۱۴۰۵-۰۷-۰۹

ترانه و رومینا رحیمی، آنقدر شکنجه شده‌اند که مادر، دخترانش را نشناخت

۶ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر

شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان، هشتم شهریورماه، ۱۰نفر از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» را به اعدام محکوم کرده است. شش متهم دیگر این پرونده نیز احکام سنگین زندان گرفته‌اند. حکومت می‌گوید در شب ۱۸دی، دو نفر از جمله یک عضو سپاه پاسداران در میدان شهدای اصفهان به‌دست معترضان کشته شده‌اند. «ترانه و رومینا رحیمی» دو خواهر دوقلوی اصفهانی که موقع بازداشت ۱۹ساله بودند و در زندان ۲۰ساله شدند، در این پرونده اعدام و ۲۵سال حبس گرفته‌اند. 

«مسعود نورمحمدی»، پسرخاله ترانه و رومینا به ایران‌وایر می‌گوید که اگرچه قتل آن دو نفر در پرونده رومینا و ترانه نیست، اما این دو خواهر با اتهامات سنگینی روبه‌رو شده‌اند و قوه قضاییه جمهوری اسلامی می‌گوید که ترانه ۱۹ساله در دستش «چاقو داشته و بقیه را تهدید کرده» است.

او می‌گوید که در پرونده این دو دختر جوان هیچ مدرکی نیست و هر چه هست از اعترافات اخذ‌شده تحت شکنجه‌های شدید است؛ شکنجه‌هایی که به گفته او حتی سه‌چهار ماه بعد از بازداشت وقتی مادرشان برای اولین‌بار توانسته آن‌ها را ملاقات کند، کاملا روی صورت و بدن‌شان مشهود بوده. ماموران به‌قدری این دو دختر را از یک سلول به سلول دیگر روی زمین کشانده بودند که «مو روی سرشان نمانده» بوده و مادر آن‌ها را در نگاه اول نشناخته است.

ترانه و رومینا رحیمی کیستند و چرا در زندانند؟

ترانه رحیمی، پیش از این‌که در ۴بهمن ۱۴۰۴ بازداشت شود، مربی پرورش اسب و اسب‌سواری بوده. خواهرش رومینا هم به گفته پسرخاله‌شان مسعود نورمحمدی از کودکی «عاشق مد» بوده و برای همین می‌رود در یک مغازه کفش‌فروشی که دور میدان شهدای اصفهان است، کار می‌کند:  «این بچه‌ها از سنین خیلی کم دل‌شان می‌خواست روی پای خودشان بایستند. ترانه راه خودش را رفت که پرورش اسب بود و اسب‌سوار بود و یک‌عالمه مدال هم دارد. رومینا هم که عاشق مد بود و رفت توی کفش‌فروشی کار کند.»

آن‌ها هر دو از معترضان دی‌ماه هستند و پیش از این خانواده و نزدیکانش این موضوع را اعلام کرده‌اند.

ترانه و رومینا با چند ساعت فاصله از هم در نیمه‌شب و سحرگاه چهارم بهمن۱۴۰۴ بازداشت می‌شوند.

نورمحمدی، پسرخاله این دو زن جوان به ایران‌وایر می‌گوید که ماموران ابتدا می‌ریزند منزل دوست ترانه که ترانه آن شب آن‌جا بوده، دست و پایش را می‌بندند و «سرش گونی می‌کشند» و او را با خود می‌برند.

دم‌دم‌های صبح ۴۰-۵۰ مامور که فقط دو نفرشان زن بودند به خانه مادر این دختران حمله می‌کنند، به‌نحوی که خانه پر از آدم شده بوده و کل خانه را زیر و رو می‌کنند.

به گفته مسعود نورمحمدی، مادر ترانه و رومینا در مقابل بردن رومینا مقاومت می‌کند ولی رومینا به او می‌گوید که «من‌که کاری نکردم، مامان مقاومت نکن من می‌روم باهاشون.»

یکی از مامورها به مادر می‌گوید که «یک بازجویی ساده» است و بچه‌ات را یکی دو روزه بر می‌گردانیم. اما سه‌-‌چهار ماه در بی‌خبری مطلق از ترانه و رومینا می‌گذرد: «سه‌-چهارماه هیچ اطلاعی نداشتند که بچه‌ها را کی برده و کجا بردند؟ زنده هستند یا بلایی سرشان آمده. می‌روند بیمارستان‌‌های اصفهان را می‌گردند. پزشکی قانونی اصفهان را می‌گردند. به دادگاه‌های مختلف و جاهای شناخته شده می‌روند. چند شبانه‌روز روبه‌روی زندان دولت‌آباد می‌نشینند و تحصن می‌کنند. پشت درهای بسته. هیچ‌کجا بهشان جواب نمی‌دهند که چه بلایی سر بچه‌هایتان آمده. تا حدود سه‌ماه بعد با خاله‌ام تماس می‌گیرند و می‌گویند بچه‌هایتان در زندان دولت‌آباد هستند، وقت بگیرید بیایید ببیندشان که خاله‌ام همان موقع وقت می‌گیرد برای چند هفته بعد و می‌رود بچه‌ها را می‌بیند.»

صورت‌شان کبود و باد کرده بود؛ مو روی سرشان نمانده بود

بالاخره ملاقات مادر با فرزندانش حاصل می‌شود، ملاقاتی چند دقیقه‌ای با هر دو دختر. اما این بار مادر فرزندانش را نمی‌شناسد؛ از فرط شکنجه، «صورت ترانه و رومینا کبود و متورم بوده و ترانه می‌لنگیده» است: «خاله‌ام نشناخته بود این بچه‌ها را. می‌گفت مو روی سرشان نمانده بود بس‌که این‌ها را با دست از این سلول به آن سلول کشیده بودند و موهایشان کنده شده بود. نشناخته بوده تا این‌که بچه‌ها صحبت کرده بودند. از صدایشان شناخته بوده. این چیزی است که تعریف می‌کند.»

آقای نورمحمدی ادامه می‌دهد: «من دیروز تازه فهمیدم که این‌قدر ترانه را شکنجه کرده بودند که پشت سرش، جمجمه‌اش شکسته بوده و این شکستگی باعث شده عفونت کند. از رفتن به بیمارستان و بهداری هم که محروم هستند. ترانه قبل از این‌که برود زندان عمل جراحی روی پایش داشته، مثل این‌که باتوم خیلی روی آن پا زده بودند. اولین‌بار که خاله‌ام دیده بچه‌ها را، ترانه می‌لنگیده ولی بعد از چند وقت ترانه قادر به راه رفتن نبوده و تا این‌که بعد از چندین‌ماه، هفته پیش اجازه دادند که برود ام‌آرآی بگیرد. ما منتظر نتایج‌ ام‌آرآی هستیم. جسته و گریخته صحبت‌هایی از بچه‌ها می‌آید که در مورد درد خودشان می‌گویند و ما متوجه می‌شویم چه بر سرشان آمده. خاله‌ام تنها کسی است که اجازه دارد برود آن‌ها را ببیند. بقیه اجازه ندارند.»

به گفته پسرخاله ترانه و رومینا، نهاد بازداشت‌کننده، «اطلاعات سپاه» بوده است. این دو خواهر اکنون در زندان دولت‌آباد اصفهان محبوسند.

تداوم بازداشت و بی‌خبری مطلق از سرنوشت الهام علیزاده شهروند کورد و اهل مهاباد

۶ مهر ۱۴۰۵-هه نگاو

گذشت سه هفته از بازداشت الهام علیزاده (معروف به سهیلا)، شهروند ۳۰ ساله کورد و اهل مهاباد، هیچ‌گونه اطلاعی از سرنوشت، وضعیت سلامت و محل دقیق نگهداری وی در دست نیست و نهادهای امنیتی از دادن پاسخ شفاف به خانواده وی خودداری می‌کنند.

بر اساس گزارش‌های رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، طی سه هفته گذشته، پیگیری‌های مداوم خانواده و نزدیکان الهام علیزاده و مراجعه آنان به نهادهای امنیتی و قضایی در شهرهای مهاباد، نقده و ارومیه بی‌نتیجه مانده و هیچ‌یک از نهادهای مربوطه مسئولیت بازداشت یا پاسخگویی در قبال وضعیت وی را نپذیرفته‌اند.

الهام علیزاده در تمام این مدت از حق تماس تلفنی، ملاقات با خانواده و دسترسی به وکیل مدافع محروم بوده که این امر موجب افزایش نگرانی شدید درباره سلامت جسمی و روانی وی در بازداشتگاه امنیتی شده است.

بر طبق گزارش پیشین هه‌نگاو، الهام علیزاده روز یک‌شنبه ۱۵ شهریور ۱۴۰۵ (۶ سپتامبر ۲۰۲۶)، در پی هجوم نیروهای اداره اطلاعات به منزل خانوادگی‌اش در مهاباد، بدون ارائه هرگونه برگه یا حکم قضایی بازداشت شده بود.

تداوم اعتصاب؛ گزارشی از آخرین وضعیت غزل مرزبان در زندان اوین

۷ مهر ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – غزل مرزبان، نوکیش مسیحی محبوس در زندان اوین، در اعتراض به محرومیت از دسترسی به کتب دینی، دست به اعتصاب غذا زده است. محرومیت وی از ملاقات با خانواده نیز همچنان ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، غزل مرزبان در زندان اوین در اعتصاب غذا به سر می‌برد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانم مرزبان نزدیک به دو هفته است که در اعتراض به عدم تحویل کتب دینی، به‌ویژه انجیل، از خوردن غذا خودداری می‌کند. به گفته یک منبع مطلع، پیشتر در بند محل نگهداری خانم مرزبان نسخه‌هایی از انجیل، تورات و قرآن در دسترس زندانیان بوده است، اما در حال حاضر مسئولان زندان از تحویل انجیل و دیگر کتب دینی مورد درخواست وی خودداری می‌کنند. این منبع مطلع افزود: “یکی از قضات اجرای احکام به خانم مرزبان گفته است که پرونده مرتبط با اتهام «ارتداد» وی همچنان مفتوح است و در صورت خودداری از امضای توبه‌نامه، احتمال صدور حکم در این پرونده وجود دارد. علاوه بر این، غزل با پرونده دیگری در ارتباط با اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز مواجه است.”

همچنین، غزل مرزبان که پیشتر حدود چهار ماه از ملاقات با خانواده محروم بوده، اخیرا بار دیگر با محرومیت هفت‌هفته‌ای از ملاقات مواجه شده است.

غزل مرزبان حدود یک ماه پیش با انتشار نامه‌ای از زندان اوین نوشت که در جریان بازداشت خود در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۲، در یکی از بازداشتگاه‌های وزارت اطلاعات مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و پس از آن برای سکوت درباره این موضوع تهدید شده است. او همچنین نوشته بود که تلاش‌هایش برای ثبت شکایت در این خصوص با ممانعت و تهدید مواجه شده است.

وی در خردادماه امسال با حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۹ سال و هشت ماه حبس محکوم شد. این حکم با اتهاماتی از جمله تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور برای وی صادر شده است.

خانم مرزبان در تاریخ ۲۵ دی‌ماه ۱۴۰۴، توسط مأموران امنیتی در منزلش در تهران بازداشت شد. وی سپس به زندان اوین منتقل شد.

این شهروند که به آیین مسیحیت کاتولیک گرویده است، پیش از این نیز از بابت فعالیت‌های خود سابقه تحمل حبس را داشته است.

غزل مرزبان جورشری، فارغ‌التحصیل رشته حقوق، اهل لشت‌نشا رشت و ساکن تهران است.

سه شهروند بهائی با حکم قاضی صلواتی به ۳۵ سال حبس، مجازات‌های تکمیلی و مصادره اموال محکوم شدند

۷ مهر ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – هنگامه شریفی‌نیا، فواد عبدالغفاری و فهیم آگاهی، سه شهروند بهائی، توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران مجموعا به ۳۵ سال حبس محکوم شدند. این افراد همچنین با مجازات‌های تکمیلی از جمله منع خروج از کشور، منع فعالیت در گروه‌ها و ضبط اموال مواجه شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، هنگامه شریفی‌نیا، فواد عبدالغفاری و فهیم آگاهی، شهروندان بهائی، به حبس و مجازات‌های تکمیلی محکوم شدند. این حکم اواخر شهریورماه، توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی صادر شده است. بر اساس حکم صادره، خانم شریفی‌نیا از بابت اتهام فعالیت آموزشی یا تبلیغی انحرافی مغایر یا مخل به شرع مقدس اسلام موضوع ماده ۵۰۰ مکرر قانون مجازات اسلامی به ۱۰ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی و از بابت اتهام عضویت در دسته‌ها و جمعیت‌هایی با هدف برهم زدن امنیت کشور، موضوع ماده ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی به پنج سال حبس محکوم شده است. فواد عبدالغفاری و فهیم آگاهی هر یک از بابت اتهام فعالیت تبلیغی مغایر با شرع اسلام به پنج سال حبس و از بابت اتهام عضویت در دسته‌ها و جمعیت‌هایی با هدف برهم زدن امنیت کشور به پنج سال حبس و پرداخت ۸۰ میلیون تومان جزائی نقدی محکوم شده‌اند. افزون بر مجازات‌های مذکور، هر سه شهروند بهائی به عنوان مجازات تکمیلی به دو سال ممنوعیت از فعالیت در گروه‌ها و تشکل‌ها و همچنین منع خروج از کشور محکوم شده‌اند.

همچنین بر اساس حکم صادره، اموال متعلق به این سه شهروند نیز مصادره شده است.

این افراد پیش‌تر در یک پرونده قضایی مشترک در شعبه مذکور محاکمه شده بودند.

هرانا پیشتر در مهرماه ۱۴۰۴ از بازداشت این شهروندان در جریان موجی از برخوردهای امنیتی با شهروندان بهائی خبر داده بود. هنگامه شریفی‌نیا و فهیم آگاهی در تهران بازداشت شدند و همزمان منازل شماری از شهروندان بهائی توسط نیروهای امنیتی مورد تفتیش قرار گرفت. فواد عبدالغفاری نیز در ادامه همین برخوردها، همزمان با تفتیش منزل شخصی خود در تهران بازداشت شد. در دهه گذشته، جامعه بهائیان در ایران بیش از هر اقلیت مذهبی دیگری هدف برخوردهای امنیتی و قضایی قرار گرفته است. بررسی گزارشات سالانه مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نشان می‌دهد که طی سال گذشته، به‌ طور میانگین ۶۲.۴۱٪ از گزارش‌های مربوط به اقلیت‌های مذهبی، به نقض حقوق شهروندی بهائیان اختصاص داشته است.

چرا جمعیت زنان سرپرست خانوار در ایران در حال افزایش است؟

۷ مهر ۱۴۰۵-رادیو فردا

مسئولان ایران نسبت به روند افزایشی تعداد خانواده‌هایی که فقط زنان سرپرستی آن‌ها را برعهده دارند، هشدار داده‌ و در مورد وخامت وضعیت اقتصادی این خانواده‌ها ابراز نگرانی کرده‌اند.

اما چه چیزی باعث افزایش شمار زنان سرپرست خانوار در ایران شده است؟ بیشتر شدن آسیب‌های اجتماعی، یا افزایش میل زنان به استقلال؟

معاون امور سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی ایران در تازه‌ترین اظهارات خود از افزایش جمعیت زنان سرپرست خانوار در ایران خبر داده و اعلام کرد: «طبق سرشماری سال ۱۳۷۵ کمتر از یک میلیون زن سرپرست خانوار در کشور وجود داشت که این آمار در سرشماری سال ۱۳۹۵ به بیش از سه میلیون نفر رسید».

به گفتۀ حسن موسوی چلک، با توجه به افزایش طلاق و سایر موضوعات اجتماعی، این آمار روند افزایشی هم داشته و از سال ۱۳۹۵ تاکنون اتفاقات زیادی در جامعه رخ داده و از سوی دیگر، تجرد قطعی هم در میان دختران افزایش یافته و دختران خودسرپرست هم به این جمعیت اضافه می‌شوند.

این آمارها در شرایطی اعلام شده است که چند روز قبل از آن، رئیس مرکز امور زنان و خانواده وزارت کشور هم با ارائۀ آمارهایی، گفت: «در حال حاضر حدود ۲۶ میلیون خانواده در کشور داریم و بر اساس آمار امروز، بیش از ۱۲ درصد این خانواده‌ها زن‌سرپرست هستند».

پروین داداندیش به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت: «بهتر است به جای استفاده از اصطلاح “زنان سرپرست خانوار”، از تعبیر “خانواده‌های زن‌سرپرست” استفاده کنیم، چراکه باید نگاه ما به این موضوع با محوریت خانواده‌ باشد».

ترانه و رومینا رحیمی، آنقدر شکنجه شده‌اند که مادر، دخترانش را نشناخت

۶ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان، هشتم شهریورماه، ۱۰نفر از متهمان پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» را به اعدام ...