننگین کردن شرافت خانواده خود» مجازات می‌شوند. این ننگ موارد گوناگونی را شامل می‌شود از جمله خودداری از ازدواج اجباری، قربانی یک تجاوز جنسی بودن، طلاق گرفتن (حتی از یک شوهر ناشایست)، رابطه با جنس مخالف، و یا ارتکاب زنا. برای اینکه فردی قربانی جنایت‌های ناموسی شود، فقط اینکه گمان برده شود او آبروی خانواده را بر باد داده‌است کافی‌ست.» دکتر شهلا‌ اعزازی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه در این رابطه می‌گوید: «فرد مورد تجاوز قرارگرفته نماد آبروی بربادرفته خانواده است و تنها از طریق کشتن قربانی است که امکان زندگی برای سایر اعضا فراهم می‌شود.» براساس آخرین بررسی‌های صورت گرفته بیش از ۲۰ درصد قتل‌های روی‌داده در کشور در رابطه با مسائل ناموسی است که بیشترین درصد کل قتل‌ها را شامل می‌شود. در میان قتل‌های ناموسی نیز همسرکشی نسبت به سایر انواع قتل درصد بیشتری از آمار‌ها را به خود اختصاص داده است. دکتر علی نجفی توانا، جرم‌شناس و از استادان حقوق جزا می‌گوید: ناموس یا به عبارت صحیح‌تر زن خانواده می‌تواند خواهر، مادر و همسر در درجه اول و نوامیس وابستگان نزدیک در درجه دوم باشد که این می‌تواند به معنای حیثیت و شرف جنس و تمامیت جسمی و جنسی زن باشد، بنابراین قتل‌های ناموسی یا قتل‌های مبتنی بر تعصب می‌تواند به اشکال مختلف صورت گیرد شامل دفاع از زن به‌وسیله دیگری یا دفاع از زن به‌وسیله خود زن یا دفاع از آبرو و حیثیت زن در برابر تجاوز مرد غریبه. مهم‌ترین ویژگی این نوع قتل‌ها این است که عرف محلی آن‌ها را مجاز می‌داند. به همین دلیل کشته شدن چنین زنانی، تاثری ایجاد نمی‌کند و حتی گاهی گفته می‌شود که حق آن‌ها بوده است. این نوع قتل‌ها که اغلب به شکل سربریدن، کشتن با چاقو و یا اسلحه و به ندرت با خفه کردن زنان انجام می‌شود بسیار فجیع است زیرا اعتقاد عمومی بر این است که هر چه زن خطاکار به شکل فجیع کشته شود آبرو حیثیت و شرف بر باد رفته خانواده بهتر و سریع‌تر به جایگاه قبلی برمی گردد.
درآبان ماه سال گذشته (۱۳۸۸) بود که دادستان عمومی و انقلاب تهران خواستار تشدید مجازات قتل‌های مبتنی بر جنسیت بویژه قتل‌های ناموسی و نیز حذف یا اصلاح ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۵ –بخش تعزیرات- که نوعی از قتل ناموسی را مجاز می‌دارد- شد. عباس جعفری دولت‌آبادی که پیش از این، ۳ سال رئیس کل دادگستری استان خوزستان بود، اضافه کرد: «قتل‌های ناموسی در چند استان مطرح است و این قتل‌ها ناشی از سوءظن‌های اثبات‌نشده‌ای است و در این جوامع همین که مردان به خواهر، ‌همسر، دختر یا سایر نزدیکان خود سوءظن داشته باشند، همین سوءظن برای ارتکاب آن‌ها به قتل کافی است و نیاز به اثبات و شهود ندارد. وی اضافه کرد: در قتل‌های ناموسی، قاتل خود را برخلاف دیگر قتل‌ها به صورت محترمانه معرفی می‌کند و اولیای دم نیز درخواست تعقیب قاتل را ندارند و معمولا کسب رضایت اولیای دم چند ماه بیشتر طول نمی‌کشد.» این مقام قضایی با تاکید بر اینکه در قتل‌های ناموسی، قاتل خود را بحق می‌داند، گفت: «متاسفانه سیاست قضایی ما در حوزه قتل‌های ناموسی بشدت متفاوت و حتی متناقض است و به دیدگاه قاضی بستگی دارد که بسیاری از موارد، در کشاکش رسیدگی قاتل آزاد می‌شود یا اینکه در کمیسیون‌های عفو مورد عفو قرار می‌گیرد.»
قتل ناموسی که طبق قانون مجاز می‌باشد، قتل زن توسط شوهر می‌باشد (طبق ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۵ –بخش تعزیرات). ماده فوق مقرر می‌دارد: «هرگاه مردی همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند وعلم به تمکین زن داشته باشد می‌تواند دره‌مان حال آنان را به قتل برساند و در صورتی که زن مکره باشد فقط مرد را می‌تواند به قتل برساند. حکم ضرب و جرح در این مورد نیز مانند قتل است.»
ه‌مان طور که می‌بینیم قانون گذار، شوهر را به طور کامل مجازبه ارتکاب قتل دو انسان نموده که در عمل بیشترقربانیان، زنان می‌باشند. همچنین ابهامات موجود در ماده فوق الذکر باعث گردیده بسیاری از قتل‌های ارتکابی که خارج از محدوده ماده ۶۳۰ می‌باشند به صورت مشروع و قانونی درآیند. در اینجا به چند نکته مهم اشاره می‌کنم. اول آنکه شوهر تنها‌‌ همان لحظه‌ای که همسرش را در حال زنا با مرد اجنبی می‌بیند، می‌تواند مرتکب قتل گردد. دیگراینکه قانون گذار مقرر داشته می‌بایست شوهر، زن و مرد را در حال زنا مشاهده نماید، حال آنکه مشخص نیست در آن شرایط شوهر چگونه می‌تواند به طور قطع به تشخیص این امر بپردازد چرا که طبق قانون مجازات اسلامی، زنا تعریف مشخصی داشته که عبارت است از: «... جماع مرد و زنی که علقه زوجیت بین آن‌ها نبوده و از موارد وطی به شبهه نیز نباشد.» (ماده ۲۲۱). نکته دیگر آنکه مشخص نیست لحظه‌ای که مرد به طور ناگهانی همسرش را با مرد دیگری می‌بیند، چگونه می‌تواند علم حاصل کند که زنش تمکین داشته (یعنی با رضایت خویش با مرد اجنبی ارتباط داشته). دیگر آنکه اگر مرد اجنبی مکره باشد (مجبور به برقراری ارتباط گشته)، هیچ گونه حکمی مشخص نسیت و در واقع شوهر در هر حالت (چه مرد اجنبی رضایت داشته یا نداشته) می‌تواند او را به قتل برساند. همچنین مشخص نیست که شوهر چگونه می‌تواند ارتباط جنسی و رضایت همسرش را در دادگاه به اثبات برساند.
آنچه که مسلم است این است که ماده ۶۳۰ نوعی ازخشونت جسمی علیه زنان را کاملا مشروع نموده که این خود در گسترش فرهنگ خشونت نقش بسزایی داشته و زمینه را برای خشونت‌های بیشتر فراهم می‌کند.
۳. همجنس گرایی زنان:
 در قانون مجازات اسلامی ایران همجنس گرایی جرم است و همجنس گرایی زنان زیر عنوان «مساحقه» عمل مجرمانه اعلام شده که مجازات آن بسیار شدید است. مادهٔ ۱۲۷ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰مساحقه را این طور تعریف کرده است: «مساحقه، هم جنس بازی زنان است با اندام تناسلی». ماده ۲۳۸ قانون جدید نیز مقرر می‌دارد «مساحقه عبارت است از اینکه انسان مونث اندام تناسلی خود را بر اندام تناسلی همجنس خود قرار دهد.»
ماده ۱۲۹ قانون مجازات اسلامی۱۳۷۰ مقرر می‌‌دارد: «حد مساحقه برای هر یک از طرفین صد تازیانه است‌.» طبق ماده ۲۳۹ قانون جدید نیز «حد مساحقه صد ضربه شلاق است.»
در صورت تکرار جرم، مرتکب را اعدام می‌کنند. ماده ۱۳۱ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰مقرر می‌دارد «هرگاه مساحقه سه بار تکرار شود و بعد از هر بارحد جاری گردد در مرتبه چهارم حد آن قتل است.» طبق ماده ۱۳۶ قانون جدید نیز «هرگاه کسی سه بار مرتکب یک نوع جرم موجب حد شود و هربار حد آن جرم بر او جاری گردد، حد وی در مرتبه چهارم اعدام است.»
به موجب ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی۱۳۷۰: «هرگاه دو زن که با هم خویشاوندی نسبی نداشته باشند بدون ضرورت، برهنه زیر یک پوشش قرار گیرند به کمتر از صد تازیانه تعزیر می‌شوند. در صورت تکرار این عمل و تکرار تعزیر در مرتبهٔ سوم به هر یک صد تازیانه زده می‌شود». خوشبختانه یکی از تغییرات مثبت در قانون جدید، حذف این مقرره می‌باشد.
یکی از راه‌های اثبات جرم هم جنس گرایی زنان شهادت شهود است. قانونگذار حتی دربارهٔ این جرم فقط به شهادت مردان اهمیت می‌دهد و برای شهادت زنان ارزش و اعتباری قائل نیست. بنابراین شهادت زنان در دادگاه در زمینهٔ هم جنس گرایی در حکم هیچ است. معلوم نیست چرا قانونگذار شهادت زنان را حتی در جرمی که کاملا زنانه است معتبر نمی‌شناسد. «
اعلامیه سازمان ملل متحد در مورد گرایش جنسی‌ و هویت جنسیتی هر گونه خشونت، آزار، تبعیض و تعصب بر مبنا گرایش جنسی‌ را محکوم می‌کند. طبق سند مذکور هر گونه محرومیت از حقوق انسانی‌، شکنجه، اعدام و دستگیری افراد بر این مبنا ممنوع می‌باشد.
۴. ختنه دختران:
ختنه دختران از آن جهت مورد توجه خاص مجامع حقوق بشری قرار گرفته که آثار جسمی‌ و روانی‌ جبران ناپذیری بر زنان به جا می‌گذارد. دختران در سنین کودکی بدون رضایت قربانی این جنایت گشته و این رسم را به فرزندان خود منتقل می‌کنند. طبق آمار سازمان بهداشت جهانی‌، ۱۰۰ تا ۱۴۰ میلیون زن و دختر در جهان مورد ختنه قرار گرفته که از این میان ۹۲ میلیون دختر در آفریقا قربانی این عمل می‌گردند (حدودا ۳ میلیون دختر سالانه در آفریقا ختنه می‌شوند).
معمولان دختران از طفولیت تا سنّ ۱۵ سالگی در معرض ختنه می‌باشند. ترکیبی‌ از عوامل فرهنگی‌، اجتماعی، مذهبی‌ در این زمینه نقش داشته به طوری که در میان اقوام و مذاهب گوناگون این امر مشاهده می‌شود. اعتقاد عمومی‌ بر آن است که ختنه، دختران را پاک نگاه داشته چرا که بکارت آن‌ها تا قبل از ازدواج تضمین می‌گردد. با آنکه گروهی از کشور‌ها ختنه دختران را غیر قانونی اعلام کرده‌اند، از آنجا که اصلاح فرهنگی‌ در این کشور‌ها به عمل نیامده باز هم شاهد این عمل هستیم.
در ایران متاسفانه این مساله زیاد مورد بحث قرار نمی‌گیرد در حالی‌ که سالانه بسیاری از دختران در برخی‌ نواحی جنوبی و غربی کشور قربانی می‌گردند.» مثله کردن اندام جنسی دختران به نام ختنه، در استان‌های خوزستان، لرستان و بیش از همه کردستان معمول است. هرمزگان و بنادر گنگ و جاسک از جمله شهرهای جنوبی ایران هستند که در آن‌ها ختنه دختران یک رسم است. گفته می‌شود این رسم در مناطق جنوبی ایران از طریق رفت و آمد دریایی به هند و سومالی وارد کشور شده است. در غرب، ختنه زنان در آذربایجان، اورامانات، بانه، نوسود، پاوه، پیرانشهر و حتی اطراف ارومیه در موارد متعدد به چشم می‌خورد. «
عوارض ختنه دختران (بریدن کلیتوریس):» ۱) درد، خونریزی، شوک، (این عمل بدون بیهوشی عمومی یا موضعی انجام می‌گرفته است)، ۲) نگاه داشتن ادرار به دلیل درد، ۳) صدمات ارگانی بعلت بی‌تجربگی جراح تجربی، ۴) عفونت مکرر، ۵) درد زیاد به هنگام پریود ماهانه، عفونت دستگاه تناسلی و تخمک‌ها، عفونت در دستگاه ادرار و کلیه‌ها، ۶) ریسک‌های متنوع در هنگام زایمان ناشی از عفونت و خونریزی و....، ۷) درگیرى‌ها و بیمارى هاى روانى حاصل از این امر، ۸) ایجاد جوش‌گاه (اسکار) در قسمت بریدگى‌ها با طول و گستردگى زیاد، ۹) مشکلات نازایى، خطرات و مشکلات ناشى از حاملگى و به خصوص زمان زایمان، [عدم لذت جنسی‌ پس از ازدواج] «
در خصوص پاسخ محافل بین المللی به این موضوع می‌بایست خاطرنشان کرد که در سال ۱۹۹۷، سازمان بهداشت جهانی‌ (WHO) به همراه صندوق کودکان سازمان ملل متحد (UNICEF) و سازمان جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) بیانیه‌ای علیه ختنه دختران و زنان صادر کردند. در فوریه ۲۰۰۸ با حمایت بیشتر سازمان ملل متحد بیانیه جدیدی برای مبارزه بیشتر علیه این امر صادر شد. همچنین در سال ۲۰۰۸ انجمن بهداشت جهانی‌ (World Health Assembly) متعلق به سازمان بهداشت جهانی قطعنامه‌ای صادر کرد جهت حذف ختنه دختران و زنان با تاکید بر لزوم عملکرد هماهنگ در تمام بخش‌های بهداشتی، آموزشی‌، اقتصادی، حقوقی و زنان.
۵. بارداری- سقط جنین:
طبق مواد۴۸۷-۴۹۲، ۶۲۲-۶۲۴ قانون مجازات اسلامی ۱۳۷۰ و مواد ۷۱۶-۷۲۰ قانون جدید سقط جنین عنوان مجرمانه داشته. ممنوعیت سقط جنین مختص ایران نمی‌باشد و حتی در کشورهایی که این امر مجاز می‌باشد، گروه‌های بسیاری در مخالفت با سقط جنین فعالیت می‌کنند. لذا ما در اینجا قانون ایران را مورد بحث قرار نمی‌دهیم. در اینجا تنها اشاره‌ا‌ی می‌شود به دیدگاه موافقان سقط جنین جهت آشنایی با استدلال این گروه از دیدگاه حقوقی. همانطور که می‌دانیم، مخالفان سقط جنین، به حق حیات جنین به عنوان یک انسان استناد می‌جویند حال آنکه موافقان سقط جنین یا تعریفی‌ متفاوت از زمان شکل گیری یک انسان داشته ویا اساساً در تضاد حق جنین و مادر، حق مادر را ترجیح می‌دهند که‌‌ همان حق انسان بر بدنش می‌باشد. در نتیجه تصمیم‌گیری راجع به بارداری ویا سقط جنین که بر بدن زن موثر می‌باشد، می‌بایست در اختیار او باشد.
حق باروری به عنوان یک حق قانونی در خصوص تولید مثل و بهداشت مربوط به آن در اسناد بین المللی مورد توجه قرار گرفته است. سازمان بهداشت جهانی‌ حق مزبور را چنین تعریف می‌کند:» حق باروری متکی‌ است بر به رسمیت شناختن حق اولیه زوجین و تمامی اشخاص برای تصمیم‌گیری آزدانه و مسئولانه نسبت به تعداد و فاصله زمانی‌ بچه‌ها و زمان بچه دار شدن به علاوه حق دسترسی‌ به اطلاعات و امکانات لازم و بالا‌ترین استاندارد‌ها در خصوص بهداشت جنسی‌ و باروری. این حق شامل حق تمام افراد برای تصمیم‌گیری راجع به باروری بدون هیچ گونه تبعیض، فشار و خشونت می‌باشد. «
اولین سند بین المللی که حق باروری را به رسمیت می‌شناسد، بیانیه تهران می‌باشد که در نتیجه کنفرانس بین المللی حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال ۱۹۶۸ به تصویب رسید. کنوانسیون رفع انواع تبعیض علیه زنان مصوب ۱۹۷۹ نیز در ماده ۱۶ خود بر این حق تاکید می‌ورزد. طی‌ سالیان بعد این حق گسترده شده و در اسناد دیگری نیز بدان اشار شده است. چهارمین کنفرانس جهانی‌ زنان (پکن، ۱۹۹۵) در اعلامیه و برنامه کاری خود (Beijing Platform) بر حق زنان برای تصمیم‌گیری راجع به باروری تصریح می‌کند

۱۳۹۷-۰۴-۱۸

تاکی ستم و بی عدالتی به زن ایرانی؟

زن ایرانی از این همه ستم و بی عدالتی که در حق او روا می شود، به کجا باید پناه ببرد؟‌ آیا راه گریزی هست؟
‌چه برای آنکه زیر بار فقر له شده و چه برای آنکه میخواهد از حقوق انسانی خود برخوردار باشد. آیا زن ایرانی می تواند خود آینده خود را انتخاب کند و رقم بزند؟‌یا باید همواره «آقا بالاسری» برای او تصمیم بگیرد؟‌

چطور است که یک دختر در سن ۹ سالگی می تواند ازدواج کند و بچه دار بشود و حتی مجازات شود ولی حق انتخاب پوشش خود را ندارد؟‌ حق خارج شدن از خانه به رأی خود را ندارد؟ حق انتخاب شغل خود را ندارد؟ حق قضاوت ندارد؟‌
آخوندهای حاکم بر ایران به این سوالات پاسخ منفی می دهند. اما حقیقت چیست؟‌
حق و حقیقت این است که آزادی و انتخاب حق مسلم هر زنی به عنوان یک وجود برابر انسانی است. برخلاف تفسیر و برداشت مرتجعان، احساسات و عواطف زن به او در تشخیص بی عدالتی و ظلم کمک می کند تا او بتواند همه چیز را به درستی تشخیص دهد. به همین دلیل نیز آخوندهای زن ستیز حاکم طی ۳۷سال هنوز موفق نشده اند به رغم تصویب انواع قوانین و لوایح و ایجاد ۲۶ ارگان سرکوبگر و گشت های ارشاد و غیره «حجاب اجباری»، این پدیده ضداسلامی و ناقض حق انتخاب آزاد زنان را به آنها تحمیل کند و امروز آن را تهدید امنیت ملی می داند. به همین دلیل دختران ایران به رغم سهمیه بندی دانشگاهها و تفکیک جنیستی و انواع و اقسام قوانین بازدارنده همواره بیش از نیمی از قبولی دانشگاهها را تشکیل می دهند.
بله به همین دلیل زنان نیروی پیشتاز تغییر در ایران هستند. آنها به درستی تشخیص می دهند که تنها راه گریز، راه مقاومت و ایستادگی، راه اعتراض و حق خواهی است. آنها به درستی دریافته اند که از چه الگویی برای رسیدن به خواستهای برحق خود باید پیروی کنند. الگوی زن پیشتاز، جلودار و عصیانگر علیه همه قید و بندهای بنده ساز که سکان رهبری و هدایت جنبش آزادیخواهی ایران را در دست دارد و در مسیر آزادی خلق و میهن هیچ ترسی به دل راه نمی دهد و از هیچ قدرتی نمی هراسد. زنانی که با فدای بیکران خانه و کاشانه و جگرگوشگان خود را به امان خدا سپردند، به وظیفه خود قیام کردند و آسمان میهن مان را بی اینکه نام و نشانی از آنها باشد در کنج سیاهچالهای دژخیم با خون خود گلگون کردند تا بهار برای همه کودکان ایرانزمین و همه زنان و مردان ایرانی فرا برسد.
در گرامیداشت روز جهانی زن و بیان جایگاه رفیع زن بی باک و بیم ایرانی، هفته گذشته درج سلسله مقالاتی درباره حقوق زنان ایران را آغاز کردیم. ذیلاً به بررسی ماده دوم از طرح ده ماده ای زنان خانم مریم رجوی رئیس جمهور برگزیده شورای ملی مقاومت برای ایران فردا و مقایسه آن با حقوق ضایع شده زنان در ایران امروز می پردازیم.
  طرح ده ماده ای زنان برای ایران فردا
ماده ۲: برابري در مقابل قانون
-زنان بايد برابر با مردان از حمايت قانون برخوردار باشند.
-در مقابل خشونت، تجاوز، تبعيض و نقض آزادي، زنان بايد به راه كارهاي قضايي مطمئن دسترسي داشته باشند.
-زنان بايد از حق برابر با مردان در دادخواهي برخوردار باشند.
-دادگاه ها بايد اعتبار شهادت و سوگند زنان با مردان را برابر محسوب كنند.
-سن قانوني براي دختران، ۱۸سال تمام خواهد بود. دختران تا قبل از اين سن، مسئوليت جزايي ندارند.
 در قوانین حاکم بر ایران زنان رسماً نصف انسان به شمار می آیند و بعضی اوقات از هیچ حقی برخوردار نیستند
- در رابطه با اشتغال، زنان باید حجاب اجباری را رعایت کنند در صورتی که مردان دچار چنین محدودیتی نیستند.
همچنین زنان باید در محیط های تفکیک شده کار کنند که در نتیجه در بسیاری موارد که کارفرما محل تفکیک شده ندارد،‌ از استخدام زنان خودداری می کند. همچنین در برخی موارد زنان حتی قادر به اداره محل کسب خود نیستند و باید این کار را به یک خویشاوند مرد واگذار کنند. (مثل صاحبان کافی شاپ، قهوه خانه، رستوران، ...)
-زنان از حق طلاق، حق ازدواج بدون رضایت پدر، حق اشتغال و حق خروج از کشور بدون رضایت همسر، حق حضانت فرزندان بالای دوسال خود برخوردار نیستند و سرپرستی آنها به پدر سپرده می شود.
-برطبق قوانين ملايان، ارزش شهادت زن در برابر محاكم قضايي، نصف مرد است (ماده ۱۹۹، ۲۰۹ و ... قانون مجازات اسلامی) و بدون شهادت مرد قابل قبول نیست حتی اگر دو زن شهادت بدهند.
-خونبهای زنان نصف مردان است و به موجب ماده‌ی ۳۸۲ قانون مجازات اسلامی، اگر مردی مرتکب قتل عمد یک زن شده باشد قصاص نمی شود، مگر آنکه اولیای دم مقتول، نصف خونبهای یک مرد را قبل از قصاص به اولیای دم مرد قاتل بپردازند. به زبان ساده، به منظور اجرای مجازات اعدام قاتل باید خانواده قربانی به خانواده قاتل پول بپردازد. در حالی که اگر یک زن مرتکب قتل مردی شود، تنها به خواست ولی دم اعدام می شود.
- طبق ماده ۷۱۸ اگر زن بارداری جنین خود را سقط کند باید دیه بپردازد، اما مرد ولی دم فرزند خود محسوب می شود و به خاطر قتل فرزند هیچ مجازاتی در انتظار او نخواهد بود. این قانون زمینه ساز قتل های ناموسی است.
- به موجب ماده‌ی ۹۴۲ قانون مدنی رژیم ملایان، مرد می‌تواند همسران متعدد اختیار کند و این اختیار منحصراً‌در اختیار مردان است. در این ماده که در مورد ارث مرد متوفي صحبت می کند آمده است: «در صورت تعدد زوجات ربع یا ثمن ترکه که تعلق به زوجه دارد بین همه ي آنان بالسویه تقسیم می شود.» یعنی سهم یک زن که یک چهارم یا یک هشتم ارث همسر است باید به تساوی بین هر چند همسر مرد متوفی تقسیم شود. 
علاوه بر این، براساس تمام مواد قانون مدنی مربوط به ارث (ماده‌ی ۸۶۱ تا ۹۴۹) حق ارث زن و دختر نصف حق ارث مرد و پسر است.

-سن قانونی ازدواج در ایران ۱۳ سال می باشد ولی در صورتی که پدر یا جد پدری تصمیم بگیرد که دخترش قبل از این سن به ازدواج کسی در بیاید می تواند با کسب موافقت دادگاه این کار را انجام بدهد. به همین خاطر هرساله بیش از هزار دختر ۱۰تا ۱۴ساله ازدواج می کنند. این در حالی است که سن بلوغ دختران به موجب قانون ۹ سال قمری (یعنی ۸سال و ۹ ماه) است و از این سن در صورت ارتکاب جرم، مستوجب کیفر و مجازات می شوند. این تبعیض علیه زنان از سن پایین است در مقایسه با پسر بچه ها که سن بلوغ و سن قانونی ازدواج در میان آنها ۱۵ سال می باشد. به همین روال، سن بیوه گی به ۱۳سال تنزل پیدا کرده و دختران نوجوان تبدیل به زنان سرپرست خانوار می شوند که باید مخارج فرزندان خود را تأمین کنند.
-زنان همچنین در صورت شکایت از تعرض و تجاوز با تهدیدات و موانع بسیار قانونی مواجه هستند و در مظان انجام زنا قرار می گیرند که مجازات آن سنگسار است. سرنوشت ریحانه جباری که شجاعانه در مقابل تعدی یک مقام وزارت اطلاعات آخوندی از خود دفاع کرد ولی توسط قضائیه رژیم به اعدام محکوم و بعد از ۷سال اسارت زیر شکنجه به دار آویخته شد خود گویای ماهیت «عدالت» ناداشته در رژیم زن ستیز  است

پروتکل همکاری منطقه ای برای مبارزه با آلودگی ناشی از نفت وسایر مواد مضره در موارد اضطراری (کویت – ۱۳۵۷)

دولتهای متعاهد:
عضو کنوانسیون منطقه ای کویت برای هماری در زمینه حمایت از محیط زیست دریائی در برابر آلودگی( که از این پس کنوانسیون نامیده خواهد شد.)
با آگاهی از ضرورت و توجه خاص به امکان دائمی وقوع حوادث غیر مترقبه که ممکن است منجر به آلودگی مهم بوسیله نفت یا سایر مواد مضره گردد و لزوم هکاری و اتخاذ اقدامات موثر برای مقابله با آنها.
با وقوف بر اینکه تدابیر موجود برای مقابله با موارد اضطراری آلودگی بایستی در سطوح ملی ومنطقه ای افزایش یابد تا بتوان با این مشکل بنحو کامل و جامع و بنفع منطقه مقابله نمود.


بشرح زیر موافقت نمودند:
ماده ۱
از لحاظ پروتکل حاضر:
۱- مقصود از((مرجع مربوطه)) مرجع ملی تعریف شده در ماه یک کنوانسیون یا مرجع یا مراجعی است که در یک کشور متعاهد بوسیله((مرجع ملی)) برای مقاصد زیر تعیین شده باشد:
الف- مبارزه یا انجام عملیات دیگر در موارد اضطراری در دریا.
ب- دریافت و هم آ÷نگ کردن اطلاعات مربوط به موارد خاص اضطراری در دریا.
ج- هم آهنگ کردن امکانات موجود ملی برای مبارزیه با موارد اضطراری در دریا بطور اعم در داخل کشور با سایر دولتهای متعاهد.
۲- مقصود از((مورد اظطراری در دریا)) هر آسیب-رویداد-واقعه یا وضعیتی است که منجر به آلودگی مهم یا تهدید قریب الوقوع به آلودگی مهم در محیط زیست دریائی بوسیله مواد نفتی گردد و نیز شامل سایر حوادثی که برای کشتی ها منجمله نفتکش ها رخ دهد و فورانهای ناشی از فعالیتهای حفاری و تولید نفت و وجود نفت و سایر مواد مضره در آب ناشی از نقص تاسیسات صنعتی خواهد بود.
۳- مقصود از ((طرح مقابله با موارد اضطراری در دریا طرح یا طرحهائی است که براساس ملی – دو جانبه- یا چند جانبه به منظرو هم آهنگ کردن استقرار وتخصیص و استفاده از افراد و مواد وتجهیزات برای مقابله با موارد اضطراری در دریا تهیه شده باشد.
۴- مقصود از ((مقابله با موارد اضطراری در دریا)) هر فعالیتی است که هدف آن جلوگیری- تخفیف یا از میان بردن آلودگی یا تهید به آلودگی به نفت یا سایر مواد مضره ناشی از موارد اضطراری در دریا باشد.
۵- مقصود از((منافع مربوطه)) هر گونه منافع دولت متعاهدی است که بطور مسقتیم یا غیر مستقیم در اثر یک مورد اضطراری در دریا بخطر افتاده باشد- از جمله:
الف- فعالیتهایی دریائی- ساحلی- بندری یا فعالیتهای واقع در مصب رودخانه منجمله عملیات ماهیگیری که تامین کننده ضروریات زندیگ افراد ذینفع باشد.
ب- جاذبه های تاریخی و جهانگردی در ناحیه مربوطه
ج- سلامت و بهداشت ساکنان و رفاه ناحیه منجمله حفظ منابع زنده دریائی و حیوانات وحشی.
د- فعالیتهای صنعتی که متکی به برداشت آب دریا می باشد مانند کارخانجات تقطیر و کارخانجات صنعتی که از گردش آب استفاه می کنند.
۶- مقصود از((کنوانسیون)) کنوانسیون منطقه ای کویت برای هماری درباره حمایت محیط زیست دریائی در مقابل آلودگی می باشد.
۷- مقصود از ((شورا)) شورای سازمان منطقه ای حمایت از محیط زیست دریائی است که طبق ماده ۱۶ کنوانسیون تشکیل گردیده است.
۹- مقصود از((مرکز)) مرکز کمکهای متقابل در موارد اضطراری در درای می باشد که طبق بند۱ ماده ۳ پروتکل حاضر تشکیل گردیده است.
ماده ۲
۱- دولتهای متعاهد در انجام کلیه اقدمات لازم وموثر برای حفاظت نوار ساحلی و منافع مربوطه یک یا چند دولت متعاهد در برابر خطر یا اثرات آلودگی ناشی از وجود نفت یا سایر مواد مضره در محیط زیست دریائی که بر اثر مورد اضطراری در دریا بوجود آمده – همکاری خواهند نمود.
۲- دولتهای متعاهد سعی خواهند کرد راساء یا از طریق همکاریهای دو جانیه یا چند چانبه طرحهای مقابله با مواد اضطراری در دریا و وسائل و تجهیزات خود را برای مبارزه با آلودگی ناشی از نفت و سایر مواد مضره در منطقه دریائی حفظ و تقویت نمایند. وسائل مذکور بخصوص شامل تجهیزات موجود وکشتی و هواپیما و نیروی انسانی آماده برای انجام عملایت در موارد اضظراری خواهد بود.
ماده ۳
۱- دولتهای متعاهد بدینوسیله به تاسیس مرکز کمکهای متقابل موارد اضطراری در دریا اقدام می کنند.
۲- هدفهای مرکز بشرح زیر خواهد بود:
الف- توقیف امکانات دول متعاهد و تسهیلا همکای بین آنها بمنظور مبارزه با آلودگی هوا به نفت و سایر مواد مضره در موارد اضطراری در دریا.
ب-کمک به دولتهای متعاهد در صورت تقاضا برای توسعه امالنات ملی به منظور مبارزیه با آلودگی ناشی از نفت و سایر مواد مضره و تسهیل و ه م آهنگ کردن مبادله اطلاعات همکاری فنی و کارآموزی.
ج- یکی از هدفهای بعدی امکان اقدام به عملیات برای مبارزه با آلودگی ناشی از نفت و سایر مواد مضره در سطح منطقه خواهد بو که ممکن است در مراحل بعدی مورد بررسی قرار یگرد. این امکان بایستی پس از ارزیابی نتایج حاصل از اجرای هدفهای فوق الذکر و با توجه به منابع مالی که ممکن است برای این منظور موجود باشد برای تصویب به شورا پیشنهاد گردد.
۳- وظایف مرکز بشرح زیر خواهد بود:
الف- گردآوری و توزیع اطلاعات مربوط به موضوعات مندرج در پروتکل حاضر ببین دولتهای متعاهد که شامل موارد زیر خواهد گردید:
(۱) قوانین مقررات – اطلاعات مربوط به مراجع مربوطه دولت متعاهد و طرحهای مقابله با موارد اضطراری در دریا- مذکور در ماده ۵ پروتکل حاضر.
(۲) اطلاعات مربوط به روشها و تکنیک ها و تحقیقات برای مقابله با موارد اضطراری در دریا- مذکور در ماده ۶ پروتکل حاضر.
(۳) فهرست کارشناسان ومواد و تجهیزات موجود برای استفاه در موارد اضطراری در دریا توسط دول متعاهد.
ب-کمک به دولتهای متعاهد- برحسب تقاضا- در موارد زیر:
(۱)تهیه قوانین ومقررات مربوط به مسائل مندرج در پروتکل حاضر و تشکیل مراجع مربوطه.
(۲)تهیه طرحهای مقابله با موارد اضطراری در دیا.
(۳)برقراری روشهائی که طبق آن بتوان به سرعت-افراد و مواد وتجهیزات لازم را برای مقابله با موارد اضطراری در دریا به یک کشور متعاهد اعزام یا از آن انتقال یا عبور داد.
(۴) ارسال گزارش های مربوط به موارد اضطراری در دریا.
(۵) تقویت و توسعه برنامه های کارآموزی برای مبارزه با آلودگی.
ج- هماهنگ ساختن برنامه های کارآموزی برای مبارزه با آلودگی و تهیه راهنماهای چامع راجع به مبارزه با آلودگی.
د- ایجاد و حفظ یک سیستم مخابرات واطلاعات مناسب با نیازهای دولت متعاهد و مرکز- برای مبادله سریع اطلاعات مربوط به موارد اضطراری در دریا طبق این پروتکل.
ه- صورت بردای از پرسنل مواد- وسائط نقلیه دریائی و هوائی و سایر تجهیزات مخصوص موجود برای مقابله با موارد اضطراری در دریا.
و- ایجاد و حفظ ارتباط با سازمانهای مربوطه منطقه ای و بین المللی بخصوص سازمان مشورتی دریایی بین دول- بمنظور کسب و مبادله اطلاعات و آمار علمی و فنی بویژه هر ابتکار تازه ای که ممکن است مرکز را در انجام وظائفش کمک نماید:
ز- تهیه گزارشهای دوره ای راجع به موارد اضطراری در دریا برای تسلیم به شورا- و
ح- انجام هر گونه وظایف دیگر که طبق این پروتکل یا توسط شورا به آن محول گردد.
۴- مرکز در صورتکیه شورا طبق بند ج(۲) فوق به آن اختیار دهد ممکن است وظایف دیگر لازم را برای شروع عملیات به منظور مبارزه با آلودگی به نفت و سار مواد مضره در سطح منطقه ای انجام دهد.
ماده ۴
۱- پروتکل حاضر شامل منطقه دریائی مشخص شده در بند الف ماده ۲ کنوانسیون خواهد بود.
۲- چنانچه دولت متعاهدی بخواهد می تواند از لحاظ مقابله با موارد اضطراری در دریا- بنادر- خورها و خلیج های کوچک و مردابهای خود را جزء منطقه دریائی محسوب نماید.
ماده ۵
هر یک از دولت متعاهد اطلاعات زیر را در اختیار مرکز و سایر دول متعاهد قرار خواهد داد:
الف – مرجع مربوطه خود.
ب- قوانین و مقررات و سایر اسناد حقوقی خود راجع به مسایل مندرج در پروتکل حاضر منجمله قوانین و مقررات و سایر اسناد حقوقی مربوط به سازمان و نحوه عمل مرجع مذکور در بند الف فوق :
ج- طرحهای ملی خود راجع به مقابله با موارد اضطراری در دریا.
ماده ۶
هر یک از دولت متعاهد اطلاعات زیر ار در اختیار سایر دول متعاهد ومرکز قرار خواهد داد :
الف – روشها- تکنیک ها- مواد و رویه های موجود و جدید مربوط به مقابله با مورد اضطراری در دریا.
ب- تحقیقات موجود و پیش بینی شده و تحولات در زمینه های مذکور در بند الف فوق .
ج- نتایج تحقیقات و تحولات مذکور در بند ب فوق :
ماده۷-
۱- هریک از دول متعاهد به ماموران مربوطه خود دستور خواهد داد که از فرماندهان کشتی ها- خلبانان – مسئولان سکوهای دریائی و سایر تاسیسات مشابه که در محیط زیست دریائی تحت صلاحیت آن دولت به انجام عملیات اشتغال دارند بخواهند که وجود هر نوع مورد اضطراری در منطقه درایئی را به مرجع ملی مربوطه و مرکز گزارش دهند.
۲- هر دولت متعاهد که تحت بند۱ فوق گزارش دریافت می دارد- مراتب را فورا” به مراجع زیر اطلاع خواهد داد:
الف – مرکز
ب- کلیه دولتهای متعاهد.
ج- دولت پرچم هر کشتی خارجی که در مورد اضطراری درگیر باشد.
۳- محتوای گزارشهای مذکور در بند۱ فوق از جمله گزارشهای تکمیلی در صورت لزوم بایستی با ضمیمه الف – این پروتکل تطبیق نماید.
۴- دولت متعاهدی که طبق بند ۲ الف و بند فوق به ارسال گزارش مبادرت نماید از تعهدات مندرج در بند ب ماده ۹ کنوانسیون معاف خواهد بود.
ماده ۸
مرکز اطلاعات گزارش هائی را که تحت مواد۵ و۶و بند ۲ ماده ۷ این پروتکل از طرف یک دولت متعاهد دریافت می دارد فورا” برای کلیه دولتهای متعاهد دیگر ارسال خواهد نمود.
ماده ۹
هر دولت متعاهد که طبق این پروتکل به ارسال اطلاعات مبادرت می کند می تواند انتشار اطلاعات ارسالی را بنحوی که بخواهد محدود نماید.
در اینگونه موارد هر دولت متعاهد یا مرکز که اطلاعات را دریافت می دارد آنرا برای هیچ شخص یا دولت یا سازمان عمومی و خصوصی بدون اجازه صریح دولت متعاهد ارسال کننده فاش نخواهد ساخت.
ماده ۱۰
هر دولت متعاهد که با یک مورد اضطراری در دریا به مفهوم مندرج در بند۲ ماده ۱ پروتکل حاضر روبرو گردد:
الف- هرگونه اقدام مناسب برای مبارزیه با آلودگی و یا از بین بردن وضع اضطراری بعمل خواهد آورد.
ب- بلافاصله کلیه دولتهای متعاهد دیگر را مستقمیا” یا توسط مرکز از هر گونه اقدامیکه برای مبارزه با آلودگی انجام داده یا قصد انجام آنرا دارد مطلع خواهد نمود.
مرکز هر نوع اطلاعی از این قبیل را فورا” جهت کلیه دولتهای متعاهد دیگر ارسال خواهد کرد.
ج- ماهیت ودامنه مورد اضطراری در دریا را مستقمیا” یا با کمک مرکز ارزشیابی خواهند نمود.
د- اقدام مقتضی و لازمی را که بایستی در مقابله با مورد اضطراری در دریا بعمل آورد در صورت اقتضاء با مشورت سایر دولتهای متعاهد و دولتهائیکه تحت تاثیر آلودگی قرار گرفته اند ومرکز تعیین خواهد نمود.
ماده ۱۱
۱- هر دولت متعاهد که نسبت به یک مورد اضطراری در دریا نیازمند به کمک باشد می تواند از طریق مرکز یا مستقمیا” از هر یک از دولتهای متعاهد تقاضای مساعدت نماید.
در مواردیکه از خدمات مرکز استفاه می شود مرکز سریعا” تقاضاهائی را که برای کمک دریافت داشته است جهت کلیه دولتهای متعاهد دیگر ارسال خواهد نمود که دولتهای متعاهدی که طبق این بند از آنها تقاضای کمک می شود در حدود امکانات و توانائی نهایت سعی خود را برا یکمک مورد درخواست مبذول خواهند داشت.
۲-کمک مذکور در بند۱ فوق می تواند شامل موارد زیر باشد:
الف-پرسنل- مواد وتجهیزات منجمله تسهیلات یا روشها برای دفع مواد آلوده کنده که جمع آوری شده است.
ب- ظرفیت کنترل ومراقبت
ج- تسهیل انتقال پرسنل ومواد وتجهیزات بداخل یا خارج سرزمین هر کشور متعاهد و یا عبور از آن.
۳- دولتهای متعاهد می توانند برای هم آ÷نگ ساختن هر گونه عملیات مقابله با موارد اضطراری در دریا که نسبت به آن طبق بند۱ فوق تقاضای مساعدت شده است از خدمات مرکز استفاده نمایند.
۴- هر دولت متعاهد که طبق بند۱ فوق تقاضای مساعدت می کند فعالیتهایئی را که با استفاده از مساعدت مذکور بعمل آورده ونتایج حاصل از آن را به مرکز گزارش خواهد نمود. مرکز بلافاصله اینگونه گزارشها را جهت کلیه دول متعاهد دیگر ارسال خواهد داشت.
۵- در موارد اضطراری خاص مرکز ممکن است تقاضای بسیج منابعی را بنماید که دولتهای متعاهد برای مبارزه با آلودگی ناشی از نفت و سایر مواد مضره فراهم نموده اند.
ماده ۱۲
۱-هریک از دولتهای متعاهد با توجه به وظائفی که طبق پروتکل حاضر برای مرکز تعیین شده است یک مرجع مربوطه برای اجرای الزامات خود طبق این پروتکل تاسیس و حفظ خواهد کرد. مرجع مربوطه هر یک از دولتهای متعاهد در صورت اقتضاء با کمک یا مراجع همتای خود در سایر کشورهای متعاهد همکاری نموده و فعالیتهای خود را با آنها هماهنگ خواهد نمود.
۲- موضوعات زیر از جمله مواردی خواهد بود که طبق بند۱ فوق درباره آنها همکاری و هماهنگی بعمل خواهد آمد:
الف- توزیع و تخصیص مواد و تجهیزات موجود.
ب- آموزش پرسنل برای مقابله با موارد اضطراری در دریا.
ج- انجام فعالیتهای مربوط به نظارت ومراقبت در مورد آلودگی دریا.
د- روشهای ارتباطی درباره موارد اضطراری در دریا.
ه- تسهیل انتقال پرسنل و تجهیزات و مواد مربوط به مقابله با موارد اضطراری بداخل یا خارج سرزمین کشورهای متعاهد یا عبور از آنها.
و- سایر موضوعات مشمول این پروتکل.
ماده ۱۳
شورا :
الف- فعالیتهای مرکز را که طبق این پروتکل انجام می دهد مرتبا” مورد بررسی قرار خواهد داد.
ب- درباره حدود ومیزان وظایف که بایستی طبق ماده ۳ اجرا گردد تصمیم خواهد گرفت.
ج- میزان کمکهای مالی و اداری و غیره را که دولتهای متعاهد بایستی برای انجام وظایف مرکز تخصیص دهند تغییر خواهد کرد.
در تائید مراتب فوق- نمایندگان تام الاختیار زیر که از طرف دولتهای خود به آنها اجازه لازم داده شده است پروتکل حاضر را امضاق نموده اند.
این پروتکل در تاریخ ۲۴ آوریل ۱۹۷۸ در کویت بزبانهای عربی – انگلیسی و فارسی که هر سه متن آن بطور متساوی معتبرمی باشد تنظیم وامضاء گردید.
در صورت بروز اختلاف راجع به تفسیر و تعبیر یا اجرای این پروتکل متنانگلیسی برای رفع اختلاف متن معتبر خواهد بود.
ضمیمه الف
راهنمای کلی برای تنظیم گزارش هائیکه طبق ماده ۷ پروتکل
ارسال می شوند.
۱- هر گزارش حتی الامکان بطور کلی شامل موارد زیر خواهد بود:
الف-شناسائی منبع آلودگی(برای مثال- هویت کشتی در صورت لزوم).
ب- موقعیت جغرافیائی – ساعت وتاریخ وقوع یا مشاهده حادثه.
ح- شرایط جوی دریائی در ناحیه
د- در مواردی که آلودگی از کشتی ناشی می شود- جزئیات مروبط به شرایط کشتی:
۲- هر گزارش در صورت امکان بالاخص شامل موارد زیر خواهد بود.
الف- توضیح یا توصیف مواد مضره منجمله نامهای فنی اینگونه مواد.(نامهای تجارتی نباید جایگزین نام صحیح فنی گردد.)
ب- تعیین یا تخمین کمیت تراکم و وضع احتمالی مواد مضره که در دریا تخلیه گردیده یا احتمال تخلیه آن می رود.
ج- توصیف مشخصا بسته بندی و علائم شناسائی در صورت لزوم- و
د- نام فرستنده و گیرنده و تولید کننده مواد.
۳- هر گزارش در صورت امکان بایستی بطور وضوح مشخص کند که آیا ماده مضره که در دریا تخلیه گردیده یا احتمال تخلیه آن می رود- نفت یا ماده سمی(مایع- جامد و گاز) می باشد و آیا مواد مذکور به صورت فله یا مظروف یا کانتینر یا مخازن قابل حمل یا لوله های زیر دریائی منتقل گردیده یا می گردد.
۴- هر گزارش بر حسب لزوم با هر گونه اطلاع مربوط دیگری که دولت دریافت کننده گزارش تقاضا کند یا فرستنده گزارش لازم بداند تکمیل خواهد شد.
۵- هر یک از اشخاص مذکور در بند ۱ ماده ۷ این پروتکل:
الف- حتی الامکان و عنداللزوم گزارش اولیه خود را با اطلاعات مربوط به آخرین تحولات تکمیل خواهد نمود.
ب- تاحدود امکان هر گونه اطلعات اضافی را که توسط کشورهائی که تحت تاثیر آلودگی قرار گرفته اند تقاضا شود- در اختیار آنها قرار خواهد داد.
دبیرخانه موقت
کنفرانس
نظر به تصویب طرح عملیاتی برای حمایت و توسعه محیط زیست دریائی و نواحی ساحلی بحرین – ایران – عراق – کویت – عمان- قطر- عربستان سعودی و امارات عربی متحده :
نظر به تصویب کنوانسیون منطقه ای کویت برای همکاری درباره حمایت از محیط زیست دریائی در مقابل آلودگی و پروتکل همکاری منطقه ای برای مبارزه علیه آلودگی ناشی از نفت و سایر مواد مضره در موارد اضطراری :
با توجه به اظهارات مدیر اجرائی برنامه محیط زیست ملل متحد مبنی بر اینکه یونپ آماده است در دوره موقت قبل از لازم الاجرا شدن کنوانسیون مسئولیت هماهنگ سازی کلی و توسعه فعالیت هائی را که تحت طرح عملیاتی صورت می گردد تقبل نماید:
با شناخت اهمیت همکاری با سایر سازمانهیا منطقه و سازمان ملل متحد و سایر سازمانهای بین المللی ومراکز تخصصی در زمینه آلودگی آب دریا:
از مدیر اجرائی یونپ تقاضا می کند که با مشورت با دولتهای منطقه و با همکاری نزدیک با موسسات وسازمانهای مربوطه ملل متحد ترتیبات موقتی که برای تاسیس سازمان منطقه ای حمایت از محیط زیست دریایی لازم است به منظور نیل به هدفهای طرح عملیاتی فراهم نماید و جلسات سالانه متشکل از نمایندگان دولتهیا منطقه و در صورت لزوم گروههای کار متشکل از کارشناسان منطقه به منظور بررسی پیشرفتهای حاصل در اجرای تصویه های مندرج در طرح عملیاتی وارائه پینشهادها راجع به امکان فعالیتهای دیگر تشکیل دهد.
ترتیبات مالی
کنفرانس
نظر به تصویب طرح عملیاتی برای توسعه و حمایت محیط زیست دریائی و نواحی ساحلی بحرین – ایران – عراق- کویت- عمان – قطر- عربستان سعودی وامارات عربی متحده :
و نظر به تصویب کنوانسیون منطقه ای کویت برای هماری درباره حمایت از محیط زیست دریائی در مقابل آلودگی و پروتکل همکاری برای مبارزیه علیه آلودگیناشی از نفت و سایر مواد مضره در موارد اضطراری بعنوان جزئی از قسمت حقوقی طرح عملیاتی:
با استقبال از آمادگی مدیر اجرائی برنامه محیط زیست ملل متحد برای قبول مسئولیت در خصوص ترتیبات موقت لازم برای نیل به هدفهای طرح عملیاتی قبل از تاسیس سالزمان منطقه ای حمایت محیط زیست دریائی:
ونیز با استقبال از پیشنهاد مدیر اجرائی برنامه محیط زیست ملل متحد برای اعطاثی کمک در هزینه تشکیل دبیرخانه موقت تا حداکثر ۰۰۰/۵۰۰ دلار آمریکا برای دو سال و نیم اولیه :
با توجه به هزینه مالی پیش بینی شده برای اجرای طرح عملیاتی به مبلغ ۳/۶ میلیون دلار برای دو سا لو نیم اولیه که طی ان پروژه های مذکور در طرح عملیاتی به مورد اجرا گذاشته خواهد شد.
موافقت می نماید که یک صندوق امانی منطقه ای به منظور تامین هزینه های اجرای طرح عملیاتی برای حمایت محیط زیست دریائی و توسعه نواحی ساحلی تاسیس کند.
تصمیم می گیرد که دارائی صندوق امانی منطقه ای در دو سال و نیم اولیه از محل سهیمه دولتهای بشرح زیر تامین گردد.
درصد دلارآمریکا
_____ ________
بحرین ۲ ۱۱۶۴۰۰
ایران ۴۰/۲۸ ۱۶۳۱۹۲۸
عراق ۶۶/۱۲ ۷۳۶۸۱۲
کویت ۴۶/۱۵ ۸۹۹۷۷۲
عمان ۲ ۱۱۶۴۰۰
قطر ۹۳/۸ ۵۱۹۷۲۶
عربستان سعودی۱۸/۱۹ ۱۱۱۶۲۷۶
امارات عربی
متحده ۷۳/۱۱ ۶۸۲۶۸۶
_______ ________
جمع ۵۸۲۰۰۰۰
برنامه محیط زیست ملل متحد ۵۰۰۰۰۰
جمع کل ۶۳۲۰۰۰۰
از مدیر اجرائی برنامه محیط زیست ملل متحد تقاضا می کند که مسئولیت اداره صندوق امانی منطقه ای را در دوره موقت قبل از تاسیس سازمان منطقه ای حمایت از محیط زیست دریائی بعهده گیرد.
اقداماتی که بایستی برای تشکیل مرکز کمکهای متقابل در موارد اضطراری در دریا بعمل آید.
کنفرانس
نظر به تصویب کنوانسیون منطقه ای کویت برای همکاری درباره حمایت از محیط زیست دریائی در مقابل آلودگی و پروتکل همکاری منطقه ای برای مبارزه با آلودگی ناشی از نفت و سایر مواد مضره در موارد اضطراری :
با توجه به اینکه در ماده ۳ پروتکل تاسیس مرکز کمکهای متقابل در موارد اضطراری پیش بینی شده است :
با تائید ضرورت اتخاذ اقدامات لازم در اسرع وقت ممکن برا یتاسیس مرکز همزمان با لازم الاجراء شدن این پروتکل :
دعوت مودت آمیز دولت بحرین را برای استقرار مرکز در آن کشور مد نظر قرا رمی دهد:
از مدیر اجرائی برنامه محیط زیست ملل متحد تقاضا می کند که با همکاری دبیر کل سازمان مشورتی دریائی بین دول اجلاسی از کارشناسان دولتی دول امضاء کننده پروتکل تشکیل دهد تا در اجلاس مذکور اقداماتی که بایستی برای تاسیس مرکز کمکهای متقابل در موارد اضطراری پس از لازم الاجرا شدن پروتکل بعمل آید مورد بررسی قرار یگرد. همچنین قتاض می نماید مدارک لازم را جهت بررسی در اجلاس کارشناسان بمنظور اظهار نظر وتصویه به دولتها ومتعاقبا” به شورای سازمان منطقه ای برای حمایت از میحط زیست دریائی تهیه نماید:
توصیه های مذکور بایستی شامل موارد زیر باشد:
الف- تسهیلاتی که ممکن است توسط دولت میزبان برای مرکز فراهم گردد.
ب- کادر لازم برای مرکز به منظور انجام وظایف آن.
ج- شخصیت و وضعیت حقوقی مرکز وکارمندان آن.
د- تسهیلات وخدماتی که می توان برایمرکز فراهم ساخت.
ه- احتیاجات مالی برای تاسیس و بکار انداختن مرکز – و
و- کمکهای مالی وغیره که بایستی برای رفع احتیاجات فوق بعمل آید:
هماهنگی بین برنامه های منطقه ای هواشناسی دریائی و محیط زیست دریائی
کنفارنس
با آگاهی از طرحهای جاری برای ایجاد یک برنامه هواشناسی دریائی توسط دولتهای منطقه با همکاری سازمان بین المللی هواشناسی:
با شناخت نقش حیاتی که برنامه هواشناسی دریائی در ارزیابی آینده محیط زیست و برنامه های مدیریت در منطقه خواهد داشت :
نظر به اینکه طرح عملیاتی برای حمایت و توسع محیط زیست دریائی که توسط کنفرانس نمایندگان تام الاختیار منطقه ای کویت راجه به حمایت وتوسع همحیط زیست دریائی و نواحی ساحلی منعقده از تاریخ ۱۵ تا ۲۳ آوریل ۱۹۷۸ تصویب شده است:
با استقبال از این واقعیت که اولین کنفرانس منطقه ای هواشناسی دریائی منعقده در جده از ۲۴ آوریل تا ۳۰ سپتامبر خدمات کمکی هواشناسی دریائی را برای کنترل آلودگی در محیط زیست دریا و حمایت از محیط زیست بعنوان یکی از مهمترین وظایف برنامه منطقه ای هواشناسی دریائی تشخیص داده است :
از اجلاس منطقه ای کارشناسان هواشناسی دریائی که قرار است از ۲۹ آوریل تا ۴ مه ۱۹۷۸ در تهران تشکیل گردد و همچنین از کنفرانس منطقه ای نمایندگان تام الاختیار درباره هواشناسی دریائی که قرار است در سال ۱۹۷۸ در جده برگزار گردد تقاضا می کند که نیازهای طرح عملیاتی را مورد توجه قرار داده و به طور مداوم با دبیرخانه موقت سازمان منطقه ای برای حمایت محیط زیست دریا به منظور تامین حداکثر کارائی و سودمندی برای دو برنامه منطقه ای از طریق برنامه ریزی مشترک و تقسیم منابع مشورت بعمل آورند. همچنین از مدیر اجرائی یونپ و دبیر کل سازمان هواشناسی جهانی تقاضا می کند که ملاحظات فوق را مدنظر قرار داده و موجبات ایجاد حداکثر هم آهنگی بین دو برنامه را فراهم آورد.
قدردانی از دولت کویت
کنفرانس
که بنا به دعوت مودت آمیز دولت کویت و تحت توجهات عالیه والاحضرت امیرکویت از تاریخ ۱۵ تا ۲۳ آوریل ۱۹۷۸ در کویت برگزار گردید:
با اعتقاد بر اینکه مساعی دولت کویت در تامین تسهیلات – محل و امکانات دیگر نقش مهمی در برگزاری مطلوب کنفرانس ایفا کرده است.
و با قدردانی عمیق از مهمان نوازی واحترامی که از طرف دولت کویت نسبت به اعضاء هیئت های نمایندگی و ناظران ودبیرخانه کنفارنس معمول گردید:
مراتب سپاسگزاری وامتنان و صمیمانه خود را نسبت به والاحضرت امیر کویت واز طریق معظم له به دولت و ملت کویت بخاطر پذیرائی صمیمامه که از کنفرانس بعمل آوردند وهمچنین نسبت به همه کسانی که در فعالیتهای کنفرانس همکاری نمودند بخاطر سهمی که در موفقیت کنفرانس داشته اند ابراز می دارد.
اطلاعات ومقررات عمومی پروتکل :
تاریخ انعقاد- ۲۴ آوریل ۱۹۷۸
تاریخ لازم الاجرا شدن- ۱ ژوئیه ۱۹۷۹
تاریخ عضویت ایران- ژوئن ۱۹۸۰
محل انعقاد- کویت
محل دبیرخانه- به صورت مرکز کمکهای متقابل موارد اضطراری در دریا ( میمک ) منامه ، بحرین
مرجع نگهدارنده اسناد – دولت کویت
زبانهای رسمی پروتکل- فارسی ، عربی ، انگلیسی
مرجع ملی پروتکل در ایران- سازمان حفاظت محیط زیست

خطر زباله های هسته ایی

دستیابی ایران به فن آوری هسته ای سالهاست در صدر اخبار دنیا قرار گرفته است. اما تاکنون کمتر کسی به موضوع زباله های هسته ای و به خطرات ناشی از آن توجه کرده است. موادی که در خاک ایران دفن می شوند و هیچ معلوم نیست چه تبعات و زیان هایی را در پی دارند.

آژانس بین المللی انرژی اتمی مدتی پیش در گزارش خود به شورای امنیت از دو منطقه، به عنوان محل دفن زباله های هسته ای ایران نام برد. یکی منطقه "آق اولر" در کوه های تالش و دیگری "سفید تپه" بین مسیر چابکسر به رامسر. این خبر به هیچ وجه توسط جمهوری اسلامی ایران تایید نشد.
اصولا موضوع تولید زباله‌های هسته‌ای از زمان کشف مواد رادیواکتیو مورد توجه قرار گرفت. ولی پس از کشف شکافت بود که دانشمندان به خطرات زباله ها پی بردند چرا که دریافتند کلیه راکتورهای شکافت هسته‌ای ایزوتوپ های رادیواکتیو تولید می‌کنند. ایزوتوپ هایی که میزان تابش شان برای حیات جانداران خطرناک است، بنابراین مسئله جداسازی و انبار کردن و دفن ایمن آنها با زیاد شدن تعداد راکتورها و سطح انرژی آنها سال به سال، مباحث گسترده‌ای را دربر گرفته است.
ایزوتوپ های رادیواکتیو در زباله‌های مایع، معمولا از طریق بارندگی به صورت جامد در می‌آید و انبار می‌شود و اگر این زباله‌ها در زمین در گودال های بدون آستر، بدون آنکه در محفظه‌های خاص باشند، دفن شوند طی چند قرن بعد آب های زیرزمینی آنها را پراکنده خواهند کرد.
ترس از مواد رادیواکتیو دیگر برای جهانیان و دانشمندان هسته ای یک کابوس شده است. تجربه فاجعه هیروشیما و انفجار نیروگاه اتمی برق چرنوبیل نشان داد که حتی اگر یک گرم اورانیوم غنی شده به طبیعت و محیط زیست زندگی انسان وارد شود، چهار میلیون سال طول خواهد کشید تا وزن یک گرم اورانیوم و تشعشعات و آلودگی های سرطان زای ناشی از آن به حد نصف و یا به حد صفر برسد. هنوز کسان بسیاری هستند که در هیروشیما با مشکلات شیمیایی و آثار به جامانده از آن جنایت تاریخی دست و پنجه نرم می کنند؛ همانگونه که ساکنان دریای خزر بعد از گذشت 20 و اندی سال از حادثه چرنوبیل با مشکل آلودگی دریای خزر و انقراض بسیاری از ماهیان و عدم کوچ بسیاری از پرندگان نادر به سواحل دریای خزر و همچنین آلودگی بسیاری از محصولات سیفی در این مناطق روبه رو هستند.
راه های دفن زباله های هسته ای
اما چه راه حل هایی برای دفن زباله های هسته ای وجود دارد؟ تاکنون نه روش دفن زباله ها در چاه های عمیق قابل اعتماد بوده است و نه روش دفن زباله های پرتوزا در ورقه های یخی در قطب. روش دیگری که اینک در برخی از کشورهای اروپایی مورد استفاده قرار می گیرد قرار دادن زباله ها در یک مخزن زیرزمینی است که در یک توده سنگ مناسب حفر شده است. این توده سنگ باید یک سد نهایی در برابر مهاجرت زباله هسته ای از مخزن باشد، به نحوی که بتوان امکان ایجاد هرگونه شکاف در سیستم های نگهداری زباله را کاهش داد. پاکستانی ها نیز زباله های خود را در بستر اقیانوس می ریزند. روشی هم به هیچ وجه قابل اطمینان نیست و این ترس وجود دارد که رسوبات شکل گرفته در اعماق دریا موجب آزادی مواد رادیواکتیوی شود. روش های دیگر هم مانند دفن زباله های هسته ای در فضا به وسیله شلیک راکت های فضا پیما نیز تاکنون در مرحله بحث قرار گرفته، اما وارد مرحله آزمایش هم نشده است.
تا اینجا تجربه نشان داده که بهترین روش همان است که آمریکا، انگلیس و فرانسه انجام می دهند: یعنی دفن زباله های هسته ای در یک مخزن سنگی. به عبارتی ایجاد تونل در دل کوه ها به شرط آنکه محل نگهداری زباله ها به گونه ای باشد که به مدت 10 هزار سال از محیط زیست به دور باشد چون تا آن زمان مواد هسته ای در حالت خطرناک خود هستند.


اما مسئله اینجاست که هزینه دفن این زباله ها آنقدر زیاد است که هر کشوری قادر به پرداخت آن نیست.
کشور های صاحب انرژی هسته ای زباله های هسته ای خود را به دو منظور دفن می کنند: اولین منظور بازیافت بخشی از زباله های هسته ای است برای آنکه بتوان مجددا آنها را به عنوان مواد سوخت به کار برد. دومین منظور هم انبار کردن بخش دیگری از آن زباله ها در لایه های عمیق زیر زمینی به منظور کم اثر کردن بار رادیو اکتیوشان است.
حالت اول که خطرات بازیافت دوباره، مانند تصادفات در مواقع حمل و نقل به کارخانه های بازیافتی و باز تکثیر پلوتونیوم، بسیارخطرناک است، طرفدار ندارد. علاوه برآنکه هزینه های اضافی برای بازیافت هم چندان عاقلانه نیست. حالت دوم نیز به هزینه زیادی احتیاج دارد. هزینه ای که دکتر ژیلبرت اگرمونت، استاد دانشگاه آزاد بروکسل فقط برای زباله های رادیواکتبو ضعیف، آن را بین 16 تا 20 میلیارد یورو تخمین زده است. بودجه ای که برای زباله نیروهایی که به منظور غنی سازی اورانیوم ساخته شده، و زباله هایی که رادیواکتیو قوی تولید می کند، بسیار بیشتر است.
علاوه براین بودجه هزینه های جانبی یک مرکز اتمی را نیز باید در نظر گرفت. نیروگاه های اتمی عمر محدودی دارند و وقتی عمرشان به پایان رسید باید نابود شوند. آمار نشان می دهد نابودی فقط یک نیروگاه در ایالت ماساچوست آمریکا 450میلیون دلار خرج برداشته است. در ضمن باید توجه داشت که به علت آلوده بودن دیواره های ساختمان به مواد رادیواکتیو فقط آدم های مصنوعی قادر به انجام عمل نابودسازی هستند.
اما آیا ایران در این حد پیشرفتگی هست که زباله های هسته ای را خود به تنهایی و البته به روشی علمی نابود کند؟ امروزه مراکز محدودی در دنیا قادرند زباله های هسته ای را انبار کنند. مراکزی که چند ملیتی هستند و برمعادن اورانیوم دنیا نیز اعمال نظر دارند. حتی آلمان نیز قادر به چنین کاری نیست و دفن زباله های هسته ای اش به عهده فرانسه است. با این اوصاف دفن زباله های هسته ای اولا نیازمند دقت و توجه زیاد و به کار بردن روش ها و آزمایشات فراوانی است، و دیگر اینکه هزینه بسیار بالایی دارد که از عهده هرکشوری بر نمی آید.
حدود 5/4 میلیارد سال پیش منظومه شمسی آغاز شد. وقتی خورشید تشکیل شد برخورد گلوله برفی های اطراف آن، زمین را به وجود آورد. موادی که زباله هسته ای رادیواکتیو مهبانگ بود. همان ها که اکنون در سنگ های کره زمین نهان شده اند و انسان ها مشغول استخراج آنها هستند و دولتمردان سعی در استفاده از آنها به منظور های مختلف دارند. این مواد پرقدرت توسط انسان ها از زمین خارج می شوند؛ اما انسان ها هنوز نتوانسته اند موادی را که در حجم بالا موجب به وجود آمدن زمین شده است، به اعماق زمین بازگردانند. به همین علت خطرات زیادی کره زمین را تهدید می کند.

بی خبری مطلق از وضعیت سارینا زائری، جوان بهایی اهل شیراز

۳ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر  با گذشت ۱۲ روز از بازداشت سارینا زائری، شهروند بهایی ۲۰ ساله ساکن شیراز، همچنان هیچ اطلاعی از وضعیت سلامت و محل...