۱۴۰۵-۰۳-۰۵

یک زن قربانی کودک همسری در خوی توسط همسرش به قتل رسید

۳ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – یک زن قربانی کودک‌همسری در روستای تاریمیش از توابع شهرستان خوی، به دست همسرش به قتل رسید.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از آذربایجان آنلاین، مردی در شهرستان خوی همسر خود را به قتل رساند.

هویت این زن، جانا سعدوئی، ۱۹ ساله، مادر دو کودک و از اهالی روستای تاریمیش خوی گزارش شده است.

براساس این گزارش، روز سه‌شنبه ۲۹ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، همسر این زن پس از وارد کردن ضربات مرگبار، تلاش کرده است صحنه را به‌گونه‌ای طراحی کند که مرگ وی خودکشی تلقی شود. با این حال، نتایج بررسی‌های پزشکی قانونی و تناقض‌های موجود در اظهارات و روایت‌های مطرح‌شده، وقوع قتل و تلاش برای صحنه‌سازی خودکشی را آشکار کرده است.

همزمان رسانه های محلی گزارش کردند که متهم ابتدا بازداشت اما پس از آزادی موقت، متواری شده است.

تهران؛ یک زن توسط همسرش به قتل رسید

۳ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – روز جمعه ۱ خردادماه، مردی در تهران، همسر خود را به دلیل اختلافات خانوادگی به قتل رساند. متهم توسط پلیس بازداشت شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از همشهری، یک زن در تهران توسط همسرش به قتل رسید.

بر اساس این گزارش، ساعت ۱۲ ظهر جمعه ۱ خرداد ۱۴۰۵، پسری در تماس با پلیس از مرگ مادرش خبر داد. این پسر اعلام کرد: صبح که از خواب بیدار شدیم، مادرم خواب بود. فکر کردم خسته است و بیشتر خوابیده، اما چند ساعت بعد وقتی به سراغش رفتم تا بیدارش کنم، متوجه شدم نفس نمی‌کشد. بلافاصله با اورژانس تماس گرفتم اما امدادگران مرگش را تأیید کردند.

با اعلام این گزارش، تیمی از کارآگاهان جنایی به محل اعزام شدند و جسد زنی ۴۱ ساله را در منزل کشف کردند. بررسی‌های اولیه نشان داد این زن بر اثر برق‌گرفتگی جان خود را از دست داده است.

با توجه به مشکوک بودن شرایط وقوع حادثه، تحقیقات از اعضای خانواده آغاز شد. در ادامه مشخص شد مقتول از مدتی قبل با همسرش که راننده خاور است اختلاف داشته و چند روز پیش از حادثه نیز او را از خانه بیرون کرده بود. همچنین، در بررسی‌های پلیسی و با توجه به سالم بودن در ورودی منزل و اختلافات شدید میان زوج، فرضیه دخالت همسر ۴۸ ساله این زن در ماجرا تقویت شد.

در ادامه، با شناسایی محل تردد متهم و اعلام شماره خودروی او، مأموران اداره دهم پلیس آگاهی پایتخت وی را در حوالی شهرری بازداشت کردند.

متهم در بازجویی‌های اولیه به قتل همسرش اعتراف کرد و گفت: “از وقتی خانه‌ام را به نام همسرم کردم، اخلاق همسرم تغییر کرد و دعواهای ما شروع و زندگی‌ام نابود شد. تا حدی که می‌خواستیم طلاق بگیریم. یک هفته قبل از این حادثه پدرم فوت کرد و ما برای شرکت در مراسم تدفین او به شهرستان رفتیم. اما همسرم زودتر از من به تهران برگشت و وقتی من به خانه برگشتم او مرا از خانه بیرون کرد.”

وی افزود: شب قبل از حادثه، پسرم در تماسی که با من داشت، از مادرش گلایه کرد و گفت که اصلا به او و برادرش رسیدگی نمی‌کند. با شنیدن این حرف‌ها خیلی عصبانی شدم. از دست کارهای همسرم خسته شده بودم و دیگر منتظر زمان دادگاه برای طلاق نماندم. صبح زود وقتی همسر و بچه‌هایم خواب بودند، با کلیدی که داشتم وارد خانه شدم. از آنجا که مدت‌ها قبل برق‌کاری می‌کردم و در این کار تبحر داشتم، به همین دلیل همسرم را با اتصال برق کشتم و از خانه فرار کردم.

با اعتراف متهم، وی با دستور بازپرس جنایی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفته و تحقیقات درباره این پرونده ادامه دارد.

۵۳سال زندان برای دو زن در سمنان به‌اتهام همکاری با رسانه‌های مخالف

۲ خرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

رییس کل دادگستری استان سمنان از بازداشت و محکومیت «لیلا رمضانی» و «فاطمه ملک‌احمدی» خبر داد و اعلام کرد این دو در جریان «شناسایی عناصر داخلی مرتبط با دشمن» بازداشت شده‌اند.

محمدصادق اکبری گفت این دو متهم با «برقراری ارتباط با شبکه‌های معاند» و ارسال تصاویر و اطلاعات مورد نیاز برای «هدایت اقدامات ایذایی علیه ایران» فعالیت داشته‌اند.

به گفته رییس کل دادگستری سمنان، برای این دو نفر احکام ۲۶ و ۲۷ سال حبس صادر شده و علاوه بر آن، مجازات‌های تکمیلی از جمله انفصال از خدمات دولتی، ممنوعیت خروج از کشور و محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی نیز در نظر گرفته شده است.

او با اشاره به اجرای این احکام، مدعی شد پرونده این دو نفر «درسی عبرت‌آموز» برای افرادی است که به گفته او با «دشمنان آمریکایی و صهیونیستی» همکاری می‌کنند.

در ماه‌های اخیر و پس از جنگ اخیر، نهادهای قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی شمار قابل توجهی از افراد را با اتهام‌هایی مانند همکاری با رسانه‌های مخالف، ارتباط با «شبکه‌های معاند» یا همکاری اطلاعاتی بازداشت کرده‌اند؛ روندی که با انتقاد فعالان حقوق بشری درباره شفاف نبودن روند دادرسی و نحوه رسیدگی به این پرونده‌ها همراه شده است.

بند زنان زندان اوین؛ ۵ زندانی سیاسی از دسترسی به تماس تلفنی محروم شدند

۴ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – گلرخ ایرایی، زهرا صفایی، مرضیه فارسی، شیوا اسماعیلی و سکینه پروانه، پنج زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، از روز گذشته به صورت تنبیهی از حق استفاده از تلفن زندان محروم شده‌اند. این زندانیان همچنین پیش از این نیز از حق ملاقات حضوری با خانواده و وکلای خود محروم بوده‌اند و این محدودیت همچنان ادامه دارد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پنج زندانی سیاسی زن محبوس در زندان اوین از حق استفاده از تلفن زندان محروم شدند. براساس اطلاعات دریافتی هرانا، روز گذشته گلرخ ایرایی، زهرا صفایی، مرضیه فارسی، شیوا اسماعیلی و سکینه پروانه از امکان دسترسی و استفاده از تلفن زندان منع شده‌اند و این محرومیت همچنان ادامه دارد. اقدام تنبیهی یادشده پس از آن اعمال شد که این زندانیان در اعتراض به اجرای احکام اعدام، در محوطه هواخوری زندان اقدام به سر دادن شعار کرده بودند.

این زندانیان همچنین پیش از این نیز از حق ملاقات حضوری با خانواده و وکلای خود محروم بوده‌اند و این محدودیت همچنان ادامه دارد.

همچنین، پیشتر نیز گزارش‌هایی از اعمال محدودیت‌های مشابه علیه زندانیان سیاسی زن در زندان قرچک، در واکنش به اعتراض‌های مسالمت‌آمیز منتشر شده بود. محروم‌سازی گروهی زندانیان از امتیازات رایج، بدون توضیح روشن درباره دلایل آن، می‌تواند این تصور را ایجاد کند که برخوردی تنبیهی به شکل جمعی در جریان است؛ امری که در نبود شفافیت، به افزایش بی‌اعتمادی و نارضایتی در فضای زندان می‌انجامد.

تداوم بازداشت و بی‌خبری از سرنوشت استی محمدی، مادر کوثر فتاحی از اعضای کادر رهبری کومله

۴ خرداد ۱۴۰۵-هه نگاو

با گذشت دو هفته از بازداشت استی محمدی، شهروند ۶۷ ساله کورد و اهل بوکان هیچ اطلاعاتی از سرنوشت و محل نگهداری وی در دسترس نیست . این فعال سیاسی سابق از چند بیماری رنج می‌برد و تداوم بی‌خبری از سرنوشتش نزدیکان وی را دچار نگرانی شدید کرده است.بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، ، شامگاه دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ (۱۱ می ۲۰۲۶)، دست‌کم ۱۵ خودروی زرهی و عملیاتی از نیروهای حکومتی با محاصره کامل منزل خانوادگی استی محمدی در شهر بوکان و با ایجاد فضای ارعاب و وحشت وی را بازداشت کره‌اند. مأموران اداره اطلاعات پس از هجوم به خانه، علاوه بر تفتیش شدید منزل و ضبط وسایل شخصی خانم محمدی (از جمله آلبوم‌های عکس و کتاب‌ها)، اقدام به توقیف تلفن‌های همراه و لپ‌تاپ همسر و پسر وی نیز کرده‌اند.

قابک ذکر است که، اَستی محمدی، مادر کوثر فتاحی، از اعضای کادر رهبری حزب کومله کوردستان ایران و همچنین کاوه فتاحی، فعال سیاسی ساکن اروپا است. یورش گسترده و هماهنگِ نهادهای امنیتی برای بازداشت یک مادر ۶۷ ساله، نشان‌دهنده استراتژی اعمال فشار سیستماتیک بر خانواده‌های فعالان سیاسی و کادرهای ارشد احزاب اپوزسیون کوردستان از طریق گروگان‌گیری اعضای خانواده آن‌ها در داخل کشور است.

هه‌نگاو مطلع شده است که، استی محمدی پس از بازداشت به یکی از بازداشتگاه‌های حکومتی در ارومیه منتقل شده و با گذشت دو هفته، کماکان هیچ اتلاعی از محل نگهداری وی نیست و در این مدت تنها یک تماس تلفنی ۳۰ ثانیه‌ای داشته است.

با توجه به سن بالای اَستی محمدی و نیاز قطعی وی به مصرف روزانه و منظم داروهایش، محرومیت مطلق او از مراقبت‌های پزشکی در سلول‌های انفرادی، جان و سلامت جسمانی او را با خطر جدی مواجه کرده است. این شهروند از بیماری قلبی و همچنین فشار خون رنج می برد.

 

۱۴۰۵-۰۳-۰۴

شب‌های نظام و زنان؛ مصادره زن زندگی آزادی به نفع ارتجاع

۲ خرداد ۱۴۰۵-ایران وایر

«حجاب» زنان با پسوند‌های اسلامی، اجباری و یا هر صفت دیگری برای جمهوری اسلامی نه فقط یکی از دستورات دینی که یکی از نمادهای اصلی نظام است. حکومت از همان ماه‌های اول و در تمامی طول بیش از چهار دهه گذشته برای تثبیت این «نماد»، از ابزارهای مختلفی چون قانون‌گذاری، نهادهای نظارتی، تبلیغات رسمی و بازتولید روایت‌های ایدئولوژیک و از همه مهم‌تر «مجازات» استفاده و سوءاستفاده کرده است.

 همین نماد مهم اما در بزنگاه‌هایی خاص به‌صورت موقت نادیده گرفته می‌شود تا با به تصویر درآمدن «زنانی با پوششی غیر مطلوب حاکمیت»، نمایشی از «وفاق ملی» ارایه شود؛ مانند نمایشی که با حضور زنان بدون پوشش سر در ۸۲ شب گذشته در خلال تجمعات حامیان جمهوری اسلامی شاهد بودیم.

زنان بدون پوشش‌ سر در تجمعات حامیان

تصویر زنی بدون پوشش سر با پرچم جمهوری اسلامی در دست، در میانه تجمع حامیان حکومت یا در حال سر دادن شعارهایی در حمایت از سیاست‌های نظام، تبدیل به تصویری آشنا در رسانه‌های غیررسمی یا حتی بعضا رسمی شده است.

برای اولین‌بار صداو‌سیما در نهم فروردین ۱۴۰۵ بود که ویدیویی از مصاحبه زنی حامی جمهوری اسلامی و بدون حجاب اجباری منتشر کرد. پس از آن استفاده از تصویر حضور زنان بدون پوشش سر به صورت گسترده در بسیاری از رسانه‌های حکومتی تبدیل به امری عادی شد.

«تابناک» در یک گزارش تصویری با زنی مصاحبه کرده است که بدون پوشش سر «۴۰ شب است که به خیابان می‌آید.»

خبرگزاری «فارس» نیز ویدیویی از زنی بدون روسری در تجمع حامیان جمهوری اسلامی منتشر کرد. زن حاضر در این ویدیو می‌گوید «نباید بی‌حجابی عادی شود»، اما هم‌زمان از بازداشت زنان توسط گشت ارشاد انتقاد می‌کند. او تاکید دارد به‌خاطر حضورش در این تجمعات اجازه دارد بدون حجاب در خیابان باشد و وعده می‌دهد در آینده حجاب سر کند. این زن همچنین حامیان حق انتخاب آزادانه پوشش را «دیکتاتور»هایی می‌نامد که شعار دموکراسی می‌دهند.

در تجمعات «زنان جان‌فدا» که به مناسبت تقویمی روز دختر برگزار شد و در آن زنان حامی جمهوری اسلامی با سلاح‌های صورتی به خیابان‌ها آمدند نیز تصاویری از زنان بدون پوشش سر منتشر شد.

تا جایی که در یکی از تجمع‌های حامیان جمهوری اسلامی، مداح حکومتی، زنان «کم‌حجابی» که در این تجمع‌ها شرکت می‌کنند را «نور چشم و دختر کشور» خواند؛ یا برای اولین‌بار پس از ۴۷سال ممنوعیت خوانندگی زنان در ایران، در یکی از تجمعات شبانه حکومتی تصاویر یکی از کنسرت‌های «جولیا پطرس»، خواننده زن لبنانی پخش شد.

حتی حساب‌های رسمی سفارت‌خانه‌های جمهوری اسلامی، احتمالا برای مخاطبان غیر ایرانی، تصاویری از حضور زنان بدون حجاب اجباری در کافه‌های تهران منتشر می‌کردند.

پذیرش زنان بدون حجاب فقط در تجمعات حامیان نظام

تلاش جمهوری اسلامی برای مجبور کردن زنان به تن دادن به «پوشش اجباری» از همان روزهای اول با مقاومت زنان مواجه شد؛ مقاومتی که پس از جان‌باختن «مهسا (ژینا) امینی» در بازداشت گشت ارشاد به اوج خود رسید.

مقاومت اجتماعی در مقابل «پوشش اجباری»، پس از اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، باعث شد شکاف میان خواست نظام برای حفظ حجاب اجباری به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین نمادهایش و خواست عمومی به اوج خود برسد.

 جمهوری اسلامی با تصویب قوانینی مانند «قانون حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب» که البته برای اجرا ابلاغ نشد و متروک ماند، برای برگرداندن حجاب اجباری بر تن زنان تلاش کرد. «علی خامنه‌ای»، رهبر کشته شده جمهوری اسلامی، در یکی از آخرین اظهارنظرهای خود در رابطه با پوشش زنان، «کشف» حجاب را «حرام شرعی و قانونی» خوانده بود. اگرچه به‌نظر می‌رسد در وضعیت بحرانی مانند جنگ به‌صورت موقت اجبار «پوشش»، لغو و حتی زنان بدون حجاب به بخشی از روایت رسمی «وفاق ملی» تبدیل می‌شوند.

البته حضور زنانی بدون پوشش مدنظر جمهوری اسلامی تنها در تجمعات حامیان جمهوری اسلامی تحمل می‌شود. در همین روزهایی که رسانه‌های جمهوری اسلامی تصاویر حضور زنان بدون پوشش سر را در تجمعات منتشر می‌کنند، اخبار احضار زنان بدون پوشش اجباری به دادگاه‌های اصفهان یا پلمب شدن هتل عامری‌های کاشان به‌دلیل پذیرش زنان بدون حجاب منتشر می‌شود. همچنین روز گذشته مدیر مسوول خبرگزاری ایرنا به‌دلیل انتشار تصاویری از یک زن بدون رعایت حجاب اجباری به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شد.

البته پذیرش «تنوع پوشش» زنان محدود به جنگ چهل روزه و دوران آتش‌بس نمی‌شود، این برخورد دوگانه در برهه‌های دیگری نیز دیده می‌شود. دستگاه پروپاگاندای جمهوری اسلامی در مقاطعی مانند راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن، ادوار انتخابات یا تشییع «قاسم سلیمانی» زنانی که نوع حجاب آن‌ها در آن بازه زمانی تابو و عامل برخورد و بازداشت بوده را به‌رسمیت شناخته و تصاویر آن‌ها را منتشر کرده است.

آن‌چه امروز در تجمعات حامیان جمهوری اسلامی و رسانه‌های رسمی نظام دیده می‌شود، نه تغییر بنیادین نگاه حکومت به حق انتخاب پوشش زنان، بلکه تلاشی برای بازتعریف و مصادره یکی از مهم‌ترین دستاوردهای اجتماعی جنبش «زن، زندگی، آزادی» یعنی «حق انتخاب نوع پوشش» و «سبک زندگی» است.

 جمهوری اسلامی که سال‌ها زنان را به‌دلیل نوع پوشش سرکوب کرده، اکنون و در بزنگاه «جنگ وجودی»، همان زنانی که پیش‌تر «متخلف» یا «هنجارشکن» می‌نامید را تنها به‌عنوان هوادارانش می‌پذیرد تا نمایشی از وفاق ملی اجرا کند و ادعا کند که در این بحران «همه» کنار نظام ایستاده‌اند.

برای فراهم آمدن شرایط لازم برای این نمایش، حکومت تلاش می‌کند واقعیتی را که جامعه، به‌ویژه زنان، با هزینه‌های سنگین به آن تحمیل کرده‌اند، به نام خود بازنویسی کند. اما تفاوت میان «تحمل موقت» و «به‌رسمیت شناختن حق» همچنان آشکار است. آن‌چه امروز در جامعه ایران دیده می‌شود، نتیجه عقب‌نشینی تدریجی حکومت در برابر مقاومت اجتماعی زنان است، نه تغییر ایدئولوژیک جمهوری اسلامی نسبت به حجاب اجباری.

گزارشی از آخرین وضعیت مهسا زیدآبادی در زندان تربت حیدریه

۳ خرداد ۱۴۰۵-هرانا

خبرگزاری هرانا – مهسا زیدآبادی، شهروند اهل سبزوار هفت روز است که توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت شده و هم‌اکنون به‌صورت بلاتکلیف در زندان تربت حیدریه نگهداری می‌شود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مهسا زیدآبادی کماکان در بازداشت به‌سر می برد. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، خانم زیدآبادی روز دوشنبه ۲۸ اردیبهشت ماه، به اداره اطلاعات سبزوار احضار و پس از مراجعه به این نهاد امنیتی بازداشت شد. وی پس از دستگیری به زندان تربت حیدریه منتقل شده است.

تا لحظه تنظیم این گزارش، از دلایل بازداشت و اتهامات مطروحه علیه این شهروند اطلاعی حاصل نشده است.

مهسا زیدآبادی، متولد ۱۳۸۵، فرزند جواد و ساکن سبزوار است.

بی خبری مطلق از وضعیت سارینا زائری، جوان بهایی اهل شیراز

۳ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر  با گذشت ۱۲ روز از بازداشت سارینا زائری، شهروند بهایی ۲۰ ساله ساکن شیراز، همچنان هیچ اطلاعی از وضعیت سلامت و محل...