۱۴۰۱-۰۸-۱۷

بی‌خبری از مارال دارآفرین، خبرنگار اهل گیلان

IRANWIRE

بی‌خبری از مارال دارآفرین، خبرنگار اهل گیلان

«پویان خوشحال» خبرنگار، با انتشار ویدیویی در حساب کاربری خود از ربوده شدن «مارال دارآفرین» یکی از خبرنگاران ساکن لاهیجان خبر داده و نوشته است که این ویدیو پیش از ناپدید شدن او ضبط شده است.مارال دارآفرین خبرنگاری که با رسانه‌های گیلان همکاری می‌کرده است، روز ۱۰آبان ویدیویی ضبط کرده و در آن از احتمال بازداشت خود به دست نیروهای امنیتی صحبت کرده است.

ویدئویی به دستم رسیده از #مارال_دارآفرین ، خبرنگار در #لاهیجان که پیش از ناپدید شدن، از احتمال بازداشتش می‌گوید.#خبرنگاری_جرم_نیست pic.twitter.com/aXxKA6DZal

— Pouyan Khoshhal (@pkhwshhal) November 6, 2022
در این ویدیو او اظهار می‌کند که صبح روز ۱۰آبان از شماره‌ای خصوصی و ناشناس با او تماس گرفته شده است. به گفته خانم دارآفرین در پی عدم پاسخگویی او به تلفن همراه، دو مامور لباس شخصی به منزل ایشان مراجعه کرده و به‌صورت پیوسته زنگ در خانه را زده‌اند، اما اعضای خانه در را به روی آن‌ها باز نکرده‌اند.

براساس آنچه خانم دارآفرین در این ویدیو شرح داده است، شماره‌های ناشناس دو مرتبه با تلفن همراه مادر ایشان که بیمار هستند نیز تماس گرفته‌اند.

مارال دارآفرین همچنین تایید می‌کند که ماموران لباس شخصی با نگاه کردن به داخل منزل، شماره پلاک ماشین پدر او را برداشته و به بهانه اعلام سرقت اتومبیل، با تلفن همراه پدر او نیز تماس گرفته‌اند.

در حال حاضر از این خبرنگار گیلانی اطلاعاتی در دست نیست و با توجه به آنچه در این ویدیو شرح داده شده، احتمال بازداشت او می‌رود.

۱۴۰۱-۰۸-۱۶

اعتراضات سراسری؛ بازداشت دو شهروند از جمله یک دانشجو در تهران و مریوان

هرانا

 

طی روزهای اخیر و امروز یکشنبه ۱۵ آبان ماه، دوشهروند از جمله یک دانشجو در جریان اعتراضات سراسری توسط نیروهای امنیتی در شهرهای مریوان و تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند.به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از شورای صنفی دانشجویان کشور، امروز یکشنبه ۱۵ آبان ماه ۱۴۰۱، یک دانشجو در تهران بازداشت شد.

براساس این گزارش، سروناز احمدی، دانش‌ آموخته کارشناسی ارشد مددکاری دانشگاه علوم بهزیستی صبح امروز توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شد.

از سوی دیگر کردپا، خبر از بازداشت یک شهروند توسط نیروهای امنیتی در مریوان را داد.

هویت این شهروند، مرضیه حسینی، اهل مریوان عنوان شده است.

تا لحظه تنظیم این گزارش، از محل نگهداری و اتهامات مطروحه علیه این شهروندان اطلاعی در دست نیست.

مشهد؛ بازداشت فردی که زن جوانی را پس از قتل سلاخی و در سطل زباله انداخته بود

هرانا

 

فردی که زن جوانی را در مشهد پس از قتل سلاخی کرده و جسد وی را درون سطل زباله رها کرده بود، شناسایی و با صدور قرار قانونی بازداشت شد.به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از همشهری آنلاین، متهم به قتل زن جوانی که پس از قتل وی را سلاخی و درون سطل زباله انداخته بود بازداشت شد.

بر اساس این گزارش، روز سه شنبه ۱۰ آبان، جسد زنی که مثله شده و در حدود ۱۰ پلاستیک مشکی درون گاری زباله شهرداری رها شده بود، کشف شد. در همین حال یک دستگاه تلفن به همراه کارت بانکی درون گاری زباله پیدا شده و سرنخ‌ هایی را برای شناسایی هویت زن جوان به دست کارآگاهان داد.

ردیابی‌های اطلاعاتی بیانگر آن بود که زن جوان «صبا» نام دارد و آخرین بار از یک فروشگاه در منطقه احمدآباد خرید کرده است. سوابق وی در بانک‌های اطلاعاتی نیز حکایت از آن داشت که او بارها به کشورهای حوزه خلیج فارس، ترکیه و به ویژه دبی مسافرت کرده است و احتمال دارد ماجرای قتل به مسافرت‌های خارجی وی مرتبط باشد.

بنابراین گروه کارآگاهان در چند شاخه اطلاعاتی – عملیاتی عازم فروشگاه مذکور در منطقه احمدآباد شدند. همچنین تابلوی آژانس هواپیمایی در آن نزدیکی، ذهن کارآگاهان را درگیر کرد. پس از آن گروه عملیاتی کارآگاهان به عنوان مسافر خارجی و اطلاع از چگونگی تهیه بلیت پرواز، وارد شرکت هواپیمایی شدند.

یکی از کارآگاهان با مدیر شرکت هواپیمایی گفتگو کرده و از او درباره مسافری به نام «صبا» پرسید. مدیر شرکت که مردی حدود ۴۲ ساله بود به کارآگاه گفت: “او چند روز قبل برای سفر به دبی به این جا آمد، اما نمی‌توانست به آن کشور سفر کند!”

سوالات از مدیر شرکت هواپیمایی ادامه یافت و مشخص شد که زن جوان در روز قبل از کشف جسد نیز به وی مراجعه کرده است. دقایقی بعد رئیس دایره قتل عمد آگاهی که سرپرستی گروه عملیاتی کارآگاهان را به عهده داشت با کد رمزهای پلیسی – قضایی، ماجرای مشکوک «وحید» (مدیر شرکت هواپیمایی) را به قاضی پرونده گزارش داد و دستورات خاصی را برای ادامه تحقیقات و دستگیری مظنون دریافت کرد.

«وحید» به جزئیات بیشتری از آشنایی خود با «صبا» اشاره کرد و گفت: “او از چند سال قبل مشتری شرکت ما بود، اما پنج سال قبل وقتی به یکی از کشورهای حوزه خلیج فارس سفر کرد در مدت قانونی به ایران بازنگشت و طبق قانون شرکت هواپیمایی ما جریمه هنگفتی را پرداخت کرد، اما زمانی که با او تماس گرفتیم مدعی شد به دلیل مسائل غیراخلاقی دستگیر و در آن کشور زندانی شده است. او بعد از گذشت چند سال از این ماجرا دوباره با دسته گل و جعبه شیرینی به این جا آمد تا از من دلجویی کند! من هم پذیرفتم و بعد از آن که آژانس را تعطیل کردم از من پرسید مسیر شما کجاست؟ به او گفتم من تا بولوار ابوطالب می‌روم! او سپس درخواست کرد تا با من همراه شود چرا که مقصد او نیز بولوار ابوطالب بود. من هم برای آن که ثابت کنم دیگر دلخوری از این مشتری ندارم، او را سوار کردم و در مقصد پیاده شد.”

متهم مدعی بود از وقتی که مسافر زن را از خودروی پراید پیاده کرده، دیگر اطلاعی از وی ندارد. به همین دلیل دقایقی بعد قاضی شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب دستورات ویژه دیگری را برای انجام تحقیقات صادر کرد.

از سوی دیگر زخم‌های در کف دست متهم بود که ذهن کاراگاهان را به خود درگیر کرده بود. وی همچنین در بازجویی ها گفت: “من در بولوار حر عاملی خانه مجردی دارم که گاهی برای مصرف مواد مخدر به آن جا می‌روم!”.

کاراگاهان به همراه متهم وارد واحد مسکونی شدند و در آنجا لکه های از خون داخل اتاق قابل مشاهده بود. از سوی دیگر کمان اره‌ آهن بری در محل کشف شد که تیغه آن جدا شده بود.

متهم سپس مدعی شد: “روز حادثه با من همراه شد و به این خانه مجردی آمدیم در این شرایط او تقاضای دیگری داشت و من هم به شدت مخالفت کردم، اما او تهدیدم کرد که به شرکت هواپیمایی می‌رود و آبروی مرا می‌برد! من هم که از این جمله او بسیار عصبانی شده بودم ناگهان تیغ موکت بری را برداشتم و در حالی که از پشت سر موهایش را گرفته بودم گلویش را بریدم.”

متهم افزود: “آن قدر با تیغ به گلو و سرش زدم که دیگر بی‌جان افتاد بعد هم مقداری مواد مصرف کردم و به طرف شرکت هواپیمایی رفتم که آن را تعطیل کنم! زمانی که به خانه بازگشتم نمی‌توانستم جسد را حمل کنم چون خیلی سنگین بود. به یک ابزارفروشی رفتم و با خرید تیغه اره به خانه برگشتم. کمان اره را در خانه داشتم فقط تیغه را روی آن نصب کردم و جسد او را تکه تکه کردم تا بتوانم اجزای آن را حمل کنم. قسمتی از گوشت‌ها و پوست او را با تیغه موکت بری جدا کردم و آنها را درون پلاستیک‌ها گذاشتم بعد هم آنها را شبانه با پراید به ابوطالب ۶۲ بردم و درون گاری زباله انداختم و به منزلم رفتم.”

پس از آن متهم وی با صدور قرار قانونی بازداشت شد و بررسی ها برای کشف زوایای پنهان این پرونده ادامه دارد.

همزمان با گشایش پرونده جدید؛ حکم ۴ سال و ۸ ماه حبس بهاره هدایت اجرا شد

هرانا

 

امیر رئیسیان، وکیل بهاره هدایت، زندانی سیاسی سابق، از اجرای حکم زندان و گشایش پرونده ای جدید برای موکلش در زندان اوین خبر داد. خانم هدایت در تاریخ ۱۱ مهرماه امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. بهاره هدایت پیشتر در خصوص اعتراضات دیماه ۹۸ توسط دادگاه انقلاب تهران به ۴ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از امتداد، امیر رئیسیان، وکیل بهاره هدایت، زندانی سیاسی سابق، از اجرای حکم موکلش در زندان اوین خبر داد.

آقای رئیسیان عنوان کرد: “بهاره هدایت از ۱۱ مهر تا ۴ آبان در بند ٢٠٩ اوین بازداشت بوده و چندین اتهام از جمله فعالیت تبلیغی علیه نظام، اجتماع و تبانی و همچنین ترویج فساد و فحشا به او تفهیم شده در حالی که مصداقی برای اتهامات اخیر علیه او وجود ندارد.”

وکیل خانم هدایت افزود: “در حالی که هنوز برای این پرونده جدید قضایی از بهاره هدایت دفاع آخر اخذ نشده و تکلیف آن روشن نیست، خانم هدایت را برای گذراندن حکم ۴ سال و ۸ ماه زندان در پرونده‌ی قبلی‌اش به بند زنان زندان اوین منتقل کرده‌اند”.

این وکیل دادگستری در خصوص نحوه بازداشت موکلش گفت: “ماموران با شکستن در وارد منزل شده و بدون اینکه حکم جلب به نام بهاره هدایت را ارائه دهند، او را بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند. موضوعی که خلاف نص صریح ماده ١٨١ ایین دادرسی کیفری است و موکلم به این موضوع اعتراض کرده است”.

آقای رئیسیان عنوان کرد: “موکلم خانم بهاره هدایت، ۱۱ مهرماه توسط ماموران امنیتی در منزل یکی از دوستانش بازداشت شد.

بهاره هدایت در تاریخ ۱۱ مهرماه توسط ماموران امنیتی در منزل یکی از دوستانش بازداشت و روز چهارشنبه ۴ آبان ماه از بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شد.

بهاره هدایت پیشتر در خصوص اعتراضات دیماه ۹۸ توسط دادگاه انقلاب تهران به ۴ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه از باب مجازات تکمیلی نیز وی را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌های سیاسی و اجتماعی و ۳ ماه ارائه خدمت در آسایشگاه سالمندان محکوم کرد. حکم صادره عینا در دادگاه تجدیدنظر تایید شد.

خانم هدایت پیشتر نیز به واسطه فعالیت های خود سابقه بازداشت و محکومیت دارد.

در نخستین ساعات روز چهارشنبه ۱۸ دی ماه ۹۸، پرواز شماره ۷۵۲ خطوط هوایی اوکراین با ۱۷۶ سرنشین، توسط پدافند هوایی سپاه پاسداران ساقط شد. صبح شنبه ۲۱ دی ماه، ستاد کل نیروهای مسلح با انتشار اطلاعیه‌ای ضمن تایید این واقعه مدعی شد که هدف گیری هواپیمای مسافربری غیرعمدی و ناشی از خطای عامل انسانی بوده است. این موضوع منجر به موجی از اعتراضات به خصوص در دانشگاه‌های مختلف کشور شد.

۱۴۰۱-۰۸-۱۵

کشته شدن یک دانشجوی کرد در تهران؛ نسرین قادری، یک ژینای دیگر

IRANWIRE

نسرین قادری دانشجوی اهل مریوان در بیمارستانی در تهران جان باخت. او در اعتراضات توسط ماموران مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود

روز یک‌شنبه ۱۵آبان ۱۴۰۱، پایگاه خبری «هه‌نگاو» در حساب کاربری خود نوشت: «امروز بازاریان شهر مریوان در اعتراض و محکوم کردن قتل حکومتی “نسرین قادری” دانشجوی کشته شده در جریان اعتراضات ضد حکومتی در تهران، در اعتصاب خواهند بود.»در هنگامه اعتراضات شهروندان در شهرهای مختلف ایران، برخی رسانه‌های کردستان از جان‌باختن یک دانشجوی اهل مریوان به نام «نسرین قادری» خبر دادند که گفته شده است در جریان اعتراضات روزهای قبل در تهران، با «ضربه‌های متعدد باتوم نیروهای امنیتی به سر» در کما بود.

کانال خبری «کولبر نیوز» اعلام کرده است ماموران امنیتی برای انتقال پیکر این دانشجوی جان‌باخته به محل سکونت خود در کردستان، و برگزاری مراسم سوگواری خانواده او مداخله کرده‌اند.

براساس این گزارش، ماموران امنیتی، خانواده نسرین قادری را تحت فشار قرار داده‌اند تا پیکر او بدون همراهی مردم به خاک سپرده شود.

به نظر می‌رسد رسانه‌های جمهوری اسلامی به سیاق تمامی هفت هفته گذشته، و از زمان کشته‌شدن «مهسا(ژینا) امینی»، این‌بار نیز در تلاش‌ هستند جان‌باختن نسرین قادری را یک «حادثه»، یا اتفاقی ناشی از هر علت دیگری جز سرکوب معترضان عنوان کنند، چرا که بلافاصله پس از انتشار گزارش سایت حقوق بشری «هه‌نگاو» در خصوص شیوه کشته شدن این دانشجوی اهل مریوان، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ادعا کرد مرگ این زن جوان به دلیل «بیماری زمینه‌ای» رخ داده و در زمانی که ارتباط‌‌ش با خانواده‌ قطع شده، در حال «گذراندن زندگی طبیعی خود» بوده است.

این در حالی است که براساس گزارش «هه‌نگاو» نسرین قادری، در جریان اعتراضات تهران با وارد آمدن ضربات متعدد باتوم نیروهای امنیتی به سرش، به کما رفته، و روز جمعه در یکی از بیمارستان‌های تهران جان‌باخته است.

فوری

نسرین قادری دانشجوی اهل مریوان، که چندی پیش در تهران با ضربات متعدد باتوم به سرش توسط نیروهای سرکوبگر حکومتی به کما رفته بود، در یکی از بیمارستان‌های تهران جانباخت.

گزارش تکمیلی توسط هه‌نگاو منتشر خواهد شد#مهسا_امینی#ژینا_امینی pic.twitter.com/xfFSmRifTE

— Hengaw Human Rights Organization (@HengawO) November 5, 2022
«هه‌نگاو» همچنین حضور شمار زیادی از نیروهای امنیتی را در شامگاه شنبه۱۴ آبان ۱۴۰۱، در منزل خانوادگی نسرین قادری تایید کرده و نوشته است که خانه را در محاصره خود در آورده بودند و به خانواده او برای دفن «شبانه بدون برگزاری مراسمی» فشار وارد کرده‌اند.

براساس روایت منابع محلی، نیروهای امنیتی حتی اجازه همراهی خانواده برای انتقال پیکر دخترشان از تهران به مریوان را نیز نداده‌اند.

#رشتو
خانواده قادری از دوستان نزدیک خانوادگی و همسایه ما هستند. مزدوران جمهوری اسلامی دختر این خانواده #نسرین_قادری را با ضربات باتون در اعتراضات تهران به قتل رسانده‌اند. نیروهای امنیتی امشب جنازه نسرین را در راه بازگشت به مریوان ربوده‌اند و پدرش کاک احمد (معروف به شاطر احمد)/۱ pic.twitter.com/p6Xj7Klv0k

— Soran Mansournia/سوران منصورنیا (@Soranmansournia) November 5, 2022
از جمله مقامات شهرستان مریوان که برای تحت فشار قرار دادن خانواده این دانشجوی جان‌باخته به منزل خانوادگی او رفته بودند می‌توان به امام جمعه مریوان، فرماندار مریوان، رییس اداره اطلاعات و فرمانده اطلاعات سپاه مریوان اشاره کرد، که گفته شده است به دلیل حضور آ‌ن‌ها، از نزدیکان و اقوام خواسته‌ شده خانه را ترک کنند.

این اتفاقات در حالی رخ داده که خبرگزاری «ایرنا» در روایت حکومتی این فاجعه به نقل از «یکی از نزدیکان نسرین قادری» نوشته است: «نسرین قادری که اهل مریوان است در فاز چهار شهرک اندیشه تهران سکونت داشته، و طی روزهای گذشته همچون بسیاری از مردم، زندگی عادی و روزمره خود را سپری کرده است، ولی ارتباطش با خانواده قطع شده بود.»

این گزارش در خصوص نحوه مطلع شدن خانواده نسرین قادری از مرگ او نوشته است: «روز جمعه داماد خانواده قادری به در منزلش مراجعه می‌کند و پس از اینکه بارها زنگ خانه را به صدا در می‌آورد و تماس‌های مکرری با نسرین قادری برقرار می‌کند، اما نسرین نه پاسخ می‌دهد و نه درب خانه را باز می‌کند. در نهایت داماد خانواده با کمک همسایه‌ها در منزل را شکسته و وارد خانه شدند و آن‌جا با پیکر بی جان نسرین قادری روبرو شدند.»

ادعای خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی در خصوص دلیل جان‌باختن نسرین قادری براثر «بیماری زمینه‌ای» در حالی مطرح شده، که هنوز گزارش پزشکی قانونی در باره علت مرگ این زن جوان منتشر نشده و این خبرگزاری در بخش دیگری از گزارش خود به آغاز «بررسی های پزشکی قانونی» درباره دلیل مرگ اشاره کرده و تایید کرده است که هنوز «نتیجه قطعی» اعلام نشده است.

خبرگزاری «ایرنا» همچنین گزارش رسانه‌های مستقل حقوق بشری کردستان در خصوص علت مرگ نسرین قادری را «تلاش جریانات معاند برای ربط دادن فوت مرحومه قادری به اغتشاشات» توصیف کرده است.

این سناریو تقریبا درباره تمامی کشته‌شدگان خیزش اخیر مردم در ایران اتفاق افتاده و از آغاز این اعتراضات تا امروز که هشت هفته از آن می‌گذرد، خبرگزاری‌های حکومتی با انتشار گزارش و اعترافات اجباری از بازماندگان، دلیل مرگ معترضان کشته شده را به «بیماری زمینه‌ای»، «ایست قلبی»، «تصادف»، «سقوط از ارتفاع» و «خودکشی» ربط داده‌اند.

بستگان بسیاری از کشته‌شدکان اعتراضات، ادعاهای رسانه‌ها و مقام‌های حکومتی را تکذیب کرده‌اند، با این حال شماری از خانواده‌ها نیز تحت فشار و تهدید نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی «سکوت» کرده یا در چند مورد، به انجام مصاحبه تلویزیونی برای تایید روایت حکومتی تن داده‌اند.

روز جمعه ۱۳آبان، در جریان برگزاری مراسم چهلم «محمدحسن ترکمان»، یکی از جان‌باختگان اعتراضات در بابل، مادر او فاش کرد که او و خانواده‌اش تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفتند تا کشته شدن فرزندشان در جریان تظاهرات را تکذیب کرده و بگویند که او در اثر «تصادف رانندگی» کشته شده است.

ایستادگی «مژگان افتخاری» و «امجد امینی»، پدر و مادر، مهسا (ژینا) امینی و دیگر بستگان او در مقابل روایت‌های حکومتی از مرگ فرزندشان، موجب شکل گرفتن طولانی‌ترین اعتراضات ضدحکومتی پس از انقلاب ۵۷ در ایران شد.

در مورد مهسا امینی هم علیرغم تاکید خانواده او بر اینکه فرزندشان هیچ بیماری زمینه‌ای نداشت، مقام‌های جمهوری اسلامی «بیماری زمینه‌ای» و «ابتلای او به تومور مغزی در کودکی» را به‌عنوان دلیل مرگ او حین بازداشت نیروهای گشت ارشاد عنوان کردند.

این در حالی است که امجد امینی، پدر مهسا در گفتگو با رسانه‌ها، از روایت شاهدان عینی و همراهان فرزندش در زمان بازداشت سخن گفت که تایید می‌کردند مهسا مورد ضرب‌و‌شتم قرار گرفته، و خواسته او مبنی بر انتشار فیلم کامل دوربین‌های لحظات بازداشت، تصاویر داخل ون گشت ارشاد و بازداشتگاه وزرا، بی‌پاسخ ماند.

مقام‌های جمهوری اسلامی حاضر به انتشار این فیلم‌ها نشده و فقط بخشی از تصاویر گزینشی از بازداشتگاه وزرا را ارائه کردند، و «حسین رحیمی« فرمانده انتظامی تهران بزرگ، گفت که به «دلیل طولانی بودن»، امکان انتشار کامل فیلم مهسا امینی نیست.

از سوی دیگر، در جریان رسانه‌ای شدن کشته‌شدن «نیکا شاکرمی» نوجوان ۱۶ ساله اهل خرم‌آباد، که در جریان اعتراضات ۲۹شهریور در بلوار کشاورز تهران توسط نیروهای امنیتی تحت تعقیب قرار گرفت و ۸ روز بعد پیکر آسیب‌دیده‌اش به خانواده تحویل شد، روایت‌های حکومتی به سمت سقوط از ارتفاق و خودکشی میل کرد.

نهادهای امنیتی تلاش کردند با گرفتن اعتراف اجباری از خاله و دایی نیکا، روایتی که در رسانه‌های وابسته به خود منتشر کرده بودند باورپذیر کنند، اما «نسرین شاکرمی» مادر نیکا در ویدیویی خطاب به مردم گفت فرزندش در اعتراضات بوده و بعد از بازداشت به دست نیروهای امنیتی کشته شده است.

او همچنین گفت که خواهر و برادرش تحت فشارهای شدید روحی مجبور به اعتراف اجباری شده‌اند و خود او نیز برای اعتراف تحت فشار است، اما به آن تن نخواهد داد.

جزییات قتل حکومتی کبری شیخه‎، از فشار برای تبدیل او به شهید حکومتی تا تحریف واقعیت در صداوسیما

کوردپا

روز پنج‌شنبه پنجم آبان‌ماه، کبری شیخه‌سقا در جریان اعتراضات گسترده مردم مهاباد در پی شلیک مستقیم سرکوبگران حکومتی در منزل خود جان باخت.یک منبع مطلع در این‌باره به کُردپا گفت، پنجم آبان‌ماه پس از خاکسپاری پیکر اسماعیل (سمکو) مولودی، مراسم خاکسپاری او به اعتراضات گسترده‌ای در سطح شهر مهاباد منجر شد که با دخالت و شلیک سرکوبگران حکومتی، اعتراضات به خشونت کشیده شد و چهار تن دیگر با نام‌های کبری شیخه‌سقا، فرشته احمدی، شاهو خضری و زانیار ابوبکری جان باختند.

این منبع در مورد شلیک گلوله به خانم شیخه‌سقا می‌گوید، چهار نیروی سرکوبگر که لباس سبز نظامی بر تن داشتند به سمت منزل خانم شیخه‌سقا با گلوله جنگی شلیک می‌کنند که یکی از گلوله‌ها به گردن خانم شیخه‌سقا اصابت کرده و در دم جان باخته است.

به گفته این منبع مطلع، همان شب سرکوبگران حکومتی با همسر خانم شیخه‌سقا، آقای واحد سلطانی تماس گرفته و او را تحت فشار قرا داده‌اند که باید به اطلاع افکار عمومی برساند که یک ماشین بدون شماره و ناشناس از جلوی درب من رد شده و همسر او را هدف شلیک گلوله قرار داده‌ است. اما آقای سلطانی در جواب آنها گفته من با چشمان خود در بالکن دیدم افرادی با لباس نظامی کوچه و منزل ما را هدف رگبار گلوله جنگی قرار دادند و می‌دانم قاتلان همسرم چه کسانی هستند.

این منبع اشاره کرد، فشارها بر خانواده کبری شیخه‌سقا همچنان ادامه دارد و در هفته‌ گذشته فرماندار[امیر قادری] و مقامات امنیتی مهاباد بارها از طریق تماس تلفنی به آقای سلطانی فشار آوردند که باید اسناد و مدارک لازم را برای ثبت خانم شیخه‌سقا به‌عنوان شهید جمهوری اسلامی تحویل نهادهای مربوطه دهد که آقای سلطانی به‌شدت آن را رد کرده است.

به گفته این منبع، در ادامه فشارها بر خانواده خانم شیخه‎‌سقا، صداوسیمای استان آذربایجان غربی به‌همراه دادستان مهاباد [مهراب پوراکبر] و ۴۰ الی ۵۰ نفر دیگر بدون اطلاع قبلی به منزل آقای سلطانی رفته و از منزل آنها فلیمبرداری و با آقای سلطانی مصاحبه کرده که بعدا گفته‌های آقای سلطانی را تحریف و سانسور کرده‌اند.

آقای سلطانی در این مصاحبه گفته بود؛ من از بالای بالکن با چشمان خودم دیدم که چهار نفر که لباس نظامی سبز بر تن داشتند به سمت منزل ما شلیک کردند و به‌دنبال سروصدا وقتی پایین رفتم دیدم یکی از گلوله‌ها به گردن همسرم برخورد کرده و در دم جان خود را از دست داده است. سپس آقای سلطانی اشاره می‌کند، حتی اگر معترضین خرابکاری هم انجام دهند، حقشان نیست که با گلوله‌های کلاشینکف و قناسه جواب آنها داده شود. اما صداوسیما مرکزی ارومیه بخش زیادی از صحبت‌های آقای سلطانی را سانسور کرده و بخشی از آن را به ‌همراه گفته‌های دادستان مهاباد به دلخواه خود تحریف کرده‌اند.

در فیلم ۳:۴۵ که صداوسیمای مرکز آذربایجان غربی پخش کرده است، درحالیکه رفته‌اند با خانواده کبری شیخه‌سقا مصاحبه کنند، این پوراکبر، دادستان مهاباد است که تمام ماجرا را تحریف می‌کند و بیشتر حرف می‌زند، درحالی که آقای سلطانی شاهد به‌قتل رسیدن همسرش بوده است.

مراسم خاکسپاری کبری شیخه‌سقا روز پنج‌شنبه پنجم آبان‌ماه با حضور جمع کثیری از مردم مهاباد و با سردادن شعارهای اعتراضی و سخنرانی یک از روحانیون کُرد انجام گرفت. در این مراسم مردم شعارهای «کبری، شهیدشدن پیروز باد»، «مرگ بر خامنه‌ای»، «مرگ بر دیکتاتور»، «شهید نمی‌میرد» و «زن، زندگی، آزادی» سردادند. همچنین یک روحانی کُرد در این مراسم سخنرانی کرد و گفت؛ روحانیون فرزندان شما و در خدمت شما هستند، ما با هم زندگی می‌کنیم و زندگی و مرگمان هم باهم خواهد بود و جواب خواسته‌های مردم و زنان و جوانان گلوله نیست.

این منبع همچنین اشاره کرد به‌دنبال اعترضات گسترده مردم بعد از خاکسپاری پیکر جانباختگان، دستکم ۵۰ تن در مهاباد زخمی شدند.

با استناد به آمار مستندشده در سازمان حقوق‌بشری کُردپا تاکنون ۵۵ تن در جریان اعتراضات مردمی کردستان جانباخته‌اند که ۸ تن از آنان زیر ۱۸ سال سن دارند و ۴ نفر نیز زن هستند.

دادگاه فائزه براهوئی با اتهام «لیدری اغتشاشات» برگزار شد

فائزه براهوئی روز ۱۱ مهرماه به اتهام «اغتشاش» دستگیر کردند. گفته می شود نیروهای امنیتی در حالی فائزه را بازداشت کرده اند که او تنها خواستار رسیدگی به پرونده تجاوز به دختر ۱۵ ساله بلوچ توسط فرمانده انتظامی شهرستان چابهار بوده و در اعتراضات خیابانی هم شرکت نداشته است.

دادگاه فائزه براهوئی در شعبه ۲ دادگاه انقلاب زاهدان برگزار و به او اتهام «لیدری اغتشاشات» زده شد.« کمیته پیگیری وضعیت بازداشت‌شدگان» در صفحه توییتر خود با اشاره به برگزاری دادگاه فائزه براهوئی نوشت: «حکم نهایی دادگاه ۲۰ روز بعد اعلام خواهد شد. به گفته نزدیکان خانم براهوئی او اساسا در اعتراضات شرکت نکرده و دلیل بازداشتش پیگیری پرونده تجاوز به دختر ۱۵ ساله بلوچ بود.»

فائزه براهوئی روز ۱۱ مهرماه به اتهام «اغتشاش» دستگیر کردند. گفته می شود نیروهای امنیتی در حالی فائزه را بازداشت کرده اند که او تنها خواستار رسیدگی به پرونده تجاوز به دختر ۱۵ ساله بلوچ توسط فرمانده انتظامی شهرستان چابهار بوده و در اعتراضات خیابانی هم شرکت نداشته است.

سایت «حال وش» هم نوشت:« فائزه ٢۴ ساله، دانشجوی دانشگاه آزاد زاهدان می‌باشد که دوازده سال پیش پدرش را از دست داده و نیروهای اطلاعات سپاه مادرش را نیز تهديد به سکوت و عدم رسانه‌ای کردن بازداشت دخترش کرده‌اند.»

قتل فاطمه‌سادات طباطبایی در بم؛ همسرش به‌عنوان متهم اصلی پرونده بازداشت شد

۲ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر در ادامه زن‌کشی در ایران، «فاطمه‌سادات طباطبایی»، زن جوان ساکن شهرستان بم، به قتل رسیده و همسرش به‌عنوان متهم اصلی پ...