۱۳۹۹-۰۷-۰۶

پرونده سازی جدید؛ امتناع پریسا رفیعی از حضور در جلسه دادگاه

پریسا رفیعی، فعال صنفی دانشگاه تهران محبوس در زندان اوین امروز شنبه ۵ مهر از بابت پرونده جدیدی که اخیرا برای او گشوده شده به صورت شفاهی به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.

خانم رفیعی به دلیل عدم دریافت ابلاغیه از حضور در جلسه دادگاه خودداری کرد. آخرین جلسه بازپرسی این فعال صنفی در تاریخ ۱۵ شهریور در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین برگزار شد. این پرونده به دلیل نامه‌ای که پریسا رفیعی اردیبهشت‌ماه ۹۸ در خصوص شرایط بازداشتگاه انفرادی و فشار مضاعف بر فعالین مدنی زن با اهرم‌هایی چون “تست بکارت” نوشته بود، برای وی ایجاد شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۵ مهرماه ۱۳۹۹، پریسا رفیعی، فعال صنفی دانشگاه تهران محبوس در زندان اوین از بابت پرونده جدیدی که اخیرا برای او گشوده شده دادگاه انقلاب تهران احضار شد.

احضار خانم رفیعی به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به صورت شفاهی صورت گرفته است. خانم رفیعی به این دلیل از حضور در جلسه دادگاه خودداری کرد.
آخرین جلسه بازپرسی پریسا رفیعی در این پرونده، در تاریخ ۱۵ شهریور امسال بدون حضور وکیل مدافع وی در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین به ریاست قاضی حاجی مرادی برگزار شد، در جریان این جلسه خانم رفیعی در خصوص اتهام “تبلیغ علیه نظام” به ارائه آخرین دفاع از خود پرداخت و قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی برای وی صادر شد. جلسه نخست رسیدگی به اتهام خانم رفیعی در تاریخ ۲۹ مرداد در همین شعبه برگزار شد. احضار خانم رفیعی بدون صدور ابلاغیه قبلی صورت گرفته بود.

اتهام “تبلیغ علیه نظام” به دلیل انتشار نامه‌ای است که خانم رفیعی در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۹۸ در خصوص شرایط بازداشتگاه انفرادی و فشار مضاعف بر فعالین مدنی زن با اهرم‌هایی چون “تست بکارت” نوشته بود، وارد شده است.
پریسا رفیعی در تاریخ ۶ اسفند ۹۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از گذشت ۲۳ روز با قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد. خانم رفیعی مدتی بعد توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه از بابت اتهامات اجتماع و تبانی، تبلیغ علیه نظام و اخلال در نظم عمومی مجموعا به ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوع الخروجی و محرومیت از عضویت در گروه ها و احزاب محکوم شد. حکم صادره در آبان ۹۸ عینا به تائید دیوان عالی کشور نیز رسید و در آذرماه همان سال در پی شمول عفو موردی، به یک سال حبس تعزیری تقلیل یافت.

خانم رفیعی نهایتا در تاریخ ۱۷ تیر ۹۹ در پی احضار به واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

هرانا پیشتر در تاریخ ۱۵ تیرماه امسال در گزارشی به شرح وضعیت بند زنان زندان اوین، معرفی زندانیان ساکن این بند و ارائه نقشه طبقات مختلف این بند جهت آشنایی بیشتر با این محل پرداخت.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40262

اگر زنان منزلشان را ترک کنند چه عواقب قانونی به دنبال دارد؟

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا؛ به موجب ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی همین که ازدواجی به طور صحیح واقع شد روابط زوجیت بین طرفین ایجاد می‌گردد و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می‌شود یکی از این حقوق و تکالیف تهیه منزل مشترک و زندگی کردن با یکدیگر و تمکین می‌باشد.اگر زنان منزلشان را ترک کنند چه عواقب قانونی به دنبال دارد؟

حال گاهی اوقات بنا به دلایلی مانند اختلافات خانوادگی، یکی از زوجین خانه را ترک می‌کند و امکان انجام دادن وظایف زناشویی از بین می‌رود. در این نوشتار، عواقب قانونی ترک منزل توسط هر یک از زوجین را مورد بررسی قرار می‌دهیم. اما قبل از این که راجع به این مسئله صحبت کنیم لازم است توضیح مختصری در خصوص حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر ارائه دهیم.

همان طور که گفته شد هنگامی که عقد ازدواج میان دو نفر منعقد شود هر یک از طرفین دارای حقوق و تکالیفی نسبت به یکدیگر می‌گردند برخی از این تکالیف مشترک و برخی از آن‌ها اختصاصی هستند. دو تکلیف مشترک میان زوجین که در قانون مدنی به آن‌ها اشاره شده عبارت است از: حسن معاشرت و معاضدت در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد.

منظور از حسن معاشرت این است که زن و شوهر باید با خوش رویی، مسالمت و احترام با یکدیگر رفتار کنند و از انجام رفتار اهانت آمیز نسبت به یکدیگر خودداری کنند. تکلیف دیگری که به طور مشترک قانون گذار برای هر دو طرف تعیین نموده است معاضدت در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد است.

بیشتر بخوانید:
زنان نقش تاثیرگذار و برجسته‌ای در دوران هشت سال دفاع مقدس داشتند
پذیرش زنان در رشته فوریت‌های پزشکی
تشیید در لغت به معنای استوار کردن و برافراشتن و مُعاضدت هم به معنای یکدیگر را یاری کردن است، اما در اصطلاح حقوقی معنای مشخصی ندارد؛ یعنی قانون مدنی به طور دقیق مشخص نکرده است که مقصود از معاضدت انجام چه کار‌هایی است بلکه براساس عرف و عادت مشخص می‌شود که چه کار‌ها و رفتار‌هایی را می‌توان از مصادیق معاضدت تلقی کرد.

به عنوان مثال معمولاً تامین هزینه‌های زندگی و کسب درآمد بر عهده مرد و اداره امور داخلی منزل به عهده زن است در این حالت انجام هر یک از این امور توسط زن و مرد به معنای معاضدت خواهد بود و در صورتی که هر یک از آن‌ها از انجام این امور خودداری کنند می‌توان گفت که به تکلیف خود در خصوص معاضدت عمل نکرده‌اند.

علاوه بر این تکالیف مشترک که در قانون مدنی برای زن و شوهر ذکر شده است، هر یک از زوجین دارای تکالیف اختصاصی نیز هستد به عنوان مثال مطابق قانون مدنی ریاست بر خانواده از حقوق مرد است و زن باید تکالیف قانونی مرتبط با این حق مرد را ایفا کند؛ به عنوان مثال اگر در امور مربوط به خانواده و تربیت فرزندان اختلاف نظری میان زن و شوهر وجود داشته باشد، چون ریاست خانواده بر عهده مرد است زن باید از نظر شوهر پیروی کند.

پس هرگاه هر یک از زوجین به هر علت وظایف زناشویی خود را ایفا و تمکین نکند، نشوز کرده است در اصطلاح حقوقی به نافرمانی زوجین و عدم ایفای وظایف زناشویی از جانب آن‌ها نشوز گفته می‌شود. عدم تمکین یا به عبارتی عدم ایفای هر یک از وظایف و تکالیف زناشویی خواه از نوع تکالیف مشترک باشد و خواه از نوع تکالیف اختصاصی از سوی هر یک از زوجین می‌تواند اتفاق بیفتد یکی از مواردی که انجام تکالیف اختصاصی و مشترک را از جانب زوجین با مشکل مواجه می‌کند ترک منزل مشترک توسط هر یک از زوجین است که در ادامه به بررسی ابعاد حقوقی آن می‌پردازیم

ترک منزل توسط زن

طبق قانون، یکی از مهم‌ترین موارد تمکین زن سکونت وی در محل اقامت همسر است که بر اساس آن، اصولا زن باید در همان منزلی که شوهر تدارک دیده است سکونت کند؛ بنابراین در مواردی که زن بدون دلیل موجه، منزل مشترک را ترک و در محلی غیر از آن سکونت کند، از نظر حقوقی برای وی پیامد‌هایی در پی خواهد داشت.

به موجب ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی، زن باید در منزلی که شوهر تعیین می‌کند سکونت داشته باشد مگر آنکه اختیار تعیین مسکن به زن داده شده باشد؛ بنابراین ترک منزل بدون عذر موجه از سوی زن موجب ناشزه شدن او خواهد شد. موارد عذر موجه زن برای ترک منزل در ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی ذکر شده است.

به موجب ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی اگر بودن زن با شوهر در یک منزل متضمن خوف ضرر بدنی و یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می‌تواند مسکن جداگانه اختیار کند و در صورت ثبوت ضرر مزبور دادگاه حکم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام که زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود؛ لذا اگر زنی که اختیار تعیین منزل مشترک به او داده نشده و طبق ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی هیچ گونه ضرر بدنی یا شرافتی یا مالی نداشته باشد و بدون هیچ گونه علت موجهی منزل مشترک را ترک کرده باشد طبق قانون ناشزه محسوب شده و شوهر می‌تواند به دادگاه مراجعه کند و الزام به تمکین او را بخواهد.

۱- مهم‌ترین پیامد ترک منزل از طرف زن به عنوان عدم تمکین، از بین رفتن نفقه است و مرد دیگر موظف به پرداخت آن نیست. البته لازم است که مرد ترک منزل از سوی زن را در دادگاه خانواده اثبات کند. به موجب ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود. لازم به ذکر است در صورتی که زن به موجب قانون مجاز به ترک منزل باشد مستحق نفقه خواهد بود.

۲- در صورت ترک منزل توسط زن مرد می‌تواند دادخواست اجازه ازدواج مجدد به دادگاه خانواده ارائه کند. در این صورت، دادگاه ممکن است حکم به ازدواج مجدد بدهد و مرد می‌تواند دراین خصوص اقدام کند.

به موجب ماده ۱۶ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳ یکی از مواردی که مرد می‌تواند همسر دوم اختیار کند عدم تمکین همسر اول می‌باشد؛ بنابراین برای آن که مرد بتواند ازدواج مجدد کند باید به دادگاه رجوع و با اثبات عدم تمکین همسرش، از دادگاه اجازه ازدواج مجدد بگیرد.

۳- امکان طرح دعوای طلاق از سوی مرد

لازم به ذکر است که کلیه موارد فوق مرد باید ابتدا دادخواست تمکین به دادگاه می‌دهد و چنانکه دادگاه زن را به تمکین محکوم نماید و حکم قطعی شود مرد می‌تواند از این حکم برای طرح دعاوی دیگر یعنی، طلاق، کسب اجازه ازدواج مجدد استفاده کند. چنانچه مرد بخواهد همسر خود را طلاق دهد باید مهریه او را بپردازد، اما نفقه به زن تعلق نمی‌گیرد.

توجه به این نکته ضروری است که اگر مرد زن را از منزل مشترک بیرون کند زن باید به پلیس زنگ بزند و گزارش تهیه کرده و صورت جلسه کند سپس شکایت کیفری ترک انفاق علیه مرد مطرح کند و نفقه خود را بگیرد یا اینکه اگر به پلیس زنگ نمی‌زند شاهدی داشته باشد که به دادگاه بیاید و شهادت بدهد، چون در این حالت زن مدعی است و باید ثابت کند که شوهر او را از منزل مشترک بیرون کرده است.

ترک منزل توسط مرد

همان طور که قانون به زنی که تمکین نمی‌کند و خانه را ترک کرده ناشزه می‌گوید به مردی که تمکین نمی‌کند و ترک منزل کرده نیز ناشزه گفته می‌شود. ترک منزل توسط مرد بعضا بستر عسر و حرج (سختی و مشقت) را برای زن ایجاد می‌کنند. به ویژه زنانی که منبع درآمد ندارند با این اقدام از سوی مرد در مضیقه قرار می‌گیرند. به همین دلیل است که زنان بر اساس قانون حق دارند در مقابل چنین عملی از حقوق خود دفاع کنند و با مراجعه به محاکم قضایی خواستار دریافت حقوق قانونی خود باشند. به موجب بند ۱ تبصره ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت ۶ ماده متوالی یا ۹ ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه از موارد عسر و حرج زوجه محسوب می‌شود و زن می‌تواند تقاضای طلاق کند.

زن در چه شرایطی می‌تواند مرد را ممنوع الخروج کند؟

۱- زن می‌تواند به شورای حل اختلاف مراجعه کند و تامین دلیل بگیرد (هرگاه شخصی احتمال دهد دلایلی موجود است و در آینده دسترسی به آن‌ها دشوار خواهد شد یا دسترسی به آن‌ها به طور کلی از بین خواهد رفت، می‌تواند از دادگاه تامین آن‌ها را بخواهد)، و زمانی که مشخص شود شوهر بدون دلیل موجه او را رها کرده یا از عهده پرداخت مخارج قانونی زن بر نمی‌آمده و یا با وجود داشتن توانایی مالی، از پرداخت آن امتناع می‌کرده، می‌تواند به دادگاه خانواده مراجعه کند و تحت عنوان ترک نفقه، شکایتی کیفری علیه او تنظیم کند.

۲- همچنین زن می‌تواند علیه شوهر، با عنوان ترک انفاق، دادخواست حقوقی نیز ارائه دهد که در این صورت دادگاه نفقه زن را تعیین و مرد را ملزم به پرداخت آن می‌کند. در چنین شرایطی اگر مرد به حکم دادگاه عمل نکند، حق طلاق برای زن ایجاد می‌شود.

۳- در صورتی که مرد منزل را ترک یا از دادن نفقه امتناع کند و زن از این بابت در عسر و حرج قرار گیرد، حق دارد با استفاده از اختیاراتی که به عنوان حق توکیل و بر اساس عقدنامه به او داده شده، به دادگاه مراجعه کرده و با اعمال وکالت، هم درخواست طلاق دهد و هم مهریه اش را مطالبه کند. مطابق بند شماره ۸ شروط چاپی عقد نامه به شرط امضا مرد اگر زوج بدون عذر موجه زندگی مشترک را ترک کند حتی کمتر از ۶ ماه متوالی و یا ۶ ماه متوالی زندگی مشترک را ترک کند از مواردی است که در صورت اثبات و پذیرش در دادگاه زن وکیل مرد در طلاق خواهد شد.

زن برای دریافت مهریه باید اموال شوهر را به دادگاه معرفی و چنانچه شوهر مالی نداشت، او را ممنوع الخروج یا هر زمان که اموالی از او پیدا کرد، آن را به دادگاه معرفی کند که در چنین شرایطی اموال از سوی دادگاه توقیف و مهریه از روی آن پرداخت می‌شود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40260

خودکشی دختر ۱۶ ساله در رباط کریم

روز پنجشنبه ۳ مهر ماه، یک دختر ۱۶ ساله در شهرستان رباط کریم واقع در استان تهران، به دلیل اختلافات خانوادگی از طریق خوردن قرص برنج دست به خودکشی زد و جان باخت. سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، روز پنجشنبه ۳ مهر ماه ۱۳۹۹، یک دختر ۱۶ ساله در شهرستان رباط کریم واقع در استان تهران، از طریق خوردن قرص برنج دست به خودکشی زد و جان باخت.

در این گزارش، انگیزه خودکشی این دختر نوجوان اختلافات خانوادگی با پدر و نامزدش عنوان شده است.

سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40258

۱۳۹۹-۰۷-۰۴

زنان تاثیرگذار ایران: مژگان روستایی؛ کارآفرینی با کروکودیل‌های ۳ متری

تاریخ ایران و جهان به زندگی و سرنوشت چهره‌ها گره خورده است. هر یک خشتی گذاشته‌اند تا سقفی پدیدار شود؛ خشت‌هایی که گاه به قیمت زندگی و جان‌شان تمام‌ شده است. در این معماری عظیم، زنان و مردان بسیاری نقش آفریده‌اند.

از سوی دیگر، در تاریخ جهان بسیاری از زنان و مردان نیز به دلیل استعداد شگرف‌شان برای تخریب و نابودی ساخته‌های دیگران، «تأثیرگذار» نام‌گرفته‌اند.
زنان ایرانی، نویسنده برگ‌های بسیاری از کتاب تاریخ ۲۰۰ سال اخیر ما بوده‌اند؛ چه به دلیل تأثیر مثبت بسیاری از آن‌ها در افزایش آگاهی عمومی، کاهش تبعیض علیه زنان، ارتقای سواد و موقعیت اجتماعی، مقابله با فشارهای مذهبی، مشارکت در پروژه‌های علمی، سیاست‌ورزی، موسیقی و سینما و چه به دلیل تأثیر بعضی از آن‌ها در تشویق به خشونت، گسترش جهل و جزم‌اندیشی و سوءاستفاده از قدرت مالی و اقتصادی در جهت منافع خود.
مجموعه «زنان تأثیرگذار» «ایران‌وایر» یک مقدمه است. افرادی که نام‌شان در این فهرست آمده است، نماینده برخی اقشار جامعه هستند که هر روز در ایران و کشورهای دیگر بر زندگی خانواده و اجتماع خود تأثیر می‌گذارند. بدیهی است که همه فعالیت‌ها و یا تمام افراد حاضر در این مجموعه مورد تأیید «ایران‌وایر» نیستند اما تأثیرگذاری هیچ‌یک از افراد این لیست را نمی‌شود کتمان کرد.
این لیست، دومین سری سلسله بیوگرافی‌های زنان تأثیرگذار ایران است که به‌مرور تکمیل می‌شود. از مخاطبان «ایران‌وایر» درخواست داریم تا پیشنهادات خویش را برای غنای این مجموعه با ما در میان بگذارند.

***

کروکودیل حیوان عجیبی است؛ یک جور اسرارآمیز و ترسناک. با شنیدن نامش اغلب به یاد ویدیوهایی می‌افتیم از حمله ناگهانی یک موجود غول‌پیکر با چشمانی تیزبین و دهانی که آن‌قدر باز می‌شود که انسان یا حیوانات تشنه‌ای که برای خوردن آب نزدیک دریاچه یا رودخانه‌ شده‌اند را ببلعد بی‌این که حتی لرزشی کوچک بر سطح آب ایجاد کند.

«مژگان روستایی» اما تصویرهای دهشتناک از کروکودیل‌ها را به یکباره تغییر داد؛ زنی جوان، پرشور و مصمم از اهالی اصفهان و متولد سال ۱۳۶۲ که با همکاری همسرش در جزیره قشم، به تولید و پرورش بزرگ‌ترین گونه کروکودیل در جهان مشغول است.

او در ۲۳ سالگی موفق شد عنوان جوان‌ترین کارآفرین کشور را به خود اختصاص دهد. مژگان و همسرش حالا اولین و تنها مزرعه پرورش کروکودیل در ایران را مدیریت می‌کنند و امیدوارند که با افزایش این مجموعه‌ها، تولیداتشان را در عرصه جهانی عرضه کنند.

مژگان روستایی فارغ‌التحصیل رشته جانورشناسی است. او و همسرش تا هفت سال قبل، هر دو در تهران کارمند بودند اما به این نتیجه رسیدند که زندگی کارمندی چیزی نیست که در پی‌ آن باشند: «سال ۱۳۸۵ تصمیم گرفتیم کاری خلاقانه در حوزه تخصص من شروع کنیم. بعد از مدتی به ایده پرورش کروکودیل رسیدیم. ایده داشتیم اما منبع مطالعاتی فارسی در این مورد نداشتیم. وقتی درباره‌اش با کسی صحبت می‌کردیم، فکر می‌کردند شوخی می‌کنیم و درنهایت هم ما را می‌ترساندند.»

مژگان اما ترس‌ها را در پناه اراده، خلاقیت و پشتکار جا گذاشت. سال ۱۳۸۵ که آن‌ها تصمیم گرفتند ایده خود را عملیاتی کنند، هیچ طرح و دستورالعمل مشخص و معینی برای حمایت از کسانی که قصد چنین کارهایی داشتند، وجود نداشت. حتی مشخص نبود برای گرفتن مجوز این کار چه باید کرد.

بروکراسی اداری بزرگ‌ترین مشکل همه کسانی است که می‌خواهند کاری نو و خلاق در ایران انجام بدهند. از وقتی طرح ارایه می‌شود تا لحظه‌ای که مجوز صادر شود، زمانی طولانی طی خواهد شد. گاهی پروسه آن قدر طاقت‌فرسا می‌شود که عطای راه انداختن حرفه تازه را به لقایش می‌بخشند. شاید اگر علاقه، همت و همراهی مژگان و همسرش در میان نبود، سرنوشت «نوپک» هم همان می‌شد که شرحش رفت.

نوپک مخفف نام شرکتی است که مژگان روستایی و همسرش راه‌اندازی کرده‌اند. بنابر آن چه او در شرح نوپک گفته است، این نام مخفف کلمات «نوآوری»، «پویایی» و «کوشش» است. همان‌سه اصلی که در این‌ سالها سرلوحه فعالیت‌های آن‌ها بوده است.

سرمایه اولیه برای راه‌اندازی چنین طرحی اندک نبود. مژگان و همسرش اما عزم‌شان را جزم کرده بودند: «با پدرم صحبت کردیم و خانه و ماشین و هر چه داشتیم را فروختیم تا پولش را سرمایه کارمان کنیم. حدود ۱۰۰ میلیون تومان هم بانک کشاورزی به عنوان وام به این پروژه اختصاص داد. برای تسهیلات ۱۰۰ میلیون تومانی، سند دو خانه، یکی در تهران و دیگری در اصفهان را در رهن بانک گذاشتیم. حدود ۴۰۰ میلیون تومان سرمایه‌گذاری به مدد وام و پس‌انداز و کمک‌های خانواده‌ها جمع شد.»

مژگان روستایی در قدم بعدی تصمیم می‌گیرد یک شرکت ثبت کند. می‌گوید: «سال ۱۳۸۶ شرکتی به نام “نوآوران پویا کیمیا قشم” تاسیس کردیم که الان مجری مزرعه و پارک پرورش کروکودیل نوپک قشم است و به عنوان طراحی نوآورانه و کارآفرین در ایران شناخته می‌شود. من مدیرعامل هستم و همسرم، مهندس “بهروز سالاروند” کارهای طراحی و نظارت بر احداث و مدیریت مزرعه را برعهده دارد.»

پس از آن، مژگان و همسرش تصمیم گرفتند برای گذراندن دوره صلاحیت حرفه‌ای پرورش کروکودیل، به خارج از کشور بروند. مقصد کشورهایی بود که در زمینه پرورش کروکودیل صاحب نظر بودند؛ یعنی مالزی و تایلند. دوره‌های مربوطه یک سالی طول کشید و حالا وقت پوشیدن کفش‌های آهنین بود.

مژگان روستایی با سازمان‌ها و نهادهای متعددی که به شکلی با ایده او مرتبط بودند، ارتباط گرفت و طرح خود را ارایه کرد؛ سازمان‌هایی هم‌چون شیلات، حفاظت محیط‌‌زیست و دام‌پزشکی. در نهایت در سال ۱۳۸۷ نخستین پروانه تاسیس مزرعه پرورش تمساح در ایران برای شرک نوپای مژگان روستایی و همسرش صادر شد: «مزرعه را در جزیره هنگام احداث کردیم و اولین تمساح‌ها بهمن ۱۳۸۹ وارد مزرعه شدند. بهار سال ۱۳۹۰ تصمیم گرفتیم بخش گردش‌گری مزرعه را هم راه بیاندازیم. این‌طوری پارک کروکودیل نوپک در جزیره قشم به عنوان اولین پارک کروکودیل خاورمیانه آغاز به کار کرد.»

حالا وقتی به جزیره هنگام بروید و سراغ پارک کروکودیل‌ها را از هر کس بگیرید، شما را راهنمایی خواهد کرد. هزاران گردش‌گر داخلی و صدها گردش‌گر خارجی از این پارک دیدن و از خدمات آموزشی و مشاوره‌هایی که در مورد چگونگی پرورش کروکودیل ارایه داده می‌شود، استفاده کرده‌اند.

سال ۱۳۹۲ مژگان روستایی موفق شد سری اول تخم‌ریزی و تکثیر کروکودیل زنده را در نوپک انجام دهد. حالا او و همسرش به خاطر مزرعه جذاب‌شان، به عنوان کارآفرینان برتر استان هرمزگان و ایران شناخته می‌شوند.

آن‌ها در چهارمین دهه زندگی خود، دختری به نام «آنیسا» دارند. در مزرعه این زوج، ۲۰ کارگر مشغول به کار هستند و۲۰۰ سر کروکودیل را نگه‌داری می‌کنند و محل کارشان به یکی از مقصدهای گردش‌گری دیار تاریخی و جذاب هرمزگان تبدیل شده است؛ جایی که می‌توانید رخ به رخ کروکودیل‌های ۵۰ سانتی، تا سه متری عمق آب را تماشا کنید و خیال‌تان راحت باشد که بلعیده نخواهید شد.

صفحه اینستاگرامی نوپک در اینستاگرام که چندهزار فالوئر دارد، آخرین خبرهای مربوط به کروکودیل‌های ساکن در مزرعه را به علاقه‌مندان اطلاع می‌دهد.

مژگان روستایی اهداف بزرگی برای توسعه کارش در سر دارد: «ما برنامه ۱۰ ساله‌ای داریم که در حال حاضر یک و نیم تا دو سال از آن جلو هستیم. هدف اصلی راه‌اندازی، واردات، تکثیر و پرورش کروکودیل بود که همه این‌ها با این‌که نخستین مجموعه در ایران بوده‌ایم، با موفقیت انجام شده است. هدف نهایی مجموعه ما، داشتن مزرعه با هزار سر کروکودیل است که با تکثیر بیشتر در آینده محقق خواهد شد.»

مژگان روستایی مانند بسیاری از کسانی که ایده‌های نو در سر داشته‌اند، برای اجرا با مشکلات متعددی مواجه شده ‌است. یکی از مشکلات، تغییر قیمت ناگهانی ملک در ایران بوده است: «زمانی که قصد داشتیم این پروژه را اجرا کنیم، قیمت ملک در ایران ناگهان دو ‌برابر شده بود. حتی افراد بسیاری توصیه کردند که از انجام این طرح انصراف دهیم. می‌گفتند به جای اجرای این ایده، خانه بخرید و پول‌تان را در بازار مسکن سرمایه‌گذاری کنید. شاید اگر در آن زمان توصیه اطرافیان‌مان را به اجرا در می‌آوردیم، سود بیشتری عایدمان می‌شد. اما نام سرمایه‌گذاری در بخش ملک و مستغلات، کارآفرینی و اشتغال‌زایی نبود. دوست داشتیم کاری را انجام دهیم که در کنار ما دیگران هم بهره‌مند شوند. ریسک آن بالا بود اما با برنامه پیش رفتیم و خوش‌بختانه موفق شدیم.»​



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40256

بیانیه مادران پارک لاله؛ جلوی جنایت های حکومت را بگیریم، جان زندانیان سیاسی در خطر است!

مادران پارک لاله، با انتشار بیانیه ای خواستار لغو احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی و همچنین آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی شدند.

مادران پارک لاله، در این بیانیه ضمن محکوم کردن جان باختن نادر مختاری با ضربات باتوم ماموران امنیتی در بازداشتگاه کهریزک و اعدام نوید افکاری از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری مرداد ماه ۱۳۹۷، نگرانی خود را از اجرای حکم اعدام حیدر قربانی و ۴ زندانی عرب اهوازی ابراز کردند.

آنها همچنین مقامات حکومت ایران را مسئول جان و سلامتی نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی در حال اعتصاب غذا دانسته و خواستار لغو احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی و آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی شدند.

متن کامل بیانیه مادران پارک لاله با عنوان «جلوی جنایت های حکومت را بگیریم، جان زندانیان سیاسی در خطر است!» به شرح ذیل است:

«شاید بتوان گفت که این روزها، سرنوشت ساز ترین روزهای مبارزات تاریخی مردم ایران علیه حکومت فاسد و جابر و جنایت کار اسلامی ایران است. از سویی حکومت راه نفس را بر تمام شریان های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامعه بسته است و کمر مردم را زیر باز فقر، تبعیض و نابرابری‌های اجتماعی، بیماری اپیدمیک و نبود امکانات حمایتی دولتی خم کرده و با گسترش فساد، اعتیاد و تبعیض در جامعه، مردم را به سمت خودکشی و زن کشی سوق داده است، از سویی دیگر سرکوب و قساوت را به حد نهایت رسانده تا شاید بتواند جلوی اعتراض ها، اعتصاب ها، ایجاد تشکل های مستقل و مردمی و اتحاد و مبارزه برای رهایی از بیدادگری حاکم را سد کند.

با این وجود، زنان و مردان شجاعی هستند که بدون ترس از عواقب مبارزات شان در برابر این حکومت جنایت کار و فاسد ایستاده‌اند و صدای اعتراض شان را هر روز بلند و بلندتر می‌کنند و می‌رود که چون سیلی جوشان و خروشان به راه افتند و تمامی بنیان‌های این حکومت ستم کار را زیر و رو کنند. زنان و مردان مقاوم و شجاعی که در مبارزه با تبعیض و بی‌عدالتی و جنایت های این حکومت آرام و قرار ندارند و از جان مایه می‌گذارند تا حقوق انسانی خود و دیگران را طلب کنند. حکومت نیز آن‌ها را به بند می‌کشد و به شرم آورترین شکل ممکن زیر ضرب قرار می‌دهد و انواع شکنجه های وحشیانه را بر روی آن ها و خانواده‌های شان اعمال می کند تا مقاومت آن‌ها را در هم شکند یا تسلیم خواسته های پلید نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و بازجو و قاضی شوند و در حقیقت علیه خود و آرمان های خود گواهی دروغ دهند.

حکومت سال هاست که با انواع و اقسام وسایل سرکوب و شکنجه سعی کرده است که مردم آگاه و مبارز را یا در خفا سر به نیست کند یا به سکوت بکشاند، یا با تطمیع برخی فعالان را علیه خود و دیگری به میدان بیاورد یا اگر موفق نشد برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه، آشکارا “گردنی را برای طناب دارشان بیابد”. همان کاری که در تازه ترین نمونه از جنایت های بی شمارشان مرتکب شدند و جوانی برومند و شجاع به نام نوید افکاری را با توجیه اعترافات اجباری که زیر شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی از او گرفتند، با عجله و بدون شفاف سازی و پاسخ‌گویی به خانواده و مردم به دار آویختند و در خفا به خاک سپردند. با این خیال که این جنایت را نیز چون جنایت های دهه ی شصت می‌توانند تا ابد انکار کنند و زیر پرده ی ابهام و بدون پاسخ‌گویی بر آن سرپوش بگذارند و جامعه را به سکوت بکشانند. جنایت کاران غافل اند که همین خانواده‌های زخم خورده و دادخواه، روزی نه چندان دور با هم متحد خواهند شد و با همراهی مردم مبارز و آزادی خواه، دادخواهی را به سرانجام خواهند رساند.

در همین روزها سایت کلمه وابسته به اصلاح طلبان خبر داد که جوانی از معترضان آبان ۹۸ به نام «نادر مختاری» که به علت ضربات باتوم چند ماه در کما بوده، در «بازداشت گاه سروش ۱۱۱» در زندان کهریزک در جنوب تهران کشته شده است، زندانی که قرار بود پس از جنایت های سال ۸۸ تعطیل شود. از سوی دیگر قوه قضاییه ایران که رئیس آن ابراهیم رییسی، جزو جنایت کاران بزرگ است با تأیید مرگ نادر مختاری در زندان، ارتباط او را با اعتراضات آبان رد کرده است. در این میان ما مردم هنوز نمی‌دانیم که چه بلایی بر سر نادر مختاری و دیگر معترضانی که در طی این سال‌ها بازداشت شده‌اند و در زندان های رسمی و غیر رسمی سراسر کشور زیر انواع و اقسام شکنجه های وحشیانه هستند، یا آن‌هایی که با وثیقه های سنگین به ظاهر آزادند، ولی گردن شان زیر تیغ گیوتین حکومت درگیر است، در چه شرایط اسف باری بسر می برند.

در این شرایط وحشتناک، حکومت از سویی با سرکوب شدید اعتراضات و اعتصاب های مداوم مردم جان به لب رسیده و صدور احکام اعدام و صدور احکام سنگین زندان و شکنجه های وحشیانه در زندان ها، می‌خواهد جلوی حرکت پیش رونده ی مردم را بگیرد و هم‌اکنون حیدر قربانی و چهار زندانی عرب اهوازی و تعدادی دیگر در خطر اجرای احکام اعدام هستند، از سوی دیگر زندانیان را آن‌چنان زیر فشار طاقت فرسا قرار می‌دهند که گاه ناچار می‌شوند برای بدیهی ترین حق و خواسته، زندگی‌شان را به داو بگذارند و وارد اعتصاب غذا شوند. در طی این سال‌ها نمونه‌های بسیاری از زندانیان سیاسی بوده‌اند که با اعتصاب غذا، جان یا سلامتی شان را از دست داده‌ اند.

هم‌اکنون نیز تعدادی از زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا هستند و خبری از وضعیت آن‌ها نداریم و به شدت نگران سلامتی شان هستیم. نسرین ستوده حقوق دادن، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر یکی از آن هاست. او در مجموع به ۳۸ سال زندان با ۱۴۸ ضربه شلاق برای ۲ پرونده باز محکوم شده است. وی از آخرین بازداشت در ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ در منزل شخصی‌اش در تهران، تاکنون زندانی بوده و از تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۹۹، در اعتراض به برخوردهای فراقانونی و بی‌اعتنایی متولیان امر به حق آزادی مشروط زندانیان، اعتصاب غذا کرده است. این سومین اعتصاب غذای طولانی مدت اوست.

این زن مبارز و خستگی ناپذیر نیز هم‌اکنون با وضعیتی نگران کننده و وخیم در بخش سی سی یو بیمارستان طالقانی تهران بستری است و هیچ اطلاعی از او داده نمی‌شود. او نیز چون بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی در اعتراض به بی عدالتی و تبعیض بارها بازداشت شده، ولی قاطعانه و شجاعانه بر راهی که به درستی آن ایمان دارد، ایستاده است. رضا خندان همسر نسرین ستوده گفته است: «او در بدترین شرایط ممکن در سی‌سی‌یو بستری است. شدیدترین و غیرانسانی‌ترین شرایط را برای او به کار بسته‌اند تا کسی نتواند با او تماس بگیرد و تحت فشارهای روحی تسلیم خواسته‌های شان شود. یکی از بدترین افرادشان را مسئول تیم امنیتی کرده‌اند و به ما به عنوان خانواده‌ی بیمار اجازه ورود و نظارت به پروسه درمان داده نمی‌شود. از مشاهده نتایج آزمایشات جلوگیری می‌کنند. تهدید به بازداشت و توهین توسط سرپرست تیم عملیات می‌شویم.».

این شرایط طاقت فرسا و تحمیلی از طرف حکومت و ایستادگی ها و مقاومت‌ زندانیان سیاسی مخصوص امروز و دیروز نیست، ولی از سویی خوشحال ایم که در این سال‌ها با وجود ابزارهای مختلف رسانه ای، صدای زندانیانی چون نسرین ستوده لحظه به لحظه در ایران و جهان پخش و شنیده می‌شود و به اشکال مختلف از مبارزات او قدردانی می‌کنند، ولی از سویی دیگر به شدت نگرانیم که مقاومت های کم نظیر و جانانه ی دیگر زندانیان سیاسی که سال هاست بر آرمان‌های خود برای آزادی و عدالت و برابری ایستاده اند، نادیده گرفته شده یا کم‌رنگ می شود. زندانیان گمنامی که در بدترین شرایط در زندان ها در حبس و زیر شکنجه های وحشیانه حکومت ایستاده‌اند ولی کسی را ندارند که صدای آن ها را به این سوی دیوار زندان ها برساند. در همین روزها صبا کرد افشاری با محکومیت ۲۴ سال حبس دچار بیماری شده و او را به بیمارستان طالقانی بردند و دوباره به زندان باز گرداندند و به شدت نگران سلامتی او هستیم. باز صدای امثال صبا شنیده می شود، ولی صدها یا شاید هزاران زندانی سیاسی دیگر داریم که از حال و روزشان بی خبریم. بخصوص زندانیان سیاسی که در شهرستان‌ها محبوس اند. زندانیانی چون زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد که از آذر سال ۱۳۸۶ با بالاترین محکومیت زندان، یعنی «حبس ابد» بدون مرخصی در زندان است و زیر انواع و اقسام شکنجه های جسمی و روحی قرار دارد تا مقاومت او را بشکنند و به شدت نگران سلامتی‌ او و دیگر زندانیان هستیم.

در این میانه کمترین وظیفه ما پی جویی و پیگیری وضع این زندانیان و پشتیبانی از آن‌ها با انعکاس و انتشار خواسته‌ها و وضعیت شان است. تا به این وسیله هم به زندانیان و فعالان سیاسی روحیه دهیم که ما نیز در کنارشان ایستاده‌ایم و هم به مردمی که به خاطر شقاوت و جنایت های هر روزه حکومت خسته شده و اعتماد به نفس خود را از دست داده‌اند و فکر می کنند که این حکومت تا به ابد پابرجاست، نوید دهیم که به قدرت خود ایمان بیاوریم. آری برماست که مدام یادآوری کنیم که فعالان بسیاری هستند که به خاطر اعتقادشان به برقراری آزادی، برابری و عدالت اجتماعی محکم ایستاده اند و با وجود تمام دشواری ها حاضر به سکوت نیستند. امید که با پایداری و همبستگی بیشتر با زندانیان سیاسی و تمامی مردم شریف و آزاده ایران که در برابر جهل و جنایت این حکومت ایستاده اند، این قفس را بشکنیم و هم چنان ققنوس که می سوزد تا از خاکسترش ققنوسی دیگر برآید، آتشی بر این بساط بی عدالتی و تبعیض بزنیم تا از خاکستر آن ایرانی آزاد بر پایه عدالت اجتماعی بسازیم و اجازه ندهیم که به نام حقوق بشر اسلامی یا دیگر انواع حقوق بشر که دیکتاتوری و تبعیض و کشتن آزادی سر لوحه ی آن است، بر ما فرمانروایی کنند.

ما مادران پارک لاله ایران به عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، این چرخه ی آزادی کشی، سرکوب، قساوت،‌بازداشت، شکنجه، شلاق، اعترافات اجباری، تبعیض، بی‌عدالتی و اعدام را به دشت محکوم می‌کنیم و خواهان: ۱) لغو مجازات شکنجه و اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۲) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنات‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین اعتقاد عمیق داریم که این خواسته ها با اتحاد و همبستگی و مبارزات پیگیر ما دادخواهان به دست خواهد آمد و تردیدی نیست که برای رسیدن به این خواسته ها باید برای؛ ۴) آزادی بیان و اندیشه، ۵) حق داشتن تجمع و اعتصاب و تشکل و احزاب مستقل، ۶) رفع هرگونه تبعیض و ۷) جدایی دین ازحکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی عدالتی ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز حکومت جنایت کار اسلامی ایران می دانیم.

ما به شدت نگران جان زندانیان محکوم به اعدام هم چون حیدر قربانی و ۴ زندانی عرب اهوازی و هم چنین نگران سلامتی نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی مقاوم در حال اعتصاب غذا یا زندانیان بیمار در زندان های سراسر ایران هستیم و تاکید می کنیم که مسئولیت جان و سلامتی آن ها با حکومت است و باید هر چه زودتر تمام احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی لغو و زندانیان سیاسی بدون قید و شرط آزاد شوند.»

مادران پارک لاله ایران



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40254

محرومیت از حق درمان و ملاقات برای سهیلا حجاب وکیل دادگستری؛ پرونده جدید با وجود ۱۸ سال حکم زندان!

– سهیلا حجاب در زندان به بیماری تاربینی مبتلا شده و قادر به کنترل تعادل جسمانی خود نیست و طی این مدت چندین مرحله بر اثر از دست دادن تعادل به علت تاربینی و سرگیجه به زمین خورده است.
– سهیلا حجاب روز شنبه سوم خردادماه پس از مراجعه به دادگاه تجدید نظر تهران و دریافت تایید حکم ۱۸ سال زندان خود به محض خروج از دادگاه توسط سپاه ثارالله تهران و همراه با ضرب و جرح بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

سهیلا حجاب وکیل دادگستری و فعال مدنی محبوس در زندان قرچک ورامین دچار بیماری شده اما از ابتدای خردادماه تا کنون از حق ملاقات با خانواده و همچنین حق درمان محروم مانده است.سهیلا حجاب وکیل دادگستری و فعال مدنی پیشتر از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۸ سال زندان محکوم شده بود. بر اساس قوانین جمهوری اسلامی اشد مجازات یکی از ردیف‌های اتهامی اجرا می‌شود و در نتیجه این زندانی سیاسی باید ۷ سال و ۶ ماه به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام» در زندان بماند.

سهیلا حجاب روز شنبه سوم خردادماه پس از مراجعه به دادگاه تجدید نظر تهران و دریافت تایید حکم ۱۸ سال زندان خود به محض خروج از دادگاه توسط سپاه ثارالله تهران همراه با ضرب و جرح بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.

این فایل صوتی روایت شیوه بازداشت سهیلا حجاب از سوی نیروهای اطلاعات سپاه از زبان خودش طی تماسی از زندان قرچک ورامین است:

سازمان اطلاع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از زندانی شدن سهیلا حجاب پرونده دیگری برای او گشوده که هنوز دادگاه رسیدگی به این پرونده برگزار نشده است.

خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز ۱۷ تیر ماه ۱۳۹۹ با انتشار گزارشی مدعی شد سهیلا حجاب در دورانی که به مرخصی رفته بود در صدد برنامه‌ریزی برای انفجار محل سکونت امام جمعه کرمانشاه بوده است. این خبر نشان از پرونده‌سازی تازه‌ای علیه سهیلا حجاب دارد و به نظر می‌رسد وی به شدت زیر فشارهای امنیتی قرار دارد و محرومیت از حق درمان و ملاقات با خانواده نیز بر اساس همین پرونده‌سازی جدید است.

سازمان اطلاعات سپاه جمهوری اسلامی پس از آن این پرونده را به جریان انداخته که سهیلا حجاب و زینب جلالیان ۲۷ خرداد ماه ۱۳۹۹ در زندان قرچک ورامین دست به اعتصاب غذا زدند.

این دو زندانی سیاسی سوم تیرماه سال جاری در نامه‌ای سرگشاده به رفتارهای توهین‌آمیز مسئولان این زندان و همچنین محرومیت‌ها و محدودیت‌های شدید زندانیان سیاسی محبوس در این زندان اشاره کردند.

در این نامه آمده بود: «بازرسی‌های وحشتناک بدنی و غیرانسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوه‌های قرون وسطایی و مطابق اصول برده‌داری، بخشی از رنجنامه‌های ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضدزن وحشت به همراه دارد که برای جابجایی ما از محافظان متعدد، همراه در غل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود؟ علیرغم اینکه در سیاه‌چاله‌های قرون وسطایی این افراد نگهداری می‌شویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابجایی بین زندان‌ها یا حضور در بیدادگاه‌ها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات بسر برده‌ایم، ما را مورد بازرسی‌های بی‌شرمانه خود قرار می‌دهند. مگر در سیاه‌چاله‌ها توسط دوربین‌ها و ماموران سرکوبگر رصد نمی‌شویم؟»

سهیلا حجاب و زینب جلالیان در این نامه تأکید کرده بودند «جمهوری اسلامی را به رسمیت نمی‌شناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکرده‌ایم و نخواهیم کرد چرا که فردی طلب بخشش و عفو می‌کند که مرتکب اشتباهی شده باشد.» آنها نوشته بودند: «ما پژواک خواسته‌ها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بودیم. رژیم دیکتاتوری که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایه‌های ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه‌های مختلف باشد و هم در دادگاه‌های ملی محاکمه شود.»

یک منبع مطلع در گفتگو با وبسایت «حقوق بشر در ایران» گفته است: «خانم حجاب در بند قرنطینه زندان قرچک ورامین به بیماری تاربینی مبتلا شده و قادر به کنترل تعادل جسمانی خود نیست و طی این مدت چندین مرحله بر اثر از دست دادن تعادل به علت تاربینی و سرگیجه به زمین خورده است. این زندانی سیاسی ۵ ماه است که از حق ملاقات با مادر و خانواده خود محروم مانده و مسئولان زندان قرچک به هدایت اطلاعات سپاه اعلام کردند در صورتی می تواند با خانواده‌اش ملاقات کند که ماموران در زمان انجام ملاقات در کنار این زندانی سیاسی باشند. خواسته سهیلا حجاب، اعزام به مرکز درمانی برای درمان مشکل بینایی و همچنین ملاقات با خانواده است.»



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40252

۱۳۹۹-۰۷-۰۳

طرح بحث حجاب اجباری در ایران

به تازگی ارسال انبوه پیامک‌های تذکر درباره بی‌حجابی در خودروها، و احضار مالکان به پلیس برای پاسخگویی، خبرساز شد. موضوعی که واکنش پلیس تهران را هم به دنبال داشتحجاب اجباری در ایران، اعتراف رژیم به عدم تمایل اکثریت زنان - کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

و این ارگان، آن را ناشی از آنچه «نقص فنی چند روزه» خواند، دانست! بحث حجاب اجباری اما، هفته گذشته، سوژه یکی از برنامه‌های تلویزیون رسمی ایران هم بود؛ جائی که یکی از میهمانان، صراحتا، این سیاست را، محکوم به شکست دانست! اما، موضوع حجاب، بحث امروز و دیروز نیست و نزدیک به چهار دهه است که در جامعه ایران، بعنوان موضوعی روزمره، مطرح بوده است. چرا این موضوع، تا این حد برای مسئولان جمهوری اسلامی مهم است؟ چرا برای جمهوری اسلامی، حجاب دختران، بیشتر از کار، تحصیل، موفقیت، یا حتی سیری شکم‌شان مهم است؟ گزارشی از شهریار صیامی​



source https://zanan.bashariyat.org/?p=40247

بی خبری مطلق از وضعیت سارینا زائری، جوان بهایی اهل شیراز

۳ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر  با گذشت ۱۲ روز از بازداشت سارینا زائری، شهروند بهایی ۲۰ ساله ساکن شیراز، همچنان هیچ اطلاعی از وضعیت سلامت و محل...