۱۴۰۰-۰۹-۰۶

اعدام یک زن در اصفهان با اتهام مواد مخدر، بدون ارتکاب جرم

جوانه ها

اعدام یک زن در اصفهان با اتهام مواد مخدر درحالی اجرا شد که مواد متعلق به همسرش بود، آن مرد حکم ۱۸ سال حبس گرفت ولی این زن بدون ارتکاب جرم اعدام شد.حکم اعدام یک زن در اصفهان با اتهام مواد مخدر اجرا شد. این زن بارها درباره بی گناهی خود شهادت داده بود و مواد متعلق به همسرش بود، با اینحال حکم اعدام او اجرا شد.

کانون حقوق بشری نه به اعدام نه به زندان به نقل از حقوق بشر ایران، سحرگاه پنجشنبه ۴ آذرماه۱۴۰۰، حکم اعدام یک زن بنام مریم خاکپور با اتهام مواد مخدر در زندان اصفهان اجرا شد.

مریم خاکپور ۴۱ ساله اهل کاشان بود و از ۵ سال پیش به اتهام مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

بر اساس این گزارش، مریم خاکپور از ۵ سال پیش در بند زنان زندان دستگرد اصفهان محبوس بود. خودش بارها اعلام کرده بود که مواد متعلق به او نبوده و مربوط به همسرش بوده است. او سه سال پیش از همسرش طلاق گرفت. همسر مریم به ۱۸ سال زندان محکوم شد. اما مریم بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشد اعدام شد.

اعدام این زن تا این لحظه توسط هیچکدام از رسانه های رسمی اعلام نشده است.

این دومین زنی است که در ماه جاری (آذرماه) اعدام می شود. در نظام زن ستیز ولایت فقیه تنها جایی که حقوق زنان عینا اجرا می شود در مساله شکنجه و اعدام است!‌ در غیر اینصورت زنان از بسیاری حقوق اجتماعی محروم یا نصف مردان به حساب می آیند.

با احتساب اعدام این زن در اصفهان، از ابتدای سال جاری ۱۴۰۰ تا کنون دستکم ۲۲۰ نفر اعدام شده اند.
اعدام با اتهام مواد مخدر در حالیست که در قانون جرائم مربوط به مواد مخدر، اصلاح سال ۱۳۹۶، صدور حکم اعدام به طور اخص محدود شده و به طور عام یک درجه تخفیف در برخی از موارد پیش‌بینی شده بود؛ با اینحال اعدام زندانیانی که با اتهامات مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم شده‌اند همچنان ادامه دارد.

بر اساس گزارش سالانه عفو بین الملل بیش از دو سوم کشورهای جهان (۱۴۴ کشور) اکنون مجازات اعدام را در قانون لغو یا در عمل متوقف کرده‌اند. اما ماشین اعدام در ایران هر روز سرعت بیشتری می گیرد و با ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی و ریاست اژه ای بر قوه قضائیه، اجرای احکام اعدام سرعت بیشتری گرفته است.

همچنین براساس گزارش منتشر شده توسط کانون حقوق بشری نه به زندان نه به اعدام، آمار اعدامها از اکتبر ۲۰۲۰ تا اکتبر ۲۰۲۱ میلادی دستکم ۳۱۴ مورد بوده است که از این تعداد ۲۸۳ مرد، ۱۲ زن، ۱۳ زندانی سیاسی و ۶ کودک_مجرم، در ۲۵ استان ایران در زندانها به ثبت رسیده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47383

روایتی از قتل سونیا آریاپور (دهقان) در گفتگو با مادرش: اجازه ندادم فامیلی جد پدری را روی سنگ قبر سونیا بنویسند

ماهنامه خط صلح

سونیا آریاپور (دهقان) در شهر سردشت قربانی قتل ناموسی شد و به دست برادر و پسر‌عمویش کشته شد و در شهرک نلاس دفن شده. برادرش، سامان دهقان نوزده‌ساله و پسرعمویش، هیدی دهقان بیست‌ویک ساله او را به قتل رساندند. پدر و مادر سونیا از هم جدا شده بودند و او تجربه‌ی ازدواج ناموفق در کودکی را داشت و حضانت پسر خردسالش هم بر عهده‌اش بود. سردشت یک شهر مرزی با بافت سنتی است و هیچ امکانات تفریحی ندارد و زنان در آن با موانع جنسیتی زیادی روبه‌رویند. آن‌ها فقر و مشکلات اقتصادی زیادی را تجربه می‌کنند و این فضای سنتی بسیاری از هنجارهای مردسالارانه را در خود درونی کرده و زنان در صورت مخالفت با قتل ناموسی و زن‌کشی روبه‌رو می‌شوند.

سونیا با مشکلات اقتصادی زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کند و با وجود آن‌که تحت پوشش بهزیستی بود، ولی این پول به مقداری نیست که بتواند هزینه‌ی مایحتاج زندگی خود را تامین کند. او در یک آرایشگاه کار پیدا می‌کند تا بتواند از لحاظ اقتصادی مستقل شود؛ ولی با مخالفت خانواده و فامیل‌هایش مواجه می‌شود و او را تلفنی تهدید به مرگ می‌کنند و در روز ۲۳ دی‌ماه سال ۱۳۹۹ برادر و پسرعمویش او را به بهانه‌ای به خارج از شهر می‌برند، شکنجه می‌کنند و به قتل می‌رسانند. آن‌ها جسد سونیا را در یک چاه دفن می‌کنند؛ درنهایت و پس از تحقیقات پلیس، برادر و پسرعموی‌ سونیا در شهر سردشت بازداشت می‌شوند و در بازجویی به قتل سونیا اعتراف می‌کنند. در گزارش پزشکی قانونی آثار ضرب‌وشتم روی بدن سونیا و مرگ از طریق خفگی تأیید شده. مادر سونیا روی سنگ قبرش به جای فامیلی پدرش از فامیلی خودش استفاده و روی سنگ قبرش نام سونیا آریاپور را حکاکی کرده. به عقیده‌ی او، مردان جد پدری در کشتن دخترش دست داشته‌اند و کم‌ترین کاری که می‌تواند بکند این است که حداقل بعد مرگش از اسم آن‌ها (دهقان) بر روی سنگ قبر سونیا استفاده نشود.

گفتگوی «خط صلح» با سنور آریاپور، مادر سونیا را می‌خوانید.

شما دلیل وقوع این قتل را چه می‌دانید؟
سونیا هیچ مشکلی نداشت، تنها به علت این‌که من و پدرش از هم جدا شده بودیم، افرادی که سونیا را به قتل رساندند فکر می‌کردند با به قتل‌رساندن سونیا تنها پدر او می‌تواند از این افراد شکایت کند. چون پدرش هم زندان است خیالشان از این بابت راحت‌تر بود. از این موضوع اطلاعی نداشتند که فرزند سونیا یا من هم می‌توانیم از این افراد شکایت کنیم. پسر من را اغفال کردند و از او خواستند که سونیا را با بهانه‌ای به محل قتل بیاورد و او را به قتل رساندند.

سونیا آریاپور (دهقان) سال گذشته در حالی که تنها بیست و یک سال داشت قربانی قتل ناموسی شد.

خواسته‌ی شما از مراجع قضایی چیست؟

در حال حاضر من می‌خواهم این دو فرد تاوان قتل سونیا را پس بدهند. من اعلام می‌کنم از رضایتی که برای پسرم به اصرار پدرم و سایر اعضای خانواده داده‌ام، پشیمانم؛ چراکه این افراد تحت هیچ شرایطی حق نداشتند سونیا را به قتل برسانند و از همه مهم‌تر قصد داشتند جسد او را پنهانی دور بیندازند تا کسی جسد او را پیدا نکند. این افراد باید پاسخ‌گو باشند و تاوان قتل سونیا را بدهند.

در حال حاضر رابطه‌ی شما با پسرتان چگونه است؟

فرد قاتل هیچ‌وقت پشیمان نیست و حتی اعتراف هم نمی‌کنند و منکر این قتلند. چند بار از پسرم سوال کردم چه کسی تو را اغفال کرد؟ جوابی نداد. احساس می‌کنم او را تهدید کرده‌اند. پسرعمو و عموهای سونیا با پسرم در این قتل دست داشتند، اما پسر خودم منکر این موضوع است و دروغ می‌گوید و من در حال حاضر با پسرم قطع ارتباط کرده‌ام و حاضر به دیدن او و حتی رفتن به ملاقاتش در زندان هم نیستم. اوایل به ملاقات او می‌رفتم و می‌خواستم بدانم چه کسی او را اغفال کرده، اما پسرم حرفی نمی‌زند، اگر پسرم با ادعای چند نفر حاضر به قتل خواهر خود می‌شود، با من چه رفتاری خواهد داشت؟ و من دیگر با او در ارتباط نیستم…

چرا بعد از مرگ سونیا تصمیم گرفتید نام خانوادگی مادری را به جای نام خانوادگی پدری روی سنگ قبرش حکاکی کنید؟
سونیا قربانی مردسالاری شد و او را به بهانه‌ی رفت‌و‌آمد و کارکردن کشتند. آن‌ها دائماً رفت‌و‌آمد سونیا با دوستانش را کنترل می‌کردند. من تصمیم گرفتم روی آگهی ترحیم و سنگ قبرش به جای سونیا دهقان از نام سونیا آریاپور استفاده کنم. تصمیم گرفتم حداقل بعد از مرگش از نام خانوادگی آن‌ها استفاده نشود چون باور دارم که سونیا قربانی دست مردان خانواده شد.

شما بر چه اساسی پسرعمو و خانواده‌ی پدری سونیا را مظنونان این جنایت می‌دانید؟
سونیا ده روز قبل از مرگش با من تماس گرفت و گفت مادر من می‌خواهم به مهاباد بیایم، مزاحم زندگی تو نمی‌شوم. تنها زندگی می‌کنم و خودم کار می‌کنم؛ فقط تو از من حمایت کن. من به سونیا گفتم به مهاباد نیا. خانواده‌ی عمویت انسان‌های درستی نیستند زندگی من را از هم می‌پاشند، من الان ازدواج مجدد کرده‌ام و دو فرزند دارم. نمی‌خواهم زندگی من را از هم بپاشند. سونیا گفت من صدای ضبط‌شده‌ی این افراد را دارم که من را تهدید به مرگ می‌کنند. از سونیا پرسیدم چه کسی تو را تهدید به مرگ می‌کند؟ گفت پسرعموهایم. صدای ضبط‌شده‌ی آن‌‌ها را دارم. خانواده‌ی پدری سونیا او را به بهانه‌ای به منزلشان بردند و گوشی سونیا و کیف او را گرفتند. من حتی در زمان شکایت اعلام کردم که وسایل سونیا را می‌خواهم، چون شواهد قاتل‌بودن خانواده‌ی پدری سونیا در گوشی سونیا وجود داشت که او را تهدید به مرگ کرده‌اند. آن‌ها گوشی و وسایل سونیا را گرفتند. سونیا را طوری به قتل رساندند که کسی نفهمید و مشخص نشد چه کسی این کار را انجام داد. قتل سونیا به تنهایی کار پسرم نبود. پسرم سنش کم است و به تنهایی نمی‌توانست این قتل را به این خوبی برنامه‌ریزی کند و همه‌ی جوانب را در نظر بگیرد. اگر بزرگ‌ترها (سایر افراد خانواده‌ی پدری سونیا) در این قتل دست نداشتند، این بچه‌ها نمی‌توانستند سونیا را به قتل برسانند.

عکس از خط صلح

وضعیت روحی شما بعد از مرگ سونیا چگونه است؟
من از روزی که سونیا را از دست داده‌ام، زندگی‌ام نابود شده. واقعاً ناراحتم و دچار مشکلات اعصاب و روان شده‌ام. مشکلات خانوادگی زیادی گریبان‌گیر زندگی‌ام شده و به هیچ وجه نمی‌توانم سونیا را فراموش کنم و تا روزی که می‌میرم، هیچ‌وقت سونیا و مرگ او را فراموش نمی‌کنم.

شما که دخترتان قربانی قتل ناموسی است، چه درخواستی دارید؟
این افراد باید تاوان قتل سونیا را بدهند؛ حتی اگر پسر خودم باشد و صد‌درصد مطمئنم که خانواده‌ی پدر سونیا همگی در قتل سونیا دست داشته‌اند، خانواده‌ی پدری سونیا با هم‌دستی هم نقشه‌ی قتل سونیا را کشیدند و پسر من را اغفال کردند و به او گفتند مادر و پدرت رضایت می‌دهند و به این شیوه او را فریب دادند و اکنون او را قاتل سونیا می‌دانند. هم‌اکنون که پسر من زندانی است، خانواده‌ی پدری سونیا پاسخ‌گو نیستند؛ در حالی که عموها و پسرعموهایش در قتل سونیا دست داشتند، اما الان پسرم را قاتل سونیا می‌دانند. چرا این قتل‌ها به این راحتی در سردشت انجام می‌شود؟ چرا کسی سزای کار خود را نمی‌بیند؟ به راحتی افراد را به قتل می‌رسانند. خانواده‌ی مقتول رضایت می‌دهند و این افراد آزاد می‌شوند. قتل به همین راحتی انجام می‌شود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47362

تجمع به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان در سنندج؛ «نه به زن‌کشی»

رادیو فردا

گزارش‌ها حاکی است که همزمان با روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، ۲۵ نوامبر٬ گروهی از زنان و فعالان مدنی در کوه آبیدر سنندج تجمعی برگزار کردند.

در این تجمع زنان و فعالان مدنی پلاکارد هایی در دست داشتند که بر آن نوشته شده بود: «زنان را نکشید»، «کشتن زنان تحت هر نامی محکوم است» و «نه به زن‌کشی.»

براساس ویدئوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، یکی از زنان حاضر در این تجمع گزارشی از قتل زنان از جمله‌های قتل‌های ناموسی در کردستان و ایران ارائه کرد.

همزمان با این تجمع در روز پنج‌شنبه، چهارم آذر، ، یک سایت حقوق بشری در گزارشی در خصوص خشونت علیه زنان در ایران نوشت، طی یک سال گذشته ۴۴ زن و دختر در مناطق کُردنشین ایران به قتل رسیده و دست‌کم ۱۰۷ مورد نیز خودکشی کرده‌اند.

هه‌نگاو، سایت حقوق بشری که اخبار مناطق کُردنشین ایران را پوشش می‌دهد، در گزارشی به مناسبت روز جهانی «مبارزە با خشونت علیە زنان» آورده است که از اوایل آذر پارسال تا آذر امسال ۴۴ مورد قتل زنان و دختران در مناطق کردنشین تایید شده که بیشتر آن‌ها به دست «افراد نزدیک به خود» به قتل رسیده‌اند.

بر اساس این گزارش در بین ۴ استان کردنشین ایران بیشترین آمار خودکشی با ۱۴ مورد مربوط به استان کرمانشاه و بعد از آن به کردستان اختصاص داشته است.

بر اساس این گزارش، ۱۱ مورد از این قتل‌ها با انگیزه «ناموسی»، ۲۲ مورد به دلیل «اختلافات خانوادگی»، دو مورد «رد درخواست ازدواج»، دو مورد «مشکلات روانی»، چهار مورد با انگیزه «سرقت» و دو مورد نیز به دلیل «اختلافات مالی» رخ داده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47379

کلیشه‌های جنسیتی و کم‌تحرکی زنان در ایران

دویچه وله فارسی

۲۵ نوامبر روز جهانی منع خشونت علیه زنان و روزی برای یادآوری خشونت‌هایی است که زنان به دلیل جنسیتشان با آن مواجه هستند. بنفشه جمالی، فعال حقوق زنان نگاهی کرده به یکی از انواع کمتردیده شده خشونت علیه زنان در ایران.

بر اساس آمارهای اعلام شده، از هر سه زن یک زن در طول زندگی‌اش نوعی از خشونت را تجربه می‌کند. رقمی تکان‌دهنده که بسیاری از کشورها را بر آن داشته تا برای کاهش خشونت علیه زنان قوانین حمایتی سفت و سختی را وضع کنند.

در ایران اما وضع به گونه دیگری است. قوانین در ایران نه تنها از زنان در برابر خشونت‌های مبتنی بر جنسیت که با آن‌ها در محیط خانه، محیط‌های کاری یا سایر مکان‌های عمومی رو به رو هستند، محافظت نمی‌کند، بلکه در بسیاری از موارد خود مروج خشونت علیه زنان هستند. زنان در ایران از همان کودکی با خشونت‌های ساختاری و سیستماتیک رو به رو می‌شوند. خشونت‌هایی که آن‌ها را از همان دوران کودکی از دسترسی به ابتدایی‌ترین نیازهای انسانی‌شان محروم می‌سازد.

ایست! دخترها نمی‌دوند

دیوارهای بلند، آن‌قدر بلند که وقتی سرهایشان را بالا می‌گیرند با آن جثه‌های کوچکشان خبری از آسمان آبی و صاف که در کتاب قصه‌ها می‌دیدند نیست، فقط دیوار می‌بینند و بس. دیوارهایی با حفاظ‌های آهنین که قرار است نگذارند چشم هیچ نامحرمی به آنها بیفتد. دختربچه‌ها در حیاط کوچک مدرسه مشغول بازی هستند و در میانه بازی‌های کودکانه‌شان صدای ناظم مدرسه را از بلندگو می‌شوند که هرچند وقت یکبار یکی‌شان را با لحن خشن و آمرانه‌ای صدا میزند: مریم مقنعه‌ات را درست کن، رومینا دکمه‌های روپوشت را ببند، زهرا موهایت را بده زیر مقنعه.

خاطرات کودکی ما زنان پر است از خاطرات تلخ و گاه آزاردهنده‌ای که در مدارس دخترانه با آن رو به‌رو بوده‌ایم. دختربچه‌هایی که در ایران به‌ واسطه جنسیتشان با خشونت‌های مضاعف و ساختاری رو به رو بوده‌ و هستند. دختربچه‌هایی که از همان بچگی و در نظام آموزشی ایران و در آن حیاط‌های کوچک با دیوارهای بلند کم‌تحرکی و بی‌تحرکی را یاد می‌گیرند.

کم‌تحرکی در دختران بیش از پسران

مطالعه انجام گرفته از سوی سازمان بهداشت جهانی بر روی ۱.۶ میلیون نفر از ۱۴۶ کشور جهان نشان می‌دهد، کم‌تحرکی در بین نوجوانان نگرانی‌ای جهانی است. بر اساس این گزارش بیش از ۸۰ درصد نوجوانان بین سن ۱۱ تا ۱۷ سال توصیه بهداشت جهانی مبنی بر حداقل یک ساعت فعالیت ورزشی در روز را رعایت نمی‌کنند. بر اساس این گزارش کم‌تحرکی در دختران بیش از پسران دیده شده است. به گفته این سازمان، کم‌تحرکی دختران در این تحقیق ۸۵ درصد و کم‌تحرکی پسران ۷۸ درصد بوده است. در بسیاری از کشورها دختران بعد از ده سالگی نسبت به سال‌های قبل‌تر از آن تمایل کمتری به انجام فعالیت‌های بدنی دارند. برخی گزارش‌ها افت فعالیت بدنی دختربچه‌ها در سنین نوجوانی را تا ۸۳ درصد عنوان کرده‌اند.

بسیاری از کارشناسان حوزه جنسیت این تغییر رفتار را ناشی از نقش‌های جنسیتی و رفتاری مورد انتظار از هر جنسیت تلقی می‌کنند. در حقیقت دختران نوجوان ممکن است بیشتر از دختربچه‌ها در سنین پایین‌تر به برخی از ورزش‌ها به چشم ورزشی مردانه نگاه کنند. علیرغم تمام تلاش‌هایی که برای تغییر نگاه جنسیت زده به ورزش در دنیای امروز انجام‌شده است، اما هنوز در بسیاری از باورها و فرهنگ‌ها ورزش فعالیتی زنانه قلمداد نمی‌شود و بسیاری از دختربچه‌ها این الگوی رفتاری و کلیشه جنسیتی را از همان دوران کودکی می‌آموزند و با این تفکر به دوران بزرگ‌سالی پای می‌گذارند که ورزش قلمرویی مردانه است.

کلیشه‌های جنسیتی نسبت به ورزش در کشورهایی مثل ایران که زنان در آن‌ها با محدودیت‌های ساختاری‌ رو به رو هستند، بیشتر خود را نشان می‌دهد. دختربچه‌هایی که از همان بدو ورود به مدرسه و به دلیل حجاب اجباری و پوشیدن مقنعه و مانتوهای گشاد و بلند و محدود شدن در فضاهای بسته عملا مجالی برای تحرک و فعالیت بدنی نمی‌یابند.

سهم اندک زنان از عرصه عمومی

در ایران بسیاری از ورزش‌ها- مانند دوچرخه‌سواری- که انجام دادن آن‌ها نیاز به حضور در عرصه عمومی دارد برای زنان ممنوع اعلام شده است. ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در ایران آن‌قدر جدی است که حتی دختربچه‌ها هم نمی‌توانند برای رفتن به مدرسه از دوچرخه استفاده کنند. امری رایج در بسیاری از کشورها که موجب تحرک داشتن دانش‌آموزانی می‌شود که مدت‌زمان طولانی را پشت نیمکت‌های کلاس درس بی‌تحرک می‌نشینند.

محمدتقی نقدعلی، نماینده خمینی‌شهر در مجلس شورای اسلامی از مخالفین دوچرخه‌سواری زنان با غیرقانونی خواندن و حرام دانستن آن در فضاهای عمومی خواستار آن شد تا با انتقال دوچرخه‌سواری زنان به مکان‌های سرپوشیده مانند پارک‌های مخصوص زنان این فعالیت به امری معقول تبدیل شود.

این ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های محیط‌های ورزشی برای زنان و دختران آسیب‌های جسمی و روانی زیادی را به دنبال داشته است. به طوریکه به گفته معاون اجتماعی سازمان بهزیستی ایران، در ۱۵ سال گذشته به دلیل کمبود فضا و تحرک، ظرفیت‌های حیاتی و سلامتی دختران ۱۱ درصد کاهش یافته است.

کودک‌آزاری‌هایی که با محدود کردن فضاهای ورزشیِ دختران به محیط‌های سربسته و کوچک عملا فرصت رشد، سلامت جسمی و روانی آن‌ها را از همان دوران کودکی گرفته است. دختربچه‌هایی که ورزش نکردن و کم‌تحرکی را در دوران مدرسه آموزش می‌بینند، سبک زندگی‌ای که به دوران بزرگسالی آن‌ها نیز راه پیدا می‌کند. بر اساس آمار اعلام شده از سوی افشین مولایی، رئیس فدراسیون ورزش‌های همگانی، آمار کم‌تحرکی و ورزش نکردن زنان در ایران به رقم هشدار دهنده ۶۴ درصد رسیده است. مولایی با نگران کننده خواندن این عدد می‌گوید: «اگر در بازه زمانی چهارساله نتوانیم ورزش همگانی را در بین زنان و دختران کشور عملیاتی و اجرایی کنیم در یک دهه آینده فقط با جمعیت زنان بیمار مواجه خواهیم بود.»

تحقیقات نشان می‌دهند کمک به ایجاد زندگی فعال دختران در دوران نوجوانی به ادامه این روند در بزرگسالی آن‌ها کمک شایانی دارد. دختران غیرفعال در آینده به زنان غیرفعال که از بیماری‌های جدی‌ای رنج می‌برند تبدیل خواهند شد. کم‌تحرکی در دختران باعث اختلالات هورمونی می‌شود و پوکی استخوان و کاهش توان عضلات را به دنبال خواهد داشت. اختلالات قاعدگی نیز از دیگر عوارض کم‌تحرکی در دختران گزارش شده است. فشار خون بالا، دیابت نوع دو، سرطان پستان، سرطان تخمدان و دهانه رحم از دیگر بیماری‌هایی است که افراد کم‌تحرک در دوران کودکی در بزرگسالی با آن مواجه خواهند بود.

فقر حرکتی زنان در ایران به سن دبستان رسیده است

دکتر فرزانه ترکان متخصص پزشکی فیزیکی و مؤسس نخستین نهاد پزشکی ورزشی تحت عنوان هیئت پزشکی ورزشی تهران با اشاره به تحقیقی که در مورد ورزش دختران انجام‌شده میگوید: «در مورد زنان ایرانی با مسئله‌ای مواجهیم که ۶۰ درصد زنان ما با فقر حرکتی از سنین زیر نوجوانی مواجه‌اند؛ یعنی فقر حرکتی از سن دبستان در زنان ما شروع شده است. این وضع ادامه پیدا می‌کند و تا جوانی و میانسالی استمرار می‌یابد و منجر به بیماری‌هایی می‌شود که باید به درمان آن پرداخت و برایش هزینه کرد.»

به گفته این متخصص پزشکی و بر اساس تحقیق انجام‌گرفته سن بلوغ دختران در ایران بسیار پایین آمده است و به سن دبستان یعنی ۹ و ۱۰ سال رسیده است.

بر اساس تحقیق یادشده سن بلوغ در دخترانی که ورزش می‌کردند بالاتر از سن بلوغ در دخترانی است که ورزش نمی‌کردند.

علیرغم تمام هشدارهایی که کارشناسان حوزه سلامت در خصوص پیامدهای کم‌تحرکی زنان و دختران در ایران داشته‌اند، به نظر نمی‌رسد این هشدارها تغییری را در سیاست‌های حکومت ایران در خصوص ورزش زنان به دنبال داشته باشد.

بر اساس نگاه حکومتی که زنان را در چارچوب خانه می‌خواهد اکثر باشگاه‌های ورزشی در ایران نوبت صبح و ظهر خود را به زنان اختصاص داده‌اند و ساعت‌های عصر و شب که زنان شاغل و دختران نوجوان مدرسه‌ای می‌توانند در آن حضور یابند عملا به مردان اختصاص داده شده است. این حذف زنان و دختران از عرصه عمومی رویکردی است که حکومت ایران سال‌هاست با به کارگیری سیاست‌های کلان و خرد خود دنبال کرده و می‌کند. سیاست‌هایی که به دختربچه‌ها از همان بدو کودکی می‌آموزد، ورزش در ایران قلمرویی مردانه است که سهم اندکی از آن، آنهم در برخی از شهرهای بزرگ و برای طبقه‌ای خاص به آن‌ها اختصاص داده شده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47377

لایحه حمایت از زنان در برابر خشونت؛ شیر بی یال و دم و اشکم

دویچه وله فارسی

بر اساس آمار منتشرشده توسط مرکز آمار ایران، درسال ۱۳۹۹ مجموعا ۸۰ هزار و ۱۸۷ مورد معاینه پزشکی درباره ادعای همسرآزاری انجام شده که ۹۶ درصد آنها زنان بوده‌اند.

در واقع زنان مدعی همسرآزاری جسمی، ۹۶ درصد و مردان مدعی همسرآزاری جسمی، چهار درصد از کل معاینات پزشکی قانونی مربوط به ادعاهای همسرآزاری جسمانی در سال ۹۹ را به خود اختصاص داده‌اند.

بنا بر همین آمار ادعاهای همسرآزاری جسمانی در بهار امسال ۱۴۰۰ نسبت به بهار سال گذشته، هفت درصد رشد و ادعاهای همسرآزاری روانی ۸۶ درصد رشد داشته است.

این در حالی است که لایحه موسوم به “حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت” بیش از ۱۰ سال است که معطل تصویب و تبدیل شدن به قانون است. اولین زمزمه‌های تدوین این لایحه در سال ۱۳۸۹ و در دولت دوم احمدی‌نژاد آغاز شد.

متن اولیه این لایحه در سال ۱۳۹۲ در معاونت امور زنان و خانواده دولت دهم برای تصویب به دولت ارسال شد، ولی با توجه به ماهیت قضایی آن از دستور کار دولت خارج شد.

در دولت اول حسن روحانی این لایحه بار دیگر در معاونت امور زنان و خانواده زیر نظر شهیندخت مولاوردی مورد بررسی قرار گرفت. در این راستا متن اولیه آن اصلاح و تکمیل شد و در اسفند ۱۳۹۵ با نام “لایحه حمایت از زنان در برابر خشونت” برای تصویب به هیأت دولت ارسال شد.

اما دولت روحانی نیز با ارجاع به اینکه ماهیت لایحه قضایی است در اردیبهشت سال ۱۳۹۶ آن را به قوه قضاییه ارجاع داد.

این لایحه تا شهریور ۱۳۹۸ در قوه قضاییه ماند و نهایتا با پیگیری دولت و تشکیل جلسات مشترک با قوه قضاییه با عنوان “لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت” به دولت بازگشت.

لایحه نهایی بالاخره در دی ماه سال ۱۳۹۹ به تصویب هیأت دولت رسید و در ۳۰ دی‌ماه تقدیم مجلس شورای اسلامی شد. مجلس اما از اعلام وصول لایحه تا پنج ماه سرباز زد و بالاخره در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۰ اعلام وصول و با قید یک فوریت به کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ارجاع شد.

لایحه چه حمایتی از زنان می‌کند؟

لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت در پنج فصل و ۵۷ ماده تنظیم شده است.

این لایحه قوانینی را که خود نوعی اعمال خشونت علیه زنان هستند، تغییر نداده بلکه سعی کرده آنها را معتدل‌تر کند.

به عنوان مثال درباره قانون دیه نابرابر زن و مرد سکوت کرده و در عوض پیشنهاد تشکیل صندوقی در حمایت از زنان خشونت‌دیده کرده است تا در مواردی که زنی توسط یک مرد به قتل رسیده و برای قصاص مرد نیاز به پرداخت تفاوت دیه مرد و زن هست، این صندوق این تفاوت دیه را پرداخت کند. مشخص نیست که این چه نوع حمایتی از زنی است که دیگر زنده نیست.

همچنین مطابق این لایحه، مابه‌التفاوت دیه زنان سرپرست خانواری که به قتل می‌رسند یا آسیب جسمی بر آنها وارد می‌شود به اندازه دیه مردان از بیت‌المال پرداخت خواهد شد. شاید بهتر بود این بخش از لایحه “حمایت از زنان کشته‌شده” نامگذاری شود.

در ماده ۵۷ لایحه مزبور قید شده است، زنانی که شوهرانشان “بدون دلیل موجه” مانع خروج آنها از کشور می‌شوند می‌توانند با مراجعه به دادگاه مدارک و مستندات خود را مبنی بر “ضرورت خروج از کشور” ارائه دهند و دادگاه خارج از نوبت به تقاضای آنها رسیدگی خواهد کرد.

اینجا هم دولت در حقیقت با پذیرش این قانون تبعیض‌آمیز که اجازه خروج زن از کشور را شوهر باید صادر کند، نوشداروی پس از مرگ سهراب ارائه کرده و وقتی شوهر جلوی خروج زن را گرفت و تمامی برنامه‌های زن برای سفر از هم پاشید، آنوقت دادگاه با بررسی مدارک و اگر تشخیص دهد که خروج زن از کشور ضروری بوده، ممنوعیت خروج او را لغو می‌کند.

اینجا هم شاید بد نبود اگر نام این ماده “حمایت از زنان ممنوع‌الخروج‌شده توسط شوهر” گذاشته می‌شد.

در ماده ۵۶ لایحه تصریح شده در صورتی که مرد دوبار در برابر زن دست به خشونت‌هایی بزند که به مجازات حد، قصاص یا پرداخت دیه محکوم شود و این محکومیت قطعی باشد و جرم هم تکرار شده باشد، این از مصادیق عسر و حرج محسوب شده و زن می‌تواند یک طرفه تقاضای طلاق کند.

در حقیقت تفسیر این ماده به این صورت می‌شود که اگر مردی زنش را تا حدی کتک بزند که دچار نقص عضو شود و در قبال این نقص عضو مرد محکوم به قصاص یا پرداخت دیه شود و این جرم را دوبار تکرار کند، زن می‌تواند طلاق بگیرد.

نام اصلی این ماده هم می‌تواند این باشد: “حمایت از زنان دوبار نقص‌عضو شده توسط شوهر”.

ماده ۴۲ می‌گوید الزام همسر به تمکین “نامشروع” جرم است و مستوجب مجازات خواهد بود. این یعنی “تمکین مشروع” همچنان وظیفه زن است و آنچه در تمامی کشورهای پیشرفته با عنوان “تجاوز از سوی همسر یا شریک زندگی” شناخته می‌شود، طبق قوانین ایران نه تنها جرم نیست بلکه وظیفه زن است. طبق این ماده تنها زنانی که مجبور به “تمکین نامشروع” شوند، می‌توانند از شوهرانشان شکایت کنند.

در اینجا توضیحی برای تمکین مشروع داده نشده است. اما با توجه به اصول شرعی می‌توان حدس زد تنها زمانی که مرد، همسرش را وادار به رابطه جنسی غیرواژینال کند، زن می‌تواند از او شکایت کند ولی برقراری رابطه واژینال حتی اگر زن نخواهد، وظیفه اوست.

موارد مثبت لایحه

با همه اینها لایحه حمایت از زنان در برابر خشونت موارد مثبتی هم دارد. از جمله اینکه سوءاستفاده از حق ولایت و قیمومیت بر زن برای وادار کردن او به ازدواج یا طلاق بدون رضایت او و نیز ازدواج‌های مبادله‌ای، خون‌بس و ناشی از اختلافات خانوادگی ممنوع شده است.

البته اینجا نیز باید توجه کرد که مطابق قانون پدر اجازه دارد حتی برای ازدواج دختر ۹ ساله‌اش تصمیم بگیرد ولی باید رأی موافق دادگاه را کسب کند. حال مشخص نیست این لایحه چگونه “سوءاستفاده از حق ولایت و قیمومیت” برای اجبار زن به ازدواج را ممنوع کرده است.

ماده مثبت دیگر این لایحه تسریع صدور مجوز برای موسساتی است که از زنان خشونت‌دیده حمایت می‌کنند. البته باید در عمل مشخص شود که این تسهیلات تا چه حد و در اختیار چه کسانی قرار می‌گیرد.

شاید یادمان نیاید، اما همین سال‌گذشته بود که برگزارکنندگان کارگاه‌های مقابله با خشونت خانگی دستگیر و بازجویی شدند.

در این لایحه برای صندوق حمایت از زنان خشونت‌دیده کارکرد مثبتی هم در نظر گرفته شده است. هزینه‌های درمان زنان خشونت‌دیده‌ای که توانایی مالی ندارند از محل این صندوق پرداخت خواهد شد.

مخالفان سرسخت لایحه

علیرغم تمامی قصوری که در این لایحه برای حمایت از زنان در برابر خشونت وجود دارد، افراد تندروی مذهبی آن را زیاده‌روی دانسته و با آن مخالف هستند.

شاید معروف‌ترین این مخالفان زهرا آیت‌اللهی، رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان در شورای عالی انقلاب فرهنگی بود که در سال ۱۳۹۶ در مخالفت با لایحه تهیه شده زیر نظر شهیندخت مولاوردی گفته بود: «به تعبیر خانم معاون رئیس‌جمهور (شهیندخت مولاوردی) چهاردیواری دیگر اختیاری نیست و باید چشمان و دستانی از قانون و قاضی مراقب باشد تا در خانواده کسی به زن نگوید بالای چشمت ابروست.»

خانم آیت‌اللهی همچنین گفته بود: «بهترین نوع حمایت از زنان، همان‌طور که اسلام هدایت کرده، آن است که حمایت از زنان را به مردان خانواده بسپاریم.»

ذبیح‌الله خدائیان، معاون حقوقی وقت قوه قضائیه نیز در شهریور سال ۹۶ گفته بود که این لایحه “صرفاً از بعد جنسیتی تدوین شده” و “حتی برای کوچک‌ترین تنش میان زوجین حبس مقرر کرده است”.

ظاهرا اعتراض‌های زهرا آیت‌اللهی و هم‌فکرانش نتیجه داد و لایحه تغییرات بسیاری کرد و حتی نام آن عوض شد. شهیندخت مولاوردی همان زمان گفته بود که یکی از دلایل مخالفت قوه قضاییه با آن لایحه این بوده که “جرم‌انگاری” در آن زیاد بوده است.

بدین ترتیب لایحه‌ای که در دولت روحانی و زیر نظر مولاوردی تهیه شده بود، تغییر کرد و زیر نظر معصومه ابتکار معاون امور زنان در دولت دوم روحانی به مجلس رفت. اما این لایحه نیز از انتقاد در امان نماند.

رویکردی “لیبرالی و غیربومی”

محمدرضا زیبایی‌نژاد، رئیس پژوهشکده زن و خانواده در یک نشست خبری با موضوع “بررسی لایحه حفظ کرامت و حمایت از زنان در برابر خشونت” که اسفندماه سال گذشته در پژوهشکده زن و خانواده برگزار شد، رویکرد به خشونت علیه زنان را “رویکردی لیبرالی” و “غیربومی” دانست. او گفت: «اگر زن را آماده کنیم که اقتدار مرد را بپذیرد، خشونت علیه زنان پیش نمی‌آید.»

زیبایی‌نژاد در این نشست گفت: «وقتی متنی برای خشونت علیه زنان آماده می‌شود باید این لحاظ شود که خشونت‌ها چقدر مهم هستند؟ یا خشونت علیه زنان چه میزان مهم است؟ اگر به گونه‌ای بود که نمی‌توانیم بی‌تفاوت باشیم سپس در مورد قانون آن به نتیجه برسیم.»

در حقیقت از نظر این استاد حوزه علمیه، هر خشونتی مهم نیست و باید ابتدا میزان اهمیت آن تعیین شود و بعد برای آن مجازات درنظر گرفته شود.

رئیس پژوهشکده زن و خانواده در ادامه گفت: «باید خشونت در عرف مشخص شود. برخی مسائل ممکن است بنا به تعریف عام خشونت به حساب بیاید و خشونت عرفی یعنی اینکه در لحظه‌ای که فعل انجام می‌شود و طرف مقابل احساس آزردگی می‌کند این خشونت است اما اگر آن لحظه این احساس را نداشته و بعدا دچار ناراحتی شود، مصداق خشونت نیست.»

زیبایی‌نژاد به تعریفی که از خشونت در این لایحه شده انتقاد کرده است. بر اساس این تعریف “هر رفتاری که باعث محدودیت شخص از حقوق قانونی او شود، خشونت است”. او در انتقادش گفته است: «به عنوان مثال دختر از لحاظ قانونی می‌تواند نصفه شب در خیابان قدم بزند و پدر مانع او می‌شود، آیا این پدر اعمال خشونت نسبت به دخترش داشته است؟»

به گفته رییس پژوهشکده زن و خانواده، در لایحه دولت به این موضوع توجه نشده است که: «آیا زن در خشونت‌دیدگی خودش می‌تواند مقصر باشد یا خیر یا عاملش صرفا بدخلقی مرد است».

این استاد حوزه علمیه احتمالا فراموش کرده در تایید سخنانش به مورد رومینا اشرفی اشاره کند که پدرش “از سر خیرخواهی” و برای اینکه او با یک مرد غریبه همراه شده بود، سرش را برید.

ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضاییه وقت نیز تیرماه سال جاری در نشستی برای هم‌اندیشی درباره حقوق زنان در ایران، ضمن اشاره به این لایحه گفت: «گرچه یک نظام حقوقی از این مؤلفه‌های مهم [مربوط به خانواده] صیانت می‌کند اما اگر به این ارکان آسیبی وارد شد، راه اولیه رفع آسیب لزوماً مراجعه به دادگاه نیست.» او در ادامه افزود: «با حکمیت، داوری و ریش‌سفیدی، اختلافات یک زوج برطرف می‌شود و سال‌ها در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند.»

“حکمیت، داوری و ریش‌سفیدی” به جای قانون‌مداری و ایجاد موانع قانونی در مقابل اعمال خشونت، نسخه دیگری از توصیه‌هایی از این دست است که “کتک زدن، حسادت و کنترل از عشق ناشی می‌شود” و زنان بهتر است “به جای عمل کردن به توصیه‌های لیبرالی فکر سقف بالای سرشان باشد” حتی اگر این سقف به قیمت جانشان تمام شود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47375

٢٥ نوامبر؛ ٦٨ مورد سرکوب ‌و خشونت حکومتی علیه زنان در کردستان

کوردپا

مرکز آمار سازمان حقوق بشری کُردپا به مناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، در یک گزارش تحلیلی _آماری، به ارائه آمار خشونت و سرکوب حکومتی از ٢٥ نوامبر ٢٠٢٠ تا ٢٥ نوامبر ٢٠٢١ در کردستان ایران پرداخته است.

در این گزارش به ٦٨ مورد نقض حقوق زنان کُرد و سرکوب حکومتی پرداخته شده است، از جمله؛

بازداشت؛ ٢٩ مورد
محکومیت به زندان؛ ٦ مورد
احضار به اداره اطلاعات؛ ٥ مورد
وضعیت زندانیان سیاسی زن؛ ١٣ مورد
زندانیان سیاسی در زندان؛ ٩ مورد
اعدام؛ ١ مورد
زخمی‌شدن براثر انفجار مین؛ ٣ مورد
مرگ بر اثر سهل‌انگاری پزشکی؛ ٢ مورد
این گزارش با استناد به آمار به ثبت رسیده توسط “کُردپا” منتشر می‌گردد.

با توجه به نبود هیچ آماری دقیقی از وضعیت زنان در ایران و علی‌الخصوص وجود فضای امنیتی در کردستان ایران این آمار بسیار بالاتر از این می‌باشد و این گزارش تنها به مجموع مواردی از نقض حقوق زنان کُرد اشاره دارد که در رسانه‌های معتبر رسانه‌ای شده‌ و کُردپا قادر به تایید آنها بوده است.

بازنمود موارد نقض حقوق حکومتی علیه زنان کُرد

بازداشت: ٢٩ مورد

در این مدت ٢٨ زن در کردستان ایران بازداشت شده‌اند. (لیست اسامی)
همچنین ١ زن کُرد که پیشتر به حبس محکوم شده بودند جهت سپری کردن دوران محکومیت بازداشت و به زندان منتقل شدند.( فرانک جمشیدی)
١٠ تن از بازداشت‌شدگان در موج بازداشت دیماه ٩٩ بازداشت شدند. ( دریا طالبانی، اسرین محمدی، عظمیه ناصری، نازنین اتابکی، نسرین یزدانی‌پور، فریبا احمدی، روژین محمدپور، ویان محمدی، رویا جلالی، آرزو مصطفایی)
از این تعداد، گلاله مرادی، سعدا خدیرزاده و خدیجه مهدی‌پور تاکنون در بازداشت موقت هستند که سعدا باردار نیز می‌باشد.
بازداشت‌شدگان موقت در ایران و کردستان بعد از بازداشت به بازداشتگاه‌های امنیتی سپاه در مرکز استان‌ها جهت بازجویی بدون حق دسترسی به وکیل و ملاقات منتقل می‌شوند و در بیشتر مواقع یک ماه و گاها چند ماه مورد بازجویی قرار می‌گیرند.

برحسب قوانین بین‌المللی و حقوق بشری، بازداشت‌شدگان باید ظرف ٢٤ ساعت به تمامی حقوق خود از جمله حق تفهیم اتهام، دسترسی به وکیل و ملاقات بهره‌مندو بعد از آن آزاد شوند که البته در ایران هیچ‌کدام از این موارد رعایت نمی‌شود، به همین دلیل این ابزار سرکوب در زمره “ناپدیدسازی قهری” قرار می‌گیرد که جمهوری اسلامی از بازداشت بعنوان یکی از ابزار سرکوب و خفقان در جامعه استفاده می‌کند.

همچنین تمامی موارد بازداشت در ایران به‌دلیل وجود عقیده سیاسی و مخالف حکومت در زمره بازداشت‌های ضدحقوق بشری و فراقانونی قرار می‌گیرد، به ‌همین است که بازداشت‌ها بدون حکم قضایی صورت می‌گیرد و بازداشت‌شدگان بعد از بازداشت بدون داشتن هیچ حقوق با “پرونده‌سازهای امنیتی” روبرو می‌شوند.

اتهام ١٠ تن از این زنان که مشخص می‌باشد، به شرح زیر است:

٣ تن به اتهام همکاری با احزاب کُردی
١ تن به اتهام شرکت در تجمعات اعتراضی
٤ تن له اتهام آوازخوانی
١ تن همکاری با رسانه‌های خارج از ایران
عدم همکاری با نهادهای امنیتی درخصوص تشکیل پرونده برای پدرش (ناهید کمانگر)
اتهام دیگر زنان بطور دقیق مشخص نشده، اما باتوجه به اینکه توسط نهادهای امنیتی بازداشت شده‌اند، با رویکرد امنیتی بوده است.

حوزه فعالیت زنان بازداشت شده:
بیشتر این زنان از جمله فعالین مدنی در کردستان بوده‌اند که در این گزارش به حوزه فعالیت افرادی که مشخص است، اشاره می‌شود:
٥ فعال مدنی و فرهنگی
١دانشجو
١ فعال کارگری
٣ فعال محیط زیست
١ خانواده زندانی سیاسی
٤ هنرمند(خواننده و نوازنده)
نقش مستقیم و عاملی نهادهای حکومتی در بازداشت زنان در کُردستان ایران:

تمام ٢٧ تن از این زنان از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شدند.
سرنوشت ٢٢ تن از این زنان و مکان ١٤ تن بعد از بازداشت نامعلوم بوده است.
منزل ٨ تن از این زنان مورد یورش و تفتیش قرار گرفته است.
همچنین وسایل شخصی ٢ تن از این زنان به هنگام بازداشت مورد توقیف قرار گرفته است.
ضرب و شتم و خشونت به هنگام بازداشت ٢ مورد
محکومیت به زندان: ٦ مورد

در این مدت ٦ زن کرد ازجمله چند فعال محیط زیست و مدنی به ١٨سال و ٨ ماه و ١ روز زندان تعزیری و ٣ سال زندانی تعلیقی محکوم شدند.

٢٣ دیماه ٩٩، فریده ویسی، فعال مدنی سنندج، به اتهام “شرکت در اعتراضات و نه به اعدام” به ١سال زندان تعلیقی به مدت ٣ سال محکوم شد.
٤ بهمن‌ماه ٩٩، فرانک جمشیدی، فعال محیط زیست اهل سنندج، به اتهام ” عضویت در یکی از احزاب کُردی” به ١ سال زندان محکوم شد.
٢ تیرماه ١٤٠٠، سنوور طارما، زندانی سیاسی کُرد اهل کردستان ترکیه، به اتهام “عضویت در یکی از احزاب کُردی” به ١٠ سال و ١ روز زندان محکوم شد.
١٣ مرداد ١٤٠٠، سمیه کارگر اهل ایلام و ساکن تهران، به اتهام “مشارکت در اداره گروه غیرقانونی و فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ٦سال و ٨ماه زندان محکوم شد.
٣ آبان ١٤٠٠، رویا جلالی، فعال محیط زیست سنندج، به اتهام “عضویت در یکی از احزاب کُردی” به ٢ سال زندان تعلیقی محکوم شد.
١٥ آبان ١٤٠٠، فاطمه کریمی، اهل ایلام، به اتهام “عضویت در جمعیت‌های معارض کشور” به ١سال زندان تعلیقی محکوم شد.
احضار به اداره اطلاعات؛ ٥ مورد

٢ تیرماه ١٤٠٠، شلیر قادرنژاد و مهتاب قادرنژاد، اهل نلیوان اشنویه، به اتهام “همکاری با یکی از احزاب کُردی” به اداره اطلاعات اشنویه احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.
همچنین ٢٧ دی‌ماه ٩٩، ٣عضو گروه “بانوان گلاریس” به نام‌های ملیحه مرادی، سمیرا فرحناکی، الهام یزدانی‌پور، به اتهام “تکخوانی و ساخت کلیپ” به پلیس امنیت کرمانشاه احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.
وضعیت زنان زندانی سیاسی کُرد در زندان‌های ایران: ١٣ مورد

اعتضاب غذای زندانیان سیاسی زن کُرد در زندان: ٤ مورد

در این مدت ٤ زندانی سیاسی کُرد (مژگان کاوسی، سکینه پروانه، ویان محمدی و سهیلا حجاب) در اعتراض به فشار نهادهای امنیتی، برخورد سلیقه‌ای، عدم اعطای مرخصی، پرونده‌سازی و تمدید قرار بازداشت اعتصاب غذا کردند.

انتقال اجباری زنان زندانی سیاسی کُرد: ٢ مورد

در این مدت مژگان کاوسی و سکینه پروانه با انتقالات اجباری در زندان‌ها مواجه بوده‌اند.
ممانعت از مرخصی زنان زندانی سیاسی کُرد: ١مورد

در این مدت با درخواست مرخصی زندانی سیاسی مژگان کاوسی مخالفت شد.
ممانعت از ملاقات زنان زندانی سیاسی کُرد: ٣ مورد

٣ زندانی سیاسی سهیلا حجاب، زینب جلالیان و سکینه پروانه با ضوابط ممنوعیت از ملاقات روبه‌رو شدند.
وضعیت وخیم زنان زندانی سیاسی کُرد: ٣ مورد

در این مدت ٣ زندانی سیاسی با نام‌های زینب جلالیان، مژگان کاوسی و سمیه کارگر، در زندان به‌دلیل بیماری با وضعیت وخیم جسمی و عدم رسیدگی مناسی بهداشتی روبرو شدند.
شمار زندانیان سیاسی زن کُرد در زندان‌های ایران: ٩ نفر

زندانیان سیاسی که در حال سپری کردن دوران محکومیت هستند؛ ٥نفر

زینب جلالیان؛ زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد در زندان یزد
سکینه پروانه؛ زندانی سیاسی محکوم به ٥سال زندان و ٢سال ممنوعیت از عضویت در احزاب کردی در زندان مشهد
مژگان کاوسی؛ زندانی سیاسی محکوم به ٧٦ماه و ١٥ روز زندان در زندان اوین
سهیلا حجاب؛ زندانی سیاسی محکوم به ١٨ سال زندان در زندان قرچک ورامین
سنوور طارما؛ زندانی سیاسی محکوم به ١٠سال و ١ روز زندان در زندان ارومیه
بازداشت‌شدگان که بعد از بازداشت همچنان در زندان هستند؛ ٤ نفر

شهناز صادقی‌فر
سعدا خدیرزاده
خدیجه مهدی‌پور
گلاله مرادی
اجرا حکم اعدام:

در مورخه ٧ دیماه ١٣٩٩، زینب خدامرادی، ٤٣ ساله و اهل قروه از توابع سنندج، در زندان سنندج به اتهام قتل عمد” اعدام شد.
زخمی‌شدن بر اثر انفجار مین: ٣ مورد

در ماه‌های فرودین و آبان ١٤٠٠ مجموع ٣ زن در کرمانشاه و ایلام بر اثر انفجار مین زخمی شدند. ( ٢ زن عشایر در کرمانشاه و ١ زن در ایلام).
مرگ زنان براثر سهل انگاری پزشکی: ٢ مورد

٢٧ فروردین ١٤٠٠، یک کودک سنندجی، بانام شنیان رحیمی به‌دلیل “تشخیص نادرست بیماری و تزریق آمپول اشتباه” جان باخت.
١٢ اردیبهشت ١٤٠٠، یک زن باردار اهل زیران جوانرود به نام “شیدا عبدی”، براثر خونریزی ناشی از خطای پزشکی جان باخت.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47373

“جهان را نارنجی کنیم، خشونت علیه زنان را هم اکنون متوقف کنیم”

صدای مردم
دبیر کمیته زنان و صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران معتقد است که شعار امسال روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان این پیام را به کشورها می‌دهد که با توجه به خشونت‌هایی اعم از خشونت خانگی، از دست دادن شغل، افزایش وظایف و مسئولیت‌ها و… که در ایام پاندمی کووید ۱۹ علیه زنان اعمال شد باید هرچه سریع‌تر سیاست ها و راهکارهایی را برای محافظت از زنان اعمال کنند.

افزایش ۸۶ درصدی معاینات همسرآزاری روانی/”دَمِ تازه” فرهنگ مردسالارانه در پاندمی کووید ۱۹

مطابق با آمار منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران، طی چهار سال اخیر همواره بالغ بر ۹۴ درصد معاینات مربوط به مدعیان «همسرآزاری جسمی» پزشکی قانونی معطوف به زنان بوده و از سوی دیگر در رابطه با مدعیان همسرآزاری روانی نیز این آمار در همین بازه زمانی یعنی طی چهار سال اخیر، بین ۵۵ تا ۹۰ درصد برای زنان در نوسان بوده و حتی در مقاطعی نظیر سال گذشته به ۹۴ درصد نیز رسیده است.

به گزارش ایسنا، آمار منتشر شده از سوی مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که حدود ۹۶ درصد از مجموع ۸۰ هزار و ۱۸۷ مورد معاینه مربوط به مدعیان «همسر آزاری جسمی» پزشکی قانونی در سال گذشته (۹۹) معطوف به زنان بوده است.

از سوی دیگر طی سال گذشته از مجموع ۱۸۲ مورد معاینه مربوط به مدعیان «همسرآزاری روانی» پزشکی قانونی تنها ۱۰ مورد معاینه مربوط به مردان بوده و د رواقع سهم زنان از این معاینات در سال گذشته ۹۴ درصد بوده است.

آمارهای بهار ۱۴۰۰ و معاینه ۲۰ هزار و ۷۳۵ مدعی همسرآزاری 

رشد ۷ درصدی معاینات همسرآزاری جسمی و ۸۶ درصدی معاینات همسرآزاری روانی 

مطابق با آمار مذکور، در بهار سال جاری نیز مجموعا ۲۰ هزار و ۷۳۵ مورد معاینه مدعیان همسر آزاری جسمی در پزشکی قانونی انجام شده است که از این تعداد ۶۹۹ مورد برای مردان و ۲۰ هزار و ۳۶ مورد برای زنان بوده است.

همچنین از میان ۵۶ مورد معاینه مدعیان همسرآزاری روانی در بهار ۱۴۰۰ نیز ۱۴ مورد برای مردان و ۴۲ مورد برای زنان انجام شده است.

در واقع معاینات مربوط به مدعیان همسرآزاری جسمی در بهار امسال به نسبت بهار سال گذشته با رشد هفت درصدی و معاینات مربوط به مدعیان همسرآزاری روانی نیز در همین بازه زمانی و در قیاس با بهار ۹۹ با رشد ۸۶ درصدی مواجه بوده است.

زنان صدرنشین این معاینات

همچنین در بهار امسال ۹۶ درصد از معاینات مدعیان همسر آزاری جسمی و ۷۵ درصد از معاینات مدعیان همسر آزاری روانی معطوف به زنان می‌شود.

روند افزایشی معاینات مدعیان همسرآزاری روانی 

موارد معاینه مربوط به زنان مدعی همسرآزاری جسمانی نشان می‌دهد که اگرچه طی سالهای ۹۶ تا ۹۸ روندی افزایشی داشته اما این آمار در سال ۹۹ با کاهش پنج درصدی در قیاس با سال قبل خود مواجه بوده است. در مقابل نیز آمار مربوط به معاینات زنان مدعی همسرآزاری روانی گرچه در سال ۹۷ با کاهشی نسبت به سال پیش خود مواجه شد اما طی دو سال اخیر روند افزایشی داشته است.

از سوی دیگر آمار سالهای ۹۶ تا ۹۹ نیز نشان می‌دهد همواره سهم موارد معاینه مدعیان همسرآزاری روانی و جسمانی زنان بیشتر از مردان بوده است.

اگرچه به گفته کارشناسان، مواجه شدن با انگ اجتماعی و سایر تحقیرهای مربوط به مردانگی می‌تواند از جمله دلایلی باشد که مردان علیرغم تجربه خشونت خانگی در برابر آن سکوت کرده و آن را به جایی گزارش ندهند، اما باز هم نمی‌توان خشونتی را که در قالب‌های گوناگون با ایجاد سقف‌های شیشه‌ای در امور اجتماعی و اقتصادی و غیره زنان سعی در محدود کردن آنها دارد و بعضا طی یک سال و نیم اخیر با پاندمی کووید ۱۹ نیز بیشتر شده را نادیده گرفت.

صحبت از منع خشونت علیه زنان به معنای تایید یا نادیده گرفتن خشونت عیله مردان نیست

دکتر ندا حاجی وثوق، فعال حوزه زنان و دبیر کمیته زنان و صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران همزمان با روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان با بیان اینکه صحبت از منع خشونت علیه زنان به منظور تایید یا نادیده گرفتن خشونت عیله مردان نیست، به ایسنا گفت: خشونت رتبه های مختلفی دارد و خشونت عیله زنان به مراتب بیشتر و بارز تر است. در واقع دامنه‌ و شعاع  خشونت علیه زنان همه افراد جامعه را درگیر می‌کند چراکه زنان به واسطه مسئولیت‌هایشان نقش  پرورش دهندگی دارند و خشونتی که دامن گیر زنان شود قطعا دامن گیر تمام افراد جامعه نیز خواهد شد.

حاجی وثوق با تایید این موضوع که بعضا سیستم آموزشی و نظام فرهنگی ما نوعی خشونت را به پسران و مردان تحمیل می‌کند، ادامه داد: قبول دارم در برخی موارد نوعی خشونت پدرسالارانه به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه دامن گیر پسران و مردان ما نیز می‌شود اما به واقع آنجا که قانون  تفسیر مردسالارانه پیدا می‌کند، برخی از مشاغل خاص مردان می‌شود، سقف شیشه‌ای جامعه رشد اجتماعی و اقتصادی زنان را محدود می‌کند، نظام  فرهنگی ما بار مسئولیت‌های مضاعف را بر دوش زنان می‌اندازد و آمار نیز این موارد را تاییدمی‌کند، نمی‌توان گفت که آمار خشونت عیله زنان برابر با خشونت علیه مردان است.

پاندمی کرونا و افزایش نابرابری های جنسیتی در جهان

وی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه شعار امسال روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان  “جهان را نارنجی کنیم، خشونت علیه زنان را هم اکنون متوقف کنیم” است، افزود: بر اساس گزارش UN Women (نهاد سازمان ملل متحد برای برابری جنسیتی و قدرت بخشیدن به زنان) پاندمی کووید ۱۹ بار سنگینی را به زنان تحمیل کرده و در این ایام نابرابری های جنسیتی در جهان رو به افزایش رفته است. به طوری که بر اساس این گزارش در ایام پاندمی کووید ۱۹ در ۱۳ کشور بررسی شده، نزدیک به یک زن از سه زن  محدودیت ‌های بیشتری را نسبت به گذشته تجربه کرده است. در واقع به نظر می‌رسد این نام گذاری برای سوق دادن توجه بیش از پیش کشورهای دنیا به کارزار« ۱۶ روز نارنجی» است.

به گفته این فعال حوزه زنان، هر ساله بازه ۱۶ روزه‌ای از  ۲۵ نوامبر تا ۱۰ دسامبر که روز جهانی حقوق بشر است، به نام «۱۶ روز نارنجی» در نظر گرفته می‌شود تا کشورها بتوانند برنامه‌های استراتژیک خود را در حوزه منع خشونت عیله زنان و بهتر کردن زندگی زنان پیگیری کنند، چراکه خشونت عیله زنان و دختران از رایج‌ترین موارد نقض حقوق بشر در جهان و از اهمیت ویژه‌ای برای نهادهای بین المللی برخوردار است.

دبیر کمیته زنان و صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران معتقد است که شعار امسال روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان این پیام را به کشورها می‌دهد که با توجه به خشونت‌هایی اعم از خشونت خانگی، از دست دادن شغل، افزایش وظایف و مسئولیت‌ها و… که در ایام پاندمی کووید ۱۹ علیه زنان اعمال شد باید هرچه سریع‌تر سیاست ها و راهکارهایی را برای محافظت از زنان اعمال کنند.

درنگ در مبارزه با خشونت علیه زنان جایز نیست

وی همچنین تصریح کرد که در واقع اینکه در شعار امسال گفته می‌شود «خشونت علیه زنان را هم اکنون متوقف کنیم» یعنی درنگ در این زمینه جایز نیست و هر چه سریع‌تر باید در این راستا اقداماتی انجام شود.

این فعال حوزه زنان معتقد است که فلسفه این نام گذاری‌ها به نوعی یادآور تاریخ و مسیری است که انسانها برای منع خشونت علیه زنان پیموده‌اند و از این جهت برای تلاش بیشتر در راستای منع خشونت علیه زنان موثر است.

به گفته این مدرس دانشگاه، طبق آمار رسمی ارائه شده از سوی سازمان ملل، ۳۵ درصد از زنان جهان در طول عمر خود تحت خشونت قرار گرفته و بر اساس آمار  سازمان بهداشت جهانی نیز در هر ۱۸ ثانیه یک زن مورد آزار قرار می‌گیرد و از این رو به نظر می‌رسد همچنان باید در جهت مقابله با خشونت علیه زنان تلاش کرد چراکه اگرچه سطح فهم و درک  مردمان جهان نسبت به مذموم دانستن خشونت علیه زنان ارتقا پیدا کرده است اما  هنوز این فهم و درک به سر حد کمال نرسیده است و همچنان بشر باید راه طولانی طی کند تا به نهایت انسانیت خود برسد.

حاجی وثوق با بیان اینکه خشونت علیه زنان به این معنا است که آن خشونت اعمال شده ریشه در نابرابری ‌های جنسیتی داشته باشد، خاطر نشان کرد: این نابرابری‌ها در ساختار قدرت، فرهنگ، اجتماع و  قانون زنان و دختران را در معرض انواع خشونت قرار می‌دهد که نتیجه آن آسیب‌های فیزیکی، جنسی، روحی  و جسمی به زنان و دختران است. باید توجه داشته باشیم که مصادیق خشونت علیه زنان در جوامع مختلف متفاوت است و کشورهای مختلف به تناسب توسعه یافتگی خود اشکال مختلفی از این خشونت را تجربه می‌کنند.

زنان اولین آسیب دیدگان تلاطم مشاغل در پاندمی کرونا

این مدرس دانشگاه پاندمی کووید ۱۹ را در افزایش آمار خشونت خانگی موثر دانست و یادآور شد: با شروع پاندمی و آغاز محدودیت‌ها بسیاری از مشاغل متلاطم شدند و زنان اولین گروهی بودند که از این امر آسیب دیدند چراکه طبق آمارها، سهم زنان از بیکار شدن و یا پاره وقت شدن بیشتر از مردان است و در این شرایط زیست اقتصادی و اجتماعی زنان محدود شده و در اثر یک ارتباط تعاملی نانوشته میان جامعه، دولت و خانواده ابعاد پدرسالارانه فرهنگ دوباره بازتولید می‌شود چراکه اینگونه وابستگی مالی زن و کنترل زیست مادی او از سوی مردان زندگی‌اش گاها منجر به  خشونت اقتصادی و ضعف اعتماد به نفس او شده که خود مشکلات روحی و روانی را برای زن به ارمغان می‌آورد.

وی همچنین این را هم گفت که شرایط  قرنطینه و افزایش بار مسئولیت زنان در خانواده علاوه بر مشکلات جسمی و روحی و آسیب پذیر شدن  زنان، باعث افزایش درگیری‌های لفظی و فیزیکی میان زنان و مردان نیز شده است.

دَمِ تازه فرهنگ مردسالارانه در پاندمی کووید ۱۹

حاجی وثوق بررسی خشونت علیه زنان در دوران پاندمی کووید ۱۹ را تک علتی ندانست و تصریح کرد: از بقایای فرهنگ پدرسالارانه که در ایام پاندمی کووید ۱۹ دَمی تازه گرفت تا اقتصادهای شکست خورده که زنان اولین قربانیان آن بودند و نظام آموزشی که بخش اعظم مسئولیت خود را بر دوش مادران گذاشت و حتی  وظایف مراقبتی زیاد زنان همه و همه زنجیره‌وار به یک خروجی واحد  یعنی افزیش خشونت خانگی علیه زنان منجر شد.

این فعال حوزه زنان، ادامه داد: هم‌چنان آمار خشونت علیه زنان در سراسر جهان بالا است و این بیانگر آن است که نباید هنوز دست از تلاش برداشت و از جمله این تلاشها نام گذاری چینن روزهایی و در کنار آن انجام فعالیت برای وا داشتن اعضا جامعه به تفکر در خصوص منع خشونت علیه زنان است.

دبیر کمیته زنان و صلح انجمن علمی مطالعات صلح ایران در بخش دیگر سخنان خود درباره وضعیت ایران در خصوص برابری جنسیتی و منع خشونت علیه زنان گفت: می‌توان ادعا کرد که ما جزء ۱۰ کشور خطرناک برای زیست زنان نیستیم اما شکاف عمیقی با کشورهای حوزه اسکاندیناوی داریم که برای پر کردن این شکاف باید برنامه‌ه های بلند مدتی داشته باشیم. از سوی دیگر برای رفع این شرایط باید تمام اجزا جامعه به طور یکپارچه تابع یک برنامه جامع و هماهنگ باشند تا در دراز مدت بتوان به نتیجه قابل قبول و مطلوبی رسید.

حاجی وثوق همچنین معتقد است که رفع خشونت علیه زنان در ایران نیازمند ملزوماتی است که  برآوردن آنها محل مناقشه است و نیاز به تلاش و پشتکار دغدغه مندان این حوزه و افزایش آگاهی دارد.

وی با بیان اینکه به نظر می‌رسد اصلاح ساختار حقوقی و افزایش مجازات عاملان خشونت علیه زنان و تقویت ضمانت اجرای این مجازات‌ها همراه با تفسیر واقع بینانه از ادبیات دینی در بازه زمانی، می‌تواند منجر به اصلاح  فرهنگ جامعه ‌در زمینه مقابله با خشونت علیه زنان شود، افزود: در کنار این اصلاحات بی شک توانمند سازی و شبکه سازی زنان نیز بسیار مهم است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47371

قتل فاطمه‌سادات طباطبایی در بم؛ همسرش به‌عنوان متهم اصلی پرونده بازداشت شد

۲ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر در ادامه زن‌کشی در ایران، «فاطمه‌سادات طباطبایی»، زن جوان ساکن شهرستان بم، به قتل رسیده و همسرش به‌عنوان متهم اصلی پ...