۱۴۰۵-۰۶-۲۶

نام ایران مدرن، ژینا امینی است

۲۴ شهریور ۱۴۰۵-ایران وایر

نام ایران مدرن ژینا امینی است.

یک؛ چرا به این نام‌گذاری اصرار دارم؟ ایران مدرن تا پیش از ظهور «ژینا مهسا امینی» زیر ابرهای سانسور از چشم جهان پنهان بود. چالش با حکومت بر سر آزادی‌های بنیادی از اول انقلاب توسط انقلابیون سرخورده، شروع شد و با شیوه‌هایی متناسب با شرایط روز ادامه یافت. ولی این بازیگران نمی‌توانستند سازمان‌دهی کنند و شگردهای مبارزانی خود را با جهان در میان بگذارند. جهان خریدار آن‌ها نبود و «خمینی» با انبوه پیروان، پر جاذبه‌‌ترین سوژه خبری به شمار می‌رفت. خبرنگاران خارجی سواد سیاسی کافی نداشتند تا تصاویر درستی از آن‌چه می‌گذشت، انتشار دهند. تصاویر نصفه‌ و نیمه به چاپ می‌رسید. در میان «شاه» و «خمینی- خامنه‌ای» سرگیجه گرفته بودند و در مصاحبه‌ها چند پرسش کلیشه‌ای را بارها با الفاظ مختلف تکرار می‌کردند و پاسخ‌های کلیشه‌ای می‌شنیدند. مثلا می‌پرسیدند: «در این باره که وضعیت زنان در جمهوری‌ اسلامی بهتر از عربستان سعودی‌ است، نظرتان چیست؟»

قتل ژینا امینی، جهان را با سیمایی از ایران آشنا ساخت که تا پیش از آن، دیده نمی‌شد. تکنولوژی مدرن ارتباطی کمک حال بود. ایران مدرن با تمناهای مدرن. ایران قشنگ با دختران و پسران خدنگ، زنانی که حجاب‌ اجباری را به شعله‌های آتش می‌سپردند و می‌دانستند بهای سنگینی حاصل این اقدام است. هزینه‌اش را می‌پرداختند و آتش را روشن نگاه می‌داشتند. مردان جوان برای نخستین بار در تاریخ تحولات اجتماعی ایران، هم‌سو و حامی آن‌ها کنارشان بودند. 

رژیم ابتدا جنبش را آسان گرفت. جنبش، اجتماعی بود و نخستین جنبش ایرانی و جوان که می‌خواست پیش‌ رو را بی‌منت پز دادن به گذشته، صاف کند. در نوع خود یگانه بود، نگاه به آینده داشت. از هر گذشته‌ای عبور کرده بود. از صدر اسلام، از ایران باستان، از انقلاب مشروطه، از دکتر «محمد مصدق»، از «جبهه ملی»، از دکتر «علی شریعتی»، از حزب «توده» و دیگر احزاب و دسته‌جات چپ‌ و راست سیاسی که انقلاب ارتجاعی ۵۷ را تیز کرده بودند. جنبش به‌صورت خردمندانه و برهنه‌ای، تا سه ماه بدون سر دادن شعارهای خاص سیاسی، و با ترک اعتیاد به «زنده‌باد- مرده‌باد» گویی، خواسته‌ها را فریاد می‌زد. از حقوق بنیادی انسان می‌سرود. انگار اعلامیه جهانی حقوق بشر را تبدیل به ترانه و رقص و آواز کرده بودند.

دو؛ «شروین حاجی‌پور»، در ترانه‌ای ماندگار می‌خواند که جوان‌ها «برای» یک زندگی ساده راهی خیابان شده‌اند. این جا باید درنگ کرد: مگر دست‌یابی به زندگی ساده در ظرف و ساختار متعفن و زنگ‌زده و کهنه ممکن است؟ سازمان‌دهی لازم بود که به هر دلیل، ممکن نشد. قابل فهم بود که «زندگی ساده» نتیجه‌ای است بر تغییری که ایران مدرن و مطالبه‌گر را متقاعد کند. حکومت مال عهد عتیق بود، وگرنه می‌توانست به کمک عقل و تدبیر سیاسی، تا حدودی برای خواسته‌ها فضاسازی کند. به‌خصوص که جنبش به قدر کافی گسترده و در برگیرنده همه اقشار اجتماعی نبود.

سه؛ دشمنان ایران مدرن، کشتند و کور کردند و زندان بردند. گورها مسلحانه محاصره شد تا مبادا بدن‌های تکه‌پاره، باری دیگر گریبان‌شان را بگیرند و چشم بر چشم‌شان خیره کنند. قلب ژینا که از کار افتاد، ایران مدرن، نفس تازه کرد و به خون‌خواهی او به پا خاست. به نیروی خون‌ او، ایران زبان باز کرد؛ بی‌لکنت.

چهار؛ ایران مدرن چگونه محتوایی دارد که بازیگران در جنبش «زن، زندگی، آزادی» آن را پررنگ ترسیم کردند؟ آیا: زیاده‌خواه است؟ نه. بی‌بند و بار است؟ نه. تبعیض مثبت جنسیتی‌ می‌طلبد؟ نه. دعوتی است به قانون‌شکنی؟ نه. دعوت به کفر و الحاد است؟ نه. دعوت از نیروهای نظامی خارجی برای رهایی است؟ نه. پس چیست که رژیم را با وجود فعال کردن ماشین سرکوب و استفاده از نیروهای نظامی، در حد مرگ ترساند؟

پنج؛ ایران مدرن، مجموعه‌ای از شهروندان جوان، خسته و نومید است که حکومت را به‌خصوص در امر حقوق اجتماعی و شهروندی پاسخگو می‌خواهند. ایران مدرن، مجموعه‌ای است از شهروندانی که زیر بار زور در امر انتخاب سبک زندگی نمی‌روند. در ایران مدرن، زنان و مردانی زندگی می‌کنند که به قوانین تبعیض از هر نوع اعتراض دارند. به این قوانین پایبند نیستند. آن‌چه را نهادهای معتقد به تبعیض از تصویب می‌گذرانند، آشکار و پنهان زیر پا می‌گذارند. تن به قانون‌مندی در این ساختار نمی‌دهند. قانون‌گذاری را در تضاد با کرامت انسانی خود می‌بینند. می‌دانند که قانون هرگاه محتوای تبعیض‌آمیز داشته باشد و اخلاق‌گرایی و سبک زندگی را زیربنای رفتار خشونت‌آمیز قرار دهد، از نگاه محافل حقوقی امروزی، قانون نیست. لازم‌الاجرا نیست.

شش؛ ایران مدرن، مجموعه‌ای از شهروندان با حقوق برابر است که اصل «برائت» بی‌کم‌وکاست، شامل حال‌ همه می‌شود. ایران مدرن، مجموعه‌ای از شهروندان است که می‌خواهند نماینده در نهاد قانون‌گذاری داشته باشند. اگر همه گرایش‌های سیاسی نتوانند نماینده به این نهاد بفرستند، شهروندان زیر سلطه این قوانین، تکلیفی بر اجرای آن‌ها ندارند. حکومت با چهره‌ای از ایران مدرن که از ۲۵شهریور۱۴۰۱ پس از مرگ مظلومانه ژینا، خود را کف خیابان تعریف کرد، چگونه برخوردی داشت؟ برای نخستین بار، حکومت اقتدارگرا رفتار و برخورد دوگانه از خود نشان داد: زد و کشت و تجاوز کرد و ساچمه زد و زخمی‌ها را تیر خلاص زد، زیر شکنجه جوان کشت و زندانی کرد. هم‌زمان زیر فشار داخل و خارج و محافل فرهنگی و هنری جهانی، یاد گرفت و مجبور شد چشم بر موهای افشان زنان و بدن‌ رها شده از اسارت آنان ببندد.

گزارشی از آخرین وضعیت لیلا ابوالحسنی زندانی سیاسی محکوم به اعدام

۲۴ شهریور ۱۴۰۵-هه نگاو لیلا ابوالحسنی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه سال گذشته در شاهین‌شهر کە از بیش از هفت ماه گذشته در زندان دولت‌آب...