۱۴۰۴-۱۲-۰۹

گزارشی از بازداشت شش زن در شهرهای بندرعباس، کرمان، یزد، سبزوار و رشت

۸ اسفند ۱۴۰۴-هه نگاو

شش زن به‌نامهای فاطمه نامنی، مهدیه زارعی، فاطمه روهنده، ستاره افشون، فروزان یکتایی و نوشین منشادی، توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران در شهرهای سبزوار، بندرعباس، کرمان، یزد و رشت بازداشت شده‌اند.

بر اساس گزارشات رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، دست‌کم شش زن توسط نیروهای حکومتی بازداشت شده‌اند و در بلاتکلیفی به‌سر می‌برند. اسامی این شهروندان بدین صورت است؛

بازداشت‌شدگان کرمان؛

فاطمه روهنده، وکیل دادگستری و از اعضای کانون وکلای کرمان صبح روز دوشنبه ۴ اسفندماه ۱۴۰۴ (۲۳ فوریه ۲۰۲۶)، در اداره پلیس فتای کرمان بازداشت و به بازداشتگاه مواد مخدر این شهر منتقل شد.

به گفته منابع آگاه، این شهروند چند روز پیش از بازداشت، تماسهایی مبنی بر احضار از سوی پلیس فتا و نهادی امنیتی داشته و بازداشت وی در رابطه با بر عهده گرفتن وکالت بازداشت‌شدگان اعتراضات اخیر بوده است.

بازداشت‌شدگان یزد؛

نوشین منشادی، شهروند ۴۰ ساله، یکشنبه ۳ اسفندماه ۱۴۰۴ (۲۲ فوریه ۲۰۲۶)، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

این شهروند به بیماری خودایمنی مبتلاست و بازداشت او موجب افزایش نگرانی‌ها درخصوص وضعیت وی شده است.

بازداشت‌شدگان رشت؛

ستاره افشون، نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر، دوشنبه ۴ اسفندماه ۱۴۰۴ (۲۳ فوریه ۲۰۲۶)، در منزل خود بازداشت شد و پس از دو روز با تودیع وثیقه از بازداشتگاه اطلاعات سپاه این شهر آزاد شد.

این نیروها حین بازداشت این شهروند اقدام به تفتیش کامل منزل و ضبط لوازم الکترونیکی او کرده بودند.

فروزان یکتایی، معلم و عکاس ساکن رشت، جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ (۹ ژانویه ۲۰۲۶)، بازداشت شد.

به گفته منابع آگاه، بازداشت این شهروند در رابطه با حضور در اعتراضات رشت و عکاسی از تجمعات این شهر بوده و اکنون با اتهامات امنیتی مواجه شده است.

فروزان یکتایی ۲۰ روز در انفرادی تحت بازداشت بوده و اکنون در زندان لاکان رشت به‌سر می‌برد.

بازداشت‌شدگان بندرعباس؛

مهدیه زارعی، مربی رقص اواسط بهمن‌ماه توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت شد.

قابل ذکر است که، ۲۶ دی‌ماه تلفن همراه این شهروند توسط نیروهای حکومتی ضبط شده بود.

بازداشت‌شدگان سبزوار؛

فاطمه نامنی، شهروند اهل روستای سلطان‌آباد سبزوار، مادر یک کودک ۲ ساله و مامای خانه بهداشت سلطان‌آباد، روز چهارشنبه ۶ اسفندماه ۱۴۰۴ (۲۵ فوریه ۲۰۲۶)، در محل کارش بازداشت و به قرنطینه زندان سبزوار منتقل شد.

بازداشت این شهروند در رابطه با انتشار چند استوری اعتراضی در اینستاگرام صورت گرفته است.

تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاع دقیقی از اتهامات انتسابی و سرنوشت این شهروندان در دسترس نیست.

گزارشی از اجرای حکم اعدام ٣٠ زندانی از جملە یک زن در زندان‌های مختلف ایران

۸ اسفند ۱۴۰۴-هه نگاو

هەنگاو؛ جمعە ٨ اسفند ١٤٠٤

اواخر دی ماه و اوایل بهمن ماه امسال حکم اعدام ۳۰ زندانی با اسامی اردشیر مولایی، نیما افشاری، امیر روحی، علی زاداکبری، منصور اصغری، موسی رهبر، طاهر یزدانی، مهران شوکت، حاتم شمشیری، ابوالفضل بیگ‌محمدی، جواد حقیقت، مهدی بلالی، بیژن شاهرخی، فریبرز عزتی، سعید فاضلی، افشین جباری، خیرالله گلجانی، کامران منافی، حسام مولودنژاد، علیرضا یادگاری، فرامرز عموزاد، کیان منوچهری، جمیل‌الله شاهی، محمد اشرف، عباس مهدی‌نژاد، کریم عسگری، طیبه حکمت، رستم حریری، اصغر فتحی و عرفان صالحی که پیشتر بابت اتهامات “قتل عمد” و “مرتبط با جرائم مواد مخدر” توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران به اعدام محکوم شده بودند، در زندانهای همدان، ملایر، رشت، خرم‌آباد، زنجان، اهواز، قزوین، ساوه، یزد، تایباد، سبزوار، سمنان و اصفهان به اجرا درآمد.
بر اساس گزارش رسیده بە سازمان حقوق بشری هەنگاو، در میان این ۳۰ زندانی که حکم اعدام آن‌ها اجرا شده است، هویت یک زن و همچنین سه تبعه کشور افغانستان احراز شده است. همچنین در این گزارش اعدام ۶ شهروند لُر، ۳ شهروند تُرک، ۳ شهروند گیلک، ۲ شهروند مازنی، یک شهروند کورد و یک شهروند عرب ثبت شده است. گزارش کامل و تفکیک شده این اعدام‌ها بر اساس زندان محل اجرا، به شرح زیر است:

زندان مرکزی اصفهان (دستگرد)

صبح روز یک‌شنبه ۲۶ بهمن ١٤٠٤(١٥فوریە)، حکم اعدام دو زندانی لُر بە نامهای اصغر فتحی، اهل بروجرد و عرفان صالحی، ۳۲ ساله و اهل الیگودرز در زندان مرکزی اصفهان (دستگرد) به اجرا درآمد. اصغر فتحی از حدود سه سال پیش بابت اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر و عرفان صالحی نیز از حدود دو سال پیش با اتهام مشابە بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند.

زندان مرکزی خرم‌آباد

بامداد شنبه ۱۱ بهمن ١٤٠٤(٣١ژانویە)، حکم اعدام یک زندانی لُر بە نام حاتم شمشیری اهل الیگودرز کە از حدود دو سال پیش با اتهامات مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم شده بود، در زندان مرکزی در خرم‌آباد اجرا شد.
سحرگاه یک‌شنبه ۲۱ دی ١٤٠٤(١١ژانویە)، حکم اعدام یک زندانی لُربە نام بیژن شاهرخی، اهل خرم‌آباد کە از حدود سه سال پیش به اتهام قتل بە اعدام حکوم شدە بود در زندان مرکزی خرم‌آباد اجرا شد.
بامداد روز سه‌شنبه ۱۶ دی ١٤٠٤(٦ژانویە)، حکم اعدام دو زندانی به نام‌های فریبرز عزتی و سعید فاضلی در پرونده‌های جداگانه بابت اتهام قتل عمد در زندان مرکزی خرم‌آباد اجرا شد. قابل ذکراست کە، حکم اعدام این دو زندانی در حالی اجرا شد کە اجازه آخرین دیدار با خانواده را به آن‌ها ندادند و حکم‌شان بدون ملاقات آخر و اطلاع خانواده به اجرا درآمد.

زندان مرکزی همدان
روز پنج‌شنبه ۹ بهمن ١٤٠٤(٢٦فوریە)، حکم اعدام اردشیر مولایی، شهروند لُر، ۴۰ ساله، اهل ملایر و پدر یک فرزند، در زندان مرکزی همدان اجراشد. این زندانی از حدود دو سال و هفت ماه پیش با اتهام حمل مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.
سحرگاه روز چهارشنبه ۸ بهمن ١٤٠٤(٢٥فوریە)، حکم اعدام امیر روحی، اهل همدان کە از حدود سه سال پیش به اتهام قتل بە اعدام محکوم شدە بود در زندان مرکزی همدان اجرا شد.

زندان مرکزی ملایر
سحرگاه روز چهارشنبه ۸ بهمن ١٤٠٤(٢٥فوریە)، حکم اعدام یک زندانی لُربە نام نیما افشاری، ۲۸ ساله، اهل ملایر، در زندان ملایر به اجرا درآمد. این زندانی از حدود چهار سال پیش به اتهام قتلی که در حین یک نزاع خیابانی بازداشت و بە اعدام محکوم شدە بود.

زندان مرکزی زنجان
بامداد روز سه‌شنبه ۷ بهمن ١٤٠٤(٢٧ ژانویە)، حکم اعدام دو زندانی بە نامهای ابوالفضل بیگ‌محمدی، شهروند تُرک، ۴۰ ساله و اهل زنجان و جواد حقیقت، اهل قزوین در زندان مرکزی زنجان اجرا شد. ابوالفضل از دو سال پیش بابت اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدر و جواد حقیقت نیز از پنج سال پیش با اتهام مشابە بازداشت و بە اعدام محکوم شدە بودند.
سحرگاه روز دوشنبه ۱۵ دی ١٤٠٤(٥ژانویە)، حکم اعدام دوزندانی از جملە یک زن بە نامهای کریم عسگری، شهروند تُرک و اهل زنجان و طیبه حکمت، ۵۳ ساله و مادر سە فرزند، در زندان مرکزی زنجان به اجرا درآمد. کریم عسگری از چند سال پیش با اتهام و طیبه حکمت نیز از حدود هفت سال پیش به اتهام قتل همسرش بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند.

زندان سپیدار اهواز
بامداد روز سه‌شنبه ۷ بهمن ١٤٠٤(٢٧ ژانویە)، حکم اعدام یک زندانی عرب بە نام مهدی بلالی، اهل اهواز کە از حدود پنج سال پیش به اتهام قتل بە اعدام محکوم شدە بود، در زندان سپیدار اهواز به اجرا درآمد.
زندان مرکزی ساوه
سحرگاه روز دوشنبه ۲۹ دی ١٤٠٤(١٩ژانویە)، حکم فرامرز عموزاد اهل ساوه کە از حدود چهار سال پیش به اتهام قتل در پی یک نزاع خیابانی بە اعدام محکوم شدە بود، در زندان ساوه به اجرا درآمد.

زندان مرکزی رشت (لاکان)
سحرگاه روز یک‌شنبه ۲۸ دی ١٤٠٤(١٨ژانویە)، حکم دو زندانی مازنی بە نامهای علی زاداکبری، ۲۹ ساله، اهل قائمشهر و پدر یک فرزند و منصور اصغری، ۴۷ ساله و اهل ساری، در زندان مرکزی رشت اجرا شد. علی زاداکبری از دو سال پیش بابت اتهامات مرتبط با جرائم مواد مخدرمواد و منصور اصغری نیز از سه سال پیش با اتهام قتل با انگیزه ناموسی بازداشت و به اعدام محکوم شدە بود.

یک‌شنبه ۲۱ دی ١٤٠٤(١١ژانویە)، حکم اعدام دو زندانی گیلک بە نامهای موسی رهبر، ۲۷ ساله، اهل لاهیجان از سه سال پیش با اتهام قتل و طاهر یزدانی، ۵۲ ساله، اهل رشت و پدر چهار فرزند، از پنج سال پیش در پی درگیری بین دو خانواده در روستایشان به اتهام قتل بە اغدام محکوم شدە بودند، در زندان مرکزی رشت (لاکان) به اجرا درآمد.
بامداد روز چهارشنبه ۱۷ دی ١٤٠٤(٧ژانویە)، حکم اعدام یک زندانی گیلک بە نام مهران شوکت کە از حدود سه سال پیش بابت اتهامات جرایم مرتبط با مواد مخدر بە اعدام محکوم شدە بود، در زندان مرکزی رشت اجرا شد.

زندان مرکزی یزد
بامداد روز یکشنبه ۲۸ دی ١٤٠٤(١٨ژانویە)، حکم اعدام کیان منوچهری، ٢٢ سالە و اهل اردکان ازتوابع یزد درزندان مرکزی یزد اجرا شد. این زندانی از سه سال پیش یعنی زمانی که ۱۹ سال داشت بازداشت شده بود.

قابل ذکر است که خبر اعدام این زندانیان، تا زمان تنظیم این گزارش در رسانه‌های حکومتی به ویژه رسانه‌های نزدیک به قوه قضاییه اعلان نشده و حکم اعدام دو نفر از این زندانیان مخفیانه و بدون حق داشتن ملاقات آخر با خانواده اجرا شده است.

اعدام ۳زندانی از جمله یک زن در زندان‌های قزوین و اصفهان

۸ اسفند ۱۴۰۴-کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، ۸ اسفند‌ماه ۱۴۰۴، سه زندانی از جمله یک زن در زندان‌های تبریز و اصفهان اعدام شدند. حکم این زندانیان در روزهای چهارشنبه و دوشنبه اجرایی شده است.

اعدام ۲زندانی در زندان قز‌وین
بامداد چهارشنبه ۶ اسفندماه ۱۴۰۴، دو زندانی در زندان قزوین اعدام شدند. هویت این زندانیان به شرح زیر است:

ـ سینا شمس‌الهی، ۲۹ ساله، اهل تبریز،

ـ احمد شمس‌الهی، ۵۶ اهل تبریز، پدر ۲فرزند

آنها نسبت خانوادگی عمو و برادرزاده داشتند و در یک پرونده مشترک در ارتباط با مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند. حکم اعدام بدون اطلاع خانواده و انجام ملاقات آخر انجام شد.

اعدام سهیلا اسدی در زندان دستگرد اصفهان

سحرگاه دوشنبه ۴ اسفند‌ماه ۱۴۰۴، سهیلا اسدی در زندان دستگرد اصفهان اعدام شد. وی ۳۰ ساله یک قربانی ازدواج اجباری بودکه ۴سال پیش به اتهام قتل بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

مغایرت حکم اعـدام با منشور جهانی حقوق بشر

ماده سوم این منشور صراحتاً بیان می‌کند: هر فرد حق حیات دارد. این حق مشمول هیچگونه محرومیتی نمی‌شود مگر به موجب حکم صادره از دادگاهی صالح در اثر ارتکاب جرمی که مطابق قانون، جرم محسوب شود.

حکم اعـدام به عنوان بالاترین مجازات، به طور مستقیم با این ماده از منشور جهانی حقوق بشر در تضاد است. چرا که:

حق حیات: حق حیات به عنوان یک حق بنیادین و غیر قابل سلب مطرح می‌شود. حکم اعـدام این حق را سلب می‌کند.

عدم برگشت‌پذیری: در صورت اجرای حکم اعـدام، امکان جبران اشتباه قضایی وجود ندارد.

شکنجه و رفتار غیرانسانی: برخی از روش‌های اجرای حکم اعـدام به عنوان شکنجه و رفتار غیرانسانی تلقی می‌شوند که این خود مغایر با مفاد منشور جهانی حقوق بشر است.

نقض تعهدات حقوق بشری در ارتباط با مجازات اعـدام

طبق ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران یکی از امضاکنندگان آن است، صدور و اجرای حکم اعـدام تنها در صورت وجود ضمانت‌های کامل برای محاکمه عادلانه و در جرائم بسیار سنگین مجاز است. در بسیاری از پرونده‌های مشابه، عدم شفافیت، محدودیت‌های حقوقی متهم، و صدور احکام در دادگاه‌هایی فاقد استقلال لازم، مغایر با این اصل بنیادین حقوق بشر تلقی می‌شود

بلاتکلیفی ۵۰روزه شیدا نیکویی، گرافیست بازداشت‌شده در قوچان

۸ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

اساس اطلاع «ایران‌وایر»، «نجمه (شیدا) نیکویی»، شهروند ۲۸‌ساله اهل قوچان استان خراسان رضوی، روز شنبه ۲۰‌دی۱۴۰۴ بازداشت شده و هم‌اکنون در زندان قوچان محبوس است.

منابع آگاه به ایران‌وایر گفته‌اند که با وجود پیگیری‌های متعدد، تاکنون هیچ اطلاعی درباره اتهامات و دلیل بازداشت این گرافیست جوان به خانواده گفته نشده و او حدود ۵۰ روز است که در بلاتکلیفی در زندان قوچان نگه داشته شده است.

یک منبع آگاه به ایران‌وایر گفته که شیدا نیکویی، اصلا تا پیش از این فعالیت سیاسی و حتی اجتماعی هم نداشته و بلاتکلیفی در زندان قوچان، شرایط بسیار دشواری را به او تحمیل کرده است.

بر اساس گزارش ها، بازجوها از تصاویر و ویدیوهایی که در گوشی موبایل او بوده به عنوان ابزار فشار بر او استفاده کرده و با طرح اتهامات کلیشه‌ای و سنگین، سعی در اخذ اعتراف اجباری از او دارند.

به ایران‌وایر گفته شده که او با خانواده خود تماس تلفنی دارد ولی از حق داشتن وکیل تاکنون محروم بوده است.

۵۰ روز بی‌خبری از دکتر شیدا ریاحی چلوانی، پزشک بازداشت‌شده اصفهانی

۸ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

بر اساس اطلاع «ایران‌وایر»، دکتر «شیدا ریاحی چلوانی»، پزشک جوان ۳۰‌ساله اهل و ساکن اصفهان، صبح ۱۹‌دی۱۴۰۴ در منزلش در این شهر بازداشت شده و از آن زمان در بازداشت به سر می‌برد.

منابع مطلع به ایران‌وایر گفته‌اند که او در بیمارستان «امید» یا سیدالشهدای اصفهان یک بیمارستان تخصصی آنکولوژی و درمان سرطان‌ است، کار می‌کرده و نزدیکانش از زمان بازداشت «هیچ خبری» از او ندارند: «خانواده‌اش هم ساکن اصفهان نیستند تا پیگیر وضعیتش باشند.»

یک منبع مطلع به ایران‌وایر گفته که پیگیری‌های خانواده و همکاران او تاکنون به هیچ‌جا نرسیده و فقط متوجه شده‌اند که او در بازداشتگاه امنیت نیروی انتظامی است: «چند تماس کوتاه تلفنی با پدر و مادرش که ساکن یکی از شهرستان‌های اطراف اصفهان هستند، داشته. این بی‌خبری بعد از گذشتن ۵۰روز واقعا نگران‌کننده است.»

تاکنون چندین رسانه حقوق‌بشری خبر بازداشت او را منتشر کرده‌اند. گفته می‌شود که او «پزشک معترضان» بوده است.

در اعتراضات دی‌ماه۱۴۰۴، ده‌ها پزشک، پرستار و دیگر اعضای کادر درمان، به‌دلیل کمک به مجروحان و عمل به سوگند حرفه‌ای خود، با تعقیب قضایی و بازداشت مواجه شدند.

۱۴۰۴-۱۲-۰۸

اعتراضات ۱۴۰۴؛ گزارشی از بازداشت و آزادی ۱۲ معلم در شهرهای مختلف

۷ اسفند ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – فروزان یکتایی، در رشت، حسین خالقی و آهنعلی جهاندیده در داراب، شکرالله احمدی در نورآباد ممسنی، رحمت الله خداوندی، مسلم پرویزی، فیروز بریزی، مهرداد فریبرزی و امین بریزی در زرین دشت، هادی منفرد، حسن جعفری و جعفر طاهری در قیر و کارزین توسط نیروهای امنیتی در تاریخ های ۱۸ و ۱۹ دی ماه در ارتباط با اعتراضات سراسری بازداشت شدند. از میان این ۱۲ معلم شاغل و بازنشسته، فروزان یکتایی، حسین خالقی و آهنعلی جهاندیده کماکان در بازداشت به سر می برند و ۹ معلم دیگر با تودیع وثیقه آزاد شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کانال شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران، ۱۲ تن از معلمان شاغل و بازنشسته در جریان اعتراضات دی ماه در شهرهای مختلف کشور بازداشت شدند.

بر اساس این گزارش، در تاریخ های ۱۸ و ۱۹ دی ماه، حسین خالقی و آهنعلی جهاندیده معلمان بازنشسته در داراب، شکرالله احمدی فعال صنفی معلمان در نورآباد ممسنی، رحمت الله خداوندی، معلم بازنشسته، مسلم پرویزی، فیروز بریزی، مهرداد فریبرزی و امین بریزی معلمان در زرین دشت، هادی منفرد، معلم، حسن جعفری و جعفر طاهری دو معلم بازنشسته در قیر و کارزین توسط نیروهای امنیتی در ارتباط با اعتراضات دی ماه بازداشت شدند. از میان این ۱۱ معلم حسین خالقی و آهنعلی جهاندیده کماکان در بازداشت به سر می برند و ۹ معلم دیگر با تودیع وثیقه آزاد شدند.

همچنین، فروزان یکتایی معلم ساکن رشت نیز مورخ ۱۹ دی ماه توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت شد. وی پس از بازداشت به زندان لاکان رشت منتقل و کماکان به صورت بلاتکلیف در این زندان نگهداری می شود. علیرغم پیگیری های خانواده از مراجع امنیتی و قضایی تاکنون به دستور مسئولان مربوطه امکان آزادی این معلم با قرار وثیقه فراهم نشده است.

تاکنون از اتهامات مطروحه بر علیه این معلمان و محل نگهداری حسین خالقی و آهنعلی جهاندیده اطلاعی حاصل نشده است.

از میان این معلمان، شکرالله احمدی فعال صنفی معلمان پیشتر نیز به واسطه فعالیت ای خود سابقه برخوردهای قضایی را داشته است. لازم به ذکر است که تجمعات و اعتصابات کسبه و بازاریان از روز یکشنبه ۷ دی‌ماه در تهران آغاز شد و پس از دو روز، دامنه آن از بازارها و مراکز تجاری فراتر رفت. این اعتراضات با پیوستن دانشجویان، شهروندان و اقشار مختلف اجتماعی، به یکی از گسترده‌ترین اعتراضات چند سال اخیر تبدیل شد. در پی سرکوب اعتراضات توسط نیروهای انتظامی-امنیتی، هزاران نفر کشته و مجروح شده و ده‌ها هزار نفر نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت و یا احضار شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر، می‌توانید به گزارش جامع هرانا تحت عنوان «زمستان سرخ» که پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات سراسری ایران (۷ دی تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴) را مستند می‌کند، مراجعه کنید.

شیراز؛ گزارشی از محکومیت ساغر و غزل قدرت، دو خواهر بازداشت شدە در جریان اعتراضات به ۱۰ سال حبس

۷ اسفند ۱۴۰۴-هه نگاو

ساغر قدرت و غزل قدرت، دو خواهر بازداشت‌شده در جریان اعتراضات دی‌ماه، به اتهام “لیدری اعتراضات” توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران در مجموع به ۱۰ سال حبس محکوم شدند.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هەنگاو، اخیراً ساغر قدرت ۲۵ ساله و غزل قدرت ۲۹ ساله، هر دو اهل شیراز و محبوس در زمدان عادل آباد شیراز، به اتهام لیدری اعتراضات توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران هر یک به ۵ سال حبس محکوم شده‌اند.

یک منبع مطلع در این بارە بە هەنگاو اعلام کرد کە این دو شهروند از زمان بازداشت تا کنون از حقوق اولیە خود از جملە داشتن وکیل محروم بودەاند.

این دو خواهر در جریان اعتراضات مردمی در روز جمعە ١٩ دی ماه ١٤٠٤ توسط نیروهای حکومتی بازداشت و بە زندان عادل‌آباد این شهر منتقل شدە بودند.

گزارش هه‌نگاو از بازداشت و صدور حکم حبس برای فعالین حوزه زبان مادری در سال ۲۰۲۵

۷ اسفند ۱۴۰۴-هه نگاو

با استناد به آمار به ثبت رسیده در مرکز آمار و اسناد سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، در طول سال ۲۰۲۵ میلادی، فشار نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران بر نهادهای مدنی و مدرسین داوطلب آموزش زبان‌های کوردی، تُرکی و بلوچی در شهرهای مختلف افزایش یافته است، به نحوی که دست‌کم ۱۵ فعال حوزه زبان‌های مادری (کوردی، تُرکی و بلوچی) بازداشت شده و دست‌کم ۴ نفر از آنها در مجموع به ۲۶ سال و ۱۰ ماه حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی محکوم شده‌اند.
فعالین بازداشت شده حوزه زبان کوردی

۱ـ کیوان مینویی فعال اهل مریوان در تاریخ ۳ فروردین ۱۴۰۴ بازداشت‌ شده است
۲ـ سروه پورمحمدی فعال اهل سنندج در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۴۰۴ جهت اجرای حکم حبس بازداشت شده است.
۳ـ سمکو یوسفی فعال اهل بوکان در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۴ بازداشت شده است.
۴ـ عمر محمدی فعال اهل اشنویه در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ بازداشت شده است.
۵ـ سجاد حائری فعال کورد و اهل ایران و ساکن دماوند، در تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۴ بازداشت شد.
۶ـ اعظم ناصری فعال کورد اهل شیروان خراسان شمالی در تاریخ ۲۶ تیر ۱۴۰۴ بازداشت شده است.
۷ـ حسین سیفی اهل شیروان شمالی در تاریخ ۲۶ تیر ۱۴۰۴ بازداشت شده است.
۸ـ جوهر هرکی فعال اهل اشنویه در تاریخ ۲۱ مهر ۱۴۰۴ جهت اجرای حکم حکم حبس بازداشت شد.
۹ـ ادریس منبری فعال اهل سنندج (سنه) در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۴ جهت اجرای حکم حبس بازداشت شده است.
۱۰ـ سمکو یوسفی اهل بوکان در تاریخ ۱۷ آذر ۱۴۰۴ برای بار دوم طی سال جاری بازداشت شده است.
۱۱ـ  عمر محمدی فعال اهل اشنویه (شنو) آبان ۱۴۰۴ جهت اجرای حکم حبس بازداشت شده است.

بازداشت فعالین حوزه زبان بلوچی

۱ـ سعید رئیسی اهل مهرستان استان سیستان و بلوچستان در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۴ بازداشت شده است.

۲ـ محسن رئیسی اهل مهرستان استان سیستان و بلوچستان در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۴ بازداشت شده است.

بازداشت فعالین حوزه زبان تُرکی

۱ـ محمد اسدی اهل شهر مراغه، در تاریخ ۴ اسفند ۱۴۰۴ بازداشت شده است.
۲ـ بهنام وزیری‌نیا قشقایی، فعال ترک قشقایی ساکن تهران در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۴ بازداشت شد.

صدور حکم حبس برای فعالین حوزه زبان مادری

۱ـ جوهر هرکی  فعال کورد و اهل اشنویه توسط دادگاه انقلاب این شهر به تحمل ۱۰ ماه‌ حبس تعزیری محکوم شده است.

۲ـ سجاد حائری فعال کورد و اهل ایلام توسط دادگاه انقلاب دماوند به تحمل ۲ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده است.

۳ـ عمر محمدی فعال کورد و اهل اشنویه توسط دادگاه انقلاب این شهر به تحمل ۵ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و همچنین ۴ سال حبس تعلیقی محکوم شده است.

۴ـ بهنام وزیری‌نیا قشقایی، فعال تُرک قشقایی توسط دادگاه انقلاب تهران در مجموع به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

حق بر زبان مادری یکی از بنیادین‌ترین حقوق انسانی بخصوص در یک کشور متکثر به لحاظ اتنیک/ملی و زبانی است. هدف از این حق چگونگی برخورداری اقلیت‌های زبانی در شرایط جامعه‌ای است که یک زبان واحد وجود ندارد و این حق را ایجاد می‌کند که اقلیت‌های زبانی در کنار استفاده از زبان میانجی بتوانند از زبان مادری خود بویژه در آموزش، سیاست، فرهنگ استفاده بکنند. این اصل مضاف بر این از میرایی زبان‌های در اقلیت و میرایی فرهنگ‌ها و تاریخ‌های متصل به آن زبان‌ها جلوگیری می‌کند.

زبان‌های کوردی، تُرکی، بلوچی، عربی، گیلکی، در کنار سایر اقلیت‌های زبانی، در ایران همواره از بدو آغاز دولت-ملت ایران در مفهوم نوین دولت، قربانی وحدت زبانی و انکار بوده است. این سیاست جرم اندیشانه با توجیهات ننگ‌آمیزی نظیر «اتهام تجزیه طلبی» در دوره حاکمیت جمهوری اسلامی ایران تشدید شده به نحوی که دستگاه‌های امنیتی با سیطره کامل بر سیاست‌های کلان آموزشی، فرهنگی و قضایی هیچ‌گاه اجازه برخورداری از حق بر زبان مادری حتی در مفهوم حداقلی مندرج در اصل ۱۵ قانون اساسی را نداده‌اند. در چنین شرایطی دولت با تشکیل پرونده‌های امنیتی برای فعالینی که حتی داوطلبانه اقدام به آموزش زبان مادری به شهروندان می‌کنند، زمینه بازداشت و صدور احکام سنگین برای آنها را فراهم آورده است.

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، با بررسی وضعیت بازداشت‌ها و سرکوب‌های دولتی در حوزه زبان مادری، وضعیت نقض حقوق بشر در این حوزه در ایران را وخیم و نگران‌کننده ارزیابی می‌کند.

اخذ اعتراف اجباری از عمه سورنا گلگون

۷ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

بنابر اطلاع ایران‌وایر، نیروهای امنیتی پس از بازداشت «اعظم‌السادات گلگون» عمه «سورنا گلگون» کشته‌شده در اعتراضات تنکابن/شهسوار، از او اعترافات اجباری گرفته‌اند. عمه سورنا در «زندان شهسوار» نگهداری می‌شود.

عمه سورنا گلگون، چهارشنبه ۶اسفند۱۴۰۴ در پی تعقیب قضایی، توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شد. حالا با گذشت یک روز از این بازداشت، کانال‌های محلی در شبکه‌های مجازی، اعترافات اجباری اعظم‌السادات گلگون را که باحجاب، مقابل دیواری سفید نشسته است، پخش کرده‌اند.

در بخشی از این ویدیو، عمه سورنا می‌گوید: «بعد از جان باختن سورنای عزیزمان، به‌دلیل فشارهای عصبی و روحی روانی به من و خانواده، حرف‌هایی را در مراسم سورنای عزیزمان زدم که باعث رنجش خاطر مردم کشورم و شاید سوبرداشت برخی از نااهلان درباره نیروهای مدافع امنیت کشورم شد، من از نیروهای امنیتی و اطلاعاتی تشکر می‌کنم.»

اعظم‌السادات گلگون خواهر دو شهید و یک جانباز جنگ ایران و عراق است. در این ویدیو، عمه سورنا چندین بار چشم‌هایش را می‌چرخاند و سمت دیگری را می‌نگرد.خانواده گلگون پیشتر اعلام کرده بودند: «هر مصاحبه‌ای با خانواده درجه یک سورنا در جهت اعلام این شهیدسازی به‌نفع نظام جمهوری اسلامی، صرفا یک اعتراف اجباری است.»‌طبق اطلاع ایران‌وایر، عمه سورنا همچنان در زندان شهسوار نگهداری می‌شود و مشخص نیست که اتهامات‌اش چیست و پرونده‌اش در چه مرحله‌ای قرار دارد. اما کانال‌های محلی مثل صفحه اینستاگرامی «شیرود نیوز» از نخستین پخش‌کننده‌های ویدیوی اعتراف اجباری اعظم‌السادات گلگون است.

سورنا گلگون، جوان ۱۸ساله، جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ در اعتراضات «تنکابن/ شهسوار» کشته شد. سورنا دانشجو و تک‌فرزند خانواده‌ای سرشناس بود. در روزهای گذشته، نیروهای امنیتی دو خاله سورنا را هم بازداشت کردند که بنابر اطلاع ایران‌وایر، هر دوی آن‌ها به قید وثیقه آزاد شده‌اند.

عمه سورنا گلگون که حالا ویدیوی اعترافات اجباری‌اش دست‌به‌دست می‌شود، در مراسم‌های مختلف برادرزاده‌اش، سخنرانی کرده بود. او پیش‌تر در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» به وزارت اطلاعات احضار شده و از او تعهد گرفته بودند.

ریحانه سیدمشهور در اعتراضات مجروح شد، در بیمارستان جان داد

۷ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

طبق اطلاعات رسیده به ایران‌وایر، «ریحانه سیدمشهور» ۱۸ساله، پنج‌شنبه ۱۸دی۱۴۰۴ در اعتراضات میدان استقلال «پرند» تهران، به‌وسیله نیروهای حکومتی مجروح می‌شود. خانواده‌اش ریحانه را سه روز بعد در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان «فاطمه زهرا» در «رباط‌کریم» پیدا می‌کنند. ریحانه ۸بهمن، طاقت نمی‌آورد و جان می‌دهد.

بنابر مستندات موجود، وقتی او در بیمارستان بستری بود، صورتش به‌شدت متورم شده و از سمت چپ لب تا ناحیه لاله گوش پارگی عمیقی داشته است. ریحانه هدف گلوله جنگی هم قرار گرفته بود.

نام ریحانه سیدمشهور به‌عنوان «مجهول‌الهویه» در بیمارستان ثبت می‌شود. صورت ریحانه چنان آسیب‌ دیده بود که قابل شناسایی نبود. مشخص نیست که چه کسی و در چه شرایطی ریحانه را به بیمارستان رسانده بود. اما تصاویر صورت ریحانه که نزد ایران‌وایر محفوظ است، گویای ضرب‌وشتم شدید او است.

به گفته کادر درمان، پارگی عمیق صورت ریحانه می‌تواند جای قمه، چاقو یا کاتر باشد.

ریحانه سیدمشهور تا ۷بهمن، دوام آورد. آن روز سطح هشیاری‌اش به‌شدت کاهش می‌یابد. ۸بهمن، بیمارستان خبر جان‌باختن ریحانه را به نزدیکان و خانواده‌اش اعلام می‌کند. گفته شده است که نیروهای امنیتی ساعاتی پیش از اعلام مرگ نهایی ریحانه، در بیمارستان حضور داشتند و مشخصات او را ثبت کرده‌اند.

پیکر ریحانه سیدمشهور، با پذیرش «شهید» خوانده شدن او و همین‌طور «چهار سال سابقه بسیج»، ظهر ۱۱بهمن، به خانواده‌اش تحویل داده می‌شود.

به گفته نزدیکان ریحانه سیدمشهور، او هیچ وابستگی سازمانی به بسیج نداشته است و «آگاهانه انتخاب کرد که به اعتراضات برود.»

ریحانه سیدمشهور، بوکسور بود و مدال‌هایی استانی داشت. به گویندگی علاقه‌مند بود اما هیچ‌وقت فرصت زندگی و شکوفایی استعدادهایش ایجاد نشد. در نهایت هم به‌خاطر اعتراض به جمهوری اسلامی، به‌وسیله نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به قتل رسید. پیکر ریحانه سیدمشهور را در «گلزار شهدا» بهشت‌زهرا تهران به خاک می‌سپارند.

۱۴۰۴-۱۲-۰۷

افسون علیمرادیان و وفا صالحی، زوج بازداشت شده در انتظار دادگاه

۵ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، «افسون علیمرادیان» و «وفا صالحی» زوج فعال مدنی و اجتماعی بازداشت شده در تهران  به بندهای عمومی دو زندان متفاوت منتقل شده و توانسته‌اند با خانواده‌های خود تماس بگیرند.

افسون علیمرادیان، فعال مدنی، به همراه همسرش وفا صالحی از تاریخ ۲۸دی۱۴۰۴ بازداشت شده وسایل الکترونیکی آنها و دو فرزندشان ضبط شده بود.

ایران‌وایر دریافته است که افسون در بند عمومی زندان اوین و وفا همسرش به بند عمومی در زندان «تهران بزرگ» منتقل شده‌اند.

فرزندان این زوج موفق به ملاقات آن‌ها شده‌اند اما این ديدار بسیار دردناک بوده است.

منابع نزدیک به خانواده این زوج شناخته شده و فعال مدنی می‌گویند پیگیری‌ها برای آزادی موقت آن‌ها با وثیقه ادامه دارد و آن دو در انتظار تعیین وقت دادگاه هستند.

این زوج سابقه روشنی در فعالیت‌های انسانی و اجتماعی دارند.

افسون علیمرادیان، کارآفرین نمونه و فعال اجتماعی، متولد سال ۱۳۵۳ و اهل نهاوند است و بیش از ۱۵ سال سابقهٔ فعالیت مستمر در حوزه‌های مدنی و اجتماعی دارد.

این فعال مدنی در زمینه‌هایی چون کمک‌رسانی به مناطق آسیب‌دیده از بلایای طبیعی، کارآفرینی برای زنان، حمایت از کودکان نیازمند و آزادسازی زندانیان جرائم غیرعمد نقش فعالی ایفا کرده است.

افسون علیمرادیان از طریق گروه «یاران نجات» طی ۹ سال، زمینهٔ آزادی بیش از ۱۰۰ زندانی و تحقق صلح و سازش در پرونده‌های متعدد را فراهم کرده است.

همچنین تمرکز او بر اشتغال‌زایی و آموزش، منجر به ارائهٔ کمک‌های قابل‌توجهی از جمله توزیع لوازم‌التحریر و تجهیزات آموزشی میان دانش‌آموزان نیازمند شده است.

علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل این دو فعال مدنی، در گفت‌وگو با شرق درباره آن‌ها گفته است: «افسون علیمرادیان و وفا صالحی تمام عمرشان را وقف فعالیت‌های خیرخواهانه کرده‌اند و همیشه در کنار محرومان قرار داشته‌اند. افسون علیمرادیان یکی از پایه‌گذاران گروه یاران نجات است که برای جمع‌آوری دیه برای محکومان به قصاص فعال بود و جان ۴۰ نفر را در این راه نجات داد. علیمرادیان در این مسیر همچنین مدتی به‌عنوان صلح‌یار در دادسرای جنایی مشغول به کار بود و در زمینه پرونده محکومان به قصاص برای صلح و سازش قدم برمی‌داشت».

زنکشی؛ قتل سیده زینب رزمجو توسط داماد خود در اردکان

۵ اسفند ۱۴۰۴-هه نگاو

یک زن ۶۳ ساله با هویت سیده زینب رزمجو، در شهر اردکان از توابع استان یزد است توسط داماد خود به قتل رسید.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۴(١٩ فوریە ٢٠٢٦)، سیده زینب رزمجو، ۶۳ ساله و اهل دهدشت از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد، در منزل دختر خود واقع در شهر اردکان استان یزد توسط داماد خود با وارد کردن ضربات متعدد چاقو و آجر به قتل رسید.

یک منبع نزدیک به خانواده رزمجو در این‌باره به هه‌نگاو اعلام کرد که قاتل، داماد او بوده که پس از خروج این زن از مسجد و در پی چند دقیقه مشاجره، با استفاده از چاقو و آجر و با وارد کردن ضربات متعدد به سر و بدن وی، او را به قتل رسانده است.

این منبع افزود کە سیدە زینب رزمجو برای دیدن دختر خود بە اردکان رفتە و در منزل آنان مهمان بودە است.

قابل ذکر است کە صحنه‌های این قتل در دوربین‌های مداربسته ثبت شده و قاتل نیز تحت بازداشت قرار گرفتە است.

ستاره افشون آزاد شد

۵ اسفند ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – ستاره افشون، نمایش‌نامه‌ نویس و کارگردان تئاتر ساکن رشت، دقایقی پیش با تودیع وثیقه از بازداشتگاه اطلاعات سپاه این شهر آزاد شد. وی روز گذشته توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ‏ستاره افشون، هنرمند بازداشتی آزاد شد.

بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، آزادی خانم افشون، دقایقی پیش با تودیع وثیقه از بازداشتگاه اطلاعات سپاه رشت صورت گرفته است.

ظهر روز دوشنبه ۴ اسفندماه، ‏ستاره افشون در منزل شخصی خود واقع در رشت بازداشت شد. ماموران پس از ورود به منزل وی، اقدام به تفتیش کامل محل سکونت کرده و تمامی لوازم الکترونیکی او را ضبط کردند.

تا لحظه تنظیم این گزارش، از اتهامات مطروحه علیه این شهروند، اطلاعی حاصل نشده است.

‏ستاره افشون نمایش‌نامه‌ نویس و کارگردان تئاتر ساکت رشت است.

گرگان؛ سایه امیرخانی آزاد شد

۵ اسفند ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – رقیه (سایه) امیرخانی، شهروند ساکن گرگان که چندی ‍پیش توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت شده بود، شامگاه گذشته آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رقیه (سایه) امیرخانی آزاد شد.

یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند ضمن تأیید این خبر به هرانا گفت: «نیروهای امنیتی شامگاه دوشنبه ۴ اسفندماه، خانم امیرخانی را در یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی با چشم‌بند سوار خودرو کرده و در یکی از خیابان‌های گرگان از خودرو پیاده کردند. آزادی او بدون تودیع وثیقه و بدون اخذ هرگونه قرار تأمین صورت گرفته است.»

رقیه (سایه) امیرخانی به همراه پسرش نیروانا تربتی نژاد، روز یکشنبه ۳ اسفندماه، توسط ماموران پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان گلستان در جریان مراسم چهلم حسین سلیمانی از جانباختگان اعتراضات دی ماه، در شهر گرگان بازداشت شدند. همزمان یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این شهروند به هرانا گفت: “بازداشت نیروانا ارتباطی با پرونده پیشین وی ندارد.”

نیروانا تربتی نژاد، در آذرماه سال جاری توسط شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.

نیروانا تربتی نژاد و مادرش رقیه (سایه) امیرخانی ساکن گرگان هستند. لازم به ذکر است که تجمعات و اعتصابات کسبه و بازاریان از روز یکشنبه ۷ دی‌ماه در تهران آغاز شد و پس از دو روز، دامنه آن از بازارها و مراکز تجاری فراتر رفت. این اعتراضات با پیوستن دانشجویان، شهروندان و اقشار مختلف اجتماعی، به یکی از گسترده‌ترین اعتراضات چند سال اخیر تبدیل شد. در پی سرکوب اعتراضات توسط نیروهای انتظامی-امنیتی، هزاران نفر کشته و مجروح شده و ده‌ها هزار نفر نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت و یا احضار شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر، می‌توانید به گزارش جامع هرانا تحت عنوان «زمستان سرخ» که پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات سراسری ایران (۷ دی تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴) را مستند می‌کند، مراجعه کنید.

اعتصاب غذای خشک مریم دریس در زندان عادل‌آباد؛ هشدار درباره خطر جانی و تداوم فشار بر بازداشت‌شدگان

۶ اسفند ۱۴۰۴-کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، چهارشنبه ۶ اسفندماه ۱۴۰۴ – وضعیت مریم دریس، زندانی سیاسی در زندان عادل‌آباد شیراز، بحرانی گزارش شده است. او که روز جمعه ۲۴ بهمن در کازرون بازداشت شد، از ۴ اسفند در اعتراض به بازداشت و عدم پذیرش وثیقه تعیین‌شده، اعتصاب غذای خشک را آغاز کرده است؛ اقدامی که با توجه به ماهیت آن می‌تواند خطرات جدی و فوری برای جان وی در پی داشته باشد. همزمان، گزارش‌ها حاکی از آن است که مسئولان زندان از انتقال او به بیمارستان خودداری کرده‌اند.

اعتصاب غذای خشک؛ خطری فوری برای جان زندانی

بر اساس اطلاعات دریافتی، مریم دریس از چهارم اسفندماه در اعتراض به بازداشت مجدد و کارشکنی در پذیرش وثیقه ۲ میلیارد تومانی، دست به اعتصاب غذای خشک زده است. اعتصاب غذای خشک به معنای خودداری کامل از خوردن و آشامیدن است و از نظر پزشکی، در مدت کوتاهی می‌تواند به کاهش شدید فشار خون، نارسایی کلیوی، اختلالات قلبی و حتی مرگ منجر شود.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که با وجود وخامت حال این زندانی سیاسی، مسئولان زندان عادل‌آباد شیراز از اعزام وی به مراکز درمانی خارج از زندان خودداری کرده‌اند. این وضعیت نگرانی خانواده و نزدیکان او را به‌شدت افزایش داده است.

بازداشت مجدد پس از پایان محکومیت

مریم دریس پیش‌تر نیز در ۲۳ مهرماه ۱۴۰۱ بازداشت شده بود و در ۱۱ آبان همان سال با تودیع وثیقه آزاد شد. با این حال، چند ماه بعد در همان پرونده به ۲۲ ماه و ۱۷ روز حبس محکوم گردید.

در ۱۳ مرداد ۱۴۰۳ برای اجرای حکم به زندان فراخوانده شد و به زندان عادل‌آباد شیراز منتقل شد. اواسط دی‌ماه ۱۴۰۳ حکم حبس تعزیری او به حبس رأی باز تبدیل و به‌صورت موقت آزاد شد، اما در ۱۱ اسفندماه همان سال، در پی مخالفت دادستان و ضابط امنیتی پرونده، بار دیگر به زندان بازگردانده شد تا ادامه محکومیت را تحمل کند.

او سرانجام در دوم مهرماه ۱۴۰۴ پس از اتمام دوران محکومیت از زندان آزاد شد. با این حال، بازداشت مجدد وی تنها چند ماه پس از آزادی، پرسش‌هایی جدی درباره دلایل این اقدام ایجاد کرده است.

کارشکنی در پذیرش وثیقه و فشار بر خانواده

بر اساس گزارش‌ها، برای مریم دریس وثیقه‌ای به مبلغ ۲ میلیارد تومان تعیین شده است، اما با وجود آمادگی خانواده برای تأمین آن، روند پذیرش وثیقه با کارشکنی مواجه شده است. خانواده او این وضعیت را نوعی فشار مضاعف و شکنجه روانی توصیف می‌کنند.

رد یا تعویق در پذیرش وثیقه، در حالی که مبلغ آن تعیین شده و خانواده توانایی تأمین آن را دارند، نه‌تنها موجب تداوم بازداشت می‌شود، بلکه فشار سنگینی بر اعضای خانواده وارد می‌کند. در چنین شرایطی، خانواده‌ها در بلاتکلیفی کامل قرار می‌گیرند و با اضطراب ناشی از وضعیت جسمانی عزیزان خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

۱۴۰۴-۱۲-۰۶

بازداشت و بی‌خبری از سرنوشت نرگس محمدی، هنرمند ساکن تبریز

۵ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

طبق اطلاع ایران‌وایر، نرگس محمدی، هنرمند و دی‌جی ۳۲ ساله، از روز ۲۶ بهمن در تبریز بازداشت شده و تاکنون اطلاعی از وضعیت او در دست نیست.

بر اساس اطلاعات دریافتی، پنج نفر روز ۲۶ بهمن با ورود به خانه نرگس محمدی در تبریز، او را بازداشت کرده‌اند. این شهروند بازداشتی در مدت بازداشت تنها یک بار موفق به تماس تلفنی شده و در آن تماس گفته است که نمی‌داند در کجا نگهداری می‌شود.

پیگیری‌های نزدیکان نرگس محمدی برای اطلاع از وضعیت او بی‌نتیجه مانده و تا لحظه تنظیم این خبر، نهاد بازداشت‌کننده، اتهام انتسابی و محل نگهداری او اعلام نشده است.

افسون علیمرادیان و وفا صالحی، زوج بازداشت شده در انتظار دادگاه

۵ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، «افسون علیمرادیان» و «وفا صالحی» زوج فعال مدنی و اجتماعی بازداشت شده در تهران  به بندهای عمومی دو زندان متفاوت منتقل شده و توانسته‌اند با خانواده‌های خود تماس بگیرند.

افسون علیمرادیان، فعال مدنی، به همراه همسرش وفا صالحی از تاریخ ۲۸دی۱۴۰۴ بازداشت شده وسایل الکترونیکی آنها و دو فرزندشان ضبط شده بود.

ایران‌وایر دریافته است که افسون در بند عمومی زندان اوین و وفا همسرش به بند عمومی در زندان «تهران بزرگ» منتقل شده‌اند.

فرزندان این زوج موفق به ملاقات آن‌ها شده‌اند اما این ديدار بسیار دردناک بوده است.

منابع نزدیک به خانواده این زوج شناخته شده و فعال مدنی می‌گویند پیگیری‌ها برای آزادی موقت آن‌ها با وثیقه ادامه دارد و آن دو در انتظار تعیین وقت دادگاه هستند.

این زوج سابقه روشنی در فعالیت‌های انسانی و اجتماعی دارند.

افسون علیمرادیان، کارآفرین نمونه و فعال اجتماعی، متولد سال ۱۳۵۳ و اهل نهاوند است و بیش از ۱۵ سال سابقهٔ فعالیت مستمر در حوزه‌های مدنی و اجتماعی دارد.

این فعال مدنی در زمینه‌هایی چون کمک‌رسانی به مناطق آسیب‌دیده از بلایای طبیعی، کارآفرینی برای زنان، حمایت از کودکان نیازمند و آزادسازی زندانیان جرائم غیرعمد نقش فعالی ایفا کرده است.

افسون علیمرادیان از طریق گروه «یاران نجات» طی ۹ سال، زمینهٔ آزادی بیش از ۱۰۰ زندانی و تحقق صلح و سازش در پرونده‌های متعدد را فراهم کرده است.

همچنین تمرکز او بر اشتغال‌زایی و آموزش، منجر به ارائهٔ کمک‌های قابل‌توجهی از جمله توزیع لوازم‌التحریر و تجهیزات آموزشی میان دانش‌آموزان نیازمند شده است.

علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل این دو فعال مدنی، در گفت‌وگو با شرق درباره آن‌ها گفته است: «افسون علیمرادیان و وفا صالحی تمام عمرشان را وقف فعالیت‌های خیرخواهانه کرده‌اند و همیشه در کنار محرومان قرار داشته‌اند. افسون علیمرادیان یکی از پایه‌گذاران گروه یاران نجات است که برای جمع‌آوری دیه برای محکومان به قصاص فعال بود و جان ۴۰ نفر را در این راه نجات داد. علیمرادیان در این مسیر همچنین مدتی به‌عنوان صلح‌یار در دادسرای جنایی مشغول به کار بود و در زمینه پرونده محکومان به قصاص برای صلح و سازش قدم برمی‌داشت».

زنکشی؛ قتل سیده زینب رزمجو توسط داماد خود در اردکان

۵ اسفند ۱۴۰۴-هه نگاو

یک زن ۶۳ ساله با هویت سیده زینب رزمجو، در شهر اردکان از توابع استان یزد است توسط داماد خود به قتل رسید.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز پنج‌شنبه ۳۰ بهمن‌ماه ۱۴۰۴(١٩ فوریە ٢٠٢٦)، سیده زینب رزمجو، ۶۳ ساله و اهل دهدشت از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد، در منزل دختر خود واقع در شهر اردکان استان یزد توسط داماد خود با وارد کردن ضربات متعدد چاقو و آجر به قتل رسید.

یک منبع نزدیک به خانواده رزمجو در این‌باره به هه‌نگاو اعلام کرد که قاتل، داماد او بوده که پس از خروج این زن از مسجد و در پی چند دقیقه مشاجره، با استفاده از چاقو و آجر و با وارد کردن ضربات متعدد به سر و بدن وی، او را به قتل رسانده است.

این منبع افزود کە سیدە زینب رزمجو برای دیدن دختر خود بە اردکان رفتە و در منزل آنان مهمان بودە است.

قابل ذکر است کە صحنه‌های این قتل در دوربین‌های مداربسته ثبت شده و قاتل نیز تحت بازداشت قرار گرفتە است.

ستاره افشون آزاد شد

۵ اسفند ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – ستاره افشون، نمایش‌نامه‌ نویس و کارگردان تئاتر ساکن رشت، دقایقی پیش با تودیع وثیقه از بازداشتگاه اطلاعات سپاه این شهر آزاد شد. وی روز گذشته توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود بازداشت شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ‏ستاره افشون، هنرمند بازداشتی آزاد شد.

بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، آزادی خانم افشون، دقایقی پیش با تودیع وثیقه از بازداشتگاه اطلاعات سپاه رشت صورت گرفته است.

ظهر روز دوشنبه ۴ اسفندماه، ‏ستاره افشون در منزل شخصی خود واقع در رشت بازداشت شد. ماموران پس از ورود به منزل وی، اقدام به تفتیش کامل محل سکونت کرده و تمامی لوازم الکترونیکی او را ضبط کردند.

تا لحظه تنظیم این گزارش، از اتهامات مطروحه علیه این شهروند، اطلاعی حاصل نشده است.

‏ستاره افشون نمایش‌نامه‌ نویس و کارگردان تئاتر ساکت رشت است.

گرگان؛ سایه امیرخانی آزاد شد

۵ اسفند ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – رقیه (سایه) امیرخانی، شهروند ساکن گرگان که چندی ‍پیش توسط نیروهای امنیتی در این شهر بازداشت شده بود، شامگاه گذشته آزاد شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رقیه (سایه) امیرخانی آزاد شد.

یک منبع نزدیک به خانواده این شهروند ضمن تأیید این خبر به هرانا گفت: «نیروهای امنیتی شامگاه دوشنبه ۴ اسفندماه، خانم امیرخانی را در یکی از بازداشتگاه‌های امنیتی با چشم‌بند سوار خودرو کرده و در یکی از خیابان‌های گرگان از خودرو پیاده کردند. آزادی او بدون تودیع وثیقه و بدون اخذ هرگونه قرار تأمین صورت گرفته است.»

رقیه (سایه) امیرخانی به همراه پسرش نیروانا تربتی نژاد، روز یکشنبه ۳ اسفندماه، توسط ماموران پلیس اطلاعات و امنیت عمومی استان گلستان در جریان مراسم چهلم حسین سلیمانی از جانباختگان اعتراضات دی ماه، در شهر گرگان بازداشت شدند. همزمان یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این شهروند به هرانا گفت: “بازداشت نیروانا ارتباطی با پرونده پیشین وی ندارد.”

نیروانا تربتی نژاد، در آذرماه سال جاری توسط شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.

نیروانا تربتی نژاد و مادرش رقیه (سایه) امیرخانی ساکن گرگان هستند. لازم به ذکر است که تجمعات و اعتصابات کسبه و بازاریان از روز یکشنبه ۷ دی‌ماه در تهران آغاز شد و پس از دو روز، دامنه آن از بازارها و مراکز تجاری فراتر رفت. این اعتراضات با پیوستن دانشجویان، شهروندان و اقشار مختلف اجتماعی، به یکی از گسترده‌ترین اعتراضات چند سال اخیر تبدیل شد. در پی سرکوب اعتراضات توسط نیروهای انتظامی-امنیتی، هزاران نفر کشته و مجروح شده و ده‌ها هزار نفر نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت و یا احضار شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر، می‌توانید به گزارش جامع هرانا تحت عنوان «زمستان سرخ» که پنجاه روز نخست پس از آغاز اعتراضات سراسری ایران (۷ دی تا ۲۶ بهمن ۱۴۰۴) را مستند می‌کند، مراجعه کنید.

۱۴۰۴-۱۲-۰۵

سارا برومند را موتورسوار یگان‌ويژه کشت؛ در آغوش مادر جان داد

۳ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

جمهوری اسلامی از شروع اعتراضات مردمی در دی۱۴۰۴ این اعتراضات را به «سرویس‌های جاسوسی و امنیتی خارجی» نسبت داده است. در تبلیغات نظام، نیز مردم معترض همواره «فریب‌خورده» یا «عامل بیگانه» خطاب شده‌اند. اما بررسی‌های «ایران‌وایر» و سازمان‌های حقوق‌بشری نشان می‌دهند که اکثریت قریب‌به‌اتفاق جان‌باختگان از مردم عادی هستند که فقط برای اعتراض به شرایط موجود دست به اعتراض زده‌اند. در بسیاری مواقع هم جان‌باختگان کودکانی بوده‌اند یا افرادی که در مجاورت تظاهرات زندگی می‌کرده‌اند یا فقط برای دیدن آن به خیابان رفته بودند. این گزارش روایت قتل «سارا برومند» است؛ زن جوان جان‌باخته‌ای که می‌گویند مثل گلی بود که خدا آورده باشد. 

 روی سنگ مزارش نوشته‌اند: «اندوهگین مباش سرزمین من، در شکاف زخم‌های تو، بذر گل کاشته‌ام، تو روزی گلستان خواهی شد» و تصویری از سارا بر بالای سنگ مزار نصب شده است با بال‌هایی گشوده. «سارا برومند» متولد سال ۱۳۷۶ بود. جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ با مادرش از درمانگاه به خانه بازمی‌گشت که مامور موتورسوار یگان‌ویژه دنبالش کرد، از فاصله‌ای حدودا پنج متری، با سلاح ساچمه‌ای سر و گردنش را هدف گرفت و سارا، مادر پسر خردسال سه‌سال‌ونیمه را کشت. در آغوش مادرش جان داد. زن جوانی که دو سال مانده بود تحصیل خود را در رشته «حقوق» به پایان برساند، هنرمند بود. نزدیکان و رفقایش، شامگاه پنج‌شنبه ۳۰بهمن، در محل کشته‌شدن سارا، برایش شمع روشن کردند، گل ریختند و یادش را گرامی داشتند.

سارا مادر بود. مادر یک پسر خردسال سه‌سال‌ونیمه که حضانتش با پدرش بود اما حالا مادرش را بیش از پیش کم می‌آورد. در رشته ژنتیک تحصیل می‌کرد. اما شغل پدرش که وکالت است، باعث شد که تغییر رشته دهد و در دانشگاه «زرقان» به تحصیل در رشته حقوق بپردازد. دو ترم مانده بود که تحصیلاتش به پایان برسد. صبح‌ها درس می‌خواند، شب‌ها برای مبل‌سازان، رومبلی می‌دوخت. دوره بافت مو هم دیده بود. در میانه تحصیل و هنر، در سالن زیبایی به بافت مو مشغول بود.

جمعه شب وقت دکتر داشت. با مادرش راهی «درمانگاه شرکت نفت»  شیراز شد. ساعت ۱۹:۰۱ دقیقه توسط پزشک درمانگاه شرکت نفت معاینه شد و داروهایش را هم گرفت. داروخانه یکی از داروهایش را نداشت، با مادرش به‌دنبال دارو در شهر به‌ راه افتادند. رسیدند به ابتدای بلوار نصر، کلبه. تجمع اعتراضی شروع شده بود. سارا و مادرش همان‌جا متوقف می‌شوند. ده خودروی شخصی و ضدشورش به همراه ده موتور یگان‌ویژه از راه می‌رسند. تک‌سوارهای موتور پیاده می‌‌شوند. موتورسواران با اسکورت پیاده‌نظام‌ها به آرامی حرکت می‌کردند. نیروهای پیاده‌ یگان‌ويژه زیر خودروها سرک می‌کشیدند تا مبادا معترضی پنهان شده باشد. تیراندازی‌ها شروع می‌شود. سارا به سمت ایستگاه اتوبوسی که سر «کلبه» است می‌دود، یکی از موتورسوارهای سبزپوش یگان‌ویژه او را دنبال می‌کند، حدودا به پنج متری سارا که می‌رسد، سلاح ساچمه‌ای را در می‌آورد و از ناحیه راست، او را هدف قرار می‌دهد. ساچمه‌ها پیشانی، گردن و سینه سارا را می‌شکافند.

مادر سارا همان‌جا بود، دخترش خونین روی زمین افتاده بود. خطاب به ضارب می‌گوید که لااقل دخترش را به درمانگاه «مهر» در همان نزدیکی، برسانند. ضارب پاسخ می‌دهد: «اگر می‌خواستم برسانمش درمانگاه که نمی‌زدمش.»

سارا در آغوش مادرش جان می‌دهد.

از لحظه شلیک به سارا تا وقتی چند نفر به کمک می‌آیند، شش دقیقه زمان می‌گذرد. سارا را به درمانگاه مهر منتقل می‌کنند و از آن‌جا به بیمارستان. مادر سارا، خودش پیکر دخترش را تا بیمارستان می‌برد، به این امید که شاید بتوان او را نجات داد. اما سارا تمام کرده بود. بیمارستان پیکر سارا را تحویل می‌گیرد و در سردخانه جای می‌دهد.

برادر سارا با شنیدن جان دادن خواهر، حالش رو به وخامت می‌گذارد. او را هم زیر اکسیژن بستری می‌کنند.

پنج روز دوندگی برای تحویل پیکر، جواز دفن و خاکسپاری 

سارا از آغوش مادر به بیمارستان تحویل داده شد، اما دریافت پیکرش، روزها و ساعت‌ها دوندگی در پی داشت. نه پیکرش را تحویل می‌دادند و نه جواز دفن صادر می‌شد. دادستانی، کلانتری، شورای تامین، دادسرا، پزشکی قانونی، بیمارستان، آگاهی، و هر آن مرجعی را که وجود داشت، زیر پا گذاشتند. از گرفتن تعهد برای برگزاری مراسم بدون جمعیت زیاد و به‌شرط سر ندادن شعار، تا پیشنهاد ثبت نام سارا به‌عنوان «شهید»، آن‌ها فقط پیکر دخترشان را می‌خواستند تا به خاک بسپارند.

حتی آمبولانس هم نبود. تنها پاسخی که دریافت می‌کردند، تماس با سامانه ۱۵۳۰ بود. از این سامانه هم جواب می‌شنیدند که باید مجوز داشته باشند. مجوز را هم که نهادهای امنیتی باید صادر می‌کردند. برای انتقال پیکر سارا از سردخانه به پزشکی قانونی هم نیاز به مجوز نهادهای امنیتی بود. پیکر سارا پنج روز در سردخانه بیمارستان ماند. پنج روز خانواده و نزدیکانش بی‌پیکر و بی‌مزار سوگواری کردند.

بالاخره سه‌شنبه ۲۳دی، مجوز داده شد، آمبولانس پیکر سارا را از بیمارستان به پزشکی قانونی منتقل کرد. در شورای تامین نیروهای امنیتی گفتند خاکسپاری نباید به پنج‌شنبه و جمعه بیافتد. می‌خواستند خاکسپاری را باز هم به تعویق بیاندازند. نیمه‌شب شده بود که مجوز دفن صادر شد. تا بالاخره، پیکر سارا برومند، چهارشنبه ۲۴دی به خاک سپرده شود.

نیروهای امنیتی اجازه خاکسپاری سارا را در شیراز و مرودشت زادگاه پدرش، صادر نکردند. پیکرش را ۴۵کیلومتر دورتر از شیراز، در روستای «دودج» داریان که «امام‌زاده ابراهیم» در آن‌جاست، به خاک سپردند. بر مزارش دف نواختند، برایش دست زدند، و بالاخره سارا در خاک آرمید.

شکایت، پاسخگو نبودن مراجع، حضور نیروهای امنیتی سپاه بر مزار 

بنابر اطلاع «ایران‌وایر»، ضارب سارا برومند، نیروی موتورسوار یگان‌ویژه است. با لباس سبز و کلاه‌. چهره‌اش دیده شده و قابل شناسایی است. اما مرجعی در مقابل ادله موجود پاسخگو نیست. سارا به‌عنوان معترض هم در اعتراضات شرکت نداشت. مدارک پزشکی او که در چه ساعتی مورد معاینه پزشک قرار گرفته و چه زمانی داروهایش را از کدام داروخانه تحویل گرفته هم موجود هستند.

نام سارا برومند در نخستین فهرست دولت «مسعود پزشکیان» که از کشته‌شدگان اعتراضات منتشر کرده است، وجود ندارد. پرونده سارا ابتدا در شعبه ۸ دادسرای جرایم امنیتی جریان داشت. قرار عدم صلاحیت زدند. سپس پرونده به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای نظامی ارسال شد. هفته گذشته ابلاغیه ارسال شد. در نهایت بازپرس پرونده به صراحت گفت که امکان احضار، بازجویی و محاکمه وجود ندارد: «به‌هر حال آن شب شرایط جنگی بوده. در جنگ هر اتفاقی ممکن است بیفتد.»

یعنی پیگیری نکنید و محلی برای شناسایی قاتل نیست. پرونده سارا همچنان باز است اما طبق اطلاع ایران‌وایر، هیچ قراری تاکنون صادر نشده است.

با گذشت چهل روز از کشته‌شدن سارا، هنوز حضور سنگین نیروهای امنیتی حتی بر مزار او هم احساس می‌شود. پنج‌شنبه‌ها، دوستان و نزدیکان سارا به مزار او می‌روند. نیروهای امنیتی هم حضور دارند.

بنابر اطلاع ایران‌وایر، نیروهای امنیتی از سوی نهاد سپاه پاسداران با حکم ماموریت، وظیفه دارند که حتی مزار او را هم سرکشی کنند و فیلم بگیرند. وقتی برای سارا در مسجد مراسم سوگواری برگزار شد، نیروهای امنیتی پیاده و سواره، از آغاز تا پایان مراسم، گرداگرد مسجد چرخ می‌زدند.

برای سارا برومند، زنی هنرمند و سخت‌کوش

از همان کشته‌شدن سارا، اساتید دانشگاه، هم‌کلاسی‌هایش و نزدیکانش برایش سنگ‌تمام گذاشتند. از روز نخست تا همین چهلمی که گذشت، هم در خانه، هم سر مزارش، هم حتی برای تشییع پیکرش حضور داشتند.

می‌گویند سارا سخت‌کوش بود. درس می‌خواند و همیشه معدلش ۲۰ بود. یک صفحه اینستاگرام داشت که در آن مدل‌های بافت‌مو را منتشر می‌کرد. دختری مودب، باشخصیت و بسیار مهربان که حتی در فامیل هم می‌گفتند «گلی بود که خدا او را آورد.»

در آن شب کشتار اما،‌ نیروی یگان‌ویژه دستور داشت که بکشد. سارا را  هم کشت. پسرش را بی‌مادر، برادرش را بی‌خواهر، خانواده‌اش را بی‌دختر کرد. حالا جای خالی او کنار رفقایش، در کلاس‌های دانشگاه تا خانه خانوادگی‌اش، آغوش مادرش و آغوش مادری‌اش برای پسرش، به داغ و سوگی عمیق تبدیل شده است.

بازداشت توام با خشونت خاله‌ها و دیگر نزدیکان سورنا گلگون در شهسوار

۳ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، روز یک شنبه ۳اسفند۱۴۰۴ نیروهای امنیتی لباس شخصی با صورت‌های پوشیده با ماسک و اسلحه به منزل و محل کار دو خاله «سورنا گلگون» یورش برده و با اعمال خشونت، ضرب و شتم، تهدید حاضران با سلاح گرم و خسارت به محل آن دو را بازداشت کرده‌اند.

ماموران حکم دادستانی برای بازداشت «سمیرا کردی» و «آذین کردی» داشتند.

هر دو خاله سورنا پرستار هستند. ماموران به بیمارستان محل کار آذین کردی یورش برده و او را بازداشت کرده‌اند.

سمیرا کردی، خاله دیگر سورنا نیز با یورش ماموران به منزلش بازداشت شده و ماموران در زمان بازداشت ضمن ضرب و شتم اعضای خانواده آن‌ها را با سلاح گرم تهدید کرده‌اند.

هم‌زمان ماموران با حکم دادستانی به منزل مادربزرگ سورنا گلگون یورش برده و با شکستن در شماری از اعضای خانواده گلگون را بازداشت و تلفن‌های همراه ایشان را ضبط کرده‌اند.

«سورنا گلگون» جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ در اعتراضات شهسوار با تیر جنگی به قتل رسید.

پیشتر ایران‌وایر دریافته بود که خانواده او به شدت تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته‌اند.

دو عموی سورنا گلگون از کشته شدگان جنگ ایران و عراق هستند.

روز جمعه اول اسفند امام جمعه شهسوار خواهان اعمال فشار بر خانواده گلگون شده بود به این بهانه که چرا تصویر سورنا که به گفته او «اغتشاش‌گر» بوده را در کنار تصاویر عموهای او که از آن‌ها با عنوان «شهدا» یاد شده قرار داده‌اند.

نهادهای امنیتی پیش از این به خانواده گلگون اعلام کرده بود که سورنا را «عوامل موساد» کشته‌اند.

خانواده سورنا تحت فشارهای امنیتی بودند تا مقابل دوربین‌ جمهوری اسلامی طی اعترافی اجباری اعلام کنند که این روایت را تایید کنند.

خانواده گلگون پیشتر اعلام کرده بودند: «هر مصاحبه‌ای با خانواده درجه یک سورنا در جهت اعلام این شهیدسازی به‌نفع نظام جمهوری اسلامی، صرفا یک اعتراف اجباری است.»‌

اعتراضات دی‌ماه، محمد عباسی به اعدام و دخترش به ۲۵ سال حبس محکوم شدند

۴ اسفند ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – محمد عباسی از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران بابت اتهام محاربه به اعدام محکوم شد. فاطمه عباسی، دختر محمد عباسی نیز توسط شعبه مذکور به ۲۵ سال حبس محکوم شده است. پرونده این دو شهروند در حال حاضر در مرحله فرجام‌خواهی در شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور قرار دارد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از امتداد، محمد عباسی، از بازداشت شدگان اعتراضات دی ماه به اعدام محکوم شده و برای دختر او فاطمه عباسی نیز حکم ۲۵ سال حبس صادر شده است.

علی شریف‌زاده اردکانی، وکیل دادگستری در گفتگو با امتداد ضمن تایید این خبر اعلام کرد که این احکام توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی و در رابطه با پرونده قتل سرهنگ دوم شاهین دهقانی‌ کاکا‌وندی در جریان اعتراضات در ملارد برای متهمان صادر شده است. شعبه قضایی مذکور آقای عباسی را از بابت اتهام محاربه به اعدام و فرزند وی فاطمه عباسی را به ۲۵ سال حبس محکوم کرده است. این پرونده با اعتراض وکیل تسخیری متهمان به شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور ارجاع شده است.

به گفته علی شریف‌زاده اردکانی، شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور با استناد به تبصره ماده ۴۸ آئین دادرسی کیفری از پذیرش وکالت او و یکی دیگر از همکارانش در پیگیری این پرونده ممانعت به عمل آورده است. وی در ادامه افزود: استناد به تبصره مذکور که مربوط به وکلای مورد اعتماد رئیس قوه قضائیه است، تنها به پرونده‌های جرائم امنیتی در مرحله مقدماتی (دادسرا) مربوط می‌شود.

این وکیل دادگستری همچنین گفت: “روز یکشنبه ۲ اسفندماه، خودم هم شخصا به شعبه ۳۹ برای اعلام وکالت مراجعه داشتم که به من بعد از یک ساعت از شعبه گفتند که از آن جا که پرونده در شرف صدور رای قرار دارد، امکان قبول وکالت شما وجود ندارد.”

در ادامه این گزارش آمده است که شبهات زیادی در خصوص پرونده این دو متهم وجود دارد اما وکلای مستقل به دلیل عدم دسترسی موفق به بررسی پرونده نشده‌اند.

مرکز رسانه قوه قضاییه پیشتر از برگزاری جلسه دادگاه‌ رسیدگی به متهمان این پرونده خبر داده بود.

لیلا یعقوبی؛ حامی زن‌ زندگی آزادی بود و در رشت کشته شد

۴ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، «لیلا یعقوبی» ۴۷ساله مادر دو دختر ۲۰ و ۷ ساله روز پنجشنبه ۱۸دی۱۴۰۴ در اعتراضات خیابان «سعدی» رشت کشته شد.

لیلا همراه با دوست نزدیکش «آذر نصیرپور» از لشت‌نشا به رشت رفته و هردو به فاصله چند دقیقه از هم با شلیک گلوله هدف قرار گرفتند.

یک منبع آگاه می‌گوید: « لیلا بسیار حامی جنبش زن، زندگی، آزادی بود. همیشه می‌گفت چرا جوان‌ها جان خود را فدا کنند تا ما زندگی کنیم؟ ما باید سپر بلای آن‌ها در خیابان‌ باشیم.»

لیلا همراه با آذر دوستش در اعتراضات بودند. حوالی ۹:۳۰ دقیقه شب خیابان را صدای تیراندازی برداشته بود و همه در حال فرار بودند. در یک لحظه خواهر آذر که پشت سر آن‌ها بود دیده که لیلا و آذر روی زمین افتاده‌اند:«خواهر آذر اول بالای سر لیلا رسید. دست برد زیر سرش و بلندش کرد. صدایش کرد. چشم‌هایش باز شد. از گوشش خون آمده بود. به او گفته بود نترس چیزی نیست اما بعد متوجه شد پشت سر لیلا به طور کامل خالی شده و حین انتقالش به ماشین جانش از دست رفت.»

به گفته این فرد آگاه لیلا ساکن لشت‌نشا بود و پیکرش بامداد ۱۹دی با همکاری کارکنان بیمارستان به خانواده تحویل و به زادگاهش برای به خاک‌سپاری منتقل شد.

تصویری به دست ایران‌وایر رسیده که نشان می‌دهد لیلا یعقوبی و آذر نصیرپور در آرامستان لشت‌نشا در کنار هم آرمیده‌اند.

گزارشی از بازداشت ۶ شهروند توسط نیروهای امنیتی در ساری

۴ اسفند ۱۴۰۴-هرانا

خبرگزاری هرانا – هدا فوری، مریم میرزایی، نیکا محمودی و میثم یزدانی، روز یکشنبه ۳ اسفند و امید ذبیحی روز شنبه ۲ اسفندماه توسط ماموران اطلاعات سپاه در ساری بازداشت و به مکان‌های نامعلومی منتقل شدند. از سوی دیگر، ساناز جهان‌تیغ، دیگر شهروند ساکن ساری بیش از یک ماه است که در بازداشت به سر می‌برد و تاکنون از سرنوشت و محل نگهداری او اطلاعی حاصل نشده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شش شهروند بازداشت شده در ساری، در بلاتکلیفی به‌سر میبرند. بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا، ساناز جهان‌تیغ بیش از یک ماه است که در ساری بازداشت شده و تاکنون از محل نگهداری وی اطلاعی بدست نیامده است. امید ذبیحی نیز روز شنبه ۲ اسفندماه بازداشت شد. افزون بر این، هدا فوری، مریم میرزایی، نیکا محمودی و میثم یزدانی روز گذشته بازداشت شدند. این شهروندان توسط ماموران اطلاعات سپاه در ساری بازداشت شده‌اند و علت بازداشت آنها فعالیت در فضای مجازی و شرکت در مراسم کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه بوده است.

لازم به ذکر است، میثم یزدانی، دایی محمدجواد زاهدی، از جان باختگان اعتراضات سال ۱۴۰۱ است.

تا لحظه تنظیم این گزارش از اتهامات مطروحه علیه این ۶ شهروند و محل نگهداری آنها اطلاعی حاصل نشده است. لازم به ذکر است که تجمعات و اعتصابات کسبه و بازاریان از روز یکشنبه ۷ دی‌ماه در تهران آغاز شد و پس از دو روز، دامنه آن از بازارها و مراکز تجاری فراتر رفت. این اعتراضات با پیوستن دانشجویان، شهروندان و اقشار مختلف اجتماعی، به یکی از گسترده‌ترین اعتراضات چند سال اخیر تبدیل شد. در پی سرکوب اعتراضات توسط نیروهای انتظامی-امنیتی، هزاران نفر کشته و مجروح شده و ده‌ها هزار نفر نیز توسط نهادهای امنیتی بازداشت و یا احضار شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر، می‌توانید به گزارش تفصیلی هرانا در روز پنجاهم از آغاز اعتراضات، مراجعه کنید.

۱۴۰۴-۱۲-۰۴

گزارشی از بازداشت چهار زن در شهرهای تهران و دیواندره

۳ اسفند ۱۴۰۴-هه نگاو

دست‌کم چهار زن از جمله یک زن کورد از اعضای خانواده دادخواهان اعتراضات دی‌ماه به‌نامهای شوار کریم‌زاده، صبا احمدی، فریبا قهرمانی و فرزانه فصیحی توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران در شهرهای تهران و دیواندره بازداشت شده‌اند و تاکنون اطلاعی از سرنوشتشان در دسترس نیست.

بر اساس گزارشات رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، چهار زن توسط نیروهای حکومتی بازداشت شده‌اند و در بلاتکلیفی به‌سر می‌برند. اسامی این شهروندان در ادامه این گزارش می‌آید؛

بازداشت‌شدگان تهران؛

شوار کریم‌زاده، بازیگر تئاتر و سینما، جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ (۹ ژانویه ۲۰۲۶)، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

فرزانه فصیحی، پزشک ساکن تهران، چهارشنبه ۲۹ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (۱۸ فوریه ۲۰۲۶)، در جریان چهلم جانباختگان در بهشت زهرای تهران بازداشت شد.

صبا احمدی، بامداد شنبه ۲۵ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (۱۴ فوریه)، با یورش نیروهای حکومتی به منزل شخصی خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

این شهروند صاحب یک مزون است و پیشتر نیز بابت فعالیت‌های مرتبط با مزون در شبکه‌های اجتماعی، احضار و حسابش مسدود شده بود.

بازداشت‌شدگان دیواندره؛

فریبا قهرمانی، زن کورد اهل دیواندره و عمه ارسلان قهرمانی ازجانباختگان اعتراضات دی‌ماه در تهران، روز پنج‌شنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ (۹ فوریه)، توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد.

تا زمان تنظیم این گزارش، اطلاع دقیقی از اتهامات وارده، محل نگهداری و سرنوشت این شهروندان در دسترس نیست.

پرونده‌سازی تازه علیه فروغ تقی‌پور در زندان اوین؛ تشدید فشارها برای تسلیم زندانیان سیاسی

۳ اسفند ۱۴۰۴-کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، یک‌‌شنبه ۳ اسفند‌ماه ۱۴۰۴ – فروغ تقی‌پور، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، با پرونده‌سازی تازه و محرومیت از تماس و ملاقات مواجه شده است. این اقدامات در شرایطی صورت می‌گیرد که گزارش‌ها از افزایش فشار بر زندانیان سیاسی برای وادار کردن آنان به سکوت و تسلیم حکایت دارد.

تشکیل پرونده جدید علیه فروغ تقی‌پور

در روزهای اخیر، ابلاغیه‌ای رسمی به فروغ تقی‌پور داده شده که بر اساس آن پرونده‌ای جدید علیه او گشوده شده است. طبق این ابلاغیه، وی باید سوم اسفند از طریق ویدئوکنفرانس در شعبه ۲ بازپرسی ناحیه ۳۳ (مقدس) به اتهام «تبلیغ علیه نظام در زندان» مورد بازپرسی قرار گیرد.

این بازجویی در حالی انجام می‌شود که فروغ تقی‌پور هم‌اکنون دوران محکومیت خود را در زندان اوین سپری می‌کند. طرح اتهام جدید در داخل زندان، به‌عنوان روندی تکرارشونده در برخورد با زندانیان سیاسی ارزیابی می‌شود.

محرومیت از تماس و ملاقات به‌عنوان تنبیه انضباطی

هم‌زمان با تشکیل پرونده جدید، روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن به فروغ تقی‌پور اعلام شده که به دلیل آنچه «انتشار مطالب کذب» عنوان شده، به مدت یک ماه از تماس تلفنی و ملاقات محروم خواهد بود.

این محرومیت با عنوان «تنبیه کمیته انضباطی زندان» اعلام شده و قرار است از دوم اسفند اجرایی شود. قطع تماس و ملاقات، یکی از ابزارهای فشار بر زندانیان سیاسی به شمار می‌رود که می‌تواند آنان را در شرایط انزوای مضاعف قرار دهد.

محدود کردن ارتباط زندانی با خانواده، در بسیاری از موارد به‌عنوان ابزاری برای اعمال فشار روانی و وادار کردن زندانیان به سکوت یا پذیرش شرایط تحمیلی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

سوابق بازداشت و محکومیت فروغ تقی‌پور

فروغ تقی‌پور، متولد ۱۳۷۳ و دارای مدرک کارشناسی حسابداری، نخستین‌بار در اسفند ۱۳۹۸ همراه با مادرش بازداشت شد. او پس از محاکمه به پنج سال زندان محکوم شد و تا بهمن ۱۴۰۱ دوران محکومیت خود را در بند زنان اوین گذراند.

پس از آزادی، تنها چند ماه در خارج از زندان بود. در ۳۰ مرداد ۱۴۰۲ و هم‌زمان با سالگرد اعتراضات سراسری، او بار دیگر همراه با مرضیه فارسی بازداشت شد.

انتشار اسامی و مشخصات ۱۹۱تن از جانباختگان راه آزادی؛ گامی در مستندسازی اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

۳ اسفند ۱۴۰۴-کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران،  یک‌شنبه ۳ اسفند‌ماه ۱۴۰۴ – ثبت و انتشار اسامی جانباختگان راه آزادی در جریان اعتراضات سراسری، امروز به یکی از محورهای اصلی مطالبه عدالت تبدیل شده است. این اقدام صرفاً انتشار یک فهرست نیست، بلکه تلاشی سازمان‌یافته برای صیانت از حقیقت در برابر سازوکارهای انکار و تحریف است. در شرایطی که روایت‌های رسمی می‌کوشند ابعاد انسانی اعتراضات سراسری را تقلیل دهند، تأکید بر نام و هویت جانباختگان راه آزادی به معنای بازگرداندن چهره انسانی به یک رخداد سیاسی است.

فعالان حقوق بشر معتقدند که هر نام ثبت‌شده، سندی علیه فراموشی تحمیلی است. نام‌ها حامل روایت‌اند و روایت‌ها پایه‌های حافظه جمعی را شکل می‌دهند. اگر این نام‌ها ثبت نشوند، اعتراضات سراسری به مجموعه‌ای از اعداد و آمار تقلیل می‌یابد و مسئولیت‌ها در سایه ابهام گم می‌شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که خلأ مستندسازی، بستر مناسبی برای بازنویسی واقعیت فراهم می‌کند.

اعتراضات سراسری در دوره‌های پیشین نیز با چالش فقدان آمار شفاف همراه بوده است. در بسیاری از موارد، اختلاف چشمگیر میان روایت‌های مستقل و روایت‌های رسمی درباره تعداد جانباختگان راه آزادی دیده شده است. همین شکاف اطلاعاتی، اهمیت ثبت و انتشار فهرست‌های مستند را دوچندان می‌کند. بدون مستندات دقیق، روند حقیقت‌یابی با مانع جدی روبه‌رو می‌شود.

فهرست ۱۹۱نفره؛ آغاز مسیر حقیقت‌یابی در اعتراضات سراسری

در این چارچوب، انتشار فهرست ۱۹۱ نفره جانباختگان راه آزادی در پی اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ را باید بخشی از فرآیند مستندسازی دانست. این فهرست نه اقدامی نمادین، بلکه گامی عملی در مسیر تثبیت نام‌ها در حافظه تاریخی جامعه است. هر نام در این فهرست، نقطه‌ای در نقشه‌ای گسترده‌تر از یک رویداد ملی است. این اقدام، آغاز مسیری است که هدف آن جلوگیری از حذف قربانیان از تاریخ رسمی است.

ناظران حقوق بشری تأکید می‌کنند که فهرست ۱۹۱ نفره پایان کار نیست. اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در شرایطی رخ داد که دسترسی آزاد به اطلاعات با محدودیت‌های جدی مواجه بود. بسیاری از خانواده‌ها تحت فشار قرار دارند و امکان اطلاع‌رسانی آزادانه ندارند. در چنین فضایی، ثبت نام جانباختگان راه آزادی نوعی مقاومت مدنی در برابر خاموشی تحمیلی محسوب می‌شود.

کارشناسان بر این باورند که تکمیل و به‌روزرسانی این فهرست می‌تواند در آینده مبنای پیگیری‌های حقوقی قرار گیرد. مستندسازی دقیق، پیش‌نیاز هر فرآیند پاسخ‌گویی است. اعتراضات سراسری تنها در خیابان‌ها شکل نگرفت، بلکه اکنون در عرصه ثبت حقیقت ادامه دارد. آنچه امروز ثبت می‌شود، فردا می‌تواند به سندی در مراجع بین‌المللی تبدیل شود.

در زیر لیست اسامی ۱۹۱ تن از جان‌باختگان راه‌ آزادی با احتساب نام شهر آمده است:

اراک: علی کرمعلی

اسفراین: اردلان امیری، جواد جعفری، جواد روشندل، یزدان تمنا، مجتبی برسام، رسول جعفری، محمد حسین جعفری

اصفهان:  داوود حاجتی، حمیدرضا دهخدا، حسن دهقانی، امیرحسین محمدی، رضا جهانگیری، سپهر افرازه، اسماعیل رضایی، فیروز محرابی، پرستو نام آور، مهین بهروز، مینا امیرزاده، صادق پرورش، حمدالله سلیمان، حامد برجیس، کیارش صفری، محمود لک، متین گلی، امیر فولادی قادی، سجاد گرجی،  مهدی معصومی، مهران نیایش، سیدپرویز محمدی، شهباز شجاعی

بابل: مجتبی هاشم پور

بندرعباس: فهیمه نوری

بهبهان: نورالدین عبدلی

تهران: محمد محمدی، محسن نمازی، شیوا رحیمی، امیرعباس مزروعی، محمد رضایی، حمید رحیمی،  محمدرضا خبیری، امیرعلی قنبرزاده، محمد سام کیانی، یوسف مهربان، رضا رستمی، مهدی جدیدی، امیرعلی ترکمان، اشکان اصانلو، صبا زنده‌دل، محمدجواد سعادت‌پور، معین نصیری، محمدرضا حسنی، مختار هدایت، محمد خضری، علی عبداللهی، علی لوک، شهرام ترک،  مسعود یوسلیانی، پدرام خالویی، امیرحسین سعیدی، سامان یوسفی، پیمان خواجه علی، محمدرضا امیری، علیرضا نصیری، جواد حیدری، علی پزشکی، مسعود رضا بختیاری، حسن تائبی، مسعود کریم، علی اصغر استخر، آنیلا ابوطالبیان، امیرعلی منصفی، طاها سلیمانی، ، مصطفی جعفری، محمدرضا مسکین‌نواز، مرتضی رفیعی، مهدی امین قشقایی، محمدرضا حسن آبادی،

خرم آباد: رضا عزتی

چالوس: علی اکبر پیلتن، امیرحسین نصرتی، سیدرضا حسینی فر، سعید رستم آبادی

رشت: پیام بایر، افسانه مهدی‌نژاد، علیرضا منجی‌آزاد،  سودا اکرمی فرد، مسعود رضایی، همایون رنجبر، صادق یوسفی، عرفان تقی‌زاده

رفسنجان: رضا نوروزی

زاهدان: میلاد باغ فلکی

زاینده رود: حمید شیرمحمدی

شهریار: مجتبی روتیوند، امیرحسین قراگزلی، یزدان روایی، محمود داماد، محمد امین غلامی، اشکان شوشتری

شفت: الهام بهرامی

فارس: عارف براتی، علی الماسی، ایمان میرشکاری

فشافویه: جواد ضابط لقایی، علیرضا حضوری، عرفان حسن نژاد

فردیس: ، علی باغبان، علیرضا موسی‌نیا، امیر زمردی، عرشیا رضایی، فرهاد ربیعی، خداداد الفتی، مسعود صیفوری، محمد فراهانی، محمدحسین حسین‌زاده، محمد جهاندیده، محسن شریف کاظمی، پدرام ذوالفقاری

قزوین: ، رضا انصاری، محسن آراستی، علی ورکباری، حمزه زینلی، مرتضی چگینی، حسین فرضعلی، پیمان میانه‌ساز، نیما عباسی، ناهید واعظ،  یوسف شیخها

قصر شیرین: عباس حسینوند

قلعه حسن خان: احمد رعنایی، علیرضا شهسوار، کیارش کریمدادی

کرمانشاه: دیاکو سخایی،  سیروس حرب گین،  خبات کاکایی، میلاد خدمتی، مجتبی بیگی، محمد جعفری، محمدمتین باقری، رضا نادری

گرگان: محمد رسول جعفری، فریبا باباجانی، تینا حسینی، اسرا طاووسی نیا، فاطمه تاجیان، هادی فدایی، روح‌الله منصوری  شهرام باغیان، امیر حسین دونلو

گلپایگان: بهزاد عباسی

گنبد کاووس: امیر محمد معصومی

مشهد: ابوالفضل حبیب زاده، امیررضا غلامی پور، جواد نقی زاده،  علیرضا نوری، فضائل بالو،  امیرحسین امیری وفا، مهدیار پژم، ساناز موسوی، معین سغوری، داوود صفایی، مهدی صبوری، علی سهروردی، مهدی شبانی، جواد صفریان، ایمان بهادری، امید باقری

نامشخص: ماهان عبیدی، علیرضا خوارزمی، اسماعیل خروشا، ایوب صفرعلی، مهرزاد مسعودی فر، طاهر شریفی، مهدیه عباسی، هاجر عشاقی، روح الله شیخی، محمدباقر دربندی، مازیار مودت، سروش حمیدی، عباس عزیزپور، صدرا بهشتی، احمد خدابنده، احمد علیجانی، اکبر دیده بان، محمدجواد فریادیان، روح الله نوبری، امیر هاشمی، منصور عزیز، مجید سلیمانی راد، شروین جعفریان

اعتراضات سراسری ۱۴۰۴و محدودیت دسترسی به اطلاعات

با گذشت هفته‌ها از اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، فضای امنیتی همچنان برقرار است. بازداشت‌های گسترده و محدودیت‌های ارتباطی، مسیر اطلاع‌رسانی درباره جانباختگان راه آزادی را دشوار کرده است. در چنین شرایطی، شمار واقعی جانباختگان راه آزادی همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است. این ابهام، بخشی از همان چرخه‌ای است که ناظران از آن با عنوان چرخه سرکوب و انکار یاد می‌کنند.

اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، به‌گفته ناظران، نشان‌دهنده شکافی عمیق میان جامعه و ساختار حاکم است. این شکاف در خیابان‌ها آشکار شد، اما پیامدهای آن به عرصه اطلاع‌رسانی و مستندسازی نیز کشیده شد. نهادهای حقوق بشری هشدار داده‌اند که بدون شفافیت و پاسخ‌گویی، چرخه اعتراضات سراسری و سرکوب ادامه خواهد یافت. ثبت نام جانباختگان راه آزادی تلاشی برای قطع این چرخه است.

الگوی برخورد با اعتراضات سراسری در سال‌های گذشته نیز مشابه بوده است. هر بار، جانباختگان راه آزادی در مرکز روایت‌های متضاد قرار گرفته‌اند. این‌بار اما تلاش برای مستندسازی منسجم‌تر و هماهنگ‌تر شده است. شبکه‌های اطلاع‌رسانی مستقل و منابع میدانی، نقش مهمی در گردآوری اطلاعات ایفا کرده‌اند.

سارا برومند را موتورسوار یگان‌ويژه کشت؛ در آغوش مادر جان داد

۳ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

جمهوری اسلامی از شروع اعتراضات مردمی در دی۱۴۰۴ این اعتراضات را به «سرویس‌های جاسوسی و امنیتی خارجی» نسبت داده است. در تبلیغات نظام، نیز مردم معترض همواره «فریب‌خورده» یا «عامل بیگانه» خطاب شده‌اند. اما بررسی‌های «ایران‌وایر» و سازمان‌های حقوق‌بشری نشان می‌دهند که اکثریت قریب‌به‌اتفاق جان‌باختگان از مردم عادی هستند که فقط برای اعتراض به شرایط موجود دست به اعتراض زده‌اند. در بسیاری مواقع هم جان‌باختگان کودکانی بوده‌اند یا افرادی که در مجاورت تظاهرات زندگی می‌کرده‌اند یا فقط برای دیدن آن به خیابان رفته بودند. این گزارش روایت قتل «سارا برومند» است؛ زن جوان جان‌باخته‌ای که می‌گویند مثل گلی بود که خدا آورده باشد. 

 روی سنگ مزارش نوشته‌اند: «اندوهگین مباش سرزمین من، در شکاف زخم‌های تو، بذر گل کاشته‌ام، تو روزی گلستان خواهی شد» و تصویری از سارا بر بالای سنگ مزار نصب شده است با بال‌هایی گشوده. «سارا برومند» متولد سال ۱۳۷۶ بود. جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ با مادرش از درمانگاه به خانه بازمی‌گشت که مامور موتورسوار یگان‌ویژه دنبالش کرد، از فاصله‌ای حدودا پنج متری، با سلاح ساچمه‌ای سر و گردنش را هدف گرفت و سارا، مادر پسر خردسال سه‌سال‌ونیمه را کشت. در آغوش مادرش جان داد. زن جوانی که دو سال مانده بود تحصیل خود را در رشته «حقوق» به پایان برساند، هنرمند بود. نزدیکان و رفقایش، شامگاه پنج‌شنبه ۳۰بهمن، در محل کشته‌شدن سارا، برایش شمع روشن کردند، گل ریختند و یادش را گرامی داشتند.

سارا مادر بود. مادر یک پسر خردسال سه‌سال‌ونیمه که حضانتش با پدرش بود اما حالا مادرش را بیش از پیش کم می‌آورد. در رشته ژنتیک تحصیل می‌کرد. اما شغل پدرش که وکالت است، باعث شد که تغییر رشته دهد و در دانشگاه «زرقان» به تحصیل در رشته حقوق بپردازد. دو ترم مانده بود که تحصیلاتش به پایان برسد. صبح‌ها درس می‌خواند، شب‌ها برای مبل‌سازان، رومبلی می‌دوخت. دوره بافت مو هم دیده بود. در میانه تحصیل و هنر، در سالن زیبایی به بافت مو مشغول بود.

جمعه شب وقت دکتر داشت. با مادرش راهی «درمانگاه شرکت نفت»  شیراز شد. ساعت ۱۹:۰۱ دقیقه توسط پزشک درمانگاه شرکت نفت معاینه شد و داروهایش را هم گرفت. داروخانه یکی از داروهایش را نداشت، با مادرش به‌دنبال دارو در شهر به‌ راه افتادند. رسیدند به ابتدای بلوار نصر، کلبه. تجمع اعتراضی شروع شده بود. سارا و مادرش همان‌جا متوقف می‌شوند. ده خودروی شخصی و ضدشورش به همراه ده موتور یگان‌ویژه از راه می‌رسند. تک‌سوارهای موتور پیاده می‌‌شوند. موتورسواران با اسکورت پیاده‌نظام‌ها به آرامی حرکت می‌کردند. نیروهای پیاده‌ یگان‌ويژه زیر خودروها سرک می‌کشیدند تا مبادا معترضی پنهان شده باشد. تیراندازی‌ها شروع می‌شود. سارا به سمت ایستگاه اتوبوسی که سر «کلبه» است می‌دود، یکی از موتورسوارهای سبزپوش یگان‌ویژه او را دنبال می‌کند، حدودا به پنج متری سارا که می‌رسد، سلاح ساچمه‌ای را در می‌آورد و از ناحیه راست، او را هدف قرار می‌دهد. ساچمه‌ها پیشانی، گردن و سینه سارا را می‌شکافند.

مادر سارا همان‌جا بود، دخترش خونین روی زمین افتاده بود. خطاب به ضارب می‌گوید که لااقل دخترش را به درمانگاه «مهر» در همان نزدیکی، برسانند. ضارب پاسخ می‌دهد: «اگر می‌خواستم برسانمش درمانگاه که نمی‌زدمش.»

سارا در آغوش مادرش جان می‌دهد.

از لحظه شلیک به سارا تا وقتی چند نفر به کمک می‌آیند، شش دقیقه زمان می‌گذرد. سارا را به درمانگاه مهر منتقل می‌کنند و از آن‌جا به بیمارستان. مادر سارا، خودش پیکر دخترش را تا بیمارستان می‌برد، به این امید که شاید بتوان او را نجات داد. اما سارا تمام کرده بود. بیمارستان پیکر سارا را تحویل می‌گیرد و در سردخانه جای می‌دهد.

برادر سارا با شنیدن جان دادن خواهر، حالش رو به وخامت می‌گذارد. او را هم زیر اکسیژن بستری می‌کنند.

پنج روز دوندگی برای تحویل پیکر، جواز دفن و خاکسپاری 

سارا از آغوش مادر به بیمارستان تحویل داده شد، اما دریافت پیکرش، روزها و ساعت‌ها دوندگی در پی داشت. نه پیکرش را تحویل می‌دادند و نه جواز دفن صادر می‌شد. دادستانی، کلانتری، شورای تامین، دادسرا، پزشکی قانونی، بیمارستان، آگاهی، و هر آن مرجعی را که وجود داشت، زیر پا گذاشتند. از گرفتن تعهد برای برگزاری مراسم بدون جمعیت زیاد و به‌شرط سر ندادن شعار، تا پیشنهاد ثبت نام سارا به‌عنوان «شهید»، آن‌ها فقط پیکر دخترشان را می‌خواستند تا به خاک بسپارند.

حتی آمبولانس هم نبود. تنها پاسخی که دریافت می‌کردند، تماس با سامانه ۱۵۳۰ بود. از این سامانه هم جواب می‌شنیدند که باید مجوز داشته باشند. مجوز را هم که نهادهای امنیتی باید صادر می‌کردند. برای انتقال پیکر سارا از سردخانه به پزشکی قانونی هم نیاز به مجوز نهادهای امنیتی بود. پیکر سارا پنج روز در سردخانه بیمارستان ماند. پنج روز خانواده و نزدیکانش بی‌پیکر و بی‌مزار سوگواری کردند.

بالاخره سه‌شنبه ۲۳دی، مجوز داده شد، آمبولانس پیکر سارا را از بیمارستان به پزشکی قانونی منتقل کرد. در شورای تامین نیروهای امنیتی گفتند خاکسپاری نباید به پنج‌شنبه و جمعه بیافتد. می‌خواستند خاکسپاری را باز هم به تعویق بیاندازند. نیمه‌شب شده بود که مجوز دفن صادر شد. تا بالاخره، پیکر سارا برومند، چهارشنبه ۲۴دی به خاک سپرده شود.

نیروهای امنیتی اجازه خاکسپاری سارا را در شیراز و مرودشت زادگاه پدرش، صادر نکردند. پیکرش را ۴۵کیلومتر دورتر از شیراز، در روستای «دودج» داریان که «امام‌زاده ابراهیم» در آن‌جاست، به خاک سپردند. بر مزارش دف نواختند، برایش دست زدند، و بالاخره سارا در خاک آرمید.

شکایت، پاسخگو نبودن مراجع، حضور نیروهای امنیتی سپاه بر مزار 

بنابر اطلاع «ایران‌وایر»، ضارب سارا برومند، نیروی موتورسوار یگان‌ویژه است. با لباس سبز و کلاه‌. چهره‌اش دیده شده و قابل شناسایی است. اما مرجعی در مقابل ادله موجود پاسخگو نیست. سارا به‌عنوان معترض هم در اعتراضات شرکت نداشت. مدارک پزشکی او که در چه ساعتی مورد معاینه پزشک قرار گرفته و چه زمانی داروهایش را از کدام داروخانه تحویل گرفته هم موجود هستند.

نام سارا برومند در نخستین فهرست دولت «مسعود پزشکیان» که از کشته‌شدگان اعتراضات منتشر کرده است، وجود ندارد. پرونده سارا ابتدا در شعبه ۸ دادسرای جرایم امنیتی جریان داشت. قرار عدم صلاحیت زدند. سپس پرونده به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای نظامی ارسال شد. هفته گذشته ابلاغیه ارسال شد. در نهایت بازپرس پرونده به صراحت گفت که امکان احضار، بازجویی و محاکمه وجود ندارد: «به‌هر حال آن شب شرایط جنگی بوده. در جنگ هر اتفاقی ممکن است بیفتد.»

یعنی پیگیری نکنید و محلی برای شناسایی قاتل نیست. پرونده سارا همچنان باز است اما طبق اطلاع ایران‌وایر، هیچ قراری تاکنون صادر نشده است.

با گذشت چهل روز از کشته‌شدن سارا، هنوز حضور سنگین نیروهای امنیتی حتی بر مزار او هم احساس می‌شود. پنج‌شنبه‌ها، دوستان و نزدیکان سارا به مزار او می‌روند. نیروهای امنیتی هم حضور دارند.

بنابر اطلاع ایران‌وایر، نیروهای امنیتی از سوی نهاد سپاه پاسداران با حکم ماموریت، وظیفه دارند که حتی مزار او را هم سرکشی کنند و فیلم بگیرند. وقتی برای سارا در مسجد مراسم سوگواری برگزار شد، نیروهای امنیتی پیاده و سواره، از آغاز تا پایان مراسم، گرداگرد مسجد چرخ می‌زدند.

برای سارا برومند، زنی هنرمند و سخت‌کوش

از همان کشته‌شدن سارا، اساتید دانشگاه، هم‌کلاسی‌هایش و نزدیکانش برایش سنگ‌تمام گذاشتند. از روز نخست تا همین چهلمی که گذشت، هم در خانه، هم سر مزارش، هم حتی برای تشییع پیکرش حضور داشتند.

می‌گویند سارا سخت‌کوش بود. درس می‌خواند و همیشه معدلش ۲۰ بود. یک صفحه اینستاگرام داشت که در آن مدل‌های بافت‌مو را منتشر می‌کرد. دختری مودب، باشخصیت و بسیار مهربان که حتی در فامیل هم می‌گفتند «گلی بود که خدا او را آورد.»

در آن شب کشتار اما،‌ نیروی یگان‌ویژه دستور داشت که بکشد. سارا را  هم کشت. پسرش را بی‌مادر، برادرش را بی‌خواهر، خانواده‌اش را بی‌دختر کرد. حالا جای خالی او کنار رفقایش، در کلاس‌های دانشگاه تا خانه خانوادگی‌اش، آغوش مادرش و آغوش مادری‌اش برای پسرش، به داغ و سوگی عمیق تبدیل شده است.

بازداشت توام با خشونت خاله‌ها و دیگر نزدیکان سورنا گلگون در شهسوار

۳ اسفند ۱۴۰۴-ایران وایر

بر اساس اطلاعات رسیده به «ایران‌وایر»، روز یک شنبه ۳اسفند۱۴۰۴ نیروهای امنیتی لباس شخصی با صورت‌های پوشیده با ماسک و اسلحه به منزل و محل کار دو خاله «سورنا گلگون» یورش برده و با اعمال خشونت، ضرب و شتم، تهدید حاضران با سلاح گرم و خسارت به محل آن دو را بازداشت کرده‌اند.

ماموران حکم دادستانی برای بازداشت «سمیرا کردی» و «آذین کردی» داشتند.

هر دو خاله سورنا پرستار هستند. ماموران به بیمارستان محل کار آذین کردی یورش برده و او را بازداشت کرده‌اند.

سمیرا کردی، خاله دیگر سورنا نیز با یورش ماموران به منزلش بازداشت شده و ماموران در زمان بازداشت ضمن ضرب و شتم اعضای خانواده آن‌ها را با سلاح گرم تهدید کرده‌اند.

هم‌زمان ماموران با حکم دادستانی به منزل مادربزرگ سورنا گلگون یورش برده و با شکستن در شماری از اعضای خانواده گلگون را بازداشت و تلفن‌های همراه ایشان را ضبط کرده‌اند.

«سورنا گلگون» جمعه ۱۹دی۱۴۰۴ در اعتراضات شهسوار با تیر جنگی به قتل رسید.

پیشتر ایران‌وایر دریافته بود که خانواده او به شدت تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته‌اند.

دو عموی سورنا گلگون از کشته شدگان جنگ ایران و عراق هستند.

روز جمعه اول اسفند امام جمعه شهسوار خواهان اعمال فشار بر خانواده گلگون شده بود به این بهانه که چرا تصویر سورنا که به گفته او «اغتشاش‌گر» بوده را در کنار تصاویر عموهای او که از آن‌ها با عنوان «شهدا» یاد شده قرار داده‌اند.

نهادهای امنیتی پیش از این به خانواده گلگون اعلام کرده بود که سورنا را «عوامل موساد» کشته‌اند.

خانواده سورنا تحت فشارهای امنیتی بودند تا مقابل دوربین‌ جمهوری اسلامی طی اعترافی اجباری اعلام کنند که این روایت را تایید کنند.

خانواده گلگون پیشتر اعلام کرده بودند: «هر مصاحبه‌ای با خانواده درجه یک سورنا در جهت اعلام این شهیدسازی به‌نفع نظام جمهوری اسلامی، صرفا یک اعتراف اجباری است.»‌

۱۴۰۴-۱۲-۰۳

زنکشی؛ گزارشی از قتل فاطمه خانچه توسط هسمرش در کهنوج استان کرمان

۱ اسفند ۱۴۰۴-هه نگاو

یک زن جوان با هویت فاتمع خانچه با سلاح گرم در شهرستان کهنوج از توابع استان کرمان توسط همسرش کشته شد. انگیزه قاتل از ارتکاب جرم تحت عنوان “اختلافات خانوادگی” اعلام شد.

بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز چهارشنبه ۲۹ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ (۱۸ فوریه ۲۰۲۶)، یک زن حدوداً ۳۰ ساله به نام فاطمه خانچه و مادر دو فرزند در شهرستان کهنوج استان کرمان ، با شلیک اسلحه توسط همسرش کشته شد.

حسین ناوکی همسر ممقتول ساعتی پس از ارتکاب جرم توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است.

به گفته منابع آگاه، فاطمع خانچه در حوزه موسیقی فعالیت داشته و  به دلیل اختلافات خانوادگی توسط همسرش با دو گلوله سلاح کلت کمری به قتل رسیده است.

گزارش ویژه دوم هه‌نگاو:شکنجه‌های جنسی از طریق بازجویان زن برای مردان و بازجویان مرد برای زنان، تهدید به اعدام و دادگاه‌های صحرایی

۱۹ بهمن ۱۴۰۴-هه نگاو

جمهوری اسلامی ایران در بیانیه‌های تهدیدآمیز خود در روز جمعه ۱۹ دی ماه نیز تصریح کرده بود که معترضان را به چشم «محارب»، «تروریست» و «جاسوس دشمنان خارجی» خواهد دید و به پرونده‌های آن‌ها سریعاً «رسیدگی» خواهد کرد. راویان متعدد بازداشتی به هه‌نگاو گفته‌اند که در اعتراف‌های خود باید می‌گفتند که از مواد مخدر استفاده کرده‌اند، از سرویس‌های خارجی، احزاب، موساد و رسانه‌های خارج از کشور پول یا مأموریت دریافت می‌کرده‌اند.
در همین رابطه راوی دیگری که زنی ۳۲ سالەایست به هه‌نگاو گفت: «با طناب و دریل و قلاب وارد شدند و با اشارە بە سقف گفتند که اعدامتان می‌کنیم. به من گفتند با موساد کار می‌کنی. ضمناً می‌گفتند که از احزاب کوردستان برای فعالیت‌هایم پول گرفتم. تلاش زیادی بود به خارج از ایران وصلم کنند. آب سرد رویم می‌ریختند، بسیار از شکنجه‌های جنسی استفاده می‌کردند. مداوم صدای آدم‌هایی که شکنجه می‌شدند را می‌شنیدم. حتی کودک ۱۲ ساله نیز در میان بازداشتیان قرار داشت. آن‌قدر آدم زیاد بود که نمی‌توانستیم پاهایمان را دراز کنیم»

هه‌نگاو از طریق مصاحبه‌های متعدد با بازداشتیان دریافته است که پس از بازداشت به سرعت چک می‌شدەاند که آیا آنها به همراه خود گوشی‌های موبایل دارند و اگر دارند آیا فیلمی در این گوشی‌ها از اعتراضات وجود داشته است یا خیر، در صورت عدم همراه داشتن موبایل به سرعت به دادگاه انقلاب فرستاده می‌شدند، اما در صورت داشتن گوشی و فیلم داخل گوشی‌ها در بازداشتگاه‌های رسمی و غیررسمی برای اخذ بازجویی و اعتراف علیه خود نگه داشته شده و شدیدا شکنجه می‌شدند.

همه بازداشتیانی که با هه‌نگاو گفت‌وگو کرده‌اند، با ارائه وثیقه‌های سنگین پس از روزها و هفته‌ها شکنجه و اعتراف‌گیری آزاد شده و برخی از آن‌ها به زودی نوبت جلسات دادگاهشان فرا خواهد رسید. برخی از آن‌ها به هه‌نگاو گفته‌اند که گوشی‌های موبایلشان در مصادرە نهادهای امنیتی قرار دارد و بە آنها پس دادە نشدە است.

راوی دیگر مرد جوان ۲۲ ساله‌ایست، او نیز از وجود راویان اطلاعی ندارد و به هه‌نگاو گفته است: «من در یک خانه مسکونی بازداشت بودم. نمی‌دانم بازجویانم چه کسانی بودند. مرا بسیار کتک زدند. تهدید کردند اما آنچه بیشتر از همه آزارم می‌داد بازجوی زنی بود که مرا شکنجه جنسی داد. مجبورم می‌کرد پایش را ببوسم. تحقیرم می‌کرد، فحاشی شدید. چندین و چند بار مرا مجبور کرد که پایش را ببوسم. حتی شلوار مرا پایین کشیدند و تهدید به تجاوز جنسی کردند»

برخی از بازداشتیانی که با هه‌نگاو در تماس بوده‌اند اعلام کرده‌اند که پیش از بیان تجربه‌های خود با این سازمان حقوق بشری قصد داشته‌اند زندگی خود را به پایان برسانند.
سازمان حقوق بشری هه‌نگاو همچنین نسبت به اعمال گسترده خشونت جنسی در این دور از بازداشت‌ها هشدار داده و بر این اساس حال روانی بازداشتیان را وخیم ارزیابی می‌کند و از جامعه مدنی ایران و جامعه بین‌المللی می‌خواهد نسبت به دسترسی روان‌شناسان امن به این بازداشتیان اقدام فوری انجام دهد.
بر اساس یافته‌های هه‌نگاو جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ با بازداشت‌های گسترده و اعمال روش‌های فراقضایی حتی نسبت به دستگاه قضایی خود این حکومت و استفاده حداکثری از انواع شکنجه در بازداشت‌گاه‌هایی که بعضاً حتی مکانشان روشن نیست و بازجویان و مأموران آن از مصونیت قانونی برخوردار هستند، در حال دست زدن به ابعاد دیگر و گسترده‌تری از جنایت است.

بر طبق آمار و اسناد موجود در مرکز آمار سازمان حقوق بشری هه‌نگاو از آغاز اعتراضات سراسری اخیر در ایران بیش از چهل هزار شهروند در شهرهای مختلف توسط نهادهای امنیتی بازداشت شده‌اند که تاکنون هویت ۲۵۰۰ تن از آن‌ها برای هه‌نگاو احراز شده است که در میان آن‌ها ۱۸۶ زن و ۲۱۸ کودک زیر ۱۸ سال وجود دارد. همچنین هه‌نگاو تا کنون ۱۲۷۰ تن از جان‌باختگان این اعتراضات را احراز هویت کرده است که در میان آن‌ها ۱۲۵ زن و ۹۳ کودک زیر ۱۸ سال هستند.

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو در رابطه با عدم شفافیت دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران در رابطه با تعداد، اسامی و مکان بازداشتیان، استفاده از شکنجه‌های جسمی، روانی و جنسی برای درهم شکستن معترضانی عموماً جوان و بی‌تجربه در بازجویی‌ها، همچنین در رابطه با اعمال فشار به خانواده‌ها برای عدم اطلاع‌رسانی هشدار جدی می‌دهد و از خانواده‌ها و دوستان افراد بازداشتی می‌خواهد نسبت به بازداشت اعضای خانواده و آشنایان خود به سازمان‌های حقوق بشری اطلاع‌رسانی کنند.

گزارشی از بازداشت ۷ شهروند و پخش اعترافات اجباری یک زن

۲۶ اسفند ۱۴۰۴-هرانا خبرگزاری هرانا – رسانه های داخلی از بازداشت هفت شهروند از جمله در تهران به دلیل آنچه حمایت از گروه‌های مخالف نظام و کش...