۱۴۰۰-۰۹-۱۱

پژوهشگر حوزه زنان: سبک زندگی ایران اسلامی حضور زنان را در ورزشگاه نمی‌پذیرد

ایران اینترنشنال

فرشته روح‌افزا، پژوهشگر حوزه زنان می‌گوید: اینکه زنان را در محیطی که حتی خودشان هم ورزش نمی‌کنند و محیطی کاملا تفریحی است وارد کنیم اصلا به صلاح نیست و سبک زندگی ایرانی اسلامی، حضور زنان در ورزشگاه‌ها را نمی‌پذیرد.

پژوهشگر حوزه زنان در گفت‌وگو با کیهان تاکید کرد: فیفا در ابتدا گفت که زنان باید به ورزشگاه‌ها بیایند، امشا بعد از آنکه زنان را در دولت قبل به ورزشگاه بردیم مدعی شد که این حضور نباید گزینشی باشد.

فرشته روح‌افزا ادامه داد: دفعه بعد ممکن است فیفا بگوید زنان حجاب هم نداشته باشند. اگر به حرفشان گوش دهیم درنهایت می‌گویند که باید زنان و مردان کنارهم بنشینند.ش



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47523

نماینده مجلس: دختر ۱۳ ساله کودک همسر نیست

فرارو

نایب رییس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس یازدهم با انتقاد از اطلاق عنوان کودک همسری به دختران ۱۳ یا ۱۴ ساله گفت: کودک همسری به موارد ازدواج بچه ۹ سال یا ۱۰ سال گفته می‌شود، اما دختر ۱۳ ساله که دیگر کودک همسر نیست.

مرکز آمار ایران در جدیدترین گزارش خود، تعداد ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۴ ساله در بهار ۱۴۰۰ دارای ۳۲ درصد رشد در قیاس با آمار مشابه خود در بهار سال گذشته اعلام و تاکید کرده است که این آمار فصلی دال بر ۹۷۵۳ ازدواج برای این بازه سنی از دختران با توجه به آمار‌های مشابه فصلی طی دو سال اخیر بالاترین تعداد را نشان می‌دهد.

حسن نوروزی، نایب رییس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس یازدهم درباره علت رشد این آمار گفت: نگاه درست و صحیح به مقوله ازدواج، نگاه اسلام است، نگاهی که می‌گوید ازدواج دختر با بلوغ او و ازدواج، ولی ممکن است یعنی برای تعیین زمان مناسب برای ازدواج، بلوغ در نظر گرفته می‌شود و البته اذن، ولی به معنی پدر یا در صورت فقدان پدر، پدربزرگ، ولی دختر است.

نوروزی در پاسخ به این سوال که «با این استدلال تعیین سن قانونی برای ازدواج لازم نیست»، تاکید کرد: به طور قطع همین است، سن ازدواج در دختران به معنی سن بلوغ در نظر گرفته می‌شد که عموما سن ۱۳ یا ۱۴ سال است و این که دختر بتواند زندگی را به جلو برد یا خیر نیز به اذن، ولی باز می‌گردد.

وی ادامه داد: قانون درست برای ازدواج، قانون اسلام است.

نایب رییس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس یازدهم با انتقاد از اطلاق عنوان کودک همسری به دختران ۱۳ یا ۱۴ ساله گفت: کودک همسری به موارد ازدواج بچه ۹ سال یا ۱۰ سال گفته می‌شود، اما دختر ۱۳ ساله که دیگر کودک همسر نیست.

نوروزی در پاسخ به این مساله که منتقدان کودک همسری سن ۱۰ تا ۱۴ سال را کودک همسر دانسته و نگران رشد امار ازدواج در این جمعیت هستند، گفت: این گروه ۱۴ تا ۱۶ سال را هم کودک همسر می‌گویند، حکم درست همان است که اسلام می‌فرماید.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47522

بی توجهی به فوتبال زنان، باوجود آغاز لیگ برتر فوتبال زنان

ساعدنیوز

با گذشت سه هفته از لیگ برتر فوتبال زنان هنوز زنان داور لباس جدید از جمله گرمکن دریافت نکرده‌اند. این موضوع در کنار ریخت و پاش‌های فدراسیون در اعزام همراهان تیم ملی فوتبال و پرداخت‌ پاداش به این افراد قابل تامل است.به گزارش سایت خبری ساعدنیوز به نقل از ایسنا، لیگ برتر فوتبال زنان از ۲۲ آبان ماه آغاز شده و تاکنون سه هفته از این رقابت ها برگزار شده است، اما زنان داور هنوز لباس قضاوت نگرفته اند و با لباس های فصل های گذشته خود داوری می کنند.

مسابقات لیگ برتر در فصل پاییز و زمستان پیگیری می شود و با توجه به سرمای هوا داوران زن همانند گذشته با مشکل نبود البسه مناسب این فصل درگیر هستند. عدم تامین البسه کافی و مناسب از سوی فدراسیون فوتبال همیشه یکی از مشکلات داوران زن بوده و علی رغم همه وعده ها همیشه این مساله پابرجا بوده است. این درحالی است که تامین گرمکن ورزشی و یکدست برای همه داوران وظیفه اصلی فدراسیون و کمیته داوران و از نیازهای پایه ای و اساسی داوری کردن است، اما شنیده می شود از آخرین باری که کمیته داوران برای داوران زن گرمکن تهیه کرده است حدود چهار سال می گذرد.
کتاب داستانی با اسم و عکس کودک شما! بهترین هدیه یلدا
خرید بلیط سفر به مشهد با ارزانترین قیمت (همین حالا کلیک کن)

البته عدم تامین گرمکن ورزشی تنها کم کاری فدراسیون و کمیته داوران نیست، بلکه زنان هنوز با وجود اینکه سه هفته از لیگ برتر گذشته به مانند سابق با لباس های فصل گذشته داوری می کنند و این در شرایطی است که همین لباس ها از لحاظ تعداد و رنگ بندی ناکافی بوده و همیشه داوران در زمین بازی به علت مشابهت رنگ لباس و موجود نبودن رنگ متفاوت با مشکل روبرو شده اند تا حدی که گاهی تیم ها برای هماهنگی با داوران رنگ لباس خود را عوض کرده یا اینکه با همان لباس ادامه داده اند. این عمل نه تنها غیرقانونی است بلکه در زمین هم بارها مشکلاتی را به وجود آورده؛ سال گذشته یکسان بودن رنگ لباس داوران در یکی از بازی ها حساس فصل منجر به اعتراض آشکار و رسمی باشگاه سپاهان شد.

از طرفی هرسال تعدادی داور جوان به لیگ برتر اضافه می شوند که لباس داوری ندارند و مجبورند از داوران مرد لباس به امانت بگیرند. اگر نگاهی به عکس های منتشر شده از لیگ برتر زنان بیندازید متوجه تفاوت خواهید شد. برخی داوران با لباس آستین کوتاه قضاوت می کنند که این لباس ها برای داوران مرد است چون لباس زنان آستین دار است.

به نظر می رسد که کمیته داوران فدراسیون به عنوان متولی سازماندهی داوران و تهیه ملزومات پایه ای و اولیه همچون پوشاک و تجهیزات داوری باید هر سال قبل از شروع فصل امکانات و تجهیزات مورد نیاز نیروهای خود را فراهم کند و در اختیار آنها قرار بدهد اما در انجام این وظیفه کوتاهی می کند، تا آنجا که برای فصل جاری لیگ داوران هنوز لباسی دریافت نکرده اند و از دو دست لباس ناکافی و کهنه سال گذشته خود استفاده می کنند. ضمن اینکه این لباس ها کیفیت مناسبی هم ندارد و برای استفاده بیش از یک سال مناسب نیستند.

همه این موارد درحالی است که فدراسیون فوتبال متهم است، در اعزام تیم ملی فوتبال آقایان همواره همراهان بی ربط زیادی را اعزام می کند و هزینه های مالی زیادی برای بلیت، اسکان، حق ماموریت دلاری و پاداش این افراد پرداخت می کند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47514

پَستی یک پُست؛ تاریکی میز منشی‌گری

ماهنامه خط صلح

«روشا» هرچه قوت در بدن بی حسش مانده بود را در پاهایش جمع کرد. با لگد تن سنگین رئیسش را از مبل دونفره به پائین انداخت. خودش را در گوشه‌ای جمع کرد و فریاد کشید: «دایی! دیوانه شده‌ای؟» این‌ها بخشی از سخت‌ترین شب زندگی روشا به عنوان یک منشی است. این اتفاق یکی از چالش‌های منشی‌هایی است که در ادارات خصوصی یا دولتی ایران کار می‌کنند. حجم عظیم نقش‌های تعریف‌نشده، ساعات متغیر و گاه طولانی کافی، نداشتن بیمه و امنیت شغلی را به خشونت کلامی و گاه جنسی را نیز باید به آن اضافه کرد.

کافی ‌است که بخش نیازمندی‌های روزنامه را ورقی بزنید. منشی‌گری نیز مانند فروشندگی به شغلی زنانه و کالایی قراردادی در حال تبدیل شدن است. «به یک منشی خانم، مجرد، با روابط عمومی بالا و ظاهری آراسته نیازمندیم». همین جمله بازار جذب منشی را نشان می‌دهد. کارفرمایان دیگر به منشی تنها برای هماهنگی کارها نیاز ندارند. منشی دیگر مانند گذشته نیروی کارش را در اختیار کارفرما قرار نمی‌دهد. او باید بدن، وضعیت تاهل و تمام توانایی‌اش را در قبال دریافت حقوقی اغلب کم‌تر از مصوب اداره‌ی کار و تعاون برای فرار از بیکاری در اختیار کارفرما قرار دهد. آمار دقیقی از تعداد منشی‌ها و نوع جنسیت‌شان در ایران وجود ندارد. اما شواهد میدانی نشان می‌دهد که بخش بزرگی از منشی‌ها را زنان جوان و مجرد تشکیل می‌دهند. زنانی که در نبود فرصت کاری مناسب یا داشتن حداقل استقلال مالی این شغل را می‌پذیرند. در ادامه روایت‌های زنانی را می‌شنویم که در دوره‌ای از زندگی‌شان به اجبار یا اختیار شغل منشی‌گری را انتخاب کرده بودند.

از خودبیگانه شده بودم

«پروین»چون در دانشگاه مامایی خوانده بود تصمیم گرفت تا پیداکردن یک شغل خوب، در مطب یک کارشناس‌ارشد مامایی منشی شود. او مدت سه سال در مطب کار کرد. ابتدا کمی زمان برد تا چم و خم کار دستش آمد. به زنان باردار و بیمارانی که وقت و بی‌وقت زنگ می‌زدند، باید پاسخ می‌داد. مانند بقیه منشی‌ها، درِ مطب را باز و بسته می‌کرد. محیط را تمیز می‌‍کرد. پس از مدتی، علاوه‌بر تنظیم وقت، بدون افزایش حقوق، برای تبلیغات بیش‌تر و جذب مشتری صفحه اختصاصی مطب را در اینستاگرام نیز راه‌اندازی کرد. طولی نکشید که دنبال‌کنندگان صفحه به بیش از سیزده هزار نفر رسیدند. حقوقش نزدیک به دو سال تغییر نکرده و یک میلیون و هشتصدهزار تومان بود. بیمه هم نبود. بالاخره یک روز با افزایش حجم زیاد کار دفتری و فضای مجازی درخواست حقوق بیش‌تری کرد. پس از اعتراض، به شرط افزایش جذب مراجعان بیش‌تر، حقوقش به سه میلیون تومان رسید. یک روز عصر بعد تماس ماما و اعتراض به محتوای تولید شده در فضای مجازی تصمیم گرفت کارش را برای همیشه رها کند. به گفته‌ی پروین حجم زیاد کار و حقوق کم انگیزه‌ی ترک کارش نبود چون به آن عادت کرده بود. او می‌گوید: «فرصت شغلی مناسبی در یک شهر کوچک برایم وجود نداشت. تصمیم گرفتم ادامه تحصیل دهم تا شاید بتوانم در آزمون استخدامی شرکت کنم. ارشد قبول شدم. حالا دیگر تحصیلاتم هم‌سطح او شده بود. متوجه اشتباهاتش در تشخیص و ویزیت بیماران می‌شدم. رفتار ماما هم با من کاملاً تغییر کرد. اوایل من را با عنوان دوست خطاب می‌کرد اما بعد مدام با تاکید می‌گفت خانم منشی. کاملاً مشخص بود که می‌خواست با بهانه‌های مختلف به من بفهماند که من یک منشی‌ام و من را تحقیر کند. تقاضاهایش در فضای مجازی بسیار زیاد شده بود. از محتواهای تولیدشده خیلی ایراد می‌گرفت. حقوقم را هم بالا نمی‌برد. می‌گفت برایش نمی‌صرفد. می‌دانست کار کم است». او درمورد حسش به شغل منشی‌گری می‌گوید: «به یک نوعی از خودبیگانگی رسیده بودم. در تمام مدتی که در آن دفتر از ترس بیکاری کار کردم، حس حقارت وحشتناکی را تجربه کردم. برایم پذیرش این موضوع خیلی سخت بود که با این مدرک و آگاهی هیچ فرصت شغلی بهتری از یک منشی ساده برایم وجود ندارد. حقوق اداره کار را هم نداشتم. نه تنها ماما حتی بیماران هم به چشم حقارت به یک منشی نگاه می‌کنند. الان بیکارم اما دیگر آن حس بد تحقیرشدگی و زیربار بی‌عدالتی رفتن را ندارم».

منشی‌گری انگار پست‌ترین شغل است

«مریم» به عنوان منشی در دفتر یک موسسه‌ی آموزشی زبان انگلیسی استخدام شده بود. قرار بود که کار ثبت نام و دریافت شهریه زبان‌جویان را انجام دهد. شرح وظیفه‌ی خاصی برایم مشخص نشده بود. به مرور کارهای بیش‌تری به او واگذار شد. از زودتر آمدن و دیرتر رفتن گرفته تا خرید ملزومات موسسه و نیازهای شخصی همکاران. همکارانش زن بودند. همین موضوع خیالش را از نظر امنیت محیط کار راحت کرده بود. تابستان کلاس‌ها گاهی تا نیمه شب طول می‌کشید. او باید تنها در دفتر می‌ماند. او می‌گوید: «سه سال پیش حقوق دریافتی من فقط ۲۰۰ هزار تومان بود. بیمه هم نبودم. هربار که به مدیر موسسه از حجم زیاد کارم اعتراض می‌کردم، می‌گفت: «مگر چه کاری انجام می‌دهی؟ یک در را باز و بسته کردن است دیگر». من تحصیلات دانشگاهی نداشتم. هربار که تقاضای دستمزد بیش‌تری می‌کردم، می‌شنیدم که به همکاران می‌گفت: «کسی مثل او که مدرکی ندارد جایی بهتر ازینجا برایش پیدا نمی‌شود». برادرم که مریض شد، دیگر به سر کار برنگشتم. آن‌جا شاید امنیت جسمی داشتم اما هر روز نگاه تحقیرآمیز والدین و مدیر را تحمل می‌کردم. انگار منشی باید فقط کار کند و هیچ نگوید». مریم چندماه بیکار ماند. سپس در آموزشگاه رانندگی باز به عنوان منشی استخدام شد. او هم‌چنان آن‌جا مشغول است. در مورد محیط کار جدیدش می‌گوید: «این‌جا شاید محیط کاملاً زنانه نباشد اما هم حقوق بهتری دارم و هم بیمه هستم. کسی هم تحقیرآمیز با من رفتار نمی‌کند. انگار منشی‌گری پست‌ترین شغل در کشور است. به همین خاطر هرکسی به خودش اجازه می‌دهد هرطور دوست داشت با شما رفتار کند. اما کلاً فرقی ندارد محیط زنانه باشد یا مردانه. منشی همیشه منشی بیش نیست».

استقلال مالی به هر قیمتی، اشتباه است

تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بود. خبری از آزمون استخدامی و کارهای مناسب رشته تحصیلی‌اش هم نبود. بانک‌ها هم به خاطر مرخصی زایمان اجباری نیروی زن کمتری استخدام می‌کردند. ساجده می‌گوید به اصرار خانواده‌اش تصمیم گرفت منشی یک دفتر مشاوره شود. او می‌گوید: «شیفت عصر، ماهی ۲۵۰ هزارتومان بدون بیمه و مزایا. محیطش کاملاً امن و ساکت بود. با مدیریت و مراجعان هم مشکلی نداشتم. مشکل از آن‌جا شروع شد که مرکز مشاوره، مراجع خاصی نداشت در نتیجه درآمدی نداشت که بتواند حقوق مرا بدهد». به گفته‌ی او باید هم منشی‌گری می‌کرد، هم تبلیغات و هم تولیدمحتوا تا تعداد مراجعان به حدی برسد که مدیر حقوقش را بدهد. ساجده از استرس آن روزهایش می‌گوید: «مدیر از اتفاقات درون مرکز مشاوره بی‌خبر بود. نمی‌دانست من همه‌ی کارگاه‌ها و نشست‌های تخصصی را برگزار می‌کردم. سخنرانان را راضی می‌کردم تا از مرکز پولی نگیرند. باید سعی می‌کردم مرکز مشاوره فعال باشد تا حقوقم را بدهند. روز اول حرفی درباره‌ی شرط حقوق زده نشده بود. برای مدیریت اما فقط خروجی، یعنی درآمد مرکز اهمیت داشت». حقوق کم و بی‌ثبات یکی از مشکلات ساجده بود. او می‌گوید با این‌که هر دویمان میزان تحصیلات یکسانی داشتیم اما او به واسطه‌ی جایگاهش کم کاری‌های خودش را به گردن من و کم سن و سالی‌ام می‌انداخت. «در نهایت مرا به برداشت پول از صندوق دفتر متهم کرد. دیگر نتوانستم این وضعیت را تحمل کنم. من برای فرار از بیکاری در آن‌جا کار می‌کردم. آن کار واقعاً در حد تحصیلات و سوابق اجرایی‌ام نبود. در نهایت از آن‌جا استعفا دادم». ساجده درحال حاضر کارمند یک شرکت تبلیغاتی است. او در مورد انتخاب شغلش می‌گوید: «فکر می‌کنم اینکه به بهانه داشتن استقلال مالی، به هر قیمتی تن به هر کاری دهیم، اشتباه است. چون تاثیر مخرب روحی که بر ما می‌گذارد تا مدت‌ها ما را اذیت می‌کند. اعتمادبه نفس ما را نیز از بین می‌برد».

اذیت در سایه‌ی امنیت

روشا روایت‌اش با آن‌چه از دیگران شنیدیم، فرق می‌کند. او در دفتر کسی که مثل دایی‌اش بود، منشی‌گری می‌کرد. در محیطی که به گفته‌ی خودش ابتدا بوی امنیت می‌داد خشونت جنسی را تجربه کرده است. او می‌گوید برایش مهم نبود تنها زن آن شرکت است. خوشحال بود که در بیست سالگی با یک تیم حرفه‌ای، در یک جای مهم کار می‌کند. ساعات طولانی سرکار بود. گاهی تا پایان جلسه‌ها، جمع و طبقه‌بندی مباحث باید ساعت‌ها با مدیرش، که به گفته‌ی خودش آن‌قدر آشنایی فامیلی داشتند که دایی خطابش می‌کرد، تنها می‌ماند. خانه‌ی دایی‌اش هم روبه رو دفتر بود. گاهی پس از کار به خانه‌اش می‌رفتند. گاهی هم او را به خانه می‌رساند. روشا از حجم زیاد کارش اغلب خسته بود اما شکایتی نمی‌کرد. «یک شب پس از جلسه، دایی از من خواست تا بمانم درمورد مشکلات کاری صحبت کنیم. درِ شرکت را بستیم و به خانه‌اش رفتیم. زنش برای خرید از خانه بیرون رفته بود. پشت سرم شنیدم که در را قفل کرد و کلید را در جیبش گذاشت. ترسیدم. رفتم روی مبل دو نفره روبه‌روی پنجره بزرگ شیشه‌ای رو به خیابان نشستم. وسایلم را کنار خودم گذاشتم تا نتواند کنارم بنشیند. به بهانه‌ی این‌که حرف مهمی دارد گوشی‌ام را از من گرفت و در جیبش گذاشت. ترسیده بودم اما سعی کردم عادی رفتار کنم». گریه می‌کند و ادامه می‌دهد: «رئیسم کمی حرف زد. من گفتم که می‌خواهم به خانه بروم. گفت: «کجا می‌روی؟ بمان». بعد به سمت من حمله کرد و من را روی مبل خواباند. تنش را روی من انداخت. با صورتش، صورتم را لمس و شروع به بوسیدنم کرد».

از ترس آبرو سکوت نکردم

روشا درحالی که یادآوری خاطرات اذیتش می‌کند اما می‌گوید: «من سعی کردم او را از خودم دور کنم. با لگد بر شکمش کوبیدم. با تمام توانم او را پرت کردم از مبل به پایین. بعد بلند شد و روی مبل دیگر نشست. من شروع کردم به گریه‌کردن. پرسیدم که چه مرگت شده؟ میدانی داری چکار می کنی؟ او شروع کرد به ابراز علاقه. گفت: «هرچه بخواهی برایت می‌خرم. با زن دومم هم این‌گونه آشنا شدیم. درنهایت رضایت او را گرفتم. راضی‌ات می‌کنم». او لحظه‌ی فرار از خانه را این‌گونه توصیف می‌کند: «دستم را درون کیفم نگه داشته بودم. کلید را در دستم گرفتم تا اگر باز به من حمله کرد از خودم دفاع کنم. صدایم به هیچ جا نمی‌رسید. کسی آن دوروبر نبود. بلند شدم گفتم می‌خواهم بروم. نمی‌دانم چه شد که در را باز کرد. بین در ایستاد. سعی می‌کرد بدنم را لمس کند. خودم را به زور از لای در به بیرن پرت کردم. ساختمان روبه‌رویی دوربین مداربسته داشت. او از ترس ثبت در فیلم از خانه بیرون نیامد. مدتی در خیابان پرسه زدم. جیغ کشیدم. داد زدم و بعد به زنش زنگ زدم تا دنبالم بیاید و مرا به خانه برساند». پس از رسیدن به خانه موضوع را برای خانواده‌اش تعریف می‌کند. «خانواده‌ام عصبانی شدند. مادرم به او زنگ زد و گفت انگار به دختر خودت تعرض کردی». او درمورد شکایتش می‌گوید: «مدام خانواده‌ی او خواهش می‌کردند که چیزی نگویم تا آبروی خودم هم نرود. اما من برای این‌که بتوانم شکایت کنم بلافاصله با همان لباسی که به من حمله کرده بود به کلانتری رفتم. آن‌جا هم می‌گفتند حالا که به شما تجاوز نکردند. من از تصمیمم پشیمان نشدم. می‌خواستم مجازات شود». روشا پس از تنظیم شکایت و تحویل برخی مدارک شکایتش را ثبت کرد. پس از پیگیری تعرض ثابت شد. آقای «ح.نون» به دو سال عدم فعالیت و چند ضربه شلاق محکوم شد. روشا در مورد آن شب می‌گوید: «در تمام آن لحظات سخت که در خانه با او تنها بودم به خودم می‌گفتم: «روشا نگذار به تو تجاوز کند». پس از فرار از خانه‌اش تصمیم گرفتم تنبیهش کنم تا دیگر تکرارش نکند. من از ترس آبرو سکوت نکردم. سکوت زنجیره‌ی تعرض و تجاوز را گسترش می دهد». او هنوز به سختی از آن روزها یاد می‌کند. نتوانسته‌ آن اتفاق را هضم کند. از این‌که اما او را قانونی مجازات کرده راضی است.

نمی‌خواهم از آن روزها حرفی بزنم

«فاطمه» منشی نبوده است. او قبل از کار فعلی‌اش، چندین جا در محیط‌های گاه تک جنسیتی(مردانه) کار کرده است. به درخواست مصاحبه‌ام جواب رد می‌دهد. دوست ندارد از تجربه‌های تلخ کاری‌اش بگوید. به این جمله‌ی کوتاه بسنده می‌کند: «نمی‌خواهم از آن روزها حرفی بزنم». می‌فهمم که آن‌چه در گذشته بر او گذشته، اثر ناخوشایندی بر روان او داشته که هنوز ترمیم نشده‌است. از لابه‌لای حرف‌های گذشته‌اش به یاد دارم در محیط‌های رسمی نیز، همکاران مرد به بهانه‌ی روشنفکری، راحت تنت را لمس می‌کنند یا درمورد مسائلی حرف می‌زنند که آزار دهند‌ه‌ است. او تنها زنی نیست که دوست ندارد از آن‌چه تجربه کرده، حرفی بزند. زنان بسیاری ترجیح می‌دهند برای ترمیم آسیب روحی‌شان کم‌تر از تجارب ناخوشایند محیط کارشان چیزی بگویند. روابط قدرت مهم‌ترین فاکتوری است که باید در این خصوص مد نظر داشت تا دلایل جامعه‌شناختی این پدیده را فهم کرد. منشیان از کم‌قدرت‌ترین اقشار در میان طیف کارمندان هستند و در نتیجه رئسای آنان در بسیاری از مواقع از این مسئله سوءاستفاده می‌کنند.

شاید وقتش رسیده باشد که زنان پرده از خشونت‌های پیدا و پنهان محیط کارشان بردارند. شاید شفاف‌سازی از عدم رعایت و تعرض به حریم خصوصی زنان در شغل‌های مختلف موجب شود که اندک قانون‌های حمایتی از حقوق زنان در کشور رنگ اجرایی به خود گیرد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47513

روند رو به رشد اعتیاد در زنان؛ عوامل اصلی کدامند؟

ایرنا

اعتیاد به عنوان یکی از مهمترین و پرپیامدترین آسیب­‌های اجتماعی، همواره مورد توجه کارشناسان و متولیان امور در جوامع مختلف مطرح بوده؛ از آنجا که اعتیاد علاوه بر معلول بودن، خود عاملی مهم و موثر در رشد یا آفرینش بسیاری دیگر از معضلات اجتماعی است، بررسی آن همواره در صدر توجه بوده است. در دو دهه اخیر یکی از نگرانی­‌های جدی، رشد اعتیاد در زنان یا «زنانه­‌شدن اعتیاد» است.

ایرناپلاس در ادامه سلسله گزارش‌­های «واکاوی مهمترین چالش ها و معضلات اجتماعی کشور» در چند بخش به این آسیب آجتماعی پردامنه پرداخته است.
نخستین‌بار در دهه ۸۰ (شهریورماه ۱۳۸۶) ‌دکتر محمود جهانی جانشین وقت دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر در یک نشست پژوهشی اعلام کرد، رشد اعتیاد زنان به مواد مخدر بیش از مردان شده است؛ وی سپس با یادآوری حضور پنج تا هفت درصدی زنان معتاد در جهان، درصد زنان معتاد در ایران را حدود پنج درصد اعلام کرد.

کمتر از ۱۰ سال بعد در خرداد ۱۳۹۵، ستاد مبارزه با مواد مخدر کشور اعلام کرد شمار زنان معتاد در ایران در ۱۰ سال حدود دو برابر شده و مقایسه آماری بین سال‌های ۸۰ و ۹۰ نشان می­‌داد این میزان از ۵ درصد در سال ۸۰ به بیش از ۹ درصد در سال ۹۰ افزایش یافته است.

روند رو به رشد اعتیاد زنان ادامه یافت تا یک سال بعد که در اواسط سال ۱۳۹۶ چند منبع اعلام کردند آمار اعتیاد زنان در کشور از ۵ به ۱۰ درصد افزایش یافته است؛ آن زمان براساس آخرین شیوع­‌شناسی اعتیاد، بیش از ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر معتاد در کشور وجود داشت که با احتساب تقریبی می­‌توان شمار معتادان زن را حدود ۲۸۰ هزار نفر برآورد کرد.
آمارهای اعتیاد در کشور البته هیچ­گاه دقیق و قطعی نبوده است و در دوره‌ای گوناگون همواره کمتر یا بیشتر اعلام شده‌اند. به عنوان نمونه اواسط دهه ۹۰ خورشیدی علی‌ هاشمی رئیس کمیته مستقل مبارزه با موادمخدر مجمع تشخیص مصلحت نظام، آمار مصرف­‌کنندگان در سال ۱۳۸۴ را سه میلیون و ۷۲۰ هزار نفر تخمین زده بود که از این تعداد ۲.۵ میلیون نفر مصرف دائمی (اعتیاد) داشتند و بقیه تفریحی مصرف می‌کردند. او همچنین به نتایج غیررسمی یک شیوع­‌شناسی در سال ۹۰ هم اشاره کرده بود که از وجود ۴ میلیون مصرف‌کننده با احتساب افرادی که تفریحی مواد می‌کشند، حکایت داشت.

در حالی­‌که برخی خوش‌بینانه تصور می­‌کنند آمار اعتیاد همچنان حول رقم‌های قبلی می­‌گردد، ناصر اصلانی معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر در سال ۹۹، شمار معتادان رسمی در کشور را ۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر اعلام کرد. با این حال وی گفت پیش‌بینی‌ می‌شود نزدیک به یک میلیون و ۴۰۰ هزار نفر نیز معتاد شناسایی نشده وجود داشته باشد. به این ترتیب مجموع این ارقام با احتساب همان ۱۰ درصد معتادان زن، نشان می­‌دهد اکنون نزدیک به ۴۰۰ تا ۴۲۰ هزار معتاد و مصرف‌کننده زن در کشور داریم که رقمی بسیار نگران‌کننده است.

به هر حال، همه منابع رسمی و غیررسمی درگیر در مباحث اعتیاد، رشد اعتیاد زنان را یکی از روندهای خطرناک آسیب­‌های اجتماعی می­‌دانند و عوامل مختلفی را درباره این­‌باره برمی­‌شمارند؛ از مشکلات اقتصادی و فقر و نابرابری تا خانواده­‌های آشفته، زنان بدسرپرست یا بی‌سرپرست و یا باورهای نادرست و عوامل فردی و میان­‌فردی.

پیامدهای بی‌عوارض دانستن برخی موادمخدرها
بی­‌خطر و بی­‌عوارض دانستن برخی مواد مخدر، یکی از علل روند رو به رشد اعتیاد در کل و در میان زنان است؛ کارشناسان معتقدند فشار اجتماعی به زنان و دختران برای لاغرشدن با هدف زیبایی، سبب روی آوردن بسیاری از آنان به مخدر «شیشه» شده، به‌گونه­‌ای که «مرکز تحقیقات سوءمصرف و وابستگی به مواد» دانشگاه علوم توانبخشی اعلام کرده، «۹۰ درصد علت شیوع اعتیاد به شیشه در بانوان به بهانه‌های لاغر شدن است».

کارشناسان معتقدند فشار اجتماعی به زنان و دختران برای لاغرشدن با هدف زیبایی، سبب روی آوردن بسیاری از آنان به مخدر «شیشه» شده، به‌گونه­‌ای که «مرکز تحقیقات سوءمصرف و وابستگی به مواد» دانشگاه علوم توانبخشی اعلام کرده، «۹۰ درصد علت شیوع اعتیاد به شیشه در بانوان به بهانه‌های لاغر شدن است».در بررسی اعتیاد زنان، در کنار مواد مخدر سنتی، انواع دیگری از مخدرهای جدید و صنعتی نیز مورد توجه است؛ از اوایل دهه ۹۰ که ستاد مبارزه با موادمخدر به طور رسمی از شناسایی ماده مخدر جدیدی با نام «گل» خبر داد، چند سال بیشتر طول نکشید که این مخدر، به مساله اول خانواده‌های ایرانی به‌ویژه برای زنان و دختران تبدیل شد؛ مخدری که در رتبه پایین‌تری از تریاک، هروئین و شیشه قرار دارد اما به مرور توانسته صعود کرده و جایگاه برتر را به‌ویژه در میان نوجوانان و جوانان پیدا کند.

در همین رابطه دسترسی آسان به مواد مخدر، از دیگر دلایل رشد اعتیاد زنان اعلام شده است؛ تیرماه امسال سعید صفاتیان رئیس کارگروه کاهش تقاضای اعتیاد مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد: «بررسی‌ها نشان می‌دهد قیمت موادمخدر روزبه‌روز نسبت به نرخ تورم پایین‌تر می‌آید و در فضای مجازی با یک تلفن در کمتر از ۷ دقیقه می‌توان به موادمخدر دسترسی پیدا کرد».

حضور افراد معتاد در خانواده و باورهای سوق­‌دهنده به اعتیاد، از دیگر عوامل افزایش اعتیاد در قشر بانوان جامعه به شمار می­‌آیند؛ بسیاری از کارشناسان معتقدند، وجود پدر، شوهر یا برادر معتاد در یک خانواده می­‌تواند به‌طور بالقوه عاملی برای افزایش احتمال گرایش زنان و دختران آن خانواده به حوزه پرآسیب اعتیاد باشد.

رشد فقر و نابرابری­‌های اقتصادی به عنوان عامل مهم دیگر در گرایش افراد به اعتیاد و از جمله اعتیاد زنان مطرح است؛ همچنین می­‌توان به پدیده رو به رشد طلاق و تنهایی افراد نیز اشاره کرد که گاه تاثیر «کاهنده روانی» آن ممکن است منجر به ورود فرد به حوزه اعتیاد و دیگر آسیب­‌های اجتماعی از جمله تن­‌فروشی، کارتن­‌خوابی و تکدی­‌گری شود.

در کنار عوامل اقتصادی و اجتماعی، معضلات فردی و روان‌شناختی، نگرشی، باوری و میان­‌فردی افراد نیز نقش مهمی در گرایش به انواع مخدرها دارد؛ یافته­‌های یک پژوهش علمی که در نشریه «پژوهش­‌های انتظامی – اجتماعی زنان و خانواده» منتشر شده، نشان می­‌دهد از هم­‌گسستگی خانواده زن و شوهر، نابسامانی خانواده زن و شوهر، پایگاه اقتصادی-اجتماعی و پایگاه اقتصادی-اجتماعی آرمانی (شرایطی که فرد آرزو دارد)، همگی موثر بر اعتیاد زنان هستند.
همچنین، افزایش احساس پیوستگی یا تعلق به جامعه، میزان پایبندی فرد به هنجارهایی که از سوی اجتماع پذیرفته شده­‌اند، موجب کاهش آلودگی زنان به اعتیاد می­‌شود و افزایش میزان بیگانگی اجتماعی زنان مجرم با شدت آلودگی آنها به مواد مخدر ارتباط مستقیم دارد.

یه هر حال آنچه واضح و نگران­‌کننده است، روند رو به رشد اعتیاد زنان و دختران در سال­‌های اخیر است که همسو با دیگر آسیب­‌های اجتماعی کشور پدیدار شده و نگاه تک­‌عاملی به آنها، خطایی راهبردی در برنامه­‌ریزی­‌ها به شمار می­‌رود.
در گزارش بعدی، به بررسی پیامدهای ناگوار فردی، خانوادگی و اجتماعی اعتیاد بانوان می‌پردازیم و برخی راهکارهای اجرایی را برای مقابله با آن معرفی خواهیم کرد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47512

نصرت بهشتی با قرار وثیقه از زندان وکیل آباد مشهد آزاد شد

 

خبرگزاری هرانا – نصرت بهشتی، فعال مدنی و فرهنگی بازنشسته ساکن مشهد روز سه‌شنبه ۹ آذرماه با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان وکیل آباد مشهد آزاد شد. وی در تاریخ ۱۳ مردادماه بازداشت و چندی قبل توسط دادگاه انقلاب مشهد به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز سه‌شنبه ۹ آذرماه ۱۴۰۰، نصرت بهشتی، فعال مدنی و فرهنگی بازنشسته از زندان وکیل آباد مشهد آزاد شد.

آزادی خانم بهشتی با تودیع قرار وثیقه ۱ میلیارد تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی صورت گرفته است.

نصرت بهشتی در تاریخ ۱۳ مردادماه، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در مشهد بازداشت شد.

خانم بهشتی که از درد در ناحیه کلیه رنج می برد، پیشتر در تاریخ ۲ آبان ماه در اعتراض به مخالفت و جلوگیری مسئولان زندان و نیروهای امنیتی از اعزام وی به بیمارستان، دست به اعتصاب غذا زده و در تاریخ ۶ آبان ماه، در پی اعزام به بیمارستان به اعتصاب غذای خود پایان داده بود.

وی آبان‌ماه امسال توسط شعبه ۴ دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی منصوری از بابت اتهاماتی از جمله “تبلیغ علیه نظام” و “اقدام علیه امنیت ملی” به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

خانم بهشتی پیش از این نیز به دلیل فعالیت‌های خود سابقه بازداشت داشته است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47509

۱۴۰۰-۰۹-۱۰

شونت خانگی؛ ضرب و جرح همسر و فرزندان با قمه و کابل/ زن جوان جان باخت

 

خبرگزاری هرانا – شامگاه شنبه ۶ آذرماه، یک زن در شهرستان تکاب توسط همسرش مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بر اثر شدت جراحت‌های وارده، جان خود را از دست داد. دادستان عمومی و انقلاب تکاب با بیان اینکه این فرد همچنین سه فرزند خود را نیز به شدت کتک زده است اضافه کرد، یکی از فرزندان وی اکنون در بیمارستان بستری شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از خبرگزاری مهر، شامگاه شنبه ۶ آذرماه ۱۴۰۰، یک زن ۳۴ ساله اهل یکی از روستاهای شهرستان تکاب توسط همسرش مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به قتل رسید.

دادستان عمومی و انقلاب تکاب در خصوص این حادثه اظهار کرد: مردی که همسر ۳۴ ساله خود را در یکی از روستاهای اطراف این شهرستان به قتل رسانده بود در محل حادثه دستگیر و به قتل همسر خود اعتراف کرد.

ابراهیم بابامرادی افزود: این مرد پس از آن که شبانه همسر و سه فرزند خود را به شدت با چوب، کابل و قمه کتک زده بود، صبح امروز با جسد بی جان زنش مواجه شد.

بابامرادی بیان کرد: زن جوان روستایی که توسط همسر خود در خانه به مدت طولانی تحت ضربه‌های شدید قرار گرفته بود، بر اثر شدت جراحت‌های وارده ناشی از اشیای سخت و خطرناک شب هنگام جان خود را از دست داده بود.

دادستان عمومی و انقلاب تکاب با اشاره به دستگیری فرد متهم در منزل مسکونی اش گفت: متهم همچنین سه فرزند خود را به شدت کتک زده بود که یکی از آنان اکنون به‌دلیل شدت جراحت وارده در بیمارستان بستری شده است.

بابامرادی اضافه کرد: این فرد که ابتدا از قتل همسر و کتک زدن فرزندان خود اظهار بی اطلاعی می‌کرد، سرانجام به اقدام خود اعتراف و اختلاف‌های خانوادگی را دلیل این کار اعلام کرد.

پرونده این قتل هم اکنون در پلیس آگاهی شهرستان در حال بررسی و تحقیق است.

 



source https://zanan.bashariyat.org/?p=47507

قتل فاطمه‌سادات طباطبایی در بم؛ همسرش به‌عنوان متهم اصلی پرونده بازداشت شد

۲ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر در ادامه زن‌کشی در ایران، «فاطمه‌سادات طباطبایی»، زن جوان ساکن شهرستان بم، به قتل رسیده و همسرش به‌عنوان متهم اصلی پ...