
۲۱ بهمن ۱۴۰۴-ایران وایر
بر اساس اطلاع «ایرانوایر»، «فرشته رجبی آقباش»، معترض ۴۱ساله و مادر دو نوجوان ۱۴ و ۱۸ساله، ۱۹دی۱۴۰۴ با شلیک گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی به قفسه سینهاش کشته شده است.
فرشته، حسابدار یک آرایشگاه در تهران بود و حدود ساعت ۱۰شب، نوزدهم دی، در خیابان قزوین تهران، محدوده امامزاده حسن هدف گلوله ماموران حکومت قرار گرفت. پیکر او سهروز بعد با فشار و آزار و تهدید خانواده به آنها داده شد و در بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد.
یک منبع مطلع به ایرانوایر میگوید که او از سال ۱۴۰۱ که پس از کشته شدن «ژینا (مهسا) امینی» در بازداشت گشت ارشاد به خیابان رفت، معترض ماند و همیشه در اینستاگرام پستها و استوریهای اعتراضی از جمله در حمایت از خاندان پهلوی میگذاشت. ایرانوایر توانسته محتوای بعضی از پستها و بازنشرهای او را در اینستاگرام رویت کند. فرشته متولد ۲۵آبان ۱۳۶۳، معترض ماند تا روز جمعه ۱۹دی، کشته شد.
نامش را بگو؛ فرشته رجبی آقباش گلوله سینهاش را شکافت، از شدت خونریزی ایست قلبی کرد
بر اساس اطلاعاتی که به ایرانوایر رسیده، گلوله ماموران حکومت، سمت راست سینه فرشته رجبی آقباش را هدف گرفته و از پشت از بدن او خارج شده است. بعد از اصابت گلوله، مردم او را به بیمارستان لقمان حکیم در حوالی میدان قزوین در جنوب تهران میرسانند، اما از خونریزی زیاد ایست قلبی میکند: «دکترها خواستند احیایش کنند ولی خب تلاششان بیهوده بود. یک نفر از نزدیکان با چشم دیده بود که فرشته را به سردخانه بردند، اما سه روز خانواده را سر دواندند و با مراجعههای مکرر، بالاخره پیکرش را تحویل دادند.»
به گفته این شخص نزدیک به خانواده، ماموران از خانواده خواستهاند که «شهید» اعلامش کنند: «هنوز چند روز یک بار به خانوادهاش از بنیاد شهید زنگ میزنند که بیایم برای تسلیت و مصاحبه، که قبول نکردهاند. ولی متاسفانه صدا و سیمای جمهوری اسلامی بین شهدای خودشان اسمش را بدون هماهنگی با خانواده اعلام کردند. یک پستی هم سازمان مجاهدین خلق گذاشته بود که اسم فرشته را بین کشتهشدهها گذاشته بود. فرشته معترض بود و راهش معلوم بود، آزادی ایران و نجات مردم ایران.»
میگفت میروم برای آینده بچهها
یک شخص نزدیک به خانم رجبی آقباش به ایرانوایر میگوید که او «مهربان» بوده و همیشه حواسش بوده کسی را آزرده نکند: «سرزنده بود، شادی را بلد بود. همسر بودن، فرزند بودن، خواهر بودن، مادری کردن را بلد بود. زندگی را بلد بود. حیف بود جانش را بگیرند. خوش قلب و فداکار بود. نه اینکه چون کشته شده این حرف را بزنم، واقعا زندگی کردن و مراقبت کردن از همنوعانش را بلد بود.»
به گفته او، حتی افرادی که خیلی به او نزدیک نبودند میگویند که احساس میکنند یک تکه از وجودشان گم شده و جای خالیاش همیشه احساس میشود.
این فرد آگاه درباره شبهایی که فرشته برای اعتراض خیابانی رفته بود نیز میگوید: «میگفت من میروم برای آینده بچههای خودم و همه بچهها. نمیگذاشت جوانها بروند. ۱۸ و ۱۹دیماه و اگر اشتباه نکنم جمعه ۱۲دی ماه رفته بود جاهایی مثل آریاشهر، ستارخان، آزادی و شب آخر هم که این اتفاق برایش افتاد تهران منطقه ،۱۷ خیابان قزوین ابتدای خیابان امامزاده حسن بود.»