۱۳۹۹-۰۴-۱۱

خودکشی 2 زن در پل هفتم رودخانه کارون اهواز

حوادث رکنا : بامداد امروز در رودخانه کارون 2 زن قصد خودکشی داشتند که خوشبختانه نجات یافتند.خودکشی 2 زن در پل هفتم رودخانه کارون اهواز

به گزارش رکنا ، رئیس سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اهواز از نجات ۲ شهروند که در محدوده مشترک ساحلی شرقی پل هفتم قصد خودکشی داشتند خبر داد.

ابراهیم قنبری امروز بامداد سه شنبه ۱۰ تیر ماه اظهار کرد: ساعت ۰۰:۳۰ بامداد امروز گزارش خودکشی شخصی در رودخانه کارون در محدوده ساحلی شرقی زیر پل هفتم اطلاع رسانی شد.

وی افزود: نیروهای ۱۲۵ بلافاصله به محل اعزام شده و ساعت ۰۰:۳۵ بامداد کار امداد و نجات را آغاز کردند.

یک خانم دیگر هم قصد خودکشی داشت
قنبری اضافه کرد: پس از خارج کردن شخص از آب که خانمی تقریبا ۳۳ ساله بود، آتش نشانان‌ متوجه حضور یک خانم دیگر که قصد خودکشی در همان محدوده را داشت شدند.

رئیس سازمان آتش نشانی و خدمات ایمنی شهرداری اهواز، ادامه داد: آتش نشانان به همراه نیروهای انتظامی بلافاصله وارد عمل شده و شخصی که قصد خودکشی داشت را منصرف و از محدوده ساحلی خارج نمودند.

قنبری در پایان گفت: آتش نشانان شخص نجات پیدا کرده از درون آب را با توجه به مسمومیت دارویی که داشت سریعاً به نیروهای اورژانس ۱۱۵ و انتظامی جهت رسیدگی های بعدی تحویل دادند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38863

تجاوز گروهی به دختر 18 ساله مشهدی / متین و 5 دوستش دستگیر شدند

حوادث رکنا: 5 عضو باند شیاطین کثیف که با ربودن دختر جوانی در مشهد، او را مورد آزار و اذیت های وحشیانه قرار داده بودند با صدور دستورات ویژه قضایی دستگیر و روانه زندان شدند.تجاوز گروهی به دختر 18 ساله مشهدی / متین و 5 دوستش دستگیر شدند

به گزارش رکنا، ماجرای «خانه وحشت» در بیابان های اطراف منطقه سیدی مشهد از خرداد گذشته زمانی لو رفت که خودروی ریو سفیدرنگ با 3 سرنشین جوان وارد مشهد شد.
راننده که جوان 20 ساله ای به نام «متین» بود از چند ماه قبل در فضاهای مجازی و با ارسال پیامک برای یک دختر جوان، ایجاد مزاحمت می کرد و قصد داشت با او ارتباط برقرار کند اما دختر مذکور شماره تلفن جوان مزاحم را مسدود کرد.

همین موضوع باعث شد تا «متین» سوار بر خودروی ریو از یکی از شهرهای مرزی خراسان رضوی و به همراه دوتن از دوستانش عازم مشهد شود.
3 جوان در محدوده خیابان شهید مفتح به کمین «م» (دختر 18 ساله) نشستند. وقتی دختر جوان از محل کارش بیرون آمد ناگهان در محیطی خلوت به زور و تهدید او را در حالی داخل خودروی ریو انداختند که چند نفر از اهالی نیز شاهد این صحنه آدم ربایی بودند ولی آدم ربایان توجهی نکردند و در تماس با دیگر اعضای باند، او را به خانه مجردی یک چوپان در بیابان های اطراف منطقه سیدی بردند.

التماس ها و گریه های دختر جوان، هیچ فایده ای نداشت و 5 تن از اعضای باند 6 نفره «شیاطین کثیف» او را تا صبح روز بعد مورد آزار و اذیت های وحشیانه قرار دادند. از سوی دیگر پدر کارگر این دختر که از تاخیر ناگهانی فرزندش نگران شده بود وقتی به نزدیکی محل کار او آمد در جریان آدم ربایی قرار گرفت و بلافاصله ماجرا را به پلیس گزارش داد.

با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع و با صدور دستورات محرمانه ای از سوی قاضی اسماعیل عندلیب (معاون دادستان مرکز خراسان رضوی) بی درنگ نیروهای اطلاعات و تجسس کلانتری میرزا کوچک خان مشهد وارد عمل شدند و تحقیقات خود را در محل وقوع جرم آغاز کردند.
آن ها در یک عملیات هماهنگ موفق شدند خودروی ریو را شناسایی و «متین» را در حالی دستگیر کنند که قصد داشت دختر مذکور را از خودرو پیاده کند. با دستگیری «متین» این پرونده وارد مرحله جدیدی شد و چهار عضو دیگر این باند نیز در عملیات های جداگانه دستگیر شدند.

«متین» (جوان 20 ساله) در بازجویی ها گفت: پدرم منزلی را که در مشهد داشتیم به پدر «م» (دختر 18 ساله) اجاره داد و من شماره تلفن او را از روی قولنامه بنگاه املاک (اجاره نامه) یادداشت کردم و قصد داشتم با آن دختر ارتباط برقرار کنم اما وقتی با مخالفت دختر روبه رو شدم برای دیدن او به مشهد آمدم که در بین راه دو نفر از دوستانم را نیز سوار کردم و گفتم که قصد دارم دختری را ببینم! وقتی «م» را به زور سوار خودرو می کردم او جیغ می کشید و فریاد می زد! اما هوا و هوس جلوی چشمان مرا گرفته بود و به فریادهایش توجهی نداشتم تا این که با یک جوان 27 ساله چوپان هماهنگ کردیم و «م» را به خانه مجردی او در بیابان های اطراف سیدی بردیم. همراهانم با دیگر دوستانشان هم تماس گرفتند که شش نفر شدیم! و آن دختر را تا صبح مورد آزار و اذیت قرار دادیم. صبح روز بعد هم او را تهدید کردیم که اگر ماجرا را برای کسی بازگو کند بلای بدتری به سرش می آوریم! به همین خاطر او را به محله خودشان آوردم که توسط پلیس دستگیر شدم!
برخورد قاطع دستگاه قضایی خراسان رضوی با جرایم خاص، موجب شد تا این پرونده به صورت ویژه در دستور کار شعبه سوم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی قرار گیرد. بنابراین به دستور قاضی اسماعیل شاکر (رئیس شعبه سوم دادگاه کیفری یک) تحقیقات ویژه ای برای ریشه یابی ماجرای «خانه وحشت» آغاز شد و این پرونده برای پیگیری در اختیار کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی قرار گرفت. این گزارش حاکی است، اتهامات آدم ربایی و تهدید نیز با نظارت مستقیم قاضی عندلیب در دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در حال رسیدگی است تا با تکمیل تحقیقات محاکمه شیاطین کثیف آغاز شود. شایان ذکر است، رصدهای اطلاعاتی برای دستگیری یکی از متهمان فراری این پرونده ادامه دارد.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38860

استاد قلابی در اراک به جرم تجاوز و آزار و اذیت دختران بازداشت شد

به گزارش سایت دیده بان ایران؛ مأموران پلیس امنیت عمومی استان ‌گزارش‌هایی از فریب و اغفال دختران جوان در فضای مجازی که از خانواده‌های مرفه بودند دریافت کردند و مشخص شد این افراد توسط شخصی که خود را دکتری مقیم یکی از ایالت‌های امریکا معرفی کرده، مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌اند.استاد قلابی در اراک به جرم تجاوز و آزار و اذیت دختران بازداشت شد/ فریب با وعده ازدواج و اقامت آمریکا

سرهنگ «محمود خلجی» معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان مرکزی در این‌باره گفت:با آغاز تحقیقات تخصصی مأموران پلیس مشخص شد که این فرد در فضای مجازی خود را استاد دانشگاه و مقیم یکی از ایالت‌های امریکا معرفی می‌کند و با وعده ازدواج به دختران جوان به خانواده‌های ثروتمند نزدیک می‌شود.

این مقام انتظامی تصریح کرد: در تکمیل تحقیقات پلیس، سه نفر از دختران جوانی که به این روش مورد آزار قرار گرفته بودند، شناسایی شدند و مشخص شد که این فرد، مبلغ 500 میلیون ریال نیز از آنان اخاذی کرده است که با شناسایی متهم در عملیاتی غافلگیرانه در حین تردد در شهر اراک دستگیر و با توجه به اسناد و مدارک به دست آمده به جرم خود اعتراف کرد و مدعی شد به بهانه ازدواج و دریافت اقامت امریکا دختران را فریب می‌داده و از آنها سوءاستفاده می‌کرده است. با تکمیل پرونده متهم به مرجع قضایی معرفی شد.‌



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38858

فعالین مدنی زن در ایران، هدف دستگیری، حبس و ممنوعیت فعالیت آزاد

طی ماه های اخیر فعالین مدنی زن در ایران هدف دستگیری و حبس قرار گرفته اند.فعالین مدنی زن در ایران، هدف دستگیری، حبس و ممنوعیت فعالیت آزاد

در جوامع آزاد، نهادهای مدنی، اتحادیه‌های صنفی و سازمان‌های مدافع حقوق بشر، سازمان یافته‌‌ترین و وسیع‌ ترین تشکل‌های اجتماعی هستند. اما در ایران، رژیم ملایان با حربه هایی چون احضار، دستگیری، صدور احکام حبس و ممنوعیت فعالیت آزاد، از شکل گیری و عمل نهادهای مدنی و فعالین آن، جلوگیری می کنند. این موضوع در مورد فعالین مدنی زن، ضریب چندبرابر می خورد. سرکوب، دستگیری، ممنوعیت فعالیت و حبس فعالین زن، از اهداف نخست نهادهای سرکوب در این رژیم می باشد.

علیرغم گسترش کرونا در ایران در ماه های اخیر و با وجود ادعای مقامات قضاییه رژیم بر کاهش ورودی زندان ها، فعالین مدنی زن همچنان هدف دستگیری، احضار، بازجویی و احکام حبس قرار گرفته‌اند:

معصومه اکبری، فعال مدنی در ۴تیر۹۹، به ۶سال حبس محکوم شد. حکم حبس وی به دنبال شرکت در تجمع هشت مارس و تحصن مقابل کانون وکلا صادر شده بود.
مژگان کاوسی، فعال مدنی کرد، به دلیل اعتراض به عدم شفافیت در انتشار اخبار کرونا در بند زنان زندان نوشهر، از حق مرخصی و ملاقات با خانواده محروم شد. یکی از نزدیکان او در ۳تیر۹۹ گفت، مسئولین زندان اجازه تماس تلفنی نیز به وی نداده اند. این نویسنده کرد روز دوم تیر ۹۹ به زندان اوین منتقل شد.
لیلا حسین زاده، فعال صنفی دانشجویی در ۱تیر۹۹ به دادسرای اوین احضار شد. وی در جلسه بازپرسی به اتهام «اخلال در نظم زندان از طریق سر دادن شعار علیه جمهوری اسلامی» مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.
سمیه راموز، سکینه پروانه، اکرم رحیم پور و زهره اسدپور- زنان فعال مدنی، طی روزهای آخر اردیبهشت و هفته اول خرداد ۱۳۹۹ با صدور احکام جدید حبس و نیز احضار و بازداشت مواجه شدند.
سها مرتضایی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران و دبیر اسبق شورای صنفی دانشگاه تهران، روز ۱۱ اردیبهشت ۹۹ جهت تحمل دوران حبس احضار شد.
شهلا دلبینا به همراه همسرش، شریف ساعدپناه – فعال کارگری و از اعضای هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگری ایران در ۱۱اردیبهشت ۹۹ احضار و مورد بازجویی قرار گرفتند.
اشرف (رقیه) نفری، دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه خواجه نصیر طوسی و فعال توییتری در ۷اردیبهشت ۹۹ در شهریار بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
ناهید خداجو، فعال کارگری و از اعضای هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران در ۲۷فروردین ۹۹، جهت تحمل دوران محکومیت خود به دادسرای اوین احضار شد.
نرگس منصوری، فعال مدنی در ۲۵فروردین ۹۹ از طریق یک تماس تلفنی، تهدید و احضار شد. مأموران امنیتی به وی گفته بودند، صبح سه شنبه ۲۶فروردین، خود را به دادسرای اوین معرفی کند.
نسرین حسنی، روزنامه نگار و فعال حقوق زنان در ۲۵فروردین ۹۹ به دادسرای شهرستان بجنورد احضار شد. اتهام وی، فعالیت تبلیغی علیه نظام عنوان شده بود.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38855

۱۳۹۹-۰۴-۱۰

محکومیت هفت نوکیش مسیحی به حبس، تبعید و جزای نقدی در بوشهر

روز یکشنبه ۱ تیرماه، هفت نوکیش مسیحی به نام های حبیب حیدری، سام خسروی، مریم فلاحی، ساسان خسروی، مرجان فلاحی، پوریا پیما و فاطمه طالبی توسط دادگاه انقلاب بوشهر به حبس، جزای نقدی، تبعید، محرومیت از کار و حقوق اجتماعی محکوم شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ماده ۱۸، روز یکشنبه ۱ تیرماه ۱۳۹۹، دادگاه انقلاب بوشهر هفت نوکیش مسیحی را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به حبس، جزای نقدی، تبعید، محرومیت از کار و حقوق اجتماعی محکوم کرده‌است.

بر اساس این گزارش، در اختیار داشتن کتاب‌ها و نمادهای مسیحی، برگزاری جلسات کلیسای خانگی، و درارتباط بودن با «مبلغین» مسیحی ایرانی خارج از ایران، از جمله مصادیقی است که دادگاه بوشهر به ریاست قاضی یزدان‌شناس، برای محکومیت این شهروندان مسیحی، عنوان کرده‌است.

سام و ساسان خسروی، هر کدام به یک سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت اقامت در بوشهر محکوم شدند. این دو شهروند مسیحی از اشتغال در مراکز اقامتی، که شغل فعلی آنهاست نیز به مدت دو سال محروم شدند.

مریم فلاحی به ۸۰ میلیون ریال جزای نقدی محکوم و به دلیل به مسیحی شدن، به انفصال دائم از خدمات دولتی منع شده‌است. در صورت قطعی شدن این حکم، این پرستار مسیحی پس از ۲۰ سال کار در بیمارستانی در بوشهر مجبور است محل کارش را به دلیل باور دینی‌اش ترک کند.

گفتنی است که این شهروندان روز ۱۰ تیرماه ۱۳۹۸ توسط نیروهای وزارت اطلاعات در شهر بوشهر بازداشت شدند.

نیروهای امنیتی در ساعت ۹ صبح به خانه‌های این شهروندان مراجعه کرده و کتاب‌ها، جزوه‌ها و وسایل شخصی آنها از جمله چندین لپ‌تاپ، تلفن‌های همراه، کارت‌ها و مدارک شناسایی و کارت‌های بانکی آنها را ضبط کرده و با خود برده اند.

مأموران امنیتی، محل کار دست‌کم دو تن از این نوکیشان مسیحی را نیز بازرسی کردند و حافظه کامپیوترها و ویدیوهای ضبط شده توسط دوربین‌های مداربسته را با خود بردند.

پس از دو هفته، هر کدام از این شهروندان مسیحی با وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی به‌طور موقت آزاد شدند.

آنها در مدت بازداشت در سلول انفرادی نگهداشته شدند و از دسترسی به وکیل محروم بوده و از آنها مقابل دوربین اعتراف اجباری گرفته شده‌است.

این نوکیشان پیشتر متهم به «اقدام علیه امنیت ملی» و «عضویت در گروه‌های متخاصم علیه نظام» نیز شده بودند، که سپس از این اتهامات تبرئه شدند.

لازم به اشاره است علیرغم اینکه طبق قانون مسیحیان به عنوان یک اقلیت دینی به رسمیت شناخته می‌شوند، با این حال دستگاه‌های امنیتی مسئله‌ی گرویدن مسلمانان به مسیحیت را با حساسیت خاصی دنبال می‌کنند و برخورد قهرآمیزی با فعالان این عرصه دارند.

برخورد با نوکیشان مسیحی در ایران در حالی صورت می گیرد که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38845

دست نویسنده‌ها بسته است

بلقیس سلیمانی می‌گوید: دست نویسنده‌ها بسته است، زیرا هرگونه ناهنجاری انکار می‌شود.دست نویسنده‌ها بسته است

این داستان‌نویس که به تازگی با رمان «پیاده» در سومین دوره جایزه «احمد محمود» شایسته تقدیر شده است در گفت‌وگو با ایسنا، در پی اتفاقی که برای «رومینا، دختر ۱۴ساله تالشی» رخ داده است و کشته شدن او به دست پدرش و اتفاق مشابهی که برای «ریحانه، دختر ۲۲ساله کرمانی» افتاده، درباره پرداختن به موضوع خشونت علیه زنان و نقش ادبیات در جلوگیری از خشونت‌های خانگی اظهار کرد: حقیقت این است که ادبیات نمی‌تواند آن‌طور که ما فکر می‌کنیم مناسبات را به‌هم بزند. این مناسبات، مناسبات بسیار بسیار دیرپایی هستند. یا ارزش‌هایی که شکل گرفته ارزش‌های بسیار قدیمی‌ای هستند. ادبیات فقط می‌تواند آن‌ها را به مردم نشان بدهد و از این جهت می‌تواند آگاهی‌بخش باشد.

او افزود: رمان «پیاده» من عینا داستان این موضوعات است؛ داستان ناموس‌کُشی، برادری که خواهر خود را می‌کشد. این مسئله همه‌جا هست، تنها کاری که نویسنده می‌تواند انجام دهد این است که این موضوعات و مسائل را مطرح کند و جلو چشم بیاورد و در ویترین بگذارد و البته آقایان اجازه بدهند که این‌ها دیده شود، یعنی انکار نکنند. سپس مسئولان برنامه‌ریزی کنند تا این‌ها را از ریشه برکنند؛ قوانین دقیقی وضع کنند تا مقصران دوباره دست به چنین کارهایی نزنند. بخش دیگر هم آموزش درازمدت است زیرا این‌ها مناسبات هزارساله‌اند.

سلیمانی خاطرنشان کرد: باید نگرش‌مان را نسبت به زنان و دختران عوض کنیم و آن‌ها را به عنوان جنس برابر با مرد به رسمیت بشناسیم و حقوق برابر برای آن‌ها قائل باشیم، فکر می‌کنم در این صورت کلی از مشکلات‌مان حل شود. ادبیات کارش این است که این مناسبات را به مثابه ناهنجاری و ارزش‌های پوسیده پذیرفته‌شده در مقابل دیدگان مخاطب قرار دهد.

این نویسنده درباره موانع و مشکلات نویسنده‌ها برای بیان مسائلی چون «قتل‌های ناموسی» هم اظهار کرد: دست نویسنده‌ها بسته است، زیرا مسئولان هرگونه ناهنجاری را انکار می‌کنند. خودشان نمی‌بینند و فکر می‌کنند دیگران هم نمی‌بینند، به همین دلیل اجازه بیان این مسائل را نمی‌دهند؛ یک اتوپیا ساخته‌اند و به مجرد این‌که کسی سیاهی‌ها و ناهنجاری‌ها را نشان بدهد می‌گویند شما سیاه‌نمایی و مردم را ناامید می‌کنید، یا به بهانه اروتیک بودن جلو کارها را می‌گیرند. عملا ارشاد این بخش‌ها را از ادبیات ما حذف کرده‌ است. مسئله بر سر این است که نه تنها نمی‌گذارند در ادبیات این چیزها نشان داده شود بلکه نمی‌گذارند نهادهای آموزشی هم به این‌ها بپردازند؛ در واقع داس و تبر را برخی مسئولان و مردم با عملکرد و تفکرات‌شان دست پدرها و برادرها می‌دهند تا دختران خود را بکشند، زیرا به آن‌ها مصونیت قانونی و اخلاقی می‌دهند. خب چه کاری از دست ادبیات برمی‌آید وقتی جلویش گرفته می‌شود؟ نهادهای آموزشی چه کاری از دست‌شان برمی‌آید زمانی که به آن‌ها اجازه نمی‌دهند به بچه‌ها آموزش بدهند؟ همه بچه‌ها آدمند و غرایز دارند، این‌ها در نهایت باید ازدواج کنند و دوستانی پیدا کنند، پس بهتر است به این بچه‌ها آموزش داده شود تا قربانی نشوند.



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38843

«من چطور می‌توانم ضد زن باشم؟»

«از صبح از تمام خبرگزاری‌ها با من تماس گرفتند و درخواست کردند به ابهامات پیش آمده، پاسخ بدهم اما همه رسانه‌ها می‌خواهند در نهایت چیزی که خودشان دوست دارند را بکشند بیرون و فرقی نمی‌کند من چه بگویم.»«من چطور می‌توانم ضد زن باشم؟»

او از این که در برخی رسانه‌ها ضد زن خطاب شده، ابراز تعجب کرد و با دلخوری شدید گفت: «من چطور می‌توانم ضد زن باشم؟»

به گزارش ایسنا، روزنامه اعتماد نوشت: «روز شنبه مصاحبه‌ای از معاون بانوان وزارت ورزش منتشر شد و حواشی زیادی را به دنبال داشت. دکتر مهین فرهادی‌زاد که تیر سال گذشته به این سمت منصوب شده است، در مصاحبه با ایسنا در مورد مجوز فعالیت ورزشی بانوان در ۳ رشته پاورلیفتینگ، بوکس و ورزش‌های زورخانه‌ای توضیحاتی را ارایه کرد. این توضیحات بلافاصله انتشار وسیعی در فضای مجازی پیدا کرد و نظرات مختلفی را برانگیخت. خیلی‌ها معاون وزیر را «ضد زن» خطاب کردند و بخشی دیگر ایراداتی علمی به نظرات فرهادی‌زاد وارد دانستند.

داستان از جایی شروع شد که درخواست مجوز ۳ رشته ورزشی برای فعالیت بانوان به وزارت ورزش رسید. یکی بوکس که مدتی پیش فدراسیون بوکس دستور آغاز به کارش را صادر کرده بود و حتی در سایت فدراسیون از زنان علاقه‌مند دعوت کرد تا برای شرکت در کلاس‌های آموزشی و دوره‌های آمادگی ثبت‌ نام کنند اما بعد از مدتی مجوز فعالیتشان باطل و به هیات‌های بوکس استانی گفته شد فعلا دست نگه ‌دارند. رشته دوم پاورلیفتینگ است که هم‌پوشانی‌هایی با رشته وزنه‌برداری و پرورش اندام دارد. زنان کشورمان مدتی است در رشته وزنه‌برداری فعال شده‌اند و حتی تیم ملی زنان ایران سال گذشته برای نخستین‌ بار به مسابقات جهانی اعزام شد. به همین دلیل گمان می‌رفت که مشکلی در زمینه صدور مجوز برای رشته پاورلیفتینگ وجود نداشته باشد. ورزش سوم نیز که یک ورزش اصیل ایرانی به حساب می‌آید و کار کردن زنان در این ورزش بدون اشکال به نظر می‌رسید اما بعد از این که گفته شد، زنان نمی‌توانند در این رشته باستانی ایرانی کار کنند، عده زیادی به این مساله اعتراض کردند.

با این پیشینه فرهادی‌زاد در مصاحبه‌اش روی این نکته تاکید کرد که مجوز فعالیت این ۳ رشته در وزارت ورزش در دست بررسی است. اما او در ادامه صحبت‌هایش جملاتی را بر زبان آورد که جنجال‌برانگیز شد. فرهادی‌زاد گفت: «با توجه به این که در مبانی اعتقادی ما از زن به عنوان ریحانه یاد شده، نمی‌توانیم رشته‌ای را قبول کنیم که کل سیستم بدنی و فیزیولوژی او را تحت تاثیر قرار دهد بنابراین مسائل پزشکی و ورزشی‌ را مورد بررسی قرار می‌دهیم.»

او در مورد رشته پاورلیفتینگ گفت:«این رشته باید توضیح بدهد که در چه حوزه‌هایی به دنبال فعالیت است. اگر بحث پرورش اندام را در نظر دارند به سرعت و پس از دریافت نامه پاسخ منفی می‌دهیم چون بحث پرورش اندام و حجیم شدن عضلات شیوه‌های خود را دارد که با شرایط زنان جور درنمی‌آید»

او همچنین در مورد ورزش زورخانه‌ای نیز به این نکته اشاره کرد که در فرهنگ ما این ورزش مردانه است و تعداد زنانی هم که علاقه‌مند به حضور در این رشته هستند، معدود است. از بین اظهارات معاون وزیر ورزش کلمات «ریحانه»، «حجیم شدن عضلات» و «تعداد کم علاقه‌مندان به ورزش زورخانه‌ای» محل اشکال شد.

بعد از این مصاحبه همان طور که گفته شد، رسانه‌های داخلی و خارجی با گزینش نکات جنجالی اظهارات فرهادی‌زاد، خبرهایی با مضمون مخالفت وزارت ورزش و جوانان با صدور مجوز برای ۳ رشته مذکور منتشر کردند. برخی رسانه‌های خارجی فرهادی‌زاد را زنی نامیدند که ضد زنان عمل می‌کند. در توییتر و اینستاگرام بحث‌های زیادی به راه افتاد و برخی از زنان این سوال را مطرح می‌کردند که چرا ما باید بابت حجیم شدن یا نشدن عضلاتمان به کسی پاسخگو باشیم؟ کاربران با اشاره به محدودیت‌های جدیدی که برای دوچرخه‌سواری زنان در سطح کشور ایجاد شده، نظرات معاون وزیر ورزش را در راستای محکم‌کاری همان وضعیت دانستند. در کنار این انتقادات برخی از صاحب‌نظران پزشکی نیز به مصاحبه فرهادی‌زاد واکنش نشان دادند. یکی از متخصصین فیزیولوژی به «اعتماد» گفت:«هیچ تحقیق مشخصی در مورد این که ۳ ورزش بوکس، پاورلیفتینگ و زورخانه‌ای به فیزیولوژی زنان آسیب می‌رساند، انجام نشده است.» این متخصص افزود: «فرق چندانی بین بدن زن و مرد در واکنش به تمرینات ورزشی وجود ندارد. درست است که بدن مردان استرویید بیشتری تولید می‌کند و زنان کمتر اما این تفاوت چندانی ایجاد نمی‌کند.»

با این حال برخی از افرادی که از نزدیک با دکتر فرهادی‌زاد آشنایی داشتند از اظهارات او ابراز تعجب کردند. فرهادی‌زاد سال‌ها در دانشگاه الزهرا در رشته‌های تربیت بدنی و مدیریت ورزش و فیزیولوژی تدریس کرده و طبق گفته دانشجویان به‌ شدت بین شاگردانش محبوب بوده است. یکی از دانشجویان الزهرا به «اعتماد» در مورد فرهادی‌زاد گفت: «او همیشه کسی بود که می‌گفت، زنان باید مستقل باشند و روی پای خودشان بایستند. او مدافع سرسخت ورزش کردن زنان بود و دانشجویان خیلی دوستش داشتند.»

یکی دیگر از دانشجویان او که در یکی از تیم‌های ملی زنان مشغول به فعالیت است نیز ادعا کرد اینها نمی‌تواند حرف‌های دکتر باشد! او گفت: «احتمالا این حرف‌ها را کس دیگری توی دهانش گذاشته.» اکثر افرادی که از نزدیک با معاون وزیر ورزش برخورد داشتند به این نکته اشاره کردند که مصاحبه اخیر او با چیزی که در ذهن داشت، متفاوت است و قبلا فکر نمی‌کردند او کسی باشد که بخواهد در مورد عضله داشتن یا نداشتن بدن هر فردی تصمیم‌گیری کند.

از زمان انتشار گزارش، خبرنگار اعتماد تلاش زیادی کرد تا با معاون وزیر ورزش تماس برقرار کند اما موفق نشد. با این وجود آخر شب خود خانم دکتر با خبرنگار روزنامه تماس گرفتند! ایشان که دل پری از اتفاقات بعد از انتشار مصاحبه داشتند به این نکته اشاره کردند که رسانه‌ها، حرف‌های او را بد بازتاب داده‌اند.

دکتر فرهادی‌زاد در گفت‌وگوی تلفنی‌اش با خبرنگار اعتماد گفت از صبح از تمام خبرگزاری‌ها با من تماس گرفتند و درخواست کردند به ابهامات پیش آمده، پاسخ بدهم اما همه رسانه‌ها می‌خواهند در نهایت چیزی که خودشان دوست دارند را بکشند بیرون و فرقی نمی‌کند من چه بگویم. او از این که در برخی رسانه‌ها ضد زن خطاب شده، ابراز تعجب کرد و با دلخوری شدید گفت: «من چطور می‌توانم ضد زن باشم؟»

او در ادامه با یادآوری تلاش‌هایش برای ارتقای ورزش زنان از دهه۶۰ تاکنون گفت که در همه این سال‌ها تلاش بسیار زیادی از قبیل ساخت سالن و برگزاری مسابقات برای تسهیل کردن ورزش زنان انجام داده و در واقع عمر و جوانی‌اش را در این راه گذاشته است. او همچنین به این مساله اشاره کرد که ورزشکاران زن زیادی را تحویل تیم‌های ملی داده است.

معاون وزیر ورزش در امور بانوان همچنین به تیترهایی که از مصاحبه‌اش بیرون کشیدند، واکنش نشان داد و گفت:«خیلی جاها نوشته‌اند که من گفته‌ام با صدور مجوز این ۳ رشته مخالفم. متن خبر را که خواندم، دیدم هیچ جایش چنین چیزی نوشته نشده چون اصلا من این حرف را نزدم. من گفتم درخواست این ۳ رشته به دست ما رسیده و باید در موردش تصمیم‌گیری شود. فدراسیون‌ها باید مستنداتشان را ارایه کنند تا پروسه معمولش طی شود. من در شورایی که مجوز صادر می‌کند فقط یک رای دارم. همه آدم‌هایی که آنجا حضور دارند، صاحب نظر هستند و در حوزه‌های مخصوص به خودشان متخصص به حساب می‌آیند.»

فرهادی‌زاد که نمی‌خواست این دیالوگ شکل مصاحبه داشته باشد و بیشتر می‌خواست، دلخوری‌اش از رسانه‌ها را بروز بدهد در واکنش به این سوال که بالاخره نظر شما چیست؟ پاسخ داد: «من دیدگاه شخصی خودم را دارم و آن را بدون ترس اعلام می‌کنم اما قرار نیست نظر شخصی من به نتیجه نهایی ختم شود.»

او در ادامه افزود: «رسانه‌ها باید از ورزش زنان حمایت کنند اما گاهی اوقات با چیزهایی که منتشر می‌کنند، باعث می‌شوند فشارها روی ما بیشتر شود.»

او گفت: «گاهی برخی از جریانات باعث می‌شود اگر ۵ قدم به جلو رفته بودیم به یک‌باره ده قدم به عقب برگردیم.»

او در پاسخ به این سوال که آیا قبول دارد سیاست دوگانه‌ای در اعطای مجوز ورزش زنان وجود دارد یا خیر و این که بالاخره نظرات علما و مراکز فرهنگی در کجای این پازل قرار می‌گیرد، گفت: «دوره مدیریت من همزمان شده با درخواست مجوز این سه ورزش و من در مورد همین سه ورزش می‌توانم اظهار نظر کنم. مراکز فرهنگی و دینی هم نظرات خودشان را دارند و باید لحاظ شود.»

او در انتها با ذکر این نکته که به زودی سرنوشت مجوز این ۳ رشته صادر می‌شود، گفت: «اجازه بدهید تصمیم‌گیری در مورد این ۳ رشته انجام شود و آن وقت در موردش می‌توانیم، بهتر حرف بزنیم.»



source https://zanan.bashariyat.org/?p=38840

قتل فاطمه‌سادات طباطبایی در بم؛ همسرش به‌عنوان متهم اصلی پرونده بازداشت شد

۲ مهر ۱۴۰۵-ایران وایر در ادامه زن‌کشی در ایران، «فاطمه‌سادات طباطبایی»، زن جوان ساکن شهرستان بم، به قتل رسیده و همسرش به‌عنوان متهم اصلی پ...